آیه مسئولون
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 7 دی 1404 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۱] از جمله آیات اثبات امامت و ولایت امام میرالمؤمنین(ع) است که در آن بر بازجویی از مردم در روز قیامت و پاسخگویی آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. روایات متعددی در منابع شیعه و اهل سنت از صحابه و تابعین نقل شده که شان نزول آیه را امام علی(ع) دانسته و محتوای سؤال را نیز ولایت آن حضرت بیان کردهاند. بر اساس این روایات، میتوان به این نکته مهم دست یافت که قطعا پذیرش ولایت و اطاعت از آن حضرت در دنیا بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی واجب به شمار میآید؛ چراکه انسان در قیامت در قبال امور و تکالیف واجب و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار میگیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و امامت آن حضرت ثابت میگردد.
مقدمه
شأن نزول آیه
در بسیاری از کتابهای تفسیری، ذیل آیه ۲۴ صافات، در کنار آرایی که درباره مصداق سؤال روز قیامت مطرح شدهاند، پرسش از ولایت حضرت علی (ع) یکی از مهمترین نظریههای تفسیری معرفی و بر آن تأکید شده است. بیشتر آرای مفسران درباره مصداق آیه ۲۴ صافات و دلالت آن بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) برخاسته از روایات تفسیری نقلشده از معصومان(ع)، صحابه، تابعین و برخی محدثان متقدم است.
به عنوان نمونه فرات کوفی در تفسیرش، ذیل آیه ۲۴ سوره صافات، سه روایت از ابن عباس نقل میکند که هر سه مضمونی مشترک دارند و آیه را دال بر وجوب پذیرش ولایت حضرت میدانند [۲] فرات ذیل آیه، دو روایت را بهصورت معنعن از ابنعباس نقل کرده است.
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، پرسش و بازخواست در برابر ارکان دین، یعنی توحید، نبوت و ولایت علی بنابیطالب(ع) و ائمه پس از ایشان عنوان شده است [۳]
علی بنابراهیم قمی در تفسیر روایی خود، مقصود از مورد سؤال واقع شدن در آیه ۲۴ سوره صافات را پرسش از ولایت علی بنابیطالب(ع) عنوان میکند و پذیرش ولایت حضرت را عامل رستگاری میخواند [۴]
در تفسیرهای صافی [۵]، نور الثقلین [۶] و البرهان [۷] نیز این روایت از تفسیر قمی نقل شده است. سند دو روایت تفسیری از فرات کوفی در این زمینه به صورت «معنعن» است که در نهایت به ابن عباس منتهی میشود. یک روایت نیز از شعبی و ابن عباس نقل شده است [۸]
طبرسی در تفسیر مجمع البیان، از سعید بنجبیر از ابن عباس در حدیثی مرفوع از حاکم حسکانی به اسنادش، ذیل آیه ۲۴ صافات روایت میکند که از مردم در روز قیامت درباره ولایت علی(ع) پرسیده میشود [۹] گفتنی است که طبرسی این معنا از آیه را در کنار مصادیق دیگر، از جمله پرسش از توحید و دلایل بدعتگذاری در جامعه اسلامی، مطرح کرده است.
عاملی در تفسیر خود این معنا را از مجمع البیان نقل کرده است [۱۰].
در تفسیر روض الجنان، ذیل آیه کریمه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره شده است که فرمودند: «فردای قیامت رها نکنند هیچکس را که قدم از قدم بردارد تا از او از پنج چیز بپرسند: «عن شبابه فیما أبلاه و عن عمره فیما أفناه و عن ماله من أین اکتسبه و أین وضعه و ماذا عمل فیما علم» [۱۱] و در روایت دیگر چنین آمده: «و عن ولایتنا اهل البیت» [۱۲]. در این روایت، آیه به ولایت «اهلالبیت» تعمیم یافته است که ولایت علی(ع) را نیز شامل میشود. همچنین پرسش از ولایت و چگونگی برخورد با حق ولایت و محبت ایشان، در کنار موضوعاتی مانند چگونگی گذراندن عمر و چگونگی کسب و استفاده مال قرار گرفته است.
تفسیر جوامع الجامع، تأویل ﴿إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾ به ملزم بودن در قبال پاسخ به پذیرش ولایت حضرت علی(ع) را به سعید بن جبیر و ابو سعید خدری نسبت داده است [۱۳] در تفسیر عزّ بن عبد السلام، یکی از مصادیق ﴿مَسْئولُونَ﴾ در آیه شریفه، ولایت علی بنابیطالب(ع) عنوان شده است [۱۴] وی این مصداق از آیه را در کنار مصادیقی چون پرسش از توحید آورده است. نویسنده تفسیر جلاء الأذهان نیز در تطبیق آیه بر ولایت علی(ع)، به روایتی از سعید بن جبیر استناد کرده که بر اساس آن، سؤال این است که «آیا سؤال شونده تولّای علی(ع) را دارد؟» [۱۵] طبق این دیدگاه، ولایت حضرت با وجوب محبت ایشان ارتباط مستقیم یافته است.
استرآبادی در تأویل الآیات الظاهرة، پس از نقل روایتی از ابن عباس در تفسیر این آیه به ولایت امام علی(ع)، این تأویل از آیه را دال بر واجب بودن ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر تمام خلق میداند و معتقد است آیه بر برتری حضرت بر تمام خلایق، جز حضرت خاتمالأنبیاء(ص)، دلالت واضح دارد [۱۶] تأکید این روایت تفسیری ذیل آیه بر برتری حضرت بر دیگران، با استناد به آیه ۲۴ صافات است.
نویسنده تفسیر منهج الصادقین پس از بیان مصادیقی برای آیه کریمه، تفسیر آیه به ولایت علی(ع) را به مصحف ابن مسعود نسبت میدهد و معتقد است در مصحف وی اینگونه نوشته شده: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾ عن ولایة علی[۱۷]
در تفسیر اثنیعشری نیز این معنا به ابن مسعود نسبت داده شده است [۱۸] این توضیح خارج از آیه از نوع اضافات تفسیری یا تفسیر مزجی است که ذیل برخی آیات در بعضی از مصحفها، از جمله مصحف ابنمسعود، درج شده است. وی در ادامه نظریه، ابوسعید خدری و سعید بن جبیر را موافق این رأی تفسیری میداند و در تأیید این دیدگاه به روایت نبوی(ص) مذکور اشاره میکند که در روز قیامت از امور مختلف، از جمله ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اهلبیت(ع)، پرسیده میشود. [۱۹]
ملافتح الله کاشانی نیز در دیگر تفسیر خود، تفسیر آیه به پرسش در روز قیامت از ولایت علی(ع) را ذیل آیه ۲۴ صافات، به ابن عباس و ابو سعید خدری ارجاع میدهد [۲۰]
در تفسیر بیان السعادة، آیه ۲۴ صافات با آیات ﴿عَمَّ یتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ﴾ [۲۱] گره خورده است. این تفسیر هر دو آیه را مرتبط به ولایت امام علی(ع) میداند که در روز قیامت از آن پرسش میشود، سپس به حدیث شریف نبوی(ص) و امام باقر(ع) اشاره میکند که: بنده گامى برنمىدارد، مگر آنکه درباره چهار چیز از او سؤال میشود: از جوانىاش که در چه چیز صرف کرده، از عمرش که در چه چیز فنا کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا انفاق کرده، و از دوستى ما اهل بیت(ع) [۲۲]. طبق این تفسیر نیز پذیرش ولایت امام علی(ع) با وجوب محبت ایشان ارتباط مستقیم دارد.
تفسیر عقود المرجان نیز پس از بیان دلالت آیه بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) مینویسد: «زمانی که قیامت برپا میشود، در موقف صراط به هیچکس اجازه عبور داده نمیشود، مگر آنکه ولایت علی(ع) در قلبش وجود داشته باشد» [۲۳] باید توجه داشت که با در کنار هم نهادن روایات تفسیری میتوان دریافت که مراد از ولایت، وجوب محبت و مودت حضرت است که لازمه نجات از جهنم و موقفهای روز قیامت به شمار میرود.
صاحب تفسیر الجوهر الثمین اخبار و آرای تفسیری و روایی درباره دلالت آیه ۲۴ صافات بر ولایت علی(ع) را مستفیض میداند [۲۴]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، منظور از بازخواست در آیه را مورد اختلاف مفسران میداند، سپس برخی آرای تفسیری را در این زمینه نقل میکند، از جمله پرسش از ولایت امام علی(ع) را به برخی از مفسران و راویان نسبت میدهد. او در ادامه مینویسد: «این وجوه، بر فرض که درست باشند، هر یک به یکى از مصادیق اشاره دارد، نه اینکه منحصراً از فلان چیز بازخواست خواهند کرد» [۲۵] بنابراین از دیدگاه علامه، تمام آرای مطرح شده در تفسیر آیه محتملاند و هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند؛ از این رو انحصار آیه در مصداقی خاص نفی میشود. علامه سپس در بحث روایی، روایاتی از تفسیر مجمع البیان و برخی از کتابهای حدیثی و روایی متقدم شیعه درباره تفسیر آیه ۲۴ صافات به وجوب پذیرش امام علی(ع) و اهلبیت(ع) نقل میکند [۲۶]
آیتالله مکارم شیرازی نیز پس از شمردن وجوه مختلف آیه، تأویلی که آیه را ناظر به ولایت علی بنابیطالب(ع) میداند را به بسیاری از مفسران و محدثان فریقین نسبت میدهد. او در ادامه دیدگاهی مانند نظریه علامه طباطبایی را درباره آیه کریمه مطرح میکند: «این تفاسیر با هم منافاتى ندارند؛ چراکه در آن روز از همه چیز سؤال مىشود، از عقاید، از توحید و ولایت، از گفتار و کردار و از نعمتها و مواهبى که خدا در اختیار انسان گذارده است» [۲۷] بر این اساس، مکارم شیرازی نیز انحصاری انگاشتن پرسشها در روز قیامت را مردود میداند و بر ملزم بودن به پاسخ بازخواستها در امور مختلف، از جمله ولایت امام علی(ع)، تأکید میکند.
