نماز در معارف و سیره معصوم

اوقات نماز

جبرئیل اوقات نماز را برای رسول خدا(ص) مشخص کرد[۱]. امیرالمؤمنین(ع) به جهت اهمیتی که اوقات نماز دارد، بخشنامه‌ای برای کارگزاران خود در سرتاسر جهان اسلام ارسال کرد که سید رضی در نهج البلاغه آن را آورده است[۲]. ایشان در نامه خود به محمد بن ابی‌بکر بر دقت داشتن درباره زمان خواندن نمازهای روزانه تأکید دارد و می‌فرماید نماز را به جهت کار به تأخیر نیندازد و به جهت بیکاری، قبل از وقت آن نخواند. در ادامه وقت دقیق آن را برای وی چنین بیان می‌کند: مردی از رسول خدا(ص) وقت نمازها را پرسید؛ حضرت در پاسخش فرمود: جبرئیل نزد من آمد و وقت نماز را به من اعلام کرد؛ پس ظهر را هنگام زوال خورشید خواند، درحالی‌که خورشید بر طرف راست او می‌تابید؛ بعد وقت نماز عصر را به من نشان داد و آن را زمانی دانست که سایۀ هر چیز به مانندش برسد؛ سپس نماز مغرب را هنگامی دانست که خورشید غروب کرد و نهان شد؛ آن‌گاه نماز عشا را خواند، هنگامی که شفق (روشنی طرف آفتاب غروب) نهان شده بود؛ بعد نماز صبح را در تاریکی خواند که هنوز ستاره‌ها در آسمان پراکنده بودند. آری، پیامبر(ص) پیش از تو چنین نماز خواند[۳]. در روایتی از امام باقر(ع) این زمان‌ها به عنوان سیره مستمر پیامبر(ص) ذکر شده‌اند[۴].

امام باقر(ع) در باب وقت خواندن نماز ظهر و عصر توسط پیامبر می‌فرماید: همیشه رسول خدا(ص) وقتی سایه دیوار مسجد به یک ذراع (۵۲ سانتی‌متر) می‌رسید، نماز ظهر را می‌خواند و زمانی که سایه دیوار به دو ذراع می‌رسید، نماز عصر می‌خواند. من گفتم: سایه دیوار متفاوت است؛ کدام دیوار؟ امام باقر(ع) فرمود: در آن زمان دیوار مسجد رسول خدا(ص) فقط به مقدار یک قامت (حدود ۱۰۴ سانتی‌متر) مرتفع بود. در روایت قبلی ذکر شد وقتی نماز عصر را می‌خواند که سایۀ هر چیز به اندازه خودش بود؛ دو ذراع هم یعنی مقدار دیوار. در روایات متعدد وقت نماز ظهر و عصر همین‌گونه ذکرشده است[۵]. امام صادق(ع) بیان می‌فرماید: زمانی دیوار مسجد پیامبر(ص) دو ذراع بود که هنوز بر آن سایه‌بان قرار نداده بودند[۶]؛ بنابراین بعداً دیوار مسجد بیش از یک قامت شده است.

البته به فرموده امام صادق(ع) رسول خدا(ص) بدون علت خاصی نماز عصر را همراه با نماز ظهر و نماز عشا را همراه با نماز مغرب قبل ازبین‌رفتن شفق، خواند تا بیان کند که زمان انجام نمازها موسّع است[۷]. این‌گونه روایات دلیل جمع بین نماز ظهر و عصر و مغرب با عشاست. گاهی نیز به سبب بارش باران و مانند آن این نمازها را به صورت جمع می‌خواند. درباره نماز مغرب و عشا روایت هست که امام صادق(ع) به جهت باران این دو را جمع خواندند و فقط به مقدار دو رکعت بین آنها فاصله قرار دادند و حضرت آن را طبق روش پیامبر(ص) دانست[۸]. در روایات برای تعیین وقت نماز در ایام ابری و مانند آن، به آواز خروس ارجاع داده شده که به گونه‌ای وقت را با صدای خود مشخص می‌کند[۹]. نمازهای مستحبی هم وقت مشخصی دارد. معمولاً بعد از نماز صبح و پس از نماز عشا نمازی خوانده نمی‌شود. در حدیثی معتبر از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: امیرالمؤمنین(ع) روز تا هنگام ظهر و بعد از عشای آخر تا نیمه‌شب نمازی نمی‌خواند[۱۰].[۱۱]

اذان برای اعلام وقت نماز

اذان به معنای نداکردن و اعلام‌کردن با صدای بلند است[۱۲]. منظور از آن ذکرهای خاصی است که با صدای بلند و فریاد ایراد می‌شود تا وقت رسیدن نماز را به مردم اعلام نماید. در شب معراج که پیامبر(ص) در بیت‌المعمور بود، وقت نماز رسید. جبرئیل اذان و اقامه گفت و رسول خدا(ص) به نماز ایستاد و فرشتگان و پیامبران پشت سر وی قرار گرفتند[۱۳]. برابر روایتی معتبر از امام صادق(ع)، وقتی جبرئیل اذان را برای پیامبر(ص) آورد، سر آن حضرت در دامن علی(ع) بود. جبرئیل اذان و اقامه گفت. پیامبر(ص) بیدار شد و به علی(ع) فرمود: شنیدی؟ گفت: آری؛ پرسید: حفظ کردی؟ گفت: بله؛ فرمود: آن را به بلال بیاموز. علی(ع) بلال را خواست و اذان را به او آموزش داد[۱۴]. در روایتی معصومان از پدرانشان از علی(ع) نقل می‌کنند که هر کس صدای اذان را بشنود و در مسجد باشد و از آن خارج شود منافق است؛ جز کسی که قصد رجوع به مسجد را دارد[۱۵].[۱۶]

تثویب در اذان

باید توجه داشت که در فقه شیعه تثویب در اذان نیست. تثویب یعنی گفتن «الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌» پس از «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ‌» و به جای «‌حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ». این مطلب را معاویة بن وهب از امام صادق(ع) می‌پرسد: آیا تثویب در اذان و اقامه هست؟ حضرت پاسخ می‌دهد: ما آن را نمی‌شناسیم[۱۷]؛ یعنی مشروع نیست. ظاهراً ازاین‌رو به آن تثویب گفته‌اند که به معنای رجوع است و مؤذن وقتی افراد را با «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ‌» به نماز دعوت می‌کند، با گفتن «الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌» باز می‌گردد و دوباره به نماز دعوت می‌کند یا اینکه بعد از اذان بگوید: «الصَّلَاةَ الصَّلَاةَ»[۱۸]؛ زیرا اذان دعوت به نماز است. در روایتی صحیح امام باقر(ع) خطاب به زراره می‌گوید: ای زراره، اذان را با چهار تکبیر شروع با دو تکبیر و دو «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ‌» خاتمه بده[۱۹] و اگر دلت خواست، به‌عنوان تثویب «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ‌» را به جای «الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌» اضافه کن[۲۰]. شیخ طوسی در تهذیب الأحکام بعد از نقل این حدیث که افزودۀ آن در کافی نیامده است می‌گوید: اگر این لفظ یعنی «الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌» سنت نبوی باشد، تکرار برخی از اذکار اذان و ترک این ذکر (ساختگی) که در روایت زراره آمده، جایز نخواهد بود. افزون بر این، تکرار برای تنبیه برخی افراد دیگر برای نماز جایز است؛ یعنی در صورتی که تکرار بر افراد شرکت‌کننده در نماز جماعت نیفزاید، جایز نیست[۲۱]؛ بنابراین روایتی که از عبدالرحمان بن ابی‌لیلی از بلال ذکر شده که پیامبر(ص) به من دستور داد که این عبارت را جز در اذان صبح نگویم[۲۲]، درست نیست؛ زیرا این روایت مرسل است و ابن‌ابی‌لیلی بلال را ندیده است[۲۳] و نمی‌تواند از او حدیث نقل کند. تثویب که ابن‌اثیر در نهایه در شرح خبر بلال آن را به معنای دو بار گفتن «الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌» دانسته[۲۴]، از ساخته‌های خلیفه دوم است. در روایتی ابوبصیر از یکی از صادقین(ع) نقل می‌کند: بلال بنده‌ای صالح بود که گفت: پس از پیامبر(ص) اذان نمی‌گویم و بعد از اینکه وی اذان را ترک کرد، عبارت «‌حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» ترک شد[۲۵]. به نظر می‌رسد این یکی از مواردی باشد که امیر مؤمنان(ع) در دوران خلافت خود در صدد اصلاح آن بوده، ولی فرصت پیدا نکرده است؛ آنجا که می‌فرماید: «وَ رَدَدْتُ الْوُضُوءَ وَ الْغُسْلَ وَ الصَّلَاةَ إِلَى مَوَاقِيتِهَا وَ شَرَائِعِهَا وَ مَوَاضِعِهَا»[۲۶]: «و می‌خواستم وضو و غسل و نماز را به وقت‌ها و موازین و جایگاه‌های خود برگردانم».

البته شیخ صدوق گفته از باب تقیه اشکال ندارد که در اذان صبح بعد از «حی علی خیر العمل»، «الصلاة خیر من النوم» گفته شود. صدوق در ادامه «اشهد أن علیاً امیرالمؤمنین حقاً» را جزو اذان نمی‌داند و می‌گوید باید از آن اجتناب کرد[۲۷]؛ بنابراین روایتی که در آن امام صادق(ع) می‌گوید ندا و تثویب در اقامه سنت است[۲۸] و حضرت بیان می‌کند که پدرم در خانه‌اش ندا سر می‌داد «الصلاة خیر من النوم» و اگر آن را تکرار کنم اشکال ندارد[۲۹]، این مطلب را اثبات می‌کند و شیخ طوسی این دو روایت را بر تقیه حمل کرده است[۳۰].

مؤذن پیامبر(ص)

مشهورترین مؤذن پیامبر بلال حبشی بود که علی(ع) به دستور رسول خدا(ص) اذان را به وی آموزش داد. امام صادق(ع) بیان می‌کند طول دیوار مسجد پیامبر به اندازه یک قد آدم بود. زمانی که وقت نماز داخل می‌شد، پیامبر(ص) به بلال می‌فرمود: ای بلال، برو بالای دیوار و صدایت را به اذان بلند کن؛ به‌درستی که خدا بر اذان بادی قرار داده که صدای آن را به آسمان می‌برد و فرشتگان وقتی اذان مردم زمین را می‌شنوند می‌گویند: این صدای امت محمد(ص) است که به توحید خداوند بلند است و برای امت محمد(ص) استغفار می‌کنند تا از نماز فراغ شوند[۳۱]؛ زمانی که پیامبر(ص) صدای اذان را می‌شنید، مانند آن را خود تکرار می‌فرمود.[۳۲]. در اهمیت کار بلال و پاداش وی روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که طبق آن مردی از اهل شام بر امام صادق(ع) وارد شد. حضرت به او فرمود: «إِنَّ أَوَّلَ مَنْ سَبَقَ إِلَى الْجَنَّةِ بِلَالٌ قَالَ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّهُ أَوَّلُ مَنْ أَذَّنَ»[۳۳]: «اولین کسی که به بهشت می‌رود بلال است؛ پرسید چرا؟ فرمود: برای اینکه او اولین کسی است که اذان گفت»[۳۴].

