قرآن در قرآن
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
قرآن کتاب پیامبر اسلام و راهنمای مسلمانان است. این کتاب از نظر مسلمانان آخرین کتابی است که بر پیامبران نازل شده و به لحاظ جایگاه و شیوه طرح معارف دارای ویژگیهایی است؛ زیرا فرستادن پیامبری مشخص با کتابی ماندگار و گسترشپذیر و مهیمن و جهانی، ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ﴾[۱]، ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾[۲]، ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾[۳]، ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾[۴]، ﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾[۵]، تابع شرایط انسانی و جغرافیایی و پیدایش زمینه برای پذیرش با ویژگیهای زبانی و ادبی است که قرآن آنها را برشمرده است[۶]. از سوی دیگر توجه به مخاطب خاص آن یعنی پیامبر -جدای از بحث مخاطب عام آن- نکته دیگر در شناخت پیامبر است، زیرا نشان میدهد که او چه کسی بوده که این کتاب را با این موقعیت و محتوا نازل کرده است؛ مثلاً این مسأله که قرآن به شخصی در جزیرةالعرب و نه در میان تمدن ایران و روم و میان اقوامی امی ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ﴾[۷] وحی شده و یا در سطح انسانهایی که با دانش کسبی بالا، به مراتبی گزینش نشده و فردی امّی انتخاب شده، یا از تربیت و مراتب کمالات نازل شده است. یا چه سیر و تحولی در این شخص پیش از بعثت رخ داده تا آمادگی برای کسب وحی و توانایی برای ابلاغ و رسالت پیدا کرده، تابع قواعد و سنتهای الهی است. اینگونه نیست که در هر جا بشود شخصیتی ظهور کند و نقطه عطفی در تاریخ بشریت به وجود آورد و تحولی ایجاد کند. بسیاری از انسانهای متفکر و با نبوغ در جهان بوده؛ ولی یا رشد نیافتهاند، یا سرکوب شده و یا اندیشه آنان در انزوا قرار گرفته است. حرکت و رشد اندیشهای در جامعه از قواعد عام و سنتهای الهی پیروی میکند. یک درخت و گل در هر زمینی نمیروید و اگر بروید ماندگار نمیشود و اگر ماندگار شود، جلوه نمیکند و اگر جلوه کند، بازتاب نمییابد و فراگیر نمیشود، تا چه رسد به انسانها و آن هم پیامبران. این که در فلسفه تاریخ گفته شده؛ این مردم هستند که شخصیتهای تاریخی را میسازند، یا شخصیتهای تاریخی مردم را، میتوان رابطهای متقابل از تأثیر و تأثر شخصیت و جامعه را مطرح کرد، که تا اندازهای درباره پیامبران صادق است. در میان هزاران پیامبر و منذری که خداوند فرستاده، تنها چند نفر آنها اولوالعزم، یعنی دارای ارادهای استواری و اصالت در رأی و نگرشی و بینشی جهانی بودهاند و توانستهاند فرا ملیتی شوند. خداوند در این که مردم باید به پیامبران ایمان بیاورند، تفاوتی نگذاشته است: ﴿لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ﴾[۸]. اما در ایجاد موقعیت رسالت و چگونگی ارتباط با حضرت و استفاده از کتاب حق برتریهایی داده است: ﴿وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ﴾[۹]. در حقیقت برخی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری بخشیدیم. لذا در این مدخل درباره کلیه آیاتی که درباره قرآن و اشاره به پیامبر با اسم و یا ضمیر (کاف) خطاب یا ضمیر فاعلی و مفعولی آمده که در مقایسه با نام پیامبران دیگر پس از حضرت موسی رتبه دوم را برخوردار است و جنبههای مختلف نسبت وحی و پیامبر را روشن میکند، مطرح خواهد شد. قرآن کریم دارای دو رویکرد عمومی است: برای عامه مردم مبین و روشنگر است و برای متقین هدایتگر و راهنما است. اما برای پیامبر جهتدهنده و تربیتکننده و تسلیبخش و تعیینکننده قلمرو رسالت و تعیین روش برای انجام مأموریت است.
قرآن در قرآن
درباره شناخت قرآن نبوی محمدی(ص)، بهترین منبع خود این کتاب است، لذا در آغاز لازم است به آیاتی اشاره شود که خود در توصیف بر این کتاب در آغاز برخی از سورهها آمده و شخصیت پیامبر و قدرت تحمل پیامبر را در دریافت آن نشان داده است: اهمیت این توصیفها در معرفی شخصیت پیامبر است که نشان میدهد که وحی بر پیامبر امر بیرونی و جدا از شخصیت او بوده است، ثانیاً، بازتابدهنده واکنشهای پیامبر گوناگون نسبت به خارج است.
- ﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ﴾[۱۰].
- ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ * نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ﴾[۱۱].
