بنی‌زبید: تفاوت میان نسخه‌ها

۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
خط ۳۸: خط ۳۸:
وقتی خبر [[ارتداد]] و شبیخون عمرو بن معدیکرب را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، به [[امام علی]]{{ع}} دستور داد که همراه عده‌ای از [[مهاجران]]، که [[خالد بن سعید بن عاص اموی]] هم جزء آنها بود، به سوی [[قبیله]] [[بنی زبید]] حرکت کند. این قبیله با قبیله [[بنی جعفی]] هم‌پیمان بودند، به همین دلیل، [[رسول اکرم]]{{صل}} [[خالد بن ولید]] را همراه عده‌ای از [[اعراب]] به سوی آنها فرستاد. وقتی که قبیله بنی جعفی از آمدن [[لشکر اسلام]] باخبر شدند، عده‌ای از آنها به قبیله بنی زبید پیوستند و عده‌ای دیگر به منطقه تخوم در [[یمن]] رفتند. علی{{ع}} به حرکت خود ادامه داد تا اینکه در وادی کسر، از مناطق صنعای یمن، به قبیله بنی زبید رسید. دو [[سپاه]] با هم روبرو شدند پس عمرو بن معدیکرب از سپاهش خارج شد و مبارز‌ طلبید. همراه او [[برادر]] و برادرزاده‌اش نیز از لشکر خارج شده بودند و خود او [[شمشیر]] معروف صمصام را در دست داشت. علی{{ع}} به [[مبارزه]] او رفت و فریادی کشید و در یک لحظه برادر و برادرزاده عمرو بن معدیکرب را کشت. به دنبال آن، عمرو بن معدیکرب و بنی زبید فرار کردند و زنانشان، از جمله [[زن]] عمرو بن معدیکرب، رکانه دختر [[سلامه]] و فرزندش، [[اسیر]] شدند. علی{{ع}} [[خالد بن سعید]] را در میان بنی زبید باقی گذاشت تا به هر کدام از فراریان که [[مسلمان]] می‌شوند، [[امان]] دهد و [[زکات]] را گرد آورد. عمرو بن معدیکرب بازگشت و نزد [[خالد بن سعید]] رفت و دوباره [[اسلام]] آورد و از او خواست که [[همسر]] و فرزندش را به او ببخشد. [[خالد بن سعید]] آنها را به او بخشید و در مقابل، عمرو بن معدیکرب [[شمشیر]] صمصام را به خالد بن سعید بخشید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱؛ حبیب عباسی، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم{{صل}}، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
وقتی خبر [[ارتداد]] و شبیخون عمرو بن معدیکرب را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، به [[امام علی]]{{ع}} دستور داد که همراه عده‌ای از [[مهاجران]]، که [[خالد بن سعید بن عاص اموی]] هم جزء آنها بود، به سوی [[قبیله]] [[بنی زبید]] حرکت کند. این قبیله با قبیله [[بنی جعفی]] هم‌پیمان بودند، به همین دلیل، [[رسول اکرم]]{{صل}} [[خالد بن ولید]] را همراه عده‌ای از [[اعراب]] به سوی آنها فرستاد. وقتی که قبیله بنی جعفی از آمدن [[لشکر اسلام]] باخبر شدند، عده‌ای از آنها به قبیله بنی زبید پیوستند و عده‌ای دیگر به منطقه تخوم در [[یمن]] رفتند. علی{{ع}} به حرکت خود ادامه داد تا اینکه در وادی کسر، از مناطق صنعای یمن، به قبیله بنی زبید رسید. دو [[سپاه]] با هم روبرو شدند پس عمرو بن معدیکرب از سپاهش خارج شد و مبارز‌ طلبید. همراه او [[برادر]] و برادرزاده‌اش نیز از لشکر خارج شده بودند و خود او [[شمشیر]] معروف صمصام را در دست داشت. علی{{ع}} به [[مبارزه]] او رفت و فریادی کشید و در یک لحظه برادر و برادرزاده عمرو بن معدیکرب را کشت. به دنبال آن، عمرو بن معدیکرب و بنی زبید فرار کردند و زنانشان، از جمله [[زن]] عمرو بن معدیکرب، رکانه دختر [[سلامه]] و فرزندش، [[اسیر]] شدند. علی{{ع}} [[خالد بن سعید]] را در میان بنی زبید باقی گذاشت تا به هر کدام از فراریان که [[مسلمان]] می‌شوند، [[امان]] دهد و [[زکات]] را گرد آورد. عمرو بن معدیکرب بازگشت و نزد [[خالد بن سعید]] رفت و دوباره [[اسلام]] آورد و از او خواست که [[همسر]] و فرزندش را به او ببخشد. [[خالد بن سعید]] آنها را به او بخشید و در مقابل، عمرو بن معدیکرب [[شمشیر]] صمصام را به خالد بن سعید بخشید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۸-۱۶۱؛ حبیب عباسی، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم{{صل}}، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== اسلام زُبَید ==
== اسلام بنی‌زبید ==
اسلام عمومی [[قبیله]] [[زبید]] در [[سال دهم هجری]] اتفاق افتاد. در [[ماه رمضان]] این سال، [[رسول خدا]]{{صل}} برای علی{{ع}} را به [[یمن]] گسیل داشت. پس علی{{ع}} با سیصد سوار سوی یمن رفت. علی{{ع}} پس از ورود به [[سرزمین]] یمن، به گروهی از مَذحِجیان برخورد. پس آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد، ولی مذحجیان نپذیرفتند و به [[جنگ]] با ایشان پرداختند. حضرت نیز به آنان [[حمله]] برد. بیست نفر از [[مردم]] [[قبیله مذحج]] کشته شدند و بقیه گریختند. علی{{ع}} از تعقیب آنان دست برداشت و آنها را به اسلام دعوت کرد که بی‌درنگ پذیرفتند و چند نفر از رؤسای مَذحِج نیز با علی{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۱۰۷۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ منتظرالقائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص۷۲.</ref>. رسول خدا{{صل}} بعد از [[پذیرش اسلام]] توسط زبید و مراد و مذحج، [[فروة بن مُسیک مرادی]] را عامل خود بر ایشان قرار داد و [[خالد بن سعید بن عاص]] را با او همراه نمود. او در بلاد ایشان بود تا این که رسول خدا{{صل}} از [[دنیا]] رفت<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]؛ [[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص۷۲.</ref>
اسلام عمومی [[قبیله]] [[زبید]] در [[سال دهم هجری]] اتفاق افتاد. در [[ماه رمضان]] این سال، [[رسول خدا]]{{صل}} برای علی{{ع}} را به [[یمن]] گسیل داشت. پس علی{{ع}} با سیصد سوار سوی یمن رفت. علی{{ع}} پس از ورود به [[سرزمین]] یمن، به گروهی از مَذحِجیان برخورد. پس آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد، ولی مذحجیان نپذیرفتند و به [[جنگ]] با ایشان پرداختند. حضرت نیز به آنان [[حمله]] برد. بیست نفر از [[مردم]] [[قبیله مذحج]] کشته شدند و بقیه گریختند. علی{{ع}} از تعقیب آنان دست برداشت و آنها را به اسلام دعوت کرد که بی‌درنگ پذیرفتند و چند نفر از رؤسای مَذحِج نیز با علی{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۱۰۷۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ منتظرالقائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص۷۲.</ref>. رسول خدا{{صل}} بعد از [[پذیرش اسلام]] توسط زبید و مراد و مذحج، [[فروة بن مُسیک مرادی]] را عامل خود بر ایشان قرار داد و [[خالد بن سعید بن عاص]] را با او همراه نمود. او در بلاد ایشان بود تا این که رسول خدا{{صل}} از [[دنیا]] رفت<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]؛ [[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص۷۲.</ref>


۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش