بحث:رشوه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «==بررسی ماهیت رشوه و ارتشاء و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی آن== یکی از آسیبهای اقتصادی، رشوه و ارتشاء است. البته این آسیب تنها به حوزه اقتصادی محدود نمیشود، بلکه آثار و پیامدهای آن حوزههای دیگر به ویژه اجتماعی را نیز در بر میگی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
#تقویت [[استقلال]] دستگاههای [[قضایی]] برای مبارزه با رشوه خواران؛ | #تقویت [[استقلال]] دستگاههای [[قضایی]] برای مبارزه با رشوه خواران؛ | ||
#[[آگاهی]] دادن به مردم از طریق [[رسانههای گروهی]] و ….<ref>رک: پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۱۳۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|رشوه آتشی در جان آدمی]].</ref> | #[[آگاهی]] دادن به مردم از طریق [[رسانههای گروهی]] و ….<ref>رک: پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۱۳۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|رشوه آتشی در جان آدمی]].</ref> | ||
==ویژگی [[صاحبان قدرت]]== | |||
[[قدرت]]، در [[نظام سیاسی اسلامی]] برای ایجاد فضایی سالم برای [[امت]] با [[اقامه نماز]] و [[زکات]] و [[انفاق]] در قالب [[نظارت]] و [[مدیریت]] [[اموال عمومی]] و [[اقتصاد جامعه]] و نیز اجرای معروفهای [[نقلی]] و [[عقلی]] و [[نهی از منکرات]] و مانند آنها در راستای تحقق [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] است. از این رو [[خدا]] در [[آیات قرآن]] از جمله [[آیات]] ۳۹ تا ۴۱ [[سوره حج]] به این امور به عنوان [[تکالیف]] و [[وظایف]] بیچون و چرای [[حاکمان]] و صاحبان قدرت اشاره میکند و در یک کلمه از آنان میخواهد تا سعادت دنیوی و اخروی امت را تأمین کنند و با ایجاد [[آرامش]] و [[آسایش]]، فضایی مناسب و مطلوب را برای همگان فراهم آورند و سهم هر کسی از همه مواهب گوناگون [[الهی]] را به ایشان برسانند و قوامین بالقسط باشند که نه تنها به [[عدالت]] نزدیکتر بلکه به [[تقوای الهی]] و دستیابی به [[رضایت خدا]] نزدیکتر است.<ref>مائده، آیه ۸؛ نساء، آیات ۱۳۵ و ۱۲۷؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ هود، آیه ۸۵؛ کهف، آیات ۹۲ تا ۹۶</ref> | |||
از نظر [[قرآن]] صاحبان قدرت و حاکمان باید دارای صلاحیتهای گوناگون [[علمی]] و عملی و مهارتی و اجرایی، در کنار صلاحیتهای [[باطنی]] و روانی و [[روحی]] باشند. از جمله مهمترین ویژگیهای حاکمان و صاحبان قدرت میتوان به [[ایمان]]<ref>مائده، آیه ۵۵</ref>، [[عبودیت]] و [[بندگی]]<ref>انبیاء، آیه ۱۰۵</ref>، [[عمل صالح]]<ref>نور، آیه ۵۵</ref>، عدالت و [[اقامه قسط]]<ref>ص، آیه ۲۶؛ نساء، آیه ۱۳۵</ref>، [[امانتداری]]<ref>نساء، آیه ۵۸؛ یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵</ref>، تقوای الهی<ref>اعراف، آیه ۱۲۸؛ یوسف، آیات ۵۶ و ۵۷</ref>، [[دانایی]] و [[توانایی]] علمی<ref>یوسف، آیه ۵۵</ref>، [[توانایی جسمی]]<ref>بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷</ref>، اقامه کننده [[نماز]]<ref>مائده، آیه ۵۵؛ حج، آیه ۴۱</ref>، اقامه کننده زکات، مشورتپذیری و [[پرهیز]] از [[استبداد]] رای<ref>آل عمران، آیه ۱۵۹؛ نمل، آیه ۳۲</ref>، [[قاطعیت]] در اجرای پس از [[مشورت]]<ref>آل عمران، آیه ۱۵۹</ref>، [[توکل بر خدا]]، [[اهل]] [[احسان]]<ref>یوسف، آیه ۵۶</ref>، ترک هرگونه [[ظلم]] و [[سوء استفاده از قدرت]]<ref>یوسف، آیات ۷۸ و ۷۹</ref>، [[یاری مظلوم]] و ترک [[یاری ظالم]]<ref>نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیه ۱۷</ref> و مانند آنها اشاره کرد. | |||
از این [[آیات]] بصراحت به دست میآید که [[حاکمان]] نباید از [[قدرت]] خویش برای مقاصد [[نفسانی]] سوءاستفاده کنند؛ زیرا قدرت امانتی است که در [[اختیار]] آنان گذاشته شده تا با آن اهداف متعالی [[آفرینش]] و [[اجتماع]] [[انسانی]] تأمین شود؛ بنابراین، هرگونه حرکت بر خلاف آن و در راستای [[سوء]] استفاده خیانتی بزرگ است که [[مجازات]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] را به دنبال خواهد داشت. | |||
از نظر [[قرآن]]، [[صاحبان قدرت]] نه تنها باید خود از هر گونه [[ویژهخواری]] [[پرهیز]] کنند، بلکه [[اجازه]] ندهند تا [[خویشان]] و [[دوستان]] آنان نیز از قدرت آنها برای مقاصد ویژهخواری و [[انحصارطلبی]] بهره برند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
==[[رشوه]] و [[اختلاس]]؛ [[سوء استفاده از قدرت]]== | |||
هر چند که واژه رشوه یا اختلاس در قرآن نیامده است، اما با توجه به مفهوم آنها میتوان واژگانی را در قرآن یافت که به این امر اشاره دارد. به عنوان نمونه در قرآن واژههایی چون «[[سحت]]» و «[[باطل]]» در جملاتی به کار رفته که بیانگر همین مفهوم رشوه و اختلاس و دیگر سوء استفادههای [[مالی]] صاحبان قدرت از قدرت خویش در عرصه [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] است. | |||
رشوه، مالی است که شخص به [[قاضی]] و غیر آن میدهد تا به نفع او [[حکم]] دهد.<ref>المصباح، ج ۱ – ۲، ص۲۲۸.</ref> در اصطلاح [[فقه اسلامی]]، رشوه، دادن مالی است به [[مأمور]] رسمی یا غیررسمی، دولتی یا بلدی، به منظور انجام کاری از کارهای [[اداری]] یا [[قضایی]] ولو اینکه آن کار مربوط به [[شغل]] گیرنده [[مال]] نباشد، خواه مستقیماً آن مال را دریافت کند و یا به واسطه شخصی دیگر.<ref>ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص۳۳۵</ref> | |||
با [[تفسیر]] و تعریفی که از رشوه ارائه شد، معلوم میشود که رشوه نوعی [[درآمد مالی]] با سوء استفاده از قدرت است. البته شخص ممکن است خودش رشوه را مستقیم نگیرد و از طریق بستگان بگیرد و به [[مصرف]] برساند. با این حال، نمیتوان گفت که فرد خود [[رشوه]] نگرفته بلکه [[خویشان]] یا بستگان یا [[دوستان]] وی از جانب او گرفتهاند؛ بلکه چنین افرادی نیز متهم به [[رشوهگیری]] هستند؛ زیرا بستری را برای [[سوء]] استفاده دیگران فراهم آوردهاند، هر چند که گاه از فواید مستقیم رشوه استفاده نکنند. | |||
