مرجعیت دینی اهل بیت
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مرجعیت دینی اهل بیت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مرجعیت دینی اهل بیت معرفت دینی ضرورت یک زندگی مکتبی است. در عصر پیامبر]، این معرفت و علم را از آن حضرت میآموختند. برای استمرار این فیض پس از رسول خدا، مجرای زلال و مطمئن برای رسیدن به معرفت دینی و علم مفید و شناخت احکام خدا، اهل بیت پیامبر(ص) است[۱].
مقدمه
- آنان مفسّران قرآن، خازنان علم خدا و وارثان علوم انبیایند و ثقل اصغر و عدل قرآنند. توصیۀ پیامبر آن بود که امّت از آنان علم بیاموزند و مرجعیت علمی و دینی آنان را بپذیرند. این حقیقت در روایات بسیاری از زبان ائمه نیز بیان شده است. امام باقر(ع) به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه فرمود: شرقّا و غربّا، فلا تجدان علما صحیحا إلاّ شیئا خرج من عندنا أهل البیت[۲]، به شرق و غرب بروید، هیچ دانش درستی نمییابید جز آنکه از ما خاندان برآمده است. و در اصالت و ارزش و اعتبار علومآل محمّد و غیرقابل اعتماد بودن علوم دیگران، آن حضرت فرمود: کلّ ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل[۳] امام صادق(ع) فرمود: اذا أردت العلم الصّحیح فخذ من أهل البیت...[۴] وقتی اهل بیت به حکم آیۀ تطهیر پاک و معصوماند و ###313### خدا و رسول نزد آنان است، لازم است امت به آنان رجوع کنند و دین خود را از آنان بیاموزند و در موارد اختلاف، نظر آنان را حکم و فصل الخطاب قرار دهند. از بزرگترین ستمها به اهل بیت، آن بود که با وجود آنان، دیگرانی دکان گشودند و دیگرانی هم مشتری کالاهای آنان شدند، دریا را رها کرده، به برکهای کوچک روی آوردند. سیاست خلفا هم بر آن بود که چهرۀ علمی و دینآموزی و هدایتگری ائمه، مطرح نشود و در خانۀ آنان بسته بماند. در عین حال، چه بسیار اتّفاق میافتاد که در مشکلات علمی و پاسخ به سؤالات،دست به دامن اهل بیت میشدند و عملا آنان را به مرجعیت دینی قبول میکردند. غفلت نگر که پشت به محراب کردهایم در کشوری که قبلهنما موج میزند امیر مؤمنان(ع) فرمود: کجا میروید؟ چگونه دروغ میبافید؟ در حالی که هنوز نشانهها برپا و آیهها روشن و نورافشان استوار است؟ کجا سرگردانتان میکنند؟ بلکه چگونه حیرت زده میشوید در حالی که خاندان پیامبرتان میان شماست، در حالی که آنان زمامدارانحق و نشانههای دین و زبانهای صدقاند! پس آنان را به بهترین جایگاههای نزول قرآن فرود آورید و همچون تشنگان به آبشخور زلال آنان فرود آیید: فأین تذهبون و انّی تؤفکون؟ و الأعلام قائمة...[۵] در سخن دیگری فرمود: انظروا أهل بیت نبیّکم، فالزموا سمتهم و اتّبعوا أثرهم، فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردیّ[۶] از مجموع احادیث فراوانی که در این زمینه است، برمیآید که خواستۀ خدا و رسول، آن بوده که مردم در امر دین و دنیا و علم به حکم اللّه و آموختن قرآن و پیمودن صراط مستقیم و سلوک اخلاقی و معنوی، با فروغ تابان اهل بیت پیش روند و آن حجّتهای الهی را الگو و پیشوا و مرجع خود قرار دهند، تا هم با دین صحیح آشنا شوند، هم عملشان برمدار حق باشد، هم نزد خداوند حجت داشته باشند.[۷] دریغا که با وجود امام صادق(ع) سراغ شاگرد او ابو حنیفه بروند! اگر شیخ شلتوت فتوا میدهد که عمل به مذهب جعفری هم مجزی است، بر این اساس است که وقتی به فتوای ابو حنیفه بتوان رجوع و عمل کرد، به فتوای استادش حضرت صادق(ع) به طریق اولی میتوان مراجعه و عمل کرد و این پذیرش مرجعیت علمی آن حضرت است. البته وقتی این مسأله به کمال میرسد که امامان را در هرعصر، اعلم امّت و داناترین فرد به شریعت بشناسیم و باوجود آنان سراغ دیگران نرویم. آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاد، "برخورد حذفی" با ائمه بود. علی(ع) را "حذف سیاسی" کردند که از خلافت کنار گذاشتند، امام صادق و ائمه دیگر را "حذف علمی" کردند که مجال به ابو حنیفهها و راویان و مفتیان درباری دادند، تا بر کرسیدین و افتاء بنشینند. گرچه حذف سیاسی ائمه قابل جبران نیست، ولی "مرجعیت علمی و دینی أئمه"، هماکنون هم عملی و قابل اجراست و آن آموختن دین خدا از مکتب عترت و اهل بیت است[۸]
مرجعیت دینی و علمی اهل بیت(ع)
- مرجعیت دینی اهل بیت برای مسلمانان و حجّیت قول و فعل ایشان امری ثابت شده است که احادیث بسیاری از زبان پیامبر خدا(ص)، آنان را مرجع شناخت دین معرّفی کرده است. حکومت حق و ولایت بر مسلمین و امامت امّت نیز با آنان است و واقعۀ غدیر، تأکیدی بر این نکته بود، هرچند مغرضان دنیاطلب، مسیر حرکت دینی و ولایت و خلافت را تغییر دادند و اهل بیت را منزوی و خانهنشین کردند. پیامبر اکرم(ص) پیوسته اهل بیت را در کنار قرآن مطرح میکرد و مسلمانان را به تمسّک به این دو سفارش میفرمود و توصیه میکرد از این دو ریسمان محکم و حجّت الهی جدا نشوند. آن حضرت، اهل بیت را همچون کشتی نوح، مثل باب حطّۀ بنی اسرائیل، مانند خانۀ خدا، همچون ستارگان آسمان معرفی کرده و از فضایل و جایگاه آنان در دنیا و قیامت و آخرت، نزد خدا و فرشتگان و پیامبران، بسیار ستایش کرده و به ولایت و محبت و اطاعت و مودت و یادکردن و زیارت ایشان سفارش فرموده است، شناخت آنان و حق اهل بیت و مراعات آن را لازم شمرده و آن را مایۀ قبولی اعمال و وسیلۀ نجات و سعادت در آخرت معرفی کرده است[۹].
- در نگاه امام علی(ع) اهل بیت، درهای دانش و کلیدداران علوم الهی هستند. از این رو، فرمود: «به خدا سوگند، رساندن پیامها و وفای به وعدهها و معنای کلمات را به من آموختند. ابواب حکمت نزد ما اهلبیت است و چراغ دین به دست ما افروخته. بدانید راههای دین همه یک راه است، راهی هموار و مستقیم. هر که قدم در آن نهد به مقصد رسد و غنیمت برد و هر که بدان راه نرود گمراه شود و پشیمانی برد»[۱۰].[۱۱]
- حدیث ثقلین بیانگر مرجعیت علمی اهل بیت است، زیرا پیامبر(ص) از مسلمانان خواسته است که به قرآن و عترت او تمسک جویند تا گمراه نشوند. نخستین و اساسیترین منبع و مرجع علمی مسلمانان قرآن کریم است و پس از آن سنّت پیامبر(ص) قرار دارد و نقش اهل بیت در این باره این است که ترجمان قرآن و حافظان و ناقلان سنّت پیامبرند، پیامبر گرامی مأموریت داشت تا حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کنند، اما او به مقتضای حکمت و مصلحت، این کار را به صورت تدریجی انجام داد. بدون شک او بخش عظیمی از حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کرد، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود، یا مصلحت این بود که در زمانهای بعد بیان شود را به عترت معصوم خود سپرد تا آنان آن را بیان کنند[۱۲]. بنابراین، معارف و حقایق قرآن را به طور کامل و عمیق جز پیامبر(ص) و اهل بیت معصوم او کسی نمیداند، و برای درک این حقایق باید به آنان رجوع کرد. امام صادق(ع) فرموده است: «حقایق مربوط به گذشته و آینده و احکامی که حق و باطل را در مورد زندگی بشر از هم جدا میسازد، در قرآن وجود دارد، و ما آن را میدانیم»[۱۳]. همچنین فرموده است: «ما راسخان در علم هستیم و تأویل قرآن را میدانیم»[۱۴].[۱۵]
دلایل مرجعیت دینی اهل بیت
دلیل عقلی (تبیین معارف)
از طرفی در مدت زمانی که پیامبر(ص) نقش رسالت و پیامبری را عهده دار بود، این ظرفیت وجود نداشت که همۀ احکام برای مردم بیان شود؛ از طرفی دیگر ممکن نیست چنین دینی ناقص بیان شود، لذا نیاز به یک راهنما و مرجع دینی در جامعه کاملا احساس میشد و با توجه به آیات و روایات در مییابیم خلاء این مرجعیت تنها به واسطۀ ائمه پرمیشود[۱۶]، چراکه اهلبیت تمام علوم و معارف اسلامی را از پیامبر اکرم(ص) (باواسطه یا بدون واسطه) گرفته و بدون هیچ کم و کاست و خطا و اشتباهی به مردم و جامعۀ اسلامی ابلاغ نموده و تبیین و تفسیر آن را به عهده دارند که این مقام از جانشین بلافصل آن حضرت شروع شده و بعد از علی(ع) از امامی به امام دیگر منتقل گردیده است[۱۷].[۱۸] از این دلیل میتوان با عناوین "اهل بیت راهی به سنت واقعی" و یا "ضرورت حفظ سنت توسط معصوم" نیز یاد کرد[۱۹].
