←مراتب شرک
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
شرک خفیّ همانند شرک جلیّ در هر دو قلمرو [[عقیده]] و عمل تحققپذیر است و در مقابل مفهوم [[اخلاص]] قرار دارد که [[پاک]] کردن [[نیت]] و عمل برای خداست. این گونه شرک برخلاف شرک جلیّ در قلمرو [[مؤمنان]] دستنایافته به درجات [[خالص]] [[ایمان]] مطرح است، از این رو موجب خروج از قلمرو ایمان و [[اسلام]] نمیشود و از آنجا که اندکی از مؤمنان به مراتب عالی [[توحید]] و ایمان[[دست]] مییابند، بیشتر مؤمنان به گونهای گرفتار این شرکاند. [[فرمان]] [[قرآن کریم]] بر [[ایمان آوردن]] مؤمنان با این [[هدف]] است که مؤمنان به مراحل [[برتر]] ایمان و توحید دست یابند و ایمان خود را افزایش دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref> نک: المیزان، ج۵، ص۱۱۲. </ref> در [[روایات]]، مخفی بودن این شرک به [[راه رفتن]] مورچهای در شب تاریک بر سنگی سیاه [[تشبیه]] شده که [[آگاهی]] از آن بسیار دشوار است<ref>الدر المنثور، ج۲، ص۱۷؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۲. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> به [[آلوده]] بودن بیشتر [[مؤمنان]] به گونهای از [[شرک]] اشاره دارد و خطاب به [[رسول خدا]] {{صل}}تأکید میکند که بیشتر [[مردم]] به [[خدا]] [[ایمان]] نمیآورند، مگر اینکه در همان حال مشرکاند. مراد از شرک در این آیه، [[شرک خفی]] است که با ایمان جمع میشود<ref> المیزان، ج۱۱، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | شرک خفیّ همانند شرک جلیّ در هر دو قلمرو [[عقیده]] و عمل تحققپذیر است و در مقابل مفهوم [[اخلاص]] قرار دارد که [[پاک]] کردن [[نیت]] و عمل برای خداست. این گونه شرک برخلاف شرک جلیّ در قلمرو [[مؤمنان]] دستنایافته به درجات [[خالص]] [[ایمان]] مطرح است، از این رو موجب خروج از قلمرو ایمان و [[اسلام]] نمیشود و از آنجا که اندکی از مؤمنان به مراتب عالی [[توحید]] و ایمان[[دست]] مییابند، بیشتر مؤمنان به گونهای گرفتار این شرکاند. [[فرمان]] [[قرآن کریم]] بر [[ایمان آوردن]] مؤمنان با این [[هدف]] است که مؤمنان به مراحل [[برتر]] ایمان و توحید دست یابند و ایمان خود را افزایش دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref> نک: المیزان، ج۵، ص۱۱۲. </ref> در [[روایات]]، مخفی بودن این شرک به [[راه رفتن]] مورچهای در شب تاریک بر سنگی سیاه [[تشبیه]] شده که [[آگاهی]] از آن بسیار دشوار است<ref>الدر المنثور، ج۲، ص۱۷؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۲. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> به [[آلوده]] بودن بیشتر [[مؤمنان]] به گونهای از [[شرک]] اشاره دارد و خطاب به [[رسول خدا]] {{صل}}تأکید میکند که بیشتر [[مردم]] به [[خدا]] [[ایمان]] نمیآورند، مگر اینکه در همان حال مشرکاند. مراد از شرک در این آیه، [[شرک خفی]] است که با ایمان جمع میشود<ref> المیزان، ج۱۱، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
== [[ | == مراتب و درجات شرک == | ||
{{اصلی|مراتب شرک}} | |||
# '''[[شرک ذاتی]]:''' [[اعتقاد]] به چند مبدئی، "شرک ذاتی" است و نقطه مقابل "[[توحید ذاتی]]" است. [[قرآن]] آنجا که [[اقامه برهان]] میکند ([[برهان تمانع]]) و میگوید: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۲.</ref>. در برابر این گروه اقامه برهان میکنند. این گونه اعتقاد سبب خروج از چرگه [[اهل]] [[توحید]] و خروج از حوزه اسلام است. اسلام شرک ذاتی را در هر شکل و هر صورت به کلی طرد میکند. شرک ذاتی، مانند بعضی که به [[ثنویت]] یا [[تثلیث]] یا چند اصل قدیم [[ازلی]] مستقل از یکدیگر قائل بودهاند، [[جهان]] را چند پایه و چند قطبی و چند کانونی میدانستهاند. | |||
# '''[[شرک صفاتی]]:''' شرک صفاتی، یعنی عدم [[وحدت]] صفات با ذاتی. به علت دقیق بودن مسئله شرک صفاتی، این مسئله در میان [[عامه]] [[مردم]] هرگز مطرح نمیشود. برخی اندیشمندان که در این گونه مسائل میاندیشند، اما صلاحیت و تعمق کافی ندارند به شرک در صفات [[مبتلا]] میشوند. [[اشاعره]] از متکلمین اسلامی دچار این نوع شرک شدهاند. این نوع شرک، [[شرک خفی]] است و موجب خروج از حوزه اسلام نیست. | |||
# '''[[شرک در خالقیت]]:''' یعنی برخی [[مخلوقات]] [[خدا]] را با او در خالقیت [[شریک]] دانستن. مثلاً اگر گفته شود: [[خداوند]] [[مسئول]] [[خلقت]] [[شرور]] نیست بلکه [[آفریده]] بعضی از مخلوقات است؛ شرک در خالقیت صورت گرفته است. این گونه [[شرک]] که شرک در خالقیت و فاعلیت است، نقطه مقابل [[توحید افعالی]] است. [[اسلام]] این گونه [[شرک]] را نیز غیر قابل گذشت میداند. البته شرک در خالقیت به نوبه خود دارای مراتبی است که بعضی از آن مراتب، [[شرک خفی]] است نه شرک جلی، و موجب خروج کلی از جرگه [[اهل]] [[توحید]] و حوزه [[اسلام]] نیست. | |||
# '''شرک در پرستش:''' نقطه مقابل [[توحید در عبادت]] است. شرک در پرستش، شرک عملی و از نوع بودن و شدن [[دروغین]] است. برخی در مرحله [[پرستش]]، چوب یا سنگ یا فلز یا حیوان یا [[ستاره]] یا [[خورشید]] یا درخت یا دریا را میپرستیدهاند. این نوع از شرک فراوان بوده، هنوز هم در گوشه و کنار [[جهان]] یافت میشود<ref>مطهری، [[آشنایی با قرآن]]، ج۱ و ۲، ص۲۰۱ - ۲۰۰؛ همو، مقدمهای بر [[جهانبینی اسلامی]]، ج۲، ص۷۵ - ۷۴ و ۶۸ - ۶۱.</ref>. | |||
در [[باور]] [[بتپرستان]]، [[بت]] "تمثال "هایی از ارباب و خدایانند، نه اینکه خود این [[بتها]] [[خدا]] باشند. البته عوام آنها چهبسا میان بتها و ارباب فرق نگذاشته، خود بتها را پرستش کنند<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۳۵۶.</ref>. | |||
نقطه مقابل شرک در پرستش، [[توحید عبادی]] است. به اصطلاح "توحید عبادی" رجوع شود<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۲۶ ـ ۱۲۷.</ref>. | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||