آیه نجوی در حدیث
آیه نجوا ﴿ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با رسول خدا(ص) رازگویی میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس خداوند بسیار آمرزنده و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و بخل ورزیدید) که پیش از رازگوییتان صدقه بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوندتوبه شما را پذیرفت، پس نماز را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، آگاه است»[۱]. در زمره آیاتی است که بر اساس روایات شأن نزول، از یکسو بر افضیلت و به دنبال آن، بر امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و مذمت سایر صحابه است؛ چرا که بر اساس احادیث صحیح نبوی، تنها کسی که به دستور خدای متعال در این آیه عمل نمود، امیرالمؤمنین(ع) بود و سایر صحابه از آن سرباز زدند[۲].
شأن نزول
بر اساس روایاتی که در شأن نزول این آیه در منابع معتبر فریقین وارد شده،پرسش مسلمانان از رسول خدا(ص) زیاد شد به طوری که ایشان به زحمت افتادند؛ از این رو خداوند متعال خواست که به پیامبرش تخفیف دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از مردم از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا خداوند پس از آیه ﴿أَأَشْفَقْتُمْ﴾، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت[۳].[۴]
بر اساس نقل ابنابیحاتم از مقاتل، این حکم ده شب اجرا شد، اما تنها امام علی(ع) به آن عمل کرد و دیگران از پرداخت صدقه خودداری نمودند[۵]
از ابن عباس چنین نقل شده که: «به ما خبر رسید که مردی از اصحاب رسول خدا(ص) که نخستین عمل کننده به این فرمان الهی بود یعنی علی بن ابیطالب(ع) در مقابل ده سخن که با رسول خدا(ص) گفتگو کرد، یک دینار صدقه داد اما سایرین این دستور را عمل نکردند و با اینکه دوری از رسول خدا(ص) و کلام آن حضرت برای آنان سخت بود ولی از پرداخت صدقه بخل ورزیدند»[۶].
در این روایت تصریح شده است که تنها امیرالمؤمنین(ع) امر خداوند را امتثال کردهاند و سایر صحابه از عمل به دستور خدا سرباز زدند[۷]
نصوص روایی
مفسّران و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی اثبات میشود که تنها حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که دستور خداوند سبحان را ـ مبنی بر صدقه دادن پیش از رازگویی با پیامبر ـ عملی کرده است. سند این احادیث نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز می گرداند.
بررسی اعتبار سند احادیث
ترمذی سند این حدیث را حسن دانسته و آن را در سنن خود آورده است[۸]. حاکم نیشابوری در مستدرک، سند این حدیث را تصحیح کرده است[۹] و ذهبی در تلخیص مستدرک با تصحیح حاکم موافقت کرده است[۱۰]. ابن حبّان نیز آن را در صحیح خود آورده است[۱۱]. پس در صحّت این احادیث و در اختصاص آن به امیرالمؤمنین(ع) در عمل به دستور خداوند سبحان هیچ تردیدی وجود ندارد به طوری که عالمان متعصّب سنّی نیز ناگزیر به این حقیقت اعتراف و اذعان کرده اند. آلوسی می گوید: «بر اساس نظر مشهور، غیر از علی کرم اللّه تعالی وجهه کسی دیگر به [[[امر خدا]] در این] آیه عمل نکرده است»[۱۲].
ابن تیمیه نیز اعتراف کرده و میگوید: «آنچه ثابت شده آن است که علی(ع) صدقه داد و رازگویی کرد؛ سپس آیه نسخ شد پیش از آنکه کسی غیر از او به آن عمل کند»[۱۳].
ابن روزبهان نیز می گوید: «این در زمره روایات اهل سنّت است که همانا جز علی(ع) کسی به [[[امر الهی]] در ]آیه نجوا عمل نکرد و در این باره هیچ [تردید و] سخنی وجود ندارد که عمل به آیه نجوا از جمله فضائل [[[امیرالمؤمنین]](ع)] است که زبان ها از احاطه بر آن عاجزند»[۱۴].
بنابر این صدور این حدیث از پیامبر اکرمثابت و قطعی است و بر اساس آن تردیدی وجود ندارد که تنها امیرالمؤمنین(ع) امر الهی را امتثال کرده و سایر صحابه به این دستور عمل نکرده اند[۱۵].