فواید اذان

امام رضا(ع) به هشام بن ابراهیم که فرزندار نمی‌شد، توصیه کرد در منزلش با صدای بلند اذان بگوید. او از این توصیه نتیجه گرفت. محمد بن راشد هم برای رفع مریضی خود و خانواده‌اش از این موضوع بهره برد و برایش سودمند بود[۳۵].[۳۶]

قرائت

قرائت یکی از واجبات نماز است. منظور از قرائت خواندن سوره حمد و یکی دیگر از سوره‌های قرآن است. شیعه بر این باور است که باید سوره‌ای کامل خوانده شود؛ اما اهل سنت قرائت بخشی از سوره را، گرچه سوره کامل نباشد، روا می‌شمارند. آنچه ذکر می‌شود، توجه به سوره‌هایی است که معصومان در نمازهای خود می‌خواندند:

سوره‌های قرائت‌شده توسط معصومان در نماز

خواندن سوره کامل پس از حمد طبق فقه شیعه واجب است؛ ولی اهل سنت قرائت بخشی از سوره را در نماز کافی می‌دانند[۳۷]. قرائت سوره‌هایی که سجده واجب دارد، طبق فقه شیعه جایز نیست؛ ولی اهل سنت آنها را در نماز می‌خوانند و به سجده می‌روند[۳۸]. در اینجا به نقل سیره معصومان دراین‌باره می‌پردازیم؛ یعنی این بحث که آنان معمولاً چه سوره‌هایی را در نمازهای یومیه می‌خواندند تا به آنان تأسی شود.

الف) سوره توحید و قدر: در روایات بر قرائت سوره توحید و قدر بعد از حمد در نماز تأکید شده است. ابوعلی بن راشد گوید: به ابوالحسن امام کاظم(ع) گفتم: قربانت شوم، شما به محمد بن فرج نامه نوشتید و به او یاد دادید که بافضیلت‌ترین سوره‌هایی که در نماز واجب خوانده می‌شود، سوره ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ[۳۹] و سوره ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[۴۰] است. ابوعلی افزود: سینه‌ام با خواندن آن دو در نماز صبح تنگ می‌شود (دوست دارم سوره‌های مفصل را بخوانم). فرمود: سینه‌ات تنگ نشود به خواندن آن دو؛ به خدا سوگند فضیلت در آن دو است[۴۱].

ب) خواندن مُعَوَّذَتَین: صابر مولی بسام گوید: پشت سر امام صادق(ع) نماز مغرب را خواندیم. آن حضرت در نماز مغرب دو سوره ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ[۴۲] و ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ[۴۳] را خواند و فرمود: این دو از قرآن هستند[۴۴].

ج) سوره جمعه و اعلی: امام صادق(ع) به ابو‌بصیر دستور می‌دهد که در نماز شب جمعه سوره جمعه و سوره أعلی را بخواند و در نماز صبح جمعه سوره جمعه و ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ[۴۵] را و در نماز جمعه سوره جمعه و منافقون را بخواند[۴۶]. زمانی که حسین بن ابی‌حمزه از امام صادق(ع) می‌پرسد در نماز صبح روز جمعه چه بخواند، حضرت می‌فرماید در رکعت اول سوره جمعه و در رکعت دوم سوره «قل هو الله» را بخواند؛ سپس قنوت بخواند تا رکعت دوم مانند رکعت اول طولانی شود[۴۷]. صدوق از رساله پدرش نقل می‌کند که سوره جمعه در شب جمعه در نماز عشاء و سوره أعلی در رکعت بعدی خوانده می‌شود[۴۸]. در اینجا نماز شب جمعه به نماز عشاء تفسیر شده است نه مغرب و این نکته در روایتی از امام رضا(ع) در قرب الإسناد بدون ذکر نماز عشاء با تعبیر نماز شب آمده است[۴۹]. مشابه آن از علی بن جعفر در سیره امام صادق(ع) نقل شده است. علی بن جعفر نقل می‌کند برادرم موسی بن جعفر از من پرسید: ای علی، در شب جمعه چه سوره‌ای می‌خوانی؟ گفتم: سوره جمعه و منافقون را. فرمود: دیدم پدرم در شب جمعه سوره جمعه و «قل هو الله» را می‌خواند؛ در صبح جمعه سوره جمعه و سوره أعلی و در جمعه سوره جمعه و منافقون را[۵۰].

روایتی نیز در تفسیر عیاشی و بصائر الدرجات آمده که علی(ع) وقتی وارد کوفه شد، به مدت چهل روز در نماز صبح سوره اعلی را می‌خواند. منافقان گفتند: به خدا سوگند علی بن ابی‌طالب(ع) نمی‌تواند خوب قرآن بخواند؛ زیرا اگر می‌توانست، غیر از این سوره را هم با ما می‌خواند. این خبر به حضرت رسید، فرمود: وای بر شما، من ناسخ قرآن را از منسوخ آن می‌شناسم و محکمش را از متشابهش و فصل فصل آن را و حرف حرف از معانی آن را. به خدا سوگند هیچ حرفی بر محمد(ص) فرود نیامده، جز اینکه من می‌دانم درباره چه کسی نازل شده و در چه روزی و در چه جایی. وای بر آنان، آیا نمی‌خوانند در این سوره «این در صحف ابراهیم و موسی است»؟ به خدا سوگند آن دو نزد من هستند. از رسول خدا(ص) به ارث برده‌ام و به آن حضرت از ابراهیم و موسی به ارث رسیده است[۵۱]. این احادیث نشانۀ اهمیت سوره اعلی و استحباب قرائت آن است.

سکوت هنگام قرائت قرآن در نماز: امام صادق(ع) به یکی از پرسش‌کنندگان می‌فرماید: اگر در هنگام نماز کسی قرآن می‌خواند، لازم است سکوت کنیم؛ زیرا علی(ع) نماز می‌خواند و پشت سر وی عبدالله بن کواء آیه‌ای از قرآن خواند: ﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۵۲]، حضرت برای احترام به قرآن ساکت شد. قرائت آیه توسط ابن‌کواء سه بار تکرار شد و حضرت ساکت ماند؛ سپس امام این آیه را قرائت فرمود: ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ[۵۳]؛ آن‌گاه حضرت سوره را کامل کردند و به رکوع رفتند[۵۴].

لزوم پاسخ دادن به سلام در نماز: پاسخ سلام را در نماز باید داد. شیخ صدوق از امام باقر(ع) نقل می‌کند: عمار یاسر بر پیامبر(ص) که نماز می‌خواند، سلام کرد. پیامبر(ص) پاسخ وی را داد؛ سپس امام باقر(ع) فرمود: سلام نامی از نام‌های خداوند است[۵۵].

در قرآن سلام یکی از نام‌های خداست[۵۶].[۵۷]

رکوع

رکوع یکی از ارکان نماز است که باید به درستی انجام بگیرد و کم و زیاد نشود و نوعی خضوع در برابر خداوند منان است. در نماز امام صادق(ع) برای حماد شیوه رکوع ذکر شده است. گزارش‌هایی از رکوع دیگر معصومان نیز نقل شده. علی بن عقبه گوید: ابو‌الحسن امام کاظم(ع) در مدینه دیده بود که من در حال نماز سر خود را فرو انداخته ام و موقع رکوع بدن خود را کش و قوس می‌دهم. برایم پیام فرستاد که این کارها را مکن[۵۸]. در حدیث «أَتَمَدَّدُ فِي رُكُوعِي‌» آمده که علامه مجلسی آن را به دو معنا گرفته است: یکی سر و گردن را به‌پایین‌کشیدن و دیگر به معنای راست‌بودنی که مانند دو بال پرنده نباشد؛ یعنی دو دست به بدن چسبیده باشد[۵۹]. ابو‌الحسن الرضا(ع) موقع رکوع تا آخرین حد کمر خود را خم می‌کرد. اسماعیل بن بزیع گوید: دیدم ابو‌الحسن موقع رکوع تا آخرین حد کمر خود را خم می‌کرد. من ندیده بودم کسی تا آن حد کمر خود را خم کند. ابو‌الحسن موقع رکوع همانند مرغی که می‌خواهد پرواز کند، بازوهایش را از پهلوها جدا می‌گرفت[۶۰]. امام باقر(ع) می‌فرماید: در موقع رکوع و سجده دست‌ها را بلند کن و الله اکبر بگوی[۶۱]. موقع سر از رکوع برداشتن باید راست ایستاد.

قیام پس از رکوع و ذکر آن: امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌کند که فرمود: هر کس تیره پشت خود را صاف و راست نکند، نماز او پذیرفته نخواهد بود[۶۲]. در روایتی دیگر امام صادق(ع) این نکته را برای هنگام سربرآوردن از رکوع بیان می‌کند[۶۳]. جمیل بن دراج گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: موقعی که امام جماعت می‌گوید «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‌» دیگران چه بگویند؟ ابوعبدالله فرمود: دیگران آهسته بگویند: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۶۴][۶۵]. مازندرانی در شرح این حدیث می‌نویسد: تسمیع‌گفتن برای امام و مأموم و منفرد نزد علمای ما به اجماع مستحب است. ظاهر روایات بر این مسئله دلالت دارد؛ ولی مأموم وقتی امام تسمیع می‌گوید، ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ بگوید کافی است؛ همین‌طور اگر بگوید «رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ»، به دلیل روایت محمد بن مسلم[۶۶]؛ ولی شیخ صدوق نظر دیگری دارد. وی گفتن ذکر آخر را مربوط به زمانی می‌داند که پیش‌نماز از اهل سنت باشد. وی ذیل روایتی از امام صادق(ع) می‌نویسد: هر کس پشت سر مخالف (اهل سنت) نماز می‌خواند و او سوره سجده‌دار بخواند، با سر اشاره کند و سجده ننماید و وقتی امام «سمع الله لمن حمده» را می‌گوید، کسانی که پشت سر او هستند، آهسته بگویند ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و اگر با عامه است، بگوید «رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ»[۶۷].

روایت محمد بن مسلم که مازندرانی به آن اشاره کرده‌، در منابع دیده نشد. در دعائم بدون ذکر نام محمد بن مسلم به نقل از امام صادق(ع) آمده[۶۸] و اصل آن را شهید در ذکری نقل کرده است. صاحب معتبر منکر گفتن آن شده است؛ ولی از شیخ در مبسوط نقل کرده که معتقد است گفتن آن باعث فساد نماز نمی‌شود[۶۹]. صاحب وسائل پس از نقل آن می‌نویسد: در حاشیه ذکری آمده که این از باب تقیه است[۷۰]. البته در خبری از پیامبر(ص) گفتن این ذکر نقل شده است[۷۱]. در أمالی صدوق هم به نقل از ابوسعید خدری از پیامبر(ص) گزارش شده[۷۲] که نشان می‌دهد گفتن آن خللی در نماز ایجاد نمی‌کند. در فایده رکوع کامل و انجام آداب و مستحبات آن نیز ذکر شده که باعث می‌شود وحشت قبر از فرد برداشته شود. سعید بن جناح گوید: نزد امام باقر(ع) در منزلش در مدینه بودم. بدون پرسش فرمود: هر کس رکوعش را کامل نماید، دچار وحشت قبر نمی‌شود[۷۳].[۷۴]

آموزش نماز در معارف و سیره معصومان

آموزش آداب نماز به حماد بن عیسی

معصومان در موارد متعدد بر انجام درست نماز تأکید و آن را برای یاران خود بیان می‌کردند. در مواردی هم در عمل نماز کامل را به یاران خود آموزش می‌دادند. حماد بن عیسی گوید: روزی امام صادق(ع) به من فرمود: ای حماد، نماز خوب بلدی؟ گفتم: من کتاب نماز حریز بن عبدالله را از حفظ دارم. فرمود: اشکالی ندارد؛ حرکت کن و نماز بخوان. من در برابر حضرت رو به قبله ایستادم و نماز را با تکبیرةالأحرام آغاز کردم و رکوع و سجده به جای آوردم. حضرت فرمود: «يَا حَمَّادُ لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ مِنْكُمْ يَأْتِي عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَلَا يُقِيمُ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً»: «ای حماد، نماز را نیکو انجام ندادی؛ چقدر زشت است که مردی از شما شیعیان شصت سال یا هفتاد سال بر او می‌گذرد، ولی یک نماز را با تمام شرایطش انجام نمی‌دهد».

