آرامش
معناشناسی
آرامش اسم مصدر از آرامیدن و معادل طمأنینه و سکینه است[۱]. سکینه، از بین رفتن رعب و وحشت[۲] و طمأنینه، سکون بعد از پریشان خاطری است[۳]. سکینه نداشتن اضطراب در موقع غضب و خوف و در اوقات ترس است[۴].
آرامش در اصطلاح، عبارت است از حالت و صفت روانی و قلبی خاص که میتوان از آن به آسودگی خاطر یاد کرد. هرگاه جان آدمی از نگرانیها، اضطرابها و اندوهها خالی باشد گفته میشود که به آرامش دست یافته است[۵].
آرامش در قرآن
آرامش در قرآن با واژههایی مانند: اطمینان، سکینه، تثبیت فؤاد، ثبات، ربط قلب و سکن، ایمان و استقامت در آن، توکل، صبر، ذکر خدا، خواب، همسر و... در ارتباط هستند این حوزه معنایی مرتبط بیانگر رویکرد قرآن به ابعاد گوناگون و عوامل و موانع آرامش میباشد[۶].
آرامش در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است. مفهوم آرامش در قرآن، از راه کلید واژههایی مانند:
- اطمینان: ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۷]؛
- سکینه: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾[۸]؛
- سکن: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۹]؛
- امن: ﴿وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾[۱۰]؛
- سبات: ﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا﴾[۱۱]؛
- نفی خوف و حزن: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾[۱۲]؛
- تثبیت فؤاد: ﴿وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءَكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۳] قابل پیگیری است[۱۴].
آثار آرامش
آرامش در زندگی فردی و اجتماعی انسان، آثار فراوانی دارد. قرآن بیشتر به آثار آرامش در حیات دینی انسان پرداخته است که مهمترین آن عبارت است از:
- ازدیاد ایمان: از منظر قرآن هر نعمتی که انسان از جانب خداوند در اختیار دارد منشأ آرامش است: ﴿وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ﴾[۱۵]. به همین جهت، انسان باید شکرگزار خداوند باشد که نعمت آرامش را به او عطا نموده است.
- رضایت از خدا: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾[۱۶].
- مصونیت از عذاب: ﴿مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾[۱۷].
- منشأ آرامش: ﴿ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾[۱۸].[۱۹]
- اقرار به توحید: اعتراف صریح اصحاب کهف به توحید ربوبی (در برابر دقیانوس) به دنبال اثر آرامش بخشیدن خدا به آنان، میباشد: ﴿وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا﴾[۲۰].[۲۱]
راههای کسب آرامش
عوامل گوناگونی ممکن است انسان را نگران و پریشان سازد. ترس از آینده مبهم، اندوه بر گذشته تاریک، ضعف و ناتوانی در برابر مشکلات، احساس پوچی در زندگی، بیتوجّهی و قدرنشناسی اطرافیان، سوءظنها و تهمتها، دنیاپرستی و دلباختگی در برابر آن، وحشت از مرگ و... همگی در پرتو ایمان پاک به خداوند از میان برداشته میشوند[۲۲].
قرآن برای درمان این حالت اضطراب و نگرانی و ایجاد حسّ آرامش و اطمینان، به تغییر بینش و گرایش انسانها سفارش میکند. از یک سو باید به خویش و جهان هستی نگاهی درست افکنده، از سوی دیگر علاقهها و تمایلات خویش را در جهت ایمان مطلق به خداوند تنظیم کنیم تا بدین وسیله فقط از زاویه نگاه او به جهان نگریسته، فقط برای او اصالت قائل شویم[۲۳].
- حس ایمان: انسان مؤمن که بنیانهای اعتقادی خویش را مستحکم و خللناپذیر بنا نهاده و در مقام عمل فقط به انجام تکالیف الهی نظر دارد، هیچگاه هراس و اندوهی به قلبش راه نمییابد؛ زیرا نه خود را مالک ثروت و نه صاحب اختیار در تصمیمگیریها میبیند؛ بلکه او فقط امانتدار خداوند بر زمین، و موظّف به شناخت خیر و شر بر اساس دستورهای خداوند است و در هر حال، تحت سرپرستی خداوند قرار دارد[۲۴][۲۵] امّا انسان بیایمان از این پشتوانه مستحکم روحی و روانی محروم بوده، تنها و سرگردان در زمین رها میماند[۲۶].[۲۷]
- یاد خدا: نگرانی و اضطراب یا از ترس است یا از ناتوانی؛ پس آنکه خداوند را همواره در یاد داشته باشد و او را سرچشمه همه صفات کمال و منزّه از هرگونه صفت نقصان بنگرد، ناگزیر مهر او در دلش نشسته، قلبش به یاد او آرام میگیرد[۲۸] و رحمت و مهربانی او و وعدههای نیکویش به مؤمنان، هرگونه ترس و دلهره حتّی ترس از عذاب خدا را از روانش میزداید[۲۹].[۳۰]
- تلاوت قرآن: همانگونه که نزول تدریجی قرآن بر قلب پیامبر موجب آرامش او میگشت[۳۱][۳۲]. تلاوت مستمرّ آن نیز به انسان آرامش میبخشد[۳۳].[۳۴]
- مطالعه تاریخ زندگی انسانهای بزرگ: داستان زندگی شجاعانه پیامبران از عوامل آرامش شمرده شده است[۳۵][۳۶] یاد اولیای پاک الهی، خود نوعی یاد خدا بوده، آرامش برخاسته از آن را در پی دارد.
