لعن در سبک زندگی اسلامی
مقدمه
﴿وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾[۱].
هیچ مؤمنی حق ندارد به معتقدات دیگران اهانت کند ولو آنکه بتپرست باشند؛ زیرا این کار مقدسات خودش را در معرض هتاکی دشمنان و مخالفان قرار میدهد.
هر روز در اطراف ما هستند کسانی که بارها زبانشان به لعن و نفرین دیگران میچرخد. آیا در منش پیامبر اکرم(ص) و در سیره بزرگان اخلاق و تربیت، چنین رفتاری به این گستردگی وجود داشته است؟ لعن و نفرینهای خداوند سبحان، در قرآن کریم معمولاً کلی است و کمتر متوجه شخص خاصی است. مثلاً ﴿أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ﴾[۲]؛ در آیه ۳۵ حجر[۳]، شیطان بر اثر مخالفت متکبرانه با فرمان خداوند و بر اثر لجبازی و عزم بر ادامه دادن راه ضلالت و اغوا، تا روز قیامت از حوزه رحمت خداوند طرد شده است. در آیه ۴۲ سوره قصص[۴]، فرعون و جنودش به دلیل ظلم و استکباری که در زمین کرده بودند و نیز ابولهب و همسرش، به سبب دشمنی با پیامبر گرامی(ص)، در سوره مسد مورد لعنت خداوند قرار گرفتهاند. در مواردی هم هست که برخی بهطور مشروط لعنت شدهاند. مانند آیه ۶۱ سوره آلعمران[۵]، که مربوط است به ماجرای مباهله و درگیری پیامبر با مسیحیان که فرمود: «هر کدام از ما دلیل حقانیتمان را به خداوند عرضه میداریم و آنگاه از محضر او میخواهیم که دروغگویان را لعنت کند».
در آیه ۵۶ سوره احزاب[۶] پس از درود فرستادن بر وجود پاک پیامبر گرامی اسلام(ص) یعنی کریمه ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۷]؛ بیدرنگ در آیه ۵۷ میفرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا﴾[۸]. به راستی آیا کشتن حسین بن علی و فرزندان و یاران آن بزرگوار، پیامبر مهربان اسلام(ص) را نمیآزارد؟ گاهی گناه چنان بزرگ است که لهیب آتش ناشی از آن نهتنها آخرت شخص ظالم، بلکه همین دنیا را هم درمینوردد، چنانکه امروز بر بسیط زمین همه پاکدلان، یزید بن معاویه را لعنت میکنند. ﴿وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ﴾[۹].
یکی از مصادیق لعنت خداوند آن است که پاکترین دلها و زبانها پیوسته به لعن و نفرین کس یا کسانی مشغول گردند. این امری عادی نیست. چرا مردم فهیم و خداترس ایران این همه امویان پلید، آمریکای شیطان و صهیونیستهای سفاک و وهابیان خبیث را لعن و نفرین میکنند؟ مگر جز این است که اینان همگی زادگان مکتب سکس و دروغ و شمشیرند؟
هر کسی در عاقبت اعمال خود اندیشه کند که مبادا خدای نخواسته گرفتار لعن و نفرین پاکان و بندگان صالح خداوند شود. همچنانکه در سلام و درود بر پیامبر و پیروان راستین ایشان فرشتگان شریک خداوندند، در لعین شدن کسانی چون پیشوایان بتپرستی و شیطانپرستی، مشرکان و ظالمان و مفسدانی چون امویان، سفیانیان وهابی، اهرمنان خونخوار وادی صهیون و کاخنشینان نگونبخت کاخهای سبز و سرخ و سفید و پیروان و حامیان آنان تا قیامت، چنین سنتی قائم است. به هر حال بشر باید خود و خانواده و دوستانش را از درافتادن به کام این لهیب آشکار دوزخ در امان بدارد و با شریعت الهی و با نوامیس خداوند نستیزد، تا به لعن او گرفتار نشود.
گرچه ما شیعیان از یزید و یزیدمنشان بسیار بیزاریم و آنان را شجره ملعونهای میدانیم که در قرآن از آن یاد شده است[۱۰]. اما این را هم که میدانیم واقعه عظیم عاشورا و مظلومیّت حماسهآفرین و عارفانه حسین(ع)، نباید بهانهای برای تفرقه میان مذاهب مختلف امت پیامبر مهر و رحمت شود.
عاشورا و شخصیت الهی امام حسین(ع)، بهترین رشتهای است که میتواند ما مسلمانان را با هر مذهب و مرام اعتقادی در کنار هم بنشاند و در یک مسیر قرار دهد. حسین(ع) باران رحمت است نه آتش انتقام. پیام آن پرچمدار صلح و سلام این نیست که پیروانش یکسره این ندا را سر دهند که الْيَوْمُ يَوْمُ الْانْتِقَامِ بلکه پیام او پیام جد بزرگوارش(ص) در روز فتح مکه است که فرمود: «الْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ».
وظیفه دینی و انسانی ما این است که با دیگر عقاید اسلامی و غیر اسلامی با اخلاق حسنه و با منش علوی برخورد کنیم و بدانیم که میوه درخت پاک رحمت و مهربانی و نیکنظری هرگز تلخ نیست. و میوه درخت ناپاک نفرت و انتقام هرگز شیرین نیست. شعار جاودانه امام حسین(ع) مبارزه با ظلم و ظالمان است اما نه به هر شیوهای. بلکه در پرتو حفظ و تقویت فضایل الهی و قرآنی، در همه حال و در هر زمان و مکانی از چشمه کربلا باید شراب طهور عشق و وحدت و برادری بنوشیم و بنوشانیم نه آب تیره و تلخ تفرقه و انتقام و دشمنی و اهانت به مقدسات دیگران را. یادمان باشد که علی و حسین(ع) را با انتقام کاری نیست. انتقام مرام یزید است که میگفت: لَسْتُ مِنْ خِنْدِفَ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ *** مِنْ بَنِي هَاشِمٍ مَا كَانَ فَعَلْ یعنی: من پسر پدرم نیستم اگر از بنیهاشم انتقام نگیرم. راه حسین راه معرفت و محبت و انسانیت است. مسیر صلح و سلام برای تمام بشریت. با هر دین و آیینی. البته با باورمندی به حقانیت قرآن و مرام محمد و علی(ع). و تلاش برای اثبات عالمانه این حقیقت مسلم در نظر و عمل. که این خود تداوم راه شهیدان کربلا و ادامه پیامرسانی زینب(س) است. و صد البته که کار چندان آسانی هم نیست. اما اگر به شایستگی و درایت به انجام رسد، سرانجام همه را حسینی میسازد.
در بیان پیامبر اکرم(ص) هفت گروه نفرین شدهاند:
- کسانی که چیزی بر کتاب خدا بیفزایند.
- کسانی که منکر تقدیر الهی شوند.
- مخالفان سنت و آیین و مرام نبی خدا.
- هر کس در حق خاندان پیامبر اکرم(ص) آنچه را که خداوند انجامش را ممنوع کرده است، مجاز بشمارد.ستمگران در حق اهلبیت
- افرادی که با توسل به زور، کسانی را که خداوند خوار ساخته است، برکِشند و عزیز بشمارند و کسانی را که در چشم خداوند عزیزند، ذلیل سازند.
- کسانی که اموال عمومی مسلمانان را به نفع شخصی خود مصادره کنند.
- و کسانی که حلال خداوند را حرام بشمارند[۱۱].
در نهجالبلاغه در خطبه قاصعه (شماره ۱۹۲) به فلسفه لعنت ابلیس اشاره شده است[۱۲]. امام، سبب این دورشدگی از رحمت خداوند را تکبر و خودبزرگ بینی، تفاخر و به خود بالیدن از روی جهالت و تعصب، و دشمنی با آفریده برگزیده خداوند یعنی آدم دانسته است که البته هر انسانی نیز در معرض این آفات قرار دارد. به گفته امام علی(ع) اگر انسان هم راه شیطان را برود، یقیناً به همان سرنوشت یعنی رانده شدن از رحمت خداوند دچار خواهد شد؛ زیرا به قول آن حضرت: «خداوند هیچگاه انسانی را برای عملی وارد بهشت نمیسازد که برای همان کار فرشتهای را بیرون رانده باشد. فرمان خداوند در آسمان و زمین یکسان است و بین خدا و خلق، دوستی خاصی وجود ندارد که به خاطر آن، حرامی را که به جهانیان ابلاغ فرموده حلال بدارد».