علاوه بر مفسران شیعه، بسیاری از علمای اهل سنت نیز به این تفسیر از آیه کریمه اشاره کردهاند. با مراجعه به کتابهای تفسیری اهل سنت، ملاحظه میشود دیدگاهی که آیه ۲۴ صافات را ناظر به ولایت امام علی(ع) و اهلبیت(ع) میداند، میزان قابل توجهی از آرای تفسیری را به خود اختصاص داده است. ثعلبی در تفسیر خود، ذیل آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، حدیث شریف نبوی(ص) را نقل میکند: در روز قیامت قدم هیچ بندهای حرکت نخواهد کرد تا از چهار چیز سؤال شود: از جوانی که در چه چیز به پیری رساند، از عمرش که در چه راه صرف کرد، از مالش که از کجا آورد و در چه راه انفاق و صرف کرد و از دوستی ما اهلبیت(ع)[۲۸]
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل، ذیل آیه ۲۴ صافات، شش روایت در این خصوص نقل میکند. مضمون هر شش روایت تطبیق آیه بر ولایت علی بنابیطالب(ع) است. در پنج روایت، مقصود از ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾، ولایت حضرت و در یک روایت [۲۹]امامت حضرت مصداق سؤال عنوان شده است. سند یک روایت تفسیری حاکم حسکانی [۳۰] به صورت مرفوع به رسول خدا(ص) بر میگردد. یک روایت [۳۱] نیز از امام باقر(ع) نقل شده است. دو روایت [۳۲] به ابوسعید خدری ارجاع داده شده که ابوسعید نیز از پیامبر (ص) نقل کرده است. همچنین دو روایت [۳۳] به ابنعباس بر میگردد که واسطه یکی از آنها سعید بن جبیر و واسطه روایت دیگر ابنعباس است [۳۴] در تفسیر النکت و العیون درباره آیه ۲۴ صافات، شش دیدگاه مطرح شده است که هیچ کدام متناقض دیگری نیست [۳۵]
- از توحید و اقرار به لاإله إلا الله پرسیده میشود؛ چراکه مهمترین رکن دین توحید است. این دیدگاه از یحیی بن سلام نقل شده است.
- مقصود از پرسش در آیه، بازخواست در برابر بدعتهایی است که پس از پیامبر(ص) گذاشتهاند. این نظریه به صورت مرفوع به انس بن مالک بر میگردد.
- پرسیده میشود که آیا حق ولایت علی بنابیطالب(ع) را به جا آوردهاند یا خیر. روایات این وجه تفسیری به ابوهارون و ابوسعید خدری ارجاع داده شده است.
- از آنان درباره نشست و برخاستهایی که داشتهاند پرسش میشود. این دیدگاه به عثمان بن زیاد نسبت داده شده است.
- به اعتقاد ابن عباس، مقصود از ﴿مَسْئولُونَ﴾ در آیه پرسش از اعمال، کردار و رفتار انسان در دنیا است.
- ﴿مَسْئولُونَ﴾ بدون هیچ قید و توضیح و ارجاعی، یکی از مصادیق آیه دانسته شده است.
وجوه مطرحشده هیچ تناقضی با هم ندارند. برای نمونه میتوان گفت همانطور که از توحید میپرسند، از ولایت نیز خواهند پرسید و مورد سؤال در موضوعی خاص منحصر نیست. این وجوه، علاوه بر تفسیر ماوردی، در تفسیر رموز و الکنوز نیز نقل شدهاند [۳۶]
نویسنده تفسیر روح المعانی نیز پس از آنکه آرای تفسیری، همچون مسئول بودن در برابر توحید و اعمال و عقاید، را برای آیه میشمرد، پرسش از ولایت علی بنابیطالب(ع) را به طایفه امامیه و روایات آن را به ابن عباس، سعید بن جبیر و ابوسعید خدری ارجاع میدهد و مینویسد: «قول صحیح این است که در مورد عقاید و اعمال پرسیده میشود که در رأس آنها لا إله إلّا الله و از مهمترینشان ولایت علی بنابیطالب(ع) است» [۳۷].[۳۸]
مفردات آیه
﴿قفوهم﴾
﴿قفوهم﴾امر است یعنی خداوند در قیامت به مأمورانی که اهل جهنم را به سوی آتش میبرند دستور میدهد که آنان را نگه دارند. علت این فرمان آن است که اهل دوزخ به مانند دیگران مورد پرسش قرار میگیرند.
﴿مسئولون﴾
مسئول از مشتقات ماده «سؤال» بوده و سوال نیز خود از مفاهیم ذات اضافه است و جهت تحقق معنایش در خارج به سه طرف نیاز دارد:
به یقین تنها سؤال کننده در روز قیامت خداوند سبحان است؛ چراکه او مالک یوم الدین است و اگر چنانچه کسی غیر از خدا از ملائکه و اولیاء خدا نیز در سؤال دخالتی داشته باشند به اذن الهی خواهد بود. سؤال شوندگان در این آیه نیز با توجه به آیات پیشین، کافرانی هستند که به سوی آتش برده میشوند. اما "مسئول عنه" و به عبارت دیگر محتوای سؤال در آیه بیان نشده است و برای مشخص شدن آن ناگزیر از مراجعه به سنت صحیح نبوی هستیم؛ چراکه به اتفاق شیعه و اهل سنت،سنت صحیح، مفسّر قرآن است.
بر اساس احادیث متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر قواعد رجالی سنّیان صحیح و مورد اعتماد است، "مسئول عنه" در این آیه، ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره ولایت امیرالمؤمنین(ع) سؤال میکند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به آتش جهنم معذب خواهد ساخت.[۳۹].
روایات فریقین
روایات شیعه
در منابع تفسیری، حدیثی و کلامی شیعه روایات متعددی از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده که همگی شان نزول آیه را ولایت امیرالمومنین (ع) و یا محبت اهل بیت(ع) میدانند. در ادامه به ذکر چند نمونه از این روایات میپردازیم.
روایت ابن عباس
«ابنعباس: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾... قِیلَ: مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ»[۴۰].
از ابنعبّاس نقل شده که گفته است: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ درباره ولایت علیّ بن ابیطالب است.
روایت پیامبر اکرم(ص)
« عن النبی(ص): إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقَفُ أَنَا وَ عَلِیٌّ عَلَی الصِّرَاطِ، فَمَا یَمُرُّ بِنَا أَحَدٌ إِلَّا سَأَلْنَاهُ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ. فَمَنْ کَانَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا أَلْقَیْنَاهُ فِی النَّارِ، وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾.»[۴۱].
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که وقتی روز قیامت و رستاخیز کبری فرا رسد من و علی بر صراط گماشته میشویم و هیچ کس از کنار ما نمیگذرد مگر اینکه از ولایت علی از او میپرسیم، اگر با ولایت علی زیسته باشد، نجات یابد و خندان بگذرد و اگر ولایت علی را نداشته باشد او را در آتش میاندازیم و این همان فرمایش خداوند است که فرمود: ﴿إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾
روایت اول ابوسعید خدری از پیامبر اکرم(ص)
«عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَاللَّهِ(ص) یَقُول: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ مَلَکَیْنِ یَقْعُدَانِ عَلَی الصِّرَاطِ فَلَا یَجُوزُ أَحَدٌ إِلَّا بِبَرَاءَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ إِلَّا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مِنْخَرِهِ فِی النَّارِ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: ﴿وقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ قُلْتُ: فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَا تَعْنِی بَرَاءَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ» [۴۲]
ابوسعیدخُدری گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «چون روز قیامت فرا رسد، خداوند متعال به دو فرشته فرمان میدهد تا بر [پل] صراط بنشینند، پس هر کس جواز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب را همراه داشته باشد، از آن میگذرد و هر کس جواز امیر مؤمنان را نداشته باشد، خداوند او را با سر به سوی آتش دوزخ واژگون میکند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ عرضکردم: «پدر و مادرم به فدایت، ای رسول خدا! جواز امیرالمؤمنین چیست»؟ فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ، وَصِیُّ رَسُولِ اللهِ»
روایت دوم ابوسعید خدری از پیامبر(ص)
«أَخْرَجَ الدَّیْلَمِیُّ عَنْ أَبِیسَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ قَالَ: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ أَیْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (وَ أَهْلِ الْبَیْتِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ نَبِیَّهُ أَنْ یُعَرِّفَ الْخَلْقَ أَنَّهُ لَا یَسْأَلُ عَنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهًَْ فِی الْقُرْبی وَ الْمَعْنَی أَنَّهُمْ یُسْأَلُونَ هَلْ وَالَوْهُمْ حَقَّ الْمُوَالَاهًِْ کَمَا أَوْصَاهُمُ النَّبِیُّ أَمْ أَضَاعُوهَا وَ أَهْمَلُوهَا فَتَکُونَ عَلَیْهِمُ الْمُطَالَبَهًُْ وَ التَّبِعَهًُْ» [۴۳]
دیلمی از ابوسعید خدری روایت کرده است که رسول اکرم(ص) فرمود: این آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ یعنی در برابر ولایت علی و اهل بیت مسؤل هستند و این بدان جهت است که خدای تعالی به پیغمبرش دستور داد خطاب به مردم بفهماند: بابت تبلیغ رسالت پاداشی درخواست نمیکند مگر دلبستن به محبّت خویشاوندان آن حضرت و معنای این کلام آن است که از ایشان سؤال میشود آیا حق موالات را آن�گونه که پیامبر سفارش فرمود، درباره آنان به جا آوردند یا اینکه آن را تباه ساخته و توجهی بدان ننمودند که در این صورت باید پاسخگو باشند و تبعات آن را بپذیرند.