- ﴿كِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۲].
- ﴿الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ﴾[۱۳].
- ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[۱۴].
- ﴿كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ﴾[۱۵].
- ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۶].
- ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾[۱۷].
- ﴿قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۱۸].
- ﴿وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ﴾[۱۹].
- ﴿هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾[۲۰].
- ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾[۲۱].
نکات:
- این کتاب تردیدناپذیر برای پیامبر بوده ﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ﴾ و در این که وحی و امری بیرون از شخصیت اوست، برای هدایت پرواداران (متقیان) است ﴿هُدًى لِلْمُتَّقِينَ﴾؛
- به حق نازل شده ﴿نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ﴾ و از مقامی بالا تنزل یافته تا قابل تبلیغ باشد و تصدیقکننده تجربه وحی نبوی پیشینیان است. ﴿مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ﴾؛
- از سوی حکیم فرزانه نازل شده، که میدانسته چگونه و با چه تناسبی آن را نازل کند ﴿كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ﴾ و دارای تفصیل معارف و احکام، وسیله تذکر ﴿وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ﴾، ﴿وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ﴾، بینات ﴿هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ﴾، فرقان ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ﴾، هدایت ﴿هُدًى لِلْمُتَّقِينَ﴾، بشارت ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾، از عزیز رحیم ﴿آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾ و نازله عربی است ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا﴾؛ از اوصاف سلبی مانند: عوج ندارد ﴿قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ﴾، تردیدآور نیست ﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ﴾، کسی آن را مس نمیکند و به درستی در نمییابد، مگر دل خود را پاک کرده باشد ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾؛ این توصیفها نکات کلیدی در معرفی این کتاب است.
ویژگیهای قرآن
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾[۲۲].
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾[۲۳].
- ﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا﴾[۲۴].
- ﴿هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۲۵].
نکات:
- آسان شدن و راحت به زبان آمدن ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ﴾ و روش تدریجی نازل شدن قرآن، ﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ﴾ یکی از ویژگیهای مهم این کتاب شریف برای ایجاد روحیه ثبات قدم در مرحله اول برای پیامبر و در مرحله بعد برای مؤمنان است ﴿لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ﴾ و از سویی زمینه تفکر فراهم کردن و مجال دادن به کافران، یا تازه ایمانآورندگان، برای ترک عقاید باطل و ایجاد عقاید حق و درست به جای آن است ﴿وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾ قرآن را بخشبخش نازل کردیم ﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ﴾ تا آن را به آرامی بر مردم بخوانی ﴿لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ﴾ و آن را به تدریج نازل کردیم ﴿وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا﴾؛
- آسان به زبان جاری شدن تا جایی که حتی کودکان بتوانند بخوانند و از حفظ کنند و نزول قرآن تدریجی و هم با آرامش و آرام آرام برای مردم خوانده شده، تا به راحتی آن را یاد بگیرند و با تحمل بتوانند عمل کنند. خداوند در آیهای در برابر این شبهه کفّار که چرا قرآن یکباره نازل نشده و به مانند دیگر کتب الهی نیست، چنین پاسخی میدهد: ﴿كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾[۲۶]؛
- یکی از اوصاف قرآن وصف راهنمایی و هدایت و روشنگری و پند برای مردم است ﴿هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ﴾ و راهنمونی و پندی برای تقواپیشگان: ﴿وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ﴾؛
- یکی دیگر از ویژگیهای قرآن کریم، هماهنگی آوایی آن است. هماهنگ بودن از نظر بهکارگیری حروف، بهکارگیری واژهها، پیوستگی مطالب و پیوند موضوعات، و نظم منطقی حاکم بر آیات و سورهها. مثلاً درباره بهکارگیری حروف؛ برخی از سورههای قرآن با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، ه، ر، د، س، ختم میشوند. مانند پایان آیات سوره مریم که با الف تمام میشود: زکریا، حَفّیا، شقیا، ولّیا، رضیاً، سُمیّا، و برخی با دو یا سه حرف مانند ون و ین چنانکه قسمتی از سوره انبیاء بدینگونه ختم شده: حافظین، راحمین، عابدین، صابرین، صالحین، ظالمین، مؤمنین، وارثین و... و برخی با حروف و آهنگی متنوعتر، که البته بیش از همه، حرف ن در انتهای آیات قرآن کریم به چشم میخورد و به پایان آیات آهنگی مخصوص و دلنشین و شنیدنی بخشیده است.
تمهیدات و آماده کردن پیامبر
مراد آن دسته از آیاتی است که جدا از مباحث خاصِ قرآن، به تمهیدات و سیر دریافت وحی اشاره دارد و کلیت نسبت میان شخصیت پیامبر در ارتباط با قرآن میپردازد و محورهای موضوعی آن در ذیل مدخلهای خاص خود قابل دستیابی است.
- ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾[۲۷].