با نگاهی به [[آیات قرآن]]، این معنا به دست میآید که رشوهگیری اختصاص به [[صاحبان قدرت]] در [[حاکمیت]] ندارد، بلکه صاحبان قدرت [[اجتماعی]] نیز ممکن است از جایگاه خویش برای مقاصد [[مالی]] سوء استفاده کنند؛ چنان که [[احبار]] و [[دانشمندان]] [[شرایع]] [[اسلامی]] با سوء استفاده از [[مقام]] و [[منزلت اجتماعی]] که به عنوان عالم اسلامی کسب کرده بودند، به [[رشوه خواری]] [[اقدام]] میکردند.<ref>مائده، آیات ۴۲ و ۶۳</ref> | |||
[[خدا]] در این [[آیات]] به [[عالمان]] اسلامی و [[رهبران]] هشدار میدهد تا نه تنها رشوه نگیرند، بلکه در برابر رشوهگیری دیگران [[سکوت]] نکنند بلکه علیه آنان دست به [[افشاگری]] زده و موانعی را برای آنان ایجاد کنند؛ زیرا اگر عالمان اسلامی به [[مسئولیت]] خویش در قبال صاحبان قدرت [[حکومتی]] یا اجتماعی عمل نکنند به عنوان ترککنندگان [[امر به معروف و نهی از منکر]]، مستحق [[مجازات]] و [[توبیخ]] و [[سرزنش]] هستند. | |||
از نظر [[قرآن]]، افراد برای دستیابی به [[اموال]] دیگران از راه [[باطل]] یا رسیدن به امر ناحقی اقدام به دادن رشوه میکنند؛ زیرا اگر امر حقی مد نظر باشد یا خواهان [[مال]] حقی باشند، از طریق [[حق]] و درست میتوان به آن دست یافت؛ پس کسانی به رشوه دادن اقدام میکنند که میخواهند مالی یا امر ناحقی را به [[ظلم]] به دست آورند.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
البته رشوهگیران نیز با گرفتن آن، در [[حقیقت]] از مقام و [[منزلت]] خویش سوء استفاده کردهاند، هر چند که حکمی را که میدهند حق باشد و ظلمی به دیگری با اجرای این [[حکم]] نشود؛ زیرا اگر این شخص در این [[منصب]] و مقام نبود، هرگز کسی به او این مال را نمیداد؛ پس پرداخت این [[مال]] به سبب [[جایگاه اجتماعی]] اوست و شخص در [[حقیقت]] از [[مقام]] و [[منزلت]] و [[قدرت]] خویش در [[اجتماع]] [[سوء]] استفاده میکند. | |||
[[خدا]] بصراحت در این [[آیه]] از پرداخت [[رشوه]] به [[حاکمان]] به منظور دستیابی به [[اموال]] دیگران [[نهی]] میکند. از نظر [[قرآن]]، چنان این مطلب برای همگان آشکار است که کسی نمیتواند مدعی شود از آن [[آگاه]] نیست؛ زیرا [[فطرت]] و [[عقل]] و نقل همگی به روشنی بر ناروایی و همچنین [[حرمت]] پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاکمان و [[قضاوت]] ایشان به [[سود]] رشوه دهنده دلالت دارند و این مطلب حکمی معلوم برای همگان است و کسی نمیتواند مدعی [[عدم آگاهی]] و یا [[جهالت]] باشد یا بگوید آن را امری ناروا و [[ناپسند]] نمیدانست؛ زیرا [[فطرت آدمی]] میداند که چنین امری ناپسند است و از آن گریزان است و گرایشی ندارد؛ چنانکه [[انسان]] به طور طبیعی از [[دروغ]] و [[خیانت]] و [[ظلم]] اجتناب میکند، مگر آنکه فطرت خویش را به [[گناه]] [[آلوده]] کرده و از مسیر طبیعی بیرون برده باشد. | |||
به هر حال از نظر [[آموزههای قرآن]]، رشوه گرفتن و [[رشوه خواری]] عملی [[زشت]] و ناپسند است. خدا در قرآن از رشوه گرفتن به عنوان «[[سحت]]» یاد میکند. باید توجه داشت که واژه «سحت» به معنای پوست کنی از درخت یا حیوانات است. از نظر قرآن، کسانی که از درخت [[دین]] یا قدرت و [[حکومت]] بر [[مردم]] برای [[دنیا]] بهرهبرداری میکنند و از این راه [[ارتزاق]] دارند، همانند شتری هستند که [[گیاه]] تازه بهاری را به گونه ای میخورند که پوست آن کنده شده و [[توانایی]] [[رشد]] و نمو و بقای خود را از دست میدهند. از نظر قرآن چنین [[حرام]] [[خواری]] با [[تزویر]] و سوءاستفاده از دین، قدرت و حکومت، «سحت» است. | |||
البته این افراد روزی [[نتیجه اعمال]] خود را میبینند و خدا نیز پوست ایشان را میکند؛ چراکه خدا در جایی دیگر میفرماید: قَالَ لَهُم مُّوسَی وَیْلَکُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَی اللَهِ کَذِبًا فَیُسْحِتَکُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَی؛ [[موسی]] به [[فرعون]] و [[فرعونیان]] گفت: وای بر شما، بر [[خدا]] [[دروغ]] نبندید که [[بتها]] [[شریک]] اویند واین [[معجزات]]، افسون وجادو است که با عذابی شدید ریشهکن و نابودتان میکند و یقیناً کسی که دروغ بست، [[محروم]] و [[نومید]] شد.<ref>طه، آیه ۱۶</ref> | |||
پس خدا با این [[حاکمان]] [[خیانت]] کار و [[مال]] [[مردم]] خور در قالب [[رشوه]] و [[اختلاس]] و مانند آنها و [[اهل]] [[تزویر]] از [[عالمان]] [[اسلامی]] دنیاگرا و به ظاهر [[آخرت گرا]]، همان بلایی را در [[دنیا]] و [[آخرت]] بر سرشان میآورد که بر سر مردم و [[امت]] و [[دین اسلام]] و [[دینداری]] در آوردهاند و با [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منزلت اجتماعی]] پوست مردم را کندند، خدا نیز همین گونه پوست آنان را میکند. | |||
باید یادآوری کرد که به لقمه آتشین [[حرام]] از این رو «[[سحت]]» میگویند که ریشه وجودی فرد را میسوزاند و پوست بدنش را میکند. | |||
از نظر [[قرآن]] همان طوری که پرداخت رشوه حرام است، همچنین گرفتن رشوه از سوی حاکمان و اولیای امور کشوری و [[قضایی]] و مانند آنها حرام است.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> البته از آنجا که [[قضات]] [[دستگاه قضایی]] بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت هستند، میتوان آنان را مصداق اتم و اکمل حاکمان بر شمرد؛ زیرا آنان هستند که [[حکم]] میدهند و [[قدرت]] این را دارند که [[مالی]] را سلب یا به دیگری منتقل کنند، یا جانی را بستانند یا به [[جرم]] و جنایتی [[مجازات]] سنگین جانی و مالی علیه فرد صادر و [[اجرا]] کنند. از همین رو در برخی از [[تفاسیر شیعی]] مراد از [[حکّام]] در [[آیه]] همان قضات دانسته شده است<ref>مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۳۶۶</ref>؛ در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} نیز این نظر [[تأیید]] شده است که قضات به عنوان [[حکام]] معرفی شدهاند.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۱۷۶، ح ۶۱۳</ref> | |||