حماد گوید: از این سخن امام در خود احساس حقارت و شرمندگی کردم. گفتم: فدایت شوم، نماز را به من بیاموز. امام صادق(ع) به‌طور کامل رو به قبله ایستاد و قامت خود را راست گرفت، دست‌های خود را انداخت تا بر ران‌هایش قرار گرفت؛ سپس انگشتان دست را به هم متصل کرد و دو پایش را نزدیک به هم قرارداد تا بین دو پایش به اندازه سه انگشتِ باز فاصله ماند. آن‌گاه انگشتان پاهایش را به‌طور کامل متوجّه قبله ساخت و پاها را از قبله به چپ و راست منحرف نکرد و با خشوع گفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ»؛ سپس سوره حمد را به ترتیل خواند؛ به همین ترتیب سوره ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[۷۵] را خواند. آن‌گاه درحالی‌که هنوز ایستاده بود، به اندازه یک نفس‌کشیدن صبر کرد و دست‌های خود را تا روبروی صورت بلند کرد و گفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ» و همچنان ایستاده بود؛ سپس به رکوع رفت و دست‌ها را چنان بر زانوان گذاشت که گودی دو کف دست را با برجستگی زانوها پر کرد و انگشتانش گشوده بود و زانوها را با فشاری که بر آن وارد می‌ساخت، به عقب می‌راند تا پشت آن حضرت صاف و مسطّح شد؛ چنان‌که اگر قطره ای آب یا روغن بر پشت آن حضرت می‌ریختند، از جای خود حرکت نمی‌کرد، به خاطر صاف‌بودن پشت آن حضرت. گردنش را راست کرد و دو چشمانش را بست؛ سپس سه بار با ترتیل (و به‌آرامی و شمرده) تسبیح خداوند متعال فرمود و گفت: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ‌»: تسبیح می‌گویم پروردگارم را که باعظمت است و شکر او را به جا می‌آورم». بعد راست ایستاد و چون به‌طور کامل به حالت ایستاده و مستقیم قرار گرفت، فرمود: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‌»: «خداوند سبحان دعای حمدگویان خویش را شنید»، آن‌گاه درحالی‌که ایستاده بود و دست‌های خود را تا نزدیک صورت خویش بلند کرد، تکبیر گفت.

سپس به سجده رفت و دو کف دست خود را درحالی‌که انگشتانش به هم چسبیده بود، مقابل زانوان نزدیک صورتش قرار داد و سه بار فرمود: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ‌» و سجده را چنان انجام داد که هیچ عضوی از اعضای خود را بر دیگری تکیه نداد. هنگام سجده هشت موضع را بر زمین نهاده بود: دو کف دست، دو زانو، دو شست پا، پیشانی و بینی؛ و فرمود: هفت موضع اوّل فرض و واجب است که خداوند در کتابش آنها را ذکر کرده است و فرموده: ﴿وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا[۷۶] که عبارت‌اند از پیشانی، دو کف دست، دو زانو و دو شست پا و بینی بر خاک نهادن سنّت است.

سپس آن حضرت سر از سجده برداشت و وقتی راست نشست، گفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ»؛ آن‌گاه بر جانب چپ خود نشست، به این نحو که پشت پای راست خویش را درون پای چپ یا کف پای چپ قرار داد؛ در این حال گفت: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ‌»: از پروردگارم می‌خواهم از گناهانم درگذرد و من به سوی او باز می‌گردم». در همان حال که نشسته بود گفت: «اللَّهُ أَكْبَرُ» و به سجده دوّم رفت و همان افعال و اقوالی را که در سجده اوّل انجام داده بود، دوباره به جای آورد. در رکوع و سجود از هیچ جزئی یا عضوی از بدنش برای تکیه‌دادن یا نگه‌داشتن عضوی دیگر کمک نگرفت؛ بلکه آرنج‌ها و بازوان خود را از دو طرف شانه گشوده و بالاتر از زمین نگه داشته و بر زمین نگذاشته بود.

به این ترتیب آن حضرت دو رکعت نماز خواند و انگشتان دو دستش در حال تشهد به هم چسبیده بود. چون از تشهد فارغ شد، سلام داد و بعد فرمود: «ای حمّاد این‌چنین نماز کن»[۷۷].

در کتاب من لا‌یحضره الفقیه پس از این چند توصیه نقل شده است[۷۸]: «وَ لَا تَلْتَفِتْ وَ لَا تَعْبَثْ بِيَدَيْكَ وَ أَصَابِعِكَ وَ لَا تَبْزُقْ عَنْ يَمِينِكَ وَ لَا يَسَارِكَ وَ لَا بَيْنَ يَدَيْكَ»[۷۹]: «و هنگام نماز به این طرف و آن طرف نگاه نکن و روی نگردان و با انگشتانت و دست‌هایت بازی مکن و آنها را بی‌جهت حرکت مده و آب دهان به راست و چپ خود یا در مقابل و روبروی خود مینداز»[۸۰].

بهره‌گیری از نماز در سیره نظامی معصومان(ع)

اطاعت و عبادت خداوند متعال، هدف خلقت[۸۱] و تنها راه رسیدن به قرب الهی و کمال مطلوب است. از این‌رو، یکی از مهم‌ترین اهداف بعثت انبیای الهی توجه دادن مردم به پرستش و بندگی خدای سبحان بوده است[۸۲]. در قرآن کریم و روایات، هر کمالی که به افراد (اعم از پیامبر و غیر پیامبر) نسبت داده شده است، نخست به جنبه عبودیت آنان توجه شده است. چنان‌که ابراهیم(ع) با تکیه بر این امر به بالاترین مقام، یعنی امامت دست یافت. امام باقر(ع) می‌فرماید: «خداوند سبحان نخست ابراهیم(ع) را به منزله عبد و بنده خود برگزید؛ پس از آن، به مرتبه رسول انتخاب کرد، آن‌گاه او را نبی قرار داد، سپس او را به مقام دوستی گرفت و در پایان به او فرمود: تو را امام برای مردم قرار دادم.»..[۸۳].

رسیدن سایر پیامبران و اولیای الهی به مقامات عالی نیز به واسطه عبودیت بوده است. چنان‌که حضرت عیسی(ع) به برکت عبودیت به نبوت رسید[۸۴] و مادر وی، حضرت مریم(ع) با اعتکاف و اظهار عبودیت، به آن مقامات عالی دست یافت[۸۵] و پیامبر اعظم(ص) نیز چون مطیع محض خدای سبحان بود شایستگی دریافت کتاب و آیات الهی را یافت[۸۶]. به این سبب در تشهد نماز شهادت به رسالت آن حضرت پس از شهادت به عبودیت آمده است[۸۷]. سفر معراج حضرت نیز ره‌آورد عبودیت است[۸۸]. در میان دستورهای عبادی اسلام، نخستین دستور عمومی، وجوب نمازهای پنج‌گانه است[۸۹]. مدتی که پیامبر در مکه حضور داشت، تنها دو عبادت از سوی خدا بر مسلمانان واجب شد: طهارت و نماز. این دو فریضه در سال نهم بعثت واجب شد و پیش از ۶آن بر پیامبر واجب، و برای مسلمانان، سنت یا مستحب مؤکد بود[۹۰].

رسول خدا(ص) بارها درباره خواندن نماز و اهمیت و برکت‌های آن به یاران تذکر می‌داد. ایشان در آخرین لحظات عمر نیز درباره این امر مهم سخن گفت. انس بن مالک می‌‌گوید: هنگام وفات پیامبر خدا در کنارش بودیم. پس به ما گفت: «درباره نماز، تقوای الهی پیشه کنید» و این جمله را سه بار تکرار کرد[۹۱]. اهل‌بیت پیامبر نیز در عبودیت، بندگان مخلص خدای سبحان بودند و تنها اراده خداوند در زندگی آنان حاکم بود. امام هادی(ع) در وصف آنان فرمود: «عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»[۹۲] آنان تنها به امر خدا کار می‌کنند و تا امر خدا نباشد، کاری از ایشان سرنمی‌زند. بنابراین، نه‌تنها با امر غیر خدا کار نمی‌کنند، بلکه با میل خود نیز کار نمی‌کنند؛ چون تمام خواسته‌های آنان، فانی در اراده خدا و مشیت الهی است[۹۳].

اهتمام به عبادت و کوشش در رازونیاز با خدای سبحان نیز از اصول مسلم در سیره عبادی اهل‌بیت(ع) است. آنان با انتخاب وقت مناسب برای عبادت و صرف وقت بسیار برای آن و رعایت آداب عبادات، این حقیقت را نمایان ساخته‌اند که عبادت یک امر جنبی و فرعی در زندگی آنان نبوده است، بلکه از مسائل اصلی و در متن زندگی قرار داشته است. ابن ابی‌الحدید در وصف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان صعصعة بن صوحان می‌نویسد: او (علی(ع)) عابدترین مردم بود و نماز و روزه‌اش از همه بیشتر بود. نماز شب را مردم از او یاد گرفتند. او همواره ذاکر بود و نافله‌ها را انجام می‌داد و چه گمان می‌کنی درباره عبادت کسی که در لیلة الهریر (در آن لحظات بحرانی جنگ صفین) سجاده‌ای بین دو سپاه پهن کرده بود و نماز می‌خواند[۹۴]. امام حسن(ع) درباره عبادت مادرش حضرت فاطمه(ع) می‌فرماید: مادرم را در شب جمعه در محراب عبادتش دیدم که تا طلوع فجر یا در حال رکوع بود و یا در حال سجود[۹۵]. حسن بصری می‌گوید: در این امت عابدتر از فاطمه(ع) ندیدم؛ آنقدر عبادت می‌کرد که پاهایش متورم شده بود[۹۶]. عبدالله بن زبیر وقتی از شهادت امام حسین(ع) باخبر شد، گفت: سوگند به خدا! کسی را کشتند که شب‌زنده‌داری او طولانی و روزه‌اش فراوان بود[۹۷].

امام صادق(ع) درباره عبادت امام سجاد(ع) فرمود: کوشش علی بن الحسین(ع) برای عبادت بسیار بود. روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها شب‌زنده‌داری می‌کرد. این کار به جسم او آسیب رسانده بود. به او گفتم: ای پدر! این زحمت‌ها و رنج‌ها برای چیست؟ گفت: «به پروردگارم اظهار محبت می‌کنم، شاید مرا به خود نزدیک گرداند»[۹۸]. در میان همه عبادات فردی و اجتماعی، ارزش و جایگاه نماز در جهان‌بینی توحیدی بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست؛ زیرا در قرآن کریم ۱۰۵ بار از نماز یاد شده و از مهم‌ترین سفارش‌های انبیا و بارزترین عمل عبادی پیامبران الهی است. در روایات شیعه و سنی، نماز یکی از ارکان بنای اسلام معرفی شده است. رسول اکرم(ص) درباره نماز به ابوذر فرمود: «ای اباذر! خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده است و آن را به‌سان غذا برای گرسنه و آب برای تشنه، محبوب من ساخته است،]جز آنکه[گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر و سیراب می‌شوند، اما من از نماز سیر نمی‌شوم»[۹۹]. پیامبر اکرم(ص) نماز را نور چشم خود و مایه آرامش روح و جانش می‌دانست. آنگاه که وقت نماز فرامی‌رسید به بلال می‌فرمود: «نور چشم من در نماز قرار داده شده است. ای بلال! [[[اذان]] بگو] و ما را با آن آرامش و روح ببخش»[۱۰۰]. در سیره عبادی رسول خدا(ص)، خلوت‌گزینی در دل شب و تهجد، جذبه و لذت دیگری برای ایشان داشت. خداوند قیام در شب را بر پیامبر اکرم واجب ساخته بود. در سوره مزمل خداوند به حضرت می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا[۱۰۱]. چنان‌که در سوره اسراء نیز همین فرمان به آن حضرت ابلاغ شده است: ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا[۱۰۲].

