بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فتنه در قرآن]] - [[فتنه در نهج البلاغه]] - [[فتنه در معارف مهدویت]] - [[فتنه در فقه سیاسی]] - [[فتنه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[فتنه در فقه اسلامی]]</div> | <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فتنه در قرآن]] - [[فتنه در نهج البلاغه]] - [[فتنه در معارف مهدویت]] - [[فتنه در فقه سیاسی]] - [[فتنه در جامعهشناسی اسلامی]] - [[فتنه در فقه اسلامی]]</div> | ||
== | ==معناشناسی== | ||
===معنای لغوی=== | |||
[[فتنه]] در اصل به معنای وارد کردن طلا در [[آتش]] برای ظاهر شدن [[خالص]] آن از ناخالصاش است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۹۲.</ref> و به معنای [[آزمایش]] و [[امتحان]] آمده است و به مناسبت در معانی متعدد و متنوعی به کار میرود؛ از جمله معانی یاد شده [[رسوایی]]، [[قتل]]، [[جنگ]]، [[سوزاندن]] و [[اولاد]] است<ref>لسان العرب، واژه «فتن».</ref>. اصل واحد در آن هم چیزی است که موجب اختلال همراه با [[اضطراب]] شود و هر چه این دو را داشته باشد فتنه نامیده میشود<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۲۳.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۵، صفحه ۶۵۲-۶۵۳؛ [[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۴۵۵؛ [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۵۳.</ref> | |||
===معنای اصطلاحی=== | |||
این واژه در [[آیات]] مختلف در مصداقهای بسیار وسیعی به کار رفته است مانند: [[آزمون]] و [[آزمایش]]، [[سختی]] و [[بلا]]، [[شرک]] و [[بتپرستی]]، [[ظلم]] و [[تعدی]]، [[هرج و مرج]]، ایجاد اختلال در [[نظم]] عادی امور و...<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۲۳؛ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۷، ص۲۶.</ref>. | |||
== احکام فتنه == | |||
برخی از احکامی که درباره فتنه و فتنهانگیزی وارد شده است عبارتاند از: | |||
#فتنهانگیزی ([[ایجاد اختلاف]]، [[نزاع]] و درگیری) میان [[مسلمانان]] [[حرام]]، بلکه از [[گناهان کبیره]] است؛ از اینرو، [[نمّامی]] و [[سخن چینی]] از این جهت که موجب فتنه انگیزی میشود از گناهان کبیره شمرده شده است. لیکن ایجاد فتنه و [[اختلاف]] میان [[مشرکان]] برای [[تضعیف]] آنان و تقویت [[جبهه حق]] جایز است؛ بلکه برخی آن را بر حسب [[مصلحت]] و [[ضرورت]]، [[مستحب]] یا [[واجب]] دانستهاند<ref>جواهر الکلام، ج۲۲، ص۷۳.</ref>. | |||
#خاموش کردن [[آتش فتنه]] (اختلاف و نزاع) و [[برقراری صلح]] و [[آشتی]] میان مسلمانان، عملی [[نیک]]، [[پسندیده]] و مستحب است؛ بلکه در مواردی واجب است. | |||
#چنانچه فردی برای فرونشاندن آتش فتنه و درگیری میان دو گروه، دیه کشته شده یکی از آن دو [[طایفه]] را بر عهده بگیرد، جایز است از [[زکات]] به او داده شود تا به [[تعهد]] خود عمل کند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰.</ref>. | |||
#در [[آتش بس]] میان مسلمانان و [[کفّار]]، بازگرداندن کفّاری که [[مسلمان]] شدهاند جایز نیست؛ بلکه شرط آن در [[پیمان]] آتش بس با خوف فتنه (بازگشت به [[کفر]]) در صورت بازگرداندن آنان [[باطل]] است. | |||
#نگاه کردن به نامحرم و نیز گوش دادن به صدای او در صورت خوف فتنه (فروافتادن در [[گناه]]) حرام است<ref>الحدائق الناضرة، ج ۲۳، ص۴۷؛ جواهر الکلام، ج ۲۹، ص۹۷.</ref>. | |||
#غیبت کردن از کسی که میان [[مسلمانان]] فتنه میافکند و آنان را به [[گمراهی]] میکشاند جایز، بلکه به قصد [[نهی از منکر]] و برحذر داشتن [[مردم]] از نزدیک شدن به او واجب است<ref>مهذب الاحکام، ج ۱۶، ص۱۳۰.</ref>.<ref> [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۵، صفحه ۶۵۲-۶۵۳.</ref> | |||
==فتنه و آخرالزمان== | |||
در [[روایات]]، از فتنه به یکی از آفتهای دوران [[آخر الزمان]] یاد شده است. از آن جمله میتوان [[آشوب]]، حوادث ناگوار روزگار، [[اختلاف]]پراکنی، تفرقهاندازی، [[جنگ]]، [[ناامنی]]، [[گمراهی]]، [[عذاب]]، بلاهای آسمانی. نامشخص بودن [[حق]] و [[باطل]] و... یاد نمود<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۳۱.</ref>. | |||
برخی از روایاتی که درباره فتنه در آخرالزمان وارد شده عبارتاند از: | |||
#[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "در [[آینده]]، روزگاری به شما روی میآورد که [[جهل و نادانی]] در آن فرود میآید و [[علم]] و [[دانش]] از آن رخت برمیبندد و [[هرجومرج]] در آن فراوان میگردد". عرض شد: یا [[رسول الله]]! چگونه هرج و مرج پدید میآید؟ فرمود: "[[کشتار]]"<ref>کنز العمال، حدیث ۳۰۸۵۰.</ref>. | |||
#در [[حدیث]] دیگری از آن حضرت آمده که: "زمانی پیش از [[قیامت]]، هرجومرج پیش خواهد آمد". عرض شد: چگونه [[هرج]] و مرجی؟ فرمود: "کشتار، نه کشتار [[کفار]]، بلکه همین [[امت]] به [[جان]] یکدیگر میافتند تا جائی که [[برادر]]، برادر خود را بکشد. [[عقول]] [[مردم]] در آن [[زمان]] گرفته میشود"<ref>کنز العمال، حدیث ۳۱۱۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۷۳.</ref> | |||
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: پنج [[فتنه]] در [[امت]] [[رسول خدا]]{{صل}} به وقوع خواهد پیوست که در پنجمین [[فتنه]]، از شدت آن عقلهای [[مردم]] زایل شده و [[مردم]] مانند بهائم و چهارپایان خواهند بود. در موضوع [[عقل]] گفته شد که زایل شدن [[عقول]] در [[آخرالزمان]] بدان معنی نیست که [[انسانها]] مانند دیوانههای زنجیری بشوند، بلکه با توجه به مفهوم [[حقیقی]] [[عقل]]، جامعهای پیش خواهد آمد که بسیاری از کرامتهای انسانی از میان خواهد رفت و [[مردم]] صرفاً در پی به دست آوردن و آباد ساختن [[دنیا]] هستند و تنها چیزی که بدان نمیاندیشند [[آخرت]] دست!<ref>ملاحم، ص ۲۰ - ۲۱. ر.ک: عقل.</ref>.<ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۴۹.</ref> | |||
== فتنهانگیزی== | == فتنهانگیزی== | ||