الهام به معصوم در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۹ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۴۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث علم معصوم است. "الهام به معصوم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

دلیل روایی دربارۀ الهام به امام

روایاتی که در این زمینه وجود دارد برخی به صورت تصریح و برخی دیگر به صورت تلویحی دربارۀ الهام سخن گفته‌اند،[۱] مرحوم صفّار در بصائر الدرجات در بیش از ۱۰ باب و حدود ۱۵۰ روایت به این موضوع پرداخته است.[۲] برخی از این روایات عبارتند از:

  1. امام صادق(ع) در این زمینه می‌‌فرمایند:[۳] «همانا علم ما يا مربوط به گذشته است و يا نوشته‌شده و يا وارد شدن در دل و يا تأثير در گوش. سپس فرمود: اما گذشته، علم به امور پيشين است و اما نوشته شده مربوط به امور آينده است و امّا وارد شده به دل الهام است و اما تأثير در گوش امر فرشته است».[۴] علومی که مربوط به گذشته است ماضی نام دارد که تفسیر و توضیح و تبیینش به وسیلۀ پیامبر(ص) انجام گرفته، و به امام رسیده است، مانند علوم و معارف قرآنی، سنت نبوی و کتاب‌های آسمانی به یادگار مانده از گذشتگان. علومی که مربوط به آینده است غابر نام دارد که آنها هم توسط پیامبر(ص) به صورت شفاهی و کتبی در اختیار امام قرار گرفته است و از امامی به امام دیگر منتقل شده است. در واقع همان علوم موروثی است که در روایت از آنها یاد شده و ائمه(ع) از این علوم برای وقایع آینده استفاده می‌کنند. قسم سوم علومی است که به وسیلۀ الهام در اختیار امام قرار می‌گیرد و متفاوت با دیگر علوم حصولی است که حادث نامند، روایات این نوع علم را چنین توصیف می‌کنند: این علم یا با انداختن به قلوب، یا با گفتن در گوش حاصل می‌شود.[۵]
  2. همچنین ابوبصیر می‌‌گوید امام صادق(ع) دربارۀ آیۀ: «﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي[۶]» می‌‌فرماید:[۷]. «خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ‏ يَكُنْ‏ مَعَ‏ أَحَدٍ مِمَّنْ‏ مَضَى‏ غَيْرِ مُحَمَّدٍ(ص) وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَ لَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِد»[۸]
  3. امام صادق(ع) در پاسخ از سؤال عمار ساباطی که پرسید اگر شما به حکومت رسیدید، چگونه حکم می‌کنید؟ فرمود:[۹] «به حکم خدا و حکم داود و چنانچه موضوعی پیش بیاید که حکم آن نزد ما حاضر نباشد، روح القدس آن را به ما القا می‌کند».[۱۰]
  4. رسول اکرم(ص) می‌‌فرمایند:[۱۱] «أَعْطَانِی الْوَحْیَ وَأَعْطَی‏ عَلِیّاً الْإِلْهَام»[۱۲]
  5. در روایتی دیگر، از آن حضرت نقل شده است:[۱۳] «همانا بعد از من در مقابل هر بدعتی که در برابر ایمان قرار می‌گیرد، ولیّ‌ای از اهل‌بیت من خواهد بود که عهده‌دار آن (ایمان) است و از آن دفاع می‌کند. با الهام از خداوند سخن می‌گوید و حق را آشکار و روشن می‌سازد و کید مکاران را رد می‌کند».[۱۴]
  6. امام صادق(ع) می‌‌فرمایند: «برخی از ما علم در گوش‌شان قرار می‌گیرد، برخی در خواب می‌بینند و برخی از ما صدایی می‌شنویم و برای بعضی از ما، فرشته‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل می‌آید و برخی از امامان(ع) فرشته‌‌ها را با چشم می‌بینند».[۱۵]
  7. امام باقر(ع) می‌‌فرمایند: «علی(ع) به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) عمل می‌کرد، هنگامی‌ که با مسئلۀ جدیدی روبه‌رو می‌شد که نه در کتاب خدا بود و نه در سنت پیامبر خداوند به او الهام می‌کرد».[۱۶]
  8. حارث بن مغیره می‌گوید:[۱۷] به امام صادق(ع) عرض کردم: "علم عالمان شما امامان چگونه است؟ آیا در قلبش القاء می‌شود یا با گوش می‌‌شنود؟" امام(ع) فرمودند: «وحی است از نوع وحی به مادر موسی».[۱۸]
  9. علی بن یقطین می‌گوید:[۱۹] "به امام کاظم(ع) عرض کردم: علم عالمان شما از طریق سماع و شنیدن است یا الهام؟" حضرت فرمودند: «گاهی به صورت شنیدنی است و گاهی الهامی‌ و گاهی به دو صورت تحقق پیدا می‌کند».[۲۰]