- توکل: هرگاه انسان مؤمن در ژرفای قلب خویش به حقیقت توکل دست یابد، همه هراسها و آرزوها و تکاپوها و کشمکشها از روان او رخت بربسته، بیدغدغه در جوار خدای خویش آرام میگیرد[۳۷][۳۸] در برابر آنها، چندگانه گرایانی که خدای خود را خوب نشناخته، به او بدگمانند و دلهایشان به ظواهر پدیدههای هستی چنگ انداخته است، هیچگاه طعم آرامش را نخواهند چشید[۳۹].[۴۰]
- صبر: بردباری به تقویت شخصیّت و افزایش توانایی انسان در برابر سختیها و بارهای سنگین زندگی انجامیده، اعتدال روانی انسان را حفظ میکند. بردباران، هنگام بروز ناخوشایندی، اصل و مبدأ و بازگشتگاه خویش را یادآور شده، بدین وسیله امداد الهی و رحمت خداوندی را بر خویش سزاوار میگردانند[۴۱].[۴۲]
- تقوا: سیطره انسان بر خواستههای خویش، او را از پیامدهای اندوهبار کارهای زشت مصون ساخته[۴۳] قدرت تشخیص و تصمیمگیری او را در حوادث گوناگون زندگی افزوده[۴۴] و روند زندگی را بر او آسان میسازد[۴۵] و در پرتو این قدرت روحی و معنوی، به او آرامش میبخشد[۴۶]. از اینروی در حدیثی، آرامش نشانه پرهیزگاری دانسته شده[۴۷] و امام علی(ع) بهره نیکوی این جهان را پرهیزکاری شمرده، روی گردانی از دنیاخواهی را موجب آرامش و ایمنی انسان میداند و آرامشهای مادّی را گذرا و نابود شدنی وصف میکند[۴۸].
- توبه: بازگشت مستمر انسان بهسوی خداوند، موجب تخلیه روان از فشار احساس گناه شده، حالت پاکی و طهارت نخستین را به او باز میگرداند. اعتقاد انسان با ایمان به فضل و رحمت بیکران خداوند و امکان محو شدن تمام و کمال همه گناهان، در نهاد او آرامشی بیکران میآفریند[۴۹].[۵۰]
- آداب و مراسم مذهبی: تشریع احکام عبادی گوناگون از جمله نماز و روزه و حج و... حسّ انتساب و استناد به خداوند را همواره در انسان زنده کرده او را از احساس دردناک بیهویّتی میرهاند[۵۱]. برخی عبادتها نیز مانند وضو و غسل در نقش نمادهایی از طهارت و پاکی روح عمل میکنند. اجرای گروهی برخی از مراسم مذهبی در ایجاد هویّت جمعی و برقراری روحیّه همبستگی و همکاری اجتماعی تأثیرگذار است[۵۲].
- نماز و نیایش: نمازهای پنجگانه که رابطهای میان انسان و پروردگار او است، نوعی تمدّد اعصاب و تخلیه روان از بارهای منفی به شمار میرود[۵۳][۵۴] از این رو، پیامبر هنگام سختیها برای کسب آرامش به نماز پناه میبرد[۵۵]. اساساً دعا و نیایش به درگاه خداوند که پاسخ سریع آن حضرت رادرپیدارد، آرامشدهنده مؤمنان در نگرانیهاست[۵۶].[۵۷]
عوامل سلب آرامش از نگاه قرآن
قرآن، عواملی را به عنوان اسباب سلب آرامش، معرفی مینماید:
- آدمربایی: ﴿وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۵۸].
- احساس خطر: ﴿وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ﴾[۵۹].
- کفر: ﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴾[۶۰].
- شرک: خداوند به سبب شرک کافران در دلهای آنان هراس میافکند ﴿سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ﴾[۶۱].
- کفران نعمت: ﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ﴾[۶۲].[۶۳]
- بلایا: خداوند، سختی و تنگدستی را که موجب سلب آرامش میشود از سنتهای خود میداند[۶۴].
