حج در عرفان اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

رابطه حج با زیارت

وقتی که حج، حضور در میقاتِ ربّ است، وقتی شرکت در ضیافةالله است، وقتی لبیک گفتن به ندای ابراهیم و دعوتِ خداوند است، پس حاجی باید به تناسبِ مقام، خود را مهیّای این بار عام سازد. در مورد این ادب باطنی حج، امام صادق (ع) فرموده است: "دل را در هنگام و هنگامه حج، برای خدا مجرد ساختن و از هر حجابی و شاغلی آزاد ساختن، همه امور را به خدا سپردن و در تمام حرکات و سکنات، بر او توکّل داشتن"[۱].

اگر حاجی زائر، این‌گونه با قلبی سرشار از خدا و تهی از غیر، رو به خدای آورد، طبیعی است که هر قدمِ مهمانِ خدا عبادت و درجه و رتبه به حسا ب می‌آید و در مقابل هر گام حسنه ای بر او افزوده شده و سیّئه ای از او محو می‌شود، چنانکه امام صادق (ع) فرموده است: «إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ حَاجّاً لَا يَخْطُو خُطْوَةً وَ لَا تَخْطُو بِهِ رَاحِلَتُهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ بِهَا دَرَجَة»[۲] در این صورت است که حاجی، مهمان خدا خواهد بود والّا خیر. در این زیارت، تک تک عمل‌ها و مناسک حج، باید سازنده و آموزنده باشد.

با پوشیدن جامه احرام، جامه‌های گناه را باید زمین ریخت و با غسل احرام، گناهان را شستشو کرد و توبه نمود و با احرام بستن، با خدا باید تجدید پیمان نمود و با گفتن لبیک، از صمیم جان به ندای دعوتِ خدا و ابراهیم پاسخ گفت و با ورود به حرم، خود را در حریم حرمت الهی دید و با سعی و طواف، خود را خدایی ساخت و بین خوف و رجاء بود.

باید با رمی جمرات، شیطان‌های نهان و آشکار، درونی و بیرونی را طرد کرد و با قربانی گوسفند، نفس سرکش را قربانی کرد و کشت و... به میقات دوست رفت و در منای معرفت مقیم شد و در پرتو هدایت خدا قرار گرفت و بهتر از پیش شد... در این زمینه، به گفتگوی عمیق و زیبا و بدیعِ امام زین العابدین (ع) با "شِبلی" که از حج آمده بود و امام به دیدارش رفت مراجعه و دقت کنید[۳]. این است که حج، همرنگ شدن با خالصان و پاکان و هماهنگ شدن با فرشتگان و کرّوبیان است. در زمان موعود، به سرزمین میعاد رفتن است. کعبه و قبله را از نزدیک دیدن است و جهت و وجهه عمل را مشاهده کردن است. زیارت کعبه‌ای است که به فرمان خدا همه روزه و در کارهای عبادی، روی بدان سو می‌کنیم و چهره به طرف مسجدالحرام می‌گیریم که قبله‌ای است پسندیده و رضایتبخش ﴿فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ [۴] حاجی، در این زیارت، به خانه خدا و قبله گاه می‌رود.

در مسأله ترویج و احیای فرهنگ اهل بیت (ع): از جمله سنگرها و پایگاه‌هایی که می‌توانست ـ و باید ـ نقش عظیم و سرنوشت‌سازی داشته باشد، حج و زیارت خانه خدا بود. اعتقاد داشتن به امامت ائمه معصوم (ع) و التزام به رهبری آنان، در همه ابعاد مکتب و فروعِ دین، نقش اساسی دارد و مسائل اسلام، تنها در ارتباط با امامت، و اعتقاد به رهبری و ولایت امام معصوم یا جانشینان اوست که در جهت صحیح خویش، سیر می‌کند، ولی از این میان، به فریضه بزرگِ حجّ می‌‌پردازیم که با بحث زیارت، تناسب و پیوند دارد و مکه، خود، یکی از زیارتگاه‌های بزرگ اسلامی است و کعبه مقدس و حرم خدا و رسول، از مزارهای بسیار شریف و پرارج، در نظر همه مذاهب و فرقه‌های اسلامی و ملیت‌های مختلف این امت عظیم است. و کنگره عظیم سالانه را به کانونی فعّال، در جهت هدایت و وحدت مسلمین و اتحاد قوا و صفوف و قلوب، در برابر دشمن، تبدیل کند و از آن، مرکزیّتی برای رشد فرهنگ دینی و تعلیمات اسلام پدید آورد.

