جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۱۸۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۵: خط ۶۵:
[[آرایش]] نظامی رزمندگان در جریان [[فتح مکه]]، که برای اولین بار، از تشریفات نظامی، یونیفورم‌های ویژه و آرایش [[جنگی]] خاصی استفاده شد، [[مبین]] اهمیت ویژه تبلیغات در جنگ و [[میزان]] بهره‌گیری از آن است.
[[آرایش]] نظامی رزمندگان در جریان [[فتح مکه]]، که برای اولین بار، از تشریفات نظامی، یونیفورم‌های ویژه و آرایش [[جنگی]] خاصی استفاده شد، [[مبین]] اهمیت ویژه تبلیغات در جنگ و [[میزان]] بهره‌گیری از آن است.
[[دیپلماسی]] فعال پیامبر{{صل}} در شرایط مختلف، قبل از آغاز جنگ و در اثنای عملیات جنگی و نیز در مراحل پایانی [[غزوات]]، از گویاترین برنامه‌های فرهنگی و سیاسی [[جهادی]]، [[فرماندهی]] است که [[وحی]] و [[جهاد]] را به سود یکدیگر به کار گرفته بود<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۱-۳۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۳.</ref>
[[دیپلماسی]] فعال پیامبر{{صل}} در شرایط مختلف، قبل از آغاز جنگ و در اثنای عملیات جنگی و نیز در مراحل پایانی [[غزوات]]، از گویاترین برنامه‌های فرهنگی و سیاسی [[جهادی]]، [[فرماندهی]] است که [[وحی]] و [[جهاد]] را به سود یکدیگر به کار گرفته بود<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۱-۳۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۳.</ref>
==جنگ و ریشه‌های آن==
ریشه‌های جنگ و منشأ آغاز آن از قدیم توسط [[فلاسفه]] و [[اندیشمندان]]، بررسی شده و عوامل مختلفی به عنوان ریشه آن اعلام شده است.
[[افلاطون]] و ارسطو [[معتقد]] بودند که جنگ یک پدیده طبیعی است که در نهاد هر [[انسانی]] ریشه دارد<ref>نظریه اجتناب‌ناپذیری جنگ‌ها، شماره، ۱۰، ص۱۰۶.</ref>.
افلاطون می‌گفت: [[تمایل]] [[مردم]] به چیزهایی که [[لزوم]] حیاتی ندارند و جزو نیازهای تجملاتی به شمار می‌روند عامل اساسی جنگ است<ref>خداوندان اندیشه سیاسی، ج۱، ص۸۴.</ref>.
ارسطو می‌گفت: فن جنگ به [[حکم]] [[طبیعت]]، به نحوی فن [[به دست آوردن مال]] است<ref>سیاست، ج۲۱، ص۸۴.</ref>.
پیش از آن دو [[فیلسوف]]، سقراط نیز [[حس]] [[افزون‌طلبی]] را [[انگیزه]] یک سلسله نیازهای غیرضروری شمرده و آن را موجب چشم [[طمع]] دوختن به [[حقوق]]، [[اموال]] و [[اراضی]] [[همسایگان]] دانسته و [[احساس]] متقابل همسایگان را در نهایت، ریشه بروز [[جنگ]] معرفی کرده است<ref>سیاست، ج۲۱، ص۸۴.</ref>.
این دیدگاه را به چند صورت می‌توان مطرح کرد:
از نقطه نظر [[اخلاق]]: [[علم اخلاق]] بر اساس [[تفکر]] [[فلسفه]] یونان [[عدالت]] را حالت میانه و [[تعادل]] دو کشش درونی [[شهوت]] و [[غضب]] می‌داند و [[زیاده‌روی]] در [[شهوات]] موجب بهره‌گیری [[انسان]] از [[قوه غضب]] می‌شود و [[افراط]] در [[اعمال]] غضب‌ناگزیر [[خشونت]] و جنگ را به وجود می‌آورد.
بر اساس این تحلیل، می‌توان [[انسان‌ها]] را با یک [[نظام ارزشی]] که شهوت و غضب را در درون آنها از افراط و [[تفریط]] باز بدارد، به اجتناب از جنگ وادار کرد.
از دیدگاه [[روان‌شناسی]]: میل به [[برتری‌جویی]] در همه انسان‌ها کم و بیش وجود دارد و شرایط [[زندگی]] زمینه اعمال آن را فراهم می‌آورد. [[برتری‌طلبی]] و [[تمایل]] به [[قدرت]] به صورت‌های متفاوت از آن جمله [[رقابت]]، زورآزمایی، [[استثمار]] و درگیری و جنگ آشکار می‌شود.
توماس هابز می‌گفت: در [[طبیعت انسان]] سه [[انگیزه]] اصلی وجود دارد: رقابت، عدم [[اعتماد]] و کسب [[افتخار]] و مقام‌طلبی، حالت اول برای کسب [[سود]] بیشتر، انسان را وا می‌دارد، تا برای [[سیطره]] بر اشخاص و [[زن]] و فرزند و احشام آنها به [[زور]] [[متوسل]] شود. و حالت دوم باعث می‌شود [[آدمی]] برای [[دفاع از خود]] و [[حفظ]] [[امنیت]] [[جان]] و [[مال]]، از [[قوه قهریه]] استفاده کند و حالت سوم هم برای نام‎آوری و احراز [[مقام]] و [[شأن]]، انسان را وادار به تاختن به همنوع خود می‌کند و عدم اعتماد او به [[پایداری]] قدرت فعلی و حفظ شرایط مطلوب او را مجبور می‌کند تا زور را همیشه به کار گیرد.
با این نگرش برای کنترل انگیزه‌های [[روانی]] اصلی باید از این [[اصول تربیت]]، سود جست تا [[رفتار]] انسان‌ها با وجود انگیزه‌های روانی در جهت زندگی مطلوب [[هدایت]] شود.
از نظر روانکاوی: نقش عامل جنسیت در رقابت‌ها و [[درگیری‌ها]] بر اساس نظریه فروید عامل تعیین‌کننده تلقی شده و در هر [[جنگی]] ردپایی از این عامل پی‌جویی و [[کشف]] شده است.
ریشه [[جنگ]]، [[قدرت‌طلبی]] و [[اعمال قدرت]] است و [[سیاست]] در [[حقیقت]] تصویری است که ابزار [[قدرت]] را ترسیم می‌کند. به [[اعتقاد]] برتراند راسل [[قوانین]] حرکت [[جامعه]]، اصولی هستند که فقط از روی مفهوم قدرت به معنای اعم تعریف می‌شوند. به همان ترتیب که در [[علم]] فیزیک انرژی عامل اساسی و مولد اصلی پدیده‌هاست، قدرت و سیادت‌طلبی هم مانند انرژی دارای [[صور]] گوناگون است: [[تحول]]، [[ارتش]]، جنگی، قدرت‌های نظامی، [[قوه]] [[تحمیل]] بر [[اعتقادات]] و بسیاری از این قبیل، انواع مختلف آن را تشکیل می‌دهند<ref>قدرت، ص۲۶.</ref>.
نظریة [[تنازع]] بقا و ابقای شایسته‌تر و قوی‌تر، گرچه به عنوان قانونی [[حاکم]] بر [[طبیعت]] در [[زندگی]] جانداران مطرح شده است ولی برخی از [[دانشمندان]]، کاربرد آن را تا [[زندگی اجتماعی]] [[انسان]] [[توسعه]] داده‌اند. نتیجه عملی آن چنین است که مسائل [[زیستی]] همواره عامل اصلی جنگ بین [[انسان‌ها]] بوده است و استقرار و تداوم [[حیات]] بشری در چارچوب [[قانون]] تنازع بقا و ابقای شایسته‌تر، قوی‌تر و پیوسته با پدیده جنگ همراه بوده و خواهد بود و تنها منطقی که در این میان می‌تواند مفهوم و مقبول باشد، [[زور]] است.
برخی از تحلیل‌گران، جنگ جهانی اول را معلول [[فقر]] کشورهای [[آلمان]] و ایتالیا دانسته‌اند<ref>ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ص۱۶۳.</ref>. صرف نظر از [[درستی]] یا نادرستی این تحلیل در مورد ریشه‌های جنگ جهانی اول، نمی‌توان این عامل را در مورد همه [[جنگ‌ها]] تعمیم داد و حتی آنجا که [[مشکلات]] [[اقتصادی]] در حد فقر وجود دارد، باید عوامل دیگری را در ایجاد جنگ پی‌جویی کرد.
عمده‌ترین نظریه در زمینه ریشه اقتصادی جنگ، [[مارکسیستی]] است که تضاد طبقاتی ناشی از [[تکامل]] ابزار [[تولید]] و تحولات مناسبات [[اجتماعی]] سرچشمه می‌گیرد و در این روند، جنگ وسیله و راه انتقال [[قدرت سیاسی]] از طبقه سنتی به طبقه جدید است.
در میثاق‌های بین‌المللی به‌ویژه منشور [[ملل]] [[متحد]] با وجود این که بر تأمین [[صلح]] و [[امنیت جهانی]] و [[جلوگیری از جنگ]] و هر نوع برخورد [[خشونت‌آمیز]] بین [[دولت‌ها]] به طور مکرر تأکید شده، اما صراحتی در مورد مسئله ریشه‌های [[جنگ]] و عواملی که [[صلح جهانی]] و [[امنیت]] بین‌المللی را به مخاطره می‌افکند، به چشم نمی‌خورد.
در [[حقیقت]]، مفاهیم کلی و مبهمی که در این میثاق‌ها آمده معلول همان عواملی هستند که ریشه‌های جنگ هم محسوب می‌شوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸-۲۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش