دعا: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۱۹۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰
خط ۳۶: خط ۳۶:
*[[قرآن]] [[غنا]] را از صفات خاص [[خدا]] دانسته و غیر [[خدا]] را [[ناتوان]] از شنیدن صدای دعاکنندگان دانسته و گفته است اگر آنها [[قادر]] به شنیدن صدای [[دعا کننده]] هم باشند از برآوردن [[حاجت]] او ناتوان‌اند. بر این اساس، با هشدار به [[انسان]] او را محتاج به [[خدا]] و [[خدا]] را [[بی‌نیازی]] ستودنی دانسته است: {{متن قرآن|إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>اگر آنان را فرا بخوانید فرا خواندن شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند پاسختان را نمی‌دهند و روز رستخیز شرک‌ورزی شما را انکار می‌کنند و (هیچ کس) تو را چون آگاهی (دانا)، خبردار نمی‌کند ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بی‌نیاز ستوده است؛ سوره فاطر، آیه: ۱۴-۱۵.</ref>؛ نیز [[قرآن]] کسانی را که نیازهای خود را از غیر [[خدا]] می‌خواهند، [[نکوهش]] کرده{{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم؛ سوره انعام، آیه: ۷۱.</ref> و به صراحت مدعوهای دیگر (غیر [[خدا]]) را همانند [[دعا کننده]] [[نیازمند]] دانسته و [[توانمندی]] آنها را در برآوردن خواسته‌های دعاکنندگانشان نفی کرده و با [[انکار]] آن می‌گوید: اگر [[توانایی]] [[اجابت]] خواسته شما را دارند از آنها بخواهید تا دعایتان را [[اجابت]] کنند{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹۴.</ref>، {{متن قرآن| وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ}}<ref> و کسانی را که به جای او (به پرستش) می‌خوانید نه شما را یاوری می‌توانند کرد و نه به خود یاری می‌رسانند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹۷.</ref> و در بیانی تمثیلی آنها را ناتوان‌تر از آن دانسته که بتوانند پشه‌ای بیافرینند، یا اگر مگسی چیزی را از آنان برباید بر گرفتن آن توانا نخواهند بود{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ}}<ref>ای مردم! مثلی زده شده است بدان گوش فرا دارید: بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند هر چند برای آن فراهم آیند و اگر مگس چیزی از آنان در رباید نمی‌توانند از او باز گیرند، خواهان و خواسته، (هر دو) ناتوانند!؛ سوره حج، آیه:۷۳.</ref>
*[[قرآن]] [[غنا]] را از صفات خاص [[خدا]] دانسته و غیر [[خدا]] را [[ناتوان]] از شنیدن صدای دعاکنندگان دانسته و گفته است اگر آنها [[قادر]] به شنیدن صدای [[دعا کننده]] هم باشند از برآوردن [[حاجت]] او ناتوان‌اند. بر این اساس، با هشدار به [[انسان]] او را محتاج به [[خدا]] و [[خدا]] را [[بی‌نیازی]] ستودنی دانسته است: {{متن قرآن|إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>اگر آنان را فرا بخوانید فرا خواندن شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند پاسختان را نمی‌دهند و روز رستخیز شرک‌ورزی شما را انکار می‌کنند و (هیچ کس) تو را چون آگاهی (دانا)، خبردار نمی‌کند ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بی‌نیاز ستوده است؛ سوره فاطر، آیه: ۱۴-۱۵.</ref>؛ نیز [[قرآن]] کسانی را که نیازهای خود را از غیر [[خدا]] می‌خواهند، [[نکوهش]] کرده{{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم؛ سوره انعام، آیه: ۷۱.</ref> و به صراحت مدعوهای دیگر (غیر [[خدا]]) را همانند [[دعا کننده]] [[نیازمند]] دانسته و [[توانمندی]] آنها را در برآوردن خواسته‌های دعاکنندگانشان نفی کرده و با [[انکار]] آن می‌گوید: اگر [[توانایی]] [[اجابت]] خواسته شما را دارند از آنها بخواهید تا دعایتان را [[اجابت]] کنند{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹۴.</ref>، {{متن قرآن| وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ}}<ref> و کسانی را که به جای او (به پرستش) می‌خوانید نه شما را یاوری می‌توانند کرد و نه به خود یاری می‌رسانند؛ سوره اعراف، آیه: ۱۹۷.</ref> و در بیانی تمثیلی آنها را ناتوان‌تر از آن دانسته که بتوانند پشه‌ای بیافرینند، یا اگر مگسی چیزی را از آنان برباید بر گرفتن آن توانا نخواهند بود{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ}}<ref>ای مردم! مثلی زده شده است بدان گوش فرا دارید: بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند هر چند برای آن فراهم آیند و اگر مگس چیزی از آنان در رباید نمی‌توانند از او باز گیرند، خواهان و خواسته، (هر دو) ناتوانند!؛ سوره حج، آیه:۷۳.</ref>
*[[قرآن]] در بیانی دیگر [[حقانیت]] مطلق را تنها از آن [[خدا]]، و [[خواندن]] غیر او را [[باطل]]{{متن قرآن| ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ }}<ref> این بدان روست که تنها خداوند، راستین و آنچه به جای او (به پرستش) می‌خوانند نادرست است، و اینکه خداوند است که فرازمند بزرگ است؛ سوره لقمان، آیه: ۳۰.</ref> و سبب دوری از [[حق]] دانسته{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> و خداوند به درستی حکم می‌راند و کسانی که جز او را (به پرستش) می‌خوانند هیچ حکمی نمی‌رانند؛ بی‌گمان خداوند شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۲۰.</ref> و از آن [[نهی]] کرده{{متن قرآن|وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref> و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید؛ سوره قصص، آیه: ۸۸.</ref> و عمل [[مشرکان]] را – که غیر [[خدا]] را به جای [[خدا]] می‌خوانند – بی‌اساس دانسته است، زیرا عمل آنان از روی [[گمان]] و [[پیروی]] از نیاکان [[جاهل]] خود بوده است{{متن قرآن|أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ}}<ref> آگاه باشید هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است از آن خداوند است؛ و آنان که شریکانی را در برابر خداوند (به پرستش) می‌خوانند از چه پیروی می‌کنند؟  آنان جز از گمان پیروی ندارند و آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره یونس، آیه: ۶۶.</ref>؛ همچنین [[قرآن]] در [[آیات]] فراوانی [[دعا]] و [[نیایش]] [[مشرکان]] را که در [[حقیقت]] همان کرنش در برابر [[بت‌ها]] و [[خواندن]] غیر [[خدا]] به جای خداست، [[نکوهش]] کرده و آنان را گمراه‌ترین [[انسان‌ها]] دانسته {{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه: ۵ .</ref> که [[عبادت]] آنها جز [[خواندن]] نام‌هایی عاری از هر گونه واقعیت نیست {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ }}<ref> شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref>، در نتیجه دعاهای آنان بی‌اثر و [[بیراهه]] رفتن است {{متن قرآن|قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ}}<ref> می‌گویند: آیا پیامبرانتان برهان‌ها (ی روشن) برایتان نمی‌آوردند؟ می‌گویند: چرا می‌گویند: پس دعا کنید! (امّا) دعای کافران جز در گمراهی نیست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۰.</ref>.
*[[قرآن]] در بیانی دیگر [[حقانیت]] مطلق را تنها از آن [[خدا]]، و [[خواندن]] غیر او را [[باطل]]{{متن قرآن| ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ }}<ref> این بدان روست که تنها خداوند، راستین و آنچه به جای او (به پرستش) می‌خوانند نادرست است، و اینکه خداوند است که فرازمند بزرگ است؛ سوره لقمان، آیه: ۳۰.</ref> و سبب دوری از [[حق]] دانسته{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> و خداوند به درستی حکم می‌راند و کسانی که جز او را (به پرستش) می‌خوانند هیچ حکمی نمی‌رانند؛ بی‌گمان خداوند شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۲۰.</ref> و از آن [[نهی]] کرده{{متن قرآن|وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref> و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید؛ سوره قصص، آیه: ۸۸.</ref> و عمل [[مشرکان]] را – که غیر [[خدا]] را به جای [[خدا]] می‌خوانند – بی‌اساس دانسته است، زیرا عمل آنان از روی [[گمان]] و [[پیروی]] از نیاکان [[جاهل]] خود بوده است{{متن قرآن|أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ}}<ref> آگاه باشید هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است از آن خداوند است؛ و آنان که شریکانی را در برابر خداوند (به پرستش) می‌خوانند از چه پیروی می‌کنند؟  آنان جز از گمان پیروی ندارند و آنان جز نادرست برآورد نمی‌کنند؛ سوره یونس، آیه: ۶۶.</ref>؛ همچنین [[قرآن]] در [[آیات]] فراوانی [[دعا]] و [[نیایش]] [[مشرکان]] را که در [[حقیقت]] همان کرنش در برابر [[بت‌ها]] و [[خواندن]] غیر [[خدا]] به جای خداست، [[نکوهش]] کرده و آنان را گمراه‌ترین [[انسان‌ها]] دانسته {{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}<ref> و گمراه‌تر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) می‌خواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بی‌خبرند؛ سوره احقاف، آیه: ۵ .</ref> که [[عبادت]] آنها جز [[خواندن]] نام‌هایی عاری از هر گونه واقعیت نیست {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ }}<ref> شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref>، در نتیجه دعاهای آنان بی‌اثر و [[بیراهه]] رفتن است {{متن قرآن|قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ}}<ref> می‌گویند: آیا پیامبرانتان برهان‌ها (ی روشن) برایتان نمی‌آوردند؟ می‌گویند: چرا می‌گویند: پس دعا کنید! (امّا) دعای کافران جز در گمراهی نیست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۰.</ref>.