امام خمینی در مورد ابعاد سیاسی و اجتماعیِ عباداتی همچون نماز و حج که مربوط به زندگی دنیوی انسان‌هاست، می‌فرماید: "... مسلمانان، از جهات اجتماعی ـ سیاسیِ این عبادات، غافل شده‌اند و به خصوص در اجتماع حج که مهبط وحی و خاستگاه اسلام است از برکات این تجمع، متأسفانه غافل شده‌اند. اجتماعی که شارع مقدس اسلام، به آسانی و به صورتی فراهم کرده که برای ملت‌ها و دولت‌های دیگر، جز با تلاشی بزرگ و صرف بودجه ای هنگفت، امکان‌پذیر نیست. و اگر مسلمین، رشد سیاسی و اجتماعی داشتند، از راه تبادل افکار و تفاهم و اندیشیدن در نیازهای سیاسی ـ اجتماعی و قوانین اقتصادی و حقوقی و اجتماعی و سیاسی به حلّ بسیاری از مشکلات و مسائل مورد ابتلای خود موفق می‌شدند و آنگاه، دیده می‌شد که اسلام، بر خلاف تصوّر بسیاری از جوانان و بلکه پیرمردان اسلام، که تحت تأثیر تبلیغات شوم و مسموم و مستمرّ بیگانه و عمّالشان در طول تاریخ قرار گرفته‌اند، تنها در عبادت و اخلاق، خلاصه نمی‌شود. این تبلیغات دامنه‌دار اجانب، برای آن بوده است که اسلام و منتسبین به اسلام را از چشم جوانان و دانشجویانِ علوم جدید، بیندازند..."[۵].

حج، تنها یک عبادت نیست که به هر صورت، انجام گیرد. فلسفه و اهداف این مناسک مهم، اگر درست شناخته و پی‌گیری و پیاده شود، آنگاه ادا شده است. در حج، مهم، اقامه آن است، برپا داشتن! سفارش امیرالمؤمنین (ع) به "قثم بن عباس" که از طرف آن حضرت، حکمفرمای مکه بود، این است که: «فَاقِمْ لِلناسِ الحجَّ وذَکِّرهُمْ بایّام اللهِ»[۶]حج را برای مردم برپای دار، و آنان را به یاد "ایام الله" بیانداز. یادآوری و احیای ایام الله، در کنار اقامه حج و برپایی این مراسم بیان شده است، توجه به سازندگی این دو کار، مهم است.

پس، روح حج، امامت است و این عبادت، تنها در پیوند با رهبری است که سیاست صحیح قرآن را پیاده خواهد کرد و کعبه، قیاماً للناس خواهد شد و منافع و سودهای عظیم این فریضه الهی، عاید مسلمانان خواهد گشت[۷].[۸]

حج و دیدار امام

مهم‌ترین هدف در زیارت حج، در زمینه ارتباط و دیدار با امام و لقای معصوم (ع) و عرضه ولایت و نصرت، همان جهت یافتن اعمال و مناسک، در مسیر خداپسندانه است، که بدون آن، کارهای عبادی هم لغو و بیهوده و بی اجر است. در روایت از امام باقر (ع) نقل شده است که: "بر مردم لازم و سزاوار است که این خانه (کعبه) را زیارت کنند و ما را به خاطر بزرگداشتِ خدا، بزرگ بدارند و تعظیم کنند، و ما را در هر جا که باشیم دیدار کنند، مائیم راهنمایان به خدا!..."[۹].

اکسیر دگرگون ساز و روح بخش و ارزش آفرینِ ولایت، در همه امور اسلام، و تکالیف و فروع دین و عبادات، لحاظ شده و شرط قبولی و پذیرفته شدنِ طاعاتِ انسان در پیشگاه خداست و در کتب روایات، باب‌های خاصی برای همین منظور، عنوان گشته است که اهل مطالعه می‌توانند برای اطلاع بیشتر به منابع خاصّ آن رجوع کنند[۱۰].

