زهد

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

زهد عبارت است از بی‌رغبتی، چشم‌پوشی از چیزی، دل بسته نبودن به دنیا و مظاهر مادّی آن، پارسایی و رهایی از تعلّقات و وابستگی‌ها. زهد یکی از اوصاف نیک و فضایل اخلاقی است و در تعالیم دینی از زهد و زاهد بسیار ستایش شده است. زاهد کسی است که به سبب ایمان به خدا و قیامت و ارزش‌های برتر، دل به دنیا و ثروت و خانه و زندگی نمی‌بندد و در راه خدا به راحتی از آن‌ها می‌گذرد، نه از آنچه به دست می‌آورد دچار هیجان و خوشحالی می‌شود و نه به خاطر از دست دادن چیزی غصّه می‌خورد، ساده زندگی می‌کند و از اسارت شکم و لذایذ آزاد است، آرزوهای دور و دراز ندارد، از تجمّلات پرهیز می‌کند و آخرت را بر دنیا ترجیح می‌دهد و ارزش خود را بیش از مادیّات می‌داند. می‌توان زهد را "برداشت کم برای بازدهی زیاد" دانست[۱].

معناشناسی

«زهد»، در لغت به معنای اندک بودن و کم ارزش بودن و نیز بی‌رغبتی به چیزی است[۲] و زاهد به کسی گفته می‌شود که از زیاده دنیا رویگردان و به اندک آن خشنود باشد[۳].[۴]

«زهد» در اصل به معنای اعراض از چیزی برای ناچیز و کوچک بودن آن است[۵]. «زهید» یعنی چیز اندک و «زاهد» یعنی کسی که نسبت به چیزی بی‌میل است و به «زهید» یعنی کم آن بسنده کرده است[۶].[۷]

زهد، پایه و اساس بسیاری از امور دیگر است و تنها جنبه اخلاقی و قلبی ندارد؛ بلکه بُعد عملی نیز دارد. زاهد، کسی است که اعراض قلبی از دنیای نکوهیده را با اعراض عملی همراه کرده است. زهد، بهترین زمینه برای رشد و کسب کمالات و رسیدن به حقیقتی است که آدمی برای آن آفریده شده است. هنگامی که انسان به مرتبه والایی از زهد دست یافت، به اقبال و ادبار دنیا بی‌تفاوت می‌شود؛ یعنی اقبال دنیا او را شادمان و ادبار دنیا وی را اندوهگین نمی‌سازد[۸].

زهد از دو بُعد در خور توجه است: بعد روانی و بعد عملی. حقیقت زهد از جنبه روحی و روانی، دلبسته نبودن به دنیا و مظاهر آن است و به تعبیر دیگر، آزاد بودن انسان از هر آنچه رنگ تعلق به خود می‌گیرد.

آزادی زاهد از تمایلات نفسانی به حدی است که «دادن»ها و «گرفتن»ها در وجود او موج ایجاد نمی‌کند، چنان که علی (ع) فرمود[۹]: زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ[۱۰].

زهد در بعد عملی به معنای چشم پوشی از پاره‌ای لذت‌ها و تمتعات مادی است. تحقق جلوه عملی زهد در زندگی فرد، پایه‌های زهد روحی را در دل او مستحکم و استوار می‌سازد؛ از این رو، امیر مؤمنان در پاسخ کسی که از علت پوشیدن جامه کهنه و مندرس وی پرسیده بود، فرمود: «يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ»[۱۱]؛ با پوشیدن این جامه، دل خضوع می‌یابد و نفس رام می‌گردد و مؤمنان بدان تأسی می‌کنند[۱۲].

