تحریم اقتصادی
مفهومشناسی حصر و محاصره
حصر در اصل لغت عربی به قبض شکم و یبوست و همچنین محکم و سخت بستن چیزی از همه جوانب به طوری که هیچگونه راه خروجی نداشته باشد، گفته میشود. از همین رو، به عاجز و ناتوان و همچنین بخیل این واژه اطلاق میشود. پس هر گونه معنای ایجاد محدودیت کامل مانند انحصاری کاری یا ایجاد ناتوانی کامل برای انجام کاری، نوعی در قبضه گرفتن و محکم و سخت بستن انسان است به طوری که عاجز و ناتوان گردد. محصور کسی است که گرفتار در چیزی یا امری است به طوری که نتواند از آن بیرون آید. در اصطلاح اصولی «حصر» به معنای محدود کردن چیزی به موضوعی است؛ یعنی: حصر حکم به اختصاص حکم به موضوعی معیّن و سلب آن از سایر چیزها است؛ مانند: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمْ رَٰكِعُونَ﴾[۱] محاصره اقتصادی به معنای ایجاد حصار فیزیکی و یا غیر فزیکی و محدودیتهای مطلق یا نسبی در حوزه فعالیتهای اقتصادی نسبت به شخص یا مردم در یک منطقه جغرافیایی مانند شهر یا کشوری است تا از مقاومت و استقامت دست برداشته و خود را تسلیم خواستههای محاصرهکننده نمایند. محاصره اقتصادی در اشکال گوناگونی چون تحریمها انجام میگیرد تا مردمی از هر گونه توان اقتصادی محروم شوند و توانایی بهرهمندی از اقتصاد و آسایش و رفاه را نداشته باشند.
واژه تحریم از حرم به معنای محرومسازی است. به این معنا که شخص یا اجتماعی را از چیزی محروم کند. در عرصه بینالمللی در جهان امروز، تحریم یا سانکشِن[۲] فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی به عنوان مجری تحریم، علیه یک یا چند کشور دیگر به عنوان هدف تحریم، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مهم از دید مجریان تحریم، اعمال میشود. در اینجا منظور از «مجری تحریم» کشوری یا گروهی بینالمللی است که نویسنده سناریوی تحریم باشد، هرچند ممکن است در اعمال محاصره بیش از یک کشور شرکت داشته باشد و منظور از «هدف» کشور یا کشورهایی است که هدف اصلی تحریم واقع میشوند. اما تحریمهای اقتصادی، هرگونه اعمال محدودیتی است که بر تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی کشور هدف، در راستای وادار ساختن به تغییر سیاست یا نظام سیاسی یا نابودی ملتی و مانند آنها وضع میشود.[۳]
اهداف و فلسفه محاصره اقتصادی و مقابله با آن
از نظر قرآن، دشمنان همواره در اندیشه این هستند تا مؤمنان را به تسلیم وا داشته و آنان را از مسیر حق و حقانیت و دفاع از عدالت و قیام و اجرای آنان باز دارند. همچنین تمام تلاش دشمنان این است که مؤمنان را از مواضع اصولی خویش از جمله حمایت از مظلومان و مستضعفان عالم در برابر ظالمان و مستکبران باز دارند، در حالی که این امور از مهمترین مواضع دولت وامت ولایی در سیاست خارجی است.[۴] براساس دیدگاه قرآن، عقبنشینی نسبت به اصول و مواضع اصولی در هیچ زمانی و حالی، جایز و روا نیست، و امت اسلام و حکومت اسلامی نمیبایست از مواضع اصولی خویش کوتاه آید؛ زیرا دشمنان تا زمانی تسلیم یا تغییر رفتار و آیین، دست از فشار و تهدید بر نخواهند داشت و محاصره جز با تغییر نظام سیاسی اسلام و عقبنشینی از آیین آن پایان نمیپذیرد. خدا میفرماید: ﴿وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ ٱلْيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَـٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ وَلَئِنِ ٱتَّبَعْتَ أَهْوَآءَهُم بَعْدَ ٱلَّذِى جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍ﴾[۵] خدا همچنین میفرماید: ﴿إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا﴾[۶]
خدا درباره دیگر اهداف محاصرهها و تحریمهای اقتصادی دشمنان علیه امت و دولت اسلام به این نکته توجه میدهد که یکی از اهداف دشمنان، از محاصره و تحریم اقتصادی، پراکنده ساختن امت از پیرامون نظام ولایی و رهبری و تضعیف نظام اسلامی است. از همین رو دشمنان اسلام با تحریم اقتصادی بر آن هستند تا مردم و امت تحت فشار اقتصادی قرار گیرند و از نظام سیاسی اسلام ببرند. خدا میفرماید: ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا۟ عَلَىٰ مَنْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّوا۟ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِنَّ ٱلْمُنَـٰفِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ﴾[۷] اصولا از نظر قرآن، اقتصاد مایه قوام اجتماع و ستون اصلی خیمهای به نام اجتماع است[۸]؛ زیرا این اقتصاد است که مردمان را در کنار هم جمع کرده و به تبادل و همکاری برای رفع نیازها وادار میسازد؛ چراکه امنیت غذایی و تأمین آسایش یکی از دو مولفه و عنصر اساسی خوشبختی و سعادت انسانی و بلکه بقای انسان است؛ از اینرو، هرگونه تهدید نسبت به اقتصاد بهویژه امنیت غذایی و آسایشی مردم به معنای فروپاشی چیزی به نام نظام اجتماعی است. به طور طبیعی کسی که اقتصاد جامعهای را با تحریم و محاصره اقتصادی هدف حملات بیامان خویش قرار داده است، نابودی ملت و مردمی را میخواهد؛ زیرا با نابودی اقتصاد نه ملتی میماند و نه نظام سیاسی. بر همین اساس تحریمهای اقتصادی مردم و نظام اجتماعی آنان را به عنوان یک ملت و امت هدف قرار میدهد. منافقان به عنوان دشمنان داخلی با توجه به این جایگاه اقتصاد، در تحریم امت بر آن هستند تا نظام سیاسی ولایی را نابود سازند و اهداف کفر آمیز خویش را تحقق بخشند.
دشمنان داخلی با ایجاد کمبودها از جمله کمبودهای نقدینگی و غذایی و مانند آنها تلاش میکنند که امت اسلام را تحت فشار قرار دهند تا دست از مواضع اصولی خویش بردارند و رهبری و نظام را تنها بگذارند. به طور طبیعی این دشمنان داخلی به انواع گوناگون روشها دشمنان بیرونی را نسبت به ابزار تحریم ومحاصره و میزان کارآمدی و ناکارآمدی آن آگاه میکنند و بسترهای تحریم و محاصره فراگیر را به آنان نشان میدهند و حتی بستههای پیشنهادی در راستای توفیق در این راه به دشمنان ارائه میکنند. این در حالی است که از نظر قرآن، اگر امت اسلام ایمان واقعی داشته باشند، هرگز تحت تاثیر تحریم و محاصره اقتصادی قرار نخواهند گرفت؛ زیرا این خدا است که روزی را قسمت میکند و در نهایت با صبر و استقامت و پایداری میتوانند محاصره را بشکنند و به اهداف خویش نیز دست یابند.[۹] البته از نظر قرآن برای کسب موفقیت علیه محاصرهکنندگان لازم است تا نظام اسلامی با بهرهگیری از همه توان علمی و عملی امت اقدام به برنامهریزی در شرایط بحرانی کند؛ چنانکه حضرت یوسف(ع) در شرایط بحرانی خشکسالی مصر اینگونه عمل کرد.[۱۰] از جمله این برنامهریزیها صرفهجویی در همه ابعاد از سوی حکومت و امت اسلامی است که میتواند از هرگونه اسراف و تبذیر جلوگیری به عمل آورده و با اولویت بخشی به امنیت غذایی و مانند آن بودجه و سرمایه امت اسلام را از حوزه کالاهای تشریفاتی خارج کند و در مسیر درست به کار اندازد. در حقیقت توجه امت و امام به حوزه مصرف و صرفهجویی مهمترین عامل در پیروزی و شکست محاصرهکنندگان خواهد بود.
براساس آیات قرآن، یکی از مهمترین راهکارها در راستای مقاومت و مقابله با محاصرهکنندگان و تحریمهای آنان، قناعتورزی و تکیه بر اقتصاد و توان داخلی در سایه توکل و اعتماد به خدا است. خداوند در قرآن جبران تنگناها و مشکلات اقتصادی درصورت قطع رابطه با مشرکان و تکیه بر اقتصاد داخلی را به مؤمنان وعده داده و فرموده است: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةًۭ فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦٓ إِن شَآءَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ﴾[۱۱].[۱۲]
پیشینه تاریخی محاصره و تحریم
محاصره به قصد تسلیم شخص یا امتی از دیرباز به کار رفته است. این محاصرهها شامل محاصرههای نظامی، فرهنگی و اقتصادی بوده است. به عنوان نمونه فرعونیان برای تسلیم بنیاسرائیل آنان را در محاصره نظامی قرار دادند به طوری که همه راهها بر آنان بسته شده بود و در محدوده جغرافیایی میان دریا و لشکریان چنان محاصره شدند تا خود را تسلیم کنند.[۱۳] بیان نجات بنیاسرائیل و غرق شدن فرعونیان، در پی شکافته شدن دریا، دلالت بر این دارد که فرعونیان، بنیاسرائیل را محاصره کرده، در صدد هجوم به آنان بودند. دشمنان پیامبر(ص) و امت اسلام نیز بارها به شیوه محاصره نظامی و اقتصادی و مانند آنها توسل جستند تا مسلمانان را تسلیم خواستههای مشرکانه خویش کنند و زمینه عقبنشینی آنان از مواضع اصلی و اصولی را فراهم آورند.[۱۴]
