آیه فتلقی آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار
| نام آیه = آیه فتلقی آدم
| نام آیه = آیه فتلقی آدم
| نام تصویر =  
| نام تصویر = آیه 37 سوره بقره.jpg
| توضیح تصویر =  
| توضیح تصویر =  
| متن آیه = فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
| متن آیه =  
| معنی آیه = آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است
| معنی آیه = آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است
| شماره آیه = ۳۷
| شماره آیه = ۳۷
خط ۲۸: خط ۲۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}}[[ توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.
یکی از آیاتی که با توجه به [[احادیث]] ذیل آن به روشنی بر [[افضلیت]] و در نتیجه [[امامت]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد، [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> است. [[علامه حلّی]] این [[آیه شریفه]] را به عنوان [[برهان]] دهم بر [[اثبات امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در کتاب [[منهاج الکرامه]] ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «[[فقیه]] [[ابن مغازلی شافعی]] به اسناد خود از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده است که گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به ‌واسطه آنها [[توبه]] او را پذیرفت، سؤال شد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «از خداوند خواست که به [[حق]] محمّد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} [[توبه]] او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از [[صحابه]] در آن با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شریک]] نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر{{صل}} در [[توسل]] به او در درگاه [[خدای تعالی]] [[امام]] است<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۴.</ref>.


بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال، [[توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>.
بنابراین، براساس آیه و [[حدیث]] ذیل آن، [[مقام امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[اهل بیت]]{{عم}} چنان بالا و والاست که [[حضرت آدم]] [[ابوالبشر]]{{ع}} برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد [[خدای متعال]] برخوردارند که هرگز خدای متعال، [[توسل]] جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۱۹-۲۰.</ref>.


== [[شأن نزول آیه]] ==
== [[شأن نزول آیه]] ==
خط ۳۷: خط ۳۷:
== مفردات آیه ==
== مفردات آیه ==
=== {{متن قرآن|فَتَلَقَّى}} ===
=== {{متن قرآن|فَتَلَقَّى}} ===
{{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها [[اجازه]] داد که از تمام نعمت‌های موجود در [[بهشت]] استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به [[زندگی]] خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمی‌شدند. [[شیطان]] که به هنگام [[آفرینش آدم]] ضربه‌ای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه [[خداوند]] رانده شده و مورد [[لعن]] و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد! بدین جهت شروع به [[وسوسه]] آدم و حوّا کرد، تا آنها را [[آلوده]] درخت ممنوع کند. به دنبال وسوسه شیطان، آدم از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمی‌دانست. {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبه‌اش پذیرفته شد و جایگاه‌ قبلی‌اش را در نزد خداوند منّانِ توبه‌پذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>.
{{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ}}: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها [[اجازه]] داد که از تمام نعمت‌های موجود در [[بهشت]] استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به [[زندگی]] خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمی‌شدند. [[شیطان]] که به هنگام [[آفرینش آدم]] ضربه‌ای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه [[خداوند]] رانده شده و مورد [[لعن]] و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد! بدین جهت شروع به [[وسوسه]] آدم و حوّا کرد، تا آنها را [[آلوده]] درخت ممنوع کند. به دنبال وسوسه شیطان، آدم از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. [[آدم]] از این کار به [[سختی]] نادم و پشیمان شد و قصد داشت [[توبه]] کند، ولی راه توبه و [[توسّل]] را نمی‌دانست: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، لذا [[خداوند متعال]] راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از [[خداوند]] به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبه‌اش پذیرفته شد و جایگاه‌ قبلی‌اش را در نزد خداوند منّانِ توبه‌پذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>.


=== {{متن قرآن|كَلِمَاتٍ}} ===
=== {{متن قرآن|كَلِمَاتٍ}} ===
خط ۴۵: خط ۴۵:
{{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه می‌آید. این در صورتی است که به شخص [[گناهکار]] نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده می‌شود، در اینجا به معنی بازگشت به [[رحمت]] است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر [[ارتکاب گناه]] از بنده‌اش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ [[اطاعت]] و [[بندگی]] به او بازمی‌گرداند. این فراز: (چرا که [[خداوند]] [[توّاب]] و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه می‌آید. این در صورتی است که به شخص [[گناهکار]] نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده می‌شود، در اینجا به معنی بازگشت به [[رحمت]] است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر [[ارتکاب گناه]] از بنده‌اش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ [[اطاعت]] و [[بندگی]] به او بازمی‌گرداند. این فراز: (چرا که [[خداوند]] [[توّاب]] و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.</ref>.