نزول این آیات موجب شد که آن حضرت پاسی از شب را به عبادت برخیزد و در عمل به این فرمان آن‌قدر اهتمام ورزد که قدم‌های مبارکشان متورم شود[۱۰۳] و برای تخفیف درد، گاه یک پا را از زمین بلند می‌کرد و پای دیگر بر زمین می‌نهاد و از همین روی آیات نخستین سوره «طه» بر ایشان نازل شد تا تکلیف و مشقت را در عبادت از آن حضرت بردارد[۱۰۴]. مرحوم کلینی روایتی از امام باقر(ع) نقل می‌کند که در یکی از شب‌هایی که رسول خدا(ص) نزد عایشه بود آنقدر به عبادت خداوند و تضرع به درگاه او پرداخت که عایشه به او عرض کرد: «یا رسول‌الله! چرا اینقدر در عبادت خداوند خود را به زحمت می‌اندازی درحالی‌که خداوند گناهان گذشته و آینده‌ات را بخشیده است؟» پیامبر(ص) فرمود: «آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم»[۱۰۵].

در سیره عبادی اهل‌بیت(ع) نیز نماز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، به نحوی که می‌توان گفت بعد از معرفت و ایمان به خدای سبحان به هیچ امری به این اندازه توجه نمی‌کردند[۱۰۶]. ازاین‌رو، در وصایای خود، نزدیکان و پیروانشان را به‌طور ویژه به نماز سفارش کرده‌اند[۱۰۷] و نماز را نخستین پرسش در قیامت ذکر فرمودند و قبولی اعمال صالح انسان‌ها را مشروط به پذیرش نماز دانسته‌اند[۱۰۸]. سبک‌شمارندگان نماز را از خود رانده و از شفاعتشان محروم دانسته‌اند[۱۰۹]. درباره پیامبر اکرم(ص) و اکثر ائمه(ع) نقل شده است که در برخی از ایام در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌گذاردند[۱۱۰].[۱۱۱].[۱۱۲].

بهره‌گیری از نماز در شرایط سخت

بی‌تردید، زندگی انسان در هر زمان دارای فراز و نشیب است و هر شخصی با حوادث ناخوشایند و مشکلات زندگی روبه‌رو می‌شود. گاهی می‌کوشد تا به گونه‌ای خود را تسلی دهد، یا غم و درد را با دوستی که خوب به سخنان و مکنونات قلبی‌اش گوش فرادهد و با او همگامی، هم‌دردی و غمخواری کند در میان گذارد. اما بندگان برگزیده خدا، از دنیا و غم‌های آن به سوی نماز می‌گریزند؛ چراکه با نیایش احساس می‌کنند که در پناه الطاف الهی‌اند و به طور یقین کسانی به سمت او می‌گرایند که مال و فرزند، آنان را از خدایشان غافل نمی‌سازد و جاه و مقام آنان را مغرور نمی‌کند. اهل‌بیت(ع) در شرایط سخت و گرفتاری، به ویژه، در شرایط سخت نظامی، به‌سان دیگر حالات زندگیشان با خواندن نماز از خدای سبحان یاری می‌جستند؛ زیرا نماز ذکر خداست و ذکر خدا سبب آرامش قلب‌هاست[۱۱۳] و اهمیت پرداختن به ذکر الهی در سختی‌ها و مشقت‌ها بسیار بیشتر است.

به عبارت دیگر، انسان به عبادت و نماز محتاج است و در عرصه خطر محتاج‌تر؛ چراکه قرآن کریم در این باره توصیه می‌کند که از صبر و نماز یاری بجویید[۱۱۴]. خداوند منان به انسان مؤمن آموزش می‌دهد با گرفتن روزه و ترک مبطلات آن روحیه مقاومت در برابر ناملایمات را در خود تقویت کند، و به وسیله نماز با برقراری ارتباط با قدرت لایزال الهی و استمداد از خدای مهربان، روحیه خود را تقویت و به حل مشکلات همت کند. امام صادق(ع) در توصیه به نماز در وقت سختی می‌فرماید: چه چیزی منع می‌کند شما را از اینکه وقتی غمی از غم‌های دنیا بر او وارد می‌شود وضو بگیرد و به مسجد رود و دو رکعت نماز گزارد و خدا را در نمازش بخواند]که این در رفع غم اثر دارد[، آیا گفته خدای را نشنیده‌اید که فرمود: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ[۱۱۵]. همچنین درباره امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: هرگاه برای حضرت مشکلی پیش می‌آمد به نماز پناه می‌برد و سپس این آیه را می‌خواند: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ[۱۱۶].

امام زین العابدین(ع) نیز در بیان سیره امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: علی(ع) گرفتار مصیبتی نمی‌شد مگر اینکه در آن روز هزار رکعت نماز می‌خواند و به شصت مسکین صدقه می‌داد و سه روز روزه می‌گرفت و به فرزندان خود می‌فرمود: «هرگاه گرفتار مصیبتی شدید همانند من عمل کنید؛ چراکه رسول خدا(ص) را دیدم که این‌چنین عمل می‌کرد. پس از راه و روش پیامبرتان پیروی کنید و با آن مخالفت نورزید». در آخر همین روایت امام سجاد(ع) فرمودند: «من نیز همواره از این روش امیرمؤمنان پیروی می‌کنم»[۱۱۷]. یکی از امدادهای الهی در جنگ بدر، غلبه خواب سبکِ آرامش‌بخش بر مسلمانان بود[۱۱۸]، اما مداومت رسول خدا(ص) بر نماز و عبادت خداوند چنان بود که در آن شرایط حساس حضرت را از رازونیاز به درگاه بی‌نیاز بازنداشت، بلکه اهتمام حضرت را بیشتر می‌ساخت. بنابر نقل امیرمؤمنان علی(ع) در شب بدر، درحالی که اصحاب هر یک به نوبه خود استراحت کردند، پیامبر اکرم(ص) تا صبح زیر درختی مشغول نماز و دعا بود[۱۱۹].

در جنگ احد نیز وقتی سپاه اسلام به احد رسید، رسول خدا(ص) به بلال دستور داد که با اذان، وقت نماز صبح را اعلام کند. بلال اذان گفت و پیامبر(ص) برای نماز مهیا شد و با اصحابش به جماعت نماز خواندند[۱۲۰]. واقدی نقل می‌کند در یکی از شب‌های جنگ خندق، خداوند چنان باد و طوفان را برانگیخت که همه چیز را ریشه‌کن کرد. رسول خدا(ص) در آن شب به‌پا خاستند و تا یک سوم از شب نماز می‌خواندند. شبی هم که ابن‌اشرف کشته شد پیامبر همین‌گونه رفتار کرده بودند، و هرگاه مسئله‌ای پیامبر(ص) را اندوهگین می‌کرد بیشتر نماز می‌گزاردند[۱۲۱]. امیرمؤمنان علی(ع) نماز را محور تنظیم امور زندگی معرفی کرده‌اند و فرموده است: همه کارها باید تابع نماز باشد[۱۲۲] و خود نیز در لیلةالهریر[۱۲۳] حتی نماز شب را ترک نکرد و فرمود: «من از زمانی که از رسول خدا شنیدم که نماز شب نور است آن را ترک نکردم»[۱۲۴] و همواره از این ستون خیمه دین برای برپایی آن بهره برد.

امام حسین(ع) نیز سابقه‌ای دیرینه در عبادت پی‌درپی دارد. او نه‌تنها نمازگزار بود، بلکه احیاگر نماز و به‌پای دارنده آن بود. امام سجاد(ع) می‌فرماید: «پدرم در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خواند»[۱۲۵]. وقتی حربن یزید ریاحی با امام حسین(ع) روبه‌رو شد پیوسته با امام(ع) بود تا آنکه هنگام نماز ظهر رسید. امام به حجاج بن مسروق جعفی فرمان داد که اذان بگوید. سپس حضرت لباس کامل پوشید و در سخنانی با کوفیان اتمام حجت کرد. با سخنان حضرت، مردم ساکت شدند. حضرت به مؤذن فرمودند اقامه بگوید. به حر فرمود: «آیا می‌خواهی که با یارانت نماز بخوانی؟» گفت: «نه، شما نماز بخوان و ما نیز به شما اقتدا می‌کنیم». امام(ع) نماز را با آنان خواند، آنگاه به خیمه خود رفت و چون عصر فرا رسید منادی امام(ع) ندای نماز عصر داد و نماز به امامت امام حسین(ع) برپا شد. سپس برای بار دوم حضرت با کوفیان سخن گفت و هدف حرکت خویش را بیان فرمود[۱۲۶]. عصر روز تاسوعا زمانی که عمر سعد فرمان حمله به امام(ع) و یارانش را صادر کرد و لشکر به حرکت درآمد، امام حسین(ع) از برادرش حضرت اباالفضل(ع) خواست تا با آنان ملاقات کند و انگیزه و هدف آنان را بپرسد. لشکریان عمر سعد در جواب اباالفضل العباس(ع) گفتند: اینک از سوی امیر (ابن‌زیاد) حکم تازه‌ای رسیده است که باید شما بیعت کنید والا همین الان جنگ را آغاز می‌کنیم.

عباس(ع) به سوی امام برگشت و پیشنهاد آنان را به عرض امام رسانید. امام(ع) فرمود: «به سوی آنان بازگرد و اگر توانستی امشب را مهلت بگیر و جنگ را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازیم؛ زیرا خدا می‌داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم»[۱۲۷]. وقتی عمر سعد با مهلت شب عاشورا موافقت کرد، هر دو گروه به لشکرگاه برگشتند. امام حسین(ع) آن شب را تا صبح به رکوع و سجود و گریه و استغفار گذراند. یارانش نیز در مناجات با ذات اقدس پروردگار بودند. صدای زمزمه از میان خیمه‌های آنان همچون صدای کندوی زنبور عسل به گوش می‌رسید[۱۲۸]. از این درخواست امام می‌توان به اهمیت نماز و دعا و نیایش و تلاوت قرآن پی برد که آن حضرت تا آنجا به این مسائل علاقه دارد که در آن شرایط سخت از دشمن ناجوانمردش درخواست مهلت می‌کند تا یک شب دیگر از عمر خویش را با این اعمال بگذراند. چرا چنین نباشد، درحالی که حسین(ع) برای ترویج و اقامه نماز، قرآن و شعائر الهی قیام کرده است[۱۲۹]. یکی از مناظر بسیار زیبای ارزش‌گذاری به نماز در شرایط سخت در سیره امام حسین(ع)، ساعات سرنوشت‌ساز ظهر روز عاشور است، درحالی که حضرت از همه‌سو در محاصره شمشیرها و نیزه‌ها و تیرهایی جانکاه بود، در اوج تشنگی در میان گریه و شیون زنان و اطفال با شور و متانتی وصف‌ناپذیر کمر همت به اقامه نماز می‌بندد.

ابوثمامه صائدی به امام(ع) عرض کرد: یا اباعبدالله! می‌بینم که اینان به تو نزدیک شده‌اند. به خدا تا من زنده‌ام تو کشته نخواهی شد. دوست دارم خدا را با حالتی ملاقات کنم که این نماز را که وقتش نزدیک شده است با تو بخوانم. امام حسین(ع) سر خود را بلند کرد و فرمود: «نماز را به یاد آوردی. خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. اکنون اول وقت نماز است»[۱۳۰]. آن‌گاه فرمود: «از آنان بخواهید دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم». حصین بن تمیم گفت: «نمازتان قبول نیست». حبیب بن مظاهر جواب داد: «خیال می‌کنی نماز خاندان رسول خدا(ص) قبول نیست و نماز تو قبول است»[۱۳۱].