*[[قرآن]] با [[برهان]] و [[استدلال]]، [[عقاید]] [[نادرست]] و [[انحرافی]] بت‌پرستان را نقد کرده و به شیوه‌های گوناگون بر نادرستی آنها و نیز بر [[قادر]] نبودن [[بت‌ها]] برای [[اجابت]] خواسته آنان [[استدلال]] کرده است. ([[اعراف]]/۷، ۱۹۱-۱۹۵؛ زمر/۳۹، ۳۸) بر این اساس، [[بت‌ها]] موجوداتی ضعیف دانسته شده‌اند که [[خواندن]] آنها بی‌ثمر است و هیچ سود و زیانی نصیب [[انسان]] نمی‌کند، زیرا مالکیت مطلق از آنِ خداست، پس [[استجابت دعا]] نیز از آن او خواهد بود. (برای نمونه: سبأ/۳۴، ۲۲؛ فاطر/۳۵، ۱۳؛ و...) [[قرآن]]، [[مشرکان]] را به سبب [[پرستش]] چنین موجودات [[ناتوان]] (انعام/۶، ۷۱؛ [[اعراف]]/7، ۱۹۵-۱۹۲) و بی‌علم و [[شعور]] و غير [[قادر]] بر شنیدن [[دعا]] (فاطر/۳۵، ۱۴؛ شعراء/۲۶، ۷۲؛ نحل/۱۶، ۲۱) نکوهیده است. بر اساس [[آیات]] ۱۹۴ [[اعراف]]/۷؛ ۱۴ رعد/۱۳؛ ۵۲ کهف/۱۸ و ۶۴ قصص/۲۸ از [[بت‌ها]] درباره [[اجابت دعا]] کاری برنمی‌آید، چون آنها مانند [[انسان‌ها]] مخلوق [[خدا]] بوده و [[تدبیر]] امورشان به دست خداست و هیچ کاری بی‌اذن و نیروی او نمی‌توانند انجام دهند، بنابراین، [[مشرکان]] از [[عبادت]] و [[دعا]] در برابر [[بت‌ها]] سودی نمی‌برند و در [[قیامت]] متوجه نادرستی عملشان می‌شوند، زیرا معبودان غیر واقعی و دروغین از آنان بیزاری جسته و عبادت‌های آنان را [[انکار]] کرده و آنان را به [[دروغگویی]] متهم می‌کنند (فاطر/۳۵، ۱۴؛ احقاف/۴۶، ۶؛ قصص/۲۸، ۶۳؛ [[یونس]]/۱۰، ۲۹؛ نحل/۱۶، ۸۷-۸۶)، ازاین‌رو [[خواندن]] [[بت‌ها]] موجب فرو رفتن در ورطه [[گمراهی]] است ([[غافر]]/۴۰، ۷۴-۷۳) و این گونه [[دعاها]] به نتیجه نمی‌رسد. (رعد/۱۳، ۱۴) در مقابل، [[خداوند]] خود را به [[انسان‌ها]] نزدیک و اجابت‌کننده دعای دعاکنندگان دانسته است. (بقره/۲، ۱۸۶) برپایه برخی [[آیات]]، [[خدا]] از رگ گردن به [[انسان]] نزدیک‌تر دانسته شده است. (ق/۵۰، ۱۶) برخی نزدیک بودن [[خدا]] به [[بنده]] را نه زمانی و مکانی، بلکه [[معنوی]] دانسته و جمله "فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ" (بقره/۲، ۱۸۶) را [[دلیل]] بر مکان نداشتن او دانسته‌اند. به گفته آنان اگر مکان داشت به همه دعاکننده‌ها نزدیک نبود.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۵، ص ۲6۱.</ref> برخی نیز آن را به سرعت [[استجابت]] دعای دعاکنندگان [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا سریع و قریب از نظر معنا به هم نزدیک‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۱۳۰؛ الكشاف، ج۷، ص۲۲۸.</ref> برخی نیز مراد از آن را [[قرب]] [[نعمت‌ها]] و [[الطاف الهی]] دانسته‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>