مسلمانان در محاصره نظامی شهر مدینه از ناحیه بالا و پایین شهر مدینه از سوی ارتش متحد مشرکان مورد محاصره قرار گرفتند به طوری که برخی از مسلمانان گرفتار بدگمانی حتی نسبت به خدا و وعدههای او شده و رفتارهای نادرست و ناخوشایند بروز میدادند؛ این در حالی بود که مؤمنان هنگام رویارویی آنان با احزاب کافر و محاصرهکننده مدینه از روحیه بالایی برخوردار بوده و حتی محاصره موجب افزایش ایمان آنان شده بود با آنکه دشمنان کافر از قدرت و شوکت نظامی و وضعیت اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بودند.[۱۵] از نظر قرآن، مؤمنان مدینه با ایمان راسخ خود به وعدههای خداوند و پیامبر(ص) در جریان محاصره نظامی مدینه به وسیله احزاب متّحد مشرکان، با اطاعتپذیری از خدا و پیامبر(ص) به رغم قدرت و شوکت دشمنان کافر، نشان دادند که حملات و تهاجمات دشمن نه تنها موجب نمیشود تا آنان از مواضع اصولی خودشان کوتاه بیایند بلکه موجب افزایش ایمان و دلگرمی بیشتر به وعدههای الهی در موفقیت و پیروزی اهل صبر و استقامت و ایمان شده و با شجاعت و استقامت مثال زدنی به مقابله با محاصره کنندگان پرداختند به طوری که شکست را برای مشرکان متحد و احزاب آنان رقم زدند.[۱۶] برخی از مفسران گفتهاند مراد از وعدههای الهی در این آیات احزاب، هماناشاره به سخنی است که قبلاً پیامبر(ص)به ایشان فرموده بود: احزاب مشرک و دشمنان مختلف شما دست به دست هم میدهند و به جنگ شما میآیند، امّا بدانید پیروزی با شما است.[۱۷]
به هر حال، به سبب استقامت و افزایش ایمان مؤمنان مدینه، امدادهای غیبی به مدد ایشان آمده و پیروزی مؤمنان و شکست مشرکان را رقم زد. یادآوری این نکته مهم و اساسی است که یهودیان مدینه با آنکه با پیامبر(ص) و دولت سیاسی ولایی پیامبر(ص) پیمان صلح و عدم تعرض بسته بودند، اما به این پیمان پایبند نبوده و خیانت کرده و با مشرکان مکی همراهی و همکاری داشتند. مفسّران بر این نکته اتّفاق دارند که مقصود از «جنود» در آیات سوره احزاب از جمله آیه ۹ سوره، همان گروههای مشرک و یهودیانی هستند که در یک تصمیم گروهی جهت در هم کوبیدن مسلمانان به مدینه هجوم آوردند و مدینه را از همه سو به محاصره خویش در آوردند.[۱۸] از نظر قرآن، قدرت خداوند، عامل پراکنده شدن مشرکان و دیگر احزاب متّحد، از اطراف مؤمنان مدینه و نیز پایان محاصره نظامی مدینه به سود مسلمانان، بدون درگیری نظامی و بدون پیروزی کافران بوده است. این شکست چنان به کام دشمنان تلخ آمد که چون مار گزیده به دور خویش میگشتند و از خشم و غیظ در حال انفجار بودند.[۱۹].[۲۰]
عوامل پیروزی مؤمنان و شکست محاصره کنندگان مدینه
از نظر قرآن بر اساس آیات ۹ تا ۲۵ سوره احزاب، عوامل چندی در موفقیت مؤمنان مدینه و شکست محاصره کنندگان نقش اساسی داشته است که عبارتند از:
- نیک گمانی به خدا: هر چند که برخی از مسلمانان سست ایمان که هنوز قلبهایشان با آزمونهای الهی با ایمان آمیخته نشده بود، نسبت به وعدههای الهی بدگمان بودند، اما اکثریت اهل مدینه نسبت به خدا حسن ظن داشته و با اعتماد به این حسن ظن در برابر محاصرهکنندگان ایستادگی و پایداری کردند و موفقیت را برای خود رقم زدند.
- ایمان به خدا: مؤمنان، به خدا و وعدههای الهی ایمان داشته و موفقیت اسلام و مؤمنان را در سایه اطاعت از خدا و رسولالله(ص) باور داشتند. از اینرو، صبر و استقامت ورزیدند و در برابر فشارها عقبنشینی نکردند. اینگونه بود که موفقیت را برای خود و اسلام رقم زدند.