امام حسین(ع) به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله فرمود: همراه با نیمی از یاران باقی مانده جلو بایستند و با آنان نماز خوف بخوانند. تیری به سوی حضرت آمد. سعید بن عبدالله جلو رفت و چنان خود را سپر تیرها ساخت تا آنکه بر زمین افتاد درحالی که می‌گفت: «خدایا، همچون لعنت قوم عاد و ثمود لعنتشان کن. خدایا، از من به پیامبرت سلام برسان و به او برسان که چه رنجی از زخم چشیدم. من خواستار پاداش تو در یاری فرزندان پیامبرت هستم»، سپس به شهادت رسید[۱۳۲]. امام حسین(ع) در آن روز تاریخی و حماسه‌ساز چنان نمازی خواند که هیچ کس پیش از او و بعد از او توفیق انجام چنین عبادت جامع و کاملی را نیافت؛ زیرا حضرت در ظهر عاشورا تمام ابعاد، اسرار، افعال یک پرستش مخلصانه و نماز عاشقانه را در زیباترین و کامل‌ترین نوع آن در پیش دیدگان دوست و دشمن به نمایش گذاشت. البته حضرت بعد از اقامه این نماز، نماز بی‌نظیری را اقامه کرد که تکبیرةالاحرام، قیام، قرائت، رکوع، سجود و سلام ویژه‌ای داشت. تکبیر آن را با فروافتادن از اسب سر داد و قیام را به هنگام هجوم دشمن پست به خیمه‌های حرم انجام داد. رکوع آن زمانی بود که تیری به قلب مقدسش اصابت کرد و حضرت مجبور شد قامت خم کند تا آن را از پشت سر بیرون آورد و آخرین سجده خونین امام بر پیشانی نبود، بلکه زمانی که نیزه بر پهلوی آن حضرت اصابت کرد و امام گونه راست روی تربت گرم نهاد و این ذکر از سوز دل بر زبان داشت که: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ». و تشهد و سلامش با خروج و عروج روح بلند ملکوتیش به شاخسار جنان همراه بود، ولی دیگر خود نتوانست سر از سجده بردارد تا دشمن سر مقدس آن حضرت را به اوج نیزه بالا برد که آن حضرت با تلاوت آیات سوره کهف به تعقیب نماز پرداخت و دشمن را تهدید به عقوبت فرمود[۱۳۳].[۱۳۴].

نماز خوف

نماز رکن دین مبین اسلام است. به فرموده رسول اکرم(ص) نمازهای پنجگانه نخستین اعمال واجب امت اسلامی و نخستین اعمالی است که بالا برده می‌شود و اولین چیزی است که در فردای قیامت از انسان سؤال می‌شود که اگر پذیرفته شود بقیه اعمال آدمی پذیرفته می‌شود وگرنه دیگر کارهای دینی در درگاه الهی قبول نمی‌شود[۱۳۵]. وجوب عینی نمازهای یومیه بر همه مکلفان جز زنان در دوران عادت ماهانه، در هر شرایط و با هر کیفیت ممکن، حتی با اشاره پلک‌ها و ذکر قلبی تنها از مسائل مورد اتفاق و بلکه ضروری دین شناخته شده است، همچنان که در سیره نظامی رهبران معصوم اسلام(ع) نیز نقل شده است، حتی در میدان کارزار، و در حال درگیری با دشمن با خواندن نماز خوف و مطارده[۱۳۶] باید به این واجب دینی عمل شود؛ زیرا در صورت اقامه نماز به روش همیشگی ممکن است دشمن به صفوف مسلمانان حمله کند و ضربه مهلکی به سپاه اسلام وارد آورد.

یکی از نمونه‌های تاریخی اقامه نماز خوف در سیره رسول خدا(ص) نمازی است که در غزوه ذات‌الرقاع اقامه کردند. واقدی نقل می‌کند مرد تاجری که برای فروش کالاهای خود از ناحیه نجد به مدینه آمده بود به مسلمانان و رسول خدا(ص) خبر مسیر حرکت خود گروهی را دیده است که برای شبیخون به مدینه آماده می‌شدند. رسول خدا(ص) پس از شنیدن این خبر همراه چهارصد و به قولی هفتصد یا هشتصد نفر از اصحاب از مدینه بیرون آمدند. مقداری راه رفتند سپس در نقطه‌ای به نام وادی شقره به مدت یک روز توقف کردند. در آنجا گروه‌هایی از مسلمانان را برای کسب خبر اعزام فرمودند. همه آنان شبانگاه برگشتند و گفتند به کسی برخورد نکرده‌اند، ولی آثار پاهایی دیده‌اند که تازه بوده است. پیامبر(ص) همراه اصحاب خود حرکت کرد تا به سرزمین و جایگاه اصلی دشمن رسید ولی دیدند که در آنجا هم هیچ کس نیست؛ اعراب به قلل کوه‌ها گریخته و موضع گرفته بودند و بر پیامبر(ص) اشراف داشتند. مردم، که مشرکان به ایشان نزدیک بودند، می‌ترسیدند که آنان ناگاه حمله کنند و مسلمانان را از بین ببرند. در این جنگ پیامبر(ص) نماز را به شکل نماز خوف گزاردند[۱۳۷].

طبرسی می‌نویسد: مسلمانان مشغول اقامه نماز به امامت رسول خدا(ص) شدند و نماز ظهر را به‌طور کامل به جای آوردند. مشرکان با مشاهده این منظره تصمیم گرفتند که بر مسلمانان شبیخون بزنند، اما بعضی از ایشان گفتند: «آنان نماز دیگری هم دارند که آن را بیش از این دوست دارند - منظورشان نماز عصر بود - و به هنگام اقامه آن بر ایشان حمله می‌کنیم». به دنبال آن خداوند این آیات را که دستور اقامه نماز خوف است نازل فرمود: ﴿وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا * وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا[۱۳۸].

با توجه به این دستور الهی، نبی مکرم(ص) نماز خوف را با مسلمانان به جای آورد[۱۳۹]. نماز به این روش اجرا شد که پیامبر(ص) رو به قبله ایستادند؛ گروهی از مسلمانان پشت سر آن حضرت به نماز ایستادند و گروهی رویاروی مواضع دشمن باقی ماندند. پیامبر(ص) یک رکعت نماز را با آنان اقامه کرد و در رکعت دوم ایستاد و به حالت نماز توقف کرد تا آنان خودشان رکعت دوم را اقامه کردند. آن‌گاه گروه دیگر آمدند و رسول خدا(ص) رکعت دوم نماز خود را با ایشان گزارد و پس از سجده بر جای خود نشست تا ایشان رکعت دوم نماز خود را تمام کردند در این هنگام پیامبر(ص) نمازش را سلام داد. واقدی اضافه می‌کند در این جنگ پیامبر(ص) گاهی همچنان که سوار بر شتر خود بودند روی به مشرق نماز می‌گزاردند[۱۴۰]. همچنین نقل شده است که رسول خدا(ص) در غزوه حدیبیه نیز نماز خوف خواندند، اما کیفیتی که از اقامه نماز خوف در این غزوه نقل شده است متفاوت با نماز خوف در غزوة ذات‌الرقاع است. واقدی می‌نویسد: چون هنگام نماز ظهر فرا رسید، بلال اذان و اقامه گفت و پیامبر(ص) رو به قبله ایستادند و مردم پشت سر آن حضرت صف نماز تشکیل دادند و بعد از اتمام همچنان به حال آماده‌باش درآمدند. خالد بن ولید گفت: اینان در حال غفلت بودند، و اگر حمله می‌کردیم گروهی را میکشتیم، اما باز هم ساعت نماز فراخواهد رسید و نماز در نظر آنان محبوب‌تر از جان‌ها و فرزندانشان است. واقدی گوید: در فاصلهٔ نماز ظهر و عصر جبرئیل آیه ۱۰۲ سورۀ نساء را که در بالا ذکر آن گذشت نازل فرمود. چون هنگام نماز عصر رسید بلال اذان و اقامه گفت. رسول خدا(ص) رو به قبله ایستادند و دشمن هم برابر ایشان بود. پیامبر تکبیرةالاحرام گفت و هر دو صفی که برای نماز ایستاده بودند تکبیر گفتند چون پیامبر رکوع کرد، هر دو صف به رکوع رفتند، ولی هنگامی که پیامبر به سجده رفتند صفی که متصل به آن حضرت بودند سجده کردند و صف دوم به حالت قیام متصل به رکوع باقی ماندند و حراست می‌کردند، و چون سجده پیامبر(ص) با صف اول تمام شد و آنان قیام کردند، صف دوم هر دو سجده خود را انجام دادند و کمی از صف اول عقب ماندند. بدین سبب صف اول کمی صبر کردند تا صف دوم هم بپاخاستند و هر دو صف ایستادند و رکوع را با هم انجام دادند. باز چون به سجده رفتند صف دوم همچنان ایستادند و حراست و مواظبت کردند. چون سجده صف اول تمام شد، صف دوم سجده‌های خود را انجام دادند و آن‌گاه رسول خدا(ص) نشستند و تشهد خواندند و سلام دادند[۱۴۱].

در اینکه اولین بار رسول خدا(ص) در جنگ ذات‌الرقاع نماز خوف گزاردند یا در این جنگ، بین مورخان اختلاف است. برخی این نماز را اولین نماز خوف رسول خدا(ص) ذکر کرده‌اند، اما واقدی معتقد است که اولین بار پیش از این در جنگ ذات‌الرقاع رسول خدا(ص) نماز خوف را اقامه کردند[۱۴۲]. طبرسی در مجمع‌البیان نقل می‌کند که در جنگ احزاب رسول خدا(ص) با اشاره نماز خواند و امیرمؤمنان(ع) نیز در نبرد صفین و در لیلةالهریر پنج نماز را با اشاره خواند و بعضی گفته‌اند که با تکبیر خواند (تنها به ذکر تکبیر اکتفا فرمود)[۱۴۳].[۱۴۴].

جمع بین صلاتین

اوقات شرعی نمازهای پنجگانه در قرآن و سنت بیان شده است. جواز جمع میان دو نماز در برخی از موارد، مورد اتفاق همه فقهای اسلام است. در عرفه و مزدلفه همه فقها جمع بین نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را جایز می‌دانند. همان‌گونه که فقهایی چون مالک شافعی و احمد بن حنبل از اهل سنت جمع بین دو نماز را در سفر نیز جایز می‌شمردند[۱۴۵]. شیعه معتقد است که در تمام شرایط جمع بین دو نماز صحیح است. از ظهر تا غروب وقت مشترک دو نماز ظهر و عصر است، جز اینکه به مقدار چهار رکعت از اول وقت، مخصوص نماز ظهر و به مقدار چهار رکعت از آخر وقت مخصوص نماز عصر است. بنابراین غیر از دو وقت اختصاصی مذکور انسان می‌تواند هر دو نماز را در وقت مشترک هر زمان که خواست انجام دهد هرچند بهتر آن است که آن دو را جدای از هم و در وقت فضیلت خود اقامه کند. درباره نماز مغرب و عشا نیز می‌توان به همین ترتیب عمل کرد.