*[[قرآن]] با [[برهان]] و [[استدلال]]، [[عقاید]] [[نادرست]] و [[انحرافی]] بت‌پرستان را نقد کرده و به شیوه‌های گوناگون بر نادرستی آنها و نیز بر [[قادر]] نبودن [[بت‌ها]] برای [[اجابت]] خواسته آنان [[استدلال]] کرده است. {{متن قرآن|أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ}}<ref> آیا چیزهایی را شریک او می‌دانند که آفرینشی ندارند و خود آفریده شده‌اند؟و نه برای آنان یاور توانند بود و نه به خودشان یاری می‌رسانند!و اگر (شما مشرکان) آنان را به رهنمود فرا خوانید از شما پیروی نخواهند کرد، برای شما برابر است چه آنان را فرا خوانید چه خاموش مانید.بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند.آیا پاهایی دارند که با آن راه روند یا دست‌هایی که با آن (چیزی یا کسی را) به خشم برانند یا دیدگانی که بدان بنگرند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند؛ بگو: شریکانتان را (که برای خداوند می‌تراشید) بخوانید؛ سپس درباره من چاره‌اندیشی کنید و مرا (هیچ) مهلت ندهید!؛ سوره اعراف، آیه: 191-195.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّل‌کنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: 38.</ref> بر این اساس، [[بت‌ها]] موجوداتی ضعیف دانسته شده‌اند که [[خواندن]] آنها بی‌ثمر است و هیچ سود و زیانی نصیب [[انسان]] نمی‌کند، زیرا مالکیت مطلق از آنِ خداست، پس [[استجابت دعا]] نیز از آن او خواهد بود. {{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ }}<ref> بگو: کسانی را که به جای خداوند، (خدای خود) می‌پندارید فرا خوانید؛ آنان همسنگ ذره‌ای را در آسمان‌ها و زمین در اختیار ندارند و آنان را در (آفرینش) آن دو، شرکتی نیست و او  را از میان آنان هیچ پشتیبانی نیست؛ سوره سبأ، آیه: 22.</ref>؛ {{متن قرآن| يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ }}<ref> از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید و خورشید و ماه را رام کرده است، هر یک تا زمانی معیّن روان است، این است خداوند پروردگار شما که فرمانفرمایی، او راست و کسانی را که به جای او (به پرستش) می‌خوانید سر مویی اختیار ندارند؛ سوره فاطر، آیه: 13.</ref>. [[قرآن]]، [[مشرکان]] را به سبب [[پرستش]] چنین موجودات [[ناتوان]] {{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم؛ سوره انعام، آیه: 71.</ref>؛ [[قرآن]] با [[برهان]] و [[استدلال]]، [[عقاید]] [[نادرست]] و [[انحرافی]] بت‌پرستان را نقد کرده و به شیوه‌های گوناگون بر نادرستی آنها و نیز بر [[قادر]] نبودن [[بت‌ها]] برای [[اجابت]] خواسته آنان [[استدلال]] کرده است. {{متن قرآن|أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ}}<ref> آیا چیزهایی را شریک او می‌دانند که آفرینشی ندارند و خود آفریده شده‌اند؟و نه برای آنان یاور توانند بود و نه به خودشان یاری می‌رسانند!و اگر (شما مشرکان) آنان را به رهنمود فرا خوانید از شما پیروی نخواهند کرد، برای شما برابر است چه آنان را فرا خوانید چه خاموش مانید.بی‌گمان کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید بندگانی چون خود شمایند؛ بخوانیدشان! پس اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند.آیا پاهایی دارند که با آن راه روند یا دست‌هایی که با آن (چیزی یا کسی را) به خشم برانند یا دیدگانی که بدان بنگرند یا گوش‌هایی که با آن بشنوند؛ بگو: شریکانتان را (که برای خداوند می‌تراشید) بخوانید؛ سپس درباره من چاره‌اندیشی کنید و مرا (هیچ) مهلت ندهید!؛ سوره اعراف، آیه: 191-195.</ref> و بی‌علم و [[شعور]] و غير [[قادر]] بر شنیدن [[دعا]] (فاطر/۳۵، ۱۴؛ شعراء/۲۶، ۷۲؛ نحل/۱۶، ۲۱) نکوهیده است. بر اساس [[آیات]] ۱۹۴ [[اعراف]]/۷؛ ۱۴ رعد/۱۳؛ ۵۲ کهف/۱۸ و ۶۴ قصص/۲۸ از [[بت‌ها]] درباره [[اجابت دعا]] کاری برنمی‌آید، چون آنها مانند [[انسان‌ها]] مخلوق [[خدا]] بوده و [[تدبیر]] امورشان به دست خداست و هیچ کاری بی‌اذن و نیروی او نمی‌توانند انجام دهند، بنابراین، [[مشرکان]] از [[عبادت]] و [[دعا]] در برابر [[بت‌ها]] سودی نمی‌برند و در [[قیامت]] متوجه نادرستی عملشان می‌شوند، زیرا معبودان غیر واقعی و دروغین از آنان بیزاری جسته و عبادت‌های آنان را [[انکار]] کرده و آنان را به [[دروغگویی]] متهم می‌کنند (فاطر/۳۵، ۱۴؛ احقاف/۴۶، ۶؛ قصص/۲۸، ۶۳؛ [[یونس]]/۱۰، ۲۹؛ نحل/۱۶، ۸۷-۸۶)، ازاین‌رو [[خواندن]] [[بت‌ها]] موجب فرو رفتن در ورطه [[گمراهی]] است ([[غافر]]/۴۰، ۷۴-۷۳) و این گونه [[دعاها]] به نتیجه نمی‌رسد. (رعد/۱۳، ۱۴) در مقابل، [[خداوند]] خود را به [[انسان‌ها]] نزدیک و اجابت‌کننده دعای دعاکنندگان دانسته است. (بقره/۲، ۱۸۶) برپایه برخی [[آیات]]، [[خدا]] از رگ گردن به [[انسان]] نزدیک‌تر دانسته شده است. (ق/۵۰، ۱۶) برخی نزدیک بودن [[خدا]] به [[بنده]] را نه زمانی و مکانی، بلکه [[معنوی]] دانسته و جمله "فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ" (بقره/۲، ۱۸۶) را [[دلیل]] بر مکان نداشتن او دانسته‌اند. به گفته آنان اگر مکان داشت به همه دعاکننده‌ها نزدیک نبود.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۵، ص ۲6۱.</ref> برخی نیز آن را به سرعت [[استجابت]] دعای دعاکنندگان [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا سریع و قریب از نظر معنا به هم نزدیک‌اند.<ref>التبیان، ج ۲، ص ۱۳۰؛ الكشاف، ج۷، ص۲۲۸.</ref> برخی نیز مراد از آن را [[قرب]] [[نعمت‌ها]] و [[الطاف الهی]] دانسته‌اند.<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳۰۸.</ref>
[[قرآن]] چگونگی [[خواندن]] مدعوّ را نیز به مخاطبان آموخته است. در [[آیه]] ۱۸۰ [[اعراف]]/۷ پس از آنکه از وجود نام‌های [[نیکو]] برای خدای متعالی سخن گفته، به مخاطبان [[قرآن]] [[دستور]] داده [[خدا]] را با آنها بخوانند: "وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا". برخی در [[تفسیر]] این [[آیه]]، با ضروری دانستن تغایر بین ذات [[الهی]] و الفاظی که [[خدا]] را با آنها می‌خوانیم، مدعوّ را ذات [[الهی]] و [[اسامی]] او را ابزار [[دعا]] دانسته و در پاسخ به کسانی که – بر اساس برداشت از [[آیه]] ۷۸ الرحمن /۵۵: "تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ" - به عدم مغایرت اسم با ذات معتقدند<ref>نک: التفسير الكبير، ج۱، ص۱۰۷.