- امدادهای غیبی: از مهمترین عوامل موفقیت و پیروزی مؤمنان، امدادهای غیبی است که مؤمنان را در شرایط بسیار سخت یاری میرساند. بنابراین، مؤمنان اگر ایمان خویش را تقویت کنند، به طور طبیعی مورد عنایت و امدادهای الهی در شرایط نابرابر قرار میگیرند.
- افزایش ایمان: قرار گرفتن در شرایط سخت و ابتلاءها که به عنوان سنتهای الهی در قرآن مطرح است، خود یکی از مهمترین عوامل افزایش ایمان در مؤمنان مدینه بوده است؛ زیرا آنان شرایط خویش را براساس سنت الهی تحلیل کرده و به توصیههای خدا در این شرایط از جمله صبر بر مصیبت و بلا توجه یافته و اینگونه مورد عنایت امدادی قرار گرفتند.
- پیروی از اسوه: از نظر قرآن از دیگر عوامل پیروزی مؤمنان مدینه در شکست محاصره کنندگان، پیروی از رهبری اسوه است که شخصیت محوری در مدیریت و هدایت مؤمنان داشته و مؤمنان به تصمیمها و فرمانهای او بیچون و چرا پایبند بودند. از نظر قرآن همین رویه و روش باید از سوی امت در موارد دیگر نیز به کار گرفته شود تا موفقیت و پیروزی علیه محاصره کنندگان و دیگر تهدیدات علیه امت به دست آید.
این در حالی بود که در همان زمان، دشمنان از طریق عوامل و ستون پنجم خویش از منافقان در مدینه بذر نفاق و تردید میافکندند و فعالیّت تبلیغاتی منافقان، برای درهم شکستن جبهه مسلمانان، و به نفع احزاب متّحد محاصرهکننده مدینه در جریان بود.[۲۱] نکته قابل توجه در جریان محاصره مدینه اینکه در کنار جنگ سخت نظامی و محاصره و بسیج همه احزاب و دشمنان سوگند خورده، دشمنان با استفاده از دوستان و یاران داخلی خود در مدینه به جنگ روانی امت آمده و با همسویی منافقان با احزاب متّحد محاصرهکننده مدینه، تلاش بسیاری را برای تضعیف روحیّه مسلمانان داشتند. آنان گاه با حضور در خط مقدم و رفتارهای مایوسکننده تلاش داشتند تا بذر نومیدی و شکست را در میان مردم مدینه بکارند. از اینرو، منافقان با ایجاد تزلزل، اضطراب و فرار از جنگ، در زمان محاصره، به همراهی و همگانی با نیروهای محاصرهکننده مدینه پرداختند تا اینگونه جبهه داخلی را سست ساخته و بذر شکست و ناکامی را در دلها بکارند و موفقیت را برای محاصره کنندگان و تحریمکنندگان رقم زنند.
بر همین اساس همواره لازم است امت و حکومت اسلامی نسبت به مواضع افراد داخلی که به ظاهر از امت ولی در عمل در خدمت دشمنان هستند مواضع روشن و اصولی داشته باشند و اجازه ندهند منافقان و نفوذیهای دشمن در خدمت دشمن به اهداف خویش دست یابند. باید توجه داشت که همکاری و همسویی منافقان با محاربان و دشمنان، در تفرقهافکنی بین مؤمنان و توطئه علیه اسلام و مسلمانان یک شیوه دائمی و همیشگی آنان است و آنها هرگز از ضربه زدن به خودیها و مؤمنان دست برنمیدارند.[۲۲].[۲۳]
محاصره همهجانبه مؤمنان در مکه
در تاریخ اسلام مسلمانان بارها تحت انواع محاصرهها قرار گرفتهاند که از جمله مهمترین آنها، محاصره در شعب ابیطالب(ع) بود که از سختترین محاصرهها در تاریخ بشریت نسبت به اهل حق و حقانیت و پیامبران و مؤمنان است. پس از اینکه چند سال از بعثت پیامبر گذشت، قریش دید که تمام تلاش هایش در محدود کردن رسول خدا ناموفق بوده است. سران قریش میدیدند که کسانی مانند حمزه عموی پیامبر مسلمان شدهاند و مسلمانان به حبشه رفتهاند و هر روز نیز اسلام گسترش بیشتری مییابد؛ لذا مجلسی تشکیل دادند و در آن تصمیم گرفتند که مسلمانان را تحت فشار اقتصادی و اجتماعی بگذارند. آنان قصد داشتند با این کار هم از شمار مسلمانان بکاهند وهم بنی هاشم را که حامی رسول خدا بودند وادار کنند که پیامبر را تسلیم آنها کنند. آنان عهدنامهای نوشتند و داخل کعبه آویزان کردند و سوگند خوردند که ملت قریش، تا دم مرگ طبق مواد زیر رفتار کند.
- همه گونه خرید و فروش با هواداران محمد تحریم میشود؛
- کسی حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشوئی برقرار کند؛
- ارتباط و معاشرت با آنها اکیداً ممنوع میشود؛
- در تمام پیشامدها باید از مخالفان محمد طرفداری کرد.