روایت امیرالمؤمنین(ع)
نقل اول: سعید بن منصور، ابن راهویه، ابن ابی شیبه، عبدبن حمید، ابن منذر، ابن ابیحاتم، ابن مردویه و حاکم همگی از امیرالمؤمنین(ع) نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: «ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾ کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی(ص) قدمت بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها احد، فنزلت ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾». «همانا در کتاب خدا آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن آیه نجواست که میفرماید: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با پیامبر(ص) گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم صدقه میدادم تا اینکه این آیه نسخ شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾[۱۶].
نقل دوم: در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که فرمودند: «لما نزلت: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً...﴾ قال النبی(ص): «ما تری، دینارا؟» قلت: لایطیقونه قال: فنصف دینار قلت لایطیقونه، قال: فکم؟ قلت: شعیرة، قال: انک لزهید، قال: فنزلت: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾ قال: فبی خفف الله عن هذه الامة»؛ «هنگامی که این آیه نازل شد: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً...﴾، پیامبر اکرم(ص) به من فرمودند: نظر تو درباره اینکه یک دینار را به عنوان صدقه مقرر کنیم، چیست؟ گفتم: مردم طاقت نمیآورند. فرمود: نیم دینار چطور؟ عرض کردم: طاقت نمیآورند. فرمود: پس چقدر باشد؟ گفتم: یک مشت جو. فرمود: همانا تو کم گفتی. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: پس این آیه نازل شد: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾ آن حضرت فرمودند: آنگته خداوند به واسطه من به این امت تخفیف داد [و آن حکم را نسخ کرد]»[۱۷].
سیوطی این حدیث را از ابن ابی شیبه، عبد بن حمید، ترمذی، أبویعلی، ابن جریر، ابن منذر، ابن مردویه و نحّاس روایت کرده و یادآور میشود که ترمذی سند آن را نیکو دانسته است[۱۸].
نقل سوم: عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن منذر، ابن أبی حاتم و ابن مردویه حدیثی از امیرالمؤمنین{{ع{}} نقل کردهاند که فرمود: «ما عمل بها أحد غیری حتی نسخت و ما کنت الا ساعة یعنی آیة النجوی»؛ هیچ کس غیر از من به آیه نجوا عمل نکرد و زمان کوتاهی نگذشت که این آیه نسخ شد[۱۹].[۲۰]
روایت ابن عباس
یکی از راویان این روایت ابن عباس است.
- نقل اول: سیوطی ذیل آیه مذکور به سند خود و به نقل از ابن عباس مینویسد: «اخرج ابن المنذر و ابن ابیحاتم، عن ابن عباس فی قوله: ﴿إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...﴾، قال: ان المسلمین اکثروا المسائل علی رسول الله(ص) حتی شقوا علیه فأراد الله أن یخفّف عن نبیه(ص) فلما قال ذلک: امتنع کثیر من الناس و کفوّا عن المسألة فأنزل الله بعد هذا ﴿أَأَشْفَقْتُمْ﴾، فوسّع الله علیهم و لم یضیّق»؛ «ابن منذر، ابن ابیحاتم و ابن مردویه از ابن عباس نقل کردهاند که درباره آیه شریفه ﴿إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...﴾، گفت: پرسش مسلمانان از رسول خدا(ص) زیاد شد به طوری که ایشان به زحمت افتادند؛ از این رو خداوند متعال خواست که به پیامبرش تخفیف دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از مردم از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا خداوند پس از آیه ﴿أَأَشْفَقْتُمْ﴾، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت[۲۱].[۲۲]
- نقل دوم: حاکم حسکانی در شواهد التنزیل به نقل از ابن عباس مینویسد: «به ما خبر رسید که مردی از اصحاب رسول خدا(ص) که نخستین عمل کننده به این فرمان الهی بود یعنی علی بن ابیطالب(ع) در مقابل ده سخن که با رسول خدا(ص) گفتگو کرد، یک دینار صدقه داد اما سایرین این دستور را عمل نکردند و با اینکه دوری از رسول خدا(ص) و کلام آن حضرت برای آنان سخت بود ولی از پرداخت صدقه بخل ورزیدند»[۲۳].