پس حاکمان از قضات و غیر ایشان باید توجه داشته باشند که [[قدرت]] از آن جهت در [[اختیار]] آنان گذاشته شده تا [[احقاق حق]] کنند و برای [[یاری مظلوم]] علیه [[ظالمان]] از آن قدرت استفاده کنند، نه آنکه از این قدرت [[سوء]] استفاده کرده و به جای [[اجرای عدالت]] و [[اقامه قسط]] و دادن [[حق]] هر کسی به صاحبان آن، [[قسط]] و سهمیه آنان را برای خود و دیگران [[مصادره]] کنند و با [[رشوهگیری]] از قدرت سوء استفاده کنند. [[خدا]] درباره جایگاه قدرت و بهرهگیری از آن در راستای اقامه قسط میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۲.</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، [[رشوه خواری]] و رشوهگیری و رشوهدهی، عملی [[ناپسند]] و [[زشت]]، بلکه از مصادیق [[گناه]] [[شرعی]] و [[عدوان]] و [[تعدی]] [[حقوقی]] به دیگران است و کسانی که به این [[عمل زشت]] [[اقدام]] میکنند و با [[سوء استفاده از قدرت]] و [[حکومت]]، درآمد نامشروعی را به دست میآورند، کسانی هستند که در کارهای گناه و تعدی [[شتاب]] میگیرند، در حالی که باید در کارهای خیر و [[نیک]] و [[صالح]] شتاب گیرند و [[سبقت]] جویند. خدا میفرماید: {{متن قرآن|وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و بسیاری از ایشان را میبینی که در گناه و ستمبارگی و رشوهخواری شتاب میورزند؛ بیگمان زشت است آنچه انجام میدادند!» سوره مائده، آیه ۶۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
==برخی آثار [[رشوهخواری]]== | |||
از نظر قرآن [[حکم]] رشوهگیری و [[رشوه]] دهی، [[حرمت]] است. بنابراین، همان طوری که رشوهگیر باید از این [[عمل حرام]] و گناه و [[تجاوزگری به حقوق دیگران]] و [[اموال]] [[مردمان]] اجتناب کند، رشوه دهنده نیز باید از دادن [[رشوه]] به [[صاحبان قدرت]] و [[حکومت]] خودداری کند و آنان را در مسیر [[گناه]] و [[تعدی]] [[یاری]] نکند، حتی اگر این رشوه دادن برای گرفتن حقی باشد.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> بهتر است که [[انسان]] تا میتواند حتی برای گرفتن [[حق]] و احقاق آن نیز [[اقدام]] به پرداخت رشوه نکند که عملی بد و ایجاد بستری [[زشت]] برای [[اجتماع]] و صاحبان قدرت است. | |||
کسانی که به [[رشوه خواری]] اقدام میکنند، نه تنها برای خودشان [[آتش]] [[دنیا]] و [[دوزخ]] را فراهم میآورند، بلکه خود را در دنیا و [[آخرت]] نیز [[خوار]] و [[ذلیل]] خواهند کرد؛ زیرا این عمل [[ننگ]] آور، موجب میشود تا انسان خوار شود؛ چراکه پوست کنی رشوه مانند کندن [[جامه]] تقوایی است که او را [[رسوا]] و خوار میسازد.<ref>مائده، آیه ۴۲</ref> از همین رو برخی گفتهاند: «[[سحت]]» حرامی است که مایه ننگ انجام دهنده آن باشد.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۰۰</ref> پس [[رسوایی]] و [[خواری]] از تبعات و آثار رشوه خواری از نظر [[قرآن]] است. | |||
از آثاری که قرآن برای رشوه خواری بیان کرده میتوان به این موارد اشاره کرد: | |||
# ننگ و خواری در دنیا و آخرت: چنان که گفته شد، رشوه خواری، سحت است و سحت به معنای پوست کنی است، پس شخص رشوه خوار با این عمل خویش خود را گرفتار لختی و عریانی میکند و رسوای [[عام و خاص]] میشود و ننگ و خواری را برای خود به ارمغان میآورد.<ref>مائده، آیه ۴۲</ref> | |||
# [[حرام]] خواری: درآمدی که از طریق [[رشوهگیری]] به دست میآید، [[مال]] [[باطل]] و حرام است و کسی صاحب آن نمیشود. پس رشوهگیری چیزی جز حرام خواری و مال مردمخواری نیست.<ref>مائده، آیات ۶۲ و۶۳</ref> | |||
#عدم انتقال مال: [[مالی]] که از طریق رشوهگیری به رشوه خوار منتقل میشود، به سبب بطلان آن، موجب ملکیت نمیشود و [[قضات]] و [[حاکمان]]، مالک آن مال نیستند و تصرفات آنان باطل است همچنانکه اگر با رشوه به [[اصحاب]] [[قدرت]] و حکومت، امتیازی چون امتیاز گرفتن وام، یا [[استخدام]]، یا افزایش [[حقوق]]، یا انتقال [[ملک]] و [[مال]]، یا هر چیزی دیگر برای [[رشوه]] دهنده به دست میآید، چون از راه [[باطل]] و [[نامشروع]] بوده است، چنین انتقالی باطل و تصرفات فرد در آن، [[تصرف]] در مال یا [[حق دیگران]] است.<ref>بقره / ۱۸۸</ref> | |||
#عدم جواز تصرف: هر مال و ملکی که از طریق رشوه منتقل شود، باطل و تصرف در آن جایز نیست. | |||
# [[نکوهش]] [[خدا]]: [[رشوهگیری]] و [[رشوه خواری]] موجب نکوهش خدا و [[سرزنش]] و [[توبیخ]] او خواهد بود.<ref>مائده، آیات ۶۲ و۶۳</ref> | |||
# [[گناه]]: رشوه خواری از مصادیق گناه است.<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
# [[تعدی]] و [[تجاوز]]: رشوه خواری از مصادیق تعدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] و [[ظلم]] و [[بیعدالتی]] نسبت به آنان است. | |||
# [[حاکم جائر]]: از نظر [[قرآن]] کسی که [[عدالت]] را مراعات میکند و به اقامه آن میپردازد [[مسلمان]] و [[اهل]] عدالت است؛ اما کسی که رشوه میگیرد در هر [[پست]] و [[منصب]] [[اجتماع]] و [[قدرت]] و [[نفوذ]] باشد، حاکم جائر است نه [[حاکم عادل]].<ref>بقره، آیه ۱۸۸</ref> | |||
# [[نفاق]]: رشوهگیری بیانگر نفاق است؛ از همین رو [[خداوند]] از [[حرام]] [[خواری]] [[منافقان]] به صورت رشوه در [[صدر اسلام]] در [[آیات قرآن]] سخن به میان آورده است.<ref>مائده، آیات ۴۱ و ۴۲</ref> | |||
#خروج از [[شریعت اسلام]]: از نظر قرآن کسانی که رشوه میگیرند همانند [[اهل کتاب]] بهویژه [[یهود]] عمل کرده و از شریعت اسلام خارج شدهاند. | |||
# [[عذاب]] عظیم [[دوزخ]]: خدا در قرآن به رشوه گیران هشدار میدهد که [[کیفر]] رشوهگیری در [[آخرت]] عذاب بزرگی است که از آن فراری ندارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|رشوه سوء استفاده مالی از قدرت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه آتشی در جان آدمی (مقاله)|'''رشوه آتشی در جان آدمی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رشوه سوء استفاده مالی از قدرت (مقاله)|'''رشوه سوء استفاده مالی از قدرت''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
نسخهٔ ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۲۱
