بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
وفای به عهد و [[پیمان]] در [[فرهنگ دینی]]، جایگاهی والا دارد و از مصادیق [[مسئولیتپذیری]] [[انسان]] بهشمار میرود. وفای به عهد از دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] مورد توجه قرار گرفته است. [[همبستگی]] این صفت با کمال روحی و انسانیَت [[انسان]] در [[ارتباط مستقیم]] است. [[انسان]] هرقدر از [[کمال انسانی]] برخوردار باشد، نسبت به عهده و [[پیمان]] خویش پایبندی بیشتری دارد. از دیگر سو، پایبند نبودن به [[عهد]] و [[پیمان]]، پایههای [[ایمان]] را متزلزل میکند. از دیگر سو، وفای به عهد بهدلیل [[ارزش]] [[اجتماعی]] آن در [[روابط اجتماعی]] و تثبیت بنیاد [[جامعه]] تأثیر میگذارد. | |||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: "اگر با [[دشمن]] پیمانی بستی یا او را [[امان]] دادی، [[پیمان]] را وفا کن و [[امان]] را ادا، و از [[دل]] و [[جان]] بر سر آن باش، زیرا [[مردم]] (با وجود گوناگونیِ خواستها و اختلافنظرهاشان) اتفاق نظری که در اهمیت | |||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: "اگر با [[دشمن]] پیمانی بستی یا او را [[امان]] دادی، [[پیمان]] را وفا کن و [[امان]] را ادا، و از [[دل]] و [[جان]] بر سر آن باش، زیرا [[مردم]] (با وجود گوناگونیِ خواستها و اختلافنظرهاشان) اتفاق نظری که در اهمیت وفای به عهد دارند، در هیچ یک از فرایض دیگر [[الهی]] ندارند. حتی [[مشرکان]] هم آن را رعایت میکنند، زیرا عواقب [[پیمانشکنی]] را میدانند"<ref>{{متن حدیث|وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ. وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۸۹۰ ـ ۸۹۱.</ref> | |||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
" | "وفای به عهد مترادف [[پیمان]] داری، [[صدق]] [[وعده]]، [[وفاداری]] و وفای به [[وعده]] است"<ref>فرهنگ اصطلاحات اخلاقی، ص۲۲۷.</ref>. یکی از بدیهیترین ارزشهای [[اجتماعی]] [[پایبندی]] به [[تعهد]] است که [[مقبولیت عمومی]] دارد و همه عقلا بر آن متفقاند تا آنجا که برخی از [[دانشمندان]] غربی ریشه همه ارزشهای [[اجتماعی]] را در قراردادها و تعهدات، اعم از قراردادهای آگاهانه و رسمی یا قراردادهای ارتکازی و ضمنی خلاصه کردهاند<ref>محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۶۷.</ref>.<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۵۵ ـ ۲۵۹.</ref> | ||
== | ==وفای به عهد در [[قرآن]]== | ||
در [[قرآن کریم]] بر [[لزوم]] عمل به تعهدات فردی و [[اجتماعی]] تأکید شده است: | در [[قرآن کریم]] بر [[لزوم]] عمل به تعهدات فردی و [[اجتماعی]] تأکید شده است: | ||
# | # وفای به عهد و پیمانها از جمله ویژگیهای [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ...}}<ref>«و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | ||
# وفای به عهد از اوصاف [[مؤمنان راستین]]: {{متن قرآن|...وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا... أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند... آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>«و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.</ref>. | # وفای به عهد از اوصاف [[مؤمنان راستین]]: {{متن قرآن|...وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا... أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند... آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ}}<ref>«و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.</ref>. | ||
#امر [[مؤمنان]] به وفای به پیمانها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...}}<ref>«و نذرهاشان را بجای آورند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. | #امر [[مؤمنان]] به وفای به پیمانها: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...}}<ref>«و نذرهاشان را بجای آورند» سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۹: | ||
