استقامت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط
{{نبوت}}
| موضوع مرتبط = استقامت
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل  = استقامت
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[استقامت]]''' است. "'''[[استقامت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[استقامت در قرآن]] - [[استقامت در حدیث]] - [[استقامت در فقه سیاسی]] - [[استقامت در معارف و سیره علوی]] - [[استقامت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[استقامت در قرآن]] | [[استقامت در حدیث]] | [[استقامت در نهج البلاغه]] | [[استقامت در اخلاق اسلامی]] | [[استقامت در معارف دعا و زیارات]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[استقامت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==واژه‌شناسی لغوی==
== معناشناسی ==
*این واژه از ریشه "ق و م" است و برای آن معانی مختلفی مانند [[اعتدال]]<ref>تاج العروس، ج۱۷، ص۵۹۲؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.</ref>، [[ثبات]] و مداومت<ref>النهایه، ج۴، ص۱۲۵.</ref>، استمرار<ref> الفروق اللغویه، ص۵۱؛ ترتیب العین، ص۶۹۴.</ref>، [[پایداری]]، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن<ref>لغت‌نامه، ج۶، ص۲۱۸۱؛ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۲۵۵.</ref> را بازگو کرده‌اند و معنای [[اعتدال]] شهرت بیشتری دارد<ref>القاموس المحیط، ج۲، ص۱۵۱۷؛ المعجم الوسیط، ص۷۶۸؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.</ref>.
این واژه از ریشه "ق و م" است و برای آن معانی مختلفی مانند [[اعتدال]]<ref>تاج العروس، ج۱۷، ص۵۹۲؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.</ref>، [[ثبات]] و مداومت<ref>النهایه، ج۴، ص۱۲۵.</ref>، استمرار<ref> الفروق اللغویه، ص۵۱؛ ترتیب العین، ص۶۹۴.</ref>، [[پایداری]]، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن<ref>لغت‌نامه، ج۶، ص۲۱۸۱؛ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۲۵۵.</ref> را بازگو کرده‌اند و معنای [[اعتدال]] شهرت بیشتری دارد<ref>القاموس المحیط، ج۲، ص۱۵۱۷؛ المعجم الوسیط، ص۷۶۸؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.</ref>. برخی گفته‌اند: [[استقامت]] همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف "س" و "ت" معنای آن را تأکید می‌کند<ref> غرائب‌التفسیر، ج۱، ص۴۳۵؛ رحمة من‌الرحمن، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.
*برخی گفته‌اند: [[استقامت]] همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف "س" و "ت" معنای آن را تأکید می‌کند<ref> غرائب‌التفسیر، ج۱، ص۴۳۵؛ رحمة من‌الرحمن، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.
*در معنایی جامع می‌توان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر [[قعود]] و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، [[استقامت]] با توجه به معنای‌طلبی باب استفعال، به معنای طلب [[قیام]] است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی به‌شمار می‌آید<ref>التحقیق، ج۹، ص۳۴۱؛ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref>.


==[[استقامت]] در [[قرآن]]==
در معنایی جامع می‌توان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر [[قعود]] و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، [[استقامت]] با توجه به معنای‌طلبی باب استفعال، به معنای طلب [[قیام]] است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی به‌شمار می‌آید<ref>التحقیق، ج۹، ص۳۴۱؛ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص 146.</ref>
*[[استقامت]] در مفهوم [[قرآنی]] آن اصطلاحی برای [[پایداری]] در [[دین]] و مسیر [[حق]] در برابر کژی‌هاست<ref>التحریر والتنویر، ج۱۱، ص۲۸۲.</ref>.
*اهل [[معرفت]] تعابیری چون "اهل [[استقامت]]" و "منزل [[استقامت]]" را که مرحله‌ای از مراحل [[سلوک]] الی اللّه است به‌کار می‌برند<ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۲۱۷؛ منازل‌السائرین، ص۴۲؛ مدارج‌السالکین، ج۲، ص۱۰۸.</ref>.
*در نظر [[عارفان]]، [[استقامت]] برزخی است بین پرتگاه‌های مخوف عالم تفرق و سدرة‌المنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است<ref>منازل السائرین، ص۴۲.</ref>.
*واژه [[استقامت]] به‌صورت مصدری در [[قرآن]] نیامده است؛ اما صورت‌های فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ [[آیه]]، مشتقات فعلی [[استقامت]] ۱۰ بار به صورت‌های "استقم"{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref> «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>، "استقیما"{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>، "استقیموا"{{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}<ref> «پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref> برای امر به [[استقامت]]، و به گونه "یستقیم"{{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref> «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref> و "استقاموا" {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref> «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷ </ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا...}}<ref> «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید...» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref> برای بیان آثار [[استقامت]]، استعمال شده است.
*در ۳۷ [[آیه]] دیگر نیز واژه "مستقیم" که اسم فاعل مصدر [[استقامت]] است کاربرد دارد؛ از جمله در {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بر راهی راست» سوره یس، آیه ۴.</ref> و {{متن قرآن|وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.</ref>.
*بیشتر مباحث [[قرآنی]] [[استقامت]] مربوط به ۹ آیه‌ای است که متضمن مشتقات فعلی [[استقامت]] است. در این [[آیات]] جز [[آیه]] {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref> که به موضوع [[استقامت]] در [[عهد]] و [[پیمان]] پرداخته سایر [[آیات]]، [[استقامت]] را در مورد [[توحید]] و سیر به سوی [[خدا]] مطرح کرده است.


==[[استقامت]] در تفسیر==
== [[استقامت]] در [[قرآن]] ==
*همان‌گونه که واژه‌پژوهان برای [[استقامت]] چندین معنا برشمرده‌اند [[مفسران]] نیز در معنا و [[تفسیر]] آن معانی [[اعتدال]]، و [[دوری از افراط و تفریط]]<ref>روح‌المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۳۷.</ref>، [[ثبات]] و دوام<ref>جامع البیان، مج ۷، ج۱۱، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶.</ref>، و طلب [[قیام]]<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷.</ref> را بازگو کرده‌اند.
[[استقامت]] در مفهوم [[قرآنی]] آن اصطلاحی برای [[پایداری]] در [[دین]] و مسیر [[حق]] در برابر کژی‌هاست<ref>التحریر والتنویر، ج۱۱، ص۲۸۲.</ref>.
*[[تفسیر]] [[استقامت]] به طلب [[قیام]] به این صورت است که [[انسان]] در حال [[قیام]] و ایستادن در متعادل‌ترین حالت و مسلط بر توانایی‌ها و کارهای خود است و این تسلط [[انسان]] را به شخصیت و [[شأن]] انسانی خود می‌رساند تا بتواند کارهای مناسب با استعداد انسانی خود را انجام دهد. به این جهت، از متعادل‌ترین حالت هر چیز به‌گونه‌ای که امکان نمایان شدن همه آثار و توانایی‌های آن وجود داشته باشد، به‌صورت استعاره با واژه "[[قیام]]" یاد می‌شود، بنابراین، [[قیام]] عمود، این است که به‌صورت طولی برافراشته گردد و [[قیام]] [[عدل]] به [[گسترش عدالت]] در [[زمین]] است.
*[[استقامت]] نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب [[قیام]] و استدعای [[ظهور]] همه آثار و [[منافع]] است. نمایان شدن همه ویژگی‌ها و آثار هر پدیده‌ای نیز به حسب [[توانایی]] و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ به‌طور مثال، [[استقامت]] طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به [[گمراهی]] نینداختن رهرو، و [[استقامت]] [[انسان]] در امری آن است که شخص [[قیام]] به آن امر و [[اصلاح]] آن را از خود طلب کند، به‌گونه‌ای که کامل شود و [[فساد]] و [[نقص]] در آن راه نیابد، بنابراین، معنای [[استقامت]] در هر آیه‌ای با توجه به زمینه‌ای که [[استقامت]] در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند [[قیام]] به [[حق]] [[توحید]] در [[عبودیت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>، و [[ثبات]] بر [[ربوبیت]] [[حق]] در همه [[شئون]] [[زندگی]] و محافظت بر [[توحید]] در همه امور [[باطنی]] و ظاهری: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[قیام]] به [[وظایف دینی]]: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref> و شاید به همین جهت [[مفسران]]، تفسیرهای گوناگونی از [[استقامت]] در [[آیات]] مربوط ارائه کرده‌اند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.</ref>.
*براساس این [[تفسیر]]، [[استقامت]] مفهومی جامع‌تر از آنچه دیگر [[مفسران]] در معنای آن گفته‌اند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن به‌گونه‌ای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم [[اعتدال]]، [[صبر]] و [[ثبات]] در آن است، ازاین‌رو هر یک از این تعریف‌ها را می‌توان تعریف به لازم [[استقامت]] و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از [[استقامت]] دانست، زیرا [[صبر]] در لغت به معنای حبس [[نفس]] و [[بردباری]] در [[ناملایمات]] است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف [[استقامت]] که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در [[ناملایمات]] به کار گرفته نمی‌شود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد [[استقامت]] و [[صبر در قرآن]]، [[استقامت]] به معنای پافشاری و [[پایداری]] در اصل [[دین]] و [[ارزش‌های دینی]] و عدم [[انحراف]] از راه [[حق]] به بیراهه‌های [[کفر]] و [[شرک]] و [[نفاق]] است که بیشتر بعد [[فکری]] و [[عقیدتی]] در آن لحاظ شده است و [[صبر]] به معنای [[شکیبایی]] در برابر سختی‌های [[اطاعت]] و دشواری‌های [[مصائب]] و عدم تمکین در برابر [[طغیان]] شهوات است که بیشتر در [[مقام عمل]] متصور است<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.</ref>، افزون بر این، کاربرد [[استقامت]] و [[صبر]] در [[روایات]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref> به‌صورت قسیم یکدیگر و به‌صورت دو مفهوم جدا از هم، بر [[استقلال]] مفهومی هریک دلالت دارد. [[اعتدال]] هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز<ref>لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».</ref> و [[ثبات]] به معنای دوام شئ است<ref>التحقیق، ج۲، ص۵.</ref>.
*برخی گفته‌اند: [[ثبات]] ویژه [[امور مادی]] و [[استقامت]] مربوط به امور [[معنوی]] است<ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. ویژگی‌های معنایی واژه [[استقامت]] به همراه مفهوم [[قرآنی]] آنکه از زمینه طرح [[استقامت]] در [[آیات]] شکل می‌گیرد، [[پیوستگی]] این مفهوم را با مجموعه‌ای گسترده از [[آیات]] و مفاهیم [[قرآن]] نشان می‌دهد، زیرا تحقق [[استقامت]] در هر زمینه‌ای، افزون بر [[همراهی]] بااعتدال و [[صبر]] و [[ثبات]]، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، [[عوج]]، [[الحاد]]، [[فسق]] و [[فساد]] را می‌طلبد، ازاین‌رو [[مفسران]] "[[عدل]]"{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...}}<ref> «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> و "حنف"{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> «من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> را به [[استقامت]] معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریب‌القرآن، ص۳۸۸.</ref> و برخی، [[صبر]] و [[ثبات]] را در [[آیات]]، مرادف [[استقامت]] دانسته‌اند<ref>نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.</ref> و زیغ<ref>المیزان، ج۳، ص۲۳.</ref>، [[فساد]]<ref>مفردات، ص۶۳۶، «فسد».</ref>، [[فسق]]<ref>تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱  ۴۰۲، «فسق».</ref>، [[عوج]] و [[الحاد]]<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.</ref> را به خروج از [[استقامت]] تعریف کرده‌اند. مفهوم [[قرآنی]] [[استقامت]] نیز بدان سبب که همه [[آیات]] (جز یک [[آیه]]) در یک نگاه کلی [[استقامت]] را در زمینه "[[توحید]] و [[باور]] به [[ربوبیت خداوند]] و سیر به سوی او بر اساس این [[باور]]"، مطرح کرده و می‌توان از آن به "[[استقامت در دین]]" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون [[صراط مستقیم]]، [[هدایت]]، [[عبودیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[تقوا]] و هرآنچه لازمه [[دینداری]] است، پیوند دارد، زیرا [[استقامت]] در این مفهوم پس از پذیرش [[دین]] مطرح می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و [[استقامت]] به کمال رساندن مؤلفه‌های لازم [[دینداری]] چون [[هدایت]]، [[ایمان]]، [[عبودیت]]، [[تقوا]] و [[عمل صالح]] است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "[[صراط مستقیم]]" باید توجه داشت که [[انسان‌ها]] همگی در مسیری به سوی [[خداوند]] در تکاپو و حرکت‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref> و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه [[نعمت]] یافتگان: {{متن قرآن|أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>، [[غضب]] شدگان: {{متن قرآن|ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که بر ایشان خشم آورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> و [[گمراهان]]: {{متن قرآن|الضَّالِّينَ}}<ref>«آنان که گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> واقع می‌گردد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.</ref>. چون راه [[بندگان]] [[نعمت]] یافته [[خدا]] همان "[[صراط مستقیم]]" است که به سبب [[هدایت الهی]] حاصل می‌شود: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> و [[صراط مستقیم]] نیز چیزی جز [[بندگی خدا]] و [[دین]] نیست: {{متن قرآن|اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و استقامت‌کنندگان نیز بخشی از [[جامعه]] انسانی‌اند که بر مدار [[باور]] و راه [[توحیدی]] که همان [[عبودیت]] و [[دین حق]] است در حرکت‌اند، می‌توان گفت [[صراط مستقیم]] راه اهل [[استقامت]] است که [[خداوند]] آنان را [[بندگان]] [[نعمت]] یافته شناسانده است: {{متن قرآن|الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref>، بنابراین، [[شناخت]] ویژگی‌های [[صراط مستقیم]] و رهروان آن{{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بر راه راست» سوره یس، آیه ۴</ref>؛ {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.</ref> ما را به [[شناخت]] اهل [[استقامت]] می‌رساند، ازاین‌رو [[پیامبران]]، [[صدّیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحان]] که [[بندگان]] [[نعمت]] یافته خدایند اهل استقامت‌اند و هرکس پیرو [[خدا]] و [[رسول]] او باشد با آنان همراه می‌گردد و از استقامت‌کنندگان به شمار می‌آید: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.</ref>. این ویژگی‌های مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون [[هدایت]] و [[عبودیت]]، [[استقامت]] را در [[تعالیم قرآن]] و [[روایات]] [[دینی]] در [[جایگاه]] ویژه‌ای نشانده است، چنان‌که در [[قرآن]] دو بار به [[پیامبر اسلام]] [[فرمان]] به [[استقامت]] داده شده است: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و در ادامه یکی از این دو خطاب [[پیروان]] [[پیامبر]] نیز به [[استقامت]] [[مکلف]] شده‌اند: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>.
*از [[موسی]] و [[هارون]]{{ع}} نیز [[استقامت]] خواسته شده است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.
*افزون بر این موارد در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در [[روایات]] [[دینی]] هم [[دعوت]] به [[استقامت]] [[جایگاه]] گسترده‌ای دارد<ref>الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.</ref>.
*در بزرگی و دشواری [[استقامت]] از [[پیامبر اسلام]] [[روایت]] شده است که خطاب {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> آن [[حضرت]] را پیر کرده است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۵، ج۹، ص۷۱.</ref>. این [[سخن پیامبر]] را می‌توان بر اثر دشواری امر [[استقامت]] برای [[پیروان]] آن [[حضرت]] دانست، زیرا در آیه‌ {{متن قرآن| فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref> پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شورای، آیه:۱۵.</ref> [[پیامبر]] به تنهایی [[دعوت]] به [[استقامت]] شده است و چنین سخنی از آن [[حضرت]] [[روایت]] نشده است.


==موارد [[استقامت]]==
اهل [[معرفت]] تعابیری چون "اهل [[استقامت]]" و "منزل [[استقامت]]" را که مرحله‌ای از مراحل [[سلوک]] الی اللّه است به‌کار می‌برند<ref>الفتوحات المکیه، ج۲، ص۲۱۷؛ منازل‌السائرین، ص۴۲؛ مدارج‌السالکین، ج۲، ص۱۰۸.</ref>.
*یک [[آیه]] از ۹ آیه‌ای که مشخصاً به موضوع [[استقامت]] پرداخته [[استقامت]] را در زمینه [[عهد]] و [[پیمان]] مطرح کرده است: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref>«پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.</ref> و سایر [[آیات]] مربوط به [[استقامت]] در زمینه [[توحید]] و [[ایمان]] به [[ربوبیت]] و [[الوهیت]] [[خدا]] و سیر به سوی او ([[استقامت در دین]]) است. در یک [[آیه]] از این [[آیات]] ذکر بودن [[قرآن]] برای کسانی مفید دانسته شده که می‌خواهند اهل [[استقامت]] در [[حق]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.</ref> باشند: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>. سایر [[آیات]] در یک تقسیم کلی یا [[فرمان]] [[استقامت]] داده{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref> یا از آثار [[استقامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>.
*مخاطب یک [[آیه]] از ۴ آیه‌ای که [[فرمان]] [[استقامت]] داده همه [[انسان‌ها]] هستند. این [[آیه]] با بیان [[وحدانیت]] [[خدای سبحان]] خواهان [[استقامت]] [[بندگان]] در مسیر حرکت به سوی خداست: {{متن قرآن|أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>؛ اما سه [[آیه]] دیگر مشخصا بعضی از [[پیامبران]] را مخاطب قرار داده است. در دو [[آیه]] از [[پیامبر اسلام]] خواسته شده است همان‌گونه که به او [[فرمان]] داده شده، [[استقامت]] ورزد{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. ظاهر این [[آیات]] به روشنی خواهان [[استقامت]] بر مدار فرمان‌های [[خداوند]] است؛ اما [[مفسران]] مراد از فرمان‌ها را در این [[آیات]] متفاوت بیان کرده‌اند؛ بعضی این فرمان‌ها را چیزی غیر از [[قرآن]] می‌دانند که در این [[آیات]] [[خداوند]] [[پیامبر]] را [[مأمور]] اجرای آن کرده است<ref>روح المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷.</ref>؛ اما مفسرانی دیگر [[استقامت]] را ناظر به دستورهای [[قرآن]] می‌دانند که پیش از [[نزول]] این [[آیات]] بر [[پیامبر]] فرود آمده است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۸.</ref>.
*[[موسی]] و [[هارون]]{{عم}} دیگر [[پیامبران]] الهی‌اند که در [[قرآن]] [[مأمور]] به [[استقامت]] شده‌اند: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>. با توجه به عبارت {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعَانِّ}} که در ادامه [[آیه]]، [[موسی]] و [[هارون]] را از [[پیروی]] راه نادانان بر حذر می‌دارد می‌توان گفت که مراد، [[استقامت]] بر [[پیروی]] از راه خداست. برخی مقصود از آن را [[استقامت]] در [[دعا]] دانسته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. بعضی از [[مفسران]] با توجه به اینکه مخاطب سه [[آیه]] اخیر [[پیامبران الهی]] هستند و یکی از مهم‌ترین دستورهای [[خداوند]] برای آنان به انجام رساندن [[رسالت]] و [[ابلاغ]] [[پیام]] خداست، [[استقامت]] را، [[استقامت]] در [[تبلیغ دین]] و [[پیامبری]] هم می‌دانند<ref>کشف‌الاسرار، ج۴، ص۲۰۹، ۴۵۲؛ مجمع‌البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>.
*در میان دسته‌ای دیگر از [[آیات]] که آثار [[استقامت]] را در [[اندیشه]] و حرکت [[توحیدی]] بیان می‌کند دو آیه‌ای که [[استقامت]] در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الهی]] را مطرح می‌کند از شهرت بیشتری برخوردار است: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref> برخی، از کلمه {{متن قرآن|ثُمَّ}} که برای تراخی است استفاده کرده‌اند که باید در حال و [[آینده]] [[استقامت]] داشت و با [[استقامت]] از [[دنیا]] رفت<ref>لطائف الاشارات، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.
*[[آیه]] دیگر نیز [[استقامت]] در راه [[حق]]<ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۹، ص۱۴۱؛ روض الجنان، ج۱۹، ص۴۵۰.</ref>، [[ایمان]]<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>، و [[اسلام]]<ref>روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۱۵۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۳۰۸؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref> را مطرح کرده است: {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}<ref>«اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند...» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>. در روایاتی مقصود از [[آیات]] فوق، [[استقامت]] بر [[ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} دانسته شده<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۱۴۸؛ ج۲۴، ص۲۴  ۲۹.</ref>، چنان‌که [[صراط مستقیم]] نیز [[اهل بیت]]{{عم}} هستند<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۲۰  ۲۱.</ref>.
*[[آیات]] دیگری نیز به‌صورت غیر مستقیم به [[استقامت]] در اموری مانند [[جهاد]] پرداخته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> «ای مؤمنان! چون با دسته‌ای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>.


==آثار و موانع [[استقامت]]==
در نظر [[عارفان]]، [[استقامت]] برزخی است بین پرتگاه‌های مخوف عالم تفرق و سدرة‌المنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است<ref>منازل السائرین، ص۴۲.</ref>.
*در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که بخشی از آن، [[پاداش]] اهل [[استقامت]] در [[دنیا]] و پاره‌ای دیگر [[پاداش]] [[استقامت]] در [[آخرت]] است؛ اما ویژگی بهره‌مندی از [[ولایت الهی]]، در [[دنیا]] و [[آخرت]] شامل [[بندگان]] با [[استقامت]] می‌گردد: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>. می‌توان عبارت: {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ}} را از جانب [[ملائکه]] دانست؛ اما چون [[فرشتگان]] واسطه [[رحمت]] [[خداوند]] بوده، از خود [[ولایتی]] ندارند، این عبارت به [[ولایت الهی]] [[تفسیر]] می‌شود<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۹۰.</ref>.
*اهل [[استقامت]]، از رهگذر بهره‌ای که از [[ولایت الهی]] و [[نزول]] [[فرشتگان]] [[بشارت دهنده]] دارند، از چنبره [[ترس]] و [[اندوه]] آزادند: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>.
*اهل [[استقامت]] در [[دنیا]] از [[برکات]] [[خداوند]] بهره‌مند می‌شوند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند  آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>. عبارت: {{متن قرآن|مَاءً غَدَقًا}} در این [[آیه]] که به [[آب]] فراوان<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref> معنا شده کنایه از وسعت و [[فراوانی روزی]] است<ref>تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۰۵؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. مشابه این تعبیر کنایی درباره [[اهل کتاب]] نیز آمده است: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>. برخی نیز: {{متن قرآن|مَاءً غَدَقًا}} را به [[هدایت]]<ref>تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۷.</ref> و [[علم]] کثیر<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۹.</ref> [[تفسیر]] کرده‌اند.
*در [[آخرت]] هم [[زندگی]] جاودانه در [[بهشت]] موعودی که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوی بندگانی است که بر [[ربوبیت خداوند]] [[استقامت]] می‌ورزند: {{متن قرآن|...وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref>«...و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد! ...در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>،: {{متن قرآن|أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان بهشتی‌اند» سوره احقاف، آیه ۱۴.</ref><ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.</ref>.
*استقامت‌ورزی برای [[مؤمنان]]، به سبب عوامل بازدارنده‌ای در بیرون و درون وجود [[آدمی]]، همواره با موانع و دشواری‌هایی همراه است که با توجه به مفهوم [[استقامت]]، هر کوتاهی و نقصی در [[عبودیت]] [[خدا]] را، می‌توان مانع [[استقامت]] تلقی کرد، ازاین‌رو در بعضی از [[آیات]] مرتبط با [[استقامت]] به چند عامل کلی اشاره شده است. این موانع عبارت است از: [[فراموشی]] [[یاد خدا]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا}} <ref>«و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه ۱۷.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>، [[پیروی]] از [[هوا و هوس]]: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...}}<ref> «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن...» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref><ref>الکشاف، ج۴، ص۲۱۶.</ref>، [[پیروی]] از راه نادانان: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref><ref>الکشاف، ج۲، ص۳۶۶.</ref>، ممانعت [[شیطان]] از حرکت [[انسان]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی  بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref><ref>الکشاف، ج۲، ص۹۱.</ref>، [[اختلاف]] و تنازع: {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref> «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید  که سست شوید  و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> و [[دنیاطلبی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص.</ref>.