بررسی ماهیت رشوه و ارتشاء و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی آن
یکی از آسیبهای اقتصادی، رشوه و ارتشاء است. البته این آسیب تنها به حوزه اقتصادی محدود نمیشود، بلکه آثار و پیامدهای آن حوزههای دیگر به ویژه اجتماعی را نیز در بر میگیرد. از این رو در آموزههای اسلامی پس از رباخواری مسأله رشوه به عنوان یکی از آسیبهای جدی مورد توجه قرار گرفته و به عناوین گوناگونی از آن پرهیز داده شده است. آنچه در پی میآید بررسی آثار و پیامدهای زیانبار این پدیده خطرناک در حوزههای اقتصادی و اجتماعی است.[۱]
رشوه؛ مصداق بارز حرام خواری
آموزههای قرآنی اموری چون رباخواری، رشوه خواری ومکاسب حرام را به صراحت به عنوان آتش معرفی میکند و با تعابیری چون «سحت» بر آن است تا انسان را از آن دور نگه دارد؛ زیرا وقتی انسان امری را آتش بداند، به طور طبیعی به آن نزدیک نمیشود تا دامنگیرش شود، چه رسد که آتشی در درونش پدید آورد. رشوه واژه ای عربی از ریشه «ر ش و” و به سه صورت: با فتح، ضم و کسر «راء» به کار رفته است. این کلمه مفرد است و جمع آن «رُشا» یا «رِشا» (با ضم یا کسر راء) است که در فارسی به معنای مزد است.[۲] البته این واژه در قرآن نیامده است، ولی واژههایی چون «سحت و باطل» که دارای معنای عامی است در قرآن آمده که شامل رشوه و هر مال حرامی میشود؛ زیرا رشوه مالی است که شخص به قاضی و غیر آن میدهد تا به نفع او حکم دهد.[۳]
برخیها در تعریف رشوه گفتهاند: رشوه عبارت است از اینکه کسی با تبانی و پرداخت چیزی، به خواسته خود برسد.[۴] خداوند متعال در آیه ۱۸۸ سوره بقره میفرماید: ﴿وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾[۵] از این آیه به دست میآید که الادلاء و سرازیر کردن مالی به حکام و قضات برای خوردن مال دیگران به باطل از مصادیق مکاسب حرام است. شیخ طبرسی در مجمع البیان در ذیل آیه مینویسد که مراد از حکّام، قضات هستند.[۶] البته این نظر در روایتی از امام رضا(ع) نیز تأیید شده است.[۷] همچنین در روایتی امیرالمؤمنین(ع) «سحت»در آیه را بر رشوه تطبیق داده است.[۸] علاّمه طباطبایی در تفسیر این آیه میگوید:»ادلاء (مصدر تُدْلُوا) در چاه کردن دلو برای کشیدن آب است و منظور از آن در آیه مبارکه، رشوه دادن به حاکمان است که کنایه لطیف و زیبایی بر این مطلب است که حکم مورد نظر رشوه دهنده را به منزله آب ته چاه قرار داده که به وسیله دلو رشوه، از آن بیرون کشیده میشود”.[۹]
از حرمت دادن رشوه میتوان استنباط کرد که گرفتن رشوه نیز حرام است؛ چراکه لازمه حرمت رشوه دادن، این است که گرفتن آن نیز حرام باشد.[۱۰] پس در این آیه پرداخت رشوه به حاکمان به منظور دستیابی به اموال دیگران مورد نهی خداوند قرار گرفته است و این مطلبی نیست که بر کسی پوشیده باشد؛ چراکه ناروایی و حرمت پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاکمان و قضاوت ایشان به سود رشوه دهنده حکمی معلوم برای همگان است و کسی نمیتواند مدعی شود که از این حکم بیخبر است. از این آیه میتوان به دست آورد که این حکم عقلی است که مورد تأیید شارع مقدس قرار گرفته است. به این معنا که خداوند در فطرت و عقل آدمی این معنا را نهاده که ظلم و باطل را بشناسد و از آنها اجتناب کند. شریعت در حقیقت همان حکم فطری را مورد تاکید و امضا قرار داده است. پس کسی نمیتواند مدعی شود که از کارحرامی چون رشوه خواری آگاه نیست؛ زیرا شخص میداند که مالی را میدهد تا حقی را ناحق و باطلی را حق جلوه دهد. این شخص شکی ندارد که چنین شیوه ای باطل و ظلم است.
خدای تعالی در آیات ۶۲ و ۶۳ سوره مائده، از «سحت خواری» باز داشته است؛ چراکه انسانی که رشوه خواری میکند آتشی را در درون خویش قرار میدهد که او را میسوزاند و هنگامی که قیامت بر پا شود این شخص در آن زمان به حالت تجسم اعمال خواهد دید که در درونش چیزی جز آتش نینداخته و آن چیزی که گمان میکرد مایه رشد و قدرت بدنی او میشود، مالی حرام بوده که آتش را به جانش افکنده است.
پس از نظر روحی و روانی، رشوه خواری همانند دیگر اقسام حرام خواری چون ربا، چیزی جز آتش درونی نیست؛ لذا خداوند به شدت از آن برحذر میدارد و با بیان عذاب عظیم و الیم از مردم میخواهد تا از هر گونه حرام خواری از جمله رشوه خواری پرهیز کنند.[۱۱] روایات معصومین، ارتشاء (گرفتن رشوه) را از مصادیق کفر دانسته است؛ پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «از رشوه دوری کنید؛ زیرا این کار کفر است و رشوه خوار بوی بهشت را استشمام نمیکند”. امام صادق(ع) نیز در این باره میفرمایند:» رشوه، در مورد احکام، کفر به خدای بزرگ و رسول او است”.[۱۲].[۱۳]
رشوه و ارتشاء مانع اجرای عدالت
رشوه خواری یکی از بزرگترین موانع اجرای عدالت اجتماعی بوده و هست و سبب میشود، قوانین که باید حافظ منافع همه طبقات باشد به سود طبقات نیرومند، به کار بیفتد؛ لذا اسلام مسئله رشوه خواری را به شدت تقبیح و محکوم کرده است و یکی از گناهان کبیره محسوب میشود. بنا به دلالت آیات و روایات «رشوه» یکی از مذمومترین و زشتترین کارهایی است که ممکن است از یک مسلمان صادر شود. از همین روست که مسلمانان از اقدام به رشوه دادن و رشوه گرفتن و پرداخت رشوه یا واسطه شدن، نهی شدهاند. روایات معصومین با شدیدترین الفاظ و کلمات، رشوه دهنده، رشوه گیرنده و واسطه میان آن دو را تهدید و نفرین کرده است. در برخی روایات رشوه دهنده و گیرنده به نام مشرک توصیف شدهاند.[۱۴].[۱۵]
رشوه خواری مایه ننگ و واماندگی