روایت عبدالله ابن عباس از پیامبر در معراج
«سُلَیْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ قَالَ حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی. قِیلَ: إِنَ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ سِتُّ سِنِینَ، فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَتُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ؟ قَالَ النَّبِیُّ: وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی! فَقَالَ عَلِیٌّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ: یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ(ص) وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ لِوَلَدِهِ: أَتُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ یَا حُسَیْنُ أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی عَدُوِّی: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ أَیْ عَنْ وَلَایَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ. أَنَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الدِّینَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ خَیْبَر» [۴۴]
از ابن عبّاس روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود: هنگامیکه به آسمان برده شدم دیدم که روی درب بهشت نوشته بود: «خدایی جز الله نیست و محمد، رسول خدا و علی، ولی خدا و حسن و حسین، نوههای رسول خدا و فاطمه زهرا، برگزیده خداست. لعنت خدا بر منکرین و دشمنان آنها»! گفته شده روزی رسول خدا نشسته بود و امام علی بن ابیطالب نزد او حاضر بود که ناگهان حسین بن علی وارد شد. پیامبر او را گرفت و در دامنش نشاند و میان دو چشمش و لبهایش را بوسید و و حسین آن وقت شش سال داشت. علی گفت: «ای رسول خدا! آیا فرزندم حسین را دوست داری»؟ پیامبر فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم!؟ و حال آنکه او عضوی از اعضای من است». علی گفت: «ای رسول خدا کدامیک نزد شما محبوبتریم. من یا حسین»؟ حسین گفت: «ای پدر من! آنکه شرافتش بیشتر است، نزد رسول خدا محبوبتر است و جایگاه نزدیکتری نسبت به او دارد». علی به فرزندش فرمود: «ای حسین آیا به من مفاخره میکنی؟ به اینکه هر یک از ما ویژگیهای برجسته خود را بیانکند»!؟ گفت: «بله پدر جان اگر بخواهی»! امام علی به او فرمود: «ای حسین من امیرالمؤمنین هستم... من همان کسی هستم که خداوند تبارک و تعالی در شأن من و شأن دشمن من فرمود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾ یعنی از ولایت من در روز قیامت [بازپرسی میشوند]. من آن خبر بزرگی هستم که خداوند تعالی در روز غدیر خم و خیبر دینش را با آن کامل کرد».
روایات عامه
در آیه معروف به مسئولون درباره کافران و ظالمان چنین آمده که در قیامت به فرشتگان عذاب، خطاب مىشود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۴۵] در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مىشوند در میان مفسّران گفتگو و اختلاف نظر وجود دارد.
- بعضى گفتهاند: سؤال از بدعتهایى است که گذاردهاند
- بعضى دیگر گفتهاند: از اعمال زشت و خطاهایشان
- بعضى نیز معتقدند: از توحید و کلمه لا اِلهَ اِلاّ اللهُ [۴۶].
البته مانعى ندارد که همه اینها در مفهوم آیه جمع باشد. ولى در روایات متعدّدى وارد شده است که: سؤال راجع به ولایت على بن ابیطالب(ع) است، این روایات در منابع معروف اسلامى آمده است. از جمله در شواهد التّنزیل، به دو طریق از ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل مىکند که در تفسیر این آیه فرمود: «عَنْ وَلایَةِ عَلِىَّ بْنِ اَبى طالِب(ع).» [۴۷] در حدیث دیگرى نیز از سعید بن جبیر از ابن عبّاس نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: [۴۸] «هنگامى که روز قیامت مى شود، من و على بر صراط متوقف مى شویم. هر کس از کنار ما مى گذرد، از ولایت على(ع) از او سؤال مىکنیم، هر کس ولایت على را داشته باشد ـ از صراط مىگذرد ـ و الاّ او را در آتش مىافکنیم! و این است معنى آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾
ابن حجر نیز این حدیث را از ابو سعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است. [۴۹]
عزّالدین حنبلى [۵۰]، آلوسى [۵۱]، سبط بن جوزى[۵۲]، ابونعیم اصفهانى، [۵۳] و شیخ سلیمان قندوزى [۵۴] و گروهى دیگر نیز این حدیث را نقل کردهاند.
این نکته نیز جالب است که تمام روایات فوق از منابع معروف و کتب مشهور اهل سنّت و راویان مورد قبول آنها نقل شده است، امّا با این حال آلوسى هنگامى که این روایت را نقل مى کند، مىگوید: «بعضى از امامیّه از ابن جبیر از ابن عباس نقل کردهاند: که منظور، سؤال از ولایت على(ع)» [۵۵].[۵۶]
نصوص برخی روایات عامه
روایت حبری
حبری از عالمان قرن سوم هجری در تفسیر خود چنین روایت میکند: « حدثنى حسين بن نصر قال أخبرنا القاسم بن عبدالغفار العجلي عن أبي الأحوص عن مغيرة عن الشعبي، عن ابن عباس، عن قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾، قال: عن ولاية علي بن أبيطالب(ع).» [۵۷]
حسین بن نصر، از قاسم بن عبدالغفار عجلی از ابوالأحوص، از مغیره، از شعبی، از ابن عباس روایت کرد که دربارۀ آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ گفت: درباره ولایت علی بن ابیطالب(ع) مورد سؤال قرار میگیرند.
روایت ابونعیم اصفهانی
حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب "ما نزل في عليّ(ع)"، روايت نزول آيه در شأن أميرالمؤمنين(ع) را به دو سند از طریق حبری نقل کرده است. در سند نخست آمده است: «حدثنا محمد بن المظفّر قال حدثنا أبو الطيب محمد بن القاسم البزاز قال: حدثني الحسين بن الحكم.....»
در سند دوم نیز مینویسد: «حدثنا محمد بن عبد الله بن سعيد قال: حدثنا الحسين بن أبي صالح: قال: حدثنا أحمد بن هارون البردعي، قال: حدثنا الحسين بن الحكم مثله» [۵۸]
حسين بن حکم همان حِبَری است که ابونعیم اصفهانی به دو سند حدیث مورد بحث را از وی روایت کرده است و بقیۀ سند همان سند حبری است
روایت حاکم حسکانی
حاکم حسکانی نیز این حدیث را به اسانید متعدد روایت کرده است
- سند نخست:«حدثنا الحاكم الوالد أبو محمد رحمه الله، قال: أخبرنا عمر بن أحمد بن حدثنا أحمد عثمان - ببغداد، قال: حدثنا الحسين بن محمد بن محمد بن عفير بن الفرات، حدثنا عبد الحميد الحماني عن قيس عن أبى هارون، عن أبي سعيد الخدري، عن النبي(ص) في قوله تعالى: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ قال: «عن ولاية علي بن ابیطالب»[۵۹]
- سند دوم:«حدثنا أبو عبدالرحمن السلمي، إملاء، أخبرنا محمد بن محمد بن يعقوب الحافظ، حدثنا أبو عبدالله الحسين بن محمد بن عفير حدثنا، أحمد حدثنا عبد الحميد، حدثنا قيس، عن عطية، عن أبي سعيد عن النبي(ص) فى قوله تعالى: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»، قال: «عن ولاية عليّ بن أبيطالب»[۶۰]
- سند سوم:«حدثني أبو الحسن الفارسى، حدثنا أبو الفوارس الفضل بن محمّد الكاتب، حدثنا محمّد بن بحرالرهنى - بكرمان - حدثنا أبو كعب الأنصارى، حدثنا عبدالله بن عبدالرحمن حدثنا إسماعيل بن موسى عبدالله حدثنا محمّد بن فضيل، حدثنا عطاء بن السائب عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: قال رسول الله(ص): «إذا كان يوم القيامة أوقف أنا وعلى على الصراط، فما يمرّ بنا أحد إلا سألناه عن ولاية على فمن كانت معه وإلّا ألقيناه في النار، وذلك قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾.»[۶۱] حاکم حسکانی به سند خود از ابن عباس نقل میکند که ابن عباس: گفت رسول خدا(ص) فرمودند: چون روز قیامت فرا رسد من و علی بر صراط قرار داده میشویم پس احدی از ما نمیگذرد مگر اینکه از او درباره ولایت علی(ع) میپرسیم پس هر کس که همراه با ولایت بود [مشکلی نخواهد داشت] والا او را به آتش میافکنیم و این معنای آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ است».
- سند چهارم: «أخبرنا أبو الحسن الأهوازي، أخبرنا أبوبكر البيضاوي، حدثنا علي بن العباس، حدثنا إسماعيل بن إسحاق، حدثنا محمد بن أبى مرة عن عبدالله بن الزبير، عن سليمان بن داوود بن حسن بن حسن، عن أبيه، أبي جعفر(ع) في قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾ قال: «عن ولاية على»[۶۲].[۶۳]
ناقلان احادیث شأن نزول آیه در ولایت امام علی(ع)
در روایاتی که از بزرگان اهل سنت در تفسیر این آیه نقل شده است، آنچه افراد در قیامت از آن سؤال میشوند، ولایت علی بن ابی طالب(ع) است. از جمله عالمان برجسته اهل سنت که نزول آیه مزبور را درباره ولایت علی(ع) نقل کردهاند عبارتند از:
- ابن حجر هیثمی
- محمد ابن اسحاق
- سفیان اعمش
- شعبی
- ابواسحاق سبیعی
- محمد ابن جریر طبری
- حسین بن حکم حبری
- ابونعیم اصفهانی
- حاکم حسکانی
- ابن شاهین بغدادی
- ابن مردویه اصفهانی
- خطیب خوارزمی
- سبط ابن جوزی
- ابوعبدالله گنجی
- جمال الدین زرندی
- جوینی حموئی
- نورالدین سمهودی
- شهاب الدین خفاجی
- شهاب الدین آلوسی
در برخی از نقلها ولایت اهل بیت نیز روایت شده است[۶۴].[۶۵].
دلالت آیه
امامت و ولایت امام علی(ع)
با عنایت به روایات صادره در شأن نزول این آیه، که مورد سؤال در قیامت را امامت و ولایت امام علی(ع) دانستهاند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است انسان نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار میگیرد که در دنیا نسبت به آن مکلف باشد، وجوب این تکلیف به خصوص وقتی روشنتر خواهد شد که بر اساس نص برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد عذاب و عقاب الهی قرار گیرند زیرا عذاب اخروی در برابر ترک تکالیف دنیوی است. از این رو میتوان نتیجه گرفت که پذیرش امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه واجب بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی اثبات امامت آن حضرت است[۶۶]
افضلیت امام علی(ع)
با توجه اینکه در روایات صادر شده از معصومین(ع)، مورد سؤال در قیامت در آیه مذکور، ولایت امام علی(ع) بیان شده و از آن گذشته در قبال بیتوجهی به آن یا عدم پاسخگویی نسبت به آن نیز عذاب اخروی قرار داده شده است، میتوان به این نتیجه رسید که ولایت آن حضرت در دنیا به عنوان یک تکلیف بر همگان لازم و واجب است که این همان معنای دیگر امامت آن حضرت است. بر این اساس میتوان گفت کسی که اطاعت او در دنیا واجب بوده و در قیامت نیز با سؤال از آن معیار نجات و عذاب همگان تعیین میگردد، از جایگاهی عظیم و درجهای رفیع نزد خدای متعال برخوردار است به گونهای که میتوان او را افضل و برتر از دیگران دانست. با اثبات افضلیت، از این طریق نیز میتوان امامت را ثابت نمود؛ چراکه به حکم عقل، در صورت تردید یا اختلاف در امامت دو نفر که یکی افضل و برتر از دیگری است، همه عقلا به تقدیم شخص افضلحکم کرده و تقدیم مفضول بر فاضل را قبیح میدانند. [۶۷]
عصمت امام علی(ع)
کسی که در قیامت از ولایتش از همگان سؤال میشود، اطاعتش در دنیا واجب خواهد بود، وجوب اطاعت یک شخص به معنای اثبات امامت آن شخص است. حال میگوییم بر اساس قاعده کلی عقلی، امر امطلق الهی به اطاعت از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای عصمت آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع معاصی کبیره و صغیره، خطا، اشتباه و نسیان است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم میآید که آن هم محال است و از خدای حکیم صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو خدای متعال امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص معصوم نیست، احتمال ارتکاب لغزش و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج میدانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها نهی کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و خطاها نیز از آن شخص تبعیت کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا اجتماع امر و نهی در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود[۶۸]
مناقشات عامه در احادیث پرسش از ولایت امام علی (ع)
مناقشات فضل بن روزبهان
با توجه به احادیث یاد شده در درستی سند این مطلب که ولایت علی(ع) در قیامت مورد سؤال قرار خواهد گرفت تردید روا نیست، با این حال جای شگفت است که فضل بن روزبهان گفته است این روایت از طریق اهل سنت نقل نشده است[۶۹]. و ابن تیمیه آن را کذب و موضوع شمرده است[۷۰].