==استقامت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
واژه [[استقامت]] به‌صورت مصدری در [[قرآن]] نیامده است؛ اما صورت‌های فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ [[آیه]]، مشتقات فعلی [[استقامت]] ۱۰ بار به صورت‌های "استقم"{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref> «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>، "استقیما"{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>، "استقیموا"{{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}<ref> «پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref> برای امر به [[استقامت]]، و به گونه "یستقیم"{{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref> «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref> و "استقاموا" {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref> «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷ </ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا...}}<ref> «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید...» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref> برای بیان آثار [[استقامت]]، استعمال شده است.
منظور [[استقامت]] و ایستادگی‌های [[پیامبر]] در طول [[دعوت]] است که [[خداوند]] بارها [[فرمان]] به آن می‌دهد و یکی از [[علل]] موفقیت وی در به انجام رسیدن اهداف [[رسالت]] است که [[قرآن]] در [[آیات]] فراوان با آن اشاره کرده است:
*{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>
*{{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>  
*'''نکته''': [[پیامبر]] همراه [[مؤمنین]]، [[مأمور]] به استقامت در امر [[توحید]] و [[دعوت]] به آن است. در این حرکت جمعی او و همراهان باید مواظب باشند که دچار [[تجاوز]] و [[طغیان]] نشوند و از هواها و [[تمایلات]] [[انسان‌ها]] [[پیروی]] نکنند و اساس حرکت و [[مأموریت]]، [[دعوت به توحید]]، [[کتاب خدا]] و [[عدالت]] و عدم تخطی از [[احکام]] است، که استقامت می‌طلبد و [[پیامبر]] به چنین استقامتی [[مأمور]] است و همچنین [[مؤمنان]] پیرو [[پیامبر]]<ref>اینکه پیامبرفرموده: سوره هود من را پیر کرد. مربوط به همین آیه استقامت است که بسیار مشکل است؛ مخصوصاً حفظ عدالت وطغیان نکردن. ر. ک: البرهان</ref>
*{{متن قرآن|إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو می‌خوانیم و همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.</ref>
*{{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد» سوره انعام، آیه ۳۹.</ref>
*{{متن قرآن|قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو ای قوم من! هر چه می‌توانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمی‌گردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.</ref>
*در این دو [[آیه]] نیز [[خداوند]] استقامت و [[پایداری]] [[محمد]]{{صل}} را تأیید کرده است و به او [[دستور]] داده که به [[مخالفان]] بگو شما در [[جایگاه]] خود باشید و من هم در [[جایگاه]] خودم که [[توحید]] است، با استقامت عمل می‌کنم و شما در [[آینده]] نتیجه را خواهید دید<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۰۶.</ref>.


==استقامت در [[تفاسیر]]==
در ۳۷ [[آیه]] دیگر نیز واژه "مستقیم" که اسم فاعل مصدر [[استقامت]] است کاربرد دارد؛ از جمله در {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بر راهی راست» سوره یس، آیه ۴.</ref> و {{متن قرآن|وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.</ref>.
 
بیشتر مباحث [[قرآنی]] [[استقامت]] مربوط به ۹ آیه‌ای است که متضمن مشتقات فعلی [[استقامت]] است. در این [[آیات]] جز [[آیه]] {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref> که به موضوع [[استقامت]] در [[عهد]] و [[پیمان]] پرداخته سایر [[آیات]]، [[استقامت]] را در مورد [[توحید]] و سیر به سوی [[خدا]] مطرح کرده است<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص 146-147.</ref>.
 
== آیات استقامت به ترتیب مصحف ==
[[آیات]] استقامت در ضمن نُه [[آیه]] در هشت [[سوره]] [[قرآن مجید]] آمده است که به ترتیب مصحفی‌شان عبارت‌اند از:
#{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>.
#{{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>.
#{{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۴۱.</ref>
 
== [[استقامت]] در تفسیر ==
همان‌گونه که واژه‌پژوهان برای [[استقامت]] چندین معنا برشمرده‌اند [[مفسران]] نیز در معنا و [[تفسیر]] آن معانی [[اعتدال]]، و [[دوری از افراط و تفریط]]<ref>روح‌المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۳۷.</ref>، [[ثبات]] و دوام<ref>جامع البیان، مج ۷، ج۱۱، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶.</ref>، و طلب [[قیام]]<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷.</ref> را بازگو کرده‌اند.
 
[[تفسیر]] [[استقامت]] به طلب [[قیام]] به این صورت است که [[انسان]] در حال [[قیام]] و ایستادن در متعادل‌ترین حالت و مسلط بر توانایی‌ها و کارهای خود است و این تسلط [[انسان]] را به شخصیت و [[شأن]] انسانی خود می‌رساند تا بتواند کارهای مناسب با استعداد انسانی خود را انجام دهد. به این جهت، از متعادل‌ترین حالت هر چیز به‌گونه‌ای که امکان نمایان شدن همه آثار و توانایی‌های آن وجود داشته باشد، به‌صورت استعاره با واژه "[[قیام]]" یاد می‌شود، بنابراین، [[قیام]] عمود، این است که به‌صورت طولی برافراشته گردد و [[قیام]] [[عدل]] به [[گسترش عدالت]] در [[زمین]] است.
 
[[استقامت]] نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب [[قیام]] و استدعای [[ظهور]] همه آثار و منافع است. نمایان شدن همه ویژگی‌ها و آثار هر پدیده‌ای نیز به حسب [[توانایی]] و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ به‌طور مثال، [[استقامت]] طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به [[گمراهی]] نینداختن رهرو، و [[استقامت]] [[انسان]] در امری آن است که شخص [[قیام]] به آن امر و [[اصلاح]] آن را از خود طلب کند، به‌گونه‌ای که کامل شود و [[فساد]] و نقص در آن راه نیابد، بنابراین، معنای [[استقامت]] در هر آیه‌ای با توجه به زمینه‌ای که [[استقامت]] در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند [[قیام]] به [[حق]] [[توحید]] در [[عبودیت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>، و [[ثبات]] بر [[ربوبیت]] [[حق]] در همه [[شئون]] [[زندگی]] و محافظت بر [[توحید]] در همه امور [[باطنی]] و ظاهری: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> و [[قیام]] به وظایف دینی: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.</ref> و شاید به همین جهت [[مفسران]]، تفسیرهای گوناگونی از [[استقامت]] در [[آیات]] مربوط ارائه کرده‌اند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.</ref>.
 
براساس این [[تفسیر]]، [[استقامت]] مفهومی جامع‌تر از آنچه دیگر [[مفسران]] در معنای آن گفته‌اند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن به‌گونه‌ای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم [[اعتدال]]، [[صبر]] و [[ثبات]] در آن است، ازاین‌رو هر یک از این تعریف‌ها را می‌توان تعریف به لازم [[استقامت]] و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از [[استقامت]] دانست، زیرا [[صبر]] در لغت به معنای حبس [[نفس]] و [[بردباری]] در [[ناملایمات]] است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف [[استقامت]] که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در [[ناملایمات]] به کار گرفته نمی‌شود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد [[استقامت]] و [[صبر در قرآن]]، [[استقامت]] به معنای پافشاری و [[پایداری]] در اصل [[دین]] و [[ارزش‌های دینی]] و عدم [[انحراف]] از راه [[حق]] به بیراهه‌های [[کفر]] و [[شرک]] و [[نفاق]] است که بیشتر بعد [[فکری]] و [[عقیدتی]] در آن لحاظ شده است و [[صبر]] به معنای [[شکیبایی]] در برابر سختی‌های [[اطاعت]] و دشواری‌های [[مصائب]] و عدم تمکین در برابر [[طغیان]] شهوات است که بیشتر در [[مقام عمل]] متصور است<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.</ref>، افزون بر این، کاربرد [[استقامت]] و [[صبر]] در [[روایات]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.</ref> به‌صورت قسیم یکدیگر و به‌صورت دو مفهوم جدا از هم، بر [[استقلال]] مفهومی هریک دلالت دارد. [[اعتدال]] هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز<ref>لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».</ref> و [[ثبات]] به معنای دوام شئ است<ref>التحقیق، ج۲، ص۵.</ref>.
 
برخی گفته‌اند: [[ثبات]] ویژه امور مادی و [[استقامت]] مربوط به امور [[معنوی]] است<ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. ویژگی‌های معنایی واژه [[استقامت]] به همراه مفهوم [[قرآنی]] آنکه از زمینه طرح [[استقامت]] در [[آیات]] شکل می‌گیرد، پیوستگی این مفهوم را با مجموعه‌ای گسترده از [[آیات]] و مفاهیم [[قرآن]] نشان می‌دهد، زیرا تحقق [[استقامت]] در هر زمینه‌ای، افزون بر [[همراهی]] بااعتدال و [[صبر]] و [[ثبات]]، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، عوج، [[الحاد]]، [[فسق]] و [[فساد]] را می‌طلبد، ازاین‌رو [[مفسران]] "[[عدل]]"{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...}}<ref> «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref> و "حنف"{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> را به [[استقامت]] معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریب‌القرآن، ص۳۸۸.</ref> و برخی، [[صبر]] و [[ثبات]] را در [[آیات]]، مرادف [[استقامت]] دانسته‌اند<ref>نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.</ref> و زیغ<ref>المیزان، ج۳، ص۲۳.</ref>، [[فساد]]<ref>مفردات، ص۶۳۶، «فسد».</ref>، [[فسق]]<ref>تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».</ref>، عوج و [[الحاد]]<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.</ref> را به خروج از [[استقامت]] تعریف کرده‌اند. مفهوم [[قرآنی]] [[استقامت]] نیز بدان سبب که همه [[آیات]] (جز یک [[آیه]]) در یک نگاه کلی [[استقامت]] را در زمینه "[[توحید]] و [[باور]] به [[ربوبیت خداوند]] و سیر به سوی او بر اساس این [[باور]]"، مطرح کرده و می‌توان از آن به "[[استقامت در دین]]" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون [[صراط مستقیم]]، [[هدایت]]، [[عبودیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[تقوا]] و هرآنچه لازمه [[دینداری]] است، پیوند دارد، زیرا [[استقامت]] در این مفهوم پس از پذیرش [[دین]] مطرح می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و [[استقامت]] به کمال رساندن مؤلفه‌های لازم [[دینداری]] چون [[هدایت]]، [[ایمان]]، [[عبودیت]]، [[تقوا]] و [[عمل صالح]] است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "[[صراط مستقیم]]" باید توجه داشت که [[انسان‌ها]] همگی در مسیری به سوی [[خداوند]] در تکاپو و حرکت‌اند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref> و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه [[نعمت]] یافتگان: {{متن قرآن|أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>، [[غضب]] شدگان: {{متن قرآن|ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که بر ایشان خشم آورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> و [[گمراهان]]: {{متن قرآن|الضَّالِّينَ}}<ref>«آنان که گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> واقع می‌گردد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.</ref>. چون راه [[بندگان]] [[نعمت]] یافته [[خدا]] همان "[[صراط مستقیم]]" است که به سبب [[هدایت الهی]] حاصل می‌شود: {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> و [[صراط مستقیم]] نیز چیزی جز [[بندگی خدا]] و [[دین]] نیست: {{متن قرآن|اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و استقامت‌کنندگان نیز بخشی از [[جامعه]] انسانی‌اند که بر مدار [[باور]] و راه [[توحیدی]] که همان [[عبودیت]] و [[دین حق]] است در حرکت‌اند، می‌توان گفت [[صراط مستقیم]] راه اهل [[استقامت]] است که [[خداوند]] آنان را [[بندگان]] [[نعمت]] یافته شناسانده است: {{متن قرآن|الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref>، بنابراین، [[شناخت]] ویژگی‌های [[صراط مستقیم]] و رهروان آن{{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«بر راه راست» سوره یس، آیه ۴</ref>؛ {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.</ref> ما را به [[شناخت]] اهل [[استقامت]] می‌رساند، ازاین‌رو [[پیامبران]]، [[صدّیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحان]] که [[بندگان]] [[نعمت]] یافته خدایند اهل استقامت‌اند و هرکس پیرو [[خدا]] و [[رسول]] او باشد با آنان همراه می‌گردد و از استقامت‌کنندگان به شمار می‌آید: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>.<ref>المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.</ref> این ویژگی‌های مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون [[هدایت]] و [[عبودیت]]، [[استقامت]] را در [[تعالیم قرآن]] و [[روایات]] [[دینی]] در [[جایگاه]] ویژه‌ای نشانده است، چنان‌که در [[قرآن]] دو بار به [[پیامبر اسلام]] [[فرمان]] به [[استقامت]] داده شده است: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> و در ادامه یکی از این دو خطاب [[پیروان]] [[پیامبر]] نیز به [[استقامت]] [[مکلف]] شده‌اند: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>.
 
از [[موسی]] و [[هارون]] {{ع}} نیز [[استقامت]] خواسته شده است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.
 
افزون بر این موارد در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در [[روایات]] [[دینی]] هم [[دعوت]] به [[استقامت]] [[جایگاه]] گسترده‌ای دارد<ref>الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.</ref>.
 
در بزرگی و دشواری [[استقامت]] از [[پیامبر اسلام]] [[روایت]] شده است که خطاب {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> آن حضرت را پیر کرده است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۵، ج۹، ص۷۱.</ref>. این سخن پیامبر را می‌توان بر اثر دشواری امر [[استقامت]] برای [[پیروان]] آن حضرت دانست، زیرا در آیه‌ {{متن قرآن| فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref> پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شورای، آیه۱۵.</ref> [[پیامبر]] به تنهایی [[دعوت]] به [[استقامت]] شده است و چنین سخنی از آن حضرت [[روایت]] نشده است<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص 147-150.</ref>.
 
== موارد [[استقامت]] ==
یک [[آیه]] از ۹ آیه‌ای که مشخصاً به موضوع [[استقامت]] پرداخته [[استقامت]] را در زمینه [[عهد]] و [[پیمان]] مطرح کرده است: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref>«پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.</ref> و سایر [[آیات]] مربوط به [[استقامت]] در زمینه [[توحید]] و [[ایمان]] به [[ربوبیت]] و الوهیت [[خدا]] و سیر به سوی او ([[استقامت در دین]]) است. در یک [[آیه]] از این [[آیات]] ذکر بودن [[قرآن]] برای کسانی مفید دانسته شده که می‌خواهند اهل [[استقامت]] در [[حق]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.</ref> باشند: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>. سایر [[آیات]] در یک تقسیم کلی یا [[فرمان]] [[استقامت]] داده{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref> یا از آثار [[استقامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>.
 
مخاطب یک [[آیه]] از ۴ آیه‌ای که [[فرمان]] [[استقامت]] داده همه [[انسان‌ها]] هستند. این [[آیه]] با بیان وحدانیت [[خدای سبحان]] خواهان [[استقامت]] [[بندگان]] در مسیر حرکت به سوی خداست: {{متن قرآن|أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}<ref>«که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>؛ اما سه [[آیه]] دیگر مشخصا بعضی از [[پیامبران]] را مخاطب قرار داده است. در دو [[آیه]] از [[پیامبر اسلام]] خواسته شده است همان‌گونه که به او [[فرمان]] داده شده، [[استقامت]] ورزد{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. ظاهر این [[آیات]] به روشنی خواهان [[استقامت]] بر مدار فرمان‌های [[خداوند]] است؛ اما [[مفسران]] مراد از فرمان‌ها را در این [[آیات]] متفاوت بیان کرده‌اند؛ بعضی این فرمان‌ها را چیزی غیر از [[قرآن]] می‌دانند که در این [[آیات]] [[خداوند]] [[پیامبر]] را [[مأمور]] اجرای آن کرده است<ref>روح المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷.</ref>؛ اما مفسرانی دیگر [[استقامت]] را ناظر به دستورهای [[قرآن]] می‌دانند که پیش از نزول این [[آیات]] بر [[پیامبر]] فرود آمده است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۸.</ref>.
 
[[موسی]] و [[هارون]] {{عم}} دیگر [[پیامبران]] الهی‌اند که در [[قرآن]] [[مأمور]] به [[استقامت]] شده‌اند: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>. با توجه به عبارت {{متن قرآن|لَا تَتَّبِعَانِّ}} که در ادامه [[آیه]]، [[موسی]] و [[هارون]] را از [[پیروی]] راه نادانان بر حذر می‌دارد می‌توان گفت که مراد، [[استقامت]] بر [[پیروی]] از راه خداست. برخی مقصود از آن را [[استقامت]] در [[دعا]] دانسته‌اند <ref>تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>. بعضی از [[مفسران]] با توجه به اینکه مخاطب سه [[آیه]] اخیر [[پیامبران الهی]] هستند و یکی از مهم‌ترین دستورهای [[خداوند]] برای آنان به انجام رساندن [[رسالت]] و [[ابلاغ]] [[پیام]] خداست، [[استقامت]] را، [[استقامت]] در [[تبلیغ دین]] و [[پیامبری]] هم می‌دانند<ref>کشف‌الاسرار، ج۴، ص۲۰۹، ۴۵۲؛ مجمع‌البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.</ref>.
 
در میان دسته‌ای دیگر از [[آیات]] که آثار [[استقامت]] را در [[اندیشه]] و حرکت [[توحیدی]] بیان می‌کند دو آیه‌ای که [[استقامت]] در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الهی]] را مطرح می‌کند از شهرت بیشتری برخوردار است: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref> برخی، از کلمه {{متن قرآن|ثُمَّ}} که برای تراخی است استفاده کرده‌اند که باید در حال و [[آینده]] [[استقامت]] داشت و با [[استقامت]] از [[دنیا]] رفت<ref>لطائف الاشارات، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.
 
[[آیه]] دیگر نیز [[استقامت]] در راه [[حق]]<ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۹، ص۱۴۱؛ روض الجنان، ج۱۹، ص۴۵۰.</ref>، [[ایمان]]<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>، و [[اسلام]]<ref>روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۱۵۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۳۰۸؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref> را مطرح کرده است: {{متن قرآن|وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}<ref>«اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند...» سوره جن، آیه ۱۸.</ref>. در روایاتی مقصود از [[آیات]] فوق، [[استقامت]] بر [[ولایت]] [[اهل بیت]] {{عم}} دانسته شده<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۱۴۸؛ ج۲۴، ص۲۴ ۲۹.</ref>، چنان‌که [[صراط مستقیم]] نیز [[اهل بیت]] {{عم}} هستند<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۲۰ ۲۱.</ref>.
 
[[آیات]] دیگری نیز به‌صورت غیر مستقیم به [[استقامت]] در اموری مانند [[جهاد]] پرداخته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> «ای مؤمنان! چون با دسته‌ای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص 150-151.</ref>
 
== آثار و موانع [[استقامت]] ==
در [[قرآن]] آثاری چند برای [[استقامت]] بازگو شده که بخشی از آن، [[پاداش]] اهل [[استقامت]] در [[دنیا]] و پاره‌ای دیگر [[پاداش]] [[استقامت]] در [[آخرت]] است؛ اما ویژگی بهره‌مندی از [[ولایت الهی]]، در [[دنیا]] و [[آخرت]] شامل [[بندگان]] با [[استقامت]] می‌گردد: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>. می‌توان عبارت: {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ}} را از جانب [[ملائکه]] دانست؛ اما چون [[فرشتگان]] واسطه [[رحمت]] [[خداوند]] بوده، از خود [[ولایتی]] ندارند، این عبارت به [[ولایت الهی]] [[تفسیر]] می‌شود<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۹۰.</ref>.
 
اهل [[استقامت]]، از رهگذر بهره‌ای که از [[ولایت الهی]] و نزول فرشتگان [[بشارت دهنده]] دارند، از چنبره [[ترس]] و [[اندوه]] آزادند: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>.
 
اهل [[استقامت]] در [[دنیا]] از [[برکات]] [[خداوند]] بهره‌مند می‌شوند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>. عبارت: {{متن قرآن|مَاءً غَدَقًا}} در این [[آیه]] که به [[آب]] فراوان<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref> معنا شده کنایه از وسعت و فراوانی روزی است<ref>تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۰۵؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. مشابه این تعبیر کنایی درباره [[اهل کتاب]] نیز آمده است: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ}}<ref>«و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>. برخی نیز: {{متن قرآن|مَاءً غَدَقًا}} را به [[هدایت]]<ref>تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۷.</ref> و [[علم]] کثیر<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۹.</ref> [[تفسیر]] کرده‌اند.
 
در [[آخرت]] هم [[زندگی]] جاودانه در [[بهشت]] موعودی که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوی بندگانی است که بر [[ربوبیت خداوند]] [[استقامت]] می‌ورزند: {{متن قرآن|...وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref>«...و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد! ...در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.</ref>،: {{متن قرآن|أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان بهشتی‌اند» سوره احقاف، آیه ۱۴.</ref><ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.</ref>.
 
استقامت‌ورزی برای [[مؤمنان]]، به سبب عوامل بازدارنده‌ای در بیرون و درون وجود [[آدمی]]، همواره با موانع و دشواری‌هایی همراه است که با توجه به مفهوم [[استقامت]]، هر کوتاهی و نقصی در [[عبودیت]] [[خدا]] را، می‌توان مانع استقامت تلقی کرد، ازاین‌رو در بعضی از [[آیات]] مرتبط با استقامت به چند عامل کلی اشاره شده است. این موانع عبارت است از: فراموشی [[یاد خدا]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا}} <ref>«و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه ۱۷.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>، [[پیروی]] از [[هوا و هوس]]: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...}}<ref> «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن...» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref><ref>الکشاف، ج۴، ص۲۱۶.</ref>، پیروی از راه نادانان: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref> «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref><ref>الکشاف، ج۲، ص۳۶۶.</ref>، ممانعت [[شیطان]] از حرکت [[انسان]] در [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref> «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref><ref>الکشاف، ج۲، ص۹۱.</ref>، [[اختلاف]] و تنازع: {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref> «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.</ref> و [[دنیاطلبی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص 151-153.</ref>
 
== استقامت در [[تفاسیر]] ==
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به [[عهد]] و [[پیمان]] شما استمرار دارند، شما هم بر عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید<ref>تبیان، ج۵، ص۱۷۶.</ref>.
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به [[عهد]] و [[پیمان]] شما استمرار دارند، شما هم بر عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید<ref>تبیان، ج۵، ص۱۷۶.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}} هم فرموده: [[امر]] است از جانب [[حق تعالی]] به آن دو نفر؛ یعنی [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}}، به این که در دعوتشان بر اساس آنچه [[خدای متعال]] به آنان امر فرموده، در برابر [[فرعون]] و [[قوم]] فرعون [[پایداری]] و استقامت کنند<ref>تبیان، ج۵، ص۴۲۴.</ref>.
 
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود [[پیامبر]]{{صل}} و به [[امت]] او به این که همان‌گونه که خدای متعال به آنان و هم‌چنین به کسانی که به سوی [[خدا]] و پیامبر او بازگشته‌اند، امر فرموده، [[ثابت‌قدم]] باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: {{متن قرآن|لَا تَطْغَوْا}}، فرموده: در استقامت و پایداری، [[طغیان]] نکنید، پس از حد آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه [[وجوب]] و چه در وجه [[استحباب]]، (فراتر نرفته و) [[زیاده‌روی]] نکنید<ref>تبیان، ج۶، ص۷۷.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}} هم فرموده: [[امر]] است از جانب [[حق تعالی]] به آن دو نفر؛ یعنی [[موسی]] و [[هارون]] {{عم}}، به این که در دعوتشان بر اساس آنچه [[خدای متعال]] به آنان امر فرموده، در برابر [[فرعون]] و [[قوم]] فرعون [[پایداری]] و استقامت کنند<ref>تبیان، ج۵، ص۴۲۴.</ref>.
 
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود [[پیامبر]] {{صل}} و به [[امت]] او به این که همان‌گونه که خدای متعال به آنان و هم‌چنین به کسانی که به سوی [[خدا]] و پیامبر او بازگشته‌اند، امر فرموده، [[ثابت‌قدم]] باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: {{متن قرآن|لَا تَطْغَوْا}}، فرموده: در استقامت و پایداری، [[طغیان]] نکنید، پس از حد آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه [[وجوب]] و چه در وجه [[استحباب]]، (فراتر نرفته و) [[زیاده‌روی]] نکنید<ref>تبیان، ج۶، ص۷۷.</ref>.
 
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: در [[طاعت]] و [[خلوص]] [[عبادت]] نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای [[حکمت]] است، [[استمرار]] داشته باشید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۰۶.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: در [[طاعت]] و [[خلوص]] [[عبادت]] نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای [[حکمت]] است، [[استمرار]] داشته باشید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۰۶.</ref>.


فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر آنچه بدان [[ربوبیت]] را توجیه می‌کنید، استمرار داشته باشید، و گفته‌اند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۲۳.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر آنچه بدان [[ربوبیت]] را توجیه می‌کنید، استمرار داشته باشید، و گفته‌اند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید<ref>تبیان، ج۹، ص۱۲۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: یعنی {{عربی|فالی ذلک فادع}}؛ هم چنان که فرموده: {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است،» سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>تبیان، ج۹، ص۱۵۱.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: یعنی {{عربی|فالی ذلک فادع}}؛ هم چنان که فرموده: {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است،» سوره زلزال، آیه ۵.</ref><ref>تبیان، ج۹، ص۱۵۱.</ref>.


نیز فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: یعنی بر آن ([[اعتقاد قلبی]] به ربنا [[الله]]) استمرار داشته و از آن [[عدول]] نکنند<ref>تبیان، ج۹، ص۲۷۴.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: یعنی بر آن ([[اعتقاد قلبی]] به ربنا [[الله]]) استمرار داشته و از آن عدول نکنند<ref>تبیان، ج۹، ص۲۷۴.</ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}} هم فرموده: آن بر دو امر است:
فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}} هم فرموده: آن بر دو امر است:
#یعنی اگر بر [[راه هدایت]] استقامت کنند، به دلالت [[آیه]] ۶۹ [[سوره مائده]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«بی‌گمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره مائده، آیه ۶۹.</ref>، و آیه ۹۶ [[سوره اعراف]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>.
# یعنی اگر بر راه هدایت استقامت کنند، به دلالت [[آیه]] ۶۹ [[سوره مائده]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«بی‌گمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره مائده، آیه ۶۹.</ref>، و آیه ۹۶ [[سوره اعراف]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>.
#یعنی اگر به طریقه [[کفر]]، [[استمرار]] و پایدرای کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ}}<ref>«و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.</ref>.
# یعنی اگر به طریقه [[کفر]]، [[استمرار]] و پایدرای کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ}}<ref>«و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.</ref>.
و معنای آیه به گفته اکثر [[مفسران]] این است که اگر عقلا بر راه هدایت [[پایداری]] کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به [[سیرابی]] بسیار خواهیم داد<ref>تبیان، ج۱۰، ص۱۵۴.</ref>.
 
و معنای آیه به گفته اکثر [[مفسران]] این است که اگر عقلا بر راه هدایت [[پایداری]] کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به سیرابی بسیار خواهیم داد<ref>تبیان، ج۱۰، ص۱۵۴.</ref>.


[[طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{عربی|فما استقاموا لكم على العهد}}: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۴.</ref>.
[[طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فی قوله: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{عربی|فما استقاموا لكم على العهد}}: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۴.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}}، [[امر]] شده است (در [[مأموریت]] [[دعوت]] [[مردم]] به [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و انذاز آنان نسبت به [[عذاب الهی]])، [[ثابت]] و پا بر جا باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۶.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: ای [[محمد]]{{صل}}! بر [[وعظ]]، [[انذار]]، تمسّک به [[اطاعت]]، [[امر]] نمودن و [[دعوت]] بدان، [[پایدار]] و [[ثابت‌قدم]] باش (و استقامت، عبارت است از انجام [[مأمور]] به و [[نهی]] از منهی عنه) هم‌چنان‌که در [[قرآن]] به آن مأمور شده‌ای<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: از [[راه]] او [[منحرف]] نشوید؛ با [[طاعت]] به سوی او توجّه نمایید، هم چنان‌که گفته می‌شود: {{عربی|استقم إلی منزلک}}: راست و مستقیم به سوی خانه‌ات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن [[عدول]] ننما<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۵.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر اینکه [[خدای متعال]]، [[پروردگار]] آنان، [[یکتا]] است، [[استمرار]] داشته و هیچ چیزی را برای او [[شریک]] قرار نداده‌اند، و گفته‌اند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} در افعالشان است؛ هم چنان که {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}} در گفتارشان است، و گفته اند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} بر توجیه ربوبیتی که نسبت به [[عبادت]] او دارند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷.</ref>.


و از [[انس]] [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} این [[آیه]] را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: {{متن حدیث|قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها}}: [[مردم]] آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هر کس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۴.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، [[موسی]] و [[هارون]] {{عم}}، [[امر]] شده است (در مأموریت [[دعوت]] [[مردم]] به [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و انذاز آنان نسبت به [[عذاب الهی]])، [[ثابت]] و پا بر جا باشید<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۶.</ref>.
 
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: ای [[محمد]] {{صل}}! بر [[وعظ]]، [[انذار]]، تمسّک به [[اطاعت]]، [[امر]] نمودن و [[دعوت]] بدان، [[پایدار]] و [[ثابت‌قدم]] باش (و استقامت، عبارت است از انجام [[مأمور]] به و [[نهی]] از منهی عنه) هم‌چنان‌که در [[قرآن]] به آن مأمور شده‌ای<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.</ref>.
 
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: از راه او [[منحرف]] نشوید؛ با [[طاعت]] به سوی او توجّه نمایید، هم چنان‌که گفته می‌شود: {{عربی|استقم إلی منزلک}}: راست و مستقیم به سوی خانه‌ات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن عدول ننما<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۵.</ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: بر اینکه [[خدای متعال]]، [[پروردگار]] آنان، یکتا است، [[استمرار]] داشته و هیچ چیزی را برای او [[شریک]] قرار نداده‌اند، و گفته‌اند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} در افعالشان است؛ هم چنان که {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}} در گفتارشان است، و گفته اند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} بر توجیه ربوبیتی که نسبت به [[عبادت]] او دارند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷.</ref>.
 
و از [[انس]] [[روایت]] شده که [[پیامبر]] {{صل}} این [[آیه]] را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: {{متن حدیث|قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها}}: [[مردم]] آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هر کس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۷؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۴.</ref>.
 
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای تعالی]] ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفته‌اند: بر [[تبلیغ رسالت]] پایدار و با استقامت باش<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای تعالی]] ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفته‌اند: بر [[تبلیغ رسالت]] پایدار و با استقامت باش<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۸.</ref>.


هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، فرموده: یعنی اگر [[انسان]] و [[جنّ]] بر راه [[ایمان]] استقامت و [[پایداری]] ورزند، و گفته‌اند: در [[آیه]]، [[مشرکین]] [[مکّه]] [[اراده]] شده‌اند؛ یعنی اگر [[ایمان]] آورند و بر [[هدایت]] استقامت و [[پایداری]] کنند، برای آنان آب فراوانی را از [[آسمان]] می‌بارانیم، و گفته‌اند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در [[دنیا]] بر آنان وسعت می‌دهیم. {{عربی|ماء غدق}} را مثل زده؛ زیرا آن همه‌اش خیر کلی بوده و روزی در [[مطر]] است<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، فرموده: یعنی اگر [[انسان]] و [[جنّ]] بر راه [[ایمان]] استقامت و [[پایداری]] ورزند، و گفته‌اند: در [[آیه]]، [[مشرکین]] [[مکّه]] [[اراده]] شده‌اند؛ یعنی اگر [[ایمان]] آورند و بر [[هدایت]] استقامت و [[پایداری]] کنند، برای آنان آب فراوانی را از [[آسمان]] می‌بارانیم، و گفته‌اند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در [[دنیا]] بر آنان وسعت می‌دهیم. {{عربی|ماء غدق}} را مثل زده؛ زیرا آن همه‌اش خیر کلی بوده و روزی در مطر است<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای متعال]] و بر [[طاعت]] او، راست و مستقیم باشد. [[خدای سبحان]] ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع [[خلق]] ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا [[منفعت]] به آنان بر می‌گردد، هم‌چنان‌که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}}<ref>«تو تنها به آن کس می‌توانی بیم دهی که از این قرآن پیروی می‌کند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.</ref><ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۷۸.</ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم فرموده: بر امر [[خدای متعال]] و بر [[طاعت]] او، راست و مستقیم باشد. [[خدای سبحان]] ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع [[خلق]] ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا منفعت به آنان بر می‌گردد، هم‌چنان‌که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}}<ref>«تو تنها به آن کس می‌توانی بیم دهی که از این قرآن پیروی می‌کند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۷۸.</ref>
 
[[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ}}: پس مادامی که بر [[عهد]] شما، بر [[راه راست]] و مستقیم‌اند، {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۱۷۶.</ref>.
[[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ}}: پس مادامی که بر [[عهد]] شما، بر [[راه راست]] و مستقیم‌اند، {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۱۷۶.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر ([[موسی]] و [[هارون]]) بر آن متفقید، دعوتتان، [[ثابت]] و [[استوار]]، و در [[الزام]] [[حجت]]، [[برتر]] باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۲۵۱.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر ([[موسی]] و [[هارون]]) بر آن متفقید، دعوتتان، [[ثابت]] و [[استوار]]، و در [[الزام]] [[حجت]]، [[برتر]] باشید<ref>کشاف، ج۲، ص۲۵۱.</ref>.


فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر [[جدیت]] و تلاش به [[حق]] بدون [[عدول]] از آن مأموری، و از [[جعفر صادق]]{{ع}} است که فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} را فرموده: {{متن حدیث|افتقر الی الله بصحة العزم}}: با صحّت [[عزم]]، استغنای به [[خداوند]] یاب<ref>کشاف، ج۲، ص۲۹۵.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر [[جدیت]] و تلاش به [[حق]] بدون عدول از آن مأموری، و از [[جعفر صادق]] {{ع}} است که فی قوله: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} را فرموده: {{متن حدیث|افتقر الی الله بصحة العزم}}: با صحّت [[عزم]]، استغنای به [[خداوند]] یاب<ref>کشاف، ج۲، ص۲۹۵.</ref>.
 
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: پابرجا و [[استوار]] نسبت به [[توحید]] و [[خلوص]] [[عبادت]] او باشید، بدون اینکه به راست یا به چپ بروید، و بدون توجه به آنچه [[شیطان]] با اتخاذ [[دوستان]] و [[شفیعان]] برای شما می‌آراید<ref>کشاف، ج۲، ص۴۴۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}}، فرموده: پابرجا و [[استوار]] نسبت به [[توحید]] و [[خلوص]] [[عبادت]] او باشید، بدون اینکه به راست یا به چپ بروید، و بدون توجه به آنچه [[شیطان]] با اتخاذ [[دوستان]] و [[شفیعان]] برای شما می‌آراید<ref>کشاف، ج۲، ص۴۴۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ}}، برای دوری استقامت از [[اقرار]]، در [[مرتبت]]، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت برایش [[شأن]] و مرتبت، همه‌اش، است، مانند آن، قوله تعالی: {{متن قرآن|...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، [[ثابت]] و پابرجا ماندند<ref>کشاف، ج۴، ص۴۵۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ}}، برای دوری استقامت از [[اقرار]]، در [[مرتبت]]، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت برایش [[شأن]] و مرتبت، همه‌اش، است، مانند آن، قوله تعالی: {{متن قرآن|...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، [[ثابت]] و پابرجا ماندند<ref>کشاف، ج۴، ص۴۵۳.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر آن و بر [[دعوت]] به آن؛ همان گونه که [[خدا]] تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش<ref>کشاف، ج۴، ص۴۶۴.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر آن و بر [[دعوت]] به آن؛ همان‌گونه که [[خدا]] تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش<ref>کشاف، ج۴، ص۴۶۴.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا}}: {{متن قرآن|أَنْ}}، مخففه از ثقیله است و معنای [[آیه]] چنین می‌شود که: و به من [[وحی]] شده در شأن و [[حدیث]] اینکه: اگر [[جنیان]] بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر [[پدر]] آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از [[عبادت خدا]] و [[طاعت]] او، ثابت بود و از [[سجود]] به [[آدم]] [[تکبر]] نمی‌کرد و [[کافر]] نمی‌شد و فرزند او پیرو [[اسلام]] بود، بر آنان انعام می‌کردیم و روزی آنان را وسیع می‌نمودیم، و {{عربی|ماء غدق}} به [[فتح]] دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است<ref>کشاف، ج۴، ص۱۷۰.</ref>.
 
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا}}: {{متن قرآن|أَنْ}}، مخففه از ثقیله است و معنای [[آیه]] چنین می‌شود که: و به من [[وحی]] شده در شأن و [[حدیث]] اینکه: اگر [[جنیان]] بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر پدر آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از [[عبادت خدا]] و [[طاعت]] او، ثابت بود و از [[سجود]] به [[آدم]] [[تکبر]] نمی‌کرد و [[کافر]] نمی‌شد و فرزند او پیرو [[اسلام]] بود، بر آنان انعام می‌کردیم و روزی آنان را وسیع می‌نمودیم، و {{عربی|ماء غدق}} به [[فتح]] دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است<ref>کشاف، ج۴، ص۱۷۰.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ}}، بدل است از {{متن قرآن|لِلْعَالَمِينَ}} (که ذیل [[آیه]] قبل آمده)، و البته، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به [[اسلام]]، [[پایداری]] و [[مقاومت]] کردند، همان‌ها با ذکر منتفع می‌گردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران [[پند]] نگرفته‌اند، گرچه همگی [[موعظه]] می‌شده‌اند<ref>کشاف، ج۴، ص۲۳۶.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ}}، بدل است از {{متن قرآن|لِلْعَالَمِينَ}} (که ذیل [[آیه]] قبل آمده)، و البته، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به [[اسلام]]، [[پایداری]] و [[مقاومت]] کردند، همان‌ها با ذکر منتفع می‌گردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران [[پند]] نگرفته‌اند، گرچه همگی [[موعظه]] می‌شده‌اند<ref>کشاف، ج۴، ص۲۳۶.</ref>.
ملا [[محسن فیض کاشانی]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}}، در [[تفسیر صافی]] فرموده: [[امر]] آنان را [[منتظر]] باشید، اگر آن [[مشرکان]] بر [[عهد]] خود استمرار داشته و [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و {{متن قرآن|كَيْفَ}} که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به [[استواری]] آنان در امر عهد و پیمانی که بسته‌اند<ref>صافی، ج۲، ص۳۲۳.</ref>.
ملا [[محسن فیض کاشانی]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}}، در [[تفسیر صافی]] فرموده: [[امر]] آنان را [[منتظر]] باشید، اگر آن [[مشرکان]] بر [[عهد]] خود استمرار داشته و [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و {{متن قرآن|كَيْفَ}} که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به [[استواری]] آنان در امر عهد و پیمانی که بسته‌اند<ref>صافی، ج۲، ص۳۲۳.</ref>.


فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}} هم فرموده: دعای [[موسی]] و [[هارون]]، و گفته‌اند: موسی [[دعا]] می‌نمود و هارون آمین می‌گفت، پس هر دوی آنان را «[[دعا کننده]]» خطاب فرمود، و در [[کتاب کافی]] از [[پیامبر]]{{صل}} آمده است که موسی دعا می‌فرمود و هارون آمین و ملایکه آمین می‌گفتند. (پس) [[خدای متعال]] فرمود: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، {{متن حدیث|وَ مَنْ‏ غَزَا فِي‏ سَبِيلِ‏ اللَّهِ‏ اسْتُجِيبَ لَهُ كَمَا اسْتُجِيبَ لَكُمَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}: [[دعوت]] شما دو نفر [[اجابت]] شد، و هر کس در [[راه]] [[خدای تعالی]] [[جهاد]] کند، دعای او به اجابت می‌رسد؛ هم‌چنان‌که برای شما دو نفر در [[روز قیامت]] به اجابت می‌رسد، و در کافی و [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] است که: بین قول خدای تعالی: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، و بین اخذ [[فرعون]]، [[چهل]] سال فاصله افتاد<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵؛ برهان، ج۲، ص۱۹۵؛ نورالثقلین، ج۲، ص۳۱۶، حدیث ۱۱۷ و ۱۱۸.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}} هم فرموده: دعای [[موسی]] و [[هارون]]، و گفته‌اند: موسی [[دعا]] می‌نمود و هارون آمین می‌گفت، پس هر دوی آنان را «[[دعا کننده]]» خطاب فرمود، و در [[کتاب کافی]] از [[پیامبر]] {{صل}} آمده است که موسی دعا می‌فرمود و هارون آمین و ملایکه آمین می‌گفتند. (پس) [[خدای متعال]] فرمود: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، {{متن حدیث|وَ مَنْ‏ غَزَا فِي‏ سَبِيلِ‏ اللَّهِ‏ اسْتُجِيبَ لَهُ كَمَا اسْتُجِيبَ لَكُمَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}: [[دعوت]] شما دو نفر [[اجابت]] شد، و هر کس در راه [[خدای تعالی]] [[جهاد]] کند، دعای او به اجابت می‌رسد؛ هم‌چنان‌که برای شما دو نفر در [[روز قیامت]] به اجابت می‌رسد، و در کافی و [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] است که: بین قول خدای تعالی: {{متن قرآن|قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا}}، و بین اخذ [[فرعون]]، چهل سال فاصله افتاد<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵؛ برهان، ج۲، ص۱۹۵؛ نورالثقلین، ج۲، ص۳۱۶، حدیث ۱۱۷ و ۱۱۸.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون{{ع}}، بدان [[مأمور]] هستید، در دعوت نمودن به [[حق]] به همراه [[حجت]] و [[دلیل]]، با [[ثبات]] و استوار باشید و نسبت به آن [[تعجیل]] نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و [[زمان]] خودش<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵.</ref>.
 
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: بر جاده [[حق]] پابرجا باش بدون این که از آن [[عدول]] نمایی و آن، شامل [[عقاید]] و [[اعمال]] است، {{متن قرآن|وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}: کسانی که از [[کفر]] [[توبه]] نموده و با تو [[ایمان]] آوردند. از [[ابن عباس]] [[نقل]] شده که چون این [[آیه]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید، بر آن [[حضرت]] بسیار مشقّت‌بار می‌نمود و لذا فرمود: {{متن حدیث|شَيَّبَتْنِي‏ هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ اخواتها}}<ref>صافی، ج۲، ص۴۷۵.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون {{ع}}، بدان [[مأمور]] هستید، در دعوت نمودن به [[حق]] به همراه [[حجت]] و [[دلیل]]، با [[ثبات]] و استوار باشید و نسبت به آن تعجیل نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و [[زمان]] خودش<ref>صافی، ج۲، ص۴۱۵.</ref>.
 
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، فرموده: بر جاده [[حق]] پابرجا باش بدون این که از آن عدول نمایی و آن، شامل [[عقاید]] و [[اعمال]] است، {{متن قرآن|وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}: کسانی که از [[کفر]] [[توبه]] نموده و با تو [[ایمان]] آوردند. از [[ابن عباس]] [[نقل]] شده که چون این [[آیه]] بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل گردید، بر آن حضرت بسیار مشقّت‌بار می‌نمود و لذا فرمود: {{متن حدیث|شَيَّبَتْنِي‏ هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ اخواتها}}<ref>صافی، ج۲، ص۴۷۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}} هم فرمود: در عمل و افعالتان [[پایدار]] و [[ثابت قدم]] باشید، در حالی که به سوی او توجه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، [[طلب آمرزش]] کنید<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۳.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}} هم فرمود: در عمل و افعالتان [[پایدار]] و [[ثابت قدم]] باشید، در حالی که به سوی او توجه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، [[طلب آمرزش]] کنید<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۳.</ref>.


همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بر مقتضای آن، [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، و [[قمی]] هم فرموده: بر [[ولایت علی]]، [[امیر مؤمنان]]{{ع}}، پابرجا و استوار بودند<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۸.</ref>.
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بر مقتضای آن، [[ثابت]] و [[استوار]] بودند، و [[قمی]] هم فرموده: بر [[ولایت علی]]، [[امیر مؤمنان]] {{ع}}، پابرجا و استوار بودند<ref>صافی، ج۴، ص۳۵۸.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بین آن [[توحیدی]] که خلاصه [[علم]] است و استقامت در اموری که منتهی به عمل می‌شود، {{متن قرآن|ثُمَّ }} برای دلالت بر تأخر رتبه عمل و متوقف بودن [[ارزش]] آن بر [[توحید]] است. قمی فرموده: {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}}، بر ولایت علی، [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، دلالت می‌کند <ref>صافی، ج۵، ص۱۳.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]]، در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو [[برادر]] ([[موسی]] و [[هارون]]{{ع}}) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر [[دعوت]] به سوی [[خدای متعال]] و بر احیای کلمه حق<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>.
همین طور فی قوله: {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: بین آن [[توحیدی]] که خلاصه [[علم]] است و استقامت در اموری که منتهی به عمل می‌شود، {{متن قرآن|ثُمَّ }} برای دلالت بر تأخر رتبه عمل و متوقف بودن [[ارزش]] آن بر [[توحید]] است. قمی فرموده: {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}}، بر ولایت علی، [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، دلالت می‌کند <ref>صافی، ج۵، ص۱۳.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]]، در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمَا}}، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو [[برادر]] ([[موسی]] و [[هارون]] {{ع}}) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر [[دعوت]] به سوی [[خدای متعال]] و بر احیای کلمه حق<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر [[دین]]، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا می‌نمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. [[امر]] به استقامت شده‌ای، و مراد از {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ}} الخ، [[امر]] به آشکار نمودن [[ثبات]] و [[پایداری]] در [[عبودیت]] و [[لزوم]] [[قیام]] به [[حق]] آن است. پس از آن، [[نهی]] از [[تعدی]] در این استقامت و نهی از [[استکبار]] از [[خضوع]] برای [[خداوند متعال]] و خروج از آن به [[زندگی]] عبودیت است که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}} هم فرموده: بر [[دین]]، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا می‌نمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. [[امر]] به استقامت شده‌ای، و مراد از {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ}} الخ، [[امر]] به آشکار نمودن [[ثبات]] و [[پایداری]] در [[عبودیت]] و [[لزوم]] [[قیام]] به [[حق]] آن است. پس از آن، [[نهی]] از [[تعدی]] در این استقامت و نهی از [[استکبار]] از [[خضوع]] برای [[خداوند متعال]] و خروج از آن به [[زندگی]] عبودیت است که فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>المیزان، ج۱۱، ص۴۹.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}، فرموده: چون به جز [[خدای یکتا]] که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و [[نفی]] شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از [[شرک]] و [[گناه]] از شما گذشته است، [[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] کنید<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ}}، فرموده: چون به جز [[خدای یکتا]] که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و [[نفی]] شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از [[شرک]] و [[گناه]] از شما گذشته است، [[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] کنید<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان [[راه]] است بدون [[انحراف]] و تمایلی، و [[ثابت]] بودن بر قولی که آن را گفته‌اند: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}} و {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۸۹.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان راه است بدون [[انحراف]] و تمایلی، و [[ثابت]] بودن بر قولی که آن را گفته‌اند: {{متن قرآن|فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا}} و {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۸۹.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: [[لام]] در {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ}}، برای تعلیل است، و گفته‌اند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از [[دین]] برای شما [[تشریع]] گردید، پس به آن [[دعوت]] کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، [[استوار]] و پابرجا باش<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۳.</ref>.
 
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، فرموده: لام در {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ}}، برای تعلیل است، و گفته‌اند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از [[دین]] برای شما [[تشریع]] گردید، پس به آن [[دعوت]] کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، [[استوار]] و پابرجا باش<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۳.</ref>.
 
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان [[شهادت]] داده‌اند بدون انحراف و [[کجی]] و با [[التزام]] آنان به لوازم عملی آن<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان [[شهادت]] داده‌اند بدون انحراف و [[کجی]] و با [[التزام]] آنان به لوازم عملی آن<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|أَنْ}}مخففه از ثقیله است و مراد به {{متن قرآن|الطَّرِيقَةِ}}، طریقه [[اسلام]] ([[ایمان]]) می‌باشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که [[ایمان به خدا]] اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای [[آیه]] چنین می‌شود. این که اگر [[جن]] و [[انس]] بر طریقه اسلام (ایمان) برای [[خدا]] [[پایداری]] و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان می‌کنیم تا ایشان را در روزی‌شان بیازماییم. پس این [[آیه]] هم معنا با آیه: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: {{متن قرآن|أَنْ}}مخففه از ثقیله است و مراد به {{متن قرآن|الطَّرِيقَةِ}}، طریقه [[اسلام]] ([[ایمان]]) می‌باشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که [[ایمان به خدا]] اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای [[آیه]] چنین می‌شود. این که اگر [[جن]] و [[انس]] بر طریقه اسلام (ایمان) برای [[خدا]] [[پایداری]] و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان می‌کنیم تا ایشان را در روزی‌شان بیازماییم. پس این [[آیه]] هم معنا با آیه: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>.
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: مشروط به این است که استقامت بر [[حق]] را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و [[ثبات]] بر [[عبودیت]] و [[طاعت]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۴۶-۱۵۴.</ref>
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: مشروط به این است که استقامت بر [[حق]] را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و [[ثبات]] بر [[عبودیت]] و [[طاعت]]<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۴۶-۱۵۴.</ref>
==استقامت در [[تفاسیر]] [[روایی]]==
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فی قوله تعالی: «{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}، می‌فرماید: [[راه]] [[فرعون]] و [[یاران]] فرعون را [[متابعت]] نکنید<ref>برهان، ص۴۶۳.</ref>.
و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}، فرموده: [[علی بن ابراهیم]] گفته: {{عربی|قال تعالی لنبیه:}} {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>برهان، ص۴۸۹.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}} هم فرمود: «ای اجیبوه».: [[اجابت]] کنید او را<ref>برهان، ص۹۵۸.</ref>.
== استقامت در [[تفاسیر]] [[روایی]] ==
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[محمد بن مسلم]]، و او چنین گوید که: از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} سؤال نمودم. امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ}}؛ {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>برهان، ص۹۶۲، به نقل از اصول کافی، ص۲۲۰؛ نورالثقلین، ج۴، ص۵۴۶، حدیث ۳۷.</ref>.
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فی قوله تعالی: «{{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}، می‌فرماید: راه [[فرعون]] و [[یاران]] فرعون را متابعت نکنید<ref>برهان، ص۴۶۳.</ref> و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}، فرموده: [[علی بن ابراهیم]] گفته: {{عربی|قال تعالی لنبیه:}} {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>برهان، ص۴۸۹.</ref>.


نیز [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا ابی‌جارود، و او از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که ایشان فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، گفته است: {{متن حدیث|اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}يَوْمَ الْقِيَامَةِ {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}} فَأُولَئِكَ هُمْ الَّذِينَ إِذَا فَزِعُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِينَ يُبْعَثُونَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ يَقُولُونَ لَهُمْ لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا نَحْنُ الَّذِينَ كُنَّا مَعَكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لَا نُفَارِقُكُمْ حَتَّى تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}: آن بزرگوار می‌فرمود: در پی کامل کردن [[طاعت]] [[خدای متعال]] و [[طاعت پیامبر]] او{{صل}} و [[ولایت]] [[آل محمد]]{{صل}} باشید: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}} الخ. پس آنان کسانی هستند که چون [[روز قیامت]] به هنگام [[برانگیخته شدن]]، [[بی‌تابی]] کنند، ملایکه آنان را [[ملاقات]] نموده و به آنان گویند: نترسید و [[اندوهگین]] مباشید ما (که) در زندگانی [[دنیا]] با شما بودیم، از شما جدا نمی‌شویم تا آن‌که شما در [[بهشت]] داخل گردید، {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}: و مژده باد شما را به بهشتی که به شما [[وعده]] داده می‌شد<ref>برهان، ص۹۶۲.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ}} هم فرمود: «ای اجیبوه». : [[اجابت]] کنید او را<ref>برهان، ص۹۵۸.</ref>.


باز [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا [[ابابصیر]]، و او می‌گوید: از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|و هو و الله ما انتم علیه}}، {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}: ابابصیر می‌گوید: سؤال کردم چه زمانی ملایکه با این مژده بر آنان نازل می‌گردند که:{{متن قرآن|أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}: نترسید و اندوهگین مباشید و [[بشارت]] باد بر شما بهشتی که به شما وعده داده می‌شد؛ ما [[دوستان]] شما در [[زندگی دنیا]] و در [[آخرت]] هستیم! پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|عِنْدَ الْمَوْتِ‏ وَ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ}}: به هنگام مردن و در روز قیامت<ref>برهان، ص۹۶۳.</ref>.
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[محمد بن مسلم]]، و او چنین گوید که: از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} سؤال نمودم. امام صادق {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ}}؛ {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>برهان، ص۹۶۲، به نقل از اصول کافی، ص۲۲۰؛ نورالثقلین، ج۴، ص۵۴۶، حدیث ۳۷.</ref>.
[[طبرسی]] در قوله: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}، از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] کند که: [[زمان]] نازل شدن ملایکه بر آنان، {{متن حدیث|عِنْدَ الْمَوْتِ‏}}؛ یعنی هنگام مردن، است، و او گوید که از [[محمد]] بن [[فضیل]] [[روایت]] شده که او گفته است: از ابی‌الحسن، [[امام رضا]]{{ع}}، درباره استقامت، سؤال نمودم، پس [[حضرت]] گفت: {{متن حدیث|هِيَ‏ وَ اللَّهِ‏ مَا أَنْتُمْ‏ عَلَيْهِ‏}}<ref>برهان، ص۹۶۳.</ref>.


فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} إلی آخر الایه، فرموده: [[علی بن ابراهیم]] فرمود: {{عربی|استقاموا علی ولایة علی امیرالمؤمنین{{ع}}}}<ref>برهان، ص۱۰۰۵.</ref>.
نیز [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا ابی‌جارود، و او از ابی‌جعفر، [[امام باقر]] {{ع}}، [[نقل]] می‌کند که ایشان فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}، گفته است: {{متن حدیث|اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ {{صل}} ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}يَوْمَ الْقِيَامَةِ {{متن قرآن|تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}} فَأُولَئِكَ هُمْ الَّذِينَ إِذَا فَزِعُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِينَ يُبْعَثُونَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ يَقُولُونَ لَهُمْ لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا نَحْنُ الَّذِينَ كُنَّا مَعَكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لَا نُفَارِقُكُمْ حَتَّى تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}}}: آن بزرگوار می‌فرمود: در پی کامل کردن [[طاعت]] [[خدای متعال]] و طاعت پیامبر او {{صل}} و [[ولایت]] [[آل محمد]] {{صل}} باشید: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}} الخ. پس آنان کسانی هستند که چون [[روز قیامت]] به هنگام برانگیخته شدن، [[بی‌تابی]] کنند، ملایکه آنان را [[ملاقات]] نموده و به آنان گویند: نترسید و [[اندوهگین]] مباشید ما (که) در زندگانی [[دنیا]] با شما بودیم، از شما جدا نمی‌شویم تا آنکه شما در [[بهشت]] داخل گردید، {{متن قرآن|وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}: و مژده باد شما را به بهشتی که به شما [[وعده]] داده می‌شد<ref>برهان، ص۹۶۲.</ref>.
فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} هم فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[یونس بن یعقوب]]، و او هم از کسی که برایش بیان نموده، از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، روایت کند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ‏ الْإِيمَانَ‏، و الطَّرِيقَةُ هِيَ و لَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} وَ الْأَوْصِيَاءِ{{عم}}}} <ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.
نیز از [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا [[ابابصیر]] [[نقل]] کرده است که او چنین گفته: از حضرت [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}: آنان را مدد می‌نماییم تا از [[ائمه]]{{عم}} [[علم]] و [[دانش]] بیاموزند<ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.
باز محمد بن عباس با اسنادش تا [[برید]] عجلی نقل کند که او گفته: از [[اباعبدالله]]، امام صادق{{ع}}، درباره قول خدای عزو جل: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، سؤال نمودم، آن بزرگوار چنین پاسخ داد: {{متن حدیث|لَأَذَقْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَثِيراً يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}: به آنان علم بسیاری را می‌چشانیم، [[علمی]] که آن را از ائمه{{عم}} می‌آموزند<ref>برهان، ص۱۱۵۳. </ref>.


فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم فرموده: علی بن ابراهیم با اسنادش تا ابا [[بصیر]]، و او گوید که درباره سخن [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، از ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}<ref>برهان، ص۱۱۷۶.</ref>.
باز [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا [[ابابصیر]]، و او می‌گوید: از ابی‌جعفر، [[امام باقر]] {{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|و هو و الله ما انتم علیه}}، {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}: ابابصیر می‌گوید: سؤال کردم چه زمانی ملایکه با این مژده بر آنان نازل می‌گردند که:{{متن قرآن|أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}: نترسید و اندوهگین مباشید و [[بشارت]] باد بر شما بهشتی که به شما وعده داده می‌شد؛ ما [[دوستان]] شما در [[زندگی دنیا]] و در [[آخرت]] هستیم! پس آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|عِنْدَ الْمَوْتِ‏ وَ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ}}: به هنگام مردن و در روز قیامت<ref>برهان، ص۹۶۳.</ref>.
ابن‌جمعه [[عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: در [[اصول کافی]]، [[احمد]] بن مهران از [[عبد]] العظیم بن [[عبدالله]] [[حسنی]] با اسنادش تا [[یونس بن یعقوب]]، و او هم از کسی که این [[روایت]] را از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، به او یادآور شد که آن بزرگوار فرموده: {{متن حدیث|{{متن قرآن|لَوِ اسْتَقَامُوا}} عَلَى وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهِ وَ قَبِلُوا طَاعَتَهُمْ‏ فِي‏ أَمْرِهِمْ‏ وَ نَهْيِهِمْ، {{متن قرآن|لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ وَ {{متن قرآن|الطَّرِيقَةِ}} هِيَ الْإِيمَانُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۳۸، حدیث ۳۲.</ref>.
 
[[طبرسی]] در قوله: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ}}، از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}}، [[نقل]] کند که: [[زمان]] نازل شدن ملایکه بر آنان، {{متن حدیث|عِنْدَ الْمَوْتِ‏}}؛ یعنی هنگام مردن، است، و او گوید که از محمد بن فضیل [[روایت]] شده که او گفته است: از ابی‌الحسن، [[امام رضا]] {{ع}}، درباره استقامت، سؤال نمودم، پس حضرت گفت: {{متن حدیث|هِيَ‏ وَ اللَّهِ‏ مَا أَنْتُمْ‏ عَلَيْهِ‏}}<ref>برهان، ص۹۶۳.</ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} إلی آخر الایه، فرموده: [[علی بن ابراهیم]] فرمود: {{عربی|استقاموا علی ولایة علی امیرالمؤمنین {{ع}}}}<ref>برهان، ص۱۰۰۵.</ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} هم فرموده: [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[یونس بن یعقوب]]، و او هم از کسی که برایش بیان نموده، از ابی‌جعفر، [[امام باقر]] {{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، روایت کند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ‏ الْإِيمَانَ‏، و الطَّرِيقَةُ هِيَ و لَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} وَ الْأَوْصِيَاءِ {{عم}}}} <ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.
 
نیز از [[محمد بن عباس]] با اسنادش تا [[ابابصیر]] [[نقل]] کرده است که او چنین گفته: از حضرت ابی‌عبدالله، [[امام صادق]] {{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ {{عم}}}}: آنان را مدد می‌نماییم تا از [[ائمه]] {{عم}} [[علم]] و [[دانش]] بیاموزند<ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.
 
باز محمد بن عباس با اسنادش تا [[برید]] عجلی نقل کند که او گفته: از اباعبدالله، امام صادق {{ع}}، درباره قول خدای عزو جل: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، سؤال نمودم، آن بزرگوار چنین پاسخ داد: {{متن حدیث|لَأَذَقْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَثِيراً يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ {{عم}}}}: به آنان علم بسیاری را می‌چشانیم، [[علمی]] که آن را از ائمه {{عم}} می‌آموزند<ref>برهان، ص۱۱۵۳. </ref>.
 
فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم فرموده: علی بن ابراهیم با اسنادش تا ابا [[بصیر]]، و او گوید که درباره سخن [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، از ابی‌عبدالله، امام صادق {{ع}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}<ref>برهان، ص۱۱۷۶.</ref>.
 
ابن‌جمعه [[عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] فی قوله: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ}}، فرموده: در [[اصول کافی]]، [[احمد]] بن مهران از عبد العظیم بن عبدالله حسنی با اسنادش تا [[یونس بن یعقوب]]، و او هم از کسی که این [[روایت]] را از ابی‌جعفر، [[امام باقر]] {{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}، به او یادآور شد که آن بزرگوار فرموده: {{متن حدیث|{{متن قرآن|لَوِ اسْتَقَامُوا}} عَلَى وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهِ وَ قَبِلُوا طَاعَتَهُمْ‏ فِي‏ أَمْرِهِمْ‏ وَ نَهْيِهِمْ، {{متن قرآن|لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ وَ {{متن قرآن|الطَّرِيقَةِ}} هِيَ الْإِيمَانُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۳۸، حدیث ۳۲.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: در [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] درباره {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏{{ع}} وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۱۹، حدیث ۲۹.</ref>.
نیز فی قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: در [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] درباره {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، فرموده: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏{{ع}} وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۱۹، حدیث ۲۹.</ref>.
[[ابوالحسن]] عاملی، در مقدمه تفسیر مرآة‌الانوار و مشکوة‌الاسرار، فرموده: در [[اخبار]]، استقامت و آنچه در معنای استقامت است، به استقرار بر [[ولایت]] و [[امامت ائمه]] و [[ثابت]] بودن بر [[طاعت]] آنان، [[تأویل]] شده است.


نیز در [[تفسیر قمی]] از [[امام صادق]]{{ع}} فی قوله: {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، [[نقل]] کرده است که [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|الى ولاية علي و على ولايته}}، و درباره معنای قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم آورده که حضرت گفت: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏{{ع}} وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}؛ هم‌چنین درباره معنای قوله: {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا...}} هم از آن حضرت نقل کرده است که ایشان گفته: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ وَلَايَةِ عَلِيِّ‏}}، و در [[تفسیر عیاشی]] و غیره، از آن بزرگوار درباره این [[آیه]] آمده است که فرمود: {{متن حدیث|اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا}}، و در روایت دیگری هم از ایشان آمده: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ...}}، و غیر آنها از اخبار بسیارند<ref>مقدمه برهان، باب القاف، ص۱۸۷.</ref>.
ابوالحسن عاملی، در مقدمه تفسیر مرآة‌الانوار و مشکوة‌الاسرار، فرموده: در [[اخبار]]، استقامت و آنچه در معنای استقامت است، به استقرار بر [[ولایت]] و [[امامت ائمه]] و [[ثابت]] بودن بر [[طاعت]] آنان، [[تأویل]] شده است.
شیخ جلال‌الدین، [[عبدالرحمن]] [[سیوطی]] در تفسیر درالمنثور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا}}، آورده که ابن‌جریر و ابن‌منذر از [[ابن‌عباس]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|فاستقیما فامضیا لامری و هی الاستقامة}}<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۱۵.</ref>.
 
نیز در [[تفسیر قمی]] از [[امام صادق]] {{ع}} فی قوله: {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ}}، [[نقل]] کرده است که حضرت فرمود: {{متن حدیث|الى ولاية علي و على ولايته}}، و درباره معنای قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}} هم آورده که حضرت گفت: {{متن حدیث|فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏{{ع}} وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏}}؛ هم‌چنین درباره معنای قوله: {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا...}} هم از آن حضرت نقل کرده است که ایشان گفته: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ وَلَايَةِ عَلِيِّ‏}}، و در [[تفسیر عیاشی]] و غیره، از آن بزرگوار درباره این [[آیه]] آمده است که فرمود: {{متن حدیث|اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ {{صل}} ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا}}، و در روایت دیگری هم از ایشان آمده: {{متن حدیث|اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ...}}، و غیر آنها از اخبار بسیارند<ref>مقدمه برهان، باب القاف، ص۱۸۷.</ref>.
 
شیخ جلال‌الدین، عبدالرحمن [[سیوطی]] در تفسیر [[درالمنثور]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا}}، آورده که ابن‌جریر و ابن‌منذر از [[ابن‌عباس]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|فاستقیما فامضیا لامری و هی الاستقامة}}<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۱۵.</ref>.
 
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، آورده که ابوالشیخ درباره آن از [[سفیان]] اخراج نمود که او گفت: {{عربی|استقم علی القرآن}}<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۵۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، آورده که ابوالشیخ درباره آن از [[سفیان]] اخراج نمود که او گفت: {{عربی|استقم علی القرآن}}<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۵۱.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم آورده که [[احمد]]، [[عبد بن حمید]]، دارمی، [[بخاری]] در تاریخش، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]]، ابن‌ماجه و ابن‌حبان از سفیان ثقفی اخراج نمودند که مردی گفت: ای [[پیامبر خدا]]! مرا به [[دستوری]] در [[اسلام]] [[امر]] بکن که درباره آن از احدی بعد از شما سؤال نکنم. آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|قُلْ آمَنْتُ‏ بِاللَّهِ‏ ثُمَ‏ اسْتَقِمْ‏}}. گفتم: چگونه [[پرهیزگاری]] کنم؟ پس آن حضرت به زبانش اشاره نمود<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۶۳.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}} هم آورده که [[احمد]]، [[عبد بن حمید]]، دارمی، [[بخاری]] در تاریخش، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]]، ابن‌ماجه و ابن‌حبان از سفیان ثقفی اخراج نمودند که مردی گفت: ای [[پیامبر خدا]]! مرا به دستوری در [[اسلام]] [[امر]] بکن که درباره آن از احدی بعد از شما سؤال نکنم. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|قُلْ آمَنْتُ‏ بِاللَّهِ‏ ثُمَ‏ اسْتَقِمْ‏}}. گفتم: چگونه [[پرهیزگاری]] کنم؟ پس آن حضرت به زبانش اشاره نمود<ref>درالمنثور، ج۳، ص۳۶۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، آورده که: عبد بن حمید، ابن‌جریر، [[ابن ابی حاتم]] از [[سلیمان بن موسی]] اخراج نمودند که او گفت: همین که قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، نازل گردید، [[ابوجهل]] گفت: امر ما را به خودمان وانهاده است، اگر خواستیم [[پایداری]] و [[مقاومت]] می‌کنیم، و اگر خواستیم پایداری و مقاومت نمی‌کنیم، پس [[خدا]] نازل فرمود: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.</ref><ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۴-۱۵۹.</ref>
 
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، آورده که: عبد بن حمید، ابن‌جریر، [[ابن ابی حاتم]] از [[سلیمان بن موسی]] اخراج نمودند که او گفت: همین که قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}، نازل گردید، [[ابوجهل]] گفت: امر ما را به خودمان وانهاده است، اگر خواستیم [[پایداری]] و [[مقاومت]] می‌کنیم، و اگر خواستیم پایداری و مقاومت نمی‌کنیم، پس [[خدا]] نازل فرمود: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۴-۱۵۹.</ref>


==[[تدبر]] در [[آیات]] استقامت==
== [[تدبر]] در [[آیات]] استقامت ==
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۹.</ref>
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۹.</ref>


===تنوع معنا و مفهوم استقامت به ترتیب آیات [[مصحف]]===
=== تنوع معنا و مفهوم استقامت به ترتیب آیات [[مصحف]] ===
در این جا آیات نه‌گانه استقامت را که [[غالب]] آنها در [[مکه]] نازل شده است، به ترتیب مصحفی‌شان تنظیم نموده و سپس مفهوم استقامت را در هر [[آیه]] به طور جداگانه و با توجه به مفردات آیه، بررسی و [[تدبر]] می‌نماییم.
در این جا آیات نه‌گانه استقامت را که غالب آنها در [[مکه]] نازل شده است، به ترتیب مصحفی‌شان تنظیم نموده و سپس مفهوم استقامت را در هر [[آیه]] به طور جداگانه و با توجه به مفردات آیه، بررسی و [[تدبر]] می‌نماییم.