واژه [[توّاب]] در [[قرآن]]، یازده بار آمده<ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه ۱۰؛ سوره حجرات، آیه ۱۲؛ سوره نصر، آیه۳.</ref> و در همه موارد جز یک بار، در [[آیه]] ۲۲۲ [[سوره بقره]]<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به عنوان وصف خدا به کار رفته است: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>.<ref>سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق{{ع}}، بی‌تا، ج۲، ص۱۶۷.</ref> از این تعداد، نام [[تواب]] نه بار همراه با نام رحیم آمده است <ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>.<ref>سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷.</ref>
واژه [[توّاب]] در [[قرآن]]، یازده بار آمده<ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه ۱۰؛ سوره حجرات، آیه ۱۲؛ سوره نصر، آیه۳.</ref> و در همه موارد جز یک بار، در [[آیه]] ۲۲۲ [[سوره بقره]]<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به عنوان وصف خدا به کار رفته است: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>.<ref>سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق{{ع}}، بی‌تا، ج۲، ص۱۶۷.</ref> از این تعداد، نام [[تواب]] نه بار همراه با نام رحیم آمده است<ref>سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>.<ref>سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷.</ref>


«[[توبه]]» لفظی است مشترک، میان خدا و [[بندگان]]، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشته‌اند زیرا هر گنهکاری در [[حقیقت]] از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه می‌کند به سوی او بازمی‌گردد. [[خداوند]] نیز در حالت [[عصیان]] بندگان گویی از آنها روی‌گردان می‌شود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف می‌شود، مفهومش این است که نظر [[لطف]] و [[رحمت]] و محبتش را به آنها بازمی‌گرداند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش، [[توبه]] را می‌پذیرد. [[توّاب]] را به معنای کسی ذکر کرده‌اند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم می‌کند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار می‌شود<ref>کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.</ref>.
«[[توبه]]» لفظی است مشترک، میان خدا و [[بندگان]]، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشته‌اند زیرا هر گنهکاری در [[حقیقت]] از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه می‌کند به سوی او بازمی‌گردد. [[خداوند]] نیز در حالت [[عصیان]] بندگان گویی از آنها روی‌گردان می‌شود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف می‌شود، مفهومش این است که نظر [[لطف]] و [[رحمت]] و محبتش را به آنها بازمی‌گرداند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش، [[توبه]] را می‌پذیرد. [[توّاب]] را به معنای کسی ذکر کرده‌اند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم می‌کند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار می‌شود<ref>کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.</ref>.
خط ۵۴: خط ۵۴:


====[[ حدیث]] اول ====
====[[ حدیث]] اول ====
{{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ.}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴.</ref>.
{{متن حدیث|عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴.</ref>.


«[[امام]] على{{ع}} می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که [[آدم]]{{ع}} از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی [[خدا]] [[توبه]] کرد».
«[[امام]] علی{{ع}} می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که [[آدم]]{{ع}} از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی [[خدا]] [[توبه]] کرد».


==== حدیث دوم ====
==== حدیث دوم ====
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸.</ref>.
{{متن حدیث|عن الرسول{{صل}}، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ [[جبرئیل]] فقال: یا [[آدم]]{{صل}} ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ}}؛ «پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیده‌ای نیست که با نیت خالص، [[خدا]] را با این اسم‌ها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸.</ref>.<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱.</ref>
 
«پیامبر اکرم{{صل}} می‌فرمایند: وقتی که آن [[خطا]] از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،[[ جبرئیل]] نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای [[دوست]] من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای [[پروردگار]] من به حق پنج نوری که از صلب من در [[آخرالزمان]] به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم{{ع}} از [[جبرئیل]] درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و [[وصی]] پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}} و بدان که هیچ [[بنده]] [[بلا]] دیده‌ای نیست که با نیت خالص، [[خدا]] را با این اسمها بخواند مگر آنکه [[مستجاب]] شود»<ref>برازش، تفسیر اهل بیت{{عم}}، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱.</ref>.