"... حج بدون ولایت، و آهنگ کعبه بدون امامت و حضور در عرفات بدون معرفتِ امام، و قربانیِ بدون فداکاری در راه امامت، و رمی جمره بدون طرد استکبار درونی و بیرونی، و سعی بین صفا و مروه بدون کوشش در شناخت و طاعت امام، بی‌حاصل بوده و سودی نخواهد داشت؛ زیرا اگرچه یکی از مبانیِ اسلام حج است -« بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَة»[۱۱] لکن هیچ یک از نماز و روزه و زکات و حج، همانند ولایت، رکن استوار اسلام نیست. لذا، در جوامع روایی آمده که: هیچ دعوتی از طرف خداوند به اندازه دعوت به ولایت و امامت نیست «وَ لم ینادِ احدٌ مثل ما نودِیَ بالولایه»..."[۱۲].[۱۳]

ولایت و حج

محوریت موضوع ولایت در مقایسه با سایر اعمال، موضوعی پذیرفته شده است که روایات فراوانی صریحاً به آن پرداخته است. حج نیز در اسلام از جایگاه بلندی برخوردار است. لکن در مقابل ولایت که قرار می‌گیرد ولایت از جایگاه برتری برخوردار می‌باشد؛ چراکه هر یک از این عبادات اگر در کنار رهبری صحیح قرار نگیرد از آن سوء استفاده می‌شود، حتی اگر در کنار قرآن، رهبری صحیح نباشد تفسیر به رأی شده و از آن استفاده ابزاری می‌شود.

زراره از امام محمد باقر(ع) روایت می‌کند که فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ»؛ اسلام بر پنج پایه استوار است: «نماز و زکات و روزه و حج و ولایت». زراره می‌گوید از امام پرسیدم: کدام‌ یک از این اصول پنج‌گانه مهم‌تر است؟ امام(ع) فرمود: «الْوَلَايَةُ أَفْضَلُ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ»[۱۴]. ولایت از همه مهم‌تر است، چون ولایت کلید رسیدن به آنهاست (و محتوای آن دستورات در ولایت تحقق پیدا می‌کند) و امام و والی، راهنمای مردم به سوی این اعمال است.

دو نکته اساسی در اینجا قابل ذکر است:

نکته اول: اینکه این پنج مسأله بی‌جهت در کنار یکدیگر چیده نشده‌اند، بلکه رابطه‌ای با یکدیگر دارند.

  1. نماز، رابطه خلق با خالق است بلکه بهترین زمان برای رابطه خلق و خالق هنگام نماز است.
  2. زکات، رابطه خلق با خلق است. نیازمندان با اجرای قانون زکات از سوی ثروتمندان، بی‌نیاز می‌گردند و مشکلات اقتصادی آنان حل می‌شود.
  3. روزه، رابطه انسان با خویش است، با ایجاد این رابطه انسان موفق می‌شود که با هوای نفس خویش مبارزه کند. سمبل مبارزه با هوای نفس روزه است.
  4. حج، رابطه مجموع مسلمین با یکدیگر است تا با همفکری و تبادل نظر، مشکلات و گرفتاری‌های جهان اسلام را حل کنند و مرهمی بر زخم‌های مسلمانان بنهند.
  5. ولایت، ضامن اجرای صحیح و تبییین کننده احکام این مسائل می‌باشد. بنابراین پنج اصل اساسی فوق تصادفاً در این حدیث در کنار هم جمع نشده‌اند.

نکته دوم: اینکه چرا ولایت از چهار اصل دیگر مهم‌تر و افضل است؛ همان‌گونه که در خود روایت نیز آمده است؛ ولایت تحقق بخش نماز و روزه و حج و زکات است و محتوای این عبادات و سایر عبادت‌ها در سایه ولایت عملی می‌شود، یعنی بدون ولایت و حاکمیت اسلام، این دستورات نقشی است بر کاغذ و همانند نسخه طبیب است که بدون عمل به آن شفای دردها حاصل نخواهد شد. ولایت به معنای اجرای قانون اسلام توسط ائمه معصومین‌(ع) و جانشینان آنان می‌باشد. بنابراین ولایتی از نماز و روزه و حج و زکات بالاتر است که نتیجه‌اش حکومت اسلامی باشد، ولایتی که از ولایت حضرت علی(ع) در غدیرخم نشأت گرفته باشد[۱۵].