درباره مستند فتوای علمای شیعه در منابع فقهی سخن بسیار آمده است که بیان کامل آن در این مقام نمی‌گنجد تنها به دو نکته اشاره می‌کنیم: نکته اول استفاده از آیه شریفه قرآن است که خداوند می‌فرماید: ﴿أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا[۱۴۶]. در این آیه خداوند اوقات نمازهای پنج‌گانه را به سه زمان تقسیم می‌کند. از اول زوال خورشید تا نیمه شب را زمان اقامه چهار نماز بیان می‌فرماید که دو نماز پیش از مغرب و دو نماز دیگر پس از مغرب اقامه خواهد شد و نماز صبح را نیز مجزا بیان می‌فرماید. بنابراین علاوه بر وقت‌های اختصاصی، نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا هر کدام دو به دو از وقت مشترک برخوردارند و در این اوقات مشترک می‌توان بین دو نماز جمع کرد[۱۴۷]. نکته دوم، نقل‌های متعدد از سیره رسول اکرم(ص) است که خود پیامبر گرامی اسلام(ص) در موارد زیادی بدون عذر مانند سفر، بیماری و غیر آن بین دو نماز جمع می‌کرد و فلسفه آن را نیز تسهیل امر بر مسلمانان ذکر فرموده است[۱۴۸].

آنچه بیان شد، مقدمه‌ای بود تا به بحث جمع بین صلاتین در سیره نظامی رسول خدا(ص) بپردازیم. بنابر نقل بسیاری از مورخان، پیامبر(ص) در سفرهایی که برای امور مختلف از جمله غزوات انجام می‌دادند، بین نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشا جمع می‌کردند که به مواردی از آن اشاره می‌کنیم. واقدی نقل می‌کند: رسول گرامی اسلام(ص) در ماه صفر سال هفتم هجری و بنا به قولی در اول ربیع‌الاول به سوی خیبر حرکت کرد. بعد از طی مسیری، به سمت عَصَر (نام کوهی) که در آن مسجدی قرار دارد[۱۴۹] پیش رفت تا به صهباء رسید. در آنجا نماز عصر را به جای آورد و سپس کمی غذا تناول فرمود و بدون آنکه تجدید وضو کند، نماز مغرب را اقامه کرد و پس از آن نماز عشا را هم به‌جای آورد[۱۵۰].

همو می‌نویسد: در سفر به سوی غزوه تبوک رسول خدا در گرمای شدید ظهر به ذی خشب رسید نماز ظهر را به تأخیر انداخت تا هوا کمی خنک شود و از طرف دیگر نماز عصر را زودتر خواند و به این ترتیب نماز ظهر و عصر را که شکسته بود با هم جمع می‌کرد و در یک زمان می‌خواند و این کار را تا بازگشت از سفر تبوک انجام می‌داد و از این‌رو مسجدی در ذی‌خشب ساخته شده است[۱۵۱]. در مکان‌های دیگری که رسول خدا(ص) در طول این سفر نماز خواندند نیز مساجدی بنا شد. بدین ترتیب، در مکان‌هایی چون دومه، فیقاء، ذی المروه (همان‌جایی که شتر ابوذر از حرکت باز ماند)، شقه، وادی القری، نزدیکی خیبر، در حجر (از شهرهای حضرت صالحذنب الحوصا (حوضا) ذی الجیفه، صدرالحوصا، جوبر، شق تارا، ذات الحظمی، سمنه، الأخضر، ذات الزراب، ثنیه المداران و در تبوک که حضرت نماز خواندند مساجدی ساخته شد[۱۵۲].[۱۵۳].

عبادت و نماز در زمان اقتدار

همان‌گونه که در بحث «خدامحوری در زمان اقتدار سپاه اسلام» در فصل سوم این بخش گذشت، خداخواهی مبنای اصلی و محور تفکر دینی و اعتقادی مسلمان واقعی است. بنابراین، باید توجه داشت که هرگونه توجه به علل و عوامل ظاهری و مادی پدیده‌ها، در صورت غفلت از علت واقعی و اصلی آنها می‌تواند به این اعتقاد توحیدی لطمه وارد آورد. نماز و عبادت خدا و پیشانی بر خاک عبودیت ساییدن به درگاه باعظمت او، توصیه‌ای است که اسلام برای استوار ماندن در راه هدایت الهی و اتکای به ذات اقدس خدای بزرگ و مصونیت در برابر انحرافات و گمراهی‌ها به آن تأکید کرده است. عبادت و بندگی خدا در زمان اقتدار از ویژگی‌های اولیای الهی است؛ چراکه توجه به خدا در شرایط ضعف و سستی از هر کسی انتظار می‌رود، اما بسیاری از شجاعان تاریخ در وقت پیروزی گرفتار غرور و تکبر می‌شوند و از عبادت و بندگی حضرت حق غافل می‌شوند در حالی که معصومان همواره در راه اطاعت و بندگی پروردگار راه می‌پیمایند و نماز و عبادت به درگاه احدیت مهم‌ترین بهره‌مندی آنان در این عالم است و در همه حال به آن عشق می‌ورزند. اینک به چند شاهد از سیره آن بزرگواران توجه کنیم. در مسیر حرکت به سوی بدر، اصحاب رسول خدا(ص) جاسوسان قریش را دستگیر کردند تا از آنان اطلاعات کسب کنند و بدین منظور آنان را نزد رسول خدا(ص) بردند، در حالی که حضرت مشغول نماز بود[۱۵۴]؛ نیز امیرمؤمنان علی(ع) نقل می‌کند: «در شبی که در روز آن جنگ بدر واقع شد هر یک از مسلمانان خوابیدند جز رسول خدا(ص) که پای درختی نماز می‌خواند و دعا می‌کرد تا صبح شد»[۱۵۵].

تعلیم نمازی ویژه به منزله بهترین هدیه به رزمنده‌ای که در راه خدا جان‌فشانی‌های فراوان کرده است و رسالت خود را به‌طور کامل انجام داده است نکته‌ای زیبا و شنیدنی در سیره رسول اکرم(ص) است که بیانگر میزان ارزش‌گذاری حضرت به عبادت و بندگی خدا در عالی‌ترین شرایط اقتدار سپاه اسلام است. در نبرد خیبر، همزمان با پیروزی مسلمانان و فتح تمام قلعه‌های خیبر، به رسول خدا(ص) خبر دادند که مسلمانانی که سال‌ها پیش به دستور حضرت به حبشه هجرت کرده بودند به مدینه بازگشتند و برای دیدار با رسول خدا(ص) و سایر مسلمانان به خیبر آمدند. رسول خدا(ص) به استقبال آنان رفت و پیشانی جعفر بن ابی‌طالب را که سرپرستی مهاجران را به عهده داشت بوسید و فرمود: «نمی‌دانم به کدام امر بیشتر خوشحال باشم؛ پس از اینکه از سالیان درازی موفق به ملاقات شما شده‌ام یا از اینکه خداوند به وسیله برادر تو علی دژهای یهود را به روی ما گشود»[۱۵۶]. سپس فرمود: «می‌خواهم امروز به تو چیزی را هدیه کنم». مردم تصور کردند که این هدیه از نوع هدایای مادی یعنی طلا و نقره است، اما رسول خدا(ص) نمازی را که بعدها به نام نماز جعفر طیار معروف شد به جعفر تعلیم فرمود[۱۵۷].

واقدی می‌نویسد: در غزوه تبوک چون پیامبر(ص) به سرزمین تبوک رسیدند، سنگی را به دست خویش در سمت قبله قرار دادند و به سوی آن و اطراف آن سنگ نماز می‌گزاردند. عبدالله بن عمر می‌گوید: همراه رسول خدا(ص) در تبوک بودیم. شب‌ها نماز شب می‌گزاردند و بسیاری از شب را به تهجد و عبادت می‌گذراندند و هرگاه برمی‌خاستند مسواک می‌زدند و چون برای نماز شب برمی‌خاستند کنار خیمه خود نماز می‌گزاردند. گروهی از مسلمانان هم برخاسته و از آن حضرت پاسداری می‌کردند. یکی از شب‌ها پس از فراغ از نماز شب، به کسانی که پیش ایشان بودند فرمودند: پنج چیز به من عطا شده است که به پیامبران پیش از من عطا نشده است: من برای همه مردم مبعوث شده‌ام و حال آن‌که انبیای دیگر برای قوم خود مبعوث می‌شده‌اند؛ تمام زمین برای من پاک و پاک کننده و مسجد قرار داده شده است؛ هر کجا وقت نماز فرا رسد می‌توانم تیمم کنم و نماز بگزارم و حال آنکه پیش از من این کار را بزرگ می‌شمردند و جز در کنیسه‌ها و صومعه‌ها نماز نمی‌گزاردند؛ همه غنایم بر من حلال شده است و می‌توانم از آن بهره‌مند شوم و حال آنکه پیش از من آن را حرام می‌دانستند و پنجم از همه مهم‌تر است و این موضوع را سه مرتبه تکرار کردند. مردم پرسیدند: ای رسول خدا! آن چیست؟ فرمود: به من گفته شد هرچه می‌خواهی بخواه؛ البته پیامبران دیگر هم چیزی خواسته‌اند و به هر حال خواسته من در مورد شما و برای شما و برای کسانی است که شهادت دهند خدایی جز پروردگار یگانه نیست[۱۵۸]. نماز، عبادت و شکر‌گذاری به درگاه حضرت حق از اولین اقدامات رسول خدا(ص) بعد از پیروزی در فتح مکه بود. بعد از ورود سپاه اسلام به سرزمین مکه، حضرت دستور داد کلید کعبه را برای او بیاورند آنگاه وارد کعبه شد؛ خانه خدا را از لوث وجود بت‌ها پاک فرمود؛ تصاویر در و دیوار کعبه را از بین برد؛ مجسمه‌ای از کبوتر را که در داخل کعبه بود با دست خود شکست؛ سپس دو ستون از ستون‌های کعبه را در سمت راست و یک ستون را در سمت چپ و سه ستون را پشت سر خود قرار داد و در حالی که در را پشت سر خود قرار داده بود و تا دیوار سه ذراع فاصله داشت به نماز ایستاد و به رازونیاز با خدا پرداخت و دو رکعت نماز بجای آورد و از کعبه خارج شد[۱۵۹].

سفارش به فرمانده سپاه اسلام برای سجده بیشتر در سرزمینی که خدا در آنجا کم سجده می‌شود، بیانگر تفاوت دیدگاه جهادی رسول خدا(ص) با رهبران مادی دنیاست و اهمیت عبادت خدا و نماز در سیره نظامی رسول خدا(ص) را بیان می‌کند. پس از آنکه عبدالله بن رواحه برای جنگ مؤته با رسول خدا(ص) خداحافظی کرد به او عرض کرد: «ای رسول خدا! سفارشی به من کن که آن را از شما به یادگار داشته باشم». حضرت به او فرمود: «تو به زودی وارد سرزمینی میشوی که سجده در آن بسیار کم است. پس سجده خود را زیاد کن». عبدالله گفت: ای رسول خدا! بیشتر بفرمایید». حضرت اضافه کرد: «در همه حال خدا را به یاد داشته باش که او یاور توست در آنچه که می‌خواهی»[۱۶۰].