====معنا و مفهوم اوّل استقامت====
==== معنا و مفهوم اوّل استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[پایداری]] در استمرار [[عهد]] [[مسلمین]] است در مقابل دسته خاصی از [[مشرکین]]، مادامی که آن مشرکین به عهدشان [[وفادار]] باشند: «{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref>«جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[پایداری]] در استمرار [[عهد]] [[مسلمین]] است در مقابل دسته خاصی از [[مشرکین]]، مادامی که آن مشرکین به عهدشان [[وفادار]] باشند: «{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ}}<ref>«جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.
و عهد همه مشرکین مورد [[وثوق]] نیست: {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟» سوره توبه، آیه ۷.</ref><ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.
و البته [[خدای تعالی]] [[متقین]] را [[دوست]] دارد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref><ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۹.</ref>


====معنا و مفهوم دوم استقامت====
و عهد همه مشرکین مورد وثوق نیست: {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟» سوره توبه، آیه ۷.</ref><ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، پایداری در استمرار اشاعه [[توحید]] در برابر [[شرک]] [[مشرکان]] و [[طغیان]] [[کافران]] و [[متابعت]] نکردن از [[راه]] [[ناآگاهان]] در این راه است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref><ref>درالمنثور، ج۶، ص۸۹.</ref>.
و البته [[خدای تعالی]] [[متقین]] را [[دوست]] دارد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.<ref>درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۹.</ref>
شرح مختصر آن این است که [[موسی]] و برادرش، [[هارون]]{{عم}}، بعد از آن‌که [[مأمور]] به [[هدایت]] [[فرعون]] شدند، نه سخن نرم و لیّن آنان، و نه [[معجزات]] و [[آیات]] الهی‌شان، هیچ‌یک کم‌ترین تأثیری در فرعون نبخشید و فرعون به [[استکبار]] و استعلای خود ادامه داد: {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است * و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۳-۴۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ}}<ref>«سپس موسی و برادرش هارون را با نشانه‌های خویش و برهانی آشکار فرستادیم * به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۵-۴۶.</ref>.
[[فرعون]] در برابر [[هدایت]] [[موسی]] و برادرش، [[هارون]]{{عم}}، و معجزاتشان، [[استعلا]] نشان داد و خود را [[پروردگار]] اعلی دانست: {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref>.
فرعون که در برابر هدایت موسی و برادرش، هارون{{عم}}، به [[گمراه کردن]] از [[راه]] [[حق]] می‌پرداخت، موسی{{ع}} محو [[اموال]] و [[عذاب]] او را از [[پروردگار متعال]] خواستار شده و بنا بر [[روایات]] و [[تفاسیر]]، برادرش، هارون{{ع}}، برای [[اجابت]] دعای او آمین می‌گفت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ}}<ref>«و موسی گفت: پروردگارا تو به فرعون و سرکردگانش آراستگی و دارایی‌هایی در زندگانی دنیا بخشیدی که سرانجام (مردم را) از راه تو بیراه می‌گردانند؛ پروردگارا! دارایی‌هایشان را نابود و دل‌هاشان را در بند کن چندان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند» سوره یونس، آیه ۸۸.</ref>.
[[حق تعالی]] در پاسخ به این [[دعا]]، مژده اجابت خواسته موسی و هارون{{عم}} را نوید داد و آنان را به استقامت در استمرار مأموریتشان که همان اشاعه [[توحید]] بود، [[امر]] کرد، و از آنان خواست که از [[نادانان]] و [[ناآگاهان]] [[پیروی]] نکنند: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۹.</ref>


====معنا و مفهوم سوم استقامت====
==== معنا و مفهوم دوم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[ثبات قدم]] و [[استواری]] در استمرار بر انجام [[مأموریت الهی]] مطابق با [[مأمور]] به، هماهنگی با همراهان، عدم [[تجاوز]] از [[راه مستقیم]] و بی توجّهی به [[تمایلات]] [[ستمکاران]] است: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۰.</ref>
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، پایداری در استمرار اشاعه [[توحید]] در برابر [[شرک]] [[مشرکان]] و [[طغیان]] [[کافران]] و متابعت نکردن از راه [[ناآگاهان]] در این راه است: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.<ref>درالمنثور، ج۶، ص۸۹.</ref>.


====معنا و مفهوم چهارم استقامت====
شرح مختصر آن این است که [[موسی]] و برادرش، [[هارون]] {{عم}}، بعد از آنکه [[مأمور]] به [[هدایت]] [[فرعون]] شدند، نه سخن نرم و لیّن آنان، و نه [[معجزات]] و [[آیات]] الهی‌شان، هیچ‌یک کم‌ترین تأثیری در فرعون نبخشید و فرعون به [[استکبار]] و استعلای خود ادامه داد: {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است * و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۳-۴۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ}}<ref>«سپس موسی و برادرش هارون را با نشانه‌های خویش و برهانی آشکار فرستادیم * به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۵-۴۶.</ref>.
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[اراده]] مستقیم شدن [[مشرکان]] در [[اعتقاد]] به یکتایی [[خدای متعال]] است؛ چرا که او خدای آنان هم است و برای همین به [[انسانی]] همچون [[پیامبر]]{{صل}} [[وحی]] می‌فرستد تا به آنان بگوید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>.
البته، اراده مستقیم شدن مشرکان در اعتقاد به [[خدای یکتا]]، ملازم با [[استغفار]] از اعتقاد به [[شرک]] گذشته ایشان به پیشگاه خدای واحد تعالی خواهد بود: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۰.</ref>


====معنا و مفهوم پنجم استقامت====
[[فرعون]] در برابر [[هدایت]] [[موسی]] و برادرش، [[هارون]] {{عم}}، و معجزاتشان، [[استعلا]] نشان داد و خود را [[پروردگار]] اعلی دانست: {{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref>.
 
فرعون که در برابر هدایت موسی و برادرش، هارون {{عم}}، به [[گمراه کردن]] از راه [[حق]] می‌پرداخت، موسی {{ع}} محو [[اموال]] و [[عذاب]] او را از [[پروردگار متعال]] خواستار شده و بنا بر [[روایات]] و [[تفاسیر]]، برادرش، هارون {{ع}}، برای [[اجابت]] دعای او آمین می‌گفت: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ}}<ref>«و موسی گفت: پروردگارا تو به فرعون و سرکردگانش آراستگی و دارایی‌هایی در زندگانی دنیا بخشیدی که سرانجام (مردم را) از راه تو بیراه می‌گردانند؛ پروردگارا! دارایی‌هایشان را نابود و دل‌هاشان را در بند کن چندان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند» سوره یونس، آیه ۸۸.</ref>.
 
[[حق تعالی]] در پاسخ به این [[دعا]]، مژده اجابت خواسته موسی و هارون {{عم}} را نوید داد و آنان را به استقامت در استمرار مأموریتشان که همان اشاعه [[توحید]] بود، [[امر]] کرد، و از آنان خواست که از [[نادانان]] و [[ناآگاهان]] [[پیروی]] نکنند: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۵۹.</ref>
 
==== معنا و مفهوم سوم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[ثبات قدم]] و [[استواری]] در استمرار بر انجام مأموریت الهی مطابق با [[مأمور]] به، هماهنگی با همراهان، عدم [[تجاوز]] از [[راه مستقیم]] و بی توجّهی به [[تمایلات]] [[ستمکاران]] است: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۰.</ref>
 
==== معنا و مفهوم چهارم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[اراده]] مستقیم شدن [[مشرکان]] در [[اعتقاد]] به یکتایی [[خدای متعال]] است؛ چرا که او خدای آنان هم است و برای همین به [[انسانی]] همچون [[پیامبر]] {{صل}} [[وحی]] می‌فرستد تا به آنان بگوید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.</ref>.
 
البته، اراده مستقیم شدن مشرکان در اعتقاد به [[خدای یکتا]]، ملازم با [[استغفار]] از اعتقاد به [[شرک]] گذشته ایشان به پیشگاه خدای واحد تعالی خواهد بود: {{متن قرآن|فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۰.</ref>.
 
==== معنا و مفهوم پنجم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[استواری]] و ثبات‌قدم برای استمرار داشتن در قول به ربوبیت‌الله است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}.
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[استواری]] و ثبات‌قدم برای استمرار داشتن در قول به ربوبیت‌الله است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا}}.
البته، کسانی که در قول به ربوبیت‌الله استوارند و بر این استواری، [[استمرار]] دارند، ملایکه با این [[پیام]] بر آنان وارد می‌شوند: نترسید و [[غمگین]] نباشید و مژده باد بر شما بهشتی که به شما [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۱.</ref>
البته، کسانی که در قول به ربوبیت‌الله استوارند و بر این استواری، [[استمرار]] دارند، ملایکه با این [[پیام]] بر آنان وارد می‌شوند: نترسید و [[غمگین]] نباشید و مژده باد بر شما بهشتی که به شما [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۱.</ref>


====معنا و مفهوم ششم استقامت====
==== معنا و مفهوم ششم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[ثبات قدم]] و [[استواری]] ویژه [[پیامبر]]{{صل}} است در استمرار انجام [[مأموریت الهی]] مطابق با [[مأمور]] به: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، و لازم است که این استواری و ثبات قدم با اموری هماهنگ باشد:
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[ثبات قدم]] و [[استواری]] ویژه [[پیامبر]] {{صل}} است در استمرار انجام مأموریت الهی مطابق با [[مأمور]] به: {{متن قرآن|وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ}}، و لازم است که این استواری و ثبات قدم با اموری هماهنگ باشد:
# [[دعوت]] نمودن [[انسان‌ها]] به سوی [[آیین]] واحد [[الهی]] و رهانیدن آنان از [[اختلافات]]: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ}}.
# [[دعوت]] نمودن [[انسان‌ها]] به سوی [[آیین]] واحد [[الهی]] و رهانیدن آنان از [[اختلافات]]: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ}}.
#عدم [[متابعت]] از هواها و هوس‌های [[نفسانی]] ایشان: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}.
# عدم متابعت از هواها و هوس‌های [[نفسانی]] ایشان: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}.
#سخن به اینکه اولا، به هر کتابی که از سوی [[خدا]] نازل شده است، [[ایمان]] دارم: {{متن قرآن|وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ}}، و ثانیاً، به اینکه مأمور به [[اجرای عدالت]] در میان شما هستم: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}، و ثالثاً، به این که خدای واحد تعالی «[[اللّه]]»، [[پروردگار]] ما و شماست: {{متن قرآن|اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ}}، و رابعاً، به این که [[اعمال]] ما برای ما، و اعمال شما برای شماست (هر که [[مسئول]] [[رفتار]] خویش است): {{متن قرآن|لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ}}، و خامساً، به اینکه خصومتی و جدالی بین ما و شما نیست: {{متن قرآن|لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ}}، و سادساً هم به این که [[خدای متعال]] ما را به [[اتفاق]] [[مؤمنان]]، با شما [[کافران]] در [[قیامت]] جمع می‌کند و بازگشت (همگی) به سوی اوست: {{متن قرآن|اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۱.</ref>
# سخن به اینکه اولا، به هر کتابی که از سوی [[خدا]] نازل شده است، [[ایمان]] دارم: {{متن قرآن|وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ}}، و ثانیاً، به اینکه مأمور به [[اجرای عدالت]] در میان شما هستم: {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}، و ثالثاً، به این که خدای واحد تعالی «[[اللّه]]»، [[پروردگار]] ما و شماست: {{متن قرآن|اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ}}، و رابعاً، به این که [[اعمال]] ما برای ما، و اعمال شما برای شماست (هر که [[مسئول]] [[رفتار]] خویش است): {{متن قرآن|لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ}}، و خامساً، به اینکه خصومتی و جدالی بین ما و شما نیست: {{متن قرآن|لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ}}، و سادساً هم به این که [[خدای متعال]] ما را به [[اتفاق]] [[مؤمنان]]، با شما [[کافران]] در [[قیامت]] جمع می‌کند و بازگشت (همگی) به سوی اوست: {{متن قرآن|اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۱.</ref>.


====معنا و مفهوم هفتم استقامت====
==== معنا و مفهوم هفتم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت [[پایداری]] و [[ثبات]] در استمرار به قول به [[ربوبیت]] [[الله]] است، و البته، کسانی که قایل به ربوبیت الله باشند و بر این قول استقامت کنند، نه خوفی بر آنان هست و نه محزون خواهند بود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۲.</ref>
یکی از معانی و مفاهیم استقامت [[پایداری]] و [[ثبات]] در استمرار به قول به [[ربوبیت]] [[الله]] است، و البته، کسانی که قایل به ربوبیت الله باشند و بر این قول استقامت کنند، نه خوفی بر آنان هست و نه محزون خواهند بود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۲.</ref>


====معنا و مفهوم هشتم استقامت====
==== معنا و مفهوم هشتم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[پایداری]] و ثبات در استمرار دادن به طریق [[اسلام]] و [[ایمان]] است، و البته، آنان که در استمرار بر طریق اسلام و ایمان، [[ثابت]] و [[استوار]] باشند، از مایه‌های [[حیات]] [[حقیقی]] که همان [[علم]] [[ائمه معصومین]]{{عم}} است، به طور [[کثیر]] و فراوان، [[سیراب]] خواهند شد: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} [[حضرت صادق]]{{ع}} هم در این باره فرموده: {{متن حدیث|{{متن قرآن|لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}<ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۲.</ref>
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، [[پایداری]] و ثبات در استمرار دادن به طریق [[اسلام]] و [[ایمان]] است، و البته، آنان که در استمرار بر طریق اسلام و ایمان، [[ثابت]] و [[استوار]] باشند، از مایه‌های [[حیات]] [[حقیقی]] که همان [[علم]] [[ائمه معصومین]] {{عم}} است، به طور کثیر و فراوان، سیراب خواهند شد: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} [[حضرت صادق]] {{ع}} هم در این باره فرموده: {{متن حدیث|{{متن قرآن|لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}} يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ {{عم}}}}<ref>برهان، ص۱۱۵۳.</ref>.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۲.</ref>
====معنا و مفهوم نهم استقامت====
==== معنا و مفهوم نهم استقامت ====
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، ثبات در استمرار درخواست [[هدایت]] به [[صراط مستقیم]] از [[خدای متعال]] است: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره نور، آیه ۴۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۳.</ref>
یکی از معانی و مفاهیم استقامت، ثبات در استمرار درخواست [[هدایت]] به [[صراط مستقیم]] از [[خدای متعال]] است: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره نور، آیه ۴۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۳.</ref>


===[[تدبر]] در [[آیات]] استقامت به ترتیب [[نزول]] آن===
=== [[تدبر]] در [[آیات]] استقامت به ترتیب نزول آن ===
واژه استقامت در مجموع نه [[آیه]] در [[قرآن کریم]] آمده است که در هشت [[سوره]] با الفاظ پنج‌گانه: {{متن قرآن|يَسْتَقِيمَ}}، یک بار، {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}}، چهار بار، {{متن قرآن|اسْتَقِيمَا}}، یک بار، {{متن قرآن|اسْتَقِمْ}} دو بار، و {{متن قرآن|اسْتَقِيمُوا}}، دو بار، ذکر شده است. الفاظ مذکور در هفت سوره از سوره‌های مکی، و در یک سوره از سوره‌های [[مدنی]] آمده است. در این جا ابتدا آیات را به ترتیب نزول تنظیم، و پس از آن، آنها را مورد بررسی و تدبر قرار می‌دهیم.<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۳.</ref>
واژه استقامت در مجموع نه [[آیه]] در [[قرآن کریم]] آمده است که در هشت [[سوره]] با الفاظ پنج‌گانه: {{متن قرآن|يَسْتَقِيمَ}}، یک بار، {{متن قرآن|اسْتَقَامُوا}}، چهار بار، {{متن قرآن|اسْتَقِيمَا}}، یک بار، {{متن قرآن|اسْتَقِمْ}} دو بار، و {{متن قرآن|اسْتَقِيمُوا}}، دو بار، ذکر شده است. الفاظ مذکور در هفت سوره از سوره‌های مکی، و در یک سوره از سوره‌های مدنی آمده است. در این جا ابتدا آیات را به ترتیب نزول تنظیم، و پس از آن، آنها را مورد بررسی و تدبر قرار می‌دهیم<ref>عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۳.</ref>.


====تنظیم آیات استقامت به ترتیب نزول آن====
==== تنظیم آیات استقامت به ترتیب نزول آن ====
#{{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref>.
#{{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.</ref>.
خط ۲۰۰: خط ۲۶۳:
#{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۳.</ref>
#{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۳.</ref>


====[[تدبر]] در [[آیات]] استقامت و بررسی آنها به ترتیب نزول‌شان====
==== [[تدبر]] در [[آیات]] استقامت و بررسی آنها به ترتیب نزول‌شان ====
حصول استقامت امری است از جانب [[خدای متعال]]، و فعلیت آن، در [[طاعت]] [[خداوند]] و در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الله]] و [[توحید الله]] می‌باشد. استقامت کنندگان در [[دنیا]]، از [[نعمت]] [[امنیت]] بدنی و [[روانی]] و از مایه‌های [[حیات]] [[حقیقی]] بهره‌مندند و در [[آخرت]] هم [[بهشت]] [[موعود]] به آنان [[بشارت]] داده شده است:
حصول استقامت امری است از جانب [[خدای متعال]]، و فعلیت آن، در [[طاعت]] [[خداوند]] و در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الله]] و توحید الله می‌باشد. استقامت کنندگان در [[دنیا]]، از [[نعمت]] [[امنیت]] بدنی و روانی و از مایه‌های [[حیات]] [[حقیقی]] بهره‌مندند و در [[آخرت]] هم [[بهشت]] [[موعود]] به آنان [[بشارت]] داده شده است:
#حصول استقامت بنا بر [[مشیت الهی]] و از جانب [[خدای تعالی]] است؛ زیرا اولین [[آیه استقامت]] که در [[مکه]] نازل شده است، دلالت دارد بر اینکه حصول استقامت بنا بر مشیت الهی است، و لفظ.{{متن قرآن|مِنْ}}در.{{متن قرآن|مِنْكُمْ}}، دلالت دارد بر اینکه مشیت الهی در حصول استقامت در [[انسان‌ها]]، همه آنان را شامل نمی‌شود، بلکه این تنها بعضی از انسان‌ها هستند که مشمول این نعمت‌اند: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}. و این که چه انسان‌هایی مشمول [[مشیت]] الهی‌اند یا اینکه کدام‌یک از این نعمت محرومند، با [[تدبر]] در آخرین [[آیه]]؛ یعنی آیه هفتم [[سوره توبه]] که در [[مدینه]] نازل شده است، به دست می‌آید که: اولاً: مادامی که [[مشرکان]] بر [[عقیده]] [[شرک]] خود باقی‌اند، نمی‌توانند بر [[عهد]] خویش پایبند باشند و به عبارتی استقامت ورزند: {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}}. و ثانیاً: عهد مشرکان وقتی معتبر است که آنان بتوانند به عهدشان پای‌بند بوده و در آن استقامت ورزند و در این صورت است که می‌توان به آن [[اطمینان]] داشت؛ مثل اینکه [[عقد]] بر آن عهد در جایی باشد که دلالت و نشانه‌ای بر توحید الله وجود دارد: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}.
# حصول استقامت بنا بر [[مشیت الهی]] و از جانب [[خدای تعالی]] است؛ زیرا اولین [[آیه استقامت]] که در [[مکه]] نازل شده است، دلالت دارد بر اینکه حصول استقامت بنا بر مشیت الهی است، و لفظ.{{متن قرآن|مِنْ}}در.{{متن قرآن|مِنْكُمْ}}، دلالت دارد بر اینکه مشیت الهی در حصول استقامت در [[انسان‌ها]]، همه آنان را شامل نمی‌شود، بلکه این تنها بعضی از انسان‌ها هستند که مشمول این نعمت‌اند: {{متن قرآن|لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}. و این که چه انسان‌هایی مشمول [[مشیت]] الهی‌اند یا اینکه کدام‌یک از این نعمت محرومند، با [[تدبر]] در آخرین [[آیه]]؛ یعنی آیه هفتم [[سوره توبه]] که در [[مدینه]] نازل شده است، به دست می‌آید که: اولاً: مادامی که [[مشرکان]] بر [[عقیده]] [[شرک]] خود باقی‌اند، نمی‌توانند بر [[عهد]] خویش پایبند باشند و به عبارتی استقامت ورزند: {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ}}. و ثانیاً: عهد مشرکان وقتی معتبر است که آنان بتوانند به عهدشان پای‌بند بوده و در آن استقامت ورزند و در این صورت است که می‌توان به آن [[اطمینان]] داشت؛ مثل اینکه [[عقد]] بر آن عهد در جایی باشد که دلالت و نشانه‌ای بر توحید الله وجود دارد: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}.
# استقامت، در طاعت [[خدای متعال]] بوده و در فعلیت آن باید از [[پیروی]] [[راه]] [[ناآگاهان]]، [[سرکشی]] از [[طاعت الهی]] و پیروی از [[امیال]] بر [[حذر]] بود. در آیه ۸۹ [[سوره یونس]]، بعد از امر به استقامت، خطاب به [[موسی]] و [[هارون]]{{عم}}، آنان را در برابر [[استعلا]] و [[استکبار]] [[فرعون]] و [[فرعونیان]]، از [[متابعت]] راه ناآگاهان و [[نادانان]] [[نهی]] می‌نماید: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}. در [[آیه]] ۱۱۲ [[سوره هود]]، بعد از امر به استقامت مطابق با [[مأمور]] به، خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} و [[یاران]] او با لفظ {{متن قرآن|لَا تَطْغَوْا}} که خطاب عامی است، [[نهی]] از [[سرکشی]] در مأمور به، [[طاعت الهی]]، می‌نماید: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}. در آیه ۱۵ [[سوره شوری]] هم بعد از امر به [[دعوت]] و استقامت بر طبق مأمور به، خطاب به پیامبر{{صل}}، آن [[حضرت]] را از [[پیروی]] [[امیال]] آنان بر [[حذر]] می‌دارد: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}.
# استقامت، در طاعت [[خدای متعال]] بوده و در فعلیت آن باید از [[پیروی]] راه [[ناآگاهان]]، [[سرکشی]] از [[طاعت الهی]] و پیروی از [[امیال]] بر حذر بود. در آیه ۸۹ [[سوره یونس]]، بعد از امر به استقامت، خطاب به [[موسی]] و [[هارون]] {{عم}}، آنان را در برابر [[استعلا]] و [[استکبار]] [[فرعون]] و [[فرعونیان]]، از متابعت راه ناآگاهان و [[نادانان]] [[نهی]] می‌نماید: {{متن قرآن|قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}. در [[آیه]] ۱۱۲ [[سوره هود]]، بعد از امر به استقامت مطابق با [[مأمور]] به، خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} و [[یاران]] او با لفظ {{متن قرآن|لَا تَطْغَوْا}} که خطاب عامی است، [[نهی]] از [[سرکشی]] در مأمور به، [[طاعت الهی]]، می‌نماید: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}. در آیه ۱۵ [[سوره شوری]] هم بعد از امر به [[دعوت]] و استقامت بر طبق مأمور به، خطاب به پیامبر {{صل}}، آن حضرت را از [[پیروی]] [[امیال]] آنان بر حذر می‌دارد: {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}.
# استقامت در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الله]]، [[سلامت]] از [[خوف]]، [[رهایی]] از [[حزن]] و مژده [[بهشت]] [[موعود]] را در بر خواهد داشت. [[قرآن کریم]] در دو آیه از [[آیات]] استقامت با تأکید {{متن قرآن|إِنَّ}}، به کسانی که بگویند: [[پروردگار]] ما، [[اللّه]] است و پس از آن، استقامت ورزند، خبر سلامت از خوف و رهایی از حزن را داده است. در یک آیه از این دو آیه، با [[نزول]] ملایکه بر استقامت‌کنندگان، آنان را از خوف و حزن بر حذر داشته و به بهشت موعود [[بشارت]] می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}. و در آیه دیگر هم، از عدم خوف و بی‌حزنی آنان خبر می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}.
# استقامت در [[اعتقاد]] به [[ربوبیت]] [[الله]]، [[سلامت]] از [[خوف]]، [[رهایی]] از [[حزن]] و مژده [[بهشت]] [[موعود]] را در بر خواهد داشت. [[قرآن کریم]] در دو آیه از [[آیات]] استقامت با تأکید {{متن قرآن|إِنَّ}}، به کسانی که بگویند: [[پروردگار]] ما، [[اللّه]] است و پس از آن، استقامت ورزند، خبر سلامت از خوف و رهایی از حزن را داده است. در یک آیه از این دو آیه، با نزول ملایکه بر استقامت‌کنندگان، آنان را از خوف و حزن بر حذر داشته و به بهشت موعود [[بشارت]] می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}. و در آیه دیگر هم، از عدم خوف و بی‌حزنی آنان خبر می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}.
# استقامت در [[راه]] [[اسلام]]، [[کثرت]] بهره‌مندی از مایه‌های [[حیات]] را در بر خواهد داشت. قرآن کریم خبر می‌دهد که اگر استقامت بر راه اسلام و [[ایمان]] باشد، استقامت‌کنندگان از مایه‌های حیات [[حقیقی]] که در [[روایات]] به [[علم]] [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[تفسیر]] شده، به حد وفور [[سیراب]] خواهند شد: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}.
# استقامت در راه [[اسلام]]، [[کثرت]] بهره‌مندی از مایه‌های [[حیات]] را در بر خواهد داشت. قرآن کریم خبر می‌دهد که اگر استقامت بر راه اسلام و [[ایمان]] باشد، استقامت‌کنندگان از مایه‌های حیات [[حقیقی]] که در [[روایات]] به [[علم]] [[ائمه معصومین]] {{عم}} [[تفسیر]] شده، به حد وفور سیراب خواهند شد: {{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}.
#امر به مستقیم شدن [[مشرکان]] به جانب [[توحید الله]]، مقارن با امر به [[استغفار]] از گذشته‌ای که توأم با [[مشرک]] بودن آنان بوده، گشته است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۴.</ref>
# امر به مستقیم شدن [[مشرکان]] به جانب توحید الله، مقارن با امر به [[استغفار]] از گذشته‌ای که توأم با [[مشرک]] بودن آنان بوده، گشته است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ}}<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۱۶۴.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== استقامت [[پیامبر اسلام]] در آیات ==
منظور [[استقامت]] و ایستادگی‌های [[پیامبر]] در طول [[دعوت]] است که [[خداوند]] بارها [[فرمان]] به آن می‌دهد و یکی از علل موفقیت وی در به انجام رسیدن اهداف [[رسالت]] است که [[قرآن]] در [[آیات]] فراوان با آن اشاره کرده است:
# {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>.
# {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. '''نکته''': [[پیامبر]] همراه [[مؤمنین]]، [[مأمور]] به استقامت در امر [[توحید]] و [[دعوت]] به آن است. در این حرکت جمعی او و همراهان باید مواظب باشند که دچار [[تجاوز]] و [[طغیان]] نشوند و از هواها و [[تمایلات]] [[انسان‌ها]] [[پیروی]] نکنند و اساس حرکت و مأموریت، [[دعوت به توحید]]، [[کتاب خدا]] و [[عدالت]] و عدم تخطی از [[احکام]] است، که استقامت می‌طلبد و [[پیامبر]] به چنین استقامتی [[مأمور]] است و همچنین [[مؤمنان]] پیرو [[پیامبر]]<ref>اینکه پیامبر فرموده: سوره هود من را پیر کرد. مربوط به همین آیه استقامت است که بسیار مشکل است؛ مخصوصاً حفظ عدالت وطغیان نکردن. ر. ک: البرهان</ref>.
# {{متن قرآن|إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو می‌خوانیم و همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.</ref>.
# {{متن قرآن|عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد» سوره انعام، آیه ۳۹.</ref>.
# {{متن قرآن|قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو ای قوم من! هر چه می‌توانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمی‌گردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
در این دو [[آیه]] نیز [[خداوند]] استقامت و [[پایداری]] [[محمد]] {{صل}} را تأیید کرده است و به او [[دستور]] داده که به مخالفان بگو شما در [[جایگاه]] خود باشید و من هم در [[جایگاه]] خودم که [[توحید]] است، با استقامت عمل می‌کنم و شما در [[آینده]] نتیجه را خواهید دید<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۰۶.</ref>.