- ﴿كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾[۲۸].
- ﴿لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ * فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴾[۲۹].
- ﴿فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴾[۳۰].
- ﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾[۳۱].
نکات:
- ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ﴾ بخوان به نام پروردگارت که آفرید و خواند: ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾[۳۲]، و این آغاز رسالت و به قول مورخان نخستین آیات وحی و ایجاد آمادگی پیامبر برای القای وحی به صورت تدریجی و مرحله به مرحله است، و هر چند فاتحة الکتاب، آغاز این کتاب آسمانی در مصحف شد، اما پنج آیه سوره علق آغاز تنزیل به شمار میرود؛
- ما اینگونه قرآن را به تدریج نازل کردیم تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم و قرآن را بر تو به آرامی خواندیم ﴿كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾؛
- شیوه القای وحی محمد(ص) که چیزی را فراموش نکند و مصونیت پیدا کند و در آن شک ننماید که این وحی است؛
- رفع نگرانی از خاطر پیامبر در تحفظ قرآن. در تفسیر مجمع البیان به نقل از ابن عباس در تفسیر این آیه آمده است که چون قرآن بر پیامبر نازل میشد پیش از اتمام نزول وحی رسول اللَّه به خواندن مبادرت میفرمود. خداوند او را خطاب میکند که در خواندن قرآن شتاب مکن ﴿لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ﴾ شاید شدت علاقه و محبت آن حضرت به وحی او را به چنین کاری وادار میکرد[۳۳].
- این قرآن به زبان عربی نازل شده ﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ...* بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾و توسط روح الامین و بر قلب پیامبر بوده و هدف از انذار بوده است﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ﴾[۳۴].
توصیف اهداف وحی و کیفیت بیان آن برای پیامبر
- ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۳۵].
- ﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا﴾[۳۶].
- ﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا﴾[۳۷].
- ﴿الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[۳۸].
- ﴿وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا﴾[۳۹].
- ﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ﴾[۴۰].
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾[۴۱].
- ﴿وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا...﴾[۴۲].
- ﴿وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ﴾[۴۳].
- ﴿قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾[۴۴].
- ﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[۴۵].
- ﴿وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ﴾[۴۶].
- ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ﴾[۴۷].
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾[۴۸].
- ﴿وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ﴾[۴۹].
- ﴿وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا﴾[۵۰].
- ﴿وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ﴾[۵۱].
نکات:
- هدایت به دین اَقوَم هدف قرآن و وحی به عنوان یکی از معیارهای دین اکمل است: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾ در این باره علامه طباطبایی مینویسد: یعنی این قرآن هدایت میکند به سوی دینی که اقوم از هر دین و مسلطتر بر اداره امور بشر است همچنان که در جای دیگر فرموده: ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا﴾[۵۲] و اقوم افعل تفضیل از قیام است و معنای اصلی قیام، ضد قعود است که این خود یکیاز معتدلترین حالات آدمی است و انسان در این حال از هر حالت دیگری نسبت به کارهایش مسلطتر است به خلاف قعود و یا طاقباز و یا دَمَر و امثال آن، ولی این کلمه را در نیکو انجام دادن هر کار استعمال کردهاند و به کسی که به خوبی متصدی کاری شود، و بدون عجز و خستگی و با حسن اداره آن را از آب در آورد میگویند فلانی قائم به فلان امر است یعنی آن امر را مراقب و نگهدار است، و حال آن را آنطور که مناسب آن است رعایت مینماید. در آیه مورد بحث خدای تعالی این ملت حنیف را ملتی قائم نامیده و در جای دیگر درباره آن فرموده: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾[۵۳] و نیز فرموده: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ﴾[۵۴] و این بدان جهت است که این دین خیر دنیا و آخرت ملت خود را تأمین و تضمین نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ایشان است. و این نیز نیست مگر به خاطر اینکه این دین موافق با مقتضیات فطرت انسانی و ناموسی است که خداوند بر اساس آن ناموس او را خلق کرده و او را به حسب آن ناموس مجهز به ابزاری فرموده که او را به سوی غایت و هدف از خلقتش و سعادتی که برایش در نظر گرفته شده راهنمایی میکند.
