قرآن: تفاوت میان نسخهها
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
*و نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.</ref>. | *و نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}<ref>«و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.</ref>. | ||
*رابطه آن [[حقیقت]] محکم با این تفصیل حرفی و [[کلامی]]، رابطه [[روح]] با [[جسد]] و معنی با لفظ است:{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}}<ref>«الف، لام، را؛ (این) کتابی است که آیاتش استواری یافته سپس از سوی فرزانهای آگاه آشکار شده است؛» سوره هود، آیه ۱.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۲۱.</ref>. | *رابطه آن [[حقیقت]] محکم با این تفصیل حرفی و [[کلامی]]، رابطه [[روح]] با [[جسد]] و معنی با لفظ است:{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}}<ref>«الف، لام، را؛ (این) کتابی است که آیاتش استواری یافته سپس از سوی فرزانهای آگاه آشکار شده است؛» سوره هود، آیه ۱.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۲۱.</ref>. | ||
===رابطه مراتب [[قرآن]] با یکدیگر=== | |||
*در نگاهی کلّی، [[عالم هستی]] سراسر [[آیات الهی]] و مخلوق ذات باری تعالی است؛ ولی بنا بر مرتبه [[قرب]] و بُعدی که نسبت به [[خداوند]] دارد، دارای مراتب طولی فراوان است. هر یک از مراتب فوقانی، علّت برای مرتبه پایینتر است. | |||
*در [[قرآن]]، از مرتبه [[غیب و شهادت]] عالم با [[اسامی]] گوناگونی یاد شده، که هر یک به جهتی از اوصاف این مراتب دارد؛ [[عالم غیب]] با عنوان عالم [[عرش]]، [[کرسی]]، [[ملکوت]] و [[عالم امر]] نامیده شده؛ در مقابل، [[عالم شهادت]] به عالم [[دنیا]]، [[مُلک]] و [[خلق]] نام گرفته؛ چنانکه فرمود: {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>. | |||
*مرتبه امری موجودات، اکمل و اشرف از مرتبه خلقی آنها است؛ چنانکه مرتبه امری [[قرآن]] و [[مقام]] اِحکام آن، اشرف از مرتبه تفصیلی آن است. به عبارتی، [[حقیقت]] نوری [[قرآن]]، [[مقام]] ملکوتی و امری این کتاب [[عزیز]] است و عبارات و کلمات آن، ظاهر و تفصیل [[قرآن]] است که از طرف [[خداوند]] بر [[قلب]] [[مبارک]] [[رسول اکرم]]{{صل}} نازل شد: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}<ref>«و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۲-۱۹۵.</ref>. | |||
*'''نتیجه آنکه:''' [[مسلمانان]] موظّفاند برای [[هدایت]] و [[معرفت به خداوند]] و آشنایی با [[حدود الهی]]، با [[قرآن]] مأنوس باشند؛ تا از این طریق به [[باطن قرآن]]، به مقدار [[طهارت]] و [[اخلاص]] خود، راه یابند؛ لذا از جمله مأموریّتهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[هدایت]] [[امّت]] آن است که: | |||
#[[ظاهر قرآن]] را به [[مردم]] [[آموزش]] دهد: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. | |||
#محتوای آن را برای [[مردم]] [[تبیین]] نماید، تا اهل [[فکر]] درباره [[قرآن]] و [[معارف]] آن [[اندیشه]] کنند و حقایق [[الهی]] را از این کتاب [[عزیز]] استخراج نمایند: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | |||
*میدانیم که [[معرفت]] افراد [[امّت]] ناقص و دستشان از [[عالم غیب]] و [[حقیقت]] کتاب کوتاه است؛ در نتیجه: #هر مقدار که آنها برای [[تدبر در قرآن]] تقلّا نمایند، به عمق [[معارف]] بیپایان آن دست نخواهند یافت؛ چنانکه امیرالمؤمنین علی{{ع}} درباره [[قرآن]] میفرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ}}<ref>نهج البلاغه (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ص۶۱، کلام ۱۸.</ref>. | |||