بنیهاشم و در راس آن ابوطالب وقتی اوضاع را چنین دیدند، برای حفظ جان پیامبر مجبور شدند که همگی به شعب ابوطالب میان کوه ابوقبیس و شعب ابن عامر بروند،؛ چراکه دیگر نمیتوانستند با کسی مراوده و ارتباطی داشته باشند و نیز در آن صورت بهتر میتوانستند از جان پیامبر دفاع کنند. ابوطالب برای اینکار در نقاط مرتفع شعب افرادی برای دیدهبانی گماشت تا آنها را از هر گونه پیشآمد با خبر سازند.
این محاصره که در سال هفتم بعثت شروع شد. سه سال طول کشید و یکی از سختترین دورههای زندگی پیامبر و مسلمانان به شمار میرود. آنها نمیتوانستند مایحتاج خود را تهیه کنند؛ زیرا کسی حاضر به معامله با آنان نبود. قریش کسانی را مامور کرده بود اجازه ندهند کسی برای مسلمین آذوقه ببرد. کار به جایی رسید که جوانان و مردان، با خوردن یک دانه خرما در شبانهروز زندگی میکردند. در تمام این مدت، فقط در ماههای حرام که امنیت در سرتاسر شبه جزیره حکمفرما بود، بنیهاشم از شعب بیرون آمده و به داد و ستد مختصری اشتغال میورزیدند. پیامبر اسلام نیز فقط در همین ماهها توفیق نشر و پخش آئین خود را داشت. سرانجام وضع مسلمانان و بنیهاشم به حدی رسید که بعضی از سران قریش را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که عهدنامه را ملغی سازند. در همین زمان، پیامبر به علم الهی، ابوطالب را از خورده شدن پیمان مشرکین توسط موریانه آگاه کرد. این یکی از معجزات پیامبر بود؛ زیرا هیچ کس، در کعبه را نگشوده بود. وقتی مشرکان، پیمان را بیرون آوردند، مشاهده کردند که موریانه تمام عهدنامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسائل سبب شد که تعهد قریش از بین برود و بنیهاشم بار دیگر آزاد شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و خدیجه درگذشتند.[۲۴].[۲۵]
اسراف و تبذیر در خدمت تحریم
هر اجتماعی با دو ستون اصلی، فرهنگ و اقتصاد سرپا میشود؛ زیرا از یک سو، فرهنگ، تأمینکننده آرامش روانی، اصول معنوی، مبانی فکری و فلسفی زندگی و از سوی دیگر، اقتصاد تأمینکننده آسایش بدنی و نیازهای زندگی مادی و دنیوی بشر است. از نظر قرآن، هر اجتماعی از امتهای انسانی، زمانی شکل میگیرد که تأمینکننده سعادت با دو عنصر آرامش و آسایش باشد. بنابراین فلسفه زندگی چیزی جز سعادت نیست. از همین رو، هر اجتماعی سبکهایی از زندگی را انتخاب میکند که بتواند با بهرهگیری از آنها، سعادت را تأمین کند. بیگمان مال و اقتصاد، همچون ستون اصلی خیمه اجتماع عمل میکند. از اینرو مدیریت اقتصادی و حفظ و صیانت از اموال یک واجب شرعی است که کشف این وجوب شرعی از طریق عقل سلیم و نقل وحیانی امکانپذیر است. از نظر آموزههای وحیانی، به سبب «قوام» بودن اقتصاد که اجتماع انسانی بر آن استوار است، هر گونه رفتار و کاری که «اقتصاد» و «مال» را نابود میکند و به نوعی موجب کفران نعمت میشود، به عنوان حرام ممنوع شده است.
هر کسی در مال خویش مجاز است تا به گونهای تصرف کند که در راستای بهرهگیری درست و مفید از اقتصاد و مال و نیز حفظ و صیانت از آن باشد؛ زیرا شکر هر نعمتی، استفاده درست و مناسب از آن نعمت در راستای تأمین اهداف و حکمت آفرینش است. بنابراین، حتی اگر عاقل و بالغی از روی علم و عمد بخواهد در مال به گونهای تصرف کند که از مصادیق کفران نعمت باشد، از آن منع میشود و به عنوان حرام و گناه از آن بازداشته میشود. به عنوان نمونه، هرگونه اسراف و زیادهروی در مال از سوی عاقل عالم عامد حرام و گناه دانسته شده است؛ زیرا نوعی کفران نعمت، بلکه نابود کردن ستون اصلی اجتماع است که اجتماع بدان استوار است. خدا در قرآن بصراحت میفرماید: ﴿وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ﴾[۲۶] همچنین در جایی دیگر میفرماید: ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و[۲۷] بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمیدارد![۲۸] پس اگر خوردن و آشامیدن به معنای تصرف مباح در اموال خویش، مجاز دانسته شده است، این نباید همراه با اسراف و زیادهروی در خوردن و نوشیدن باشد. از آنجا که دشمنان امت اسلام، تلاش میکنند تا به بنیادهای امت یعنی «فرهنگ» و «اقتصاد» ضربه بزنند، تهاجم همه جانبهای را علیه این و ستونهای اصلی آغاز کردهاند. اینگونه است که «تهاجم فرهنگی» و «تحریم اقتصادی» در دستور کار دشمنان اسلام که از ظالمان و مستکبران جهانی هستند، قرار گرفته است. براساس تعالیم قرآن، گروههایی از اقشار امت از جمله «منافقان» و «سست ایمان ها» در راستای خدمترسانی به شیاطین استکباری قرار میگیرند و با اعمال و رفتارهای مخرب گوناگون به قوامبخشهای اجتماع و امت اسلام از فرهنگ و اقتصاد ضربه میزنند. از جمله فعالیتهای مخرب آنان، میتوان به شایعهسازی و شایعهپراکنی برای تضعیف روحیه و روان مؤمنان و مسلمانان اشاره کرد که موجب شود تا لرزههای اجتماعی و اقتصادی و امنیتی در اجتماع بیفتد.[۲۹]
همچنین ممکن است برخی از مسلمانان خواسته و ناخواسته در خدمت اهداف دشمن قرار گیرند و با «مصرفگرایی»، «تجملگرایی»، «اسراف و زیادهروی در مصرف» آسیبهای جدی به ستون اقتصادی اجتماع وارد سازند. خدا به مؤمنان این هشدار را میدهد که این کارها از جمله عوامل تقربزدا است؛ زیرا مسلمانی که خواهان محبت الهی و محبوب شدن است، با چنین رفتاری اگر چه بغض الهی را برای خود نمیخرد، ولی محبت الهی را نیز نصیب خود نخواهد ساخت.[۳۰] از نظر قرآن، بدتر از مسرفان کسانی هستند که تبذیر میکنند؛ تبذیر به معنای ریخت و پاش است؛ پس کسی که تبذیر میکند، در خوردن و آشامیدن زیادهروی و اسراف نمیکند، بلکه خوراکیها و نوشیدنیها را دور میریزد، بیآنکه خود یا دیگران بتوانند از آن استفاده کنند. خدا در قرآن، با تهدید نسبت به مبذران، آنان را «اخوان الشیاطین» معرفی میکند و میفرماید: به راستی که مبذران، برادران شیطانها هستند؛ و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.[۳۱] بر اساس آموزههای قرآن، مسلمانان نسبت به هم برادر دینی هستند: انما المؤمنون اخوهًْ.[۳۲] از آثار این برادری این است که نسبت به هم «ایثار»[۳۳] دارند و با احسان و اکرام با هم رفتار میکنند و همکاری دارند.[۳۴] همین حالت در میان «اخوان الشیاطین» است؛ یعنی آنان برای تحقق اهداف شیطان تلاش میکنند و در خدمت آن هستند. از همین رو «تعاون بر اثم و عدوان»[۳۵] دارند و هر آن چه که رهبری و نظام اسلامی دستور میدهد، برخلاف آن عمل میکنند و معصیت و عصیان نسبت به دستورهای رهبر دینی جامعه را در دستور کار قرار میدهند.[۳۶]
کسانی در امت اسلام به عنوان ایادی شیطان و مستکبران جهانی عمل میکنند که از مهمترین آنها میتوان به مسرفان و مبذران اشاره کرد که قوام اجتماع و مردم را با رفتارهای نادرست اقتصادی به خطر میاندازند و در حقیقت در خدمت اهداف دشمن از جمله تاثیرگذاری تحریمهای اقتصادی هستند. از همین رو تبذیرکنندگان را به عنوان «اخوان الشیاطین» معرفی میکنند تا مردم با شناخت این دسته از دوستنمایان همراه و همکار و همگام با دشمن، نسبت به آنان واکنش طردی و منفی داشته باشند و به مبارزه با عوامل و ایادی دشمن در داخل امت بپردازند. احزاب و اولیای شیطان در خدمت تحریم اقتصادی خدا در قرآن به سست ایمانها هشدار میدهد که نمیتوانند خود را جزو «حزبالله» بدانند، در حالی که به جای دشمنی با دشمنان خدا و رسول و امت، با مودت و دوستی، دلبسته آنان هستند؛ زیرا کسی که از امت حزبالله است، به جای مودت نسبت با دشمنان امت، آنان را دشمن میدارند. بنابراین، هرگونه رابطه مودت میان امت اسلام با دشمنان اسلام و نظام اسلامی، به معنای خروج از امت حزبالله و دخول به حزبالشیطان است.[۳۷] «حزبالله» کسی است که در همه امور از جمله مسائل اقتصادی بر اساس آموزههای قرآن و فرمانهای رهبری امت عمل میکند[۳۸]؛ اما کسانی که برخلاف این اصول رفتار و عمل میکنند، از حزبالله به حزبالشیطان درآمدهاند.
