حجت الاسلام و المسلمین
علی کورانی، در کتاب
«عصر ظهور» در اینباره گفته است:
«در روایات مربوط به سفیانی، جنگ قرقیسیا که در مرزهای سوریه- عراق- ترکیه بوقوع میپیوندد حادثهای خارج از روال طبیعی جنبش سفیانی و حوادث زمان ظهور بنظر میرسد .. ازاینرو هدف اصلی سفیانی از جنگ عراق سلطه یافتن بر آن کشور و ایجاد مقاومت در برابر نیروهای ایرانی و زمینهسازان ظهور حضرت، که از مسیر عراق به سوی سوریه و قدس پیش میروند خواهد بود. ولی در راه عراق در اثر حادثه عجیبی جنگ قرقیسیا رخ میدهد و آن حادثه پیدا شدن گنجی در مجرای فرات و یا نزدیک مجرای رود فرات است.
بطوری که عدهای از مردم برای دست یافتن به آن، دست به تلاش میزنند و آتش جنگ بین آنها شعلهور میشود و بیش از صد هزار تن از آنها کشته میشوند و هیچیک به پیروزی قطعی نمیرسند و به آن گنج دست نمییابند. بلکه همگی از آن منصرف شده و به مسائل دیگر مشغول میشوند.
منطقه قرقیسیا بطوری که در معجم البلدان آمده، شهر کوچکی است در نزدیکی مدخل نهر خابور در رود فرات و امروز خرابههای آن نزدیک شهر "دیرزور" سوریه قرار دارد و نزدیک مرزهای سوریه- عراق است و به مرزهای ترکیه- سوریه نیز نسبتا نزدیک میباشد.
با وجود پیچیدگی و ابهام برخی از جوانب نبرد قرقیسیا، همچون انگیزه ایجاد آن و طرفهای درگیر آن غیر از سفیانی و پایان آن .. روایات، وقوع آن را به صراحت و قاطعیت بیان میکند و با اوصاف بزرگی آن را وصف مینماید. مانند روایت ذیل که از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: "همانا خداوند، در قرقیسیا سفره پر از طعامی دارد که سروش آسمانی از آن خبر میدهد و ندا میکندای پرندگان آسمان وای درندگان زمین بشتابید برای سیر شدن از گوشت تن ستمگران"[۳۴]
اینکه صحنه نبرد قرقیسیا به خوان و سفره الهی توصیف شده از این جهت است که درگیری ستمگران باهم و ضعیف کردن نیروهای یکدیگر از تقدیرات خداوند متعال است که به شکست آنها بهدست حضرت مهدی (ع) کمک میکند. ازاینرو سفیانی بعد از این جنگ وارد عراق میشود در حالی که بخشی از نیروهای خود را از دست داده است، ایرانیان زمینهساز، او را شکست میدهند .. آنگاه حضرت مهدی (ع) با ترکان که پس از شکست سفیانیان در نبرد قرقیسیا طرف درگیر در آن کارزار بودهاند. وارد نبرد میشود.
چنانکه روایت اشاره میکند، عرصه نبرد، بیابان خشک و بیآب و گیاه است و آنها اجساد کشتگان خود را دفن نمیکنند و یا قادر به دفن آنها نیستند، ازاینرو پرندگان آسمان و درندگان زمینی از گوشت لاشههای آنها شکم خود را سیر میکنند و اینکه سربازان کشته شده نیز ستمگرند زیرا که آنها سربازان جباران و ستمپیشگان میباشند. یا اینکه در میان آنها شمار زیادی از افسران و فرماندهان ستمکار از دو طرف وجود دارد.
از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: "سپس سفیانی با ابقع روبرو میشود و با یکدیگر کارزار میکنند، سفیانی او و همراهانش و أصهب را به قتل میرساند. آنگاه هیچ تصمیمی جز حمله به عراق ندارد سپاه خود را به قرقیسیا رسانده و در آنجا وارد نبرد میشود، در این درگیری صد هزار ستمگر کشته میشود .. و سفیانی لشکری به تعداد هفتاد هزار نفر را به سوی کوفه گسیل میدارد"[۳۵].
برخی روایات، تعداد کشتگان را یکصد و شصت هزار و بعضی بیش از آن یاد میکنند، چهبسا صد هزار تن از ستمگران باشند همانگونه که این روایت میگوید و بقیه از سربازان عادی و مزدوران و سایر مردم محروم باشند. اما گنج مورد نزاع، روایاتی چند در اینباره آمده است که روشنترین آنها در نسخه خطی ابن حماد از پیامبر (ص) است که فرمود: "رود فرات، از کوهی از طلا و نقره پرده برمیدارد و آن را آشکار میسازد بر سر آن جنگ و درگیری بوجود میآید بگونهای که از هر نه تن هفت تن کشته میشوند. پس هرگاه شما آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید"[۳۶].
و نیز در همین نسخه آمده است: "فتنه چهارم هیجده سال بطول میانجامد، سپس در آنهنگام که باید پایان میپذیرد و تحقیقا نهر فرات از کوهی از طلا پرده برمیدارد و مردم برای رسیدن به آن به جان یکدیگر میافتند و از هر نه تن هفت تن کشته میشوند".