=== احادیث عامه ===
=== احادیث عامه ===
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ مناقب علی بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.
[[حدیثی]] که [[علامه حلی]] از [[ابن مغازلی]] [[روایت]] کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر [[اهل سنت]] نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «[[احمد بن محمد بن عبدالوهاب]] ـ به صورت [[اجازه]] ـ و به سند خود از [[سعید بن جبیر]]، از [[عبدالله بن عباس]] روایت می‌کند که گفت: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش آموخت و [[خداوند]] به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. [[پیامبر]] فرمود: «آدم [[خدا]] را به [[حق]] محمد، علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»<ref>{{متن حدیث|سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ}}؛ مناقب علی بن أبیطالب{{ع}}، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.</ref>.


حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون: رافعی؛ [[ابن نجار]]؛ دیلمی؛ نطنزی؛ [[حموینی]]؛ [[سیوطی]] و دیگران<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.
حدیث مطرح شده از سوی [[علامه حلی]] در ذیل [[آیه]]، تنها توسط [[ابن مغازلی]] [[روایت]] نشده است، بلکه عده‌ای از [[پیشوایان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل تسنن]] آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون: رافعی؛ [[ابن نجار]]؛ دیلمی؛ نطنزی؛ [[حموینی]]؛ [[سیوطی]] و دیگران<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.
خط ۷۰: خط ۶۸:
== دلالت آیه ==
== دلالت آیه ==
=== [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} ===
=== [[افضلیت اهل بیت]]{{ع}} ===
بر اساس برخی نقل‌های [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]،[[ جهنم]]، عرش، [[کرسی]]،[[ آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.
بر اساس برخی نقل‌های [[حدیث]] [[توبه]] [[آدم]]{{ع}}، [[افضلیت]] و [[برتری اهل بیت]]{{عم}} به ویژه [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر دیگر [[مخلوقات]] مشهود است. مانند روایتی که [[حموینی]] به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از [[ابوهریره]] نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم [[ابوالبشر]] را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست [[عرش]] التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین». به [[عزت]] خودم بر عهده گرفتم که احدی با [[بغض]] یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل [[آتش]] کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها [[برگزیدگان]] من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را [[نجات]] می‌دهم، و به سبب بغض اینان [[بندگان]] را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها [[توسل]] کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما [[اهل بیت]] آن را بطلبد»<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.</ref>.


روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.
روشن است که بر اساس این [[روایت]]، [[اهل بیت]]{{عم}} از همه خلایق، اعم از [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] پیشین برترند و [[رسول خدا]]{{صل}} تمامی [[مسلمانان]] را برای قبولی حاجتشان به [[توسل]] به این بزرگواران توصیه فرموده است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶]]، ص۲۴ ـ ۳۰.</ref>.
خط ۸۳: خط ۸۱:


=== جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} ===
=== جواز [[توسل به اهل بیت]]{{ع}} ===
این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است.؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به نور اهل بیت{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.
این [[آیه]] یکی از بهترین [[ادله نقلی]] در جواز [[توسل به اهل بیت]]{{عم}} است؛ چراکه خود [[خدای متعال]] طریق [[توبه]] از [[ترک اولی]] را به [[پیامبر]] خویش یعنی [[آدم]]{{ع}} [[آموزش]] داد و آن دستور به [[توسل]] به نور اهل بیت{{عم}} یعنی همان [[خمسه طیبه]] بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


=== [[آفرینش]] نور اهل بیت قبل از [[حضرت آدم]] ===
=== [[آفرینش]] نور اهل بیت قبل از [[حضرت آدم]] ===
بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبه‌ای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور،[[ سجده]] و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین»<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.
بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این [[آیه]] وارد شده، خمسه طیبه‌ای که [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[نور]] آنها [[متوسل]] شده و [[توبه]] نمود، به صورت نورهایی بر [[عرش]] بودند که اگر چه از [[فرزندان آدم]] شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از [[خلقت آدم]] [[آفریده]] شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از [[حموینی]] از [[ابوهریره]]، نقل شده آمده است: [[پیامبر]]{{صل}} بر ما [[حدیث]] کرد و فرمود: «هنگامی که [[خداوند]] آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، [[آدم]] به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور، [[سجده]] و [[رکوع]] می‌کردند. آدم گفت: [[پروردگار]]، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج [[روحی]] که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از [[فرزندان]] تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را [[خلق]] نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند [[بهشت]]، [[جهنم]]، عرش، [[کرسی]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، [[ملائکه]]، انس و [[جن]] را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو [[فاطمه]] و من [[احسان]] هستم و این حسن و من [[محسن]] هستم و این حسین»<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با [[محمد هادی فرقانی]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۹