خدا به امت اسلام هشدار میدهد که حزب شیطان و اولیای او، دشمن امت هستند و نباید گمان کرد که این «توهم» است، بلکه واقعیتی است آشکار که هیچ شکی و ریبی در آن نیست؛ بنابراین، میبایست با مبذران و مسرفان به عنوان اخوان الشیاطین دشمن روبهرو شود و به سخنان و اعمال آنان به عنوان رفتار دشمنانه نگریست و واکنش نشان داد.[۳۹] از آنجا که مسرفان و مبذران در حوزه اقتصادی، خدا و فرمانهای الهی را فراموش کردهاند، از امت اسلام و حزبالله بیرون رفته و جزو حزبالشیطان درمیآیند و اینگونه اهل خسران میشوند.[۴۰] برخی از این دوستان، برادران، اولیاء و احزاب شیطان، در خدمت شیطان به شایعهسازی میپردازند و تلاش میکنند تا تحریمهای اقتصادی دشمنان را به گونهای نشان دهند که مردم دلسرد شده و امید خود را از دست دهند و گمان کنند که میمیرند.[۴۱] در حالی که همین تحریمها میتواند عامل رشد و پیشرفت امت باشد؛ زیرا وقتی امت تحت ولایتالله است، از امدادهای غیبی الهی بهرهمند میشود.[۴۲]
تاثیرگذاری علل و اسباب با اذن خداوند
از نظر قرآن، اسباب و وسایل، امر مهمی در ساختار طبیعت دنیوی است؛ اما اینگونه نیست که اسباب، خود بخود بدون مشیت و حکمت الهی تاثیرگذار باشد؛ بلکه هر تاثیری اگر برای اسباب و وسایل است، بر اساس مشیت و حکمت و اذن الهی باید باشد. توضیح اینکه حکمت الهی این است که مثلا آتش بسوزاند و بر اساس همین حکمت و فلسفه، خدا مشیت کرده تا آتش بسوزاند و چنین اثری را برای آن قرار داده است. اینگونه است که سنت و قانون تکوینی الهی، سوخت برای آتش یا چربی برای روغن است؛ اما این بدن معنا نیست که قانون و سنت الهی بر خود خدا حاکم شود و دیگر به مانند یک ساعت خودکار عمل کند و خدا نتواند هیچ تصرفی در آن داشته باشد، بلکه اگر حکمت و مشیت و سنت الهی بر این قرار گرفته که آتش بسوزاند، این زمانی خواهد بود که همراه با اذن الهی باشد. بنابراین، خدا به عنوان حاکم بر قوانین و سنتها، میتواند جلوی تاثیر آتش را بگیرد و اجازه سوزاندن ندهد؛ چنانکه درباره حضرت ابراهیم(ع) چنین کرد و اجازه نداد که آتش او را بسوزاند.[۴۳] از همین رو در کلام اسلامی سخن از «یحب عنه» به جای «یحب علیه» است؛ یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نمیشود، بلکه باید گفت مثلا از خدا ظلم صادر نمیشود. با توجه به آنچه بیان شد، باید دانست که اسباب و وسایل تا جایی کارایی دارد که اذن الهی مبتنی بر حکمت و مشیت الهی با آن همراه باشد؛ اما وقتی خدا اراده کند میتواند جلوی تاثیر اسباب و وسایل را بگیرد؛ چنانکه در آتش برای ابراهیم این کار را کرد[۴۴] یا در تاثیر سحر باید این اذن باشد تا سحر تاثیرگذار باشد.[۴۵] بر همین اساس، امام سجاد(ع) درباره تاثیر اسباب، به حکمت الهی اشاره میدهد و میفرماید: یا من لاتبدل حکمته الوسایل؛ ای خدایی که حکمتش را وسایل و اسباب تبدیل نمیدهد.[۴۶] پس زمانی اسباب و وسایل از جمله دعا و دارو تاثیرگذار خواهد بود که برخلاف حکمت الهی نباشد؛ اگر حکمت الهی بر مرگ شخصی باشد، دعا و درمان تاثیر نخواهد گذاشت. به سخن دیگر، اثر برای اسباب را خدا گذاشته است و همان خدا میتواند اثر و تاثیر اسباب و وسایل را بردارد. بنابراین، نمیتوان تنها به امید اسباب عمل و رفتار کرد و از خدایی که اثر را برای اسباب میگذارد غافل شد. این نکته در داستانی که ممکن است روایت نباشد، به خوبی بیان شده است. میگویند: حضرت موسی(ع) دندان درد گرفت و به خدا شکایت کرد.