ولایت، روح حج است؛ حج بدون «ولایت» و آهنگ کعبه بدون «امامت» و حضور در عرفات بدون «معرفت امام» و قربانی در منا بدون «فداکاری در راه امامت» و رمی جمره بدون «طرد شیطان و استکبار درونی و بیرونی» و سعی صفا و مروه «بدون کوشش در شناخت و اطاعت امام بی‌حاصل بوده و سودی نخواهد داشت؛ زیرا اگر چه یکی از مبانی اسلام حج است: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ» لکن هیچ یک از نماز و روزه و زکات و حج همانند ولایت، رکن استوار اسلام نیست. از این رو در ادامه روایت مزبور آمده است، هیچ دعوتی از طرف خداوند به اندازه دعوت به ولایت و امامت نیست: «وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ»[۱۶] زیرا که انسان کامل که خود اسلام ممثل است می‌تواند به همه ابعاد اسلامی آشنا باشد و آشنایی دهد و مردم را به روح توحید که همان فریاد و قیام علیه طاغوت است جهت بخشد[۱۷].

از آنجا که ولایت از ارکان اسلام و حج است، در دعاهای ماه رمضان همراه با طلب حج، درخواست تشرف به اعتاب مقدسه معصومین(ع) آمده است یعنی در کنار زیارت «بیت الله» زیارت حرم مطهر رسول الله(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز مطرح است. چنان‌که در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: خدایا! مبادا جایم در مشاهد مشرفه خالی باشد: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ... وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ(ص) وَ الْأَئِمَّةِ(ع) وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ». در میهمانی عادی این چنین نیست که میزبان، چیزی را به میهمان پیشنهاد کند، ولی در این جا صاحب خانه به میهمان می‌گوید: از من زیارت خانه‌ام و تشرف به حرم رسول و حضور در مشاهد مشرفه را درخواست کن. این ضیافت ویژه در ماه رمضان، زمینه ضیافت حج را فراهم می‌کند[۱۸].

امام باقر(ع) فرمود: حضور در پیشگاه امام معصوم(ع) و عرضه ولایت و اعلام وفاداری و فداکاری، متمم حج است. «تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ‌»[۱۹] پس حجی که رهبری الهی در آن حضور و ظهور نداشته باشد ناقص است. البته این اختصاص به حج ندارد و از باب تمثیل است نه تعیین. یعنی نه تنها «تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ‌» بلکه تمام الصلاة و الصيام و الزكاة لقاء الامام. زیرا در حدیث «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ...» ضمن تأکید بر ولایت به نقش برتر والی تصریح شده است: «وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ‌».

نکته مذکور که در کلام نورانی امام باقر(ع) آمده است، مستفاد از آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۲۰] است.

خداوند، اسلام همراه ولایت و رهبری الهی را برای ما پسندیده است. التزام عملی و علمی به ولایت اولیای راستین حق، تمام نعمت الهی و کمال دین است و تنها چنین دینی خداپسند خواهد بود. پس نه تنها «تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ‌» بلکه تمام الاسلام لقاء الامام[۲۱].

درباره اتمام حج و عمره که در آیه شریفه ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ[۲۲] بدان اشاره شده است[۲۳]. در برخی روایات، مصداق دیگری برای اتمام حج، ذکر شده است و آن این است که حج‌گزار پس از انجام مناسک به «زیارت امام(ع)» مشرف شود. نه فقط زیارت قبور (که آن نیز از حقوق ولایت است؛ زیرا زندگی و مرگ معصوم یکسان است) بلکه زیارت امام(ع) که نوعی تجدید عهد با امام است که حج‌گزاران ولایتشان را به امام اعلام کرده و یاری خود را بر آنان عرضه کرده، آمادگی خود را برای حمایت از آنان اظهار کنند.

امام باقر(ع) فرمودند: «إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُخْبِرُونَا بِوَلَايَتِهِمْ وَ يَعْرِضُوا عَلَيْنَا نَصْرَهُمْ»[۲۴]؛ «مردمان فرمان یافتند که نزد این سنگ‌ها آیند و آنها را طواف کنند، آن‌گاه نزد ما آیند و ولایت و حمایت خویش را بر ما عرضه دارند».