  10. امام صادق(ع) فرمودند: «امام علی(ع) بر طبق قرآن و سنت پیامبر عمل می‌کرد، و هر گاه چیز جدیدی حکم آن در کتاب و سنت نبود، خداوند در آن مورد حق را به او الهام می‌کرد».[۲۱]
  11. امام کاظم(ع) فرمودند:[۲۲] «دانش ما از سه وجه است: گذشته، آینده و آنچه باید می‌شود؛ اما گذشته برای ما تفسیر شده و آینده نوشته شده است و هر آنچه حادث می‌گردد گاهی در دل افتد و گاهی در گوش اثر کند».[۲۳]
  12. از امام صادق(ع) سؤال شد:[۲۴] "وقتی امام مورد سؤال قرار می‌گیرد چگونه به سرعت جواب آن را می‌دهد؟" حضرت فرمودند: «به قلب او انداخته می‌شود یا به گوش او خوانده می‌شود و در برخی موارد هر دو جمع می‌شود».[۲۵]
  13. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:[۲۶] «أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ»؛ خداوند از راه الهام مرا از آنچه در لوح محفوظ است، آگاه ساخته است».[۲۷]
  14. امام رضا(ع) در حدیث مفصلی درباره فضایل امام فرموده است:[۲۸] «همانا چون خدای عزوجل بنده‌ای را برای اصلاح امور بندگانش انتخاب فرماید سینه‌اش را برای آن کار گشوده کند و چشمه‌های حکمت در دلش گذارد و علمی‌ به او الهام کند که از آن پس از پاسخی در نماند و از درستی منحرف نشود. پس چنین فردی معصوم بوده و از قوت و توفیق و استواری برخوردار است و از هر گونه خطا و لغزشی در امان است».[۲۹]
  15. ابوالخیر می‌‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: من از عبد اللّه بن حسن سؤال کردم، او گمان می‌کند امام، در بین شما اهل بیت(ع) نیست. امام فرمودند:[۳۰] «قسم به خدا ای پسر نجاشی! به درستی که از ماست آنکه علم به قلب او انداخته می‌شود و به گوش او خوانده می‌شود و ملائکه با او مصافحه می‌کنند».[۳۱]
  16. رسول اکرم(ص) می‌‌فرمایند:[۳۲] «از فرزندان من دوازده تن پیشوای اصیل و نیک نژاد و محدث و مفهّم است و آخرین آنها کسی است که به حق قیام کرده‌ و زمین را پر از عدالت کند چنان که از ستم پر شده باشد».[۳۳]
  17. امام رضا(ع) فرمودند: «وقتی‌ خدا بخواهد کسی‌ را برای‌ امور بندگانش انتخاب کند سعۀ صدری‌ به وی‌ عطا می‌‏کند، چشمه‏‌های‌ حکمت را در قلبش ودیعه می‌‏گذارد و علم و دانش را همواره به او الهام می‌‏کند، بعد از آن از پاسخ هیچ مشکلی‌ عاجز نیست و در پیدا کردن راه راست سرگردان نمی‌‏شود. پس او معصوم است، و از جانب خدا مؤیّد و موفّق و مسدّد می‌‏باشد. از خطا و لغزش مصونیت دارد».[۳۴]
  18. ضریس کناسی می‌‏گوید نزد امام صادق(ع) بودم، ابوبصیر نیز حاضر بود پس امام صادق(ع) فرمود: «داود علوم انبیا را ارث برد، و سلیمان علم داود را ارث برد، و محمد از سلیمان ارث برد، و ما از محمد(ص) ارث بردیم. صحف ابراهیم و الواح موسی‌ نزد ماست». ابوبصیر عرض کرد: "علم زیادی‌ است!" فرمود: «ای‌ ابا محمد! این علم چندان مهم نیست، علم مهم علمی‌ است که شب و روز، و ساعت به ساعت به ما الهام می‌‏شود».[۳۵]
  19. ابوبصیر می‌‏گوید از امام صادق(ع) شنیدم فرمود: «شبانه روز بر علم ما افزوده می‌‏شود، اگر غیر از این بود علوم ما تمام می‌‏شد».[۳۶] ابوبصیر عرض کرد: "فدایت شوم چه شخصی‌ بر شما نازل می‌‏شود؟" فرمود: «بعضی‌ از ما فرشته را مشاهده می‌‏کند، بعضی‌ از ما مطالب در قلبش الهام می‌‏شود، بعضی‌ هم با گوش صدای‌ فرشته را مانند صدای‌ طشت می‌‏شنود». ابوبصیر گفت: "فدایت شوم چه کسی‌ مطالب را برای‌ شما می‌‏آورد؟" فرمود: «یکی‌ از مخلوقات خدا که از جبرئیل و میکائیل بزرگ‏تر است».[۳۷]
  20. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ:[۳۸] «إِنَ‏ لَيْلَةَ الْقَدْرِ يُكْتَبُ‏ مَا يَكُونُ‏ مِنْهَا فِي‏ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ أَوْ مَطَرٍ وَ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ ثُمَّ يقضى يُفْضَى‏ ذَلِكَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَقُلْتُ إِلَى مَنْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ إِلَى مَنْ تَرَى»[۳۹]
  21. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) يَقُولُ:[۴۰] «الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ‏ مُفَهَّمُونَ‏ مُحَدَّثُون»[۴۱]

منابع

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ر.ک. نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص57
  2. ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص50 ـ 52
  3. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص318
  4. ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، یاد او، ص88؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، صفحه؟؟؟؛ نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص57؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص58 ـ 60
  5. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص۳۳۰
  6. «از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه 85.
  7. مجلسی، محمد تقی، مرأة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص۱۷۰
  8. ر.ک. مصطفوی، سید حسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، شماره؟؟؟، ص28
  9. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱۰، ص۲۷۳
  10. ر.ک. مصطفوی، سید حسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، شماره؟؟؟، ص28
  11. طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۱۸۹؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ‏۱، ص۳۹۰؛ دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج ۲، ص۲۵۴
  12. ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص254؛ نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص59 و 69
  13. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏۱، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷
  14. ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص254
  15. ر.ک. نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص59 و 69
  16. ر.ک. نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص59 و 69
  17. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶
  18. مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص305
  19. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶
  20. مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص305؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص185
  21. مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص305
  22. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص264
  23. ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص114؛ نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص57؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
  24. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۱۹
  25. ر.ک. بیابانی اسکویی، محمد، امامت، صفحه؟؟؟؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص58 ـ 60
  26. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۴
  27. ر.ک. امام خان، عسکری، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟
  28. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۹۰
  29. ر.ک. نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص57؛ ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص176؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص70
  30. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص318
  31. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
  32. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص534
  33. ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص176
  34. ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص247 ـ 255
  35. ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص247 ـ 255
  36. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۶، ص۵۴.
  37. ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص247 ـ 255؛ افتخاری، سید ابراهیم، بررسی مقایسه‌ای شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص74 و 76
  38. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج 1، ص۲۲۰
  39. ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص50 ـ 52
  40. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج 1، ص319
  41. ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص50 ـ 52