در محاصره طائف نیز رسول خدا(ص)، در تمام مدت محاصره میان دو خیمه‌ای که برای دو تن از همسران خود برپا کرده بودند نماز می‌گزاردند. درباره مدت محاصره طائف اختلاف است و مدت آن را از پانزده تا نوزده روز نوشته‌اند. در تمام این مدت رسول خدا(ص) نماز خود را میان همان دو خیمه و شکسته می‌گزاردند چون ثقیف مسلمان شدند امیة بن عمرو بن وهب، محل نماز و عبادتگاه پیامبر(ص) را مسجد ساخت و بر آن قله همواره ابری بود که هیچ‌گاه آفتاب بر آن نمی‌تابید و از آن بیش از ده مرتبه آوایی شنیده شده بود و می‌پنداشتند که بانگ تسبیح است[۱۶۱]. در سیره امیرمؤمنان علی(ع) نیز می‌توان میزان پایبندی به نماز و عبادت پروردگار را به‌سانِ رسول اکرم(ص) مشاهده کرد. در یکی از روزهای جنگ صفین که امیرمؤمنان مشغول جنگیدن بود، خورشید را می‌نگریست. عبدالله بن عباس به حضرت عرض کرد: «ای امیرمؤمنان! این چه کاری است؟» فرمود: «مراقب وقت نماز ظهرم تا نماز گزاریم». ابن عباس عرض کرد: «الان که در حال جنگیدن هستیم وقت نماز است؟» امام فرمود: «مگر ما برای چه با آنان می‌جنگیم؟ ما برای نماز با آنان می‌جنگیم»[۱۶۲].[۱۶۳].