بنابراین، توصیف این ملت در آیه مورد بحث به وصف ﴿أَقْوَم﴾ (قائمتر) یا در مقایسه با سایر ملتها است و یا در مقایسه با سایر شریعتها، این را میدانیم که برای هر ملتی سنتی است که آن را برای خود برگزیدهاند تا سودشان برساند و به درد زندگیشان بخورد، و لیکن این سنتها اگر در بعضی از امور ایشان را سود ببخشد در پارهای دیگر به ضررشان تمام میشود، و اگر پارهای از هواها و امیالشان را تأمین میکند قسمت عظیمی از خیرات را از ایشان سلب میکند، همانا در میان همه سنتها این تنها اسلام است که قائم به مصالح حیات و تمامی اهداف دنیایی و آخرتی جامعه است، بدون اینکه خیری از ایشان سلب کرده و از بین برده باشد بنابراین ملت حنیف اَقوَم است بر حیات انسانی تا دیگر ملل[۵۵]؛
- چگونگی بیان وحی و استفاده از ضربالمثل برای انتقال پیام آن به مردم ﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ﴾ تصریف امثال به معنای برگرداندن و دوباره آوردن و با بیانهای مختلف و اسلوبهای گوناگون ایراد کردن است، و مثل به معنای توصیف مقصود است به چیزی که آن را مجسم و ممثل کند و ذهن شنونده را به آن نزدیک گرداند، مراد این است که ما هر مثلی را که روشنگر راه حق و راه ایمان و شکر باشد برای ایشان بیان کردیم، ولی بیشتر مردم جز راه کفران را نپیمودند ﴿فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا﴾ و از تاریخ تکاندهنده گذشتگان و از حوادث دردناک زندگی آنها و خاطرههای تلخ و شیرین تاریخ، در گوش مردم فرو خواندیم و آن قدر مسائل را زیر و رو کردیم تا دلهایی که آماده پذیرش است پذیرای حق گردد، و بر سایرین نیز اتمام حجت شود، و جایی برای ابهام باقی نماند. ولی با این حال گروهی طغیانگر و سرکش هرگز ایمان نیاوردند، چرا که انسان بیش از هر چیز به مجادله میپردازد ﴿وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا﴾؛
- یکی از ویژگیهای قرآن آسان شدن قرآن برای پیامبر جهت انذار است، البته در این میان برای انذار افراد لجوج این آسان شدن اهمیت بیشتری پیدا میکند: ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ...﴾ ﴿وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾؛
- قرآن کتابی نازل شده بر پیامبر به زبان عربی فصیح که در انتقال پیام وحی دارای پیامی روشن و آشکاراست و با توجه به موقعیت جغرافیایی زیست و بعثت پیامبر در آیات متعدد بر این نکته تأکید شده است و بر این پیام که پیامبران با زبان مردمی که در میان آنها هستند فرستاده شدند تا چگونگی انتقال پیام دعوت با سهولت و آسانی انجام پذیرد ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ﴾[۵۶]، ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾، ﴿وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا﴾، ﴿وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ﴾؛
- نعمت زبان گویای پیامبرکه از طرف خداوند به ایشان عطا شده واسطه آسان شدن محتوای بسیار عالی قرآن برای درک همگان و بشارت به تقوا پیشگان: ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾، ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾؛
- خداوند به پیامبر میفرماید که محور بیان دعوت توحیدی تو وحی الهی باشد و آنچه را از کتاب پروردگارت به سوی تو وحی شده، بخوان و پیروی کن ﴿وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ﴾ و به خرافات، مطالب بیاساس و دروغهای دیگران توجه نکن؛ برای اینکه سخنان و علم الهی همچون سخنان و دانش مردم نیست که هر روز بر اثر کشفیات جدید، دستخوش تغییر شود، و نتوان بر آن اعتماد کرد، بلکه علم الهی و وحی و سخنان خدا تغییرناپذیر و استوار است، چون زمینههای تغییر در آنها وجود ندارد. ﴿لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ﴾ و هیچ پناهگاهی جز او نمییابی ﴿وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا﴾ و همین استحکام و تغییرناپذیری کلام خداوند مهمترین نقش را در تأثیرگذاری بیان وحی الهی از طرف پیامبر را دارد.
قرآن و پیوند با تحقق اهداف وحیانی پیامبر
- ﴿اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ﴾[۵۷].
- ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ﴾[۵۸].
- ﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾[۵۹].
- ﴿إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ﴾[۶۰].
- ﴿وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾[۶۱].
- ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾[۶۲].
- ﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ﴾[۶۳].
- ﴿إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ﴾[۶۴].
- ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۶۵].
- ﴿وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا * فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا﴾[۶۶]
نکات:
- پیامبر موظّف به پیروی از قرآن و وحی الهی وپیوند با پیام وحی برای تحقق عملی اعتقاد به توحید و توجه به معاد: ﴿اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ﴾، ﴿قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾، ﴿إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾.
- پیامبر مأمور اعلان اطاعت و پیروی حتمی خود از قرآن: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي﴾، ﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ﴾ و دوری از مشرکین ﴿اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.... وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ﴾ و پیروی نکردن از خواستهها و تمایلات بهانهجویانه آنان ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾؛
- پیامبر مأمور به تمسک و پیروی از قرآن برای بودن در صراط مستقیم و هدایت دیگران ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾؛
- از اهداف وحیانی پیامبر مبارزه با شرک و انذار مشرکین ﴿وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا﴾.
کیفیت وحی قرآنی به پیامبر
منظور آن دست از آیاتی است که به توصیف کیفیت وحی قرآنی میپردازد. مثل این که این وحی با نزول و تنزل کلام الهی بوده است، این عمل بر قلب پیامبر و از خارج از شخصیت پیامبر انجام گرفته، و این عمل توسط روح الامین شخصیتی به جز پیامبر بوده است. این وحی حتی به گونهای بوده که عدهای آن را به مثابه سحر تلقی کنند.
- ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾[۶۷].
- ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ * لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۶۸].
- ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ﴾[۶۹].
- ﴿إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ * وَمَا صَاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ﴾[۷۰].
- ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا﴾[۷۱].
- ﴿وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا * وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا﴾[۷۲].
- ﴿وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا * إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا﴾[۷۳].
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾[۷۴].
- ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾[۷۵].
- ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾[۷۶].
- ﴿وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ * قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ * يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴾[۷۷].
- ﴿وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ﴾[۷۸].
- ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا﴾[۷۹].
- ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾[۸۰].
- ﴿فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى﴾[۸۱].
- ﴿تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ﴾[۸۲].
- ﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا﴾[۸۳]. نکته: گاهی وحی پیامبر به صورت رؤیا است که صورتی از معانی به پیامبر نشان داده میشود و به صورت تمثیل درختی است که وسیله آزمایش مردم است. ﴿وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ﴾ رؤیای پیامبر(ص) و شجره ملعونه: جمعی از مفسران شیعه و اهل سنت نقل کردهاند که: این خواب اشاره به جریان معروفی است که پیامبر(ص) در خواب دید میمونهایی از منبر او بالا میروند و پایین میآیند، بسیار از این مسأله غمگین شد، آن چنانکه بعد از آن کمتر میخندید – برخی از مفسران این میمونها را به بنیامیه تفسیر کردهاند که یکی بعد از دیگری بر جای پیامبر(ص) نشستند در حالی که از یکدیگر تقلید میکردند و افرادی فاقد شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول اللّه را به فساد کشیدند. اما شجره معلونه - در قرآن ممکن است اشاره به هر گروه منافق و خبیث و مطرود درگاه خدا، مخصوصاً گروههایی همانند بنیامیه و یهودیان سنگدل و لجوج و همه کسانی که در خط آنها گام بر میدارند، باشد، و شجره زقوم در قیامت تجسّمی از وجود این شجرات خبیثه در جهان دیگر است، و همه این شجرات خبیثه مایه آزمایش و امتحان مؤمنان راستین در این جهان هستند[۸۴]. احتمال دیگر آن است که مراد از شجرة ملعونه، شجرة ممنوعه باشد.
- ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ﴾[۸۵].
- ﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾[۸۶].
نکات:
- قرآن به زبان قوم نازل شده تا زمینه فهم بهتر کلام الهی را فراهم سازد: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ﴾؛
- قرآن حکیم بر هفت حرف فرود آمده و به تعبیر دیگر بر هفت باب علم که در سوره حمد خلاصه میشود و محتوی معانی قرآن به ایجاز بیان شده است که در سایر آیات قرآن تفصیل داده شده است اهمیت قائل است: یا به احتمال دیگر قرآن نوری است که از یک چراغدان میتابد و اختلاف و تناقضی ندارد، میتوان گفت آیاتش متشابه یا مثانی است. دو تفسیر گفته شده با یکدیگر منافاتی ندارند. یک قول این است که مثانی همان الحمد است و قول دیگر این که کلّ قرآن مثانی است. چون بپذیریم که تمام قرآن در “الحمد” خلاصه شده است: ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ﴾ ما سبع المثانی و قرآن بزرگ را به تو دادیم؛
- قرآن امانتی الهی در دست جبرئیل هنگام نزول آن بر پیامبر: ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ﴾، ﴿إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ﴾؛
- مأموریت پیامبر برای قرائت قرآن، همراه با ترتیل ﴿... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا﴾ مأموریت پیامبر برای قرائت قرآن، همراه با ترتیل: ﴿... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا﴾ و القاء وحی از طرف خداوند و پذیرش آن سخنی سنگین و مسئولیتی بزرگ برای پیامبر ﴿إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا﴾ سنگین از نظر محتوا، و مفهوم آیات! و بیان مسؤولیتها. سنگین از نظر تحمل آن بر قلوب و دلها، سنگین از نظر تبلیغ، و مشکلات راه دعوت! و برنامهریزی و اجرای کامل آن! سنگین در ترازوی عمل و در عرصه قیامت.
- خداوند خطاب به پیامبر میگوید: نزدیک بود آنها تو را با وسوسههای خود از آنچه بر تو وحی کردیم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند ﴿وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا﴾ و اگر ما تو را ثابت قدم نمیساختیم و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودی نزدیک بود به آنان تمایل کنی ﴿وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا﴾ اما این تثبیت الهی مانع از آن تمایل شد. علامه طباطبایی مینویسد: و معنای آیه این است که مشرکین نزدیک شد تو را بلغزانند و از آنچه به تو وحی نمودیم منحرفت کنند تا مرامی مخالف آن پیشگیری و اعمالی بر خلاف آن انجام دهی و بدین وسیله افترایی به ما ببندی و روش اختلاف طبقاتی را روشی خداپسندانه جلوه دهی و گفتند که اگر چنین کنی و یک مشت گدا و ژندهپوش را از خود برانی، با تو رفاقت میکنیم. ﴿وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا﴾ “تثبیت” در اینجا به طوری که از سیاق برمیآید به معنای عصمت و حفظ الهی است و اگر جواب “لولا” را خود رکون قرار نداده و نفرمود “ترکن” بلکه نزدیک شدن به رکون را قرار داده فرمود: ﴿لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ﴾ برای این بود که با در نظر داشتن اینکه رکون به معنای کمترین میل است دلالت کند بر اینکه رسول خدا(ص) میل به کفار که نکرد سهل است؛ بلکه نزدیک به میل هم نشد، و اینکه فرمود﴿إِلَيْهِمْ﴾ و رکون را به مشرکین نسبت دادند به اجابت خواستههای آنان این معنا را تأکید میکند. و معنای آیه این است که اگر ما با عصمت خود تو را پایداری نمیدادیم نزدیک میشدی به اینکه به سوی آنان اندکی میل کنی، لیکن ما تو را استوار ساختیم، و در نتیجه به آنان کمترین میلی نکردی تا چه رسد به اینکه اجابتشان کنی، پس رسول خدا(ص) ایشان را اجابت نکرد و ذرهای میل به ایشان هم ننمود و نه نزدیک بود میل کند[۸۷]. و این خود دلیلی است بر زلالی وحی و الهی بودن آن؛
- خداوند خطاب به پیامبر میفرماید: آنچه داری از برکت رحمت اوست و اگر بخواهیم آنچه را بر تو وحی فرستادهایم، از تو میگیریم ﴿وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ﴾ سپس کسی را نمییابی که در برابر ما از تو دفاع کند و آن را از ما بازپس گیرد ﴿ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا﴾ پس این ماییم که این آگاهیهای وحیانی را به تو بخشیدهایم تا رهبر و هادی مردم باشی، و این ماییم که هرگاه صلاح بدانیم از تو بازپس میگیریم، و هیچکس را در این رابطه دخل و تصرفی نیست. علامه طباطبایی مینویسد: ﴿وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا﴾ کلامی است متصل به ما قبلش، زیرا آیه قبلی ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۸۸] اگر چه متعرض مطلق روح بود که خود دارای مراتب مختلفی است اما بر حسب سیاق آیات مورد بحث که درباره قرآن گفتگو داشت میفهمیم که مقصود از آن خصوص آن روحی است که از آسمان بر رسول خدا(ص) نازل میشود و قرآن را به او القاء میکرد. و بنابراین، معنای آیه مورد بحث - و خدا داناتر است - چنین خواهد شد آن روح که بر تو نازل میشود و قرآن را به امر ما به تو القاء میکند از تحت قدرت ما خارج نیست و قسم میخورم که اگر بخواهیم همان روح را که کلمه القاء شده ما به تو است، از بین میبریم، آن وقت است که دیگر کسی را که به نفع تو و علیه ما وکیل به آن باشد نخواهی یافت یعنی کسی را نخواهی جست که از تو دفاع نموده و ما را محکوم و مجبور به برگرداندن آن نماید[۸۹]؛
- ساده شدن حقایق قرآن با زبان گویای پیامبر هنگام تبلیغ آن جهت تذکر و بشارت به تقواپیشگان: ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ﴾، ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾ و انذار دشمنان متعصب، از وظائف پیامبر در تبلیغ با قرآن: ﴿وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا﴾؛
- پیامبر مأمور به ابلاغ همه پیام وحی و مجاز نبودن ایشان به ترک ابلاغ کمترین بخش از قرآن: ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ...﴾؛
- عام بودن وحی - برای انس و جن - ﴿وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ﴾ و آمرزش گناهان از سوی خداوند و نجات از عذاب دردناک برای - جنیان - از اهداف بیان شده مبلغان آنان در تبلیغ قرآن و رسالت پیامبر به همنوعان خود: ﴿يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴾؛
- امّی بودن پیامبر قبل از بعثت، عامل از بین برنده تشکیک اهل باطل در حقانیّت قرآن و الهی بودن ﴿وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ﴾؛
- عبودیت محمّد(ص) برای خدا، سبب کسب لیاقت جهت نزول قرآن خالی از هر گونه اعوجاج و کژی ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا﴾ و با بیانی جداکننده میان حق و باطل و نذیر برای جهانیان: ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾؛
- تصریح و تأکید خداوند بر این که قرآن از طرف او بر بنده خدا محمد(ص) نازل شده است و پیامبر از خودش چیزی نیاورده است و آیات قرآن توسط پیامبر به حق تلاوت شده است ﴿فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى﴾، ﴿تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ﴾؛
- همانگونه که مخاطب این کتاب مهم است، زمان و مکان نزول قرآن دارای اهمیت است. قرآن در ماه مبارک رمضان نازل شده، ماهی که یک شب آن برابر با هزار ماه است ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ﴾[۹۰].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است» سوره مائده، آیه ۴۸.
- ↑ «و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.
- ↑ «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.
- ↑ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره ص، آیه ۸۷.
- ↑ «در حالی که این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره قلم، آیه ۵۲.
- ↑ (این ویژگیها در سوره اعراف، آیه ۱۵۸؛ سوره احزاب، آیه ۲۱؛ سوره نور، آیه ۶۳؛ سوره احزاب، آیه ۴۰؛ سوره بقره، آیه ۱۴۳؛ سوره انفال، آیه ۲۴؛ سوره توبه، آیه ۱۲۸؛ سوره قلم، آیه ۴؛ سوره صف، آیه ۶؛ سوره جمعه، آیه ۲؛ سوره مائده، آیات ۱۵ و ۱۹ و ۴۸؛ سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره فتح، آیه ۲۸ و برخی آیات دیگر آمده است
- ↑ «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت» سوره جمعه، آیه ۲.
- ↑ «میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.
- ↑ «و بیگمان ما برخی از پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم» سوره اسراء، آیه ۵۵.
- ↑ «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.
- ↑ «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست * (این) کتاب را که کتابهای آسمانی پیش از خود را راست میشمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.
- ↑ «(این) کتابی است که به سوی تو فرو فرستاده شده است تا بدان بیمدهی و یادکردی برای مؤمنان باشد پس نباید از آن تنگدل باشی» سوره اعراف، آیه ۲.
- ↑ «الف، لام، را؛ (این) کتابی است که آیاتش استواری یافته سپس از سوی فرزانهای آگاه آشکار شده است؛» سوره هود، آیه ۱.
- ↑ «ما آن را قرآنی عربی فرو فرستادهایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.
- ↑ «الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.
- ↑ «بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد» سوره اسراء، آیه ۹.
- ↑ «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.
- ↑ «قرآن عربی بیکژی، باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره زمر، آیه ۲۸.
- ↑ «و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید» سوره زخرف، آیه ۴۴.
- ↑ «اوست که بر بنده خویش آیاتی روشن فرو میفرستد تا شما را به سوی روشنایی، از تیرگیها در آورد و بیگمان خداوند به شما مهربانی بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۹.
- ↑ «که جز پاکان را به آن دسترس نیست،» سوره واقعه، آیه ۷۹.
- ↑ «باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.
- ↑ «و جز این نیست که آن را به زبان تو آسان گردانیدهایم باشد که آنان پند گیرند» سوره دخان، آیه ۵۸.
- ↑ «و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.
- ↑ «این (قرآن) بازگفتی آشکار برای مردم و رهنمون و پندی برای پرهیزگاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۸.
- ↑ «این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.
- ↑ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد» سوره علق، آیه ۱-۴.
- ↑ «این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.
- ↑ «زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی * گردآوری و خواندن آن با ماست * پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن» سوره قیامه، آیه ۱۶-۱۹.
- ↑ «پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.
- ↑ «و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است * که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۲-۱۹۵.
- ↑ «به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۱۹، چاپ دارالتقریب.
- ↑ «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.
- ↑ «بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.
- ↑ «و بیگمان ما برای مردم در این قرآن از هر مثلی گوناگون آوردهایم امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.
- ↑ «و بیگمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آوردهایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.
- ↑ «الف، لام، را؛ این آیات کتاب روشنگر است * ما آن را قرآنی عربی فرو فرستادهایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۱.
- ↑ «و بدینگونه ما آن (قرآن) را حکمتی عربی فرو فرستادیم.».. سوره رعد، آیه ۳۷.
- ↑ «و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.
- ↑ «باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.
- ↑ «و بدینگونه آن را قرآنی عربی فرو فرستادهایم.».. سوره طه، آیه ۱۱۳.
- ↑ «و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است * که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۲-۱۹۵.
- ↑ «قرآن عربی بیکژی، باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره زمر، آیه ۲۸.
- ↑ «کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند،» سوره فصلت، آیه ۳.