به همین دلیل در برخی از روایات از فضیلت تشرف به مدینه پس از حج، سخن به میان آمده است که «ابْدَؤُوا بِمَكَّةَ، وَ اخْتِمُوا بِنَا»[۲۵]؛ «با مکه آغاز کنید و با ما به پایان برید»؛ لذا شایسته است که حاجیان پس از زیارت خانه خدا، آن چه را که دریافت نموده‌اند بر پیامبر و امام معصوم و صاحبان ولایت عرضه کنند.

حضرت علی(ع) نیز در بیانی فرمودند: «أَتِمُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) حَجَّكُمْ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَى بَيْتِ اللَّهِ»[۲۶]. «هر گاه حج شما تمام شد به زیارت رسول خدا(ص) بروید که در حقیقت تکمیل کننده حج شماست»[۲۷].

اسرار باطنی حج

امام صادق(ع) راجع به اسرار باطنی حج و وظایف حاجیان می‌فرماید:

  1. چون اراده حج کنی، پیش از آن‌که مهیای سفر شوی دل خود را از جمیع ماسوی الله مجرد ساز.
  2. کلیه امورات خود را به خالق واگذار.
  3. در تمام حرکات و سکنات خود بر وی توکل نما.
  4. بر قضا و قدر، و حکم او، سر تسلیم تقدیم دار.
  5. دنیا و راحت و خلق را وداع کن، و چنان‌که مهیای سفری شوی که امید بازگشت نداشته باشی.
  6. از حقوقی که از خلق بر عهده داری بیرون شو.
  7. تکیه بر زاد و توشه خود نکن.
  8. پس مستعدّ شو، استعداد کسی که امید بازگشت ندارد.
  9. مصاحبت هم‌سفرانت را نیکو نگه دار.
  10. پیوسته مراعات نمای اوقات فرائض خدای را و سنن رسول خدای، و آن چه واجب است بر تو، از ادب و تحمل صبر و شکر و شفقت و سخاوت و ایثار زاد (یعنی ترجیح غیر بر خویش در توشه).
  11. در هنگام غسل، به آب توبه خالصانه، گناهان خود را شستشو کن.
  12. کسوت [استی و صفا و فروتنی را بپوش.
  13. احرام در بند از هر چیزی که تو را از یاد خدای باز دارد و از اطاعت او حائل گردد.
  14. آن‌گاه که لبیک می‌گوئی، خود را آماده کن که در دستورات پروردگار فرمان‌بردار باشی و باید که اجابت تو (دعوت حق را) و (چنگ زدن به بند محکم او) راست و پاک و صاف و پاکیزه بوده باشد.
  15. چون به طواف مبادرت کنی، دل را هم با فرشتگان، گرد عرش و بارگاه الهی مشغول ساز.
  16. هروله کن از هوای نفس، و بیزاری جوی، از حول و قوّت خود.
  17. وقتی که از مکه «به سوی منی» که سرزمین آمال و آرزوهاست حرکت کردی از غفلت و لغزش بپرهیز.
  18. تمنا منما آن‌چه را که برای تو حلال نیست، و استحقاق آن را نداری.
  19. اعتراف کن به خطاهای خود در عرفات، و تجدید کن عهد و پیمان خود را نزد پروردگار، به یگانگی و وحدانیت او و تقرب جوی به سوی او.
  20. بپرهیز از وی در مُزدلفه.
  21. روان خود را پرواز ده، به ملا اعلی هنگام بالا شدن در کوه منی.
  22. بکش هوا و هوس و آز را، به هنگام کشتن قربانی.
  23. هنگام رمی جمرات، با سنگ زدن خود، شهوات و پستی و دنائت طبع و خوی نکوهیده را از پای درآور.
  24. هنگام تراشیدن موی خود، ریشه عیب‌های آشکار و نهانی خود را بتراش.
  25. چون داخل حرم شوی، در امان و پناه و خطاپوشی و نگهداری خدای تعالی داخل شو، از این که آرزوهای نفس خویش را پیروی کنی.
  26. گرد خانه حق دور زن، با تعظیم صاحبخانه، از روی حقیقت و شناخت بزرگی و سلطنت وی.
  27. دست بر حجر الاسود کش، از روی رضایت به آن چه قسمت تو فرماید، از راه خضوع به عزت و جلال او و عهد بندگی را با او محکم ساز.
  28. وداع کن غیر او را به طواف وداع.
  29. صاف و پاکیزه نما روح و دل خود را برای ملاقات خدای تعالی به وقوف بر صفا.
  30. خود را در منظر خدای قرار ده، در مروه با اوصاف نیکو و پاکیزه.
  31. استقامت نمای بر شروط حج، و وفای به عهدی که با خدای بستی، یعنی بر شروط و عهدهای خود باقی بمان و با گناه و معصیت پیمان خود را نشکن.
  32. بدان که خداوند هیچ طاعتی را مانند حج به خود نسبت نداده، و هیچ عبادتی را پیامبر(ص) هم به این ترتیب تشریع نکرده، مگر برای آن‌که این عمل، دارای اشارات و تذکراتی است برای صاحبان خرد و مشتمل است بر نصائح و اندرزهایی برای اهل بصیرت و بینایی؛ زیرا که آن اشارات انسان را به عالم مرگ و قبر و حساب و احوال بهشتیان و دوزخیان دلالت می‌کند، و درک نمی‌کند آن را مگر صاحبان خرد و ارباب بصیرت[۲۸].[۲۹]