از نظر اجتماعی رشوه خواری نیز آثار سویی به دنبال خواهد داشت؛ زیرا خداوند حرام خواری را به عنوان «سحت» معرفی کرده است و سحت به معنای استیصال، واماندگی و مایه ننگ آمده است. پس کسی که رشوه خواری میکند نه تنها در جامعه، اعتباری کسب نمیکند و با اموال باطل نمیتواند خود را در طبقات اجتماعی بالابرد، بلکه این حرام خواری موجب ننگ و بدنامی او میشود و مردم او را به عنوان رباخوار و رشوه خوار و مانند آن سرکوفت میزنند. از سوی دیگر، رشوه خوار با رشوه خواری نمیتواند خود را از مشکلات رهایی بخشد؛ زیرا این گونه اعمال نتیجه عکس میدهد و به جای آنکه او را از مشکلات برهاند در کارش وامانده میسازد و در نهایت دچار استیصال شده و اصل و ریشه خود را به گونه ای از دست میدهد که به سادگی با کوچکترین امری بر زمین میافتد و تمام زحماتش به هدر میرود؛ زیرا رشوه دهنده با مالی که میدهد کارش را به سادگی حل میکند ولی به همان سادگی میتواند ریشه خودش و رشوه گیرنده را بزند و نه تنها موجب بدنامی و مایه ننگ او شود، بلکه به اعتبار اینکه سحت است میتواند به سادگی از هم فروپاشد و آن نظم و سامانی که به نیرنگ ساخته بر هم زند. یک مسلمان واقعی باید از رشوه خواری پرهیز کند؛ زیرا این گونه اموال، صفا و طراوت و برکت را از اجتماع انسانی میبرد همان طور که کندن پوستِ درخت باعث پژمردگی و یا خشکیدن آن میگردد.[۱۶]
از نظر قرآن سکوت در برابر رشوهگیری و رشوه دهی گناهی نابخشودنی است. از این روست که ربّانیّون وعالمان مسیحی و احبار و دانشمندان یهودی به خاطر بیتفاوتی در برابر رشوه خواری مردم خویش مورد توبیخ خداوند قرار گرفتند.[۱۷] به هر حال، رشوه ضررهای زیادی به اجتماع وارد میکند. وقتی کسانی بتوانند با پول به همه خواستههای خود برسند، بیپولان یا کسانی که رشوه را به هر دلیل پرداخت نمیکنند، در رسیدن به حق خود با مشکلات فراوانی روبه رو میشوند. وقتی که مسئولین در قبال انجام کارها به گرفتن رشوه عادت کنند، دیگر برای افرادی که رشوه پرداخت نمیکنند به خوبی انجام وظیفه نمیکنند و نظام اداری به فساد کشیده میشود.به همین علت علمایی چون مقدّس اردبیلی از عقل به عنوان دلیل مستقل بر حرمت رشوه یاد کردهاند؛ چنانکه در کتاب «مجمع الفائده والبرهان» آمده است: «علت حرمت رشوه را میتوان از عقل و نقل از حیث قرآن و اجماع مسلمین و سنّت استفاده نمود.”[۱۸]
برهمین اساس آیات عظام تقلید آقایان: امام، بهجت، خامنهای، صافی، فاضل، مکارم و نوری در فتاوای خود آورده اند: پرداخت پول یا اموالی، از سوی مراجعه کننده، به کارمندان ادارهها- که وظیفه ارائه خدمات به مردم را دارند- منجر به فساد ادارهها خواهد شد که از نظر شرعی حرام است. گرفتن آن بر دریافت کننده نیز حرام است و حق تصرف در آن را ندارد.[۱۹] از نظر آموزههای دینی هم رشوهگیری حرام است و هم رشوه دهی. پس رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو عملی حرام و گناهی نابخشودنی انجام میدهند و مالی که از این طریق به دست میآید نه تنها تصرف در آن جایز نیست بلکه به عنوان آتش میبایست از آن دوری کرد.[۲۰] در حدیث معروفی رسول خدا(ص) فرمودند: «لَعَنَ اللهُ الرَّاشِيَ وَ الْمُرْتشِيَ وَالساعی بَيْنَهُمَا»؛ خداوند گیرنده و دهنده رشوه و آن کس را که واسطه میان آن دو است، از رحمت خود دور گرداند.[۲۱].[۲۲]
رشوه خواران چه کسانیاند؟
اغلب کسانی در معرض خطر رشوهگیری قرار میگیرند که جزو مقامات ومسئولان تاثیر گذار ونیز کارگزاران دولتی و قضات وبهطور کلی مجریان قانون در هر شغل و صنف ورده ای باشند. خداوند در آیه ۱۸۸ سوره بقره بیان میکند که حاکمان و سردمداران حکومتها در معرض رشوه خواری هستند؛ زیرا قدرت دولتی و یا قدرت قضایی به آنها اجازه میدهد که تغییراتی را در امور ایجاد کرده و حق را باطل و باطل را حق جلوه دهند و لذا نه تنها در جابه جایی ظالمانه اموال و حقوق مردم نقش دارند، بلکه میتوانند حتی در جابه جایی عرض وجان مردم نیز نقش داشته باشند و حکم به سلب مالی یا جانی داده و زنی را بر مردی حرام یا حلال کنند. قدرت قضات محاکم و حاکمان و کارگزاران دولتی و دسترسی آنان به جان و مال و عرض مردم موجب میشود که آنان بیشتر از دیگران در معرض خطر رشوه خواری و سایر شیوههای حرام خواری چون اختلاس، زمین خواری، ربا خواری و مانند آن قرار گیرند.[۲۳]
البته گروه عالمان و دانشمندان مانند حقوقدانان و کسانی که مرجعیت فکری جامعه را به عهده دارند و قانونگذاران را تشکیل میدهند همانند مجریان قانون در معرض خطر رشوه و ارتشاء هستند. خداوند گزارش میکند که رشوه خواری در میان این گروه افراد در گذشته تاریخ رواج داشته است و احبار و دانشمندان یهودی به سبب جایگاه اجتماعی و قدرت اعمال نفوذ خودشان، گرایش به رشوه خواری داشتند و این چنین حقوق مردم را تضییع میکردند.[۲۴].[۲۵]
رشوه به نام هدیه
از نظر آموزههای وحیانی اسلام رشوه دادن به نامهای دیگری چون هدیه و حق حساب وپول چایی و شیرینی ومژدگانی وتعابیری ازاین قبیل تغییری در ماهیت آن نمیدهد ودر همه این عناوین، رشوه محسوب میشود. به رسول خدا(ص) خبر دادند یکی از فرماندارانش رشوه ای تحت عنوان هدیه پذیرفته، حضرت برآشفت و به او فرمود: چرا آنچه حق تو نیست میگیری؟ او گفت: آنچه گرفتم، هدیه بود. حضرت فرمود: اگر شما در خانه بنشینید و از طرف من فرماندار محلی نباشید، آیا باز هم مردم به شما هدیه میدهند؟ سپس دستور داد هدیه را گرفتند و در بیت المال قرار دادند و وی را از کار برکنار کرد.[۲۶] در مورد فرق بین هدیه و رشوه، آیه اللّه فاضل لنکرانی میگوید: رشوه، بذل(دادن) چیزی است به قصد جلب توجه و متمایل کردن گیرنده به منظور اینکه به نفع دهنده حکم کند یا او را بر ظلم یا معصیت کمک کند، ولی هدیه، بذل است به قصد قرب یا به قصد دوستی با هدیه گیرنده.[۲۷].[۲۸]
رشوه و ارتشاء در قوانین کشور
رشوه در معنا چیزی است که برای کارسازی ناحق به کسی بدهند و در اصطلاح قوانین ایران، به مال یا وجهی گفته میشود که از طرف کارکنان و مامورین دولتی به سبب انجام وظیفه گرفته میشود. از نظر حقوقی، جرم ارتشاء از جرایم عمومی غیر قابل گذشت است و البتّه گیرندۀ وجه یا مال باید با علم و اطلاع و سوء نیت اقدام به گرفتن وجه یا مال کند و به جرم بودن عمل خود آگاهی داشته باشد. همچنین قبول رشوه باید برای انجام یا ترک فعل در خصوص کاری باشد که مربوط به سازمان دولتی، قضائی و نهادها است. انواع مجازاتهای تعیین شده برای جرم ارتشاء در قوانین کشوری با توجه به مبلغ موضوع جرم، عبارتند از:
- حبس از شش ماه تا ۱۵ سال و در مواردی حبس ابد؛
- شلاق؛
- انفصال دائم از مشاغل دولتی؛
- ضبط مال موضوع ارتشاء، به نفع دولت به عنوان تعزیر یا مجازات.