در این روایت تصریح شده است که تنها امیرالمؤمنین(ع) امر خداوند را امتثال کردهاند و سایر صحابه از عمل به دستور خدا سرباز زدند[۲۴]
روایت مجاهد
- نقل اول: سیوطی در الدر المنثور و در ذیل آیه از عبد بن حمید، ابن منذر و ابن ابیحاتم از مجاهد چنین نقل کرده که گفت: «نهوا عن مناجاة النبی(ص) حتی یثدموا صدقة، فلم یناجه الا علی بن ابیطالب فأنه قد قدّم دینارا فتصدق به ثم ناجی النبی(ص) فسأله عن عشر خصال ثم نزلت الرّخصة»؛ «مسلمانان از رازگویی با پیامبر(ص) نهی شدند مگر اینکه پیش از آن صدقه دهند. کسی با پیامبر(ص) جز علی بن ابیطالب رازگویی نکرد و ایشان هم یک دینار قبل از گفتگو با آن حضرت، صدقه داد. سپس درباره ده موضوع از ایشان به صورت خصوصی سؤال کرد. آنگاه آیه رخصت نازل شد (و حکم آیه نسخ گردید)[۲۵]
- نقل دوم: سعید بن منصور نیز از مجاهد نقل کرده است که گفت: «کان من ناجی النبی(ص) تصدّق بدینار و کان أول من صنع ذلک علی بن ابیطالب ثم نزلت الرخصة: ﴿فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ﴾»؛ «هر کس با پیامبر رازگویی میکرد، باید یک دینار صدقه میداد و نخستین کسی که این کار را انجام داد علی بن ابیطالب(ع) بود. آنگاه آیه رخصت نازل شد که میفرمود: ﴿فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ﴾}}»[۲۶].[۲۷]
روایت مُقاتل
ابن ابیحاتم از مقاتل چنین روایت کرده که وی گفت: إن الاغنیاء کانوایأتون النبی(ص) فیکثرون مناجاته و یغلبون الفقراء علی المجالس حتی کره النبی(ص) طول جلوسهم و مناجاتهم فأمر الله بالصدقة عند المناجاة فأما اهل العسرة فلم یجدوا شیئا و کان ذلک عشر لیال و اما أهل المیسرة فمنع بعضهم ماله و حبس نفسه الا طوائف منهم جعلوا یقدمون الصدقة بین یدی النجوی و یزعمون أنه لم یفعل ذلک غیر رجل من المهاجرین من أهل بدر فأنزل الله ﴿أَأَشْفَقْتُمْ﴾، الآیة؛ «همانا ثروتمندان نزد پیامبر میآمدند و رازگویی آنان با ایشان زیاد میشد و فقرا از این امر باز میماندند تا اینکه طولانی شدن جلساتشان بر پیامبر(ص) ناخوشایند شد از این رو خداوند دستور داد تا به هنگام رازگویی با آن حضرت، صدقه دهند اما از سویی تنگدستان چیزی برای صدقه دادن نمییافتند و از سوی دیگر متمولان از دادن صدقه پرهیز میکردند و برخی دیگر هم از حضور نزد پیامبر خودداری میکردند جز گروهی از آنان که پیش از هر رازگویی، صدقه میدادند. این موضوع ده شب طول کشید و کمان میرود که این کار را کسی انجام نمیداد جز مردی از مهاجران اهل بدر پس خداوند این آیه را نازل کرد: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ﴾»[۲۸].
لازم به ذکر است که مقاتل به دلیل بغض و کینهای که از امیرالمؤمنین(ع) دارد، به جای نام بردن از آن حضرت از تعبیر مردی از مهاجران اهل بدر استفاده میکند[۲۹].
روایت سعد بن ابیوقاص
طبرانی و ابن مردویه از سعد بن ابیوقاص نقل کردهاند که گفت: نزلت: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾ فقدّمت شعیرة، فقال رسول الله(ص): إنک لزهید. فنزلت الآیة الاخری: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾؛ «این آیه نازل شد: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾. من مشتی جو بردم، آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «تو چه کم مقدار هستی» پس آیه دیگری نازل شد که: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾[۳۰].
سیوطی درباره این حدیث میگوید: طبرانی و ابن مردویه این حدیث را به سندی که در آن ضعف وجود دارد، آوردهاند[۳۱].
این حدیث از سویی بیانگر بخل ورزیدن صحابه رسول خدا(ص) است و از سویی دیگر بررسی سند آن ضرورتی ندارد زیرا اسانید روایات بیانگر بخل و ممانعت صحابه از پرداخت صدقه هستند و تنها کسی که به این امر الهی عمل کرده است، را امیرالمؤمنین(ع) دانستهاند. حاکم نیشابوری سند برخی از این روایات را تصحیح کرده است و ترمذی نیز به صراحت این حدیث را حسن معرفی کرده و در صحیح خود آورده است.حدیث پژوهان و مفسران دیگر نیز این گونه روایات را بدون خدشه در سند ذکر کردهاند از این رو به تصحیح روایت سعد بن ابیوقاص نیازی نیست[۳۲].