نقد و بررسی
علامه حلی در بیان استدلال به آیه و روایات یاد شده گفته است: لازمه پرسش از علی(ع) این است که ولایت برای او ثابت باشد و از طرفی ولایت برای دیگر صحابهثابت نشده است، بنابراین، علی(ع) افضل صحابه است و در نتیجه امام آنان خواهد بود[۷۱] یعنی اگر چه کلمه ولایت نص در امامت نیست، ولی بر فضیلت ویژهای دلالت میکند که از میان صحابه به علی(ع) اختصاص دارد، بر این اساس برترین اصحاب پیامبر(ص) است و چون افضلیت، شرط امامت است، امامت آن حضرت نیز ثابت میشود[۷۲].
از تقریر یاد شده نادرستی سخن فضل بن روزبهان روشن میشود که گفته است: بر فرض درستی این روایات بر این که علی(ع) از اولیای خداوند است دلالت میکند و ولایت به معنای محبت است، پس نص در امامت نخواهد بود[۷۳].
اساسا علامه حلی ولایت را نص آشکار بر امامت ندانسته است، بلکه به قرینه افضلیت که مدلول التزامی روایات است، بر امامت علی(ع) استدلال کرده است.
مناقشات ابن تیمیه
نادرستی سخن ابن تیمیه نیز روشن است که گفته است: لفظ مسئولون مطلق است و در سیاق نیز قرینهای بر این که مقصود محبت علی(ع) است وجود ندارد (منهاج السنة) پاسخ به ابن تیمیه این است که محبت علی(ع) از سیاق آیه به دست نیامده است، بلکه از احادیث شأن نزول و شواهد بسیار آن در روایات دیگر استفاده شده است،
دهلوی
دهلوی چند اشکال سندی و دلالی بر استدلال شیعه به آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۷۴] و احادیث مربوط به آن وارد کرده است:
- روایت از کتاب فردوس دیلمی نقل شده که احادیث ضعیف را گرد آورده و در سند آن، افراد ضعیف و مجهول قرار دارد؛
- آیه در سیاق مربوط به مشرکان واقع شده است؛
- مقصود از ولایت، محبت است و بر امامت دلالت نمیکند؛
- بر فرض دلالت آن بر امامت، ناظر به وقت خاصی نیست، و این مطلب با مذهب اهل سنت هماهنگ است[۷۵].
نقد و بررسی
- پاسخ اشکال اول این است که روایت به کتاب فردوس دیلمی اختصاص ندارد، و سند برخی از نقلهای آن معتبر است؛ چنان که شواهد بسیاری نیز آن را تأیید میکند، بنابراین، در اصل این مطلب که ولایت علی(ع) در قیامت مورد سؤال واقع خواهد شد، تردیدی راه ندارد. از این جا پاسخ #اشکال دوم نیز معلوم گردید؛ زیرا با وجود روایات یاد شده، سیاق اعتبار ندارد.
- پاسخ اشکال سوم او نیز از مطالب قبل به دست آمد؛ زیرا دلالت ولایت و محبت بر امامت از نوع دلالت التزامی است، نه دلالت مطابقی، و پاسخ #اشکال چهارم این است که پرسش از ولایت علی(ع) خلفا را نیز شامل میشود، بنابراین، علی(ع) امام خلفا نیز خواهد بود[۷۶].
مناقشات آلوسی
آلوسی در تفسیر آیه مبارکه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ﴾ مینویسد: برخی از امامیه از ابن جبیر از ابن عباس روایت کردهاند که مردم از ولایت علی(ع) سؤال میشوند. این روایت را از ابو سعید خدری نیز نقل کردهاند. شایستهترین قول آن است که سؤال در قیامت از عقاید و اعمال باشد و رأس عقاید، اعتقاد به لا إله إلا الله است و از بارزترین عقاید ولایت علی(ع) و برادران وی یعنی خلفا راشدین است. [۷۷].