منابع

پانویس

  1. « إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلَّهِ مِنْ قَبْلِ عَزْمِكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابِ كُلِّ حَاجِبٍ وَ فَوِّضْ أُمُورَكَ كُلَّهَا إِلَى خَالِقِكَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ مَا يَظْهَرُ مِنْ حَرَكَاتِكَ وَ سَكَنَاتِك‏»بحار الأنوار، ج۹۶، ص۱۲۴.
  2. بحار الأنوار، ج۹۶، ص۳۱۵.
  3. کتاب حج مجموعه مقالات چاپ وزارت ارشاد، ص۲۱. متن این حدیث طولانی را به نقل از مستدرک الوسائل بیان کرده است. ناصرخسرو هم در قصیده معروف خود حاجیان آمدند با تعظیم... آن را به نظم درآورده است.
  4. بقره، آیه۱۴۴.
  5. کتاب البیع، امام خمینی چاپ اسماعیلیان، ج۲، ص۴۶۰.
  6. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه۶۷.
  7. آیات ۹۷ مائده، ۲۵ حج، ۹۶ آل عمران، ۱۲۵ و ۱۵۹ بقره مطالعه شود.
  8. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۱۳۳-۱۳۵.
  9. بحار الأنوار، ج۲۷، ص ۱۷۹.
  10. از جمله می‌توانید به بحار الأنوار، ج ۲۷، باب هفتم «انّه لا تقبل الأعمال الا بالولایه» ص ۱۶۶؛ و همچنین: اصول کافی عربی، ج۱، ص ۳۹۲باب لزوم رفتن پیش ائمه پس از مناسک حج جهت آموختن دین و اعلام ولایت و ص ۴۱۲به بعد، مربوط به ولایت در قرآن کریم، مراجعه کنید.
  11. وسائل الشیعه، ج۱، ص۷.
  12. کتاب حج مجموعه مقالات انتشارات وزارت ارشاد، ص ۶۰، مقاله آیۀالله جوادی آملی.
  13. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۱۴۸ ـ ۱۴۹.
  14. کافی، ج۲، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، حدیث ۵.
  15. آیات ولایت در قرآن، آیت‌الله مکارم شیرازی، ص۷۰.
  16. کافی، ج۲، ص۱۸.
  17. صهبای حج، آیت‌الله جوادی آملی، ص۹۳.
  18. صهبای حج، ص۷۲.
  19. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۲۵ – ۳۲۴.
  20. «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  21. صهبای حج، آیت‌الله جوادی آملی، ص۱۰۹ و ۱۱۰.
  22. «و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
  23. مصادیقی برای «اتمام» بیان شده است.
  24. کافی، ج۴، ص۵۴۹.
  25. کافی، ج۴، ص۵۵۰؛ صهبای حج، ص۴۸۶.
  26. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۱۳۹.
  27. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۶۹.
  28. محجه البیضاء، ج۲، ص۲۰۷.
  29. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۵۴-۳۶۱.