میثم تمار: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


* [[ابوسالم]]، [[میثم بن یحیی اسدی]]، معروف به میثم تَمّار از [[یاران]] بزرگوار [[امیر مؤمنان]]{{ع}}، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} بود. وی [[غلام]] زنی از [[بنی اسد]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد. او در محضر [[باب علم پیامبر]]{{صل}} به [[جایگاه]] والایی از [[علم]]، دست یافت تا آنجا که او را عالِم به "[[مرگ‌ها]] و حوادث" دانسته‌اند. وی از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران]] بی‌نظیر [[امام]] به‌شمار می‌رفت. [[حضرت]] نحوۀ [[شهادت]] او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود و او این [[حقیقت]] را شکوهمند و تنبه آفرین، در پیش روی [[قاتل]] جلاد و [[ستم]] پیشه‌اش بازگفت و با [[صلابت]] تمام بر حتمیت آن [[پیشگویی]] [[معجزه‌آسا]] تأکید کرد. [[استواری]] او در راه [[حق]] و استقامتش در [[دفاع]] از [[ولایت]] و زبان گویایش در [[اعلان]] حقایق، بارها و بارها در بیان [[امامان]]{{عم}} و بیان و قلم [[عالمان]]، [[تبیین]] و گزارش شده است. [[عبید الله بن زیاد]]، چند روز قبل از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} او را به [[شهادت]] رساند. در ایامی که سرتاسر [[مملکت اسلامی]] در [[خفقان]] فرو رفته، تمام آزادی‌ها کشته شده و نفس‌ها در سینه‌ها زندانی بود، او از بالای دار فریاد می‌زد: بیایید تا از [[امام علی|علی]] برایتان بگویم. [[مردم]] از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم [[هجوم]] آوردند. [[حکومت]] قداره‌بند [[اموی]] که [[منافع]] خود را در خطر می‌دید [[دستور]] داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روز به حیاتش خاتمه دادند<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲ ص ۱۲۴</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۸۳ تا۹۱.</ref>.
[[ابوسالم]]، [[میثم بن یحیی اسدی]]، معروف به میثم تَمّار از [[یاران]] بزرگوار [[امیر مؤمنان]]{{ع}}، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} بود.  
 
==مقدمه==
میثم تَمّار [[غلام]] زنی از [[بنی اسد]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد. او در محضر [[باب علم پیامبر]]{{صل}} به [[جایگاه]] والایی از [[علم]]، دست یافت تا آنجا که او را عالِم به "[[مرگ‌ها]] و حوادث" دانسته‌اند. وی از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران]] بی‌نظیر [[امام]] به‌شمار می‌رفت. [[حضرت]] نحوۀ [[شهادت]] او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود و او این [[حقیقت]] را شکوهمند و تنبه آفرین، در پیش روی [[قاتل]] جلاد و [[ستم]] پیشه‌اش بازگفت و با [[صلابت]] تمام بر حتمیت آن [[پیشگویی]] [[معجزه‌آسا]] تأکید کرد. [[استواری]] او در راه [[حق]] و استقامتش در [[دفاع]] از [[ولایت]] و زبان گویایش در [[اعلان]] حقایق، بارها و بارها در بیان [[امامان]]{{عم}} و بیان و قلم [[عالمان]]، [[تبیین]] و گزارش شده است. [[عبید الله بن زیاد]]، چند روز قبل از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} او را به [[شهادت]] رساند. در ایامی که سرتاسر [[مملکت اسلامی]] در [[خفقان]] فرو رفته، تمام آزادی‌ها کشته شده و نفس‌ها در سینه‌ها زندانی بود، او از بالای دار فریاد می‌زد: بیایید تا از [[امام علی|علی]] برایتان بگویم. [[مردم]] از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم [[هجوم]] آوردند. [[حکومت]] قداره‌بند [[اموی]] که [[منافع]] خود را در خطر می‌دید [[دستور]] داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روز به حیاتش خاتمه دادند<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲ ص ۱۲۴</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵؛ [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۸۳ تا۹۱.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۰ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۲۱:۱۶

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل میثم تمار (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

ابوسالم، میثم بن یحیی اسدی، معروف به میثم تَمّار از یاران بزرگوار امیر مؤمنان(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود.

مقدمه

میثم تَمّار غلام زنی از بنی اسد بود. علی(ع) او را خرید و آزاد کرد. او در محضر باب علم پیامبر(ص) به جایگاه والایی از علم، دست یافت تا آنجا که او را عالِم به "مرگ‌ها و حوادث" دانسته‌اند. وی از شیعیان مخلص و یاران بی‌نظیر امام به‌شمار می‌رفت. حضرت نحوۀ شهادت او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود و او این حقیقت را شکوهمند و تنبه آفرین، در پیش روی قاتل جلاد و ستم پیشه‌اش بازگفت و با صلابت تمام بر حتمیت آن پیشگویی معجزه‌آسا تأکید کرد. استواری او در راه حق و استقامتش در دفاع از ولایت و زبان گویایش در اعلان حقایق، بارها و بارها در بیان امامان(ع) و بیان و قلم عالمان، تبیین و گزارش شده است. عبید الله بن زیاد، چند روز قبل از شهادت امام حسین(ع) او را به شهادت رساند. در ایامی که سرتاسر مملکت اسلامی در خفقان فرو رفته، تمام آزادی‌ها کشته شده و نفس‌ها در سینه‌ها زندانی بود، او از بالای دار فریاد می‌زد: بیایید تا از علی برایتان بگویم. مردم از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم هجوم آوردند. حکومت قداره‌بند اموی که منافع خود را در خطر می‌دید دستور داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روز به حیاتش خاتمه دادند[۱].[۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس