مرجعیت علمی اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۹: خط ۲۹:
=== دلایل قرآنی ===
=== دلایل قرآنی ===
{{اصلی|مرجعیت علمی اهل بیت در قرآن}}
{{اصلی|مرجعیت علمی اهل بیت در قرآن}}
# [[آیه تطهیر]]: دلالت آیه تطهیر بر [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} از جهت قرینه<ref>برای آگاهی بیشتر از چیستیِ «قرینه» و کاربرد آن در تفسیر، بنگرید به: رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۶۱ - ۱۱۸.</ref> را این‌گونه می‌توان بررسی نمود‌:
# '''[[آیه تطهیر]]:''' دلالت آیه تطهیر بر [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} از جهت قرینه<ref>برای آگاهی بیشتر از چیستیِ «قرینه» و کاربرد آن در تفسیر، بنگرید به: رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۶۱ - ۱۱۸.</ref> را این‌گونه می‌توان بررسی نمود‌:
## بنابر دلالت مطابقی (قرینه متصل درونی) اهل‌بیت ـ بدون در نظر گرفتن مصادیق آن ـ به‌سبب [[اراده تکوینی]] [[خداوند]] از هرگونه [[پلیدی]] و [[آلودگی]] زدوده شده و به [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] آراسته گشته‌اند؛ از همین رو معصوم هستند. میان [[اراده خداوند]] بر منزه بودن از پلیدی و [[آراستگی]] به پاکی با [[عصمت]] آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
## بنابر دلالت مطابقی (قرینه متصل درونی) اهل‌بیت ـ بدون در نظر گرفتن مصادیق آن ـ به‌سبب [[اراده تکوینی]] [[خداوند]] از هرگونه [[پلیدی]] و [[آلودگی]] زدوده شده و به [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] آراسته گشته‌اند؛ از همین رو معصوم هستند. میان [[اراده خداوند]] بر منزه بودن از پلیدی و [[آراستگی]] به پاکی با [[عصمت]] آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
## واژه «رجس» اسم جنس است و همراه با «ال» معنای اطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت دارد؛ یعنی اهل‌بیت از «هرگونه» [[پلیدی]] منزه‌اند، نه فقط از گونه‌ای خاص‌. به دلیل پاک بودن ایشان از رجس معلوم می‌شود آنها [[معصوم]] هستند و [[سنت]] ایشان [[حجت]] است. از آن‎جا که میان مراتب بالای تطهیر و [[عصمت]] با مراتب بالای [[علم]]، ملازمه وجود دارد؛ پس [[اهل بیت]]، بهترین و بالاترین [[مرجع علمی]] در میان [[مردم]] هستند.
## واژه «رجس» اسم جنس است و همراه با «ال» معنای اطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت دارد؛ یعنی اهل‌بیت از «هرگونه» [[پلیدی]] منزه‌اند، نه فقط از گونه‌ای خاص‌. به دلیل پاک بودن ایشان از رجس معلوم می‌شود آنها [[معصوم]] هستند و [[سنت]] ایشان [[حجت]] است. از آن‎جا که میان مراتب بالای تطهیر و [[عصمت]] با مراتب بالای [[علم]]، ملازمه وجود دارد؛ پس [[اهل بیت]]، بهترین و بالاترین [[مرجع علمی]] در میان [[مردم]] هستند.
# [[آیه اولی‌الأمر]]: دلالت این آیه بر مرجعیت علمی اهل بیت{{ع}} چنین است:
# '''[[آیه اولی‌الأمر]]:''' دلالت این آیه بر مرجعیت علمی اهل بیت{{ع}} چنین است:
## پس از [[خداوند متعال]] و [[رسول اکرم]]{{صل}} افرادی هستند که دارای جایگاه بلند [[مرجعیت]] هستند‌.
## پس از [[خداوند متعال]] و [[رسول اکرم]]{{صل}} افرادی هستند که دارای جایگاه بلند [[مرجعیت]] هستند‌.
## این افراد ـ که به پیرویِ مطلق از آنان دستور داده شده است ـ باید مصون از [[گناه]] و خطا باشند‌؛ زیرا دستور به پیرویِ مطلق از افرادی که مصون از گناه و خطا نباشند، با [[حکمت خداوند]] سازگار نیست. پس اولی‌الأمر باید معصوم باشند. از آنجا که همه امت معصوم نیستند، مراد گروه ویژه‌ای هستند که امت باید [[مطیع]] آنان باشند و به آنان رجوع کنند.
## این افراد ـ که به پیرویِ مطلق از آنان دستور داده شده است ـ باید مصون از [[گناه]] و خطا باشند‌؛ زیرا دستور به پیرویِ مطلق از افرادی که مصون از گناه و خطا نباشند، با [[حکمت خداوند]] سازگار نیست. پس اولی‌الأمر باید معصوم باشند. از آنجا که همه امت معصوم نیستند، مراد گروه ویژه‌ای هستند که امت باید [[مطیع]] آنان باشند و به آنان رجوع کنند.

نسخهٔ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۴

مرجعیت علمی اهل بیت (ع) به عنوان یکی از حکمت‌های امامت، عبارت است از اینکه ائمه (ع) به عنوان خلفای راستین پیامبر اسلام (ص)، مفسر و مبیّن دین و بیان‌کنندۀ معارف و احکام الهی و حافظان و شارحان دین هستند. ادله قرآنی و روایی دال بر چنین مرجعیتی بوده و بیانگر گستره علم ایشان نیز هست.

مقدمه

مرجعیت دینی اهل بیت برای مسلمانان و حجّیت قول و فعل ایشان امری ثابت شده است که احادیث بسیاری از زبان پیامبر خدا (ص)، آنان را مرجع شناخت دین معرّفی کرده است. حکومت حق و ولایت بر مسلمین و امامت امّت نیز با آنان است و واقعۀ غدیر، تأکیدی بر این نکته بود، هرچند مغرضان دنیاطلب، مسیر حرکت دینی و ولایت و خلافت را تغییر دادند و اهل بیت را منزوی و خانه‌نشین کردند. پیامبر اکرم (ص) پیوسته اهل بیت را در کنار قرآن مطرح می‌کرد و مسلمانان را به تمسّک به این دو سفارش می‌فرمود و توصیه می‌کرد از این دو ریسمان محکم و حجّت الهی جدا نشوند. آن حضرت، اهل بیت را همچون کشتی نوح، مثل باب حطّۀ بنی اسرائیل، مانند خانۀ خدا، همچون ستارگان آسمان معرفی کرده و از فضایل و جایگاه آنان در دنیا و قیامت و آخرت، نزد خدا و فرشتگان و پیامبران، بسیار ستایش کرده و به ولایت و محبت و اطاعت و مودت و یادکردن و زیارت ایشان سفارش فرموده است، شناخت آنان و حق اهل بیت و مراعات آن را لازم شمرده و آن را مایۀ قبولی اعمال و وسیلۀ نجات و سعادت در آخرت معرفی کرده است[۱].

در نگاه شیعه، جمیع کمالات روحی و علمی انبیاء (ع) به حضرت رسول (ص) و از ایشان به اهل بیت (ع) رسیده است. همۀ معجزات انبیا و حتی بیشتر از آنها، برای پیامبر (ص) است. تمام این مراتب، درجات، کمالات، اسماء الهیه و اسم اعظم برای جانشین برحق و اوصیای آن حضرت است[۲].

علم اهل بیت

علم، لازمه امامت

اصولاً امامت به مفهوم صحیح و مسئولیت‌های آن، چه از دیدگاه عقل و چه از نظر نقلی، بدون علم، نه امکان‌پذیر است و نه قابل قبول و شایستۀ جامعه اسلامی. در جایی که قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجتماعی و هر نوع ارتقاء را مشروط به علم می‌داند و به برخورداری از علم تأکید می‌کند و جهل و جاهل را مورد نکوهش قرار می‌دهد، چگونه می‌توان در لزوم داشتن علم و برتری علم امام در مقایسه با دیگران شک کرد و امامت بدون علم را قابل قبول دانست؟

در این زمینه آیات فراوانی هست که ما به چند مورد آن بسنده می‌کنیم:

  1. علم، موجب فضیلت و برتری و تقدم است: ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۳] و اعلمیت از بارزترین و واضح‌ترین مصادیق افضلیت است[۴].
  2. ارتقاء و رفعت مقام، مشروط به علم است: ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ[۵].
  3. مِلاک ارجاع امور به پیامبر (ص) و اولوالامر، عالم بودن آنها است: ﴿وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ[۶].
  4. امام بدون علم ناگزیر باید به عالم رجوع کند: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۷] که در این صورت بر امام، امامی دیگر خواهد بود.
  5. گزینش و اصطفاء الهی بر اساس علم است: ﴿إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ[۸].

با تأمل در این آیات درمی‌یابیم که امامت جاهل بر عالِم و عالم بر عالم‌تر، امری مردود و غیر قابل قبول است. در احادیث نیز تأکید فراوانی بر شرط علم در قبول مسئولیت‌های اجتماعی، دیده می‌شود که دلیل بر اولویت اشتراط علم در امامت است. رسول خدا (ص) فرمود: "هیچگاه طایفه و امتی، امور خود را به دست مردی نسپرده است که در آن طایفه و گروه داناتر و اعلم از او بوده‌اند، مگر آنکه پیوسته امور آن امت رو به خرابی و تباهی می‌گذارد، تا زمانی که از این کردار برگردند و زمام امور خود را به دست اعلم امت بدهند"[۹].[۱۰]

دلایل حجیت سنت اهل‌بیت رسول خدا(ص)

دلایل قرآنی

  1. آیه تطهیر: دلالت آیه تطهیر بر اهل بیت رسول خدا(ص) از جهت قرینه[۱۱] را این‌گونه می‌توان بررسی نمود‌:
    1. بنابر دلالت مطابقی (قرینه متصل درونی) اهل‌بیت ـ بدون در نظر گرفتن مصادیق آن ـ به‌سبب اراده تکوینی خداوند از هرگونه پلیدی و آلودگی زدوده شده و به پاکی و پاکیزگی آراسته گشته‌اند؛ از همین رو معصوم هستند. میان اراده خداوند بر منزه بودن از پلیدی و آراستگی به پاکی با عصمت آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
    2. واژه «رجس» اسم جنس است و همراه با «ال» معنای اطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت دارد؛ یعنی اهل‌بیت از «هرگونه» پلیدی منزه‌اند، نه فقط از گونه‌ای خاص‌. به دلیل پاک بودن ایشان از رجس معلوم می‌شود آنها معصوم هستند و سنت ایشان حجت است. از آن‎جا که میان مراتب بالای تطهیر و عصمت با مراتب بالای علم، ملازمه وجود دارد؛ پس اهل بیت، بهترین و بالاترین مرجع علمی در میان مردم هستند.
  2. آیه اولی‌الأمر: دلالت این آیه بر مرجعیت علمی اهل بیت(ع) چنین است:
    1. پس از خداوند متعال و رسول اکرم(ص) افرادی هستند که دارای جایگاه بلند مرجعیت هستند‌.
    2. این افراد ـ که به پیرویِ مطلق از آنان دستور داده شده است ـ باید مصون از گناه و خطا باشند‌؛ زیرا دستور به پیرویِ مطلق از افرادی که مصون از گناه و خطا نباشند، با حکمت خداوند سازگار نیست. پس اولی‌الأمر باید معصوم باشند. از آنجا که همه امت معصوم نیستند، مراد گروه ویژه‌ای هستند که امت باید مطیع آنان باشند و به آنان رجوع کنند.
    3. مردم در نزاع‌های خویش ـ در صورتی که ایمان به خداوند و روز قیامت داشته باشند ـ باید به حکم خدا و رسول بازگردند. بنابراین پس از رسول خدا(ص) تنها اولی‌الأمر راه بازگشت به حکم خدا و رسول را به مردم نشان می‌دهند‌[۱۲].

دلایل روایی

حدیث «ثقلین»

کتاب‌های روایی و سیره، انباشته از سخنی ارزشمند از رسول خدا(ص) است که «حدیث ثقلین» نامیده می‌شود. مسلمانان با هر مذهب و گرایش فقهی و سیاسی، این حدیث را به تواتر لفظی و معنوی نقل کرده‌اند[۱۳].

این راویان و محدثان، از رسول خدا(ص) نقل کرده‌اند که فرمود: «إِنِّي أَوْشَكَ أَنْ أُدْعَى فَأُجِيبَ وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِي كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ أَخْبَرَنِي أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا بِمَا ذَا تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا»[۱۴]. «به‌زودی ازسوی حق دعوت خواهم شد و اجابت می‌کنم‌. من در میان شما دو گوهر گران‌بها بر جای می‌گذارم؛ کتاب خدا و عترت خویش. کتاب خدا ریسمانی کشیده از آسمان به زمین است و عترتم اهل‌بیت من است. خدای لطیف و دانا به من خبر داد که این دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا کنار حوض بر من وارد شوند؛ بنگرید چگونه با آنان رفتار می‌کنید‌».

عمرو بن ماثلة، از زید بن أرقم نقل می‌کند که گفت: لما رجع رسول الله(ص) من حجّة الوداع و نزل غدير خم أمر بدوحات فقمت ثمَّ قام فقال «كأنّی قد دُعيت فأجبت، إني تارك فيكم الثقلين، أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنّهما لن يتفرّقا حتّى يردا عليّ الحوض». ثم قال: «إنّ الله مولايَ و أنَا وليُّ كلِّ مؤمن ثم أخذ بيديْ عليّ فقال من كنت وليّه فهذا وليّه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». فقلت لزيد: أنت سمعته من رسول الله(ص)؟ فقال‌: ما كان فی الدوحات أحد إلاّ قد رآه بعينه و سمعه بأذنه‌[۱۵].

در برخی از نقل‌ها، به‌جای «عترتی اهل بیتی»، واژه‌های «سنتی»[۱۶] و «سنّة نبیّه»[۱۷] آمده است‌. همچنان‌که در برخی از نقل‌ها، به‌جای «ثقلین»، واژه «الخلیفتین‌»[۱۸] و «أمرین‌»[۱۹] و «شیئین»[۲۰] آمده است.

یکی از دانشمندان معاصر، سند احادیث ثقلین با اصطلاحات «عترتی اهل بیتی» و «سنتی» و «سنّة نبیّه» را براساس منابع اهل‌سنت بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که احادیث با اصطلاح «عترتی اهل‌بیتی» در کمال اتقان است؛ زیرا ناقلان آن از صاحبان صحاح و سنن هستند؛ ولی احادیث با اصطلاح «سنتی» و «سنّة نبیّه»، اسنادی ضعیف و مجعول دارند و گاهی هم بدون سند هستند. پس حدیث صحیح و ثابت از پیامبر اکرم(ص) همان لفظ «عترتی اهل‌بیتی‌» است که به‌جای آن، «سنتی» و «سنّة نبیّه» جای داده شده، از نظر سند باطل است[۲۱].[۲۲]

جمع‌بندی: با نگاهی گذرا به حدیث شریف ثقلین، نکاتی چند را می‌توان دریافت:

  1. مراد از «عترت»، همان «اهل‌بیت» است؛ زیرا رسول خدا(ص) در حدیث ثقلین فرمود‌: «عترتی اهل‌بیتی»[۲۳] بی‌تردید، یکی از برجسته‌ترین مصادیق اهل‌بیت رسول خدا(ص)، امام علی(ع) است‌. اگر حجیت سنت یکی از آنان ثابت شود، حجیت سایر اهل‌بیت(ع) نیز ثابت می‌شود؛ زیرا تأیید هریک از این ایشان نسبت به سایر اهل‌بیت، پشتوانه‌ای از تأییدات قرآنی و سیره پیامبر اکرم(ص) را به‌همراه دارد. اگر در کنار روایت «عترتی اهل بیتی»، روایات «سنتی» و «سنّة نبیه» را نیز بپذیریم؛ باز هم یکی از مصادیق سنت پیامبر اکرم(ص) عترت آن حضرت خواهد بود که براساس حدیث متواتر «ثقلین» باید به آن اعتصام کرد.
  2. رسول خدا(ص) به دستور خداوند قرآن و سنت را مرجع فکری و تشریعی برای جامعه اسلامی قرار داده است و ازآنجاکه این مرجعیت نیاز به ضمانت اجرایی داشت، اهل‌بیت خویش را حافظ و امین قرآن و سنت خویش و مرجعی برای هدایت امت قرار داد.
  3. از پیش‌بینی رسول خدا(ص) که فرمود «قرآن و عترت، هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض بر من وارد شوند» دو نکته اساسی می‌توان فهمید:
    1. قرآن کریم تا روز قیامت، مصون از دستبرد و تحریف است[۲۴]؛
    2. درپی رحلت پیامبر خاتم(ص)، همواره یک نفر از اهل‌بیت ایشان، مرجعیت و هدایت امت را تا روز قیامت به عهده دارد. حالا که کتاب خدا و عترت رسول خدا(ص) تا روز قیامت از یکدیگر جدا نمی‌شوند، تصور قرآن بدون عترت و برعکس آن امری باطل و مردود است.
  4. از سفارش رسول خدا(ص) درباره تمسک مردم به دو گوهر گران‌بها و اینکه سفارش کرده است در صورت تمسّک به این دو هرگز گمراه نمی‌شوید، دو نکته اساسی فهمیده می‌شود:
    1. کتاب خدا و اهل‌بیت رسول خدا(ص)، هم‌سنگ و عِدل یکدیگرند؛
    2. همان‌گونه که کتاب خدا دارای اوصافی مانند: نور، شفا، رحمت، تبیان، بیان، فصل‌الخطاب، موعظه و هدایت است، اهل‌بیت نیز باید این‌گونه باشند. اگر همتا و قرینِ قرآن، دارای این ویژگی‌ها نباشند، چگونه معقول است که عِدل و همتای قرآن و راه نجات قرار گیرند؟ مگر نور با ظلمت و هادی با مُضلّ می‌توانند صراط حق شوند و هدایتگری کنند؟[۲۵]

حدیث «سفینه»

حنش معتمر کنانی نقل می‌کند که شنیدم ابوذر درحالی‌که درِ کعبه را گرفته بود و می‌گفت: «ای مردم! هرکه مرا می‌شناسد، من همان کسی هستم که شناخته‌اید و هرکه مرا نمی‌شناسد، [بداند که] من ابوذر هستم» اعلام می‌داشت: شنیدم رسول خدا(ص) می‌گوید: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا- وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ‌»[۲۶]. مَثَلِ اهل‌بیت من، مثَلِ کشتی نوح است‌؛ هرکه بر آن سوار شود، نجات یابد؛ و هرکه از آن بازمانَد، غرق شود.

طبرانی نیز با ذکر سند از حنش معتمر کنانی نقل می‌کند که از ابوذر شنیدم می‌گوید‌: شنیدم رسول خدا(ص) می‌گوید‌: «مثَلُ اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها هلك و مَثَلُ باب حطّة بني إسرائيل»[۲۷]. همچنین با ذکر سند از ابوسعید خدری نقل کرده است که گفت: شنیدم رسول خدا(ص) می‌فرماید: «إنّما مثل اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح، من ركبها نجا و مَن تخلّف عنها غرق و إنما مثل اهل بيتي فيكم مثل باب حطّة في بني إسرائيل مَن دخله غفر له»[۲۸]. ابن ابی‌شیبه نیز با ذکر سند نقل می‌کند که امام علی(ع) فرمود: «إنّما مثلنا في هذه الأمة كسفينة نوح و كباب حطّة[۲۹] في بني إسرائيل»[۳۰]. از رسول خدا(ص) نیز نقل شده است که فرمود‌: «من أحبّ أن يركب سفينة النجاة و يتمسّك بالعروة الوثقى و يعتصم بحبل الله المتين فليوال عليّاً و ليأتّم بالهداة مِن وُلده»[۳۱].[۳۲]

جمع‌بندی: در این روایات، رسول خدا، اهل‌بیت خویش را به کشتی نوح تشبیه کرده است و خواسته به امت بنمایاند همان‌گونه که کشتیِ نوح، سوارانش را از غرق شدن نجات داد، اهل‌بیت نیز پیروان خود را از گمراهی و هلاکت نجات می‌دهند. هرآنکه سوار کشتی اهل‌بیت نگردد نیز هلاک خواهد شد. ازآنجاکه رسول خدا همه امت را به‌طور مطلق به پیروی از اهل‌بیت فرمان داده، برمی‌آید که:

  1. اهل‌بیت(ع) مصون از خطا هستند؛ وگرنه کسی که مصون از خطا نباشد، نمی‌تواند مرجعیت و هدایت دیگران را به عهده بگیرد.
  2. سیره و سنت اهل‌بیت(ع) بر همگان حجت است.

پس: پیروی علمی از آنان بر همگان واجب است[۳۳].[۳۴]

حدیث «أمان»

ابن‌عباس از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که فرمود: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، و اهل بيتي أمان لأمّتي من الإختلاف؛ فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس»[۳۵]. رسول خدا(ص) در این حدیث شریف، اهل‌بیت خویش را به ستارگان تشبیه کرده است و همان‌گونه که ستارگان باعث جلوگیری از غرق شدن زمینیان می‌شوند، اهل‌بیت نیز از اختلاف در میان امت جلوگیری می‌کنند. نیز از رسول خدا(ص) روایت کرده‌اند که فرمود: «النجوم جُعلت أمانًا لأهل السماء، و إنّ اهل بيتي أمانٌ لأمّتي»[۳۶].[۳۷]

جمع‌بندی‌:

  1. رسول خدا(ص) در احادیث «امان»، اهل‌بیت خویش را به ستارگان آسمان تشبیه کرده و در پی آن است تا بفهماند همان‌گونه که ستارگان، باعث امنیت و هدایت آسمانیان و زمینیان هستند؛ اهل‌بیت نیز باعث امنیت و هدایت امت می‌شوند. از ویژگی‌های ستارگان این است که در دل تاریک شب، با نورافشانی خویش، راه را بر گمراهان می‌نمایانند. اهل‌بیت(ع) نیز با نور هدایت خویش، راه را به گمراهانِ رهجو نشان می‌دهند.
  2. خداوند متعال درباره پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ[۳۸] از این آیه برمی‌آید که آن حضرت، امان برای امت است. به‌استناد احادیث «امان»، اهل‌بیت رسول خدا(ص) هم امان برای امت هستند. ازآنجاکه رسول خدا(ص) - به دستور خداوند -امان برای امت است، سیره و سنت ایشان، برای همگان حجت بوده، پیروی از او واجب خواهد بود. اهل‌بیت رسول خدا(ص) نیز - به‌استناد دستور وی -امان برای امت از هرگونه اختلاف است؛ پس سیره و سنت ایشان برای همگان حجت و پیروی از آن واجب خواهد بود.
  3. اختلاف، بدترین و خطرناک‌ترین عاملی است که به امت آسیب می‌رساند‌. رسول خدا(ص) که از این فتنه بر امتش بیم داشت، آنان را به هم‌گرایی و وحدت رهنمون گشت؛ از همین‌رو امت را به التزام و تمسک به اهل‌بیتش ارجاع داد تا از چندگانگی در امان بمانند.

کسی و چیزی می‌تواند مایه هدایت و امان و وحدت برای دیگران باشد که خود، به‌دور از هرگونه انحراف، تیرگی، اختلاف و پراکندگی باشد. افزون بر دلایل نقلی (قرآنی و رواییدلایل عقلی و سیره عقلا نیز بیانگر حجیت سنت اهل‌بیت است. یکی از استدلال‌های عقلی دراین‌باره چنین است‌: هم‌زمان با آفرینش انسان، خداوند متعال، رسولانی را از آدم تا به خاتم(ص) برای هدایت بشر فرستاده است. خدای لطیف و حکیمی که در فکر هدایت بشر از آغاز آفرینش تا زمان پیامبر اکرم(ص) بوده، دلیلی ندارد که لطف و حکمتش دگرگون شده، از هدایت جامعه پس از آخرین پیامبرش دست بردارد و مردم را بدون راهنما و حجّت، به خودشان وانهد‌. بنابراین از لطف و مهر گسترده خداوند و حکمت پایان‌ناپذیر وی چنین برمی‌آید که پس از پیامبر خاتم(ص) نیز مسیر هدایت ادامه داشته باشد و مردم بدون راهبر و مرجع نمانند. به دیگر سخن، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بدون سازمان و رهبری به اهداف مورد نظر و کمال خود برسد؛ جامعه اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. همان فلسفه‌ای که بعثت پیامبر(ص) را برای مرجعیت امت ایجاب کرده است، مرجعیت پس از آن حضرت را نیز ایجاب می‌کند. پس بعد از رسول خدا(ص) نیاز به یک سازمان و رهبری هست تا جامعه اسلامی را به کمال برساند[۳۹]‌.

سیره عقلا[۴۰] نیز از دیرباز بر این بوده که برای یافتن پاسخ پرسش‌های خویش، همواره به متخصّصان و خبرگان در همان دانش و حرفه مراجعه می‌کرده‌اند. شرع اسلام نیز مردم را از پیروی این سیره بازنداشته است. خداوند در آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۴۱]بشر را در مسائلی که نمی‌دانند، به مراجعه به اهل علم و خبرگان دستور داده است. هرچند این آیه در شأن مشرکان و پُرس‌وجوی آنان از اهل کتاب نازل شده، با القای خصوصیت از آیه می‌توان یک حکم کلی موافق با شرع و عقل صادر کرد که عبارت است از: «هر جاهلی در هر مسئله‌ای باید به عالم در همان مسئله رجوع کند». این نگرشی مشروع و معقول است که تا روز قیامت به‌عنوان قاعده‌ای کلی و فراگیر بر مصادیق جدید منطبق می‌گردد[۴۲]‌. با نگاهی به سیره عقلا درمی‌یابیم که آنان، کسی را که مصون از خطاست و کمترین اشتباه را دارد، شایسته و بایسته مرجعیت علمی در جامعه می‌دانند. دلایل عقلی و نقلی به‌همراه شواهد و مستندات تاریخی، تردیدی باقی نمی‌گذارد که اهل‌بیت(ع) - که تربیت‌یافته مکتب رسالت و از خاندان وحی هستند - صلاحیت مرجعیت علمی امت پس از رسول خدا(ص) را دارند.[۴۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: محدثی، رجواد، فرهنگ غدیر، ص۱۱۰.
  2. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۶۴- ۱۶۶.
  3. «آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.
  4. سید کمال جزایری، علم الإمام، ص۱۴۱.
  5. «خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.
  6. «و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند» سوره نساء، آیه ۸۳.
  7. «اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  8. «خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
  9. شیخ طوسی، الأمالی، ص۵۶۰ و ۵۶۶.
  10. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۶۴- ۱۶۶.
  11. برای آگاهی بیشتر از چیستیِ «قرینه» و کاربرد آن در تفسیر، بنگرید به: رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۶۱ - ۱۱۸.
  12. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص۱۵۶ ـ ۱۶۴.
  13. ازجمله اصحابی که حدیث را شنیده و نقل کرده‌اند عبارتند از:
    1. امیرمؤمنان امام علی(ع)،
    2. عبدالله بن عباس،
    3. ابوذر غفاری،
    4. جابر بن عبدالله انصاری،
    5. عبدالله بن عمر،
    6. حذیفة بن أُسید،
    7. زید بن أرقم،
    8. عبدالرحمن بن عوف،
    9. ضمرة أسلمی،
    10. امر بن لیلی،
    11. أبورافع،
    12. أبوهریره،
    13. عبدالله بن حنطب،
    14. زید بن ثابت،
    15. أمّ سلمه،
    16. أمّ هانی خواهر امام علی(ع)،
    17. خزیمة بن ثابت،
    18. ابولیلی،
    19. سهل بن سعد،
    20. عدیّ بن حاتم،
    21. عقبة بن عامر،
    22. ابو ایوب انصاری،
    23. ابوسعید خُدری،
    24. ابوشُریح خزاعی،
    25. ابوقدامه انصاری،
    26. ابوهیتم بن تیهان،
    27. انس بن مالک،
    28. خزیمة ذوالشهادتین،
    29. سعد بن ابی‌وقّاص،
    30. سلمان فارسی،
    31. عمر بن خطّاب،
    32. عمرو بن عاص.
    آیةالله محمدعلی تسخیری، در مقاله «الوحدة الإسلامیّة حول محور المرجعیّة العلمیّة لأهل البیت(ع)» (در چهاردهمین همایش بین‌المللی وحدت اسلامی، ص۷۹) نام این افراد را بیش از ۳۳ نفر دانسته است. استاد سید عبدالرؤوف در مقاله «أهل البیت(ع) فی الکتاب و السنّة» (ص۴۰۶-۴۰۷) نام ۲۶ نفر را آورده است. قندوزی حنفی نیز در ینابیع المودة لذوی القربی (ج۲، ص۴۳۸) ذیل حدیث ثقلین می‌نویسد: ثمّ اعلم أنّ لحديث التمسك بالثقلين طرقاً كثيرةً وردت عن نيف و عشرين صحابياً. (برای آگاهی بیشتر، بنگرید به: یعقوب، أحمد حسین، الخطط السیاسیّة لتوحید الأمة الإسلامیّة، ص۱۶۴).
  14. ابن‌جعد، مسند ابن جعد، ص۳۹۷؛ ابویعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۲، ص۲۹۷ و ۳۰۳؛ طبرانی، المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۱ و ۱۳۵؛ همو، المعجم الأوسط، ج۳، ص۳۷۴؛ ج۴، ص۳۳؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۶۵؛ ضحّاک، عمرو بن ابی‌عاصم، کتاب السنّة، ص۶۳۰؛ ابن أبی‌شیبه، المصنّف، ج۷، ص۱۷۶؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۶-۱۸۵، ش۹۴۳ و ۹۴۴؛ ج۱، ص۱۸۷، ش۹۴۹ و ۹۵۲؛ ج۱، ص۱۸۸، ش۹۵۶؛ ج۱، ص۳۸۱، ش۱۶۵۷؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۴، ص۱۲۲.
  15. ابن حنبل، فضائل الصحابه، ص۱۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۶۶، ۱۷۰-۱۶۹، ۱۸۲ و ۱۸۶؛ زرندی حنفی، نظم دُرر السمطین، ص۲۳۱؛ ابن‌جوزی، دفع شبه التشبیه بأکفّ التنزیه، ص۱۰۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۰ و ۹۵۳‌؛ ج۱، ص۱۸۸، ش۹۵۷؛ ج۱، ص۱۸۹، ش۹۵۹؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۴.
  16. متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۷۳، ش۸۷۶-۸۷۵.
  17. متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۴.
  18. افزون بر اینکه از زید بن ثابت این‌گونه نقل شده است: «إنی تارك فيكم الثقلين من بعدي، كتاب الله عزّوجلّ و عترتي أهل بيتي، و إنّهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض». بنگرید به: (طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۵۴) نیز این‌گونه نقل شده است: «إني تارك فيكم خليفتين كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء و الأرض أو ما بين السماء و إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و إنهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض». بنگرید به: (ابن‌حنبل، مسند أحمد، ج۵، ص۱۸۲‌-۱۸۱ و ۱۸۹) همچنین این‌گونه نقل شده است: إني تارك فيكم الخليفتين من بعدي، كتاب الله و عترتي أهل بيتي، و إنّهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض. بنگرید به: (ابن‌بشکوال، الذیل علی جزء بقی بن مخلد فی الحوض و الکوثر، ص۱۳۷‌؛ ضحّاک، عمرو بن ابی‌عاصم، کتاب السنّة، ص۳۳۷ و ۶۲۹؛ ابن ابی‌شیبه، المصنّف، ج۷، ص۴۱۸؛ سیوطی، جلال‌الدین، الجامع الصغیر، ج۱، ص۴۰۲) نیز این‌گونه نقل شده است: إنّي تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي أهل بيتي فإنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض. بنگرید به: (عبد بن حمید، المنتخب من مسند عبد بن حمید، ص۱۰۸‌).
  19. طبرانی، المعجم الکبیر، ص۱۸۷، ش۹۵۰.
  20. طبرانی، المعجم الکبیر، ص۱۷۳، ش۸۷۶؛ ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۵.
  21. سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت (پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه)، ص۴۱۸-۴۱۰.
  22. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۴
  23. یکی از پژوهشگران می‌گوید که ۱۸۵ مرجع از مراجع اهل‌سنت را گردآوری کرده که نشان می‌دهد مراد از «عترت»، همان «اهل‌بیت» هستند که رسول خدا(ص) بارها در دلالت حدیث ثقلین و حدیث کساء از آنان نام برده است‌. (بنگرید به: یعقوب، أحمد حسین، الخطط السیاسیّة لتوحید الأمة الإسلامیّة، ص۳۵۱‌؛ تسخیری، محمدعلی، «الوحدة الإسلامیّة حول محور المرجعیّة العلمیّة لأهل البیت(ع)»، در چهاردهمین همایش بین‌المللی وحدت اسلامی، ص۸۰).
  24. اشاره به آیه: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ «بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
  25. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۶
  26. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۳۴۳؛ ج۳، ص۱۵۱‌-۱۵۰‌؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۸؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۰۶؛ ج۵، ص۳۰۶ و ۳۵۵ - ۳۵۴؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۶-۴۵؛ ج۱۲، ص۲۷؛ ابن‌سلامة، مسند ابن الشهاب، ج۲، ص۲۷۲‌؛ سیوطی، جلال‌الدین، الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۷۳؛ ج۲، ص۵۳۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۵-۹۴؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۴، ص۱۲۳؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۳، ص۳۳۴‌؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۲۱۸؛ ابن الآبار، درر السمط فی خبر السبط، ص۱۱۶.
  27. طبرانی، المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۴۰-۱۳۹؛ همو، المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۰-۹؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۷-۴۶؛ زرندی، نظم دُرر السمطین، ص۲۳۵؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۸.
  28. طبرانی، المعجم الصغیر، ج۲، ص۲۲؛ همو، المعجم الأوسط، ج۶، ص۸۵؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۸.
  29. درباره «باب حطّة» گفته‌اند: همان باب أریحا یا بیت‌المقدس است که خداوند هرکه را با تواضع و استغفار وارد آن شود، آن را سبب مغفرتش قرار داده است. نیز مودت اهل‌بیت را سبب مغفرت قرار داده است. (بنگرید به: السید عبدالرؤوف، مقاله «أهل البیت(ع) فی الکتاب و السنّة»، ص۳۹۸).
  30. ابن ابی‌شیبه، المصنّف، ج۷، ص۵۰۳.
  31. حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۶۸.
  32. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۷
  33. حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۶۸.
  34. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۸
  35. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۱۰۲.
  36. برای آگاهی بیشتر از سند و دلالت حدیث «سفینه»، بنگرید به: سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت (پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه)، ص۳۴۸-۳۴۶؛ رفیعی، محسن، «مرجعیت علمی اهل‌بیت(ع) نزد غیر شیعه‌»، پایان‌نامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول‌الدین قم (۱۳۹۰ش)، ص۱۷۰-۱۶۸.
  37. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۹
  38. «و خداوند بر آن نیست تا تو در میان آنان هستی آنان را عذاب کند» سوره انفال، آیه ۳۳.
  39. طوسی، خواجه نصیرالدین، کشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۱۰؛ ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی «۲»، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۴.
  40. برای آگاهی بیشتر از «سیره عقلا» و تفاوت آن با «حکم عقل‌»، بنگرید به: حکیم، سید محمدتقی، الأصول العامّة للفقه المقارَن، ص۱۹۸-۱۹۷.
  41. «اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  42. معرفت، محمدهادی، التفسیر الأثری الجامع، ج۱، ص۳۴-۳۲؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، ج۱، ص۲۴۲-۲۳۹ و ۴۹۵‌-۴۹۴.
  43. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۶۹