آیه و لتعرفنهم فی لحن القول در حدیث
آیه ۳۰ سوره محمد(ص) که به آیه منافقان هم معروف است، از جمله ادله افضلیت و در نتیجه خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) است. براساس احادیث منقول از محدثان و مفسران مشهور فریقین در ذیل این آیه، علامت شناخت منافقان بغض امیرالمؤمنین(ع) است. چنانچه متکلمان امامیه با استناد به این آیه شریفه و روایاتی که ذیل آن نقل شده، بر افضلیّت و امامت امیرالمؤمنین(ع) استدلال کرده و گفتهاند: مراد از این فراز که میفرماید: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾، [یعنی] به بغض آنها نسبت به علی(ع) شناخته میشوند و از آنجا که این ویژگی برای احدی از صحابه غیر از آن حضرت ثابت نیست؛ پس آن حضرت از همه آنها برتر است و در نتیجه او امام خواهد بود.
متن آیه
﴿وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ﴾[۱].
شرح تفسیر آیه
در این آیه و آیات قبل و بعد از آن به بخشی از صفات و نشانههای منافقین اشاره شده، مخصوصا بر این معنا تأکید شده که منافقان تصور نکنند برای همیشه میتوانند چهره درونی خود را از پیامبر اکرم(ص) و مؤمنان، مکتوم دارند و خود را از رسوایی بزرگ برهانند. از این رو قرآن به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «اگر بخواهیم، در چهرههای آنها علامتی میگذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوی و آشکارا آنها را ببینی. سپس میافزاید: هر چند الان هم میتوانی از طرز سخنانشان آنها را بشناسی».
«لحن» عبارت از این است که سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، یا اعراب خلافی به آن دهند، و یا از صورت صراحت به کنایه و اشاره بکشانند، و منظور از آن در آیه مورد بحث همان معنای سوم است یعنی این منافقان بیماردل را از کنایهها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانهشان میتوان شناخت[۲].
هر جا سخن از جهاد است آنها به نحوی در تضعیف اراده مردم میکوشند، هر جا سخن از حق و عدالت است آن را به سوی دیگری منحرف میسازند، و آنجا که از نیکان و پاکان و پیشگامان اسلام سخن به میان میآید به نحوی میکوشند آنها را لکه دار و کم اعتبار کنند؛ لذا در حدیث معروفی از ابو سعید خدری نقل شده است که میگوید: منظور از «لحن القول» بغض علی بن ابی طالب(ع) است، و ما منافقان را در عصر پیامبر(ع) از طریق عداوت با علی(ع) میشناختیم.
این از آن جهت است که ممکن نیست انسان چیزی را در دل داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی آن را چنان مکتوم دارد که حتی در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود؛ لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی(ع) میخوانیم: هیچکس چیزی را در دل پنهان نمیکند مگر اینکه در سخنانی که از دهان او ناآگاه میپرد و صفحه صورتش آشکار میشود[۳].
احادیث مرتبط با آیه
حدیث اول
«محمد بن عَلَى أَوْ غَيْرَهُ رَفَعَهُ قَالَ: قَلت لأبِي عَبْداللَّهِ(ع)، كَانَ حذيفة بن الیمان یعرف المُنَافقِينَ فَقَالَ رَجُلٌ كَانَ يَعْرِفُ اثنی عَشَرَ رَجُلًا وَ أَنْتَ تَعْرِفُ اثنی عشر الْفَ رَجُل ان اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾ فَهَلْ تَدْرِي مَا لَحْنُ الْقَوْلِ؟ قُلْتَ: لَا وَاللَّهِ قال: بغض علی بن ابي طالب(ع) وَ رَبَّ الْكَعْبَة»؛ «محمد بن علی میگوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم که آیا حذیفة بن یمان منافقان را میشناخت؟ امام فرمود: آری او دوازده تن را میشناخت اما تو دوازده هزار نفر از آنها را میشناسی. خداوند فرموده است: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾ آیا تو میدانی لحن القول چیست؟ گفتم: خیر. امام فرمود: قسم به خدای کعبه، منظور از آن داشتن کینه نسبت به امیرالمؤمنین(ع) است»[۴].
حدیث دوم
«عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاء قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفر(ع) يَا أَبَا عُبَيْدَةَ إِيَّاكَ وَ أَصْحَابَ الْكَلَامِ وَ الْخُصُومَاتِ وَ مُجَالَسَتَهُمْ فَإِنَّهُمْ تَرَكُوا مَا اُمِرُوا بِعِلْمِهِ وَ تَكْلَّفُوا مَا لَمْ يُؤْمَرُوا بِعِلْمهِ حَتَّى تَكْلَفُوا عِلْمَ السَّمَاء يَا أَبَا عُبَيْدَةً خَالِطِ النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ وَ زَايِلهُمْ بِأَعْمَالِهِمْ يَا أَبَا عبَيْدَةَ إِنَّا لَا نَعُّدُ الرَّجْلَ فَقِيهَا حَتَّى يَعْرِفَ لَحنَ الْقَوْلِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾»؛ «ابو عبیده حذاء گوید: امام باقر(ع) به من فرمود: «بر تو باد به دوری کردن از اصحاب کلام و خصومات و از مجالست با آنان؛ چراکه آنچه را به علم آن مأمور بوده ترک نموده و آنچه را به علم آن مأمور نبودهاند اخذ کرده و در آن تکلف نمودهاند تا جایی که تکلف در علم آسمان نمودهاند. ای ابا عبیده با مردم رفتار کن با اخلاقشان و از آنان دوری نما در اعمالشان، ای اباعبیده ما شخصی را فقیه و عالم نمیدانیم مگر اینکه لحن قول را بداند و آن کلام خداوند متعال است که میفرماید: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾»[۵].
حدیث سوم
«قال الباقر(ع): إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ أَخَذَ مِيثَاقَ شِيعَتِنَا بِالْوَلَايَةِ فَنَحْنُ ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾»؛ «امام باقر(ع) میفرمایند: خداوند از شیعیان ما پیمان ولایت گرفته است. ما به وسیله لحن گفتارشان آنها را میشناسیم»[۶].
حدیث چهارم
«عن بكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَر(ع) يَقُولُ: إِنَّ اللهَ أَخْذَ مِيثَاقَ شِیعَتِنَا بِالولاية لنَا وَ هُمْ ذَرّ يَوْمَ أَخَذَ الْمِيثاقَ عَلَى الذَّرَ بِالْإِقْرَارِ بِالرُّبوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّد بالنبوة وَ عَرَضَ اللَّهُ عَزَوَجَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِّتَهُ فِي الطَّينِ وَ هُمْ أَظِلَّة وَ خَلَقَهُمْ مِنَ الطِّينة الَّتِي خَلَقَ مِنْهَا آدم وَ خَلَقَ اللَّهُ أَرْوَاحَ شِيعَتِنَا قَبْلَ أَبْدَانِهِمْ بِاَلْفَى عَامِ عَرَضَهُمْ عَلَيْهِ وَ عَرَفَهُمْ رَسُولَ اللَّهِ وَ عَرَّفَهُمْ علِيا وَ نَحْنُ نَعْرِفُهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «بکیر بن اعین گوید: امام باقر(ع) میفرمود: البته خداوند از شیعیان ما برای ولایت ما در ذر پیمان گرفته؛ روزی که از ذر به ربوبیت خود و نبوت محمد اعتراف گرفت و خدا امت محمد را در برابرش عرضه کرد در سرشت و همه سایهای بودند و آنها را از گل آدم آفرید و ارواح شیعه ما را دو هزار سال پیش از ابدانشان آفرید و به او عرضه کرد و رسول خدا آنان را شناخت و به علی(ع) معرفی کرد و ما هم از لحن گفتار، آنان را میشناسیم»[۷].
حدیث پنجم
«قال أميرالمؤمنين(ع): قُلْتُ أَرْبَعُ كَلِمَاتِ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى تَصْدِيقِي بهَا في كتابه قُلْتُ الْمَرْءُ مَخْبُوء تَحْتَ لِسَانِهِ فَإِذَا تَكَلَّمَ ظَهَرَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾»؛ «امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: من چهار چیز را گفتم که خدای متعال در قرآن مرا به آنها تصدیق کرد. [از جمله هنگامی که] گفتم: دل مرد زیر زبانش پنهان است و وقتی سخن گوید آنچه در دلش است ظاهر میشود، خداوند برای تصدیق گفتهام، این آیه را نازل فرمود: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾»[۸].[۹]
دلالت آیه
افضلیت امام علی(ع)
علاّمه حلّی در منهاج الکرامه خود، با استناد به این آیه شریفه و روایتی که از ابونعیم در ذیل آن مطرح شده، بر افضلیّت استدلال کرده و مینویسد: «برهان پانزدهم سخن خداوند است [که میفرماید]: ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ﴾. حافظ ابونعیم به اسناد خود از ابوسعید خدری درباره آیه ﴿وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ﴾ روایت کرده است که گفت: [یعنی] به بغض آنها نسبت به علی(ع) و این مطلب برای احدی از صحابه غیر از او ثابت نیست. پس او از آنها برتر است و در نتیجه او امام خواهد بود[۱۰].[۱۱]
امامت امام علی (ع)
پس از اثبات برتری و افضلیت امام علی(ع) بر دیگران به حکم عقل یا قانون عقلا مبنی بر لزوم تقدیم فاضل (برتر و بالاتر) بر شخض مفضول (پایینتر) و قبح تقدیم مفضول بر فاضل، آن حضرت مقدم بوده و امامتش ثابت میگردد[۱۲].
منابع
- حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶
- برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴
- جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه علوم قرآنی
- مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
پانویس
- ↑ «و اگر میخواستیم آنان را به تو نشان میدادیم آنگاه آنان را به چهره میشناختی و آنان را با آهنگ گفتار میشناسی و خداوند کردارهای شما را میداند» سوره محمد، آیه ۳۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۴۷۸؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۰۵؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۲۴۳.
- ↑ فرهنگنامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «آیه۳۰ محمد.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۳۸۶؛ تاویل الآیات الظاهرة، ص۵۷۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۳۷؛ المحاسن، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۳۴۸؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۹؛ مشکاة الانوار، ص۶۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۳۵ و ج۲۶، ص۱۲۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۲۶۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۱، ص۱۶۵ و ج۱۰۱، ص۳۶۹؛ طوسی، امالی، ص۴۹۴.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۳۸۰-۳۸۲.
- ↑ منهاج الکرامة، ص127 ـ 128.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص47-48.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.