# [[نقض پیمان]] [[خداوند]] از جمله [[اعمال]] [[فاسقان]]: {{متن قرآن|...وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ...}}<ref>«...و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۰.</ref> | # [[نقض پیمان]] [[خداوند]] از جمله [[اعمال]] [[فاسقان]]: {{متن قرآن|...وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ...}}<ref>«...و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۴۰.</ref> | ||
==[[معصومین]] {{ع}} و | ==[[معصومین]] {{ع}} و وفای به عهد== | ||
پیشوایان معصوم بارزترین مصادیق عملکنندگان به [[عهد]] و [[پیمان]] بودند و همواره [[پیروان]] خود را نیز در عمل به عهد و پیمان سفارش میکردند: | پیشوایان معصوم بارزترین مصادیق عملکنندگان به [[عهد]] و [[پیمان]] بودند و همواره [[پیروان]] خود را نیز در عمل به عهد و پیمان سفارش میکردند: | ||
#[[پیامبر اکرم]]{{صل}} تا اندازهای بر این اصل تأکید میکرد و میفرمود: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ}}<ref>«آنکه [[وفا]] ندارد [[دین]] ندارد.» محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۶.</ref>. | #[[پیامبر اکرم]]{{صل}} تا اندازهای بر این اصل تأکید میکرد و میفرمود: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ}}<ref>«آنکه [[وفا]] ندارد [[دین]] ندارد.» محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۶.</ref>. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۷: | ||
# هنگامی که [[صلح]] تحمیلی میان [[امام حسن]]{{ع}} و [[معاویه]] بسته شد، ایشان به طور کامل به این پیمان و [[قرارداد]] وفا کرد. [[امام حسین]]{{ع}} نیز تا زمانی که معاویه زنده بود، به این قرارداد [[احترام]] گذاشت. | # هنگامی که [[صلح]] تحمیلی میان [[امام حسن]]{{ع}} و [[معاویه]] بسته شد، ایشان به طور کامل به این پیمان و [[قرارداد]] وفا کرد. [[امام حسین]]{{ع}} نیز تا زمانی که معاویه زنده بود، به این قرارداد [[احترام]] گذاشت. | ||
این مضمون در [[اخبار]] متعددی آمده است. در خبری [[امام صادق]]{{ع}} یکی از علائم [[دینداری]] را | این مضمون در [[اخبار]] متعددی آمده است. در خبری [[امام صادق]]{{ع}} یکی از علائم [[دینداری]] را وفای به عهد میشمارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۱۶۷؛ [[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص۲۴۶.</ref> | ||
==مقابله با [[خیانت]] در [[عهد]]== | ==مقابله با [[خیانت]] در [[عهد]]== | ||
وفای به عهد و [[پیمان]] مرز نمیشناسد و جزو ارزشهای [[اجتماعی]]ای است که [[اسلام]] برای آن [[ارزش]] زیادی قائل است؛ تفاوتی هم ندارد طرف مقابل [[مسلمان]] باشد یا [[کافر]]. در اسلام وقتی [[عهد]] و پیمانی بسته میشود، باید طبق آن عمل شود؛ مگر اینکه طرف مقابل آن را نقض کند. [[رسول خدا]]{{ع}} تا زمانی که [[یهود]] [[مدینه]] ([[بنی نضیر]]، [[بنی قینقاع]] و [[بنی قریظه]]) به پیمان خود پایبند بودند، با آنان کار نداشت؛ اما زمانی که [[عهدشکنی]] کردند، مجبور به [[جنگ]] با آنان شد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من أنساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۱، ۴۱۵ و ۴۳۴.</ref>. این [[دستور]] [[قرآن]] است که در برابر [[خیانت]] باید ایستاد<ref>{{متن قرآن|وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ}} «و اگر از گروهی بیم خیانتی (در پیمان) داری به گونه برابر (پیمانشان را) به سوی آنها بیفکن» سوره انفال، آیه ۵۸.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره فرهنگی و اجتماعی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۱۶۷.</ref> | |||
==لوازم [[پایبندی]] به [[پیمان]]== | ==لوازم [[پایبندی]] به [[پیمان]]== | ||
| خط ۳۹: | خط ۴۰: | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمودهاند: "نشانه شخص [[صادق]]، چهار چیز است: به [[راستی]] سخن میگوید؛ به [[بیم]] و نوید [[الهی]] [[ایمان]] دارد؛ به [[عهد]] و [[پیمان]] خویش [[وفادار]] است و از [[حیله]] و [[خیانت]] پرهیز میکند<ref>{{متن حدیث|أَمَّا عَلَامَةُ الصَّادِقِ فَأَرْبَعَةٌ يَصْدُقُ فِي قَوْلِهِ وَ يُصَدِّقُ وَعْدَ اللَّهِ وَ وَعِيدَهُ وَ يُوفِي بِالْعَهْدِ وَ يَجْتَنِبُ الْغَدْر}}؛ تحف العقول، ص ۲۰ و بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۲۰.</ref>. همچنین میفرمود: "سه چیز است که در هر انسانی باشد، او دورو و دو چهره است؛ اگر چه [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بخواند و [[حج]] و [[عمره]] به جا آورد و بگوید من مسلمانم؛ نخست، کسی که وقتی سخن گفت، [[دروغ]] بگوید و آن گاه که [[وعده]] داد، [[عهد]] خود را بشکند و زمانی که به وی [[اعتماد]] و امانتی به او سپرده شد، [[خیانت]] کند"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۵۳۶؛ المصنّف، ج ۶، ص ۱۲۴ و جعفر بن محمد الفریابی، صفة المنافق، ص ۵۱.</ref>. همچنین فرموده است: "بر شما [[باد]] که از [[دروغ]] بپرهیزید؛ زیرا [[دروغ]]، خواه جدی یا شوخی، کاری نادرست و ناسازگار با [[ایمان]] است. [[انسان]] نباید به [[کودک]] خویش [[وعده]] بدهد و آن گاه به آن وفا نکند. بیگمان، [[دروغ]]، [[انسان]] را به [[بدکاری]] و [[بدکاری]] [[انسان]] را به سوی [[آتش]] سوزان [[دوزخ]] میکشد و بیگمان، [[راستی]]، [[انسان]] را به [[نیکوکاری]] و [[نیکوکاری]] [[انسان]] را به سوی [[بهشت]] پر طراوات و زیبای [[خدا]] [[راهنمایی]] میکند"<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۳۹۹.</ref>. | [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودهاند: "نشانه شخص [[صادق]]، چهار چیز است: به [[راستی]] سخن میگوید؛ به [[بیم]] و نوید [[الهی]] [[ایمان]] دارد؛ به [[عهد]] و [[پیمان]] خویش [[وفادار]] است و از [[حیله]] و [[خیانت]] پرهیز میکند<ref>{{متن حدیث|أَمَّا عَلَامَةُ الصَّادِقِ فَأَرْبَعَةٌ يَصْدُقُ فِي قَوْلِهِ وَ يُصَدِّقُ وَعْدَ اللَّهِ وَ وَعِيدَهُ وَ يُوفِي بِالْعَهْدِ وَ يَجْتَنِبُ الْغَدْر}}؛ تحف العقول، ص ۲۰ و بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۲۰.</ref>. همچنین میفرمود: "سه چیز است که در هر انسانی باشد، او دورو و دو چهره است؛ اگر چه [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بخواند و [[حج]] و [[عمره]] به جا آورد و بگوید من مسلمانم؛ نخست، کسی که وقتی سخن گفت، [[دروغ]] بگوید و آن گاه که [[وعده]] داد، [[عهد]] خود را بشکند و زمانی که به وی [[اعتماد]] و امانتی به او سپرده شد، [[خیانت]] کند"<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۹۰ - ۲۹۱؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۵۳۶؛ المصنّف، ج ۶، ص ۱۲۴ و جعفر بن محمد الفریابی، صفة المنافق، ص ۵۱.</ref>. همچنین فرموده است: "بر شما [[باد]] که از [[دروغ]] بپرهیزید؛ زیرا [[دروغ]]، خواه جدی یا شوخی، کاری نادرست و ناسازگار با [[ایمان]] است. [[انسان]] نباید به [[کودک]] خویش [[وعده]] بدهد و آن گاه به آن وفا نکند. بیگمان، [[دروغ]]، [[انسان]] را به [[بدکاری]] و [[بدکاری]] [[انسان]] را به سوی [[آتش]] سوزان [[دوزخ]] میکشد و بیگمان، [[راستی]]، [[انسان]] را به [[نیکوکاری]] و [[نیکوکاری]] [[انسان]] را به سوی [[بهشت]] پر طراوات و زیبای [[خدا]] [[راهنمایی]] میکند"<ref>جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
با دقت در این [[احادیث]] متوجه میشویم که راست گویی و | با دقت در این [[احادیث]] متوجه میشویم که راست گویی و وفای به عهد در کنار هم آمدهاند که این مسئله نشان دهنده اهمیت این موضوع است و نیز اینکه این دو، مکمل یکدیگرند. در [[حدیث]] اخیر، اهمیت وفای به عهد تا حدی دانسته شده که افراد حتی از [[خلف]] [[وعده]] به [[کودک]] هم منع شدهاند و این، بیانگر اهمیت والای وفای به عهد و [[پیمان]] در [[اسلام]] است<ref>[[زهرا بختیاری|بختیاری، زهرا]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۷۸-۶۸۰.</ref>. | ||
===همسویی سخن و عمل=== | ===همسویی سخن و عمل=== | ||