قرآن و زهد

از دیدگاه قرآن، زهد به معنای بی‌بهره بودن از مال و ثروت و امکانات دنیوی نیست و برخلاف تصور برخی، نیازی نیست که زهد حتما با فقر و تهیدستی توأم باشد، بلکه حقیقت زهد آن است که انسان به دنیا به گونه‌ای دلبسته نشود که از یاد خدا و قیامت غافل گردد[۱۳]، چنان‌که سلیمان (ع) با اینکه مال و ثروت فراوانی داشت، به آنها دلبسته نبود و با ردّ هدایای گران‌بهای ملکه سبا این معنا را نشان داد[۱۴][۱۵] و نیز پیامبر (ص)، فدک و عوالی را به فاطمه (س) بخشید که درآمد سالانه بسیار زیادی داشت، با این حال فاطمه (س) از بزرگ‌ترین زاهدان بود و با کمترین امکانات زندگی می‌کرد[۱۶]، از این‌رو امیرمؤمنان (ع)، برخوردار بودن یا نبودن از دنیا را جزو حقیقت زهد به شمار نیاورده و تمام زهد را خلاصه شده در دو عبارت از قرآن دانسته که انسان بر آنچه از دست داده غمگین و از آنچه خدا به او داده شادمان نشود: ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ[۱۷][۱۸] با این حال برخی لذت بردن از تمتعات دنیا را مانع زهد دانسته‌اند[۱۹].

در آیات و روایات، برای جلوگیری از افراط و تفریطی که موجب دور شدن از حقیقت زهد می‌شود، از یک سو گروهی از مردم که با حرص و ولع به دنبال دنیا و زرق و برق‌های جهان ماده می‌روند، به ناپایداری دنیا و بی‌ارزش بودن مال و جاه توجه داده شده‌اند و از سوی دیگر اهمیت کار و کوشش به گروهی که به بهانه زهد از کار و تلاش دست می‌کشند، گوشزد شده و آیات و روایاتی که روزی‌رسان را تنها خدا معرفی کرده، در پی پایان دادن به حرص و دنیادوستی و نیز فعالیت بی‌قید و شرط برای کسب درآمد بیشترند؛ نه اینکه به دنبال از بین بردن نشاط کار و کوشش برای زندگی آبرومندانه و خودکفا باشند[۲۰]، بنابراین حرام شمردن چیزهای پاکیزه‌ای که خدا آنها را حلال کرده از نظر قرآن ممنوع است[۲۱] و زهد برخی از صوفیه با التزام به اموری چون مصرف نکردن گوشت، پوشیدن لباس‌های خشن، شب‌زنده‌داری‌های طولانی و ترک معاشرت با زنان، زهدی منفی است که مورد تأیید اسلام نیست[۲۲]، چنان‌که مسیحیان نیز نوعی رهبانیت ابداع کردند[۲۳] که در ابتدا مصداقی از زهد و بی‌اعتنایی به دنیا بود؛ ولی به تدریج به انحراف کشیده شد تا آنجا که ازدواج بر مردان و زنان راهب، حرام و هرگونه حضور در اجتماع نیز نکوهش شد، از این‌رو صومعه‌ها و دیرها را در مکان‌هایی دورافتاده برای عبادت برمی‌گزیدند و در محیطی دور از اجتماع زندگی می‌کردند[۲۴]. ستایش ثواب دنیا در کنار ثواب آخرت: ﴿فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ[۲۵] از دیگر ادله مخالفت قرآن با زیاده‌روی در ترک دنیا و زهدورزی است[۲۶].[۲۷]

نشانه‌های زاهد حقیقی

برخی به ظاهر خود را زاهد نشان می‌دهند، ولی در حقیقت، با دنیا و محبت آن هم آغوشند. بنابراین، برای تشخیص صداقت یک فرد در زهد، باید نشانه‌هایی وجود داشته باشد تا زهد او را تصدیق کند. زهد، ملکه‌ای درونی است که در هر که ایجاد شود، موجب پیدایش رفتارهایی در وی می‌شود که از این رفتارها می‌توان به عنوان نشانه‌های زهد در افراد یاد کرد. بهترین نشانه‌ها برای تشخیص زاهد بودن فرد از زبان پیامبر اعظم (ص) چنین است:

  1. بی‌رغبتی به حرام: بی‌رغبتی به حرام، بالاتر از ترک آن است و فقط در کسی پدید می‌آید که علاقه‌ای به دنیا نداشته باشد.
  2. برپایی واجبات الهی: کسی که ادعای زهد دارد، ولی به آموزه‌های الهی بی‌توجه است، اهل دغل و دروغ است، نه زهد.
  3. دوری از نژادپرستی و تعصب: دلبستگی به دنیا شامل نژادپرستی و فرقه‌گرایی نیز می‌شود. کسی که به دنیا تعلقی ندارد، هیچ‌گاه تعصب نادرست را جایگزین حق نمی‌کند.
  4. به دل نگرفتن کینه دیگران: زاهد حقیقی، در مسائل شخصی و خصوصی هیچ کینه‌ای به دل نمی‌گیرد. دل زاهد حقیقی چنان بزرگ است که زبان‌های شخصی را به دل نمی‌گیرد و از یاد می‌برد.
  5. فروتنی[۲۸]، زاهد حقیقی هر چند مقام بسیار والایی داشته باشد، خود را همانند دیگران می‌داند و دنیا را مایه بزرگی نمی‌پندارد و فروتنی را سیره خود قرار می‌دهد[۲۹].