همچنین در مواردی که جرم مشمول مادۀ ۴ قانون تشدید مجازات باشد یعنی با تشکیل یا رهبری شبکۀ چند نفری صورت بگیرد، در صورتی که مصداق إفساد فی الارض باشد مجازات مرتکبین إفساد فی الارض اعمال میشود و الّا علاوه بر جزای نقدی و ضبط اموال کسب شده از طریق رشوه، حبس از ۱۵ سال تا ابد خواهد بود و شدت مجازات در این موارد به خاطر این است که ارتکاب جرم از طریق تشکیل یا رهبری شبکه چند نفری ممکن است باعث اخلال در نظم اقتصادی کشور شود. شروع به جرم إرتشاء از نظر حقوقی، قابل تصور و عملی است و مطابق تبصره ۳ ماده ۳ قانون تشدید مجازات، شروع به جرم، حسب مورد حداقل مجازات مقرر در آن مورد خواهد بود. در خصوص جرم رشا (رشوه دادن) نیز باید گفت که از جرایم عمومی و غیر قابل گذشت بوده و تمام نتایج مترتب بر جرم ارتشاء از نظر عنصر معنوی در این مورد نیز صادق است.[۲۹].[۳۰]
راههای مبارزه با رشوه خواری
برای تضمین اجرای قوانین و به ثمر رسیدن آنها هیچ چیز موثرتر از فراهم کردن زمینه و آمادگیهای اجتماعی نیست و تنها برخورد با معلولها و احکام زندان، تعزیر، مجازات و …چندان کارآیی نخواهد داشت؛ از این رو اسلام و قرآن مجید روی بسترسازی اجتماعی و فراهم آوردن زمینه برای جلوگیری از انحرافها تاکید بسیار دارند. برای نمونه حضرت علی(ع)، در نامه ای که به مالک اشتر نوشتهاند، راههای مبارزه با این بلای اجتماعی را تبیین کردهاند.آن حضرت در ابتدا، دقت در انتخاب کارگزاران را به مالک گوشزد میکند و سپس درباره حقوق قضاوت میفرماید: «پس از انتخاب قاضی …آن قدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد». همچنین درباره کارمندان دولتی میفرمایند: «آنان را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندانهای پاکیزه و با تقوا که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن؛ زیرا اخلاق آنان گرامیتر و آبرویشان محفوظتر و طمع ورزی شان کمتر و آیندهنگری شان بیشتر است. پس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود، بیشتر میکوشند و با بینیازی، دست به اموال بیت المال نمیزنند …سپس رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسانی راست گو و وفاپیشه بر آنان بگمار که مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانت داری و مهربانی با رعیت خواهد بود».[۳۱]
به طور خلاصه راههای مبارزه با رشوه خواری، با توجّه به نامه حضرت، احادیث دیگر و نظریه کارشناسان عبارت است از:
- انتخاب افراد شایسته؛
- سیاستهای مناسب اقتصادی؛
- قانونگذاری صحیح و سالم؛
- بسط اقتصاد فردی و کم کردن حاکمیت دولت در برخی از زمینه ها؛
- اصلاح وضع حقوق کارمندان و قضات؛
- بازرسی و نظارت دقیق؛
- مجازات رشوه خواران؛
- تقویت استقلال دستگاههای قضایی برای مبارزه با رشوه خواران؛
- آگاهی دادن به مردم از طریق رسانههای گروهی و ….[۳۲].[۳۳]
ویژگی صاحبان قدرت
قدرت، در نظام سیاسی اسلامی برای ایجاد فضایی سالم برای امت با اقامه نماز و زکات و انفاق در قالب نظارت و مدیریت اموال عمومی و اقتصاد جامعه و نیز اجرای معروفهای نقلی و عقلی و نهی از منکرات و مانند آنها در راستای تحقق سعادت دنیوی و اخروی است. از این رو خدا در آیات قرآن از جمله آیات ۳۹ تا ۴۱ سوره حج به این امور به عنوان تکالیف و وظایف بیچون و چرای حاکمان و صاحبان قدرت اشاره میکند و در یک کلمه از آنان میخواهد تا سعادت دنیوی و اخروی امت را تأمین کنند و با ایجاد آرامش و آسایش، فضایی مناسب و مطلوب را برای همگان فراهم آورند و سهم هر کسی از همه مواهب گوناگون الهی را به ایشان برسانند و قوامین بالقسط باشند که نه تنها به عدالت نزدیکتر بلکه به تقوای الهی و دستیابی به رضایت خدا نزدیکتر است.[۳۴] از نظر قرآن صاحبان قدرت و حاکمان باید دارای صلاحیتهای گوناگون علمی و عملی و مهارتی و اجرایی، در کنار صلاحیتهای باطنی و روانی و روحی باشند. از جمله مهمترین ویژگیهای حاکمان و صاحبان قدرت میتوان به ایمان[۳۵]، عبودیت و بندگی[۳۶]، عمل صالح[۳۷]، عدالت و اقامه قسط[۳۸]، امانتداری[۳۹]، تقوای الهی[۴۰]، دانایی و توانایی علمی[۴۱]، توانایی جسمی[۴۲]، اقامه کننده نماز[۴۳]، اقامه کننده زکات، مشورتپذیری و پرهیز از استبداد رای[۴۴]، قاطعیت در اجرای پس از مشورت[۴۵]، توکل بر خدا، اهل احسان[۴۶]، ترک هرگونه ظلم و سوء استفاده از قدرت[۴۷]، یاری مظلوم و ترک یاری ظالم[۴۸] و مانند آنها اشاره کرد.
از این آیات بصراحت به دست میآید که حاکمان نباید از قدرت خویش برای مقاصد نفسانی سوءاستفاده کنند؛ زیرا قدرت امانتی است که در اختیار آنان گذاشته شده تا با آن اهداف متعالی آفرینش و اجتماع انسانی تأمین شود؛ بنابراین، هرگونه حرکت بر خلاف آن و در راستای سوء استفاده خیانتی بزرگ است که مجازات دنیوی و اخروی را به دنبال خواهد داشت. از نظر قرآن، صاحبان قدرت نه تنها باید خود از هر گونه ویژهخواری پرهیز کنند، بلکه اجازه ندهند تا خویشان و دوستان آنان نیز از قدرت آنها برای مقاصد ویژهخواری و انحصارطلبی بهره برند.[۴۹]
رشوه و اختلاس؛ سوء استفاده از قدرت
هر چند که واژه رشوه یا اختلاس در قرآن نیامده است، اما با توجه به مفهوم آنها میتوان واژگانی را در قرآن یافت که به این امر اشاره دارد. به عنوان نمونه در قرآن واژههایی چون «سحت» و «باطل» در جملاتی به کار رفته که بیانگر همین مفهوم رشوه و اختلاس و دیگر سوء استفادههای مالی صاحبان قدرت از قدرت خویش در عرصه اجتماعی و اقتصادی است. رشوه، مالی است که شخص به قاضی و غیر آن میدهد تا به نفع او حکم دهد.[۵۰] در اصطلاح فقه اسلامی، رشوه، دادن مالی است به مأمور رسمی یا غیررسمی، دولتی یا بلدی، به منظور انجام کاری از کارهای اداری یا قضایی ولو اینکه آن کار مربوط به شغل گیرنده مال نباشد، خواه مستقیماً آن مال را دریافت کند و یا به واسطه شخصی دیگر.[۵۱] با تفسیر و تعریفی که از رشوه ارائه شد، معلوم میشود که رشوه نوعی درآمد مالی با سوء استفاده از قدرت است. البته شخص ممکن است خودش رشوه را مستقیم نگیرد و از طریق بستگان بگیرد و به مصرف برساند. با این حال، نمیتوان گفت که فرد خود رشوه نگرفته بلکه خویشان یا بستگان یا دوستان وی از جانب او گرفتهاند؛ بلکه چنین افرادی نیز متهم به رشوهگیری هستند؛ زیرا بستری را برای سوء استفاده دیگران فراهم آوردهاند، هر چند که گاه از فواید مستقیم رشوه استفاده نکنند. با نگاهی به آیات قرآن، این معنا به دست میآید که رشوهگیری اختصاص به صاحبان قدرت در حاکمیت ندارد، بلکه صاحبان قدرت اجتماعی نیز ممکن است از جایگاه خویش برای مقاصد مالی سوء استفاده کنند؛ چنان که احبار و دانشمندان شرایع اسلامی با سوء استفاده از مقام و منزلت اجتماعی که به عنوان عالم اسلامی کسب کرده بودند، به رشوه خواری اقدام میکردند.[۵۲]
خدا در این آیات به عالمان اسلامی و رهبران هشدار میدهد تا نه تنها رشوه نگیرند، بلکه در برابر رشوهگیری دیگران سکوت نکنند بلکه علیه آنان دست به افشاگری زده و موانعی را برای آنان ایجاد کنند؛ زیرا اگر عالمان اسلامی به مسئولیت خویش در قبال صاحبان قدرت حکومتی یا اجتماعی عمل نکنند به عنوان ترککنندگان امر به معروف و نهی از منکر، مستحق مجازات و توبیخ و سرزنش هستند. از نظر قرآن، افراد برای دستیابی به اموال دیگران از راه باطل یا رسیدن به امر ناحقی اقدام به دادن رشوه میکنند؛ زیرا اگر امر حقی مد نظر باشد یا خواهان مال حقی باشند، از طریق حق و درست میتوان به آن دست یافت؛ پس کسانی به رشوه دادن اقدام میکنند که میخواهند مالی یا امر ناحقی را به ظلم به دست آورند.[۵۳] البته رشوهگیران نیز با گرفتن آن، در حقیقت از مقام و منزلت خویش سوء استفاده کردهاند، هر چند که حکمی را که میدهند حق باشد و ظلمی به دیگری با اجرای این حکم نشود؛ زیرا اگر این شخص در این منصب و مقام نبود، هرگز کسی به او این مال را نمیداد؛ پس پرداخت این مال به سبب جایگاه اجتماعی اوست و شخص در حقیقت از مقام و منزلت و قدرت خویش در اجتماع سوء استفاده میکند.
خدا بصراحت در این آیه از پرداخت رشوه به حاکمان به منظور دستیابی به اموال دیگران نهی میکند. از نظر قرآن، چنان این مطلب برای همگان آشکار است که کسی نمیتواند مدعی شود از آن آگاه نیست؛ زیرا فطرت و عقل و نقل همگی به روشنی بر ناروایی و همچنین حرمت پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاکمان و قضاوت ایشان به سود رشوه دهنده دلالت دارند و این مطلب حکمی معلوم برای همگان است و کسی نمیتواند مدعی عدم آگاهی و یا جهالت باشد یا بگوید آن را امری ناروا و ناپسند نمیدانست؛ زیرا فطرت آدمی میداند که چنین امری ناپسند است و از آن گریزان است و گرایشی ندارد؛ چنانکه انسان به طور طبیعی از دروغ و خیانت و ظلم اجتناب میکند، مگر آنکه فطرت خویش را به گناه آلوده کرده و از مسیر طبیعی بیرون برده باشد. به هر حال از نظر آموزههای قرآن، رشوه گرفتن و رشوه خواری عملی زشت و ناپسند است. خدا در قرآن از رشوه گرفتن به عنوان «سحت» یاد میکند. باید توجه داشت که واژه «سحت» به معنای پوست کنی از درخت یا حیوانات است. از نظر قرآن، کسانی که از درخت دین یا قدرت و حکومت بر مردم برای دنیا بهرهبرداری میکنند و از این راه ارتزاق دارند، همانند شتری هستند که گیاه تازه بهاری را به گونه ای میخورند که پوست آن کنده شده و توانایی رشد و نمو و بقای خود را از دست میدهند. از نظر قرآن چنین حرام خواری با تزویر و سوءاستفاده از دین، قدرت و حکومت، «سحت» است.
البته این افراد روزی نتیجه اعمال خود را میبینند و خدا نیز پوست ایشان را میکند؛ چراکه خدا در جایی دیگر میفرماید: قَالَ لَهُم مُّوسَی وَیْلَکُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَی اللَهِ کَذِبًا فَیُسْحِتَکُم بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَی؛ موسی به فرعون و فرعونیان گفت: وای بر شما، بر خدا دروغ نبندید که بتها شریک اویند واین معجزات، افسون وجادو است که با عذابی شدید ریشهکن و نابودتان میکند و یقیناً کسی که دروغ بست، محروم و نومید شد.[۵۴] پس خدا با این حاکمان خیانت کار و مال مردم خور در قالب رشوه و اختلاس و مانند آنها و اهل تزویر از عالمان اسلامی دنیاگرا و به ظاهر آخرت گرا، همان بلایی را در دنیا و آخرت بر سرشان میآورد که بر سر مردم و امت و دین اسلام و دینداری در آوردهاند و با سوء استفاده از قدرت و منزلت اجتماعی پوست مردم را کندند، خدا نیز همین گونه پوست آنان را میکند. باید یادآوری کرد که به لقمه آتشین حرام از این رو «سحت» میگویند که ریشه وجودی فرد را میسوزاند و پوست بدنش را میکند. از نظر قرآن همان طوری که پرداخت رشوه حرام است، همچنین گرفتن رشوه از سوی حاکمان و اولیای امور کشوری و قضایی و مانند آنها حرام است.[۵۵] البته از آنجا که قضات دستگاه قضایی بیشتر در معرض سوء استفاده از قدرت هستند، میتوان آنان را مصداق اتم و اکمل حاکمان بر شمرد؛ زیرا آنان هستند که حکم میدهند و قدرت این را دارند که مالی را سلب یا به دیگری منتقل کنند، یا جانی را بستانند یا به جرم و جنایتی مجازات سنگین جانی و مالی علیه فرد صادر و اجرا کنند. از همین رو در برخی از تفاسیر شیعی مراد از حکّام در آیه همان قضات دانسته شده است[۵۶]؛ در روایتی از امام رضا(ع) نیز این نظر تأیید شده است که قضات به عنوان حکام معرفی شدهاند.[۵۷]
پس حاکمان از قضات و غیر ایشان باید توجه داشته باشند که قدرت از آن جهت در اختیار آنان گذاشته شده تا احقاق حق کنند و برای یاری مظلوم علیه ظالمان از آن قدرت استفاده کنند، نه آنکه از این قدرت سوء استفاده کرده و به جای اجرای عدالت و اقامه قسط و دادن حق هر کسی به صاحبان آن، قسط و سهمیه آنان را برای خود و دیگران مصادره کنند و با رشوهگیری از قدرت سوء استفاده کنند. خدا درباره جایگاه قدرت و بهرهگیری از آن در راستای اقامه قسط میفرماید: ﴿وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾[۵۸] از نظر قرآن، رشوه خواری و رشوهگیری و رشوهدهی، عملی ناپسند و زشت، بلکه از مصادیق گناه شرعی و عدوان و تعدی حقوقی به دیگران است و کسانی که به این عمل زشت اقدام میکنند و با سوء استفاده از قدرت و حکومت، درآمد نامشروعی را به دست میآورند، کسانی هستند که در کارهای گناه و تعدی شتاب میگیرند، در حالی که باید در کارهای خیر و نیک و صالح شتاب گیرند و سبقت جویند. خدا میفرماید: ﴿وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۵۹].[۶۰]
برخی آثار رشوهخواری
از نظر قرآن حکم رشوهگیری و رشوه دهی، حرمت است. بنابراین، همان طوری که رشوهگیر باید از این عمل حرام و گناه و تجاوزگری به حقوق دیگران و اموال مردمان اجتناب کند، رشوه دهنده نیز باید از دادن رشوه به صاحبان قدرت و حکومت خودداری کند و آنان را در مسیر گناه و تعدی یاری نکند، حتی اگر این رشوه دادن برای گرفتن حقی باشد.[۶۱] بهتر است که انسان تا میتواند حتی برای گرفتن حق و احقاق آن نیز اقدام به پرداخت رشوه نکند که عملی بد و ایجاد بستری زشت برای اجتماع و صاحبان قدرت است. کسانی که به رشوه خواری اقدام میکنند، نه تنها برای خودشان آتش دنیا و دوزخ را فراهم میآورند، بلکه خود را در دنیا و آخرت نیز خوار و ذلیل خواهند کرد؛ زیرا این عمل ننگ آور، موجب میشود تا انسان خوار شود؛ چراکه پوست کنی رشوه مانند کندن جامه تقوایی است که او را رسوا و خوار میسازد.[۶۲] از همین رو برخی گفتهاند: «سحت» حرامی است که مایه ننگ انجام دهنده آن باشد.[۶۳] پس رسوایی و خواری از تبعات و آثار رشوه خواری از نظر قرآن است. از آثاری که قرآن برای رشوه خواری بیان کرده میتوان به این موارد اشاره کرد:
- ننگ و خواری در دنیا و آخرت: چنان که گفته شد، رشوه خواری، سحت است و سحت به معنای پوست کنی است، پس شخص رشوه خوار با این عمل خویش خود را گرفتار لختی و عریانی میکند و رسوای عام و خاص میشود و ننگ و خواری را برای خود به ارمغان میآورد.[۶۴]
- حرام خواری: درآمدی که از طریق رشوهگیری به دست میآید، مال باطل و حرام است و کسی صاحب آن نمیشود. پس رشوهگیری چیزی جز حرام خواری و مال مردمخواری نیست.[۶۵]
- عدم انتقال مال: مالی که از طریق رشوهگیری به رشوه خوار منتقل میشود، به سبب بطلان آن، موجب ملکیت نمیشود و قضات و حاکمان، مالک آن مال نیستند و تصرفات آنان باطل است همچنانکه اگر با رشوه به اصحاب قدرت و حکومت، امتیازی چون امتیاز گرفتن وام، یا استخدام، یا افزایش حقوق، یا انتقال ملک و مال، یا هر چیزی دیگر برای رشوه دهنده به دست میآید، چون از راه باطل و نامشروع بوده است، چنین انتقالی باطل و تصرفات فرد در آن، تصرف در مال یا حق دیگران است.[۶۶]
- عدم جواز تصرف: هر مال و ملکی که از طریق رشوه منتقل شود، باطل و تصرف در آن جایز نیست.