دلایل قرآنی
آیاتی از قرآن کریم دلالت بر مرجعیت دینی ائمه(ع) بعد از رسول اکرم(ص) دارند؛ برخی از این آیات عبارتاند از:
- آیه تطهیر: از جمله آیاتی که دلالت بر عصمت و مرجعیت دینی اهل بیت(ع) میکند آیۀ تطهیر است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۲۰]. باتوجه به روایات ذیل آیه روشن میشود، اولا: "أهل البیت" کسانی هستند که با ارادۀ تکوینی خداوند[۲۱]، از هرگونه پلیدی در افکار، گفتار و رفتار، منزّه و پاک بوده و ثانیا: ایشان، رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، امام حسن و حسین(ع) هستند[۲۲]. باید توجه داشت به دلیل دور بودن أهل بیت از رجس و به دلیل طهارت ایشان، أهل بیت، معصوم هستند و لذا سنتّشان حجّت است. از آنجا که میان مراتب بالای تطهیر و عصمت، با مراتب بالای علم، ملازمه وجود دارد، پس أهل بیت، بهترین و بالاترین مرجع علمی و دینی درمیان مردم هستند[۲۳].
- آیه اولی الامر: آیۀ دیگری که میتواند شأن مرجعیت دینی را اثبات کند، آیۀ اولیالامر است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۲۴]. "اولیالامر" به معنای صاحبان امر است یعنی آنها امر و مسئولیتی برعهده دارند. چنین حقیقتی بیانگر آن است که از جانب خداوند، مسئولیتهایی بر عهده ایشان قرار داده شده است؛ وگرنه فرمان به اطاعت بیهوده بود. از یکی بودن امر به اطاعت از پیامبر با امر به اطاعت از اولی الامر روشن میشود، مسئولیتهای آن دو نیز یکسان است؛ زیرا معنا ندارد خداوند از دو نفر که هیچ سنخیتی از جهت مسئولیت ندارند، امر به اطاعت از آنها را در کلامی واحد بیان کند، لذا مسئولیتهای پیامبر متوجه اولیالامر نیز میشود. پیامبر(ص) مسئولیتهای متعددی داشته مانند: دریافت و ابلاغ وحی[۲۵]، تبیین معارف دینی[۲۶] و.... تبیین معارف دینی یا همان مرجعیت دینی شأنی است که با استفاده از آیه برای اولیالامر نیز ثابت میشود. در مصادیق اولیالامر میان عالمان شیعه و اهل سنت اختلاف وجود دارد، منتها با نگاه کلی به آیه روشن میشود مصادیق آن نمیتواند معصوم نباشد چراکه اولاً: در آیه، امر به اطاعت از اولیالامر به طور مطلق آمده و ثانیاً: این امر در کنار امر به اطاعت از خداوند و پیامبر(ص) آمده است و از آنجا که پیامبر(ص) نسبت به هرگونه خطا و اشتباهی معصوم بودند، اولی الامر هم باید دارای عصمت باشند[۲۷]. براساس روایات، مصادیق اولی الامر، ائمه(ع) هستند[۲۸]، مثلا در روایتی از امام باقر(ع) ذیل آیه آمده است: «خداوند تنها ما را اراده کرده و به تمام مؤمنان تا روز قیامت به اطاعت ما دستور داده است»[۲۹] و یا فرمودند: «اولی الامر پیشوایانند از فرزندان علی و فاطمه تا روز قیامت»[۳۰].[۳۱]
- آیه اهل الذکر: از آیات دیگری که قابل تطبیق بر اهل بیت(ع) و مرجعیت دینی آنهاست آیۀ اهل الذکر است: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۳۲]. ذکر در لغت به معنای آگاهی و اطلاع است[۳۳]. روایات متعددی اهل ذکر را ائمه(ع) دانستهاند مانند: امام رضا(ع) در پاسخ این سؤال که اهل ذکر چه کسانی هستند فرمود: «ما اهل ذکر هستیم و از ما باید سؤال شود»[۳۴].[۳۵]