روایت سلمة بن کهیل
عبد حمید از سلمة بن کهیل آورده است که در ذیل آیه ﴿ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...﴾ گفت: نخستین کسی که به این امر الهی عمل کرد، علی(ع) بود، سپس این آیه نسخ شد[۳۳].[۳۴]
روایت ابوایوب انصاری
در روایتی به نقل از ابوایوب انصاری آمده که گفت: «این آیه درباره علی(ع) نازل شده است ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾، همانا علی(ع) ده بار [پس از نزول آیه] با رسول خدا(ص) گفتگوی خصوصی داشت و در هر رازگویی یک دینار صدقه داد»[۳۵].[۳۶]
روایت جابر بن عبدالله انصاری
در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که گفت: «همانا رسول خدا(ص) در غزوه طائف روزی با علی(ع) خصوصی گفتگو کرد. آنگاه [عدهای از صحابه] گفتند: امروز رازگویی تو با علی(ع) طولانی شد! رسول خدا(ص) فرمود: من با او رازگویی نمیکردم و لیکن خداوند با او نجوا داشت»[۳۷].
این حدیث بیانگر اعتراض برخی صحابه به رسول خدا(ص) است ولی نام معترضان در ان ذکر نشده است اما در حدیثی دیگر از جابر بن عبدالله انصاری، نام معترضان هم مشخص شده است. در این روایت آمده است که جابر گفت: «رسول خدا در غزوه طائف با علی(ع) رازگویی کرد و گفتگوی ایشان طولانی شد. آنگاه ابوبکر و عمر به ایشان گفتند: رازگویی با علی(ع) را طول دادی! رسول خدا(ص) هم فرمودند: من با او رازگویی نمیکردم بلکه خداوند با او رازگویی میکرد»[۳۸].[۳۹]
راویان احادیث شأن نزول آیه
حدیث تصدّق امیرالمؤمنین(ع) و رازگویی آن حضرت با رسول اکرم(ص) توسط بسیاری از صحابه و تابعین روایت شده و در اعصار مختلف نیز حدیثپژوهان و راویان مشهور سنّی به نقل آن پرداختهاند. نام برخی از راویان این حدیث عبارت است از:
صحابه
در میان صحابه میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
- امیرالمؤمنین(ع)؛
- ابن عباس؛
- ابوایوب انصاری؛
- جابر بن عبدالله انصاری؛
- سعدبن ابی وقاص؛
- عبدالله بن عمر.
تابعین
برخی مفسران مشهور تابعین نیز که به ذکر این حدیث پرداختهاند عبارتاند از:
محدثان اهل سنت
اما از میان راویان مشهور اهل سنت در دورههای مختلف نیز میتوان به افراد زیر اشاره نمود:
- سلمة بن کهیل (متوفای ۱۲۱ه)؛
- عطاء خراسانی (م۱۵۰)؛
- عبدالرزاق صنعانی (م۲۱۱)؛
- سعید بن منصور (م۲۲۷)؛
- ابوبکر بن ابی شیبة (م۲۳۵)؛
- ابن راهویه (م۲۳۸)؛
- عبد بن حمید (م۲۴۹)؛
- محمد بن عیسی ترمذی (م۲۷۹)؛
- احمد بن شعیب نسائی (م۳۰۳)؛
- ابویعلی (م۳۰۷)؛
- محمد بن جریر طبری (م۳۱۰)؛
- ابوبکر بن منذر نیشابوری (م۳۱۸)؛
- ابن ابیحاتم (م۳۲۷)؛
- ابن حبان (م۳۵۴)؛
- نحّاس (م۳۳۸)؛
- ابوالقاسم طبرانی (م۳۶۰)؛
- ابوبکر جصاص (م۳۷۰)؛
- ابوعبدالله حاکم نیشابوری (م۴۰۵)؛
- ابوبکر بن مردویه اصفهانی (م۴۱۰)؛
- ابواسحاق ثعلبی (م۴۲۷)؛
- علی بن احمد واحدی (م۴۶۸)؛
- حاکم حسکانی (م۴۷۰)؛
- محی السنة بغوی (م۵۱۶)؛
- جارالله زمخشری (م۵۳۸)؛
- ابن عربی مالکی (م۵۴۳)؛
- ابوالفرج ابن جوزی حنبلی (م۵۷۹)؛
- فخرالدین رازی (م۶۰۶)؛
- ابن اثیر (م۶۰۳)؛
- ابوعبدالله قرطبی انصاری (م۶۵۶)؛
- قاضی بیضاوی (م۶۸۵)؛
- محب الدین طبری (م۶۹۴)؛
- نظام الدین اعرج نیشابوری (م۷۲۸)؛
- علاء الدین خازن (م۷۴۱)؛
- ابوحیان اندلسی (م۷۴۵)؛
- شمس الدین ذهبی (م۷۴۸)؛
- ابن کثیر دمشقی (م۷۷۴)؛
- جلال الدین سیوطی (م۹۱۱)؛
- قاضی شوکانی (م۱۲۵۰)؛
- شهاب الدین آلوسی (م۱۲۷۰)[۴۰].
