آرامش در روان‌شناسی اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

معناشناسی

آرامش مهم‌ترین نیاز ‌انسان‌ که در سایه آن به رشد و کمال می‌‌رسد، در لغت به معنای آرامیدن، فراغت، راحت، آسایش، طمأنینه، سکینه، صلح، آشتی، ایمنی، امنیت، خواب سبُک و اندک، سکون و آسودگی و فراغ است[۱]. نزدیک‌ترین واژۀ عربی به آرامش کلمۀ سکینه است که در قرآن و منابع دینی نیز به کار رفته[۲] و به معنای وقار، سنگینی و آرامش دل و هیئت خاص جسمانی حاصل از آرامش است که هیچ‏گونه اضطراب و نگرانی به خود راه نمی‏‌دهد[۳].

آرامش دارای دو مفهوم است: آرامش منفی که همراه با سکون و بی‌تحرکی و بی‌احساسی در برابر حقایق و وقایع مهم است و آرامش مثبت که همراه با حساسیت، اندیشه، خلاقیت و جولان هیجانات است[۴].[۵].

تفاوت آرامش با وقار و ثبات

آرامش، ثبات و وقار از لحاظ معنا نزدیک به یکدیگر هستند، هرچند می‌توان آرامش و ثبات را صفت قلب و وقار را تنها صفت عمل دانست. گرچه دانشمندان در استفاده از اصطلاحات علمیِ مشابه، به نوعی تسامح قائل بوده‌اند و این در بسیاری از کتب اخلاق دیده می‌شود. با این حال، می‌‌توان گفت: ملکۀ آرامش، نفس انسان را از همّ و غم و ترس پیراسته، او را به نشاط و استحکام اراده دعوت می‌نماید. در مقابل آن نیز، اضطراب قرار دارد که انسان را در مقابل هر مسألۀ کوچکی به ترس و نگرانی، ضعف اراده و اختلالات عصبی مبتلا می‌سازد.

سکینه و وقار، انسان را همچون کوهی استوار در مقابل طوفان‌های حوادث پا برجا می‌دارد و او را در رسیدن به مشکل‌ترین هدف‌ها ثابت نگه می‌دارد. اثر سکینه، وقار و تسلّط کامل بر اعصاب است. در مقابل این ملکه نیز، سبک‌سری قرار دارد. انسان سبک‌سر در مقابل کوچکترین مصیبت و مشکل به فریاد و فغان پرداخته، آرامش خویش را از دست می‌دهد.

ملکۀ ثبات و استواری موجب می‌شود تا آدمی از استواری لازم در قلب و ایمان خود برخوردار شده، اثر آن نیز همان استواری در کارها بوده که از پی این ملکه حاصل می‌شود. در مقابل این ملکه، بی‌ثباتی و رنگ‌رنگ شدن قرار دارد[۶].

آرامش در قرآن

آرامش در قرآن کریم از بالاترین مراتب الطاف الهی نسبت به بندگان نیکوکار است: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي[۷] و همجواری خداوند همراه با رضایت و همنشینی با بندگان خدا، شامل حال کسانی است که از نفس مطمئن برخوردارند و تمامی کردار و گفتارشان نشان از وقار و آرامش نفس آنان دارد: ﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا[۸].

برخی از آثاری که در قرآن دربارۀ آرامش بیان شده است عبارت‌اند از:

  1. بر صاحبان آرامش اضطراب و ترسی وارد نمی‌شود: ﴿أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ[۹]؛
  2. به خاطر آرامشی که خداوند به آنها داده، چیزی را قبل از زمان خود طلب نمی‌کنند: ﴿فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا[۱۰]؛
  3. در سخن و کردار خود تفکر می‌‌کنند: ﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ[۱۱].[۱۲]
  4. آرامش در رسالت: باید توجه داشت از دیدگاه قرآن آرامش در بعد رسالت آنچنان اهمیت دارد که خداوند در آیات متعدد، پیامبر(ص) را آرامش و دلداری داده است، گاهی با تحقق وعده خود که با آرامش و امنیت وارد مسجد الحرام خواهند شد: ﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ[۱۳]؛ گاهی با بیان سرگذشت پیامبران پیشین: ﴿وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ[۱۴]؛ گاهی با بیان تأثیر نداشتن کفر کافران که به خدا هیچ زیانی نمی‌رسانند و در آخرت، هیچ بهره‌ای نخواهند داشت و دچار عذاب الهی خواهند شد: ﴿وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۱۵] و گاهی با بیان انحصار عزت به خداوند: ﴿وَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ[۱۶].[۱۷]