- آیه صادقین: یکی دیگر از آیاتی که میتوان از آن امامت و مرجعیت دینی اهل بیت(ع) را استفاده کرد آیۀ صادقین است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾[۳۶] مراد از صادقین در آیه معنای وسیع صدق است یعنی صدق در عقیده، گفتار و رفتار و در هر یک از این زمینهها، مراد صورت کامل آن است. بدیهی است کسی که در عقیده، گفتار و رفتارش در همۀ زمانها، مکانها و مراتب و حالات صادق باشد، از صفت عصمت برخوردار است[۳۷]. جامعه نیازمند افرادی است که مرجع و رهبر علمی و سیاسی آنها باشند و مشکلات علمی و دینی آنها را حل نمایند و براساس روایات این افراد غیر از ائمه(ع) نیستند: «هنگامی که آیه نازل شد، سلمان پرسید: ای رسول خدا! آیا این آیه عام است یا خاص؟ فرمود: اما مأموران که در این آیه به آنها فرمان داده شده است عامه مؤمنان هستند، اما صادقان آن در خصوص برادرم علی و اوصیای پس از او تا روز قیامت است»[۳۸].[۳۹]
- آیه ثم اهتدی: از آیات دیگری که بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) دلالت دارد آیۀ ﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى﴾[۴۰] است. امام باقر(ع) ذیل آیه میفرماید: «منظور از "ثم اهتدی" هدایت به ولایت ما اهل بیت است»[۴۱]. در مورد مرجعیّت علمی و دینی امامان ذیل آیه گفته شده است: «مراد از ولایت در این حدیث، ولایت امور مردم در دین و دنیا است که معنایش همان مرجعیّت در دریافت معارف دین و شرایع آن و در اداره امور اجتماع است. همچنان که رسول خدا(ص)) به تصریح قرآن دارای چنین ولایتی بود، این مقام بعد از ایشان برای عترت او نیز قرار داده شده است»[۴۲].[۴۳]
- آیه مباهله: آیۀ ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾[۴۴] معروف به آیۀ مباهله است و دربارۀ مجادلۀ مسیحیان نجران با رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) نازل شده است. براساس روایات[۴۵] مراد از "أبناءنا" در آیه، امام حسن و امام حسین (علیها السلام) و مراد از "نساءنا"، فاطمۀ زهرا (علیها السـّلام) و مراد از "أنفسنا"، امام علی(ع) است. بنابراین برترین و بهترین مرجع پس از رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) برای امّت، همراهان آن حضرت در ماجرای مباهله هستند[۴۶].[۴۷]
و آیات دیگری مانند: آیۀ علم الکتاب[۴۸]؛ آیۀ اعتصام[۴۹]؛ آیۀ مس کتاب[۵۰]؛ آیۀ اوتوالعلم[۵۱] و آیۀ اصطفاء[۵۲].[۵۳]
دلایل روایی
- حدیث ثقلین: از جمله احادیثی که بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) و حجیت سنت آنان دلالت دارد، حدیث ثقلین است[۵۴]. این حدیث از جمله روایاتی است که مسلمانان، با هر مذهب و گرایش فقهی و سیاسی آن را نقل کردهاند. در این حدیث رسول اکرم(ص) فرمودند: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»[۵۵].[۵۶] از پیشبینی رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) مبنی بر اینکه قرآن و عترت، هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند، میتوان فهمید اولا: قرآن کریم تا روز قیامت از دستبرد و تحریف مصون است، ثانیا از همراهی قرآن که هیچ انحراف و باطلی در آن راه ندارد با اهل بیت(ع)، عصمت و حجیت اقوال و افعال ایشان برداشت میشود، ثالثا: بعد از رحلت پیامبر همواره یک نفر از اهل بیت ایشان مرجعیّت و هدایت امّت تا روز قیامت را به عهده دارد و لذا براساس حدیث ثقلین یکی از شئون أهل بیت(ع)، مرجعیّت علمی ایشان است که از حجیّت مطلق برخوردار است و باید از آن پیروی شود[۵۷].[۵۸]
