بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
تکبر در [[انسان]] یکی از پستترین [[رذایل اخلاقی]] است؛ اما در خداوند از صفات ناپسند محسوب نمیشود<ref>مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۳۰۵.</ref>. از این رذیله در [[ادیان آسمانی]] [[سخن]] به میان آمده است<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، عوبدیای نبی، ۳.</ref>. در [[اسلام]] نیز در [[آیات]] پرشماری از [[قرآن کریم]]، تکبر مطرح شده است؛ مانند تکبر [[شیطان]]، علّت و آثار آن<ref>سوره بقره، آیه ۳۴؛ سوره ص، آیه ۷۴.</ref> و | تکبر در [[انسان]] یکی از پستترین [[رذایل اخلاقی]] است؛ اما در خداوند از صفات ناپسند محسوب نمیشود<ref>مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۳۰۵.</ref>. از این رذیله در [[ادیان آسمانی]] [[سخن]] به میان آمده است<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، عوبدیای نبی، ۳.</ref>. در [[اسلام]] نیز در [[آیات]] پرشماری از [[قرآن کریم]]، تکبر مطرح شده است؛ مانند تکبر [[شیطان]]، علّت و آثار آن<ref>سوره بقره، آیه ۳۴؛ سوره ص، آیه ۷۴.</ref> و تکبر [[اهل کفر]] در برابر [[پیامبران الهی]]{{ع}}<ref>سوره مؤمنون، آیه ۴۶؛ سوره قصص، آیه ۳۹؛ سوره زمر، آیه ۷۲؛ سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]] پرشماری نیز این صفت در [[انسان]] نکوهش شده است؛ اما در [[خداوند]] [[کبر]] و عظمت از صفات خاص اوست که دیگران در آن [[شریک]] نیستند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹–۳۱۲؛ صدوق، ثواب الاعمال، ۲۲۱–۲۲۳.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} کبر پایینترین درجه [[الحاد]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹.</ref>. | ||
علمای اخلاق نیز این صفت را در آثار خود بررسی کردهاند. غزالی ازجمله نخستین کسانی است که باب مستقلی دراینباره تنظیم کرده است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۴–۶۰.</ref>. پس از او دیگر علمای اخلاق به تکمیل بحث او پرداختهاند<ref>طوسی، اخلاق محتشمی، ۲۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۰–۳۹۴.</ref>. بعضی از اندیشمندان، | علمای اخلاق نیز این صفت را در آثار خود بررسی کردهاند. غزالی ازجمله نخستین کسانی است که باب مستقلی دراینباره تنظیم کرده است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۴–۶۰.</ref>. پس از او دیگر علمای اخلاق به تکمیل بحث او پرداختهاند<ref>طوسی، اخلاق محتشمی، ۲۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۰–۳۹۴.</ref>. بعضی از اندیشمندان، تکبر را حالتی ناشی از [[افراط]] در [[عزت]] و [[بزرگداشت]] نفس میدانند<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۳/۲۹۴.</ref>. [[متکلمان]] نیز از تکبر در برابر خداوند سخن گفته، آن را سبب [[کفر]] و عقاب دانستهاند<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴/۲۰۹؛ مجلسی، مرآة العقول، ۱۰/۲۰۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | ||
== اقسام و درجات == | == اقسام و درجات == | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
== آثار تکبر == | == آثار تکبر == | ||
بعضی [[آیات]]، تکبر و [[استکبار]] [[شیطان]] را سبب طرد شدن او از درگاه الهی و خروج از [[بهشت]] دانستهاند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref> و استکبار و [[سرپیچی]] [[بندگان]] از [[عبادت]] [[خداوند]] را سبب وارد شدن ایشان به [[جهنم]] میدانند<ref>سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]]، [[کبر]] [[بندگان]]، مقابله با [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۲۱۵.</ref>. در روایتی از امام صادق{{ع}} آمده است در [[روز قیامت]]، افراد [[متکبر]] به صورت مورچه [[محشور]] میشوند و زیر پای [[مردم]] پایمال میگردند تا هنگامی که خداوند از [[حسابرسی مردم]] فارغ شود<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۱.</ref>. | بعضی [[آیات]]، تکبر و [[استکبار]] [[شیطان]] را سبب طرد شدن او از درگاه الهی و خروج از [[بهشت]] دانستهاند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref> و استکبار و [[سرپیچی]] [[بندگان]] از [[عبادت]] [[خداوند]] را سبب وارد شدن ایشان به [[جهنم]] میدانند<ref>سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]]، [[کبر]] [[بندگان]]، مقابله با [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۲۱۵.</ref>. در روایتی از امام صادق{{ع}} آمده است در [[روز قیامت]]، افراد [[متکبر]] به صورت مورچه [[محشور]] میشوند و زیر پای [[مردم]] پایمال میگردند تا هنگامی که خداوند از [[حسابرسی مردم]] فارغ شود<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۱.</ref>. علمای اخلاق، تکبر را سبب هلاک [[انسان]] شمردهاند<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۱۰؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۱.</ref>. بعضی تکبر را منشأ همه اخلاقهای [[زشت]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] و مانع رسیدن به [[اخلاق حسنه]] دانستهاند؛ زیرا شخص متکبر خود را بزرگ میپندارد و نمیتواند در برابر کسی [[فروتنی]] کند و با [[دروغ]] و [[نفاق]] سعی میکند کار خود را نزد دیگران بالاتر نشان دهد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۸–۲۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | ||
== راه درمان == | == راه درمان == | ||
[[شناخت]] زمینههای | [[شناخت]] زمینههای تکبر در پیشگیری و چگونگی درمان آن بسیار مؤثر است. در بعضی [[روایات]] توجه به احوال [[مستکبران]] امتهای گذشته و [[تواضع]] [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]]{{ع}} در دوری از [[کبر]] مؤثر شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، خ۲۳۴، ۳۵۲–۳۵۸.</ref>. علمای اخلاق، دو راه [[علمی]] و عملی برای درمان تکبر بیان کردهاند<ref>فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۵۲–۲۵۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۷–۳۹۴.</ref> و درمان علمی تکبر را توجه به [[ضعف]] و نقص وجودی خود و اینکه [[برتری]] و کمال حقیقی در [[قرب به خداوند]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] است، دانسته، درمان عملی آن را تواضع و [[فروتنی]] در مقابل دیگران<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۲۹۲–۲۹۴.</ref> و انجام اعمالی پیش پاافتاده که در [[شأن]] او نیست،<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۷۲–۷۳.</ref> ذکر کردهاند<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ ـ ۴۹۲.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||