راه به دست آوردن آرامش

آرامش از خواص و آثار ایمان است: ﴿فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ[۱۸]، ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[۱۹]. از این‌رو، کسانی که دنبال تحصیل آرامش‌اند باید به انجام واجبات و مستحبات پرداخته و از تمامی محرّمات اجتناب ورزند. به عبارت دیگر، به دست آوردن ملکۀ تقوی، تنها راه رسیدن به آرامش است: ﴿فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ[۲۰].

آینده و آرامش

مفهوم آرامش، متناظر به آینده است. به این معنا که اگر انسان نسبت به آیندۀ خود ترس و هراسی نداشته و نسبت به سرنوشت خود در آینده احساس امنیت و اطمینان خاطر داشته باشد، آرامش هم دارد و اگر نسبت به آیندۀ خود احساس خوف، خطر و نگرانی داشته باشد، آرامش نخواهد داشت.

سرخوردگی، ناامیدی و افسردگی‌های حاصل از شکست جهان‌بینی و ایدئولوژی‌های مادّی و خود ساختۀ بشر که روزگاری دستورهای نهایی و تنها راه رسیدن به کمال و شادکامی تلقی می‌شد، امروزه ناکارآمدی خود را نشان داده و اندیشۀ بی‌ثباتی و ناامیدی نسبت به آینده را در ذهن‌ها انداخته است. بی‌اعتمادی به همه چیز و همه کس روح آدمی را دست‌خوش نگرانی و هراس ساخته و آرامش و امید و شادی را از آن گرفته و موجی از بدبینی، منفی نگری، خودکشی، روی‌کرد به انواع مواد مخدر، لااُبالی‌گری، هرزه‌گرایی، نفرت و تباهی‌جویی و گریز از زندگی، گریبان‌گیر بشر امروز شده است و کابوس ِیأس و ناامیدی نسبت به آینده، آنچنان سایۀ سنگین خود را گسترده که روزنۀ امیدی برای نجات بشریت باقی نمانده و تفکر نابودی انسان و انهدام جهان توسط تسلیحات اتمی و هیدروژنی امروزه به عنوان یک باور قطعی درآمده و افراد بسیاری از پایان جهان خبر می‌دهند! لذا، یکی از عواملی که امروزه آرامش را از انسان گرفته است ترس و بدبینی نسبت به آینده است که برخواسته از حاکمیت‌های دنیاگرایان و جهان‌بینی‌های مادّی است[۲۱].

بر اساس علل مادی و ظاهری این بدبینی‌ها درست به نظر می‌‌رسد، فقط جهان بینی دینی و الهی و ایمان به اینکه "خدا صاحب جهان است"، بدبینی‏‌ها را زایل و تبدیل به خوشبینی می‌‌کند که سال‌های سال، در روی این زمین زندگی و حیات موج خواهد زد. تعلیمات انبیاء، نوعی امنیّت و اطمینان خاطر به ما داده و ما به مددهای غیبی ایمان و اتّکا داریم. همان طوری که باور نمی‏‌کنیم زمین به وسیلۀ یک ستاره، یک حادثه جوّی نیست و نابود شود، باور نمی‌‏کنیم بشریّت به دست خود بشر و به وسیلۀ نیروهای مخرّبی که به دست بشر ساخته شده منهدم گردد. درست است جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است، ولی خداوند بر سر پیچ‌های خطر بشر را یاری کرده و از آستین غیب مصلح و منجی رسانده است، در این شرایط نیز چنان خواهد کرد. همان‌طور که پیامبر اعظم(ص) این اطمینان را برای بشریت داد: "اهل‌بیت من مایه امنیت و امان اهل زمین است، پس زمانی‌که آنان از زمین بروند، اهل زمین نیز از میان خواهند رفت"[۲۲]. بنابراین، نگرش و جهان‌بینی بر پایه معارف یقینی دین اسلام، انسان را نسبت به آینده سرشار از معنویت و عدالت و امنیت و آرامش می‌کند[۲۳].