آیه فتلقی آدم
ترجمه آیه
آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۳۷ سورهٔ بقره از جزء ۱ قرآن کریم
محتوای آیه
مصادیق برای آیهاهل بیت (ع)
دلالت آیه

آیه توبه حضرت آدم(ع)، آیه ۳۷ سوره بقره ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ از جمله آیات اثبات امامت، افضلیت و عصمت اهل بیت(ع) و از جمله امام امیرالمؤمنین(ع) است که در آن خداوند طریقه توبه را به حضرت آدم(ع) پس از هبوط آموزش داده است. بر اساس این آیه حضرت آدم(ع) پس از ارتکاب یک ترک اولی، به وسیله کلماتی که خداوند به او آموخته بود، درخواست بخشش کرده است. از واژه «کلمات» در این آیه تفسیرهای گوناگونی شده است. در روایاتی که از امامان شیعه نقل شده منظور از کلمات، پنج تن آل عبا دانسته شده که حضرت آدم با توسل به آنها، از خداوند طلب بخشش کرده است.

به نظر مفسران، طبق این آیه در صورتی که توبه را به انسان نسبت دهند، به معنای بازگشت از گناه است و اگر توبه را به خدا نسبت دهند، به معنای بازگشت به رحمت است.

این آیه که از یک سو گوشه‌ای از داستان حضرت آدم(ع) را بیان می‌کند و از سوی دیگر دلیل مهمّی بر مشروعیّت توسّل می‌باشد و از سوی سوم سخن از توبه و بازگشت به سوی خدا دارد، از آیات فضایل خمسه طیّبه(ع) محسوب می‌شود.

مقدمه

یکی از آیاتی که با توجه به احادیث ذیل آن به روشنی بر افضلیت و در نتیجه امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد، آیه ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ[۱] است. علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به ‌واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است[۲].

بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال، توسل جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند[۳].

شأن نزول آیه

بر اساس روایات، آن هنگام که شیطان با وسوسه‌های خویش آدم و حوا را به خوردن از درخت ممنوعه سوق داد و آن دو با ندامت و پشیمانی به دنبال جبران این اشتباه بودند، خدای متعال آنها را به توسل به نور خمسه طیبه، راهنمایی فرمود تا به واسطه آن خود را پاک نمایند[۴].

مفردات آیه

﴿فَتَلَقَّى

﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ: هنگامی که آدم و حوّا در بهشت اسکان داده شدند، خداوند به آنها اجازه داد که از تمام نعمت‌های موجود در بهشت استفاده کنند و آنها را فقط از یک درخت ممنوع کرد. آنها به زندگی خویش در بهشت ادامه دادند و نزدیک درخت ممنوع نمی‌شدند. شیطان که به هنگام آفرینش آدم ضربه‌ای هولناک و سهمگین خورده و از درگاه خداوند رانده شده و مورد لعن و نفرینِ حضرت حق قرار گرفته، در پی فرصتی بود که از آدم انتقام بگیرد! بدین جهت شروع به وسوسه آدم و حوّا کرد، تا آنها را آلوده درخت ممنوع کند. به دنبال وسوسه شیطان، آدم از آن درخت خورد! سپس فهمید که شیطان او را فریفته است. آدم از این کار به سختی نادم و پشیمان شد و قصد داشت توبه کند، ولی راه توبه و توسّل را نمی‌دانست: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، لذا خداوند متعال راه توسّل را به او نشان داد، کلماتی از خداوند به او القا شد، آن کلمات را در توسّل و توبه خویش به کار برد و بدین وسیله توبه‌اش پذیرفته شد و جایگاه‌ قبلی‌اش را در نزد خداوند منّانِ توبه‌پذیر به دست آورد و با این توبه و بازگشت[۵].