#چون احاطه به همه جوانب [[قرآن]] بر همگان میسور نیست، در [[فهم قرآن]] دچار [[اختلاف]] میشوند. این [[اختلاف]] در [[فهم قرآن]]، در مسائل نظری، به [[اختلافات]] [[اعتقادی]] میانجامد و [[فرقهها]] و مکاتب گوناگون را ایجاد میکند و در مسائل عملی و [[احکام]] اجرایی، [[جامعه]] را دچار [[هرج و مرج]] و [[نابسامانی]] و [[جنگ]] و [[خونریزی]] مینماید؛ کار بدانجا میرسد که چهبسا هر [[فرقه]]، دیگری را متهم به [[خروج از دین]] نماید. بدین ترتیب، [[قرآنی]] که باید [[عامل وحدت]] [[امّت]] باشد، به عامل [[تفرقه]] و برخورد میان [[مردم]] تبدیل میشود. | |||
*نکته مهم در اینجا آن است که بروز چنین اختلافاتی، همیشه از سر [[جاهطلبی]] و سوء برداشت مفسّرین [[قرآن]] و [[علماء]] [[دینی]] نیست؛ بلکه میتواند به [[دلیل]] [[اختلاف]] در برداشت از [[ظواهر]] [[کلام الهی]] باشد. چنین اختلافاتی، در برداشت از [[ظواهر]] هر [[کلامی]] ممکن است اتفاق بیفتد؛ مضافاً بر آنکه برخی [[آیات قرآن]] [[متشابه]] است و صریحاً بر مدلول معیّنی دلالت نمیکند و در نتیجه، میتوان برداشتهای گوناگون از آن نمود{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref> «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. | |||
*بنابراین، بر اساس [[برهان لطف]]، اگر بنا باشد که محرومیّت [[انسانها]] از [[هدایت]]، به [[نقص]] فاعلی (یعنی کوتاهی [[خداوند]] در [[هدایت]] [[انسانها]]) بازگردد، با [[حکمت الهی]] و کمال بینهایت [[خداوند]] و [[ربوبیّت]] علیالاطلاق [[پروردگار]] [[سازش]] ندارد. لذا وجود مبیّن و مفسّر [[قرآن]] در همه اعصار برای [[نجات]] [[امّت]] از تحیّر در [[هدایت]] لازم است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۲۱-۳۲۳.</ref>. | |||
==[[اعجاز قرآن]]== | ==[[اعجاز قرآن]]== | ||
نسخهٔ ۶ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۲۱
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
قرآن: کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان است که در مدت ۲۳ سال، به تدریج از سوی خداوند بر حضرت محمد(ص) نازل شد. کیفیت نزول قرآن به صورت "وحی" بود، نوعی ارتباط کلامی میان خدا و پیامبر، که از طریق فرشتهای به نام "جبرئیل" صورت میگرفت و از آغاز بعثت پیامبر اسلام تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود میآمد. حضرت محمد(ص) وحی را بر مردم بازخوانی میکرد و عدهای خاص به نام "کاتبان وحی" آن را مینوشتند. از جمله آنان امام علی بن ابی طالب(ع) و زید بن ثابت و عبدالله بن مسعود بود. تنظیم قرآن به صورتِ بخشهای کوتاه و بلند است که هر کدام "سوره" نامیده میشود. هر سوره هم از بخشها و جملاتی تشکیل شده که "آیه" نام دارد.قرآن دارای ۱۱۴ سوره و بیش از ۶ هزار آیه است. به سورهها و آیاتی که در مکه نازل شده "مکی" میگویند و به سورهها و آیههای نازل شده در مدینه، "مدنی". طولانیترین سوره، "بقره" و کوتاهترین سوره "کوثر" نام دارد. قرآن کریم، معجزه جاوید پیامبر اسلام است. کلام خداوند است و از نظر فصاحت و بلاغت و زیبایی متن و محتوای ارزشمند و برخی پیشگوییهای تاریخی، در حدی است که از آن زمان تا کنون، کسی نتوانسته نظیر آن را بیاورد. برای قرآن تفسیرهای بسیاری نوشته شده و به اغلب زبانهای زنده دنیا نیز ترجمه شده است. مضامین این کتاب، بحثهای اعتقادی، اخلاقی، احکام و قوانین، سرگذشت پیشینیان و مسائل اجتماعی و سیاسی است و تاریخ تعدادی از انبیا در این کتاب آمده است. قرآن کتابی است که با دقت زیاد، از زمان پیامبر تا کنون، نوشته و حفظ شده و هیچ گونه تحریف و کاستن و افزودنی در متن آن پیش نیامده است[۱].
مقدمه
- لفظ و معنای قرآن، نازل شده از سوی خداوند و دربردارنده معارف عمیق است.