منابع

پانویس

  1. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۰؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۶۰.
  2. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، ص۴۲۶؛ فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۹۸۶.
  3. شیخ مفید، الأمالی، ص۲۶۷؛ شیخ طوسی، الأمالی، ص۲۹؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۶۱. ر.ک: علی‌اکبر ذاکری، سیمای کارگزاران علی بن ابی‌طالب أمیرالمؤمنین(ع)، ج۲، ۲۴۰ به بعد: «ثُمَّ ارْتَقِبْ وَقْتَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا لِوَقْتِهَا وَ لَا تَعْجَلْ بِهَا قَبْلَهُ لِفَرَاغٍ وَ لَا تُؤَخِّرْهَا عَنْهُ لِشُغُلٍ...».
  4. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۶۳؛ همو، الإستبصار، ج۱، ص۲۶۹.
  5. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، صص۲۱ و ۲۵۰؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲۱۷؛ همو، علل الشرائع، ص۳۴۹.
  6. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۶۰.
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۶: «صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِالنَّاسِ الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ...».
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۶.
  9. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۴.
  10. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۹: «كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) لَا يُصَلِّي مِنَ النَّهَارِ حَتَّى تَزُولَ الشَّمْسُ وَ لَا مِنَ اللَّيْلِ بَعْدَ مَا يُصَلِّي الْعِشَاءَ حَتَّى يَنْتَصِفَ اللَّيْلُ».
  11. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۵۸.
  12. سیدمحمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس، ج۱۸، ص۱۲؛ علی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۱، ص۵۷.
  13. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۲؛ ابونضر محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۲۸؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۶۰؛ همو، الإستبصار، ج۱، ص۳۰۵.
  14. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۲.
  15. ابن‌اشعث، الجعفریات، ص۴۲: «مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ وَ هُوَ فِي الْمَسْجِدِ ثُمَّ خَرَجَ فَهُوَ مُنَافِقٌ إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ الرُّجُوعَ إِلَيْهِ».
  16. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۱.
  17. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۳؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲۸۹: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ التَّثْوِيبِ فِي الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ فَقَالَ مَا نَعْرِفُهُ».
  18. ابومنصور محمد بن احمد أزهری، تهذیب اللغه، ج۱۵، ص۱۱۱؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۰؛ ابن‌اثیر جزری (مبارک)؛ النهایة فی غریب الحدیث و الأثر؛ ج۱، ص۲۲۶.
  19. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۳؛ محمدباقر بهبودی، گزیدۀ کافی، ج۲، ص۲۱۴: «يَا زُرَارَةُ، تَفْتَتِحُ الْأَذَانَ بِأَرْبَعِ تَكْبِيرَاتٍ، وَ تَخْتِمُهُ بِتَكْبِيرَتَيْنِ وَ تَهْلِيلَتَيْنِ‌».
  20. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۶۳؛ همو، الإستبصار، ج۱، ص۳۰۹: «وَ إِنْ شِئْتَ زِدْتَ عَلَى التَّثْوِيبِ- حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ مَكَانَ الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌».
  21. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۶۳.
  22. أحمد بن حنبل، مسند احمد حنبل، ج۶، ص۱۴؛ ابن‌اثیر جزری (مبارک)، النهایه، ج۱، ص۲۲۷؛ سیدمحمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس، ج۱، ص۳۴۳.
  23. احمد بن حسین بیهقی، سنن الکبری (دار المعرفه)، ج۱، ص۴۲۴؛ همان، چاپ دیگر (دار الفکر)، ج۲، ص۱۹۶: باب کراهیة التثویب فی غیر اذان الصبح. باب بعدی در این کتاب چنین است: «باب ما روی فی حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» که در روایت اول آن ذکر کرده است که گاهی عبدالله بن عمر در اذانش «‌حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» را می‌افزود. این مطلب از ابو‌امامه و علی بن الحسین(ع) نیز نقل شده است.
  24. ابن‌اثیر جزری (مبارک)، النهایه، ج۱، ص۲۲۷.
  25. شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲۸۳: «إِنَّ بِلَالًا كَانَ عَبْداً صَالِحاً فَقَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَتُرِكَ يَوْمَئِذٍ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ».
  26. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۶۲.
  27. شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۲۹۰.
  28. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۶۲؛ همو، الإستبصار، ج۱، ص۳۰۸: «النِّدَاءُ وَ التَّثْوِيبُ فِي الْإِقَامَةِ مِنَ السُّنَّةِ».
  29. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۶۲؛ همو، الإستبصار، ج۱، ص۳۰۸: «كَانَ أَبِي يُنَادِي فِي بَيْتِهِ بِالصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ وَ لَوْ رَدَّدْتَ ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ بِهِ بَأْسٌ».
  30. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۲.
  31. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۷.
  32. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۷.
  33. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۸۴.
  34. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۴
  35. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۰۸.
  36. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۵.
  37. سید مرتضی، الإنتصار فی انفرادات الإمامیه، ص۱۴۶.
  38. سید مرتضی، الإنتصار فی انفرادات الإمامیه، ص۱۴۵.
  39. «ما آن را قرآنی عربی فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.
  40. «بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.
  41. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۱۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۹۰.
  42. «بگو: به پروردگار آدمیان پناه می‌برم» سوره ناس، آیه ۱.
  43. «بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم» سوره فلق، آیه ۱.
  44. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۱۷.
  45. «بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.
  46. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۲۵.
  47. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۲۵.
  48. شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۴۱۵؛ فقه الرضا، ص۱۲۷؛ المقنع، ص۱۴۶: «و یستحب أن یقرأ فی صلاة العشاء الآخرة لیلة الجمعة سورة "الجمعة" و "سبح اسم" و فی صلاة الغداة و الظهر و العصر، سورة "الجمعة" و "المنافقین».
  49. ابوالعباس عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۳۶۰.
  50. ابوالعباس عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۲۱۵.
  51. ابوجعفر محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۱۳۶؛ ابونضر محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۴.
  52. «و به تو و به پیشینیان تو وحی شده است که اگر شرک بورزی بی‌گمان کردارت از میان خواهد رفت و بی‌شک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.
  53. «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است و مبادا آنان که اهل یقین نیستند تو را سبکسار گردانند» سوره روم، آیه ۶۰.
  54. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۳، صص۳۵ و ۵۵.
  55. شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۶۸.
  56. ﴿السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ «اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین.».. سوره حشر، آیه ۲۳.
  57. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۸.
  58. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۳، ص۳۲۱؛ محمدباقر بهبودی، گزیدۀ کافی، ج۲، ص۲۲۹: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: رَآنِي أَبُو الْحَسَنِ(ع) بِالْمَدِينَةِ وَ أَنَا أُصَلِّي وَ أَنْكُسُ بِرَأْسِي وَ أَتَمَدَّدُ فِي رُكُوعِي فَأَرْسَلَ إِلَيَ لَا تَفْعَلْ».
  59. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۵، ص۱۲۶: لعلّ المراد بقوله "أتمدّد التمدّد إلى تحت" أي إدلاء رأسه و رقبته أو المراد به استواء اليدين من غير تجنيح.
  60. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۳، ص۳۲۰؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۸.
  61. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۳، ص۳۲۰؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۲۹۷.
  62. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۲۰: «مَنْ لَمْ يُقِمْ صُلْبَهُ فِي الصَّلَاةِ فَلَا صَلَاةَ لَهُ».
  63. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۲۰: «إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَأَقِمْ صُلْبَكَ فَإِنَّهُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا يُقِيمُ صُلْبَهُ».
  64. «سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را» سوره فاتحه، آیه ۲.
  65. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۲۰؛ محمدباقر بهبودی، گزیدۀ کافی، ج۲، ص۲۲۷: «يَقُولُ‌: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ يَخْفِضُ مِنْ صَوْتِهِ‌».
  66. محمدهادی مازندرانی، شرح فروع الکافی، ج۳، ص۹۴.
  67. شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۹۹: «وَ مَنْ صَلَّى خَلْفَ مُخَالِفٍ فَقَرَأَ السَّجْدَةَ وَ لَمْ يَسْجُدْ فَلْيُومِ بِرَأْسِهِ وَ إِذَا قَالَ الْإِمَامُ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ قَالَ الَّذِينَ خَلْفَهُ ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ يَخْفِضُونَ أَصْوَاتَهُمْ وَ إِنْ كَانَ مَعَهُمْ قَالَ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ».
  68. قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۱۶۳: «وَ عَنْهُ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَقُلْ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ ثُمَّ تَقُولُ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ».
  69. شهید اول، ذکری الشیعة فی أحکام الشریعه، ج‌۳، ص۳۷۸.
  70. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۲۲.
  71. ابن‌اشعث، الجعفریات، ص۲۲۱.
  72. شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۲۲: «وَ إِذَا قَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ فَقُولُوا اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ إِنَّ خَيْرَ الصُّفُوفِ صَفُ الرِّجَالِ الْمُقَدَّمُ وَ شَرَّهَا الْمُؤَخَّرُ».
  73. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۲۱: «فَقَالَ مُبْتَدِئاً مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تَدْخُلْهُ وَحْشَةٌ فِي الْقَبْرِ». در ثواب الاعمال، ص۳۳، به جای رکوع، رکعة، آمده است؛ یعنی هر کس یک رکعت کامل به جای آورد.
  74. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۷۲.
  75. «بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.
  76. «و اینکه سجده‌گاه‌ها از آن خداوند است پس با خداوند هیچ کس را (به پرستش) مخوانید» سوره جن، آیه ۱۸.
  77. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۱۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۳۲۵؛ شیخ صدوق، من ‎لا یحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۰۰؛ همو، ترجمۀ من لا یحضره الفقیه؛ ج۱، ص۴۶۱.
  78. در حاشیه من لا یحضره الفقیه ذکر شده که این عبارات ممکن است از صدوق باشد که بعید می‌نماید؛ زیرا وقتی اظهار نظر می‌کند، از عبارت «مصنف می‌گوید» استفاده می‌نماید و اگر چنین باشد، صدوق این توصیه‌ها را از دیگر روایات استفاده کرده است.
  79. شیخ صدوق، من ‎لا یحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۰۲.
  80. ذاکری، علی اکبر، سیره عبادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۹۰.
  81. ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  82. ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ «و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.
  83. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۲. «إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ(ع) عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً، فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا...».
  84. ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا «(نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰.
  85. ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا «و در این کتاب از مریم یاد کن هنگامی که از خانواده خویش در جایگاهی خاوری گوشه گزید» سوره مریم، آیه ۱۶.
  86. ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا «سپاس خداوندی را که بر بنده خود این کتاب را فرو فرستاد و در آن هیچ کژی ننهاد» سوره کهف، آیه ۱.
  87. «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».
  88. ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم- برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
  89. محمد محمدی ری‌شهری، الصلاة فی الکتاب و السنة، ص۲۷، ح۵۳.
  90. محمد محمدی ری‌شهری، الصلاة فی الکتاب و السنة، ص۲۸، ح۵۵.
  91. محمد محمدی ری‌شهری، الصلاة فی الکتاب و السنة، ص۳۳، ح۷۳.
  92. بندگان بزرگوار خداوند که در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند و به فرمان او، عمل می‌کنند (زیارت جامعه کبیره).
  93. ر.ک: ادب فنای مقربان، شرح زیارت جامعه کبیره، عبدالله جوادی آملی، ج۲، ص۳۸۸.
  94. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۷.
  95. شیخ صدوق، الامالی، ص۱۱۳، مجلس ۲۴، حدیث ۲؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۱۲.
  96. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۴۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۶.
  97. بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۳۰۴؛ محمد بن جریر بن یزید، طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۵، ص۴۷۵.
  98. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۵۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۹۱.
  99. «يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) جَعَلَ قُرَّةَ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ وَ حَبَّبَهَا إِلَيَّ كَمَا حَبَّبَ إِلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ، وَ إِلَى الظَّمْآنِ الْمَاءَ، فَإِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَكَلَ الطَّعَامَ شَبِعَ، وَ إِذَا شَرِبَ الْمَاءَ رَوِيَ، وَ أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاةِ» (شیخ طوسی، الامالی، ص۵۲۸، مجلس ۱۹، حدیث ۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴ و ۷۸).
  100. «جُعِلَتْ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ. أَرِحْنَا يَا بِلَالُ» (شیخ بهائی، مفتاح الفلاح، ص۱۸۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۹، ص۱۹۳).
  101. «ای جامه بر خویش پیچیده * شب را- جز اندکی- بپای خیز * نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! * یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.
  102. «و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.
  103. شیخ طوسی، الامالی، ص۶۳۷ مجلس ۳۱، حدیث ۱۶؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۴۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۸۸.
  104. «كَانَ يُصَلِّي وَ هُوَ قَائِمٌ، وَ رَفَعَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ حَتَّى أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿طه * مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى، فَوَضَعَهَا» (حمیری قمی، قرب الاسناد، ص۷۹).
  105. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۹۵.
  106. معاویة بن وهب می‌گوید: «از امام صادق(ع) پرسیدم: برترین عمل در تقرب انسان به خدا و محبوب‌ترین اعمال نزد خدا چیست؟ حضرت فرمود: بعد از معرفت و شناخت (به خدای سبحان) چیزی برتر از نماز نمی‌شناسم (جعفر بن محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۶۴).
  107. امیرمؤمنان(ع) در آخرین وصایایش فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُمْ»؛ «خدا را خدا را درباره نماز! که نماز استوانه دین شماست» (نهج‌البلاغه، نامه ۴۷). و نیز ابوبصیر درباره وصیت امام صادق(ع) می‌گوید: «وقتی برای تسلیت به ام حمیده خدمت او رسیدم او گریست و جریان وصیت حضرت را برایم بازگو کرد. او گفت: حضرت پس از حالت بیهوشی که برایشان حاصل شد چشم‌های خود را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید جمع شوند وقتی همه جمع شدند امام(ع) چشم گشود و فرمود: هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید (برقی، محاسن، ج۱، ص۸۰؛ شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۷۳، حدیث ۱۰، ص۴۸۴).
  108. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ:... إِنَّ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا...» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج، ج۳، ص۲۶۸).
  109. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ...» (محمد بن یعقوب کلینی ج۳، ص۲۶۹؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۲، ص۳۵۶).
  110. ر.ک: شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۴؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۴، ص۱۵۰؛ قطب الدین راوندی، الخرائج والجرائح، ج۲، ص۸۹۰؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۴، ص۹۷، باب استحباب صلاة الف رکعة فی کل یوم ولیلة.
  111. برای مطالعه بیشتر ر.ک: سیره معصومان(ع)؛ اثر استاد حسین عبدالمحمدی و مقاله «عرفان و عبادت در سیره پیامبر اعظم(ص)» اثر استاد دکتر محمدرضا جباری، چاپ شده در مجله تاریخ در آیینه پژوهش، شماره ۱۱، پاییز ۸۵.
  112. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۵۵.
  113. ﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ «آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  114. ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.
  115. «مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْيَا أَنْ يَتَوَضَّأَ ثُمَّ يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ فَيَرْكَعَ رَكْعَتَيْنِ يَدْعُو اللَّهَ فِيهِمَا أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۴۳؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۱۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص۳۴۲).
  116. {{متن حدیث|كَانَ عَلِيٌّ(ع) إِذَا هَالَهُ شَيْ‏ءٌ فَزِعَ إِلَى الصَّلَاةِ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (جعفر بن محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۸۰؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸ ص۱۳۸).
  117. «مَا أُصِيبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِمُصِيبَةٍ إِلَّا صَلَّى فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أَلْفَ رَكْعَةٍ وَ تَصَدَّقَ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً وَ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ قَالَ لِأَوْلَادِهِ: إِذَا أُصِبْتُمْ بِمُصِيبَةٍ فَافْعَلُوا بِمِثْلِ مَا أَفْعَلُ فَإِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) هَكَذَا يَفْعَلُ فَاتَّبِعُوا أَثَرَ نَبِيِّكُمْ وَ لَا تُخَالِفُوهُ... فَمَا زِلْتُ أَعْمَلُ بِعَمَلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع)» (قطب‌الدین راوندی، الدعوات، ص۲۸۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۹، ص۱۳۳).
  118. ﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ «(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد» سوره انفال، آیه ۱۱.
  119. شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۲۷۹.
  120. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۱۹؛ تقی‌الدین احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۳۷.
  121. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۸۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۴۰۳.
  122. نهج‌البلاغه، نامه ٢٧.
  123. لیلةالهریر شب نیمه ماه صفر است که لشکر حضرت امیر، لشکر معاویه را منکوب می‌کرد و پیش می‌رفت و آنان زوزه هریر (سگ) می‌کشیدند که پس از آن، خدعه سر نیزه کردن قرآنها پیش آمد و اوضاع عوض شد.
  124. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۱۷.
  125. ورام بن ابی فراس، مجموعة ورام، ج۲، ص۲۰۱؛ سید بن طاووس، فلاح السائل، ص۲۶۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۶.
  126. محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۵، ص۴۱؛ ابی محمد احمد بن اعثم، کتاب الفتوح، ج۵، ص۷۶؛ ابوعلی مسکویه رازی، تجارب الامم، ج۲، ص۶۲؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۸ ص١٧٢.
  127. محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۵، ص۴۱۷؛ ابوعلی مسکویه رازی، تجارب الامم، ج۲، ص۷۴؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۹.
  128. ابی‌المؤید الموفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ص۲۵۱.
  129. در زیارت‌نامه حضرت از نکات ارزشمندی که زایر به آن شهادت می‌دهد این است که امام را خطاب قرار داده و عرض می‌کند: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ...».
  130. ذکر این نکته ضروری است که هرگز اینگونه نبود که یک مجاهد والامقام به فکر نماز ظهر بوده باشد، ولی امام معصوم(ع) در اندیشه نماز اول وقت به جماعت نباشد، بلکه امام(ع) به‌طور قطع و مسلم آماده انجام این فریضه دینی بود. ازاین‌رو فرمود: «ذَكَرْتَ الصَّلَاةَ» و نفرمود: ذَكَّرْتَنِي الصَّلَاةَ. منظور امام از این جمله تشویق ابوثمامه و دیگر نمازگزاران و رزمندگان به نماز و به یاد خدا بودن در هر حال است و این درسی بود که امام(ع) از پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) در میدان‌های نبرد آموخته بودند (سیدرضا موسوی، آشنایی با نهضت حسینی، ص۳۷۷).
  131. محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۵، ص۴۳۹.
  132. سید بن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۶۵.
  133. جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات همایش امام حسین(ع)، ج۱۰، ص۲۱۵، ۲۱۶.
  134. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۶۱.
  135. ر.ک: شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۸، باب فضل الصلاة؛ شیخ طوسی، التهذیب، ج۲، ص۲۳۹، باب فضل الصلاة والمفروض منها....
  136. نماز شدت خوف یا مطارده که شامل نگرانی از سیل و درندگان و غیره بر جان مسلمانان به حکم آیه شریفه ۲۳۸ و ۲۳۹ سوره بقره خوانده می‌شود: ﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ * فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ «بر نمازها به ویژه نماز میانه پایبند باشید و برای خداوند فروتنانه (به نماز و دعا) بایستید * و اگر در بیم بودید، (نماز خوف را) پیاده یا سواره بجای آورید و چون ایمنی یافتید خداوند را یاد کنید همان‌گونه که آنچه را نمی‌دانستید به شما آموخت» سوره بقره، آیه ۲۳۸-۲۳۹.
  137. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۹۵؛ ابوبکر احمد بن الحسین بیهقی، دلائل النبوة، ج۳، ص۳۷۱؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۹۷.
  138. «و چون به سفر می‌روید اگر می‌هراسید کافران شما را بیازارند گناهی بر شما نیست که از نماز بکاهید؛ بی‌گمان کافران برای شما دشمنی آشکارند * و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگ‌افزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخوانده‌اند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگ‌افزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست می‌دارند که شما از جنگ‌افزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگ‌افزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگی‌تان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواری‌آفرین آماده کرده است» سوره نساء، آیه ۱۰۱-۱۰۲.
  139. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۱۵۷-۱۵۸، ذیل آیه ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره نساء.
  140. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۹۶؛ ابوبکر احمد بن الحسین بیهقی، دلائل النبوة، ج۳، ص۳۷۷. البته منابع تاریخی گونه‌های متفاوتی از کیفیت اقامه نماز خوف رسول خدا(ص) و مسلمانان نقل کرده است که در مقام بیان انواع مختلف آن نیستیم.
  141. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۸۲؛ تقی‌الدین احمد بن علی، مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۲۸۱.
  142. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۸۲.
  143. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۰۱؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۴۶.
  144. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۶۷.
  145. محمدجواد مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، ج۱، ص۱۴۲؛ عبدالرحمن جریری، الفقه علی المذاهب الاربعه ومذهب اهل البیت، ج۱، ص۶۲۴.
  146. «نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.
  147. برای مطالعه بیشتر ر.ک: سید عبدالحسین شرف الدین موسوی، مسائل فقهیه، ص۲۰؛ جعفر سبحانی، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ص۲۹۲ و ۲۹۳.
  148. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، باب علة الرخصه فی الجمع بین الصلاتین، ص۳۲۱؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۴، باب جواز الجمع بین صلاتین لغیر عذر ایضا، ص۲۲.
  149. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۳۸.
  150. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۳۹؛ ابوبکر احمد بن الحسین بیهقی، دلائل النبوة، ج۴، ص۲۰۰؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۴، ص۱۸۲.
  151. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۹؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۵۲.
  152. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۹؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۳۰ و ۵۳۱.
  153. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۷۲.
  154. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۵۲؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۳، ص۱۰۱.
  155. شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۲۷۹.
  156. شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۴۸۴؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۵۴.
  157. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۵۵۲.
  158. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۲۱، ۱۰۲۲.
  159. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ص۸۳۴-۸۳۵؛ محمد بن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۵ ص۲۳۹.
  160. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۳۳۹؛ محمد بن یوسف صالحی شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۱۴۶.
  161. محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۲۷؛ تقی الدین احمد بن علی، مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۰.
  162. علامه حلی، نهج الحق وکشف الصدق، ص۲۴۷؛ همو، کشف الیقین، ص۱۲۱؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۴، ص۲۴۷.
  163. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۲۷۴.