﴿كَلِمَاتٍ

در اینکه منظور از کلمات که حضرت آدم به آنها متوسّل شد و به درگاه الهی توبه کرد، چه بوده است؟ نظریّات مختلفی مطرح شده است با این حال احادیث فراوانی، در منابع شیعه و اهل سنت، وجود دارد که مراد از آن خمسه طیبه یعنی حضرت محمّد(ص)، حضرت علی(ع)، فاطمه، حسن و حسین(ع) است[۶].[۷]

﴿التَّوَّابُ

﴿إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ: «توبه» در اصل به معنی «بازگشت» است و در تعبیرات قرآن به معنی بازگشت از گناه می‌آید. این در صورتی است که به شخص گناهکار نسبت داده شود. ولی گاه این کلمه به خداوند نسبت داده می‌شود، در اینجا به معنی بازگشت به رحمت است؛ یعنی رحمتی را که به خاطر ارتکاب گناه از بنده‌اش سلب کرده بود، بعد از بازگشت او به خطّ اطاعت و بندگی به او بازمی‌گرداند. این فراز: (چرا که خداوند توّاب و رحیم است)، همان علّت پذیرش توبه آدم است[۸].

واژه توّاب در قرآن، یازده بار آمده[۹] و در همه موارد جز یک بار، در آیه ۲۲۲ سوره بقره[۱۰] به عنوان وصف خدا به کار رفته است: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ[۱۱].[۱۲] از این تعداد، نام تواب نه بار همراه با نام رحیم آمده است[۱۳].[۱۴]

«توبه» لفظی است مشترک، میان خدا و بندگان، هنگامی که بندگان به آن توصیف شوند مفهومش این است که به سوی خدا بازگشته‌اند زیرا هر گنهکاری در حقیقت از پروردگارش فرار کرده، هنگامی که توبه می‌کند به سوی او بازمی‌گردد. خداوند نیز در حالت عصیان بندگان گویی از آنها روی‌گردان می‌شود، هنگامی که خداوند به توبه توصیف می‌شود، مفهومش این است که نظر لطف و رحمت و محبتش را به آنها بازمی‌گرداند[۱۵]. نیز گفته شده توبه خدا آن است که با لطف و عنایت و قبول به سوی بنده برگردد[۱۶]. گفته شده خداوند به سبب صفت رحمتش، توبه را می‌پذیرد. توّاب را به معنای کسی ذکر کرده‌اند که توبه بندگانش را قبول و اسباب توبه را برایشان فراهم می‌کند، و هر قدر توبه از سوی بنده تکرار شود، قبول توبه نیز از جانب خداوند تکرار می‌شود[۱۷].

احادیث فریقین

احادیث شیعه

روایات متعدد و معتبری در منابع تفسیری و حدیثی شیعه در تفسیر این آیه وارد شده که در اینجا تنها دو نمونه از آنها را بیان می‌نماییم

حدیث اول

«عن امیرالمؤمنین(ع) قال: نَحْنُ الْكَلِمَاتِ الَّتِي تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتَابَ عَلَيْهِ»[۱۸].

«امام علی(ع) می‌فرمایند: ما همان کلماتی هستیم که آدم(ع) از پروردگارش دریافت نمود و با آنها به سوی خدا توبه کرد».

حدیث دوم

«عن الرسول(ص)، لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئةُ بِآدَمَ اللهِ وَأَخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتاهُ جبرئیل فقال: یا آدم(ص) ادْعُ رَبَّكَ قَالَ: يَا حَبيبي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو؟ قَالَ: قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقَ الْخَمسَةِ الذین تُخرجُهُمْ مِنْ صُلبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ وَ رَحِمْتنِي فَقَالَ لَهُ أَدَمَ يَا جَبْرِئیلُ سَمِّهِمْ لِي. قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِى وَصي نَبِيكَ وَ بِحَقَ فَاطِمَة بنتِ نبيك العليلة بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَى نَبِيْكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَىَّ فَارْحَمْنِي. فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَليْهِ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ وَمَا مِنْ عَبْدِ مَكْرُوبِ يُخْلِصُ النیّةُ يَدْعُوا بِهِنَّ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ»؛ «پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: وقتی که آن خطا از آدم سر زد و از بهشت بیرون رانده شد،جبرئیل نزد او آمد و گفت: ای آدم خدای خود را بخوان. آدم گفت: «ای دوست من جبرئيل، چه بگویم؟ گفت: چنین بگو: «ای پروردگار من به حق پنج نوری که از صلب من در آخرالزمان به وجود می‌آیند تو را قسم می‌دهم که بر من ببخشی و توبه مرا بپذیری و بر من رحم آوری». آدم(ع) از جبرئیل درخواست کرد که نام آنها را به من بگو. گفت: بگو ای خدای من به حق پیامبرت محمد و وصی پیامبرت، علی و به حق دختر پیامبرت فاطمه و دو نواده پیامبرت، حسن و حسین توبه‌ام را بپذیر و بر من رحم کن. پس آدم، خدا را به نام‌های آنان خواند و خدا توبه‌اش را پذیرفت و این همان تعبیری است که خدا فرمود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ... و بدان که هیچ بنده بلا دیده‌ای نیست که با نیت خالص، خدا را با این اسم‌ها بخواند مگر آنکه مستجاب شود»[۱۹].[۲۰]