از منظر قرآن، آرامش حقیقی در پرتو ایمان، یاد خدا، توکل، صبر و شناخت حقایق و سنتهای الهی، حاصل میشود. قرآن با طرح ابعاد آرامش فردی، اجتماعی، معنوی و مادی از انسانها میخواهد که در پی به دست آوردن آرامش واقعی و پایدار باشند و از مهمترین عوامل سلب آرامش که شرک به خداست دوری جویند و در بلایا رو به سوی خدا آورند و صبر پیشه سازند[۶۵].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ لغتنامه، ج۱، ص۶۰.
- ↑ المفردات، ص۲۴۳.
- ↑ المفردات، ص۳۱۷.
- ↑ یغمایی، ابوالفضل، مقاله «آرامش»، دانشنامه امام رضا ج۱، ص ۵۸.
- ↑ عصیانی، علی رضا، مقاله «آرامش»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۳۹-۴۱.
- ↑ عصیانی، علی رضا، مقاله «آرامش»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۳۹-۴۱.
- ↑ «همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهای ایشان با یاد خداوند آرام میگیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ «اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.
- ↑ «از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ «و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟» سوره انعام، آیه ۸۱.
- ↑ «و اوست که شب را برای شما (چون) بالاپوش و خواب را مایه آسایش و روز را انگیختنی (برای جنب و جوش) قرار داد» سوره فرقان، آیه ۴۷.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ «و همه آنچه را که از اخبار پیامبران برای تو حکایت میکنیم، چیزی است که با آن دلت را استوار میداریم در حالی که در این (سوره) برای تو حقیقت و برای مؤمنان اندرز و یادکردی آمده است» سوره هود، آیه ۱۲۰.
- ↑ معموری، علی، مقاله «آرامش»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ۱۵۳-۱۵۵.
- ↑ «و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما میرسد به (درگاه) او لابه میکنید» سوره نحل، آیه ۵۳.
- ↑ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.
- ↑ «آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ یغمایی، ابوالفضل، مقاله «آرامش»، دانشنامه امام رضا ج۱، ص ۵۸.
- ↑ «و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم» سوره کهف، آیه ۱۴.
- ↑ عصیانی، علی رضا، مقاله «آرامش»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۳۹-۴۱.
- ↑ نمونه، ج ۱۰، ص۲۱۱ ـ ۲۱۴.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۵۱ ـ ۳۵۲.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۵۷.
- ↑ المیزان، ج ۲، ص۳۴۵.
- ↑ سوره محمد، آیه ۱۱.
- ↑ فی ظلال، ج ۴، ص۲۰۶۰.
- ↑ حاشیه شیخزاده، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ سوره زمر، آیه ۲۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص۷۷۳؛ الکشّاف، ج ۲، ص۱۲۴.
- ↑ سوره فرقان، آیه ۳۲.
- ↑ جامع البیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص۱۵.
- ↑ سوره انفال، آیه ۲.
- ↑ موسوعة اخلاق القرآن، ص۸۲.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۲۰.
- ↑ جامع البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص۱۸۹.
- ↑ سوره توبه، آیه ۱۲۹.
- ↑ فی ظلال، ج ۵، ص۳۰۵۴.
- ↑ سوره حج، آیه ۱۵.
- ↑ فی ظلال، ج ۴، ص۲۴۱۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۵ـ۱۵۷.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۶۸ ـ ۳۷۲.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۷۰-۷۱.
- ↑ سوره انفال، آیه ۲۹.
- ↑ سوره طلاق، آیه ۴.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۸.
- ↑ صفة الصفوة، ج ۱، ص۴۲.
- ↑ نهجالبلاغه، خ ۱۱، ص۲۱۳.
- ↑ سوره زمر، آیه ۵۳.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۷۶ ـ ۳۷۹.
- ↑ سوره حج، آیه ۳۲.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۶۲ ـ ۳۶۳ و ۳۵۰.
- ↑ سوره طه، آیه ۱۴.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۵۷ ـ ۳۶۲.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۰، ص۱۶؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۴۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۸۶.
- ↑ معموری، علی، مقاله «آرامش»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص۱۶۳-۱۶۸؛ عصیانی، علی رضا، مقاله «آرامش»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۳۹-۴۱.
- ↑ «و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶.
- ↑ «و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند» سوره لقمان، آیه ۳۲.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.
- ↑ «به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.
- ↑ «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم)اش از همه جا فراوان میرسید آنگاه به نعمتهای خداوند ناسپاسی کرد و خداوند به کیفر آنچه (مردم آن) انجام میدادند گرسنگی و هراس فراگیر را به (مردم) آن چشانید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.
- ↑ یغمایی، ابوالفضل، مقاله «آرامش»، دانشنامه امام رضا ج۱، ص ۵۸.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
- ↑ عصیانی، علی رضا، مقاله «آرامش»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۳۹-۴۱.