- ↑ «و اگر آن را قرآنی غیر عربی میکردیم میگفتند: چرا آیاتش روشن نیست، آیا (قرآنی) غیر عربی و (پیامبری) عربی؟ بگو که آن برای مؤمنان رهنمود و درمان و در گوش بیایمانان سنگینی است و آن (قرآن) برای آنان مایه نابینایی است، (گویی) آنان را از جایی دور فرا میخوانند» سوره فصلت، آیه ۴۴.
- ↑ «و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.
- ↑ «و جز این نیست که آن را به زبان تو آسان گردانیدهایم باشد که آنان پند گیرند» سوره دخان، آیه ۵۸.
- ↑ «و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.
- ↑ «و آنچه به تو از کتاب پروردگارت وحی شده است بخوان! برای کلمات او هیچ دگرگونکنندهای نیست و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.
- ↑ «و بدینگونه ما آن (قرآن) را حکمتی عربی فرو فرستادیم و پس از دانشی که به تو رسیده است اگر از خواستههای آنان پیروی کنی در برابر خداوند هیچ یاور و نگهدارندهای نداری» سوره رعد، آیه ۳۷.
- ↑ «بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
- ↑ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.
- ↑ «پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار» سوره روم، آیه ۴۳.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۶۳.
- ↑ «و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم» سوره ابراهیم، آیه ۴.
- ↑ «از آنچه به تو از سوی پروردگارت وحی میشود پیروی کن! هیچ خدایی جز او نیست و از مشرکان روی بگردان» سوره انعام، آیه ۱۰۶.
- ↑ «و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.
- ↑ «و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن که خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره احزاب، آیه ۲.
- ↑ «بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.
- ↑ «و چون برای آنان آیهای (دلخواه آنان) نیاوردهای میگویند: چرا خود آیهای برنگزیدی؟» سوره اعراف، آیه ۲۰۳.
- ↑ «و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمیبرند میگویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم» سوره یونس، آیه ۱۵.
- ↑ «بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمیدانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم» سوره احقاف، آیه ۹.
- ↑ «تو تنها به آن کس میتوانی بیم دهی که از این قرآن پیروی میکند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.
- ↑ «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بیگمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
- ↑ «و تا به آن کسان که میگویند: “خداوند فرزندی گزیده است”، بیم دهد * بسا اگر به این سخن ایمان نیاورند تو، به دنبال ایشان از دریغ، جان خود بفرسایی» سوره کهف، آیه ۴ و ۶.
- ↑ «و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه میدارد و هر که را بخواهد به راه میآورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.
- ↑ «و بیگمان به تو سوره فاتحه و قرآن سترگ را دادهایم * به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۷.
- ↑ «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۴.
- ↑ «که این (قرآن) بازخوانده فرستادهای گرامی است * توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد، * آنجا فرمانگزاری امین است * و همنشین شما، دیوانه نیست» سوره تکویر، آیه ۱۹- ۲۲.
- ↑ «ای جامه بر خویش پیچیده * شب را- جز اندکی- بپای خیز * نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! * یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان * ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو میفرستیم» سوره مزمل، آیه ۱-۵.
- ↑ «و نزدیک بود که تو را از آنچه ما به تو وحی کردیم (به ترفند) باز دارند تا جز آن را بر ما بربندی و آنگاه تو را بیگمان دوست میگرفتند * و اگر ما تو را پابرجا نمیداشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۳-۷۴.
- ↑ «و اگر بخواهیم بیگمان آنچه را بر تو وحی کردهایم از میان میبریم آنگاه تو در برابر ما برای خود در آن باره نگهبانی نخواهی یافت * مگر به بخشایشی از پروردگارت که بخشش وی بر تو بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۸۶-۸۷.
- ↑ «باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.
- ↑ «و جز این نیست که آن را به زبان تو آسان گردانیدهایم باشد که آنان پند گیرند» سوره دخان، آیه ۵۸.
- ↑ «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که میگویند: “چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمیشود یا فرشتهای همراه وی نمیآید؟” تو، تنها بیمدهندهای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا میدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم میدادند * گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند * ای قوم! پاسخ فراخواننده به خداوند را بدهید و به او ایمان آورید تا (خداوند) پارهای از گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد» سوره احقاف، آیه ۲۹-۳۱.
- ↑ «و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.
- ↑ «سپاس خداوندی را که بر بنده خود این کتاب را فرو فرستاد و در آن هیچ کژی ننهاد» سوره کهف، آیه ۱.
- ↑ «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.
- ↑ «پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.
- ↑ «اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ میخوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان میآورند؟» سوره جاثیه، آیه ۶.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۶۵۱.
- ↑ «(روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ به رهنمودی برای مردم و برهانهایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل» سوره بقره، آیه ۱۸۵.
- ↑ «و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۳۷.
- ↑ «از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۷۹.
- ↑ سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.