حق تعالی به او دستور داد از فلان گیاه مثلا میخک استفاده کن! حضرت چنان کرد و دندانش خوب شد. بار دیگر دندان موسی درد گرفت و همان دوا را به کار برد، ولی دندان حضرت خوب نشد!!! او از خداوند سبب را پرسید؛ خطاب الهی آمد که دفعه قبل به امید ما رفتی اما این بار به امید گیاه رفتی و از ما غافل شدی. بنابراین، اگر برای تحریمهای اقتصادی دشمن به عنوان یکی از اسباب و وسایل تاثیری میتوان قایل شد تا زمانی است که حکمت الهی مقتضای تاثیری باشد؛ اما وقتی حکمت الهی به چیزی دیگر تعلق گیرد، اسباب و وسایل کارایی و تاثیر خود را از دست میدهد و امدادهای الهی به داد مردم میرسد؛ چنانکه در مسئله محاصره امت موسی(ع) چنین شد و فرعون این استکبار زمانه، نتوانست به اهداف خویش برسد.[۴۷] از نظر قرآن، تحریمهای اقتصادی دشمنان برای امت اسلام که تحت ولایت الله قرار دارند تاثیری نخواهد گذاشت و خدا با امدادهای غیبی خویش تاثیر تحریم را از میان برمیدارد و از جایی که انسان گمان نمیکند او را یاری میرساند.[۴۸] به هر حال، در هر جامعهای افرادی در خدمت اهداف دشمن آن اجتماع هستند که میبایست آنان را شناخت و با آنان و روشهایشان مبارزه کرد. بیگمان تجملگرایان، مسرفان، مبذران، تفاخرگرایان و مانند آنان که اقتصاد امت را نابود یا بد مدیریت میکنند، از جمله همین ایادی و برادران و اولیا و احزاب شیطان هستند. اینان به ظاهر جزو امت و در باطن جزو حزب شیطان و ایادی او هستند و باید با آنان مبارزه کرد.[۴۹]
منابع
پانویس
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ Sanction
- ↑ منصوری، خلیل، راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ نساء، آیه ۷۵
- ↑ «و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافتهای از خواستههای آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ یار و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.
- ↑ «که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند، یا به آیین خویش برمیگردانند و در آن صورت، هرگز، هیچگاه رستگار نخواهید شد» سوره کهف، آیه ۲۰.
- ↑ «آنان همان کسانند که میگویند: به آنان که نزد پیامبر خدایند چیزی ندهید تا (از کنار او) پراکنده شوند با آنکه گنجینههای آسمانها و زمین از آن خداوند است امّا منافقان درنمییابند» سوره منافقون، آیه ۷.
- ↑ نساء، آیه ۵
- ↑ احزاب، آیات ۷ تا ۲۵
- ↑ یوسف، آیات ۴۷ تا ۵۵
- ↑ «ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بینیاز میگرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ بقره، آیه ۵۰؛ شعراء، آیات ۶۰ تا ۶۶
- ↑ احزاب، آیات ۹ و ۱۳ و ۱۹ تا ۲۳
- ↑ احزاب، آیات ۹ تا ۲۳
- ↑ احزاب، آیات ۹ تا ۲۲
- ↑ مجمعالبیان، ج ۷ – ۸، ص۵۴۹
- ↑ مجمعالبیان، ج ۷ – ۸، ص۵۳۲
- ↑ احزاب، آیات ۹ تا ۲۵؛ مجمعالبیان، ج ۷ – ۸، ص۵۵۰
- ↑ منصوری، خلیل، راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ نگاه کنید: احزاب، آیات ۹ تا ۱۳
- ↑ همان؛ توبه، آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹
- ↑ منصوری، خلیل، راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ نگاه کنید: سیره رسول خدا، ص۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص۷۸.
- ↑ منصوری، خلیل، راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن
- ↑ «اسراف مکنید؛ زیرا خدا مسرفان را دوست نمیدارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.
- ↑ از نعمتهای الهی
- ↑ اعراف، آیه ۳۱
- ↑ احزاب، آیه ۶۰
- ↑ انعام، آیه ۱۴۱؛ اعرف، آیه ۳۱
- ↑ اسراء، آیه ۲۷
- ↑ حجرات، آیه ۱۰
- ↑ حشر، آیات ۸ و ۹
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ مائده، آیه ۲
- ↑ ممتحنه، آیه ۸
- ↑ مجادله، آیه ۲۲
- ↑ مجادله، آیه ۲۲
- ↑ فاطر، آیه ۶
- ↑ مجادله، آیه ۱۹
- ↑ توبه، آیه ۲۸
- ↑ منصوری، خلیل، برادران شیطان و تحریم اقتصادی
- ↑ انبیاء، آیه ۶۹
- ↑ انبیاء، آیه ۶۹
- ↑ بقره، آیه ۱۰۲
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای ۱۳
- ↑ شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۳
- ↑ توبه، آیه ۲۸؛ طلاق، آیات ۲ و ۳
- ↑ منصوری، خلیل، برادران شیطان و تحریم اقتصادی