دلالت آیه
افضلیت امیرالمؤمنین(ع)
بر اساس آیه نجوا، تمامی مسلمانان و صحابه پیامبر(ص)، مأمور و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا(ص) و یادگیری مسائل از آن حضرت مقداری صدقه بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا(ص) حکمی از جانب خداوند متعال و امتثال آن بر همه واجب بوده است. اما از میان اطرافیان پیامبر اکرم(ص)، تنها امیرالمؤمنین(ع) این حکم را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. شتاب امیرالمؤمنین(ع) در امتثال امر خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم مسامحه و ترک نکردن تعلم از رسول خدا(ص) نیز فضیلت سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل تصدق نیز فضیلت است و همه این فضائل در امیرالمؤمنین(ع) جمع شده است[۴۱] از این رو میتوان آن حضرت را افضل از دیگران دانست. با اثبات افضلیت، امامت آن حضرت براحتی از طریق حکم عقل ثابت خواهد شد چرا که به عقلای عالم، تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است.
منابع
پانویس
- ↑ سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱.
- ↑ سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳
- ↑ سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۸۴
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲۲، ص۳۲۲.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.
- ↑ سنن الترمذی، ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱، ش ۳۳۵۵.
- ↑ المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۲.
- ↑ المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص، ج۲، ص۵۲۴، ح ۳۷۹۴.
- ↑ صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۰ ـ ۳۹۱.
- ↑ تفسیر الآلوسی، ج ۲۸، ص۳۱.
- ↑ منهاج السنة، ج۷، ص۱۱۴.
- ↑ ر.ک: دلائل الصدق، ج۵، ص۳۰.
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۱-۳۰۲.
- ↑ سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ تفسیر آلوسی، ج۲۸، ص۳۱؛ مناقب علی بن ابیطالب(ع) و ما نزل من القرآن فی علی(ع)، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ تفسیر طبری، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر ثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ اسباب النزول، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.
- ↑ سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ لباب النقول، ص۱۹۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ ترمذی، سنن، ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱، ش۳۳۵۵؛ فتح الباری، ج۱۳، ص۲۸۳؛ صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۰؛ کنزالعمال، ج۲، ص۵۲۱، ش۴۶۵۲؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۳؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۶، ش۹۵۵ و ص۳۱۷، ش۹۵۷؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.
- ↑ ر.ک: لباب النقول، ص۱۹۰.
- ↑ الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ فتح القدیر، ج۵، ۱۹۱؛ مناقب علی بن ابیطالب(ع) و ما نزل من القرآن فی علی(ع)، ص۳۳۲، ش۵۵۵.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۲.
- ↑ سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳.
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲۲، ص۳۲۲.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷؛ تحفة الأحوذی، ج۹، ص۱۳۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۷، ش۲۶۱۶۸؛ تفسیر السمرقندی، ج۳، ص۲۹۷؛ تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۱، ش۹۴۹؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۰.
- ↑ سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ سیوطی، الخصائص الکبری، ج۲، ص۱۹۹؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۰، ص۳۱۲؛ فتح الباری، ج۱۱، ص۶۸، عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷ ـ ۲۶۸؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۲، ش۹۶۵.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵.
- ↑ سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۵ ـ ۲۹۶.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۶ ـ ۲۹۷.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۷.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۶.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۷.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۸.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۳ ـ ۳۰۵.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۶-۳۰۷.