نقد و بررسی
مناقشات صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه
منابع
پانویس
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ تفسیر فرات کوفی، ص۳۵۵
- ↑ تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص، ۴۰۵
- ↑ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۲۲۲
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۴، ص۲۶۶
- ↑ عروسی حویزی، نورالثقلین، ج۴، ص۴۰۱
- ↑ بحرانی، البرهان، ج۴، ص۵۹۵
- ↑ همان
- ↑ طبرسی، ۱۳۷۲: ۸/۱۸۸
- ↑ عاملی، تفسیر عاملی، ج۷، ص۲۸۵
- ↑ از جوانیاش که در چه راهی صرف کرده و از عمرش که در چه راهی از دست داده و از مالش که از چه راهی به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده و از عمل کردن بر طبق آنچه میدانسته
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۶، ص۱۸۴
- ↑ طبرسی، ۱۳۷۵: ۵/۲۸۱
- ↑ ابن عبد السلام، ۱۴۲۹: ۲/۱۳۴
- ↑ جرجانی، ۱۳۷۸: ۸/۱۰۶
- ↑ حسینی استرآبادی، تاویل الآیات الظاهرة،ص۴۸۴
- ↑ کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۴۶۴
- ↑ شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲
- ↑ شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنی عشری، ج۱۱، ص۱۱۲
- ↑ کاشانی، زبدة التفاسیر، ج۵، ص۵۴۷
- ↑ سوره نبأ: آیات ۱ و ۲
- ↑ گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ج۱۲، ص۲۱۵
- ↑ جزایری، عقود المرجان، ج۴، ص۲۷۰
- ↑ شبر، عبدالله، جوهر الثمین، ج۵، ص۲۴۷
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، ج۱۷، ص۱۹۹
- ↑ همان، ج۱۷، ص۲۱۳
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۳۶
- ↑ ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸/۱۴۲
- ↑ حدیث شماره ۷۸۶
- ↑ روایت ۷۸۵
- ↑ حدیث ۷۹۱
- ↑ روایات ۷۸۶ و ۷۸۷
- ↑ روایات ۷۸۹ و ۷۹۰
- ↑ حسکانی، شواهد التزیل،ص ۱۶۲ ـ ۱۶۴، ح۷۸۵ ـ ۷۹۱
- ↑ ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۴۴
- ↑ رسعنی، عبدالرزاق، رموز الکنوز، ج۶، ص۳۷۹
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۷۸
- ↑ خلیلی، میثم، غفوری منش، محمد، بررسی چگونگی دلالت آیه 24 صافات بر ولایت امام علی(ع)، شیعه پژوهی، سال چهارم، تابستان 97
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج۷، ص۱۵۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۲، ص۱۵۶
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۱۹۶ و ج۳۹، ص۲۰۲؛ اربلی، کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۷
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت {{عم}، ج۱۲، ص۵۸۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، التحصین، ص۵۵۸، فیه: «شجره» بدل «منخرهًْ»، ص۳۶
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۹۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۷۸
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۲، ص۵۹۰؛ الفضایل، ص۸۳
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۴۴۱ ذیل آیه مورد بحث
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التّنزیل، ج۲، ص۱۰۶ و ۱۰۷، ح۷۸۶ و ۷۸۷
- ↑ «اِذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ اُوقَفُ اَنَا و عَلِىٌّ على الصِّراطِ فَما یَمُرُّ بِنا اَحَدٌ اِلاّ سَئَلْناهُ عَنْ وَلایَة عَلِىٍّ، فَمَنْ کانَت مَعَهُ، وَ اِلاّ اَلْقَیْناهُ فى النّارِ! وَ ذلِکَ قُوْلُهُ ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾.»
- ↑ ابن حجر هیتمی، الصّواعق المحرقة، ص۸۹
- ↑ عزالدین حنبلی، کشف الغمه، ص۹۲
- ↑ آلوسی، روح المعانى، ذیل آیه مورد بحث
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة، ص۲۱
- ↑ ابونعیم اصفهانی، کفایة الخصام، ص۳۶۱
- ↑ سلیمان، قندوزی، ینابیع المودّه، ص۲۵۷
- ↑ رَوى بَعْضُ الاِمامیّةِ عَنْ ابْنِ جُبَیْر عَنِ ابْنِ عَبّاسَ یُسْئَلُونَ عَنْ وَلایَةِ عَلِىٍّ...آلوسی، روح المعانى، ج۲۳، ص۷۴
- ↑ شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۷۶
- ↑ تفسیر حبری، ص۳۱۳
- ↑ خصائص الوحي المبين: ص۱۴۲، ح۸۶ و ۸۷، به نقل از ابونعیم اصفهانی
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
- ↑ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ۱۶۴
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام، میلانی، ج۵، ص۲۳ تا ۲۶
- ↑ ر.ک: هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.
- ↑ میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ، ج5،ص22 و 23
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۰.
- ↑ منهاج السنة، ج۷، ص۱۴۳- ۱۴۷.
- ↑ منهاج الکرامه، ص۱۵۳.
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۰.
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ شکری آلوسی، سید محمود، مختصر التحفة الإثناعشریه، ص۱۷۷- ۱۷۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۴۵۲-۴۵۳.
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج23، ص80