احادیث عامه

حدیثی که علامه حلی از ابن مغازلی روایت کرده، توسط حدیث‌پژوهان و اندیشمندان مشهور دیگر اهل سنت نیز روایت شده است. روایت ابن مغازلی و سند وی بدین صورت است: «احمد بن محمد بن عبدالوهاب ـ به صورت اجازه ـ و به سند خود از سعید بن جبیر، از عبدالله بن عباس روایت می‌کند که گفت: از پیامبر اکرم(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به واسطه آن توبه‌اش را پذیرفت سؤال شد. پیامبر فرمود: «آدم خدا را به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) خواند که توبه‌اش را بپذیرد، پس خدا توبه‌اش را پذیرفت»[۲۱].

حدیث مطرح شده از سوی علامه حلی در ذیل آیه، تنها توسط ابن مغازلی روایت نشده است، بلکه عده‌ای از پیشوایان حدیثی مشهور اهل تسنن آن را روایت کرده‌اند، افرادی همچون: رافعی؛ ابن نجار؛ دیلمی؛ نطنزی؛ حموینی؛ سیوطی و دیگران[۲۲].

دلالت آیه

افضلیت اهل بیت(ع)

بر اساس برخی نقل‌های حدیث توبه آدم(ع)، افضلیت و برتری اهل بیت(ع) به ویژه امام امیرالمؤمنین(ع) بر دیگر مخلوقات مشهود است. مانند روایتی که حموینی به صورت زیر از استاد خود مذکویه قزوینی و دیگران و به سند خود از ابوهریره نقل کرده که پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نورسجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمّد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین». به عزت خودم بر عهده گرفتم که احدی با بغض یکی از ایشان به اندازه مثقال دانه‌ای از خردل نزد من نیاید مگر اینکه او را داخل آتش کنم و بدان اهمیت نمی‌دهم! ای آدم، اینها برگزیدگان من از خلقم هستند. به واسطه اینان بندگانم را نجات می‌دهم، و به سبب بغض اینان بندگان را هلاک می‌سازم؛ پس چنانچه تو به سوی من حاجتی داشتی، به اینها توسل کن». آنگاه پیامبر فرمود: «ما کشتی نجاتیم، هر کس به آن درآید نجات می‌یابد و هر کس از آن دور شود هلاک می‌گردد. پس هر کس به خداوند حاجتی دارد، به واسطه ما اهل بیت آن را بطلبد»[۲۳].

روشن است که بر اساس این روایت، اهل بیت(ع) از همه خلایق، اعم از انبیاء و اوصیاء پیشین برترند و رسول خدا(ص) تمامی مسلمانان را برای قبولی حاجتشان به توسل به این بزرگواران توصیه فرموده است[۲۴].

امامت امیرالمؤمنین(ع)

علامه حلّی این آیه شریفه را به عنوان برهان دهم بر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع)، در کتاب منهاج الکرامه ذکر کرده و در ذیل آن می‌نویسد: «فقیه ابن مغازلی شافعی به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که گفت: از پیامبر(ص) درباره کلماتی که آدم از پروردگارش آموخت و خداوند به ‌واسطه آنها توبه او را پذیرفت، سؤال شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از خداوند خواست که به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)توبه او را بپذیرد، پس خداوند توبه او را پذیرفت» و این فضیلتی است که هیچ یک از صحابه در آن با امیرالمؤمنین(ع) شریک نیست، پس آن حضرت به سبب مساواتش با پیامبر(ص) در توسل به او در درگاه خدای تعالی امام است[۲۵].

بنابراین، براساس آیه و حدیث ذیل آن، مقام امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) چنان بالا و والاست که حضرت آدم ابوالبشر(ع) برای توبه به درگاه الهی باید به ایشان توسل کند،؛ چراکه اینان از چنان منزلتی نزد خدای متعال برخوردارند که هرگز خدای متعال،توسل جویندگان به ایشان را رد نمی‌کند[۲۶].

عصمت اهل بیت(ع)

بر اساس روایات، خدای متعال طریق توبه حضرت آدم(ع) از ترک اولایی که مرتکب شده بود را توسل به خمسه طیبه بیان کرد، حال می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر پذیرش توبه کسی که خود معصوم از گناهان است، مشروط به توسل به خمسه طیبه است، پس به طریق اولی، اهل بیت(ع) که مصداق خمسه طیبه هستند، در بالاترین درجه از عصمت قرار دارند[۲۷].

جواز توسل به اهل بیت(ع)

این آیه یکی از بهترین ادله نقلی در جواز توسل به اهل بیت(ع) است؛ چراکه خود خدای متعال طریق توبه از ترک اولی را به پیامبر خویش یعنی آدم(ع) آموزش داد و آن دستور به توسل به نور اهل بیت(ع) یعنی همان خمسه طیبه بود[۲۸].

آفرینش نور اهل بیت قبل از حضرت آدم

بر طبق آنچه در روایات شأن نزول این آیه وارد شده، خمسه طیبه‌ای که حضرت آدم(ع) به نور آنها متوسل شده و توبه نمود، به صورت نورهایی بر عرش بودند که اگر چه از فرزندان آدم شمرده می‌شوند اما نورشان قبل از خلقت آدم آفریده شده بود. چنانچه در روایتی که سابقا از حموینی از ابوهریره، نقل شده آمده است: پیامبر(ص) بر ما حدیث کرد و فرمود: «هنگامی که خداوند آدم ابوالبشر را آفرید و از روحش در او دمید، آدم به سمت راست عرش التفات کرد، پس در آنجا پنج نور، سجده و رکوع می‌کردند. آدم گفت: پروردگار، آیا پیش از من احدی را از خاک آفریده‌ای؟ خداوند فرمود: «نه ای آدم». عرض کرد: پس این پنج روحی که آنها را در شکل و صورت خود می‌بینم چه کسی هستند؟ خداوند فرمود: «این پنج نفر از فرزندان تو هستند. اگر ایشان نبودند تو را خلق نمی‌کردم. برای این پنج نفر پنج اسم از اسم‌های خودم منشق کردم. اگر ایشان نبودند بهشت، جهنم، عرش، کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را خلق نمی‌کردم، پس من محمودم و این محمد و من عالی هستم و این علی و من فاطر هستم و این بانو فاطمه و من احسان هستم و این حسن و من محسن هستم و این حسین»[۲۹].

منابع

پانویس

  1. «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت»، سوره بقره، آیه ۳۷.
  2. منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
  3. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۱۹-۲۰.
  4. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  5. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  6. مجمع البیان، ج۱، ص۸۹.
  7. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  8. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۴۱ ـ ۲۴۹.
  9. سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴، ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره نور، آیه ۱۰؛ سوره حجرات، آیه ۱۲؛ سوره نصر، آیه۳.
  10. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.
  11. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.
  12. سبحانی، شیخ جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا، ج۲، ص۱۶۷.
  13. سوره بقره، آیه ۳۷، ۵۴؛ ۱۲۸ و ۱۶۰؛ سوره نساء، آیه ۱۶ و ۶۴؛ سوره توبه، آیه ۱۰۴ و ۱۱۸؛ سوره حجرات، آیه ۱۲.
  14. سلطانی، محمد، «توّاب» دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش، ص۵۵۷.
  15. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۹۶.
  16. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۰۰.
  17. کیانی‌فرید، مریم، «توبه»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، بی‌تا، ذیل مدخل.
  18. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۹ و ج۵۲، ص۴.
  19. مجلسی، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۳۳؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۷، مستدرک الوسائل، ج۵، ۲۳۸.
  20. برازش، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱، ص۲۷۸ الی ۲۸۱.
  21. «سُئِلَ اَلنَبِیُ صَلَی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْکَلِمَاتِ اَلَتِی تَلَقَاهَا آدَمُ مِنْ رَبِهِ فَتابَ عَلَیْهِ قَالَ سَأَلَهُ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَ عَلِیٍ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَیْنِ إِلاَ تُبْتَ عَلَیَ فَتَابَ عَلَیْهِ»؛ مناقب علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۴۳، ش ۴۴۲. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۰۲، ش۱۱۶.
  22. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.
  23. فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶ ـ ۳۷.
  24. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۲۴ ـ ۳۰.
  25. منهاج الکرامة، ص۱۲۴.
  26. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۱۹-۲۰.
  27. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  28. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  29. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.