آرامش در مهدویت

احساس آرامش، به عنوان یکی از آثار روان شناختی انتظار، در بعد ارتقای بهداشت روانی به این معناست که فلسفه و مکتب انتظار، که بر اراده حتمی خداوند بر تحقّق حاکمیت عدل محور و جهانی امام مهدی(ع) و ریشه کن کردن هر گونه شرک و ظلم و تبعیض توسط آن حضرت و رسیدن به امنیت و آسایش و رفاه و معنویت فراگیر برای کل بشریت مبتنی است، نه تنها از استرس و نگرانی‌های فرد و جامعۀ منتظِر نسبت به آینده پیشگیری می‌کند، بلکه انگیزش و توان‌مندی فکری و روانی منتظران را در جهت زمینه‌سازی و نیل به این اهداف والا و رسیدن به چنین آیندۀ روشن ارتقا می‌بخشد[۲۴].

باور به مهدویت، از چند طریق بر آرامش روحی و روانی اثر می‌‌گذارد:

  1. یاد مهدی(ع)، یاد خداست: از دیدگاه دین، تنها چیزی که نیاز به آرامش و امنیت روانی را برآورده می‌‌کند، یاد خداست: ﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[۲۵]. یاد حضرت مهدی(ع) در حقیقت یاد خداست؛ زیرا در زیارت جامعۀ کبیره می‌خوانیم: «یاد شما، یاد خداست» و امام باقر(ع) در تفسیر آیۀ ﴿وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ[۲۶]، فرمود: «ما ذکر خدا هستیم و ما بزرگیم»[۲۷]. از طرف دیگر، کسی که قصد تقرب به خداوند بزرگ نماید، به ائمۀ اطهار(ع) روی می‌‌آورد، پس مهدی‌باوری می‌‌تواند آرامشبشر امروزی از نوع مثبت را تأمین کند[۲۸].
  2. معرفت یقینی: بسیاری از مشکلات و بیماری‌های روانی همچون افسردگی و اضطراب، به افکار التقاطی، متزلزل و آمیخته به شک برمی گردد که فرد را به بی‌کفایتی و پوچی اندیشه سوق می‌‌دهد. در مقابل معرفت و یقین، آرامش خیال را برای انسان به ارمغان می‌‌آورد. از آنجا که باور به مهدویت، با آگاهی شکل می‌گیرد، اعتقاد به مهدویت، جایی برای تشویش و دلهره باقی نمی‌گذارد، او را از پوچی و بیهودگی می‌رهاند و به وی نشاط روحی، آرامش دل و فراغت خاطر عطا می‌کند. چون چنین فردی، تمام رفتار ریز و درشت او، از پشتوانۀ فکری قوی برخوردار است و برای تک تک کنش‌ها و واکنش‌های خود، دلیل و توجیه منطقی و قابل پذیرش دارد[۲۹].
  3. احساس امنیت حقیقی: انتظار ظهور منجی، مهدی‌باوری و اعتقاد به حضور امام در میان مردم، به تقویت برخورداری از احساس امنیت کمک می‌‌کند؛ زیرا ما امام عصر(ع) را خلیفۀ خداوند در زمین و تجلی‌بخش اسمای الهی می‌‌دانیم؛ بنابراین همان‌گونه که خداوند خود پناه مؤمنان است، حجت او روی زمین نیز می‌‌تواند پناهگاهی امن برای مؤمنان باشد. از این‌روست که امام عصر(ع) فرمود: «من مایۀ امنیت اهل زمینم، چنانکه ستارگان مایۀ امنیت اهل آسمان‌اند»[۳۰].[۳۱]
  4. آینده مثبت و درخشان: یکی از عوامل افسردگی، اضطراب و نگرانی در آدمی، بدبینی و ترس از آیندۀ مأیوسانه و بدبینانه است؛ ولی رویکرد مهدویت، به آیندۀ بشر بسیار مثبت و درخشان است و انسان سرگشته و ناآگاه از آینده را به چنان آرامشی رهنمون می‌سازد که سبب تکامل او می‌شود. قرآن مجید آینده و افق زندگی انسان‌ها را بسیار روشن و مسرت‌بخش توصیف کرده است: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا[۳۲]. روایات متعددی دربارۀ آیندۀ درخشان بشریت وجود دارد. رسول اکرم(ص) می‌‌فرماید: «خداوند با مهدی(ع) از امت رفع گرفتاری می‌‌کند»[۳۳]. ایمان به منجی و امید به ظهور آخرین ذخیرۀ خیر و هدایت الهی و برچیده شدن دایمی طومار نظام‌های فاسد حاکم بر جهان، یگانه افق روشنی است که فردای روشن را برای بشریت نوید می‌دهد و استرس و نگرانی‌ها را از روح و جان او ستُرده و به وی آرامش می‌دهد.

در جهان‌بینی انتظار، کار جهان عبث نیست، عمر جهان به پایان نرسیده است، هنوز اوّل کار است، دولتی مقرون به عدل و عقل و حکمت و خیر و سعادت و سلامت و امنیّت و رفاه و آسایش و وحدت عمومی و جهانی در انتظار بشریّت است، همان‌طور که پیامبر آخرالزمان این نوید قطعی را به بشریت داده است: «اگر از دنیا جز روزی باقی نماند، خداوند آن روز آن چنان طولانی گرداند تا قائم ما ظهور کند، پس جهان را سرشار از قسط و عدالت گرداند، چنان‌که از ظلم و ستم پر شده بود»[۳۴].

بر اساس جهان‌بینی انتظار، آیندۀ جهان در سایۀ حکومت صالحان است و در آن انتخاب اصلح به معنی واقعی صورت خواهد گرفت. زمانی‌که حضرت قائم(ع) قیام کند، در آن عصر به عدالتحکم شود و ستم برای همیشه رخت بربندد، راه‌ها امن گردد، زمین برکات و استعدادهای خود را ظاهر گرداند و حدّاکثر استفاده از منابع و خیرات زمین صورت گیرد، فقیری پیدا نشود که مردم صدقات و زکات خود را به او بدهند و این است معنی سخن خدا: عاقبت از آن متّقیان است"[۳۵].[۳۶]

تاثیر زیارت، توسّل و دعا بر آرامش

حضور در اماکن مقدس و زیارت‌گاه‌ها و یا شرکت در مراسم مذهبی جمعی، و دعا و زیارت و توسّل سبب می‌شود فرد در هماهنگی با محیطی که در آن قرار گرفته برای دقایق یا ساعاتی، مشکلات و کشمکش‌های درونی و تضادهای روانی خویش را به فراموشی بسپارد. طبق نظر روان شناسان، در مواجهه با مسایل و مشکلات زندگی و رسیدن به موفقیت، دو دسته از عوامل نیازمندیم: نخست، فراهم آمدن اسباب طبیعی؛ دوم، شرایط روانی خاصی که بتوانیم با مسایل بهتر روبه رو شویم که معمولاً با ارتباط با اولیای الهی فراهم می‌گردد. گاهی سستی اراده، ترس، غم، اضطراب و عدم اشراف کامل بر موقعیت باعث می‌شود نتوانیم از راه حل‌های‌ ممکن به شکل مطلوب بهره ببریم. توسل و توکل، باعث تقویت اراده و عدم تأثیر عوامل مخلّ روانی می‌شود.

توسّل به اولیاء الهی، با ارتباط معنوی و پیوندجویی عمیق عاطفی همراه است که نوعی احساس حمایت در شخص پدید می‌آورد و به او اطمینان می‌بخشد که آن بزرگواران به عنوان آبروداران درگاه الهی، واسطه بین او و خداوند قرار خواهند گرفت و از این راه نظر لطف و رحمت خداوند را برای او جلب خواهد شد[۳۷].

از نظر روان‌شناختی، حضور در اماکن مقدس و زیارت‌گاه‌های شخصیت‌های معنوی و الهی، موجب تخلیۀ هیجانی در انسان می‌‌شود و این تخلیۀ هیجانی با آرامش درونی در انسان همراه است[۳۸].

دعا، مایۀ‌ آرامش روح و روان آدمی است؛ زیرا دعا مظهر کامل ذکر خدا و ذکر خدا تنها آرام بخش دل‌هاست. دعا، در روح انسان ایجاد بهجت و آرامش می‌‏کند؛ زیرا دعا و خواندن خدا دو اثر در آرامش روح و روان انسان دارد: یکی اینکه خود دعا ذاتاً موجب آرامش است و کوه‏‌های غم و نگرانی را ذوب می‏‌کند. دیگر اینکه، انسان اگر با تمام شرایط دعا کند و در نهایت، خداوند کریم هم مصلحت بداند، دعای او در رفع غم و اندوه و مشکلات مستجاب خواهد شد و فرد مؤمن همواره به استجابت و دستگیری خداوند امید دارد و این امید در همه حال موجب آرامش دل و اطمینان قلب اوست. چون فرد مؤمن در موقعیت‌های دشوار زندگی به کارگشایی خداوند یقین دارد و دلش در فروغ جان‌بخش این یقین پیوسته در اطمینان و آرامش است[۳۹].

پرسش‌های وابسته

  1. مثبت‌اندیشی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  2. معنا‌بخشی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  3. ثبات شخصیت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت‌ روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  4. وحدت شخصیت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  5. هویت‌بخشی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  6. احساس نشاط به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  7. آرامش‌بخشی و احساس آرامش به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  8. احساس رضایت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  9. احساس امنیت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  10. احساس امید به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  11. احساس عزت نفس به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  12. احساس خودباوری و اعتماد به نفس به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  13. احساس رضایت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  14. احساس امنیت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد ارتقای بهداشت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  15. رشد شخصیت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی ظهور به چه معناست؟ (پرسش)
  16. رشد روحیه خودمهارگری و مدیریت عواطف به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  17. رشد روحیه هدف‌مندی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  18. رشد روحیه صبر و استقامت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  19. رشد روحیه و میل به فضائل اخلاقی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  20. رشد روحیه محبت و عشق‌ورزی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  21. رشد روحیه انسجام و همگرایی با جامعه به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  22. رشد روحیه اخلاق‌مداری به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  23. رشد روحیه مسئولیت‌پذیری به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  24. اصلاح سبک زندگی به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد رشد شخصیت روانی به چه معناست؟ (پرسش)
  25. اشتیاق به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد عاطفی به چه معناست؟ (پرسش)
  26. محبت به عنوان یکی از آثار روان‌شناختی انتظار در بعد عاطفی به چه معناست؟ (پرسش)

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۱، ص۴؛ بهشتی، محمد، فرهنگ امید، ص۲۳ و ۲۵.
  2. ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ«اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند» سوره فتح، آیه ۴.
  3. فخرالدین طریحی، مجمع‏ البحرین، ج ۱، ص۳۹۴ ماده «سکن»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۶، ص۳۱۳ ماده سکن؛ طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۰.
  4. ر.ک: طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۰.
  5. موحدی، محسن، آثار روان‌شناختی آموزه‌های مهدویت، ص۴؛ فقیهی مقدس، نفیسه، بررسی کارکرد آموزه انتظار در حوزه سلامت روان خانواده با تاکید بر روایات اسلامی.
  6. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۲، ص۶۰-۶۲.
  7. «ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷ ـ ۳۰.
  8. «و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.
  9. «آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند» سوره یونس، آیه ۶۲.
  10. «(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره فتح، آیه ۲۶.
  11. «پس به بندگان من مژده بده! کسانی که گفتار را می‌شنوند آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‌شان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۷.
  12. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۲، ص۵۸-۵۹.
  13. «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید» سوره فتح، آیه ۲۷.
  14. «و همه آنچه را که از اخبار پیامبران برای تو حکایت می‌کنیم، چیزی است که با آن دلت را استوار می‌داریم» سوره هود، آیه ۱۲۰.
  15. «و آنان که در کفر شتاب می‌ورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمی‌رسانند؛ خداوند می‌خواهد که برای ایشان در جهان واپسین بهره‌ای نگذارد و آنان را عذابی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۶.
  16. «گفتار آنان تو را اندوهگین نگرداند که عزّت یکسره از آن خداوند است، او شنوای داناست» سوره یونس، آیه ۶۵.
  17. ر.ک: سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص۳۲-۳۴.
  18. «و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد» سوره فتح، آیه ۲۶.
  19. «همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  20. «پس اگر دانایید کدام‌یک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟ آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۱ ـ ۸۲.
  21. ر.ک: نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  22. «وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ‏ لِأَهْلِ‏ الْأَرْضِ‏ فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَیْتِی ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ»؛ کمال الدین و تمام النعمة، ص۲۰۵.
  23. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۳۵۹-۳۶۳. .
  24. ر.ک: نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  25. «آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  26. «و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
  27. «نَحْنُ‏ ذِکْرُ اللَّهِ‏ وَ نَحْنُ‏ أَکْبَرُ»؛ کافی، ج۲، ص۵۹۸.
  28. ر.ک: سبحانی‌نیا، محمد، مهدویت و آرامش روان، ص۱۰۸-۱۱۲.
  29. ر.ک: موحدی، محسن، آثار روان‌شناختی آموزه‌های مهدویت، ص۴؛ فقیهی مقدس، نفیسه، بررسی کارکرد آموزه انتظار در حوزه سلامت روان خانواده با تاکید بر روایات اسلامی؛ سبحانی‌نیا، محمد، مهدویت و آرامش روان، ص۱۰۸-۱۱۲.
  30. «وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۹۲.
  31. ر.ک: سبحانی‌نیا، محمد، مهدویت و آرامش روان، ص۱۰۸-۱۱۲.
  32. «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد» سوره نور، آیه ۵۵.
  33. «وَ بِهِ یُفَرِّجُ اللَّهُ عَنِ الْأُمَّة»؛ بحارالانوار، ج۵۱، ص۷۵.
  34. «وَ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِکَ حَتَّی یَخْرُجَ قَائِمُنَا فَیَمْلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ‏ جَوْراً وَ ظُلْماً»؛ علی بن محمد خزاز رازی، کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، ص۱۶۵.
  35. «اذا قامَ الْقائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ، ارْتَفَعَ فی أیّامِهِ الْجَوْرُ وَ أمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ، وَ اخْرَجَتِ الارْضُ بَرَکاتِها فَلَا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَی جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعالی‏": ﴿وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ﴾»؛ محمد بن احمد فتال نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ص۲۶۵.
  36. ر.ک: موحدی، محسن، آثار روان‌شناختی آموزه‌های مهدویت، ص۴؛ فقیهی مقدس، نفیسه، بررسی کارکرد آموزه انتظار در حوزه سلامت روان خانواده با تاکید بر روایات اسلامی؛ سبحانی‌نیا، محمد، مهدویت و آرامش روان، ص۱۰۸-۱۱۲؛ نظری شاری، عبدالله، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  37. ر.ک: نظری شاری، عبدالله، نقش ایمان در بهداشت روانی، ص۲۹۶-۲۹۷.
  38. ر.ک: نظری شاری، عبدالله، نقش ایمان در بهداشت روانی، ص۲۲۰.
  39. ر.ک: نظری شاری، عبدالله، نقش ایمان در بهداشت روانی، ص۱۸۸.