ایشان در فرازی از همین خطبه میفرماید: «به آثار عبادات بنگرید که چگونه شاخههای درخت تکبّر را درهم میشکند و از روییدن کبر و خودپرستی پیشگیری میکند». و سپس میافزاید: «خداوند سبحان مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت، مگر برای ترک فرمان به امور نیکو و منع از ناشایستگیها. پس خداوند نابخردان را برای گناهکاری و خردمندان قوم را به سبب بازنداشتن و منع نکردن دیگران از کارهای ناشایست لعنت کرد». امام علی(ع) در چند جای نهجالبلاغه به نفرین کوفیان هم پرداختهاند[۱۳] و در حکمت ۳۱۱ نیز اَنَس بن مالک را به صورت مشروط نفرین کردهاند که البته بعد از آن، انس به آه علی(ع) گرفتار و به پیسی مزمن دچار شد.
آیا در زندگی روزمره لعن و نفرین بر دیگران رواست و پیامبر اکرم(ص) نیز بهسان بسیاری از مؤمنان، زبان به لعن و نفرین بدخواهان خود میگشودهاند یا نه؟ امام محمد باقر(ع) فرمود: «مردی یهودی بر پیامبر(ص) وارد شد و عایشه آنجا بود. یهودی گفت: «السام علیکم» یعنی «مرگ بر شما» پیامبر فرمودند: «علیکم». یهودی دیگری آمد و مانند قبلی سخن گفت. پیامبر همان جواب را به او داد. این حادثه برای سومین بار تکرار شد. عایشه با خاطری پریشان گفت: «مرگ و لعنت بر شما ای گروه یهود، ای برادران میمونها و خوکها، رسول الله(ص) به عایشه فرمود: «اگر فحش به صورتی مجسم میشد؛ چهره زشتی داشت. نرمش و مدارا بر چیزی نهاده نشد مگر که آن را آراست، و از چیزی برداشته نشد مگر که آن را زشت ساخت. آیا نشنیدی که من پاسخ آنان را با «علیکم» دادم تا بدی حرفشان به خودشان بازگردد[۱۴].
ما مسلمانان همیشه و در همه جا به فرمان خدا، منادی سلام و صلح و آرامش هستیم، نه لعن و نفرین و دشمنی و کینتوزی. ما حق داریم که در تدینمان متعصب باشیم، اما حق نداریم این تعصب را دستاویزی برای آزردن دیگر بندگان خداوند سازیم که با ما در مرام و مسلک مذهبی یگانه نیستند. اختلاف عقیده نمیتواند به ما اجازه دهد که با همنوعان خویش از در جفاکاری و بداخلاقی درآییم. مسلمان دشمنتراش نیست. جاذبهاش از دافعهاش بیشتر است. به کمترین بهانهای زبان به ناسزاگویی و لعن دیگران نمیگشاید. ما بنده خدای رحمان و رحیمیم و باید که جلوهای از رحمت خداوند خطاپوش و بخشنده در گفتار و رفتارمان نمایان گردد. باید از یک بنده شایسته خدا عطر صفات معبود به مشام رسد. دوست و دشمن باید به اخلاق حسنه ما گواهی دهند. شعار مسلمان زنده باد است نه مرده باد. ما سروش حیاتیم نه سفیر مرگ.
متأسفانه گاهی دیده و شنیده میشود که برخی، گرفتار بیماری ناسزاگویی هستند. آیا وقت آن نرسیده است که با برافراشتن پرچم مهر و گذشت، از برهوت مرگ و لعنت به سوی شهر زندگانی و رحمت هجرت کنیم، تا به آن وسیله وجود فردی و جمعی ما به فضایل و مکارم بیشتری مزین گردد؟ مرحوم رجبعلی خیاط در سفارش به یکی از یارانش گفت: «نفرین مکن، نفرین تاریکی میآورد، دعا کن»[۱۵]. امام صادق(ع) فرمود: «هنگامی که لعن از دهان گویندهای بیرون میآید، بین گوینده و لعن شونده مردد میماند، اگر شخص نفرین شده سزاوار این لعن نباشد، آثار زیانبار آن به گوینده باز خواهد گشت. (به اصطلاح آن نفرین طوق لعنتی میشود بر گردن نفرین کننده)»[۱۶].
امام خمینی میفرماید: «شیخ جلیل ما مرحوم شاه آبادی میفرمود: کفاری را که معلوم نیست با حال کفر از این عالم منتقل شدند لعن نکنید. شاید در حال رفتن هدایت شده باشند و روحانیت آنها مانع از ترقیات شما شود»[۱۷].
اگر میخواهیم که دیگران به حرف حق ما نیز گوش بسپارند، باید خواهان زندگی آنان باشیم نه مرگشان. اگر میخواهیم دلهای دیگران را به تسخیر خود درآوریم، باید که با یک جهان محبت و شفقت با آنان روبهرو شویم، نه با نفرت و انزجار و ناسزاگویی. اگر میخواهیم که پایههای فرهنگ ما روز به روز استوارتر گردد، باید که تدبیر امور را با رحمت آغاز کنیم و با علم و حلم و عقل و عدل ادامه دهیم و سرانجام با سلام به پایان بریم. و اگر مشکلی هم با دیگران به خصوص با بدخواهان و متکبران داشتیم، هرگز از جاده عقل و منطق به کژراهه احساسات و شعارهای بیثمر در نیفتیم و با ناشکیبایی از کوره در نرویم در جهان امروز، هر حرف و حرکتی به سرعت با برداشتهای گوناگون و تحلیلهای مختلف به سمع و نظر آحاد بشر میرسد و آنان را به داوری درباره ما و اعمالمان وامیدارد و این رفتار در حافظه آنان جا خوش میکند. ای بسا یک کار نابخردانه، سالها ما را از چشم حقجویان عالم بیندازد و ابرهای تیره احساسات را بر این سرزمین خردخیز و ایمانی سایهگستر کند و سیل اتهامات ناروا را به سوی ما روان سازد. خلاصه توهین به مقدسات هر کسی نارواست.
این سخنان نباید این پندار را پیش کشد که پس حساب ظالمانی مانند آمریکا چه میشود. پاسخ همان است که گفته شد: امام علی(ع) به ما فرموده است: یار مظلومان و دشمن ظالمان باشید. آری ما با صدای رسا میگوییم که: مرگ بر ظلم و ستم، مرگ بر شیطنت و شرک، مرگ بر خونریزان و جنگافروزان، مرگ بر تزویر و نفاق، مرگ بر بیرحمان ستمگر و سنگدل، مرگ بر دروغ و فساد، مرگ بر دشمنان خدا و پیامبران.
متأسفانه تمام این رذائل زشت و نفرتانگیز در کلان اهرمن جهان در حد اعلای آن جمع است. مهم نیست که نام این اهریمن چه باشد. آمریکا، اسرائیل، وهابی، صهیونیست، شیطان، دیو، گهواره تمدن و تکبّر، سرزمین قلدران سفاک یا هر چیز دیگر به قول مولانا: «اسم خواندی، رو مسمّی را بجو» خداوندا! به شوکت ماه مبارک رمضان مگذار که فرجام ما به فرجام شوم ظالمان پلید پیوند خورد[۱۸].
منابع
پانویس
- ↑ «و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) میخوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.
- ↑ «هان! لعنت خداوند بر ستمکاران باد!» سوره هود، آیه ۱۸.
- ↑ ﴿وَإِنَّ عَلَيْكَ ٱللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ﴾ «و تا روز پاداش و کیفر بر تو نفرین باد!» سوره حجر، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ فِى هَـٰذِهِ ٱلدُّنْيَا لَعْنَةًۭ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلْمَقْبُوحِينَ﴾ «و در این جهان، لعنتی بدرقه آنان کردیم و در روز رستخیز، آنان از زشت چهرگانند» سوره قصص، آیه ۴۲.
- ↑ ﴿فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَـٰذِبِينَ﴾ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آلعمران، آیه ۶۱.
- ↑ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴾ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.
- ↑ «و در این جهان، لعنتی بدرقه آنان کردیم و در روز رستخیز، آنان از زشت چهرگانند» سوره قصص، آیه ۴۲.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا ٱلرُّءْيَا ٱلَّتِىٓ أَرَيْنَـٰكَ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلْمَلْعُونَةَ فِى ٱلْقُرْءَانِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَـٰنًۭا كَبِيرًۭا﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره إسراء، آیه ۶۰.
- ↑ میزان الحکمه، ج۴، ص۲۷۸۵.
- ↑ همچنین در انجیل برنابا، فصل ۳۵ همین مضمون وجود دارد.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۲۵ و خطبه ۳۴.
- ↑ آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۶۷.
- ↑ کیمیای محبت، ص۱۱۱.
- ↑ آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۲۱۲.
- ↑ شرح چهل حدیث، ص۶۷.
- ↑ دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۴۲۹.