- اما تورات و انجیل موجود، چیزی جز شرح حال حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم میخورد؛ قرآن برخلاف معجزات انبیا دیگر، معجزهای است در دسترس همگان که هرگز ملحدان نمیتوانند وجود قرآن و اعجاز بودن آن را نفی و انکار کنند. قرآن حجتی دائمی بر الهی بودن خود و حقانیت پیامبر اسلام است[۲].
- قرآن کریم این معجزه جاویدان در طول ۲۳ سال بر پیامبر اسلام نازل گردید و تا ابد، مخالفان را به معارضه میطلبد، آیا شرایط لازم برای معجزه در قرآن کریم وجود دارد؟
- خارقالعاده بودن قرآن را در بحث وجوه اعجاز ثابت خواهیم کرد.
- ادعای پیامبری که از مسلمات تاریخ است.
- تحدی که در آیات متعددی مخالفان را به معارضه طلبیده.
- ناتوانی مخالفان از معارضه که هنوز تحدی قرآن بیپاسخ مانده است.
- مطابقت با مدعا و قصد که موضوع این شرط درباره قرآن منتفی است[۳].
وصف قرآن
- امام علی در وصف قرآن کریم گفته است: بدانید، این قرآن، خیرخواه و نصیحتکنندهای است که هرگز پردهپوشی نمیکند، هدایتکنندهای است که هرگز گمراه نمیسازد، داستانگویی است که هرگز دروغ نمیگوید. هیچکس با این کتاب همنشینی نکرد، مگر اینکه موقع برخاستن یا چیزی بر او افزوده یا چیزی از او کاسته شد: افزایش در هدایت و کاهش در نابینایی، برای هیچکس پس از آشنایی با قرآن احتجاج و بینوایی وجود ندارد و برای هیچکس بیش از قرآن، بینیازی تصور نمیشود[۴][۵]
نزول قرآن
- قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر حضرت محمد(ص) نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص پیامبر(ص) است[۶].
قرآن؛ معجزه الهی برای هدایت انسانها
- در امّت اسلام، رسول اکرم(ص) حجّت ناطق است که با بیان و عمل خود، دین خدا را به مردم ارائه مینماید. قرآن نیز حجّت صامت است که با آیات خود، هدایت را برای امّت خاتم به ارمغان میآورد.
- در این میان، حجّت ناطق الهی، یعنی رسول اکرم(ص)، در زمان حیات خود، به تبیین بیانات خویش میپردازد و اگر درکلام آن حضرت امر نامفهوم و یا مشتبهی باشد، خود توضیح میدهد. اما همه سخن پیرامون قرآن است که:
- برای امّت اسلام کتابی جاودانه است و تا قیامت راهنمای بشریّت محسوب میشود
- باطل از هیچ جهت بر آن وارد نمیگردد﴿وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾[۷]
- خود ناظر و قیّم بر سایر کتب آسمانی و سایر معارف بشری است و حق و باطل را از یکدیگر تفکیک میکند﴿ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾ «این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ ﴿رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ﴾[۸].
- از سوی دیگر، قرآن معجزه رسول خدا(ص) است که از همه جهات بینظیر است و خداوند در آیات متعدّد، توصیه به تدبّر در آن نموده است﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴾[۹].
- رسول خدا(ص) نیز اهتمام فراوان به تدبّر در قرآن و تعلیم آن داشتند و به امّت اسلام دستور اکید بر یادگیری قرآن و تدبّر در آن مینمودند و از این رو میفرمودند: «خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ»[۱۰].
- ایشان همچنین در ضمن سفارش خود به معاذ بن جبل، فرمودند: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ»[۱۱].
- نکته دیگر آنکه، قرآن کلام الهی است که بهرههای ظاهری و باطنی آن بینهایت است و در هریک از این دو جهت، هر مقدار که در آن تحقیق و تدبّر شود، مطالب جدید و دُرهای ثمین به ارمغان میآورد.
- قرآن بیانی است که مطالب آن با مرور زمان رنگ نمیپذیرد و کهنه نمیشود؛ چنانکه امام رضا(ع) در پاسخ به پرسشی درباره قرآن فرمودند: «هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى وَ طَرِيقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدِّي إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجِي مِنَ النَّارِ لَا يَخْلُقُ عَلَى الْأَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ لِأَنَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ الْبُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ إِنْسَانٍ ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾[۱۲]»[۱۳].