راه‌کار زهدورزی

راه مطمئن و روش درست برای رسیدن به زهد عبارت است از:

  1. فروتنی: هرجا سخن از زهد است، فروتنی نیز حضور دارد و این همراهی، نشانه ارتباط میان زهد و فروتنی است. فروتنی، خلقی مقدم بر زهد است و کسی که به مقام تواضع رسیده است، می‌تواند وارد مقامات زهد شود؛ چنان که پیامبر خدا فرمود: «لَا تَكُونُ زَاهِداً حَتَّى تَكُونَ مُتَواضِعَاً»؛ «تا فروتن نباشی، نمی‌توانی زاهد شوی»[۳۰].
  2. یاد مرگ: مرگ، جدایی از دنیای فانی و پیوستن به جهان باقی است و یاد آن، علاقه انسان به دنیا را از بین می‌برد؛ از این‌رو، بهترین وسیله برای رسیدن به زهد است. پیامبر اکرم (ص) در این باره می‌فرماید: «مَنْ تَرَقَّبَ الْمَوْتَ لَهَى عَنِ اللَّذَّاتِ»؛ «هر که به مرگ بیندیشد و انتظار آن را بکشد، از لذت‌ها کناره می‌گیرد»[۳۱].
  3. سادگی در خوراک و پوشاک: روشن‌ترین نمود زهد، ساده‌زیستی در خوراک و پوشاک است. از آنجا که رفتارهای انسان با احوال درونی‌اش ارتباط دارد، اگر کسی در ظاهر، خود را به زهد وادارد و در خوراک و پوشاک به سادگی روی آورد، این کار در دل او نیز اثر می‌گذارد و به تدریج، حالت زهد و بی‌علاقگی به دنیا در وی ایجاد می‌شود.
  4. تلاوت قرآن: قرآن کریم، کتاب زهد است و هم‌نشینی و همراهی با قرآن، فرد را از دنیا دوستی دور و به زهد نزدیک می‌کند. در بسیاری از آیات قرآن، دنیای فانی و علاقه به آن ناپسند شمرده و بر توجه به خدا، مرگ، تقوا، قیامت و بهشت و دوزخ تأکید شده است.
  5. نگه داشتن نفس از شهوت‌ها: شهوت‌ها و هوا و هوس‌ها، برجسته‌ترین مصداق‌های دنیاطلبی‌اند. بیشتر افراد برای رسیدن به شهوت‌ها و هوس‌هایشان در پی دنیا هستند. از این‌رو، دوری از هوس و بی‌توجهی به آن، بهترین راه دوری از خواسته‌های دنیوی و رسیدن به زهد است.
  6. دوری از دنیا دوستان: همنشین انسان، اثر مستقیمی در باورها و اخلاق وی دارد. از این‌رو، معروف است انسان بر دین دوستش است. در بسیاری از روایت‌ها بر توجه به دوستان تأکید و سفارش شده است. بر این اساس، دوستی با افراد زاهد و دوری از دنیاطلب‌ها، از بهترین راه‌ها برای رسیدن به مقام زهد است.
  7. روزه گرفتن: روزه گرفتن با گرسنگی و نگه‌داری نفس از شهوت شکم، زبان و چشم همراه است. از این‌رو، روزه مانند شب زنده‌داری، از راه‌های مطمئن و سریع برای رسیدن به زهد و دوری از امیال دنیوی است[۳۲].

آثار زهد

در قرآن ورود نور ایمان به قلب[۳۳] و الفت با مؤمنان و محبت به آنان[۳۴] ازجمله آثار رهبانیت معرفی شده است. در روایات نیز برای زهد آثاری ذکر شده‌ است؛ ازجمله:

  1. جاری‌ شدن حکمت از قلب بر زبان[۳۵]؛
  2. چشیدن حلاوت و شیرینی ایمان[۳۶]؛
  3. آسان‌ شدن فرمانبرداری از اوامر الهی[۳۷]؛
  4. شکیبایی و تحمل مصیبت‌ها[۳۸]؛
  5. درک حقیقت و زشتی دنیا[۳۹]؛
  6. جلوگیری از غوطه‌ور شدن در دام‌های شیطان[۴۰]؛
  7. ساده‌پنداشتن مصیبت‌ها[۴۱]؛
  8. هم‌دردی و مهربانی با همه مسلمانان[۴۲]؛
  9. تقوا و پرهیزکاری در میان مردم[۴۳]؛
  10. راه نجات در آخرت و برائت از آتش[۴۴]؛
  11. بی‌نیازی در دنیا[۴۵].[۴۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۱۰.
  2. احمد بن فارس زکریا، معجم مقاییس‌اللغة، ج ۳، ص ۲۳۰؛ ابن الأثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج ۲، ص ۳۲۱ و فخر‌الدین طریحی، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۵۹.
  3. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۴، ص ۳۵۵ – ۳۵۶.
  4. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۳۸۵.
  5. اقرب الموارد، واژه «زهد»؛ مفردات کلمات القرآن، ص۲۲۰.
  6. نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.
  7. رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۸۶.
  8. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۳۸۵.
  9. نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.
  10. «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.
  11. نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۰۳.
  12. رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۸۶.
  13. الاخلاق، ص۲۵۷؛ حجه‌التفاسیر، ج۷، ص۲۸۷؛ نمونه، ج۱۵، ص۴۶۴.
  14. سوره نمل، آیه ۳۶.
  15. نمونه، ج۱۵، ص۴۶۴.
  16. حجه‌التفاسیر، ج۷، ص۲۸۷-۲۸۸.
  17. «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.
  18. شرح نهج‌البلاغه، ج۴، ص۱۰۲.
  19. البحر المدید، ج۵، ص۱۳۵.
  20. نمونه، ج۱۱، ص۳۱۹.
  21. سوره مائده، آیه ۸۷.
  22. اطیب البیان، ج۴، ص۴۵۳.
  23. سوره حدید، آیه: ۲۷.
  24. التفسیر الکاشف، ج۷، ص۲۵۸؛ من وحی القرآن، ج۲، ص۴۹-۵۰؛ نمونه، ج۲۳، ص۳۸۲-۳۸۵.
  25. «پس خداوند به آنان پاداش این جهان و پاداش نیک جهان واپسین را بخشید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۸.
  26. المنار، ج۴، ص۱۷۳.
  27. گرامی، علی، زهد، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۴، ص۵۶۱ ـ ۵۶۳.
  28. نک: تحف العقول، ص۲۱.
  29. عظیمی، امین، زهد از دیدگاه پیامبر اعظم ص ۳۶.
  30. تحف العقول، ص۲۱؛ نهج الفصاحه، ص۱۵۹.
  31. مستدرک الوسائل، ج۲، ص۱۰۴.
  32. عظیمی، امین، زهد از دیدگاه پیامبر اعظم، ص۳۷ ـ ۳۹.
  33. سوره مائده، آیه ۸۳.
  34. سوره مائده، آیه ۸۲.
  35. کلینی، الکافی، ۲/۱۲۸.
  36. کلینی، الکافی، ۲/۱۲۸.
  37. کلینی، الکافی، ۲/۱۲۸.
  38. کلینی، الکافی، ۲/۱۳۲.
  39. نهج البلاغه، ح۳۸۳، ۵۹۳.
  40. نهج البلاغه، ح۷۴، ۵۱۵.
  41. نهج البلاغه، ح۳۰، ۵۰۶.
  42. مجلسی، بحار، ۷۰/۴۸.
  43. مجلسی، بحار، ۶۷/۶۸.
  44. مجلسی، بحار، ۶۷/۳۱۵.
  45. لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۴۰۸.
  46. فکور افشاگر، احمد، مقاله «زهد»، دانشنامه امام خمینی ج۶، ص۷۴ – ۸۲.