- حدیث سفینه: حدیث دیگری که دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) است حدیث سفینه از رسول اکرم(ص) است که فرمودند: «مثل أهل بیتی مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق»[۵۹]. در این روایت رسول خدا(ص)، اهل بیت(ع) را به کشتی نوح تشبیه کرده و با این تشبیه، امّت را متوجه کرده همانگونه که کشتی نوح، سوارانش را از غرق شدن نجات داده است، اهل بیت نیز پیروان خود را از گمراهی و هلاکت نجات میدهند. دعوت به پیروی از اهل بیت به صورت مطلق نشان میدهد:
- حدیث منزلت: از احادیث دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) حدیث منزلت است. در این حدیث پیامبر اکرم(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی»[۶۲]. این حدیث به طور مطلق حضرت علی(ع) را مانند پیامبر توصیف میکند و اطلاق آن شامل تمام مواردی است که پیامبر دارا بود و از جملۀ آنها مرجعیت علمی و دینی است و تنها مسألۀ وحی و نبوت را استثنا کرده است[۶۳].
- حدیث امان: حدیث دیگر دال بر مرجعیت دینی اهل بیت(ع) حدیث امان است که در آن رسول اکرم(ص) فرمودند: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بیتی أمان لأمتّی من الاختلاف»[۶۴]. رسول خدا ((ص)) أهل بیت را به ستارگان تشبیه کرده است؛ یعنی همانگونه که ستارگان، باعث جلوگیری از غرق شدن زمینیان میشوند، اهل بیت نیز از اختلاف در میان امّت جلوگیری میکنند. از آنجا که رسول اکرم ((ص)) برای امّت أمان است، سیره و سنّت وی نیز برای همگان حجّت و پیروی از او واجب خواهد بود. همچنین اهل بیت (علیهم السـّلام) برای امّت أمان هستند؛ پس سیره و سنّت ایشان برای همگان حجّت و پیروی ازآن واجب خواهد بود[۶۵].
واقعیات خارجی
بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) همان کسانی که جانشین آن حضرت را از صحنه خلافت و سیاست کنار گذاشته بودند در مشکلات علمی و اعتقادی و سیاسی به ایشان پناه آورده و پاسخ خود را دریافت میکردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای انکار باقی نگذاشته است، تا آنجا که میگویند: عمر بن خطاب در بیست و سه مسأله به علی(ع) رجوع کرد[۶۶] و هر بار اظهار میداشت "لولا علی لهلک عمر" یعنی اگر علی(ع) نبود عمر هلاک میشد. همین روش در میان امامان ادامه داشت تا جایی که ابوحنیفه، یکی از امامان اهل سنت میگوید: «اگر آن دو سال شاگردی در خدمت امام صادق(ع) نبود من هلاک میشدم»[۶۷].[۶۸]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۳۸.
- ↑ کافی، ج ۱ ص ۳۹۹
- ↑ «هردانشی که از این خانه و خاندان بیرون نیامده باشد، باطل است». اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۱۸۶
- ↑ «اگر علم درست میخواهی از اهل بیت فراگیر». بحارالأنوار، ج ۲۶ ص ۱۵۸
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۸۷
- ↑ «به خاندان پیامبرتان بنگرید، همراه با راه و روش آنان باشید و از آنان پیروی کنید، آنان نه شما را از هدایت بیرون میکنند، نه در گمراهی وارد میسازند» نهج البلاغه، خطبه ۸۷
- ↑ ر.ک: «اهل البیت فی الکتاب و السنه» ری شهری، «اهل البیت، منزلتهم و مبادئهم عند المسلمین» محمد جواد مغنیه.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۵۳۸.
- ↑ ر.ک. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۱۰.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۹.
- ↑ ر.ک. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۵۵- ۱۵۶.
- ↑ اصل الشیعة واصولها، ص۱۶۲.
- ↑ «کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ وَ فَصْلُ مَا بَیْنَکُمْ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ»، اصول کافی، ج۱، ص۶۱، حدیث۹.
- ↑ «نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ»؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۱۳، حدیث۱.
- ↑ ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۴.
- ↑ ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ص۱۰۱ ـ ۱۰۴.
- ↑ مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص ۵۴؛ همان، ص ۹۳ ـ ۹۵.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۶ ـ ۲۴.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ ارادۀ خداوند بر ایجاد فعل و تحقق آن در خارج.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۹.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۰؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۴۱ ـ ۴۵.
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ سورۀ جن، آیۀ ۲۶ ـ ۲۸.
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۶۴.
- ↑ ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵.
- ↑ ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ – ۲۳۵؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۳ ـ ۲۵.
- ↑ «إِیَّانَا عَنَی خَاصَّةً أَمَرَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ بِطَاعَتِنَا»؛ کافی، ج۱، ص۲۷۶.
- ↑ «الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ(ع)إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۲۲.
- ↑ ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۷۰ و ۷۱.
- ↑ «اگر نمیدانید از دانشمندان بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات، ص ۱۷۹، ماده ذکر.
- ↑ «نحن أهل الذکر و نحن المسئولون»؛ ابن جمعة، الحویزی، تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۵، ح ۹۱.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۷۹ و ۸۵.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره ۵۰، ص ۴۴، سال سیزدهم، قم، مؤسسه امام صادق، علی ربانی، گلپایگانی.
- ↑ «فقال سلمان: یارسول الله عامة هذه أم خاصة؟ فقال: أما المأمورون فعامة المؤمنین امروا بذلک، وأما الصادقون فخاصة لاخی علی و أوصیائی من بعده إلی القیامة؟»؛ ابن بابویه، محمدبن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۵۲۱، باب ۲۴، ح ۲۵.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۸۶ و ۹۳.
- ↑ «و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید» سوره طه، آیه ۸۲.
- ↑ «ثُمَّ اهْتَدی إِلَی وَلَایَتِنَا أَهْلَ الْبَیْت»؛ بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۰۷.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۱۹۹.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
- ↑ واحدی نیشابوری، الخطط الساسیّة لتوحید الأمّة الإسلامیّه، ص ۶۷ و ۶۸؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فـی الآیـات النازلة فی أهل البیت، ج ۱، ص ۱۵۸ و ۱۵۹ و ص ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۱۵۷ و ۱۶۲-۱۶۷؛ سـیوطی، الدرّ المـنثور فـی التـفسیر بالمأثور، ج ۲، ص ۳۸ و ۴۰ و....
- ↑ برای آگاهی بیشتر، ر.ک: حسینی میلانی،سیّد علی، آیة المباهله.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۱ ـ ۲۲.
- ↑ سورۀ رعد، آیۀ ۴۳.
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۰۳.
- ↑ سورۀ واقعه، آیۀ ۷۷ ـ ۷۹.
- ↑ سورۀ عنکبوت، آیۀ ۴۹
- ↑ سورۀ فاطر، آیۀ ۳۱ ت ۳۳.
- ↑ ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۹۴ و ۱۱۶.
- ↑ ر.ک: رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۱۸.
- ↑ کمال الدین، ج۱، ص ۲۳۴؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۱۸۵ و ۱۸۶ و....
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۷.
- ↑ برای آگاهی بیشتر از سند و دلالت حدیث ثقلین، ر.ک: سبحانی، پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه، ص ۳۴۳ ـ ۳۴۶؛ حسینی میلانی، حدیث الثقلین، ۱۴۲۱ق.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۲۸ و ۳۰؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۳۷ ـ ۱۳۹.
- ↑ "اهلبیت من همانند کشتی نوحاند که هر کس بر آن سوار شد از طوفان نجات یافت و هر کس از آن روی برگرداند غرق شد"؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۲،ص ۳۴۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۳۰۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۷۳.
- ↑ برای آگاهی بیشتر از سند و دلالت حدیث سفینه، ر.ک: سبحانی، پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه، ص ۳۴۶-۳۴۸.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۳۰ و ۳۱؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۲۱۶.
- ↑ کافی، ج۸، ص۱۰۷.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۰۲.
- ↑ ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۳۱ و ۳۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۲۲۳ ـ ۲۲۵.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.
- ↑ مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.
- ↑ ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان(ع)، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.