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]] و [[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
 
{{پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:استقامت]]
[[رده:استقامت]]
[[رده:مفاهیم در قرآن]]
[[رده:مفاهیم در قرآن]]
[[رده:مدخل‌های تلخیص شده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۱

معناشناسی

این واژه از ریشه "ق و م" است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال[۱]، ثبات و مداومت[۲]، استمرار[۳]، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت نهادن[۴] را بازگو کرده‌اند و معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد[۵]. برخی گفته‌اند: استقامت همان اقامه است؛ ولی اضافه شدن دو حرف "س" و "ت" معنای آن را تأکید می‌کند[۶].

در معنایی جامع می‌توان گفت نظر به اینکه اصل واحد در این ماده، مفهومی است در برابر قعود و معنای اصلی آن به پاداشتن و فعلیت عمل است، استقامت با توجه به معنای‌طلبی باب استفعال، به معنای طلب قیام است و استمرار و استدامت و مانند آن از لوازم معنای اصلی به‌شمار می‌آید[۷].[۸]

استقامت در قرآن

استقامت در مفهوم قرآنی آن اصطلاحی برای پایداری در دین و مسیر حق در برابر کژی‌هاست[۹].

اهل معرفت تعابیری چون "اهل استقامت" و "منزل استقامت" را که مرحله‌ای از مراحل سلوک الی اللّه است به‌کار می‌برند[۱۰].

در نظر عارفان، استقامت برزخی است بین پرتگاه‌های مخوف عالم تفرق و سدرة‌المنتهای عالم جمع و روحی است که احوال سالکان بدان زنده و باقی است[۱۱].

واژه استقامت به‌صورت مصدری در قرآن نیامده است؛ اما صورت‌های فعلی و اسم فاعلی آن ۴۷ بار به کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلی استقامت ۱۰ بار به صورت‌های "استقم"﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ[۱۲]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ[۱۳]، "استقیما"﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۱۴]، "استقیموا"﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ[۱۵] برای امر به استقامت، و به گونه "یستقیم"﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ[۱۶] و "استقاموا" ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ[۱۷]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا...[۱۸]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۱۹]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا[۲۰] برای بیان آثار استقامت، استعمال شده است.

در ۳۷ آیه دیگر نیز واژه "مستقیم" که اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۲۱]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۲] و ﴿وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۲۳].

بیشتر مباحث قرآنی استقامت مربوط به ۹ آیه‌ای است که متضمن مشتقات فعلی استقامت است. در این آیات جز آیه ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ[۲۴] که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوی خدا مطرح کرده است[۲۵].

آیات استقامت به ترتیب مصحف

آیات استقامت در ضمن نُه آیه در هشت سوره قرآن مجید آمده است که به ترتیب مصحفی‌شان عبارت‌اند از:

  1. ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ[۲۶].
  2. ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۲۷].
  3. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۸].
  4. ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۲۹].
  5. ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[۳۰].
  6. ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۳۱].
  7. ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۳۲].
  8. ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا[۳۳].
  9. ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ[۳۴].[۳۵]

استقامت در تفسیر

همان‌گونه که واژه‌پژوهان برای استقامت چندین معنا برشمرده‌اند مفسران نیز در معنا و تفسیر آن معانی اعتدال، و دوری از افراط و تفریط[۳۶]، ثبات و دوام[۳۷]، و طلب قیام[۳۸] را بازگو کرده‌اند.

تفسیر استقامت به طلب قیام به این صورت است که انسان در حال قیام و ایستادن در متعادل‌ترین حالت و مسلط بر توانایی‌ها و کارهای خود است و این تسلط انسان را به شخصیت و شأن انسانی خود می‌رساند تا بتواند کارهای مناسب با استعداد انسانی خود را انجام دهد. به این جهت، از متعادل‌ترین حالت هر چیز به‌گونه‌ای که امکان نمایان شدن همه آثار و توانایی‌های آن وجود داشته باشد، به‌صورت استعاره با واژه "قیام" یاد می‌شود، بنابراین، قیام عمود، این است که به‌صورت طولی برافراشته گردد و قیام عدل به گسترش عدالت در زمین است.

استقامت نیز چون مصدر باب استفعال است و معنای طلب دارد به معنای طلب قیام و استدعای ظهور همه آثار و منافع است. نمایان شدن همه ویژگی‌ها و آثار هر پدیده‌ای نیز به حسب توانایی و شخصیت ذاتی آن گوناگون است؛ به‌طور مثال، استقامت طریق عبارت است از برخورداری آن از هر چیزی که برای "راه" لازم است؛ مانند: همواری، وضوح و به گمراهی نینداختن رهرو، و استقامت انسان در امری آن است که شخص قیام به آن امر و اصلاح آن را از خود طلب کند، به‌گونه‌ای که کامل شود و فساد و نقص در آن راه نیابد، بنابراین، معنای استقامت در هر آیه‌ای با توجه به زمینه‌ای که استقامت در آن مطرح شده، متفاوت است؛ مانند قیام به حق توحید در عبودیت: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ[۳۹]، و ثبات بر ربوبیت حق در همه شئون زندگی و محافظت بر توحید در همه امور باطنی و ظاهری: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا[۴۰] و قیام به وظایف دینی: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا[۴۱][۴۲] و شاید به همین جهت مفسران، تفسیرهای گوناگونی از استقامت در آیات مربوط ارائه کرده‌اند[۴۳].

براساس این تفسیر، استقامت مفهومی جامع‌تر از آنچه دیگر مفسران در معنای آن گفته‌اند دارد، زیرا چیزی را برپا داشتن به‌گونه‌ای که همه آثار آن ظاهر گردد مستلزم اعتدال، صبر و ثبات در آن است، ازاین‌رو هر یک از این تعریف‌ها را می‌توان تعریف به لازم استقامت و آنها را به لحاظ مفهومی، مستقل از استقامت دانست، زیرا صبر در لغت به معنای حبس نفس و بردباری در ناملایمات است و جنبه سلبی در آن لحاظ شده است، برخلاف استقامت که ویژگی اثباتی و ایجابی دارد و همچنین الزاماً در ناملایمات به کار گرفته نمی‌شود. شاید بتوان گفت با توجه به موارد کاربرد استقامت و صبر در قرآن، استقامت به معنای پافشاری و پایداری در اصل دین و ارزش‌های دینی و عدم انحراف از راه حق به بیراهه‌های کفر و شرک و نفاق است که بیشتر بعد فکری و عقیدتی در آن لحاظ شده است و صبر به معنای شکیبایی در برابر سختی‌های اطاعت و دشواری‌های مصائب و عدم تمکین در برابر طغیان شهوات است که بیشتر در مقام عمل متصور است[۴۴]، افزون بر این، کاربرد استقامت و صبر در روایات[۴۵] به‌صورت قسیم یکدیگر و به‌صورت دو مفهوم جدا از هم، بر استقلال مفهومی هریک دلالت دارد. اعتدال هم در لغت به معنای مراعات تساوی و حد وسط بین دو چیز[۴۶] و ثبات به معنای دوام شئ است[۴۷].

برخی گفته‌اند: ثبات ویژه امور مادی و استقامت مربوط به امور معنوی است[۴۸]. ویژگی‌های معنایی واژه استقامت به همراه مفهوم قرآنی آنکه از زمینه طرح استقامت در آیات شکل می‌گیرد، پیوستگی این مفهوم را با مجموعه‌ای گسترده از آیات و مفاهیم قرآن نشان می‌دهد، زیرا تحقق استقامت در هر زمینه‌ای، افزون بر همراهی بااعتدال و صبر و ثبات، پرهیز از هرگونه زیغ، ضلل، عوج، الحاد، فسق و فساد را می‌طلبد، ازاین‌رو مفسران "عدل"﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ...[۴۹] و "حنف"﴿إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۵۰] را به استقامت معنا کرده‌اند[۵۱] و برخی، صبر و ثبات را در آیات، مرادف استقامت دانسته‌اند[۵۲] و زیغ[۵۳]، فساد[۵۴]، فسق[۵۵]، عوج و الحاد[۵۶] را به خروج از استقامت تعریف کرده‌اند. مفهوم قرآنی استقامت نیز بدان سبب که همه آیات (جز یک آیه) در یک نگاه کلی استقامت را در زمینه "توحید و باور به ربوبیت خداوند و سیر به سوی او بر اساس این باور"، مطرح کرده و می‌توان از آن به "استقامت در دین" تعبیر کرد، با مفاهیمی چون صراط مستقیم، هدایت، عبودیت، ایمان، عمل صالح، تقوا و هرآنچه لازمه دینداری است، پیوند دارد، زیرا استقامت در این مفهوم پس از پذیرش دین مطرح می‌شود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا[۵۷]، ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ[۵۸] و استقامت به کمال رساندن مؤلفه‌های لازم دینداری چون هدایت، ایمان، عبودیت، تقوا و عمل صالح است؛ اما برای روشن شدن پیوند این مفهوم با موضوع "صراط مستقیم" باید توجه داشت که انسان‌ها همگی در مسیری به سوی خداوند در تکاپو و حرکت‌اند: ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ[۵۹]، ﴿وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۶۰] و این سیر و حرکت نیز در یکی از سه راه نعمت یافتگان: ﴿أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۶۱]، غضب شدگان: ﴿ْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ[۶۲] و گمراهان: ﴿الضَّالِّينَ[۶۳] واقع می‌گردد[۶۴]. چون راه بندگان نعمت یافته خدا همان "صراط مستقیم" است که به سبب هدایت الهی حاصل می‌شود: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ[۶۵] و صراط مستقیم نیز چیزی جز بندگی خدا و دین نیست: ﴿اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۶۶]، ﴿هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا[۶۷] و استقامت‌کنندگان نیز بخشی از جامعه انسانی‌اند که بر مدار باور و راه توحیدی که همان عبودیت و دین حق است در حرکت‌اند، می‌توان گفت صراط مستقیم راه اهل استقامت است که خداوند آنان را بندگان نعمت یافته شناسانده است: ﴿الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۶۸]، بنابراین، شناخت ویژگی‌های صراط مستقیم و رهروان آن﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۶۹]؛ ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۷۰]؛ ﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۷۱] ما را به شناخت اهل استقامت می‌رساند، ازاین‌رو پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان که بندگان نعمت یافته خدایند اهل استقامت‌اند و هرکس پیرو خدا و رسول او باشد با آنان همراه می‌گردد و از استقامت‌کنندگان به شمار می‌آید: ﴿مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ[۷۲].[۷۳] این ویژگی‌های مفهومی و گستردگی ارتباط با مفاهیمی بنیادین چون هدایت و عبودیت، استقامت را در تعالیم قرآن و روایات دینی در جایگاه ویژه‌ای نشانده است، چنان‌که در قرآن دو بار به پیامبر اسلام فرمان به استقامت داده شده است: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ[۷۴] و در ادامه یکی از این دو خطاب پیروان پیامبر نیز به استقامت مکلف شده‌اند: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ[۷۵].

از موسی و هارون (ع) نیز استقامت خواسته شده است: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۷۶].

افزون بر این موارد در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که نشان اهمیت آن است. در روایات دینی هم دعوت به استقامت جایگاه گسترده‌ای دارد[۷۷].

در بزرگی و دشواری استقامت از پیامبر اسلام روایت شده است که خطاب ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ[۷۸] آن حضرت را پیر کرده است[۷۹]. این سخن پیامبر را می‌توان بر اثر دشواری امر استقامت برای پیروان آن حضرت دانست، زیرا در آیه‌ ﴿ فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۸۰] پیامبر به تنهایی دعوت به استقامت شده است و چنین سخنی از آن حضرت روایت نشده است[۸۱].

موارد استقامت

یک آیه از ۹ آیه‌ای که مشخصاً به موضوع استقامت پرداخته استقامت را در زمینه عهد و پیمان مطرح کرده است: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ[۸۲] و سایر آیات مربوط به استقامت در زمینه توحید و ایمان به ربوبیت و الوهیت خدا و سیر به سوی او (استقامت در دین) است. در یک آیه از این آیات ذکر بودن قرآن برای کسانی مفید دانسته شده که می‌خواهند اهل استقامت در حق[۸۳] باشند: ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ[۸۴]. سایر آیات در یک تقسیم کلی یا فرمان استقامت داده﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۸۵]؛ ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ[۸۶]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ[۸۷] یا از آثار استقامت سخن گفته است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۸۸]؛ ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا[۸۹].

مخاطب یک آیه از ۴ آیه‌ای که فرمان استقامت داده همه انسان‌ها هستند. این آیه با بیان وحدانیت خدای سبحان خواهان استقامت بندگان در مسیر حرکت به سوی خداست: ﴿أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ[۹۰]؛ اما سه آیه دیگر مشخصا بعضی از پیامبران را مخاطب قرار داده است. در دو آیه از پیامبر اسلام خواسته شده است همان‌گونه که به او فرمان داده شده، استقامت ورزد﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۹۱]؛ ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...[۹۲]. ظاهر این آیات به روشنی خواهان استقامت بر مدار فرمان‌های خداوند است؛ اما مفسران مراد از فرمان‌ها را در این آیات متفاوت بیان کرده‌اند؛ بعضی این فرمان‌ها را چیزی غیر از قرآن می‌دانند که در این آیات خداوند پیامبر را مأمور اجرای آن کرده است[۹۳]؛ اما مفسرانی دیگر استقامت را ناظر به دستورهای قرآن می‌دانند که پیش از نزول این آیات بر پیامبر فرود آمده است[۹۴].

موسی و هارون (ع) دیگر پیامبران الهی‌اند که در قرآن مأمور به استقامت شده‌اند: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۹۵]. با توجه به عبارت ﴿لَا تَتَّبِعَانِّ که در ادامه آیه، موسی و هارون را از پیروی راه نادانان بر حذر می‌دارد می‌توان گفت که مراد، استقامت بر پیروی از راه خداست. برخی مقصود از آن را استقامت در دعا دانسته‌اند [۹۶]. بعضی از مفسران با توجه به اینکه مخاطب سه آیه اخیر پیامبران الهی هستند و یکی از مهم‌ترین دستورهای خداوند برای آنان به انجام رساندن رسالت و ابلاغ پیام خداست، استقامت را، استقامت در تبلیغ دین و پیامبری هم می‌دانند[۹۷].

در میان دسته‌ای دیگر از آیات که آثار استقامت را در اندیشه و حرکت توحیدی بیان می‌کند دو آیه‌ای که استقامت در اعتقاد به ربوبیت الهی را مطرح می‌کند از شهرت بیشتری برخوردار است: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا[۹۸] برخی، از کلمه ﴿ثُمَّ که برای تراخی است استفاده کرده‌اند که باید در حال و آینده استقامت داشت و با استقامت از دنیا رفت[۹۹].

آیه دیگر نیز استقامت در راه حق[۱۰۰]، ایمان[۱۰۱]، و اسلام[۱۰۲] را مطرح کرده است: ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ[۱۰۳]. در روایاتی مقصود از آیات فوق، استقامت بر ولایت اهل بیت (ع) دانسته شده[۱۰۴]، چنان‌که صراط مستقیم نیز اهل بیت (ع) هستند[۱۰۵].

آیات دیگری نیز به‌صورت غیر مستقیم به استقامت در اموری مانند جهاد پرداخته است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۱۰۶].[۱۰۷]

آثار و موانع استقامت

در قرآن آثاری چند برای استقامت بازگو شده که بخشی از آن، پاداش اهل استقامت در دنیا و پاره‌ای دیگر پاداش استقامت در آخرت است؛ اما ویژگی بهره‌مندی از ولایت الهی، در دنیا و آخرت شامل بندگان با استقامت می‌گردد: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ[۱۰۸]. می‌توان عبارت: ﴿نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ را از جانب ملائکه دانست؛ اما چون فرشتگان واسطه رحمت خداوند بوده، از خود ولایتی ندارند، این عبارت به ولایت الهی تفسیر می‌شود[۱۰۹].

اهل استقامت، از رهگذر بهره‌ای که از ولایت الهی و نزول فرشتگان بشارت دهنده دارند، از چنبره ترس و اندوه آزادند: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا... نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ[۱۱۰].

اهل استقامت در دنیا از برکات خداوند بهره‌مند می‌شوند: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا[۱۱۱]. عبارت: ﴿مَاءً غَدَقًا در این آیه که به آب فراوان[۱۱۲] معنا شده کنایه از وسعت و فراوانی روزی است[۱۱۳]. مشابه این تعبیر کنایی درباره اهل کتاب نیز آمده است: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ[۱۱۴][۱۱۵]. برخی نیز: ﴿مَاءً غَدَقًا را به هدایت[۱۱۶] و علم کثیر[۱۱۷] تفسیر کرده‌اند.

در آخرت هم زندگی جاودانه در بهشت موعودی که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوی بندگانی است که بر ربوبیت خداوند استقامت می‌ورزند: ﴿...وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ لَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ[۱۱۸]،: ﴿أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۱۱۹][۱۲۰].

استقامت‌ورزی برای مؤمنان، به سبب عوامل بازدارنده‌ای در بیرون و درون وجود آدمی، همواره با موانع و دشواری‌هایی همراه است که با توجه به مفهوم استقامت، هر کوتاهی و نقصی در عبودیت خدا را، می‌توان مانع استقامت تلقی کرد، ازاین‌رو در بعضی از آیات مرتبط با استقامت به چند عامل کلی اشاره شده است. این موانع عبارت است از: فراموشی یاد خدا: ﴿وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا [۱۲۱][۱۲۲]، پیروی از هوا و هوس: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ...[۱۲۳][۱۲۴]، پیروی از راه نادانان: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۱۲۵][۱۲۶]، ممانعت شیطان از حرکت انسان در صراط مستقیم: ﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۲۷][۱۲۸]، اختلاف و تنازع: ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۲۹] و دنیاطلبی: ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ[۱۳۰].[۱۳۱]

استقامت در تفاسیر

شیخ طوسی در تبیان فی قوله: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ، فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به عهد و پیمان شما استمرار دارند، شما هم بر عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید[۱۳۲].

فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا هم فرموده: امر است از جانب حق تعالی به آن دو نفر؛ یعنی موسی و هارون (ع)، به این که در دعوتشان بر اساس آنچه خدای متعال به آنان امر فرموده، در برابر فرعون و قوم فرعون پایداری و استقامت کنند[۱۳۳].

نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود پیامبر (ص) و به امت او به این که همان‌گونه که خدای متعال به آنان و هم‌چنین به کسانی که به سوی خدا و پیامبر او بازگشته‌اند، امر فرموده، ثابت‌قدم باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: ﴿لَا تَطْغَوْا، فرموده: در استقامت و پایداری، طغیان نکنید، پس از حد آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه وجوب و چه در وجه استحباب، (فراتر نرفته و) زیاده‌روی نکنید[۱۳۴].

همین طور فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ، فرموده: در طاعت و خلوص عبادت نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای حکمت است، استمرار داشته باشید[۱۳۵].

فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا هم فرموده: بر آنچه بدان ربوبیت را توجیه می‌کنید، استمرار داشته باشید، و گفته‌اند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید[۱۳۶].

هم‌چنین فی قوله: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ، فرموده: یعنی فالی ذلک فادع؛ هم چنان که فرموده: ﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا[۱۳۷][۱۳۸].

نیز فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: یعنی بر آن (اعتقاد قلبی به ربنا الله) استمرار داشته و از آن عدول نکنند[۱۳۹].

فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ هم فرموده: آن بر دو امر است:

  1. یعنی اگر بر راه هدایت استقامت کنند، به دلالت آیه ۶۹ سوره مائده: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۱۴۰]، و آیه ۹۶ سوره اعراف: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا[۱۴۱].
  2. یعنی اگر به طریقه کفر، استمرار و پایدرای کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: ﴿وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ[۱۴۲].

و معنای آیه به گفته اکثر مفسران این است که اگر عقلا بر راه هدایت پایداری کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به سیرابی بسیار خواهیم داد[۱۴۳].

طبرسی در مجمع‌البیان فی قوله: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ، فرموده: فما استقاموا لكم على العهد: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید[۱۴۴].

نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا، فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، موسی و هارون (ع)، امر شده است (در مأموریت دعوت مردم به ایمان به خدای متعال و انذاز آنان نسبت به عذاب الهیثابت و پا بر جا باشید[۱۴۵].

همین طور فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، فرموده: ای محمد (ص)! بر وعظ، انذار، تمسّک به اطاعت، امر نمودن و دعوت بدان، پایدار و ثابت‌قدم باش (و استقامت، عبارت است از انجام مأمور به و نهی از منهی عنه) هم‌چنان‌که در قرآن به آن مأمور شده‌ای[۱۴۶].

نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ، فرموده: از راه او منحرف نشوید؛ با طاعت به سوی او توجّه نمایید، هم چنان‌که گفته می‌شود: استقم إلی منزلک: راست و مستقیم به سوی خانه‌ات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن عدول ننما[۱۴۷].

فی قوله: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا هم فرموده: بر اینکه خدای متعال، پروردگار آنان، یکتا است، استمرار داشته و هیچ چیزی را برای او شریک قرار نداده‌اند، و گفته‌اند: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا در افعالشان است؛ هم چنان که ﴿اسْتَقَامُوا در گفتارشان است، و گفته اند: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا بر توجیه ربوبیتی که نسبت به عبادت او دارند[۱۴۸].

و از انس روایت شده که پیامبر (ص) این آیه را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: «قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها»: مردم آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هر کس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است[۱۴۹].

نیز فی قوله تعالی: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ هم فرموده: بر امر خدای تعالی ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفته‌اند: بر تبلیغ رسالت پایدار و با استقامت باش[۱۵۰].

هم‌چنین فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، فرموده: یعنی اگر انسان و جنّ بر راه ایمان استقامت و پایداری ورزند، و گفته‌اند: در آیه، مشرکین مکّه اراده شده‌اند؛ یعنی اگر ایمان آورند و بر هدایت استقامت و پایداری کنند، برای آنان آب فراوانی را از آسمان می‌بارانیم، و گفته‌اند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در دنیا بر آنان وسعت می‌دهیم. ماء غدق را مثل زده؛ زیرا آن همه‌اش خیر کلی بوده و روزی در مطر است[۱۵۱].

فی قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ هم فرموده: بر امر خدای متعال و بر طاعت او، راست و مستقیم باشد. خدای سبحان ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع خلق ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا منفعت به آنان بر می‌گردد، هم‌چنان‌که فرمود: ﴿إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ[۱۵۲].[۱۵۳]

زمخشری در تفسیر کشاف فی قوله تعالی: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ، فرموده: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ: پس مادامی که بر عهد شما، بر راه راست و مستقیم‌اند، ﴿فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید[۱۵۴].

نیز فی قوله: ﴿فَاسْتَقِيمَا، فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر (موسی و هارون) بر آن متفقید، دعوتتان، ثابت و استوار، و در الزام حجت، برتر باشید[۱۵۵].

فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر جدیت و تلاش به حق بدون عدول از آن مأموری، و از جعفر صادق (ع) است که فی قوله: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ را فرموده: «افتقر الی الله بصحة العزم»: با صحّت عزم، استغنای به خداوند یاب[۱۵۶].

هم‌چنین فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ، فرموده: پابرجا و استوار نسبت به توحید و خلوص عبادت او باشید، بدون اینکه به راست یا به چپ بروید، و بدون توجه به آنچه شیطان با اتخاذ دوستان و شفیعان برای شما می‌آراید[۱۵۷].

نیز فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: ﴿ثُمَّ، برای دوری استقامت از اقرار، در مرتبت، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت برایش شأن و مرتبت، همه‌اش، است، مانند آن، قوله تعالی: ﴿...إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا[۱۵۸]، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، ثابت و پابرجا ماندند[۱۵۹]. فی قوله تعالی: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ هم فرموده: بر آن و بر دعوت به آن؛ همان‌گونه که خدا تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش[۱۶۰].

همین‌طور فی قوله تعالی: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ، فرموده: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا: ﴿أَنْ، مخففه از ثقیله است و معنای آیه چنین می‌شود که: و به من وحی شده در شأن و حدیث اینکه: اگر جنیان بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر پدر آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از عبادت خدا و طاعت او، ثابت بود و از سجود به آدم تکبر نمی‌کرد و کافر نمی‌شد و فرزند او پیرو اسلام بود، بر آنان انعام می‌کردیم و روزی آنان را وسیع می‌نمودیم، و ماء غدق به فتح دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است[۱۶۱].

فی قوله تعالی: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، فرموده: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ، بدل است از ﴿لِلْعَالَمِينَ (که ذیل آیه قبل آمده)، و البته، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به اسلام، پایداری و مقاومت کردند، همان‌ها با ذکر منتفع می‌گردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران پند نگرفته‌اند، گرچه همگی موعظه می‌شده‌اند[۱۶۲].

ملا محسن فیض کاشانی فی قوله تعالی: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا، در تفسیر صافی فرموده: امر آنان را منتظر باشید، اگر آن مشرکان بر عهد خود استمرار داشته و ثابت و استوار بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و ﴿كَيْفَ که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به استواری آنان در امر عهد و پیمانی که بسته‌اند[۱۶۳].

فی قوله: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا هم فرموده: دعای موسی و هارون، و گفته‌اند: موسی دعا می‌نمود و هارون آمین می‌گفت، پس هر دوی آنان را «دعا کننده» خطاب فرمود، و در کتاب کافی از پیامبر (ص) آمده است که موسی دعا می‌فرمود و هارون آمین و ملایکه آمین می‌گفتند. (پس) خدای متعال فرمود: ﴿قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا، «وَ مَنْ‏ غَزَا فِي‏ سَبِيلِ‏ اللَّهِ‏ اسْتُجِيبَ لَهُ كَمَا اسْتُجِيبَ لَكُمَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ»: دعوت شما دو نفر اجابت شد، و هر کس در راه خدای تعالی جهاد کند، دعای او به اجابت می‌رسد؛ هم‌چنان‌که برای شما دو نفر در روز قیامت به اجابت می‌رسد، و در کافی و تفسیر عیاشی از امام صادق (ع) نقل است که: بین قول خدای تعالی: ﴿قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا، و بین اخذ فرعون، چهل سال فاصله افتاد[۱۶۴].

همین‌طور فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمَا، فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون (ع)، بدان مأمور هستید، در دعوت نمودن به حق به همراه حجت و دلیل، با ثبات و استوار باشید و نسبت به آن تعجیل نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و زمان خودش[۱۶۵].

نیز فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، فرموده: بر جاده حق پابرجا باش بدون این که از آن عدول نمایی و آن، شامل عقاید و اعمال است، ﴿وَمَنْ تَابَ مَعَكَ: کسانی که از کفر توبه نموده و با تو ایمان آوردند. از ابن عباس نقل شده که چون این آیه بر پیامبر (ص) نازل گردید، بر آن حضرت بسیار مشقّت‌بار می‌نمود و لذا فرمود: «شَيَّبَتْنِي‏ هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ اخواتها»[۱۶۶]. فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ هم فرمود: در عمل و افعالتان پایدار و ثابت قدم باشید، در حالی که به سوی او توجه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، طلب آمرزش کنید[۱۶۷].

همچنین فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: بر مقتضای آن، ثابت و استوار بودند، و قمی هم فرموده: بر ولایت علی، امیر مؤمنان (ع)، پابرجا و استوار بودند[۱۶۸].

همین طور فی قوله: ﴿قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: بین آن توحیدی که خلاصه علم است و استقامت در اموری که منتهی به عمل می‌شود، ﴿ثُمَّ برای دلالت بر تأخر رتبه عمل و متوقف بودن ارزش آن بر توحید است. قمی فرموده: ﴿اسْتَقَامُوا، بر ولایت علی، امیرمؤمنان (ع)، دلالت می‌کند [۱۶۹].

علامه طباطبایی، در تفسیر المیزان فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمَا، فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو برادر (موسی و هارون (ع)) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر دعوت به سوی خدای متعال و بر احیای کلمه حق[۱۷۰].

فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ هم فرموده: بر دین، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حق آن را ادا می‌نمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن. امر به استقامت شده‌ای، و مراد از ﴿فَاسْتَقِمْ الخ، امر به آشکار نمودن ثبات و پایداری در عبودیت و لزوم قیام به حق آن است. پس از آن، نهی از تعدی در این استقامت و نهی از استکبار از خضوع برای خداوند متعال و خروج از آن به زندگی عبودیت است که فرمود: ﴿وَلَا تَطْغَوْا[۱۷۱].

نیز فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ، فرموده: چون به جز خدای یکتا که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و نفی شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از شرک و گناه از شما گذشته است، استغفار و طلب آمرزش کنید[۱۷۲].

هم‌چنین فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان راه است بدون انحراف و تمایلی، و ثابت بودن بر قولی که آن را گفته‌اند: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا و ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ[۱۷۳].

همین طور فی قوله تعالی: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ، فرموده: لام در ﴿فَلِذَلِكَ، برای تعلیل است، و گفته‌اند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از دین برای شما تشریع گردید، پس به آن دعوت کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، استوار و پابرجا باش[۱۷۴].

فی قوله تعالی: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان شهادت داده‌اند بدون انحراف و کجی و با التزام آنان به لوازم عملی آن[۱۷۵].

نیز فی قوله تعالی: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ، فرموده: ﴿أَنْمخففه از ثقیله است و مراد به ﴿الطَّرِيقَةِ، طریقه اسلام (ایمان) می‌باشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که ایمان به خدا اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای آیه چنین می‌شود. این که اگر جن و انس بر طریقه اسلام (ایمان) برای خدا پایداری و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان می‌کنیم تا ایشان را در روزی‌شان بیازماییم. پس این آیه هم معنا با آیه: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا[۱۷۶]، است[۱۷۷].

همچنین فی قوله تعالی: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، فرموده: مشروط به این است که استقامت بر حق را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و ثبات بر عبودیت و طاعت[۱۷۸].[۱۷۹]

استقامت در تفاسیر روایی

سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان فی قوله تعالی: «﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ، می‌فرماید: راه فرعون و یاران فرعون را متابعت نکنید[۱۸۰] و فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ، فرموده: علی بن ابراهیم گفته: قال تعالی لنبیه: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ[۱۸۱].

فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ هم فرمود: «ای اجیبوه». : اجابت کنید او را[۱۸۲].

همچنین فی قوله تعالی: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا، فرموده: محمد بن یعقوب با اسنادش تا محمد بن مسلم، و او چنین گوید که: از ابی‌عبدالله، امام صادق (ع) درباره قول الله عزوجل: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا سؤال نمودم. امام صادق (ع) فرمود: «اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ»؛ ﴿تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[۱۸۳].

نیز محمد بن عباس با اسنادش تا ابی‌جارود، و او از ابی‌جعفر، امام باقر (ع)، نقل می‌کند که ایشان فی قوله: ﴿الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا، گفته است: «اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ‏ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا ﴿تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُيَوْمَ الْقِيَامَةِ ﴿تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ فَأُولَئِكَ هُمْ الَّذِينَ إِذَا فَزِعُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِينَ يُبْعَثُونَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ يَقُولُونَ لَهُمْ لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا نَحْنُ الَّذِينَ كُنَّا مَعَكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لَا نُفَارِقُكُمْ حَتَّى تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ ﴿وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»: آن بزرگوار می‌فرمود: در پی کامل کردن طاعت خدای متعال و طاعت پیامبر او (ص) و ولایت آل محمد (ص) باشید: ﴿ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ الخ. پس آنان کسانی هستند که چون روز قیامت به هنگام برانگیخته شدن، بی‌تابی کنند، ملایکه آنان را ملاقات نموده و به آنان گویند: نترسید و اندوهگین مباشید ما (که) در زندگانی دنیا با شما بودیم، از شما جدا نمی‌شویم تا آنکه شما در بهشت داخل گردید، ﴿وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ: و مژده باد شما را به بهشتی که به شما وعده داده می‌شد[۱۸۴].

باز محمد بن عباس با اسنادش تا ابابصیر، و او می‌گوید: از ابی‌جعفر، امام باقر (ع)، درباره قول خدای عزوجل: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: «و هو و الله ما انتم علیه»، ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا: ابابصیر می‌گوید: سؤال کردم چه زمانی ملایکه با این مژده بر آنان نازل می‌گردند که:﴿أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ: نترسید و اندوهگین مباشید و بشارت باد بر شما بهشتی که به شما وعده داده می‌شد؛ ما دوستان شما در زندگی دنیا و در آخرت هستیم! پس آن بزرگوار فرمود: «عِنْدَ الْمَوْتِ‏ وَ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ»: به هنگام مردن و در روز قیامت[۱۸۵].

طبرسی در قوله: ﴿تَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ، از ابی‌عبدالله، امام صادق (ع)، نقل کند که: زمان نازل شدن ملایکه بر آنان، «عِنْدَ الْمَوْتِ‏»؛ یعنی هنگام مردن، است، و او گوید که از محمد بن فضیل روایت شده که او گفته است: از ابی‌الحسن، امام رضا (ع)، درباره استقامت، سؤال نمودم، پس حضرت گفت: «هِيَ‏ وَ اللَّهِ‏ مَا أَنْتُمْ‏ عَلَيْهِ‏»[۱۸۶].

فی قوله: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا إلی آخر الایه، فرموده: علی بن ابراهیم فرمود: استقاموا علی ولایة علی امیرالمؤمنین (ع)[۱۸۷].

فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا هم فرموده: محمد بن یعقوب با اسنادش تا یونس بن یعقوب، و او هم از کسی که برایش بیان نموده، از ابی‌جعفر، امام باقر (ع)، فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، روایت کند که آن حضرت فرمود: «لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ‏ الْإِيمَانَ‏، و الطَّرِيقَةُ هِيَ و لَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) وَ الْأَوْصِيَاءِ (ع)» [۱۸۸].

نیز از محمد بن عباس با اسنادش تا ابابصیر نقل کرده است که او چنین گفته: از حضرت ابی‌عبدالله، امام صادق (ع)، فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: «يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ (ع)»: آنان را مدد می‌نماییم تا از ائمه (ع) علم و دانش بیاموزند[۱۸۹].

باز محمد بن عباس با اسنادش تا برید عجلی نقل کند که او گفته: از اباعبدالله، امام صادق (ع)، درباره قول خدای عزو جل: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، سؤال نمودم، آن بزرگوار چنین پاسخ داد: «لَأَذَقْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَثِيراً يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ (ع)»: به آنان علم بسیاری را می‌چشانیم، علمی که آن را از ائمه (ع) می‌آموزند[۱۹۰].

فی قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ هم فرموده: علی بن ابراهیم با اسنادش تا ابا بصیر، و او گوید که درباره سخن خدای عزوجل: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، از ابی‌عبدالله، امام صادق (ع)، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: «فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏»[۱۹۱].

ابن‌جمعه عروسی در تفسیر نورالثقلین فی قوله: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ، فرموده: در اصول کافی، احمد بن مهران از عبد العظیم بن عبدالله حسنی با اسنادش تا یونس بن یعقوب، و او هم از کسی که این روایت را از ابی‌جعفر، امام باقر (ع)، فی قوله تعالی: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، به او یادآور شد که آن بزرگوار فرموده: «﴿لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهِ وَ قَبِلُوا طَاعَتَهُمْ‏ فِي‏ أَمْرِهِمْ‏ وَ نَهْيِهِمْ، ﴿لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ وَ ﴿الطَّرِيقَةِ هِيَ الْإِيمَانُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ»[۱۹۲]. نیز فی قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، فرموده: در تفسیر علی ابن ابراهیم درباره ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، فرموده: «فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏(ع) وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏»[۱۹۳].

ابوالحسن عاملی، در مقدمه تفسیر مرآة‌الانوار و مشکوة‌الاسرار، فرموده: در اخبار، استقامت و آنچه در معنای استقامت است، به استقرار بر ولایت و امامت ائمه و ثابت بودن بر طاعت آنان، تأویل شده است.

نیز در تفسیر قمی از امام صادق (ع) فی قوله: ﴿فَادْعُ وَاسْتَقِمْ، نقل کرده است که حضرت فرمود: «الى ولاية علي و على ولايته»، و درباره معنای قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ هم آورده که حضرت گفت: «فِي‏ طَاعَةِ عَلِيٍّ‏(ع) وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدِهِ‏»؛ هم‌چنین درباره معنای قوله: ﴿قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا... هم از آن حضرت نقل کرده است که ایشان گفته: «اسْتَقَامُوا عَلَى‏ وَلَايَةِ عَلِيِّ‏»، و در تفسیر عیاشی و غیره، از آن بزرگوار درباره این آیه آمده است که فرمود: «اسْتَكْمَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ وَلَايَةَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَيْهَا»، و در روایت دیگری هم از ایشان آمده: «اسْتَقَامُوا عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ...»، و غیر آنها از اخبار بسیارند[۱۹۴].

شیخ جلال‌الدین، عبدالرحمن سیوطی در تفسیر درالمنثور فی قوله تعالی: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا، آورده که ابن‌جریر و ابن‌منذر از ابن‌عباس اخراج نمودند که او گفت: فاستقیما فامضیا لامری و هی الاستقامة[۱۹۵].

نیز فی قوله تعالی: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، آورده که ابوالشیخ درباره آن از سفیان اخراج نمود که او گفت: استقم علی القرآن[۱۹۶].

فی قوله تعالی: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا هم آورده که احمد، عبد بن حمید، دارمی، بخاری در تاریخش، مسلم، ترمذی، نسائی، ابن‌ماجه و ابن‌حبان از سفیان ثقفی اخراج نمودند که مردی گفت: ای پیامبر خدا! مرا به دستوری در اسلام امر بکن که درباره آن از احدی بعد از شما سؤال نکنم. آن حضرت فرمود: «قُلْ آمَنْتُ‏ بِاللَّهِ‏ ثُمَ‏ اسْتَقِمْ‏». گفتم: چگونه پرهیزگاری کنم؟ پس آن حضرت به زبانش اشاره نمود[۱۹۷].

هم‌چنین فی قوله تعالی: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، آورده که: عبد بن حمید، ابن‌جریر، ابن ابی حاتم از سلیمان بن موسی اخراج نمودند که او گفت: همین که قوله: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ، نازل گردید، ابوجهل گفت: امر ما را به خودمان وانهاده است، اگر خواستیم پایداری و مقاومت می‌کنیم، و اگر خواستیم پایداری و مقاومت نمی‌کنیم، پس خدا نازل فرمود: ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۱۹۸].[۱۹۹].[۲۰۰]

تدبر در آیات استقامت

﴿كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ[۲۰۱].[۲۰۲]

تنوع معنا و مفهوم استقامت به ترتیب آیات مصحف

در این جا آیات نه‌گانه استقامت را که غالب آنها در مکه نازل شده است، به ترتیب مصحفی‌شان تنظیم نموده و سپس مفهوم استقامت را در هر آیه به طور جداگانه و با توجه به مفردات آیه، بررسی و تدبر می‌نماییم.

معنا و مفهوم اوّل استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، پایداری در استمرار عهد مسلمین است در مقابل دسته خاصی از مشرکین، مادامی که آن مشرکین به عهدشان وفادار باشند: «﴿إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ[۲۰۳].

و عهد همه مشرکین مورد وثوق نیست: ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ[۲۰۴][۲۰۵]. و البته خدای تعالی متقین را دوست دارد: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ[۲۰۶].[۲۰۷].[۲۰۸]

معنا و مفهوم دوم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، پایداری در استمرار اشاعه توحید در برابر شرک مشرکان و طغیان کافران و متابعت نکردن از راه ناآگاهان در این راه است: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۲۰۹].[۲۱۰].

شرح مختصر آن این است که موسی و برادرش، هارون (ع)، بعد از آنکه مأمور به هدایت فرعون شدند، نه سخن نرم و لیّن آنان، و نه معجزات و آیات الهی‌شان، هیچ‌یک کم‌ترین تأثیری در فرعون نبخشید و فرعون به استکبار و استعلای خود ادامه داد: ﴿اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى[۲۱۱]، ﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ[۲۱۲].

فرعون در برابر هدایت موسی و برادرش، هارون (ع)، و معجزاتشان، استعلا نشان داد و خود را پروردگار اعلی دانست: ﴿فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى[۲۱۳].

فرعون که در برابر هدایت موسی و برادرش، هارون (ع)، به گمراه کردن از راه حق می‌پرداخت، موسی (ع) محو اموال و عذاب او را از پروردگار متعال خواستار شده و بنا بر روایات و تفاسیر، برادرش، هارون (ع)، برای اجابت دعای او آمین می‌گفت: ﴿وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ[۲۱۴].

حق تعالی در پاسخ به این دعا، مژده اجابت خواسته موسی و هارون (ع) را نوید داد و آنان را به استقامت در استمرار مأموریتشان که همان اشاعه توحید بود، امر کرد، و از آنان خواست که از نادانان و ناآگاهان پیروی نکنند: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۲۱۵].[۲۱۶]

معنا و مفهوم سوم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، ثبات قدم و استواری در استمرار بر انجام مأموریت الهی مطابق با مأمور به، هماهنگی با همراهان، عدم تجاوز از راه مستقیم و بی توجّهی به تمایلات ستمکاران است: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ[۲۱۷].[۲۱۸]

معنا و مفهوم چهارم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، اراده مستقیم شدن مشرکان در اعتقاد به یکتایی خدای متعال است؛ چرا که او خدای آنان هم است و برای همین به انسانی همچون پیامبر (ص) وحی می‌فرستد تا به آنان بگوید: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۲۱۹].

البته، اراده مستقیم شدن مشرکان در اعتقاد به خدای یکتا، ملازم با استغفار از اعتقاد به شرک گذشته ایشان به پیشگاه خدای واحد تعالی خواهد بود: ﴿فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۲۲۰].

معنا و مفهوم پنجم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، استواری و ثبات‌قدم برای استمرار داشتن در قول به ربوبیت‌الله است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا.

البته، کسانی که در قول به ربوبیت‌الله استوارند و بر این استواری، استمرار دارند، ملایکه با این پیام بر آنان وارد می‌شوند: نترسید و غمگین نباشید و مژده باد بر شما بهشتی که به شما وعده داده شده است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[۲۲۱].[۲۲۲]

معنا و مفهوم ششم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، ثبات قدم و استواری ویژه پیامبر (ص) است در استمرار انجام مأموریت الهی مطابق با مأمور به: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ، و لازم است که این استواری و ثبات قدم با اموری هماهنگ باشد:

  1. دعوت نمودن انسان‌ها به سوی آیین واحد الهی و رهانیدن آنان از اختلافات: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ.
  2. عدم متابعت از هواها و هوس‌های نفسانی ایشان: ﴿وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ.
  3. سخن به اینکه اولا، به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است، ایمان دارم: ﴿وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ، و ثانیاً، به اینکه مأمور به اجرای عدالت در میان شما هستم: ﴿وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ، و ثالثاً، به این که خدای واحد تعالی «اللّه»، پروردگار ما و شماست: ﴿اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ، و رابعاً، به این که اعمال ما برای ما، و اعمال شما برای شماست (هر که مسئول رفتار خویش است): ﴿لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ، و خامساً، به اینکه خصومتی و جدالی بین ما و شما نیست: ﴿لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ، و سادساً هم به این که خدای متعال ما را به اتفاق مؤمنان، با شما کافران در قیامت جمع می‌کند و بازگشت (همگی) به سوی اوست: ﴿اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۲۲۳].

معنا و مفهوم هفتم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت پایداری و ثبات در استمرار به قول به ربوبیت الله است، و البته، کسانی که قایل به ربوبیت الله باشند و بر این قول استقامت کنند، نه خوفی بر آنان هست و نه محزون خواهند بود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۲۲۴].[۲۲۵]

معنا و مفهوم هشتم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، پایداری و ثبات در استمرار دادن به طریق اسلام و ایمان است، و البته، آنان که در استمرار بر طریق اسلام و ایمان، ثابت و استوار باشند، از مایه‌های حیات حقیقی که همان علم ائمه معصومین (ع) است، به طور کثیر و فراوان، سیراب خواهند شد: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا حضرت صادق (ع) هم در این باره فرموده: «﴿لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا يَعْنِي لَأَمْدَدْنَاهُمْ‏ عِلْماً كَيْ‏ يَتَعَلَّمُونَهُ‏ مِنَ الْأَئِمَّةِ (ع)»[۲۲۶].[۲۲۷]

معنا و مفهوم نهم استقامت

یکی از معانی و مفاهیم استقامت، ثبات در استمرار درخواست هدایت به صراط مستقیم از خدای متعال است: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ[۲۲۸]، ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۲۹]، ﴿فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۳۰]، ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۳۱]، ﴿لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۳۲].[۲۳۳]

تدبر در آیات استقامت به ترتیب نزول آن

واژه استقامت در مجموع نه آیه در قرآن کریم آمده است که در هشت سوره با الفاظ پنج‌گانه: ﴿يَسْتَقِيمَ، یک بار، ﴿اسْتَقَامُوا، چهار بار، ﴿اسْتَقِيمَا، یک بار، ﴿اسْتَقِمْ دو بار، و ﴿اسْتَقِيمُوا، دو بار، ذکر شده است. الفاظ مذکور در هفت سوره از سوره‌های مکی، و در یک سوره از سوره‌های مدنی آمده است. در این جا ابتدا آیات را به ترتیب نزول تنظیم، و پس از آن، آنها را مورد بررسی و تدبر قرار می‌دهیم[۲۳۴].

تنظیم آیات استقامت به ترتیب نزول آن

  1. ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ[۲۳۵].
  2. ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا[۲۳۶].
  3. ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۲۳۷].
  4. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۳۸].
  5. ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۲۳۹].
  6. ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[۲۴۰].
  7. ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۲۴۱].
  8. ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۲۴۲].
  9. ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ[۲۴۳].[۲۴۴]

تدبر در آیات استقامت و بررسی آنها به ترتیب نزول‌شان

حصول استقامت امری است از جانب خدای متعال، و فعلیت آن، در طاعت خداوند و در اعتقاد به ربوبیت الله و توحید الله می‌باشد. استقامت کنندگان در دنیا، از نعمت امنیت بدنی و روانی و از مایه‌های حیات حقیقی بهره‌مندند و در آخرت هم بهشت موعود به آنان بشارت داده شده است:

  1. حصول استقامت بنا بر مشیت الهی و از جانب خدای تعالی است؛ زیرا اولین آیه استقامت که در مکه نازل شده است، دلالت دارد بر اینکه حصول استقامت بنا بر مشیت الهی است، و لفظ.﴿مِنْدر.﴿مِنْكُمْ، دلالت دارد بر اینکه مشیت الهی در حصول استقامت در انسان‌ها، همه آنان را شامل نمی‌شود، بلکه این تنها بعضی از انسان‌ها هستند که مشمول این نعمت‌اند: ﴿لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ. و این که چه انسان‌هایی مشمول مشیت الهی‌اند یا اینکه کدام‌یک از این نعمت محرومند، با تدبر در آخرین آیه؛ یعنی آیه هفتم سوره توبه که در مدینه نازل شده است، به دست می‌آید که: اولاً: مادامی که مشرکان بر عقیده شرک خود باقی‌اند، نمی‌توانند بر عهد خویش پایبند باشند و به عبارتی استقامت ورزند: ﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ. و ثانیاً: عهد مشرکان وقتی معتبر است که آنان بتوانند به عهدشان پای‌بند بوده و در آن استقامت ورزند و در این صورت است که می‌توان به آن اطمینان داشت؛ مثل اینکه عقد بر آن عهد در جایی باشد که دلالت و نشانه‌ای بر توحید الله وجود دارد: ﴿إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ.
  2. استقامت، در طاعت خدای متعال بوده و در فعلیت آن باید از پیروی راه ناآگاهان، سرکشی از طاعت الهی و پیروی از امیال بر حذر بود. در آیه ۸۹ سوره یونس، بعد از امر به استقامت، خطاب به موسی و هارون (ع)، آنان را در برابر استعلا و استکبار فرعون و فرعونیان، از متابعت راه ناآگاهان و نادانان نهی می‌نماید: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ. در آیه ۱۱۲ سوره هود، بعد از امر به استقامت مطابق با مأمور به، خطاب به پیامبر (ص) و یاران او با لفظ ﴿لَا تَطْغَوْا که خطاب عامی است، نهی از سرکشی در مأمور به، طاعت الهی، می‌نماید: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. در آیه ۱۵ سوره شوری هم بعد از امر به دعوت و استقامت بر طبق مأمور به، خطاب به پیامبر (ص)، آن حضرت را از پیروی امیال آنان بر حذر می‌دارد: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ.
  3. استقامت در اعتقاد به ربوبیت الله، سلامت از خوف، رهایی از حزن و مژده بهشت موعود را در بر خواهد داشت. قرآن کریم در دو آیه از آیات استقامت با تأکید ﴿إِنَّ، به کسانی که بگویند: پروردگار ما، اللّه است و پس از آن، استقامت ورزند، خبر سلامت از خوف و رهایی از حزن را داده است. در یک آیه از این دو آیه، با نزول ملایکه بر استقامت‌کنندگان، آنان را از خوف و حزن بر حذر داشته و به بهشت موعود بشارت می‌دهد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. و در آیه دیگر هم، از عدم خوف و بی‌حزنی آنان خبر می‌دهد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ.
  4. استقامت در راه اسلام، کثرت بهره‌مندی از مایه‌های حیات را در بر خواهد داشت. قرآن کریم خبر می‌دهد که اگر استقامت بر راه اسلام و ایمان باشد، استقامت‌کنندگان از مایه‌های حیات حقیقی که در روایات به علم ائمه معصومین (ع) تفسیر شده، به حد وفور سیراب خواهند شد: ﴿وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا.
  5. امر به مستقیم شدن مشرکان به جانب توحید الله، مقارن با امر به استغفار از گذشته‌ای که توأم با مشرک بودن آنان بوده، گشته است: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ[۲۴۵].

استقامت پیامبر اسلام در آیات

منظور استقامت و ایستادگی‌های پیامبر در طول دعوت است که خداوند بارها فرمان به آن می‌دهد و یکی از علل موفقیت وی در به انجام رسیدن اهداف رسالت است که قرآن در آیات فراوان با آن اشاره کرده است:

  1. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۲۴۶].
  2. ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ[۲۴۷]. نکته: پیامبر همراه مؤمنین، مأمور به استقامت در امر توحید و دعوت به آن است. در این حرکت جمعی او و همراهان باید مواظب باشند که دچار تجاوز و طغیان نشوند و از هواها و تمایلات انسان‌ها پیروی نکنند و اساس حرکت و مأموریت، دعوت به توحید، کتاب خدا و عدالت و عدم تخطی از احکام است، که استقامت می‌طلبد و پیامبر به چنین استقامتی مأمور است و همچنین مؤمنان پیرو پیامبر[۲۴۸].
  3. ﴿إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ[۲۴۹].
  4. ﴿عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۵۰].
  5. ﴿قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ[۲۵۱].

در این دو آیه نیز خداوند استقامت و پایداری محمد (ص) را تأیید کرده است و به او دستور داده که به مخالفان بگو شما در جایگاه خود باشید و من هم در جایگاه خودم که توحید است، با استقامت عمل می‌کنم و شما در آینده نتیجه را خواهید دید[۲۵۲].

منابع

پانویس

  1. تاج العروس، ج۱۷، ص۵۹۲؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷؛ مجمع البحرین، ج۳، ص۵۶۶.
  2. النهایه، ج۴، ص۱۲۵.
  3. الفروق اللغویه، ص۵۱؛ ترتیب العین، ص۶۹۴.
  4. لغت‌نامه، ج۶، ص۲۱۸۱؛ فرهنگ فارسی، ج۱، ص۲۵۵.
  5. القاموس المحیط، ج۲، ص۱۵۱۷؛ المعجم الوسیط، ص۷۶۸؛ الصحاح، ج۵، ص۲۰۱۷.
  6. غرائب‌التفسیر، ج۱، ص۴۳۵؛ رحمة من‌الرحمن، ج۱، ص۲۶۵.
  7. التحقیق، ج۹، ص۳۴۱؛ المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
  8. رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص 146.
  9. التحریر والتنویر، ج۱۱، ص۲۸۲.
  10. الفتوحات المکیه، ج۲، ص۲۱۷؛ منازل‌السائرین، ص۴۲؛ مدارج‌السالکین، ج۲، ص۱۰۸.
  11. منازل السائرین، ص۴۲.
  12. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲
  13. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
  14. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  15. «پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید» سوره فصلت، آیه ۶.
  16. «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
  17. «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷
  18. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید...» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  19. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
  20. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
  21. «بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
  22. «بر راهی راست» سوره یس، آیه ۴.
  23. «و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱.
  24. «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.
  25. رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص 146-147.
  26. «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.
  27. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  28. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  29. «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  30. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  31. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.
  32. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
  33. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
  34. «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
  35. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۴۱.
  36. روح‌المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷؛ التحریر والتنویر، ج۶، ص۲۳۷.
  37. جامع البیان، مج ۷، ج۱۱، ص۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۹، ص۳۸؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶.
  38. المیزان، ج۱۱، ص۴۷.
  39. «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
  40. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  41. «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار!» سوره روم، آیه ۳۰.
  42. المیزان، ج۱۱، ص۴۷-۴۸.
  43. المیزان، ج۱۰، ص۱۱۶؛ ج۱۷، ص۳۸۹؛ ج۲۰، ص۴۶.
  44. مجمع البحرین، ج۲، ص۵۷۷؛ بصائر ذوی التمییز، ج۳، ص۳۷۱.
  45. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶.
  46. لسان العرب، ج۹، ص۸۳؛ القاموس المحیط، ج۲، ص۱۳۶۱؛ تاج العروس، ج۱۵، ص۱۴۷، «عدل».
  47. التحقیق، ج۲، ص۵.
  48. تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
  49. «ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است» سوره مائده، آیه ۱۰۶.
  50. «من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.
  51. المیزان، ج۶، ص۱۹۶؛ ج۷، ص۱۹۱؛ غریب‌القرآن، ص۳۸۸.
  52. نمونه، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۴، ص۲۳۴؛ راهنما، ج۶، ص۱۹۲، ص۱۹۶.
  53. المیزان، ج۳، ص۲۳.
  54. مفردات، ص۶۳۶، «فسد».
  55. تاج العروس، ج۱۳، ص۴۰۱ ۴۰۲، «فسق».
  56. مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۳.
  57. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
  58. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  59. «ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.
  60. «و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.
  61. «راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.
  62. «راه آنان که بر ایشان خشم آورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۷.
  63. «آنان که گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.
  64. المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹.
  65. «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  66. «مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  67. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  68. «راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.
  69. «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷
  70. «بر راه راست» سوره یس، آیه ۴
  71. «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.
  72. «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.
  73. المیزان، ج۱، ص۳۱-۳۲.
  74. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  75. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  76. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  77. الخصال، ج۲، ص۴۰۴؛ معجم الفاظ غررالحکم، ص۹۵۱.
  78. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  79. مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۵، ج۹، ص۷۱.
  80. پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شورای، آیه۱۵.
  81. رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص 147-150.
  82. «پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.
  83. المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.
  84. «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
  85. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  86. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  87. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن» سوره شوری، آیه ۱۵.
  88. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
  89. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.
  90. «که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید» سوره فصلت، آیه ۶.
  91. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  92. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن» سوره شوری، آیه ۱۵.
  93. روح المعانی، مج ۷، ج۱۲، ص۲۲۷.
  94. المیزان، ج۱۱، ص۴۸.
  95. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  96. تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
  97. کشف‌الاسرار، ج۴، ص۲۰۹، ۴۵۲؛ مجمع‌البیان، ج۵، ص۳۰۴؛ تفسیر قرطبی، مج ۴، ج۸، ص۲۴۰.
  98. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند». سوره فصلت، آیه ۳۰؛ سوره احقاف، آیه ۱۳.
  99. لطائف الاشارات، ج۲، ص۳۲۷.
  100. جامع البیان، مج ۱۴، ج۲۹، ص۱۴۱؛ روض الجنان، ج۱۹، ص۴۵۰.
  101. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
  102. روح المعانی، مج ۱۶، ج۲۹، ص۱۵۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۳۰۸؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
  103. «اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند...» سوره جن، آیه ۱۸.
  104. بحارالانوار، ج۶، ص۱۴۸؛ ج۲۴، ص۲۴ ۲۹.
  105. نورالثقلین، ج۱، ص۲۰ ۲۱.
  106. «ای مؤمنان! چون با دسته‌ای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.
  107. رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص 150-151.
  108. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
  109. المیزان، ج۱۷، ص۳۹۰.
  110. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید... ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
  111. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
  112. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
  113. تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۳۰۵؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
  114. «و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند» سوره مائده، آیه ۶۶.
  115. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
  116. تفسیر ماوردی، ج۶، ص۱۱۷.
  117. بحارالانوار، ج۲۴، ص۲۹.
  118. «...و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد! ...در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
  119. «آنان بهشتی‌اند» سوره احقاف، آیه ۱۴.
  120. المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.
  121. «و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه ۱۷.
  122. المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
  123. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن...» سوره شوری، آیه ۱۵.
  124. الکشاف، ج۴، ص۲۱۶.
  125. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  126. الکشاف، ج۲، ص۳۶۶.
  127. «گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان می‌نشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.
  128. الکشاف، ج۲، ص۹۱.
  129. «و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و در هم نیفتید که سست شوید و شکوهتان از میان برود و شکیبا باشید که خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۴۶.
  130. «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
  131. رضوی، سید عباس و قدمی، غلام رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص 151-153.
  132. تبیان، ج۵، ص۱۷۶.
  133. تبیان، ج۵، ص۴۲۴.
  134. تبیان، ج۶، ص۷۷.
  135. تبیان، ج۹، ص۱۰۶.
  136. تبیان، ج۹، ص۱۲۳.
  137. «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است،» سوره زلزال، آیه ۵.
  138. تبیان، ج۹، ص۱۵۱.
  139. تبیان، ج۹، ص۲۷۴.
  140. «بی‌گمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره مائده، آیه ۶۹.
  141. «و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
  142. «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم» سوره زخرف، آیه ۳۳.
  143. تبیان، ج۱۰، ص۱۵۴.
  144. مجمع البیان، ج۵، ص۱۴.
  145. مجمع البیان، ج۵، ص۱۹۶.
  146. مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۴.
  147. مجمع البیان، ج۹، ص۵.
  148. مجمع البیان، ج۹، ص۱۷.
  149. مجمع البیان، ج۹، ص۱۷؛ المیزان، ج۱۷، ص۳۹۴.
  150. مجمع البیان، ج۹، ص۳۸.
  151. مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۵۹.
  152. «تو تنها به آن کس می‌توانی بیم دهی که از این قرآن پیروی می‌کند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.
  153. مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۷۸.
  154. کشاف، ج۲، ص۱۷۶.
  155. کشاف، ج۲، ص۲۵۱.
  156. کشاف، ج۲، ص۲۹۵.
  157. کشاف، ج۲، ص۴۴۳.
  158. «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
  159. کشاف، ج۴، ص۴۵۳.
  160. کشاف، ج۴، ص۴۶۴.
  161. کشاف، ج۴، ص۱۷۰.
  162. کشاف، ج۴، ص۲۳۶.
  163. صافی، ج۲، ص۳۲۳.
  164. صافی، ج۲، ص۴۱۵؛ برهان، ج۲، ص۱۹۵؛ نورالثقلین، ج۲، ص۳۱۶، حدیث ۱۱۷ و ۱۱۸.
  165. صافی، ج۲، ص۴۱۵.
  166. صافی، ج۲، ص۴۷۵.
  167. صافی، ج۴، ص۳۵۳.
  168. صافی، ج۴، ص۳۵۸.
  169. صافی، ج۵، ص۱۳.
  170. المیزان، ج۱۰، ص۱۱۷.
  171. المیزان، ج۱۱، ص۴۹.
  172. المیزان، ج۱۷، ص۳۶۱.
  173. المیزان، ج۱۷، ص۳۸۹.
  174. المیزان، ج۱۸، ص۳۳.
  175. المیزان، ج۱۸، ص۱۹۶.
  176. «و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
  177. المیزان، ج۲۰، ص۴۶.
  178. المیزان، ج۲۰، ص۲۲۰.
  179. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۴۶-۱۵۴.
  180. برهان، ص۴۶۳.
  181. برهان، ص۴۸۹.
  182. برهان، ص۹۵۸.
  183. برهان، ص۹۶۲، به نقل از اصول کافی، ص۲۲۰؛ نورالثقلین، ج۴، ص۵۴۶، حدیث ۳۷.
  184. برهان، ص۹۶۲.
  185. برهان، ص۹۶۳.
  186. برهان، ص۹۶۳.
  187. برهان، ص۱۰۰۵.
  188. برهان، ص۱۱۵۳.
  189. برهان، ص۱۱۵۳.
  190. برهان، ص۱۱۵۳.
  191. برهان، ص۱۱۷۶.
  192. نورالثقلین، ج۵، ص۴۳۸، حدیث ۳۲.
  193. نورالثقلین، ج۵، ص۵۱۹، حدیث ۲۹.
  194. مقدمه برهان، باب القاف، ص۱۸۷.
  195. درالمنثور، ج۳، ص۳۱۵.
  196. درالمنثور، ج۳، ص۳۵۱.
  197. درالمنثور، ج۳، ص۳۶۳.
  198. «و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.
  199. درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.
  200. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۴-۱۵۹.
  201. «(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.
  202. عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۹.
  203. «جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید» سوره توبه، آیه ۷.
  204. «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟» سوره توبه، آیه ۷.
  205. درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.
  206. «بی‌گمان خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.
  207. درالمنثور، ج۶، ص۳۲۲.
  208. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۹.
  209. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  210. درالمنثور، ج۶، ص۸۹.
  211. «به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است * و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۳-۴۴.
  212. «سپس موسی و برادرش هارون را با نشانه‌های خویش و برهانی آشکار فرستادیم * به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۵-۴۶.
  213. «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.
  214. «و موسی گفت: پروردگارا تو به فرعون و سرکردگانش آراستگی و دارایی‌هایی در زندگانی دنیا بخشیدی که سرانجام (مردم را) از راه تو بیراه می‌گردانند؛ پروردگارا! دارایی‌هایشان را نابود و دل‌هاشان را در بند کن چندان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند» سوره یونس، آیه ۸۸.
  215. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  216. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۵۹.
  217. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.
  218. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۰.
  219. «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  220. عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۰.
  221. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  222. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۱.
  223. عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۱.
  224. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
  225. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۲.
  226. برهان، ص۱۱۵۳.
  227. عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۲.
  228. «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
  229. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  230. «آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.
  231. «و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.
  232. «به راستی ما آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم و خداوند هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره نور، آیه ۴۶.
  233. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۳.
  234. عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۳.
  235. «برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۸.
  236. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
  237. «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  238. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  239. «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  240. «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.
  241. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.
  242. «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.
  243. «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره توبه، آیه ۷.
  244. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۳.
  245. امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۱۶۴.
  246. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  247. «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردا» سوره شوری، آیه ۱۵.
  248. اینکه پیامبر فرموده: سوره هود من را پیر کرد. مربوط به همین آیه استقامت است که بسیار مشکل است؛ مخصوصاً حفظ عدالت وطغیان نکردن. ر. ک: البرهان
  249. «اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو می‌خوانیم و همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی» سوره بقره، آیه ۲۵۲.
  250. «و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد» سوره انعام، آیه ۳۹.
  251. «بگو ای قوم من! هر چه می‌توانید کرد انجام دهید من نیز خواهم کرد، به زودی خواهید دانست که سرانجام (نیکوی) جهان واپسین از آن کیست؛ به راستی ستمگران رستگار نمی‌گردند» سوره انعام، آیه ۱۳۵.
  252. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۱۰۶.