مراد از فتنه چهارم در این روایت، اگر سلطه و استیلای غرب و دیگر ملتها بر مسلمانان باشد، چنانکه روایات به آن تصریح میکند، آن فتنه طولانی خواهد بود. و اینک حدود یک قرن بر آن میگذرد. و اگر منظور فتنه داخلی سرزمین شام باشد که ناشی از فتنه چهارم، یعنی فتنه فلسطین است، که در این جهت ممکن است جنگ داخلی لبنان، آغاز این هیجده سال باشد. و احتمال دارد آن گنج یاد شده، معادن طلا و نقرهای باشد که در آنجا کشف خواهد شد و مورد اختلاف بین سه دولت و حامیان آنها واقع میگردد، یا اینکه آن گنج، نفت و یا معادن دیگر باشد .. من شنیدهام منطقه قرقیسیا از لحاظ نفت و دیگر معادن حتی اورانیوم غنی میباشد و عملیات حفاری و تحقیقات در آن، در حال اجراء بوده و از نتایج مثبتی برخوردار است .. منزه است خدایی که مقدار و مالکیت هرچیز در دست اوست.
اما طرف مقابل سفیانی در این نبرد: از نظر اکثر روایات ترکان هستند. ولی منظور از ترکان در اینجا چیست؟ آنچه به نظر میرسد و به طبیعت امور نزدیکتر است اینکه آنها سپاهیان ترک زبان هستند، چرا که درگیری و نزاع بر سر دارائیای است که نزدیک مرزهای سوریه و ترکیه وجود دارد اما طرف سوم که در عراق است درگیر اوضاع داخلی خود و وجود دو دستگی در آن میباشد، دستهای طرفداران یمنیها و ایرانیان زمینهساز ظهور حضرت و گروهی هواداران سفیانی میباشند. اما قرینههای زیادی وجود دارد که این احتمال که مراد از ترکان در اینجا روسها باشد را تأیید میکند. بهویژه روایاتی که خاطرنشان میسازد آنها قبل از خروج سفیانی، در جزیره ربیعه یا دیار بکر نزدیک قرقیسیا فرود میآیند. و روایاتی که میگوید سفیانی با ترکان به نبرد میپردازد و سپس بهدست حضرت مهدی (ع) ریشهکن میشوند و نخستین لشکری را که آن حضرت برای جنگ با ترکان گسیل میدارد آنها را شکست میدهند و ظاهرا منظور از جزیره که در روایات متعدد یاد شده است و نیروهای ترک زبان قبل از سفیانی در آنجا فرود میآیند، همان منطقهای است که به این اسم نامیده شده و با توجه به مطلق بودن و اضافه نشدن آن به اسم دیگر، جزیرة العرب و مانند آن نیست، چنانکه مراد از فرود آمدن نیروهای رومی در رمله چنانکه از روایات استفاده میشود، همان رمله فلسطین است.
آری از روایات گذشته مربوط به گنج و اینکه پیامبر (ص) مسلمانان را از شرکت در نزاع بر سر آن گنج نهی فرمود و از عبارت "مردم برای رسیدن به آن به جان یکدیگر میافتند" استفاده میشود که طرفهای درگیر بر سر گنج، مسلمانان میباشند ولی این مطلب مانع از آن نیست که دولت ترکیه طرف درگیر نباشد و ترکان روسی و یا هواداران ترکان، آن دولت را یاری نکنند، چنانکه این تعبیر درباره آنان، در روایات فروآمدن نیروهای آنان در جزیره وارد شده است. اما رومیان و مغربیها که در برخی از روایات آمده است، از طرفهای درگیر در جنگ قرقیسیا هستند اما آن نشانهها اندک و ضعیف است. و ممکن است ورود آنان برای کمک به سفیانی یا دیگران باشد.
اما نیروهای اصلی و دشمنان سفیانی و هواداران و یاوران حضرت مهدی (ع)، یمنیها و ایرانیان هستند که در نبرد قرقیسیا دخالت نمیکنند چرا که آن جنگ میان دشمنان آنها برقرار است ولی انگیزه مهمتر با توجه به ظواهر روایات، اشتغال آنان به حوادث ظهور در حجاز و تلاش برای ارتباط و ایجاد وحدت نیروها با نیروی امام مهدی (ع) است که آغاز نهضت ظهور آن حضرت در مکه میباشد. البته ممکن است علت آن، شعلهور شدن جنگ جهانی باشد که احتمال بیشتر میدهیم بخشی از آن در این مرحله بوقوع بپیوندد. (که در این باره سخن خواهیم گفت.)
ابن حماد از
علی (ع)
روایت میکند که
حضرت فرمود: "وقتی سواران
سفیانی به سوی
کوفه بحرکت درآیند او گروهی را در پی اهل
خراسان میفرستد در حالی که اهل
خراسان به طلب
حضرت مهدی (ع) بیرون میآیند"
[۳۷]»
[۳۸].