- تعلیم کتاب و حکمت و تبیین آیات قرآن، از شؤون هدایت الهی است؛ که هرکس را به مقدار استعدادش دستگیری نموده و تا سرمنزل مقصود همراهی کند. در این مسیر، هر چند اصل آشنایی با روح قرآن، بهرهمندی از مراتب عالیتر ایمان را به دنبال دارد، که نتیجه آموختن ظاهر قرآن است، ولی سیر در ادبیات و فهم ظاهر آیات الهی نیز میدان گستردهای است که بدون معلّمی الهی، خطر انحرافات و شبهه افکنیهای زیادی را به دنبال دارد[۱۴].
مراتب قرآن و ویژگیهای آن
- ادّله عقلی و نیز اشارات خداوند در قرآن، ثابت میکند که عالم نه تنها منحصر در پدیدههای مادّی نیست، بلکه عالم غیب نیز ذومراتب است و همه آنچه در مراتب پایینتر است، به نحو اِحکام و اِجمال: در مراتب بالاتر موجود است. خداوند به عنوان قاعدهای کلّی میفرماید: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[۱۵].
- قرآن نیز از این قاعده مستثنی نیست و دارای مراتب گوناگونی است؛ که خداوند در مقام معرّفی قرآن، از آن به دو مرتبه "احکام" و "تفصیل" یاد میکند[۱۶].
بند اوّل: مقام اِحکام قرآن
- مقام اوّل، مرتبه اِحکام است که به حقیقت قرآن اشاره دارد که در نزد پروردگار است و از آن به "لوح محفوظ" یا "امالکتاب" و یا "کتاب مکنون" نیز یاد شده است. این مرتبه، در مقامی عِلّی و حکیم و کریم و محفوظ از همه آلودگیها قرار دارد؛ چنانکه خداوند میفرماید: ﴿حْمَ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾[۱۷].
- همچنین میفرماید: ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[۱۸][۱۹].
بند دوم: مقام تفصیل قرآن
- مقام دوم، مرتبه تفصیل قرآن است که در قالب کلمه و کلام، توسط رسول اکرم(ص) و به زبان عربی بر امّت اسلام نازل شد: ﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[۲۰].
- و نیز میفرماید: ﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا﴾[۲۱].
- رابطه آن حقیقت محکم با این تفصیل حرفی و کلامی، رابطه روح با جسد و معنی با لفظ است:﴿الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ﴾[۲۲][۲۳].
رابطه مراتب قرآن با یکدیگر
- در نگاهی کلّی، عالم هستی سراسر آیات الهی و مخلوق ذات باری تعالی است؛ ولی بنا بر مرتبه قرب و بُعدی که نسبت به خداوند دارد، دارای مراتب طولی فراوان است. هر یک از مراتب فوقانی، علّت برای مرتبه پایینتر است.
- در قرآن، از مرتبه غیب و شهادت عالم با اسامی گوناگونی یاد شده، که هر یک به جهتی از اوصاف این مراتب دارد؛ عالم غیب با عنوان عالم عرش، کرسی، ملکوت و عالم امر نامیده شده؛ در مقابل، عالم شهادت به عالم دنیا، مُلک و خلق نام گرفته؛ چنانکه فرمود: ﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾[۲۴].
- مرتبه امری موجودات، اکمل و اشرف از مرتبه خلقی آنها است؛ چنانکه مرتبه امری قرآن و مقام اِحکام آن، اشرف از مرتبه تفصیلی آن است. به عبارتی، حقیقت نوری قرآن، مقام ملکوتی و امری این کتاب عزیز است و عبارات و کلمات آن، ظاهر و تفصیل قرآن است که از طرف خداوند بر قلب مبارک رسول اکرم(ص) نازل شد: ﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾[۲۵].
- نتیجه آنکه: مسلمانان موظّفاند برای هدایت و معرفت به خداوند و آشنایی با حدود الهی، با قرآن مأنوس باشند؛ تا از این طریق به باطن قرآن، به مقدار طهارت و اخلاص خود، راه یابند؛ لذا از جمله مأموریّتهای پیامبر اکرم(ص) در هدایت امّت آن است که:
- ظاهر قرآن را به مردم آموزش دهد: ﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ﴾[۲۶].
- محتوای آن را برای مردم تبیین نماید، تا اهل فکر درباره قرآن و معارف آن اندیشه کنند و حقایق الهی را از این کتاب عزیز استخراج نمایند: ﴿بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۲۷].
- میدانیم که معرفت افراد امّت ناقص و دستشان از عالم غیب و حقیقت کتاب کوتاه است؛ در نتیجه: #هر مقدار که آنها برای تدبر در قرآن تقلّا نمایند، به عمق معارف بیپایان آن دست نخواهند یافت؛ چنانکه امیرالمؤمنین علی(ع) درباره قرآن میفرمایند: «إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ»[۲۸].
- چون احاطه به همه جوانب قرآن بر همگان میسور نیست، در فهم قرآن دچار اختلاف میشوند. این اختلاف در فهم قرآن، در مسائل نظری، به اختلافات اعتقادی میانجامد و فرقهها و مکاتب گوناگون را ایجاد میکند و در مسائل عملی و احکام اجرایی، جامعه را دچار هرج و مرج و نابسامانی و جنگ و خونریزی مینماید؛ کار بدانجا میرسد که چهبسا هر فرقه، دیگری را متهم به خروج از دین نماید. بدین ترتیب، قرآنی که باید عامل وحدت امّت باشد، به عامل تفرقه و برخورد میان مردم تبدیل میشود.
- نکته مهم در اینجا آن است که بروز چنین اختلافاتی، همیشه از سر جاهطلبی و سوء برداشت مفسّرین قرآن و علماء دینی نیست؛ بلکه میتواند به دلیل اختلاف در برداشت از ظواهر کلام الهی باشد. چنین اختلافاتی، در برداشت از ظواهر هر کلامی ممکن است اتفاق بیفتد؛ مضافاً بر آنکه برخی آیات قرآن متشابه است و صریحاً بر مدلول معیّنی دلالت نمیکند و در نتیجه، میتوان برداشتهای گوناگون از آن نمود﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾[۲۹].
- بنابراین، بر اساس برهان لطف، اگر بنا باشد که محرومیّت انسانها از هدایت، به نقص فاعلی (یعنی کوتاهی خداوند در هدایت انسانها) بازگردد، با حکمت الهی و کمال بینهایت خداوند و ربوبیّت علیالاطلاق پروردگار سازش ندارد. لذا وجود مبیّن و مفسّر قرآن در همه اعصار برای نجات امّت از تحیّر در هدایت لازم است[۳۰].
اعجاز قرآن
زبان قرآن
تحدی قرآن
مصونیت قرآن از تحریف
تحریف ناپذیری در قرآن
جستارهای وابسته
- قرآن (معجزه پیامبر خاتم)
- قرآن (منبع علم معصوم)
- رابطه معصوم با قرآن
- علم معصوم به قرآن
- کتابت قرآن
- جمع قرآن
- تفسیر قرآن (شأن معصوم)
- تأویل قرآن (شأن معصوم)
- عصمت قرآن
- مرجعیت علمی قرآن
منابع
منبعشناسی جامع قرآن
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۸۱.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص۱۸۴.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۸۹.
- ↑ «وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲۹.
- ↑ شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۷۵
- ↑ «و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.
- ↑ «(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگهایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشتههایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.
- ↑ «آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.
- ↑ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۰۸ ه.ق.)، ج۴، ص۲۳۵: باب وجوب تعلم القرآن. همان، ص۲۳۲.
- ↑ باب اول، وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایه و استحبابه عینا.
- ↑ «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.
- ↑ عیون اخبار الرضا(ع) (ط. نشر جهان، ۱۳۷۸ ه.ق.)، ج۲، ص۱۳۰.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۱۸-۳۲۰.
- ↑ «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۲۰.
- ↑ «حا، میم سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۱-۴.
- ↑ «که این قرآنی ارجمند است در نوشتهای فرو پوشیده که جز پاکان را به آن دسترس نیست فرو فرستادهای از سوی پروردگار جهانیان است» سوره واقعه، آیه ۷۷-۸۰.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۲۰-۳۲۱.
- ↑ «کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند،» سوره فصلت، آیه ۳.
- ↑ «و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.
- ↑ «الف، لام، را؛ (این) کتابی است که آیاتش استواری یافته سپس از سوی فرزانهای آگاه آشکار شده است؛» سوره هود، آیه ۱.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۲۱.
- ↑ «آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان» سوره اعراف، آیه ۵۴.
- ↑ «و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۲-۱۹۵.
- ↑ «بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.
- ↑ «(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.
- ↑ نهج البلاغه (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ص۶۱، کلام ۱۸.
- ↑ «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۱، ص:۳۲۱-۳۲۳.