- نکوهش خدا: رشوهگیری و رشوه خواری موجب نکوهش خدا و سرزنش و توبیخ او خواهد بود.[۶۷]
- گناه: رشوه خواری از مصادیق گناه است.[۶۸]
- تعدی و تجاوز: رشوه خواری از مصادیق تعدی و تجاوز به حقوق دیگران و ظلم و بیعدالتی نسبت به آنان است.
- حاکم جائر: از نظر قرآن کسی که عدالت را مراعات میکند و به اقامه آن میپردازد مسلمان و اهل عدالت است؛ اما کسی که رشوه میگیرد در هر پست و منصب اجتماع و قدرت و نفوذ باشد، حاکم جائر است نه حاکم عادل.[۶۹]
- نفاق: رشوهگیری بیانگر نفاق است؛ از همین رو خداوند از حرام خواری منافقان به صورت رشوه در صدر اسلام در آیات قرآن سخن به میان آورده است.[۷۰]
- خروج از شریعت اسلام: از نظر قرآن کسانی که رشوه میگیرند همانند اهل کتاب بهویژه یهود عمل کرده و از شریعت اسلام خارج شدهاند.
- عذاب عظیم دوزخ: خدا در قرآن به رشوه گیران هشدار میدهد که کیفر رشوهگیری در آخرت عذاب بزرگی است که از آن فراری ندارند.[۷۱]
منابع
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ مجمع البحرین، ج ۱، ص۱۸۴
- ↑ المصباح، ج ۱ – ۲، ص۲۲۸
- ↑ ابن اثیر، النهایة، ج ۲، ص۲۲۶.
- ↑ «و داراییهای همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید و آنها را (با رشوه) به سوی داوران سرازیر نکنید تا بخشی از داراییهای مردم را آگاهانه به حرام بخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۳۶۶
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۱۷۶، ح ۶۱۳
- ↑ نورالثقلین، ج۱، ص۶۳۴
- ↑ المیزان، ج۲، ص۵۲، ذیل آیه ۱۸۸سوره بقره.
- ↑ مصباح الفقاهة، ج۱، ص۲۳۴
- ↑ مائده، آیات ۴۱ و ۴۲ و ۶۲ و ۶۳
- ↑ وسائل، ج ۱۲، ص۶۳، باب ۵، ح ۱.
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ ر.ک: مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج ۱۷، ص۳۵۵؛ میزان الحکمه، ری شهری، حدیث شماره ۷۲۵۵ ۷۲۶۷
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۸۶
- ↑ مائده، آیه ۶۳
- ↑ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الاذهان، ج۱۲، ص۴۹،دفتر انتشارات اسلامی،قم،۱۴۰۳قمری
- ↑ امام، تحریر الوسیله، ج ۲، کتاب القضا، م ۶ آیتالله خامنهای، اجوبه الاستفتاءات، س ۱۲۴۶ و ۱۲۴۷آیتالله فاضل، جامعالمسائل، ج ۱، س ۹۷۲ آیتالله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۶۶۴ و ۶۶۵ آیتالله صافی، جامع الاحکام، ج ۲، س ۱۵۴۰ و آیتالله بهجت، توضیحالمسائل، متفرقات، م ۱۶
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ نورالثقلین، ج۱، ص۶۳۴
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ مائده، آیات ۵۹ تا ۶۳
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲، ص۴
- ↑ جامع المسائل، ج۲، ص۲۷۲۶
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ جعفری لنگرودی، محمد؛ ترمینولوژی حقوق، ج ۳؛ نورزاد، عیوض؛ رشوه در حقوق کیفری اسلام و ایران، تهران، نشر آریان، ۱۳۸۶؛ گلدوزیان، ایرج؛ حقوق جزای اختصاصی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵ چاپ دوازدهم
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳، ترجمه محمد دشتی
- ↑ رک: پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۱۳۲
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه آتشی در جان آدمی.
- ↑ مائده، آیه ۸؛ نساء، آیات ۱۳۵ و ۱۲۷؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ هود، آیه ۸۵؛ کهف، آیات ۹۲ تا ۹۶
- ↑ مائده، آیه ۵۵
- ↑ انبیاء، آیه ۱۰۵
- ↑ نور، آیه ۵۵
- ↑ ص، آیه ۲۶؛ نساء، آیه ۱۳۵
- ↑ نساء، آیه ۵۸؛ یوسف، آیات ۵۴ و ۵۵
- ↑ اعراف، آیه ۱۲۸؛ یوسف، آیات ۵۶ و ۵۷
- ↑ یوسف، آیه ۵۵
- ↑ بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷
- ↑ مائده، آیه ۵۵؛ حج، آیه ۴۱
- ↑ آل عمران، آیه ۱۵۹؛ نمل، آیه ۳۲
- ↑ آل عمران، آیه ۱۵۹
- ↑ یوسف، آیه ۵۶
- ↑ یوسف، آیات ۷۸ و ۷۹
- ↑ نساء، آیه ۷۵؛ قصص، آیه ۱۷
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه سوء استفاده مالی از قدرت.
- ↑ المصباح، ج ۱ – ۲، ص۲۲۸.
- ↑ ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص۳۳۵
- ↑ مائده، آیات ۴۲ و ۶۳
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ طه، آیه ۱۶
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۳۶۶
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۱۷۶، ح ۶۱۳
- ↑ «گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۲.
- ↑ «و بسیاری از ایشان را میبینی که در گناه و ستمبارگی و رشوهخواری شتاب میورزند؛ بیگمان زشت است آنچه انجام میدادند!» سوره مائده، آیه ۶۲.
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه سوء استفاده مالی از قدرت.
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ مائده، آیه ۴۲
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۰۰
- ↑ مائده، آیه ۴۲
- ↑ مائده، آیات ۶۲ و۶۳
- ↑ بقره / ۱۸۸
- ↑ مائده، آیات ۶۲ و۶۳
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ بقره، آیه ۱۸۸
- ↑ مائده، آیات ۴۱ و ۴۲
- ↑ منصوری، خلیل، رشوه سوء استفاده مالی از قدرت.