</ref>، گفته‌اند: همان‌گونه که باید [[خدا]] را از نقایص منزه دانست، الفاظی را که به دست [[بشر]] وضع شده‌اند تا ذات [[الهی]] را به ما بشناسانند نیز باید از هرگونه بیهودگی، [[بدی]] و جهات [[نقص]] مبرا دانست<ref>التفسير الكبير، ج۱، ص۱۰۷.</ref>، بنابراین، [[آیه]] ۷۸ الرحمن/۵۵ بر تغایر ذات [[الهی]] و [[اسامی]] او دلالتی ندارد، ازاین‌رو تنها [[اسامی]] بیانگر [[مدح]]، از [[اسمای حسنی]] خواهند بود و می‌توان [[خدا]] را با آنها خواند.<ref>التفسير الكبير، ج۱، ص۱۱۳، ۱۴۱.</ref> به گفته آنان [[حکم]] نیز بر مسمّا بار می‌شود نه بر اسم.<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۰۷.</ref> بر اساس [[شأن]] نزولی که درباره [[آیه]] ۱۱۰ [[اسراء]]/۱۷ گفته شده [[پیامبر]] در [[سجده]] [[خدا]] را با "یا [[الله]]" و "یا [[رحمن]]" می‌خواند. برخی از [[مشرکان]] که [[شاهد]] [[عبادت]] [[پیامبر]] بودند به تمسخر گفتند: [[محمد]] ما را به خدای یگانه [[دعوت]] می‌کند و خود دو [[خدا]] دارد که [[آیه]] "قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى" نازل شد و [[خواندن]] [[خدا]] با هر اسم نیکویی را بی‌اشکال دانست که اطلاق آن بر خدای متعالی سبب نسبت دادن [[نقص]] به وی نمی‌شود.<ref>جامع البیان، ج۱۵، ص ۱۲۲؛ مجمع البیان، ج 6، ص 6۸۸-6۸۹.</ref> بر این اساس، [[دعا]] با هر یک از اسمای حسنای [[الهی]] نیکوست و از سوی [[خدا]] بدان [[دستور]] داده شده است. این نام‌ها بر پایه برخی [[روایات]] ۹۹ نام است<ref>سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲-۱۹۳؛ التوحيد، ص ۱۹۴-۱۹۵.</ref> و در دعای جوشن [[کبیر]] ۱۰۰۰ اسم آمده<ref>المصباح کفعمی، ص۲۴۷.</ref> و بنابر دیگر [[روایات]] ۴۰۰۰ اسم است.<ref>عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰6.</ref> در عین حال، برخی نام‌ها در دعاهای [[قرآنی]] نمود بیشتری داشته و از دیگر [[نام‌های الهی]] کاربرد بیشتری دارد؛ واژه "ربّ" از اسماء و صفات پرکاربرد [[الهی]] در دعاهای [[قرآن]] است. (برای نمونه: [[اسراء]]/۱۷، ۲۴ و ۸۰؛ طه/۲۰، ۱۱۴؛ مؤمنون/۲۳، ۹۴، ۲۰، ۱۱۸) ربّ در اصل به معنای [[تربیت]] است و به طور مطلق بر [[خداوند]] اطلاق می‌شود که متکفل [[تربیت]] و تکمیل موجودات است.<ref>مفردات، ص۳۳6، "رب".</ref> برخی گفته‌اند: ربّ به معنای مالک و [[صاحب]] چیزی است که به [[اصلاح]] و [[تربیت]] آن می‌پردازد.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۱.</ref> به هر روی، بهره‌گیری از واژه ربّ در [[دعاها]] نوعی توجه به تهیدستی خود و [[بی‌نیازی]] [[خدا]] (به عنوان مدعوّ) و در عین حال چشمداشت به [[لطف الهی]] برای توجه، رشد و [[تکامل]] دعاکننده است، ازاین‌رو نوعاً دعاهایی که از [[انبیا]] در [[قرآن]] آمده با واژه ربّ آغاز گردیده (برای نمونه: [[اعراف]]/۷، ۸۹)؛ یا وقتی [[خدا]] به [[انبیا]] [[دستور]] [[دعا]] می‌دهد، بهره‌گیری از واژه ربّ را به آنان گوشزد می‌کند. (برای نمونه: طه/۲۰، ۱۱۴) در دعاهای [[قرآنی]] بیشتر به مدعوّ ([[خدا]]) آن هم با صفت ربوبیتش توجه شده است.
[[قرآن]] چگونگی [[خواندن]] مدعوّ را نیز به مخاطبان آموخته است. در [[آیه]] ۱۸۰ [[اعراف]]/۷ پس از آنکه از وجود نام‌های [[نیکو]] برای خدای متعالی سخن گفته، به مخاطبان [[قرآن]] [[دستور]] داده [[خدا]] را با آنها بخوانند: "وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا". برخی در [[تفسیر]] این [[آیه]]، با ضروری دانستن تغایر بین ذات [[الهی]] و الفاظی که [[خدا]] را با آنها می‌خوانیم، مدعوّ را ذات [[الهی]] و [[اسامی]] او را ابزار [[دعا]] دانسته و در پاسخ به کسانی که – بر اساس برداشت از [[آیه]] ۷۸ الرحمن /۵۵: "تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ" - به عدم مغایرت اسم با ذات معتقدند<ref>نک: التفسير الكبير، ج۱، ص۱۰۷.</ref>، گفته‌اند: همان‌گونه که باید [[خدا]] را از نقایص منزه دانست، الفاظی را که به دست [[بشر]] وضع شده‌اند تا ذات [[الهی]] را به ما بشناسانند نیز باید از هرگونه بیهودگی، [[بدی]] و جهات [[نقص]] مبرا دانست<ref>التفسير الكبير، ج۱، ص۱۰۷.</ref>، بنابراین، [[آیه]] ۷۸ الرحمن/۵۵ بر تغایر ذات [[الهی]] و [[اسامی]] او دلالتی ندارد، ازاین‌رو تنها [[اسامی]] بیانگر [[مدح]]، از [[اسمای حسنی]] خواهند بود و می‌توان [[خدا]] را با آنها خواند.<ref>التفسير الكبير، ج۱، ص۱۱۳، ۱۴۱.</ref> به گفته آنان [[حکم]] نیز بر مسمّا بار می‌شود نه بر اسم.<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۰۷.</ref> بر اساس [[شأن]] نزولی که درباره [[آیه]] ۱۱۰ [[اسراء]]/۱۷ گفته شده [[پیامبر]] در [[سجده]] [[خدا]] را با "یا [[الله]]" و "یا [[رحمن]]" می‌خواند. برخی از [[مشرکان]] که [[شاهد]] [[عبادت]] [[پیامبر]] بودند به تمسخر گفتند: [[محمد]] ما را به خدای یگانه [[دعوت]] می‌کند و خود دو [[خدا]] دارد که [[آیه]] "قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى" نازل شد و [[خواندن]] [[خدا]] با هر اسم نیکویی را بی‌اشکال دانست که اطلاق آن بر خدای متعالی سبب نسبت دادن [[نقص]] به وی نمی‌شود.<ref>جامع البیان، ج۱۵، ص ۱۲۲؛ مجمع البیان، ج 6، ص 6۸۸-6۸۹.</ref> بر این اساس، [[دعا]] با هر یک از اسمای حسنای [[الهی]] نیکوست و از سوی [[خدا]] بدان [[دستور]] داده شده است. این نام‌ها بر پایه برخی [[روایات]] ۹۹ نام است<ref>سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲-۱۹۳؛ التوحيد، ص ۱۹۴-۱۹۵.</ref> و در دعای جوشن [[کبیر]] ۱۰۰۰ اسم آمده<ref>المصباح کفعمی، ص۲۴۷.</ref> و بنابر دیگر [[روایات]] ۴۰۰۰ اسم است.<ref>عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰6.</ref> در عین حال، برخی نام‌ها در دعاهای [[قرآنی]] نمود بیشتری داشته و از دیگر [[نام‌های الهی]] کاربرد بیشتری دارد؛ واژه "ربّ" از اسماء و صفات پرکاربرد [[الهی]] در دعاهای [[قرآن]] است. (برای نمونه: [[اسراء]]/۱۷، ۲۴ و ۸۰؛ طه/۲۰، ۱۱۴؛ مؤمنون/۲۳، ۹۴، ۲۰، ۱۱۸) ربّ در اصل به معنای [[تربیت]] است و به طور مطلق بر [[خداوند]] اطلاق می‌شود که متکفل [[تربیت]] و تکمیل موجودات است.<ref>مفردات، ص۳۳6، "رب".</ref> برخی گفته‌اند: ربّ به معنای مالک و [[صاحب]] چیزی است که به [[اصلاح]] و [[تربیت]] آن می‌پردازد.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۱.</ref> به هر روی، بهره‌گیری از واژه ربّ در [[دعاها]] نوعی توجه به تهیدستی خود و [[بی‌نیازی]] [[خدا]] (به عنوان مدعوّ) و در عین حال چشمداشت به [[لطف الهی]] برای توجه، رشد و [[تکامل]] دعاکننده است، ازاین‌رو نوعاً دعاهایی که از [[انبیا]] در [[قرآن]] آمده با واژه ربّ آغاز گردیده (برای نمونه: [[اعراف]]/۷، ۸۹)؛ یا وقتی [[خدا]] به [[انبیا]] [[دستور]] [[دعا]] می‌دهد، بهره‌گیری از واژه ربّ را به آنان گوشزد می‌کند. (برای نمونه: طه/۲۰، ۱۱۴) در دعاهای [[قرآنی]] بیشتر به مدعوّ ([[خدا]]) آن هم با صفت ربوبیتش توجه شده است.
برخی [[آیه]] ۱۸۶ بقره/۲ را ضمن آنکه مشتمل بر [[حکم]] دانسته، مشتمل بر [[علت]] [[حکم]] نیز دانسته‌اند؛ در این نگاه، [[بندگی خدا]] موجب [[قرب]] به او و [[قرب]] او سبب [[استجابت دعا]] دانسته شده است.<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۲-۳۴.</ref> در عین حال، توجه به [[ربوبیت]] [[خدا]] را توجه [[فطری]] و غریزی [[انسان]] به پروردگارش دانسته که هرگاه در [[انسان]] تحقق یافت، [[اجابت]] خواسته او حتمی است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۴.</ref> درباره سبب عدم [[استجابت]] برخی [[دعاها]] گفته‌اند: چون [[انسان‌ها]] بیشتر با [[امور مادی]] سروکار دارند، نوعاً در مصداق ربّ اشتباه کرده و غیر [[پروردگار]] را ربّ خود می‌انگارند و در [[حقیقت]] خواسته خود را از غیر [[خدا]] می‌طلبند که آنها نیز از رساندن سود و زیان ناتوان‌اند.<ref>مجمع البیان، ج 6، ص 6۵۱؛ المیزان، ج۱۳، ص۱۲۸؛ نک: ج ۲، ص ۳۵-۳6.</ref> ([[اسراء]]/۱۷، ۵۶؛ يونس/۱۰، ۱۰۶)
برخی [[آیه]] ۱۸۶ بقره/۲ را ضمن آنکه مشتمل بر [[حکم]] دانسته، مشتمل بر [[علت]] [[حکم]] نیز دانسته‌اند؛ در این نگاه، [[بندگی خدا]] موجب [[قرب]] به او و [[قرب]] او سبب [[استجابت دعا]] دانسته شده است.<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۲-۳۴.</ref> در عین حال، توجه به [[ربوبیت]] [[خدا]] را توجه [[فطری]] و غریزی [[انسان]] به پروردگارش دانسته که هرگاه در [[انسان]] تحقق یافت، [[اجابت]] خواسته او حتمی است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۴.</ref> درباره سبب عدم [[استجابت]] برخی [[دعاها]] گفته‌اند: چون [[انسان‌ها]] بیشتر با [[امور مادی]] سروکار دارند، نوعاً در مصداق ربّ اشتباه کرده و غیر [[پروردگار]] را ربّ خود می‌انگارند و در [[حقیقت]] خواسته خود را از غیر [[خدا]] می‌طلبند که آنها نیز از رساندن سود و زیان ناتوان‌اند.<ref>مجمع البیان، ج 6، ص 6۵۱؛ المیزان، ج۱۳، ص۱۲۸؛ نک: ج ۲، ص ۳۵-۳6.</ref> ([[اسراء]]/۱۷، ۵۶؛ يونس/۱۰، ۱۰۶)
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش