ازدواج در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

معناشناسی

ازدواج در لغت به معنای «جفت شدن» و «جفت گرفتن» و در اصطلاح علوم، به معنای «تنظیم دو به دوی اشیاء» است[۱]. واژه دیگری که بر امر ازدواج دلالت دارد، واژه نکاح است که در لغت به معنای تقابل است، نکاح، رابطه‌ای حقوقی ـ عاطفی است که با عقد، بین زن و مرد برقرار می‌گردد و به آنها حق می‌دهد که با یکدیگر زندگی کنند. است. مظهر این رابطه، حق تمتع جنسی است[۲].

امر پسندیده نکاح را با بررسی به کتب ادیان الهی، می‌توان از زمان آفرینش انسان مشاهده کرد. خداوند زمانی که انسان را خلق کرد، جفت او را هم آفرید و از تزویج آنها، نسل انسان باقی ماند. در تعریف اصطلاحی ازدواج آمده است: «قراری است مبتنی بر قانون، شرع، عرف، گفتار یا آیین خاص بین یک زن با یک مرد، برای ایجاد رابطه جنسی و معمولاً فرزندزایی، اساس خانواده را تشکیل می‌دهد»[۳]. در تعریف دیگری آمده است: «ازدواج، سبب دوام و پایداری نسل است و بقای بشر به آن وصل است. این، قانون نظام آفرینش است و بر کل هستی، حاکم می‌باشد»[۴].

با توجه به این تعاریف در مورد ازدواج، می‌توان گفت علاوه بر کارکرد تولیدمثل و فرزندزایی، هدف والاتری در ازدواج نهفته است و آن برطرف شدن نقص‌های وجودی هر یک از زوجین و تکامل آنهاست. از این رو تعریف ازدواج چنین است: ازدواج، قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهد متقابل جهت زندگی خانوادگی است که آدمی در سایه آن در خط سیر معین و شناخته شده‌ای از زندگی قرار گرفته با آن به کمال می‌رسد.

بشر در طول تاریخ، در امر ازدواج، گاه راه افراط را پیموده و گاه به تفریط کشیده شده است؛ چنان که گروهی بدون توجه به کارکردهای مثبت ازدواج، آن را سرکوب کرده‌اند و معتقدند روابط جنسی به هر صورتی که باشد، منافی با کمال انسانی است. بودائیان، راهبان، پدران کلیسا و برخی فرقه‌های دیگر را می‌توان از این دسته شمرد. گروهی دیگر در رویکردی کاملاً متفاوت، تمامی عقده‌های روحی بشر را ناشی از سرکوب تمایلات جنسی و تنها راه سلامت روانی را ارضای بی‌قید و شرط غریزه جنسی دانسته‌اند[۵]. در حالی که تشکیل خانواده، راه میانه‌ای است که هم به نیاز فطری و غریزه جنسی پاسخ مثبت می‌دهد و هم با هدایت آن در بستری قانونی و ضابطه‌مند، از طغیان این غریزه که مانع اصلی شکوفایی استعدادهای فطری انسان است، جلوگیری می‌کند[۶].

جایگاه ازدواج در سیره معصومان(ع)

برخلاف بسیاری از مکاتب که ازدواج را امری نکوهیده یا دست‌کم مانعی بزرگ بر سر راه تکامل انسان می‌دانند، یا قائل به ارضای بدون حد و حصر غرائز جنسی هستند، اسلام با رویکردی متعادل، تنها راه ارضای صحیح این غریزه را ازدواج و زندگی زناشویی دانسته و برای نهاد خانواده، جایگاهی والا قائل شده است. در بینش اسلامی، ازدواج نیز مانند هر عمل عبادی دیگر، دارای مقاصد و اغراضی است. با توجه به جایگاه والای ازدواج در سیره معصومین(ع) به کلام و دیدگاه آنها در این باره به اختصار اشاره می‌کنیم: محبوب‌ترین بنا نزد خداوند: پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: هیچ بنایی در اسلام نزد خداوند، دوست داشتنی‌تر و عزیزتر از ازدواج نیست[۷]. از آنجا که با ازدواج است که کانون گرم خانواده شکل می‌گیرد، این عمل نزد خداوند متعال تا این اندازه محبوب و ارزشمند است.

بهترین افراد امت پیامبر(ص): رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «بهترین افراد امت من، متأهلان و بدترین افراد امتم عزب‌ها هستند»[۸]. با توجه به اینکه فرد با تشکیل خانواده و ازدواج، از لغزش‌ها و معصیت‌های بسیاری دور می‌شود، متأهل شدن در سیره پیشوایان هدایت، اهمیت فراوانی دارد.

خانه محبوب خداوند: پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: خداوند خانه‌ای را که در آن وصلت صورت گیرد دوست می‌دارد و خانه‌ای را که در آن طلاق واقع شود، دوست نمی‌دارد[۹]. بالاترین نعمت پس از اسلام: بعد از نعمت اسلام، هیچ نعمتی برای مرد مسلمان، برتر و مفیدتر از این نیست که همسری داشته باشد که هرگاه به او بنگرد، مسرور و شاداب گردد و هنگامی که به او دستور بدهد، اطاعت کند و هرگاه که از نزدش برود، حافظ خود و مال همسرش باشد[۱۰].

عامل تکمیل دین: هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را باز یافته است و درباره نیم دیگر باید تقوای الهی را رعایت کند[۱۱]. بر اساس این حدیث، ازدواج از عوامل مؤثر در تکمیل دین است. زراره می‌گوید: در ایام جوانی خدمت امام صادق(ع) رسیدم و به آن حضرت عرض کردم: به سن ازدواج رسیده‌ام، ولی هنوز ازدواج نکرده‌ام. امام از من پرسید: در این سن جوانی با نیروی غریزه جنسی چه می‌کنی؟ آیا صبر و تحمل می‌کنی؟[۱۲] این سخن امام صادق(ع) بیانگر این است که کنترل غریزه جنسی، کاری بسیار دشوار است که تنها با تقوا امکان‌پذیر است.

گشودن درهای رحمت الهی: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: درهای رحمت الهی در چهار هنگام گشوده می‌شود: هنگام بارش باران؛ آن‌گاه که فرزند به صورت پدر و مادر خود نگاه کند؛ هنگام بازگشایی در خانه خدا؛ و هنگام ازدواج[۱۳]. بنابراین با ازدواج و تشکیل خانواده، درهای رحمت به سوی زن و شوهر بیش از پیش گشوده می‌شود و رزق و روزی خانواده تأمین می‌گردد.

عامل ارزش یافتن عبادات: نظام خانواده از چنان جایگاهی در اسلام برخوردار است که حتی بر پاداش عبادت و بندگی تأثیر می‌گذارد؛ چنان که دو رکعت نماز فرد متأهل، برتر از عبادت فرد مجردی است که شب و روز نماز بخواند. امام صادق(ع) فرموده‌اند: «دو رکعت نماز مرد متاهل، افضل از نماز مرد مجردی است که شب را به عبادت بایستد و روز را با روزه سپری کند»[۱۴].

اساس ازدواج در اسلام بر سادگی است و پیامبر اسلام(ص) همواره با رفتار و سخنان خویش، مشوق و مبلغ سادگی بوده‌اند؛ چنان که می‌فرمایند: «بهترین مراسم ازدواج، آن است که با کم‌ترین هزینه و زحمت برگزار شود»[۱۵].

از آنجا که نکاح، قراردادی اجتماعی است هر یک از زوجین حقوق و احوال شخصی خود را حفظ می‌کنند: «زن با حفظ حقوق خود، به عنوان یک شخص مالک دارایی خود تلقی می‌گردد. بنابراین مثلاً زن حتی بعد از ازدواج، از حق کامل مالکیت و فروش اموال و استفاده از درآمد خود برخوردار است. زن پس از ازدواج، نام خانوادگی خود را حفظ کرده و نام خانوادگی شوهر را اختیار نمی‌کند»[۱۶].[۱۷]

شکل‌گیری روابط زن و شوهر

خداوند متعال، نیاز زن و مرد به یکدیگر را به شکلی بسیار زیبا و منطقی، در کلام خود بیان می‌کند: «و شما را به صورت زوج‌هایی آفریدیم»[۱۸]. با تأمل در این آیه، می‌فهمیم که زن و مرد به یکدیگر تمایل و رغبت دارند و این احساس جفت‌خواهی، جزئی از خلقت آنهاست.

آیات دیگر قرآن کریم نیز بیانگر این نکته است که ارضای غریزه جنسی باید در حیطه شرعی و به دور از افسار گسیختگی باشد: ﴿قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ[۱۹].

﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ[۲۰].

با تأمل در این آیات، در می‌یابیم که انحراف جنسی، ویرانگر کیان خانواده و نابودکننده سلامت و کرامت انسان است. بنابراین ارتباط زن و مرد باید از راه صحیح برقرار شود تا خانواده‌ای که از آن شکل می‌گیرد، سالم باشد و به سمت کمال پیش رود. امام علی(ع) درباره ارتباط سالم و زندگی آرام می‌فرمایند: ازدواج، سنت رسول خداست؛ از سنت وی پیروی کنید[۲۱]؛ زیرا با ازدواج به موقع و پسندیده می‌توان غریزه جنسی را در راه صحیح هدایت کرد.

کارکردهای حیاتی خانواده: آسایش، رابطه‌ای تنگاتنگ با رفاه (فراهم بودن امکانات مادی) دارد و آرامش، رابطه‌ای نزدیک با حالات معنوی و تأمین نیازهای روحی دارد. خداوند متعال نخستین و مهم‌ترین کارکرد خانواده را آرامش‌بخشی می‌داند؛ چنان که می‌فرماید: از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان‌ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد».

آرامش و آسایش از نیازهای روحی و روانی انسان است که در کانون گرم خانواده، تأمین می‌شود. با توجه به این نکته، خداوند متعال برای نهادینه شدن آرامش در خانواده، محبت و دوستی را به زوج‌ها هدیه می‌دهد: ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً[۲۲]، تا این آرامش تداوم و استحکام یابد. امام علی(ع) درباره آرامشی که با ازدواج و تشکیل خانواده، در زندگی آن حضرت پدید آمده بود، می‌فرمایند: در زندگی مشترک با همسر خود فاطمه(س) غم‌ها و گرفتاری‌های روزمره، همواره با نگاه به وی، از من برطرف می‌شد[۲۳].

روان شناسان معاصر با تحقیق در خصوص عوامل شخصیت‌ساز در خانواده، با بررسی نکات زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی، دریافته‌اند وراثت و محیط، تأثیر بررسی چشمگیری در پرورش و تربیت افراد دارد. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: در زمان تولید نسل، از قانون وراثت غافل نباشید؛ همچنین توجه داشته باشید که زمینی پاک باشد تا فرزندان شما وارث صفات ناپسند نباشند[۲۴]. در کلامی دیگر از امیرمؤمنان علی(ع) آمده است: سجایای اخلاقی، دلیل پاکی وراثت و فضیلت ریشه خانوادگی است[۲۵].

امام صادق(ع) فرموده‌اند: «از ازدواج با احمق بپرهیزید که همنشینی با احمق، مایه اندوه و بلا و فرزندش نیز تباه شده و بدبخت است»[۲۶]. کارکرد دیگر خانواده، رشد اجتماعی است. بیشتر صاحب‌نظران بر این باورند که خانواده، بهترین و کامل‌ترین نهاد برای اجتماعی شدن است. خانواده با انتقال تجربه‌ها و الگوهای رفتاری اجتماعی، قالب‌های ذهنی را در فرزندان شکل می‌دهد که این فرایند موجب جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری فرزندان می‌شود.

نیاز زن و مرد به یکدیگر: حیات و نظام هستی بر محور دو جنس نر و ماده می‌چرخد و میان زن و مرد تمایلی وجود دارد که آنها را به پیوند با یکدیگر سوق می‌دهد. نوجوانی و جوانی، دوره شکل‌گیری کنش و واکنش‌هاست. خداوند فلسفه ازدواج را به شکلی بسیار زیبا این‌گونه بیان می‌کند: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ[۲۷]. این تشبیه بسیار زیبا و دقیقی از نگاه اسلام به ازدواج است. در این تشبیه، رابطه‌ای دوسویه میان زن و مرد برقرار است؛ به گونه‌ای که مرد، حامی زن و زن نیز حامی مرد است. اسلام برای تقویت این همگرایی و واکنش میان زن و مرد، مدل تشکیل خانواده را توصیه و بر آن تأکید می‌کند[۲۸].

اهمیت و اهداف ازدواج در سیره امامان معصوم(ع)

دین اسلام به منظور حاکم ساختن فرهنگ عفاف بر خانواده و جامعه و جلوگیری از لغزش و انحراف افراد، به ویژه جوانان، آنها را به ازدواج تشویق و ترغیب کرده است؛ از جمله خداوند در قرآن مجید، افراد جامعه را موظف می‌کند که در راستای تشکیل خانواده برای کسانی که همسر ندارند، بکوشند: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۲۹].

اسلام در پرتو تشریع ازدواج، اهدافی خاص را دنبال می‌کند که برای تحقق آنها، در مراحل مختلف ازدواج، تدابیری اندیشیده است و به شدت بر آنها اهتمام دارد. از سوی دیگر، با معرفی اهداف ناصواب و نابجا از ازدواج و مردود شمردن آنها، مسلمانان را از این گونه ازدواج‌ها باز می‌دارد.

تشکیل خانواده: یکی از اهداف اساسی ازدواج، تشکیل خانواده است. این هدف، بیان کننده این است که تمام انگیزه‌های ازدواج، مانند پاسخ به نیازهای روحی و روانی، حفظ نوع بشر و تولید نسل سالم و پاک، باید در چارچوبی تعریف شده و در قالب کانونی به نام خانواده تحقق یابد.

خانواده، کانون محبت و عاطفه و لطف است که با ازدواج پی‌ریزی می‌شود. ازدواجی که به تشکیل این کانون مهر و محبت نینجامد، شاید از دیدگاه عرفی و حقوقی ازدواجی صحیح، اما ازدواجی مطلوب و مفید نیست؛ هرچند تولید مثل و برخی نیازها در آن تأمین شود. بدون تحقق این هدف، تحقق اهداف دیگر نیز ممکن نیست یا به صورت ناقص خواهد بود؛ برای مثال، تأمین مودت و محبت تنها از طریق پیمان ازدواج به دست می‌آید.

محبت و مودت به همسر و فرزندان: اسلام در کنار نیازهای جسمی انسان‌ها، به نیازهای روحی و معنوی آنها نیز توجه دارد. یکی از این نیازها، نیاز به محبت و مهربانی است که اسلام این نیاز را در خانواده تأمین می‌کند. بستر محبت و مهربانی همسران و فرزندان به یکدیگر، تنها در فضای خانواده فراهم می‌شود. بنابراین، «مودت و محبت» نیز از جمله اهداف ازدواج هستند که در قالب روابط خانوادگی تحقق می‌یابند.

آرامش روانی: آدمی پس از پشت سرگذاشتن مراحلی از حیات خود، به مرحله‌ای می‌رسد که خود را نیازمند ارتباط با جنس مخالف می‌بیند. این نیاز به گونه‌ای است که با ارضای نیاز جنسی صرف هم برطرف نمی‌شود و آدمی حتی در حالی که به تمایلات جنسی او پاسخ داده شده است، باز هم احساس نیاز به ارتباط با جنس مخالف را دارد. این نیاز در برخی مواقع، به قدری شدید می‌شود که تمرکز و آرام و قرار را از انسان می‌گیرد.

بر اساس نتایج پژوهش‌های روان‌شناسی، تنها عاملی که می‌تواند به این انسان بی‌قرار آرامش بخشد، ازدواج است[۳۰]. اسلام نیز یکی از اهداف ازدواج را پاسخ به این نیاز درونی معرفی می‌کند و آن را از جمله نشانه‌های خداوند می‌شمارد: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا[۳۱].

پاسخ به ندای فطرت: آموزه‌های اسلامی، مطابق با طبیعت بشر است و به همه نیازهای جسمی و روانی وی توجه کرده است؛ مانند نیاز جنسی که خداوند برای رسیدن انسان به آرامش و تداوم و بقای نسل وی، در وجود او قرار داده است. ازدواج، در حقیقت پاسخ دادن انسان به ندای درونی خویش است. در بسیاری از آیات قرآن کریم، نکاتی درباره روابط جنسی زن و شوهر بیان شده است. معصومین(ع) نیز با معادل‌سازی پاداش روابط جنسی با تکالیف دینی چون جهاد، درصدد ایجاد نگرش مثبت دینی درباره این عمل فطری بودند[۳۲].

اسلام نه تنها ازدواج و پاسخ به نیاز جنسی از این طریق را عملی پست نمی‌داند بلکه آن را ارزشمند، مقدس و شایسته پاداش معرفی می‌کند و با این دیدگاه، ازدواج را به عنوان مسیر صحیح پاسخ به نیازهای جنسی ترویج می‌کند تا آدمی را از پرتگاه رفتارهای جنسی بی‌ضابطه دور سازد و با قانونمندسازی رفتارهای جنسی، عفت و حیا را به جامعه ارزانی کند.

پرورش نسل پاک: ازدواج از طریق عقد شرعی، تنها راه تولید نسلی پاک و سالم است. بنابراین، این هدف نیز جزو اهداف اساسی ازدواج بیان می‌شود. اسلام به منظور رسیدن به این هدف، شرایط خاصی را برای ازدواج در نظر گرفته و به دلیل اهمیت این هدف، حتی به شرایط تغذیه، حالات روحی و... زوجین نیز توجه کرده است.

از این رو به رعایت برخی امور و پرهیز از برخی امور دیگر که در پرورش نسل پاک مؤثر است، توصیه می‌کند[۳۳]. برای مثال، اسلام از ازدواج با فرد شراب‌خوار و بداخلاق، کم‌خرد و احمق نهی می‌کند[۳۴]. در برخی از متون اسلامی توصیه شده است که اگر با این افراد ازدواج کردید، از آنها بچه‌دار نشوید[۳۵]. این توصیه نشان می‌دهد که این شرایط، دست‌کم به منظور تولد نسل سالم و پاک، لازم است.

تکمیل و تکامل شخصیت آدمی: ازدواج، نوعی تکامل روانی و عاطفی را برای انسان به ارمغان می‌آورد؛ زیرا هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و به همین دلیل، پیوسته در جهت جبران نقص و کمبود خویش تلاش می‌کند. انسان با قرار گرفتن در کانون یک زندگی مشترک و در سایه انس و الفت و محبت و روابط نزدیک و صمیمانه، استقلال می‌یابد، احساس مسئولیت بیشتری می‌کند، زندگی برایش هدف‌دار می‌شود و از ثمرات کسب و کار و تلاش خود در خانواده نوبنیاد خویش، بهره می‌گیرد.

در زندگی زناشویی، زن و مرد از تشویق‌ها، حمایت‌ها، رهنمودها و کمک‌های یکدیگر بهره‌مند می‌شوند و در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی، از تعاون و همکاری‌های همسر خویش کمک می‌گیرند[۳۶]. در سایه ازدواج و پیوند زناشویی، زن و شوهر به این باور می‌رسند که فردی کامل شده‌اند. دختران وارد دنیای زنانه و مادرانه می‌شوند و پسران وارد دنیای مردانه و پدرانه. این تحول و تکامل به ویژه زمانی شکل می‌گیرد که پیوند زناشویی با معنویت همراه باشد. بدین ترتیب، زن و شوهر در سایه آن، آرامش می‌یابند و به خدا نزدیک‌تر می‌شوند. در چنین حالتی که منتهای مقصد و هدف است، آدمی، خود را تحت نظام الهی می‌یابد[۳۷].

موجب ازدیاد روزی: پیامبر(ص) فرمودند: «روزی را به وسیله زن گرفتن زیاد کنید»[۳۸]. در حدیث دیگری، امام رضا(ع) می‌فرمایند: اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را پسندیدید، او را اجابت کنید»[۳۹]. در روایتی پیامبر(ص) فرمودند: «هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگ‌دستی ترک کند، به خدا سوءظن برده است؛ زیرا خداوند می‌فرماید اگر (زن و شوهر) فقیر باشند، خدا هر کدام را از کرم خود بی‌نیاز می‌کند»[۴۰]. بنابراین، در هر صورت، روزی زن و مرد با خداست.

بهترین بهره و سود: امام رضا(ع) فرمودند: «پس از ایمان به خدا، هیچ انسانی بهره‌ای بهتر از همسری مسلمان، به دست نیاورده است»[۴۱]. اسلام در کنار معرفی اهداف عالی ازدواج، به اهداف غلط و ناپسند در ازدواج نیز اشاره دارد و ازدواج‌هایی را که به منظور کسب مال و ثروت، فخرفروشی، خودنمایی، رسیدن به موقعیت و منزلت اجتماعی و دنیوی و صرفاً برای ارضای غریزه جنسی انجام می‌شود، به شدت نکوهش می‌کند.

از این رو می‌توان گفت اسلام به هر ازدواجی با نظر مثبت نمی‌نگرد و تنها به بیان اهداف ایدئال ازدواج نیز اکتفا نمی‌کند، بلکه از ازدواج به قصد رسیدن به اهداف ناپسند و نادرست نیز ممانعت می‌کند و به مسلمانان هشدار می‌دهد اگر به منظور آن اهداف مطرود ازدواج کنند، به آنها نمی‌رسند و اگر هم آنها تأمین شوند، سعادت‌آفرین نیستند و موجب گرفتاری خواهند بود[۴۲].

ضرورت ازدواج

بر پایه این نگرش ضرورت ازدواج و تشکیل خانواده این‌چنین تبیین می‌شود: انسان به گونه‌ای آفریده شده که به تنهایی قادر به ادامه حیات نیست و نیاز ضروری او به ابزارهایی از قبیل غذا، لباس و مسکن که به تنهایی نمی‌تواند آنها را فراهم کند، بدیهی‌ترین دلیل نیازمندی او به اجتماع برای ادامه حیات است. پس تنها راه ادامه حیات انسان زندگی در اجتماع است که این مجتمع از خانواده آغاز می‌شود و به سطح قبیله و ملت و جامعه بین‌المللی می‌انجامد[۴۳].

به دیگر سخن انسان در دو بعد طبیعی و فطری به همدم نیاز دارد؛ در بعد طبیعی برای رفع نیازهای جنسی که نیاز فیزیولوژیک انسان است و در بعد فطری برای رفع نیازهای عاطفی که نیاز روانی اوست. در بعد فطری نیازش به آرامش و امنیت، محبت و دوست داشته شدن، تعلق‌پذیری و نیز تکریم و احترام‌گذاری شخصیتی او تأمین می‌شود و این بعد هویت اصلی انسان را شکل می‌دهد. پس می‌توان گفت فلسفه اصلی ازدواج در نیازهای فطری، عاطفی و فکری افراد ریشه دارد که به لحاظ فلسفی و همچنین روان شناختی جای بررسی دارد.

بنابراین نخستین گام برای پانهادن به عرصه اجتماع ازدواج و تشکیل خانواده است و بر پایه فرهنگ قرآن رابطه اصلی زن و مرد رابطه سکینت و آرامش است، نه ارضای غریزه که ارضای غریزه رابطه مقدمی است؛ چراکه ارضای غریزه در گیاهان و حیوانات هم هست. آنها نیز نر و ماده دارند، تلقیح می‌شوند و محصول می‌دهند، اما آنچه به انسان و خانواده اصالت می‌بخشد، نیاز عاطفی و آرامش زن و شوهر و انس آنان به یکدیگر است، نه غریزه. خطاب خدا این است که زن و مرد برای زیستن به یکدیگر نیاز دارند؛ اما نه‌تنها برای نیاز جنسی و ارضای آن، بلکه کرامت انسانی می‌طلبد با پوشش باشند و لازمه این پوشش، کنار هم قرار گرفتن زن و مرد و در نهایت به آرامش رسیدن آنان است: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا[۴۴].

از آیه مزبور دو نکته ظریف به دست می‌آید که ویژه فرهنگ قرآن و تعالیم اسلام است: الف) لازمه حیات انسان داشتن پوشش و آرامش کامل است. ب) نگاه دین به انتخاب همسر با منظری ملکوتی است، نه از مجرای غریزه حیوانی؛ از این‌رو هدف ازدواج ارضای هوای نفسانی نیست[۴۵]، بلکه ایجاد هویت انسانی است. جامعه انسانی با این شرایط حاصل می‌شود و می‌تواند تمدن‌ساز باشد؛ وگرنه هرچند افراد گردهم آیند، جامعه انسانی نمی‌شود[۴۶].

با این رویکرد، ازدواج برای شهوت‌رانی نیست، بلکه از یک سو برای تولید مثل و تربیت فرزند و ادامه نسل بشر و از سوی دیگر برای دستیابی به آرامش و نیازهای عاطفی و فکری در کنار یکدیگر است و البته تأمین غریزه جنسی مقدمه هر دو است؛ چنان‌‌که طلاق نیز از منظر اسلام مبغوض‌ترین حلال‌هاست[۴۷]؛ ولی با رعایت قسط و عدل عملی پذیرفته است؛ زیرا گاهی مصلحت دو همسر یا یکی از آنان به سبب مشکلات اخلاقی و تفاهم نداشتن با یکدیگر - که زندگی مشترک را توان‌فرسا می‌کند - در جدایی است.

برنامه‌هایی مانند رابطه بی‌مرز زن و مرد، ممنوعیت طلاق و اجبار به زندگی مشقت‌بار، جلوگیری بدون مصلحت از فرزنددار شدن، شانه خالی کردن از تربیت فرزند، سپردن نوزادان و کودکان به پرورشگاه و خالی بودن زندگی کودک از عواطف گرم پدر و مادر همگی برخلاف سنت آفرینش الهی بوده و اسلام با آن‌ها مخالف است؛ برای نمونه کودک هم به شیر مادر و هم به عواطف مادرانه او نیازمند است و این عواطف نوعی سیر و سلوک عملی است و علم جای آن را نمی‌گیرد؛ ولی کودکی که در پرورشگاه رشد می‌کند، هرچند شاید داناتر شود، کمبود عاطفی‌اش ترمیم نمی‌شود. عاطفه در مقایسه با بنیان جامعه همانند ملات است و افراد همچون مسالح ساختمانی آن هستند. عاطفه دل‌ها را به هم پیوند می‌دهد و با آنکه این ملات نرم است، خانواده‌ای نفوذناپذیر با آن تشکیل می‌شود. آنان که کودکان خود را از لذت عاطفه محروم کرده، آنها را به مهد کودک یا جای دیگر می‌سپارند، خسارت آن را در دوران سخت کهنسالی با گذرانیدن در سرای سالمندان تجربه می‌کنند؛ زیرا کودک مهرندیده مهربان نخواهد شد و از پذیرش پدر و مادر پیر پرهیز خواهد کرد و آنان را به خانه غربت سالمندان خواهد سپرد و از این کارش خرسند خواهد بود[۴۸]. برای ازدواج نیز زمینه‌هایی لازم است که در ادامه به اجمال به آن پرداخته می‌شود[۴۹].

شرایط ازدواج در سیره معصومان(ع)

خانواده، کانون محبت و آرامش برای همسران و فرزندان است. یکی از اهداف بلند ازدواج همین است که همسران در زندگی مشترک خود، به آرامش روحی برسند و با ارتباط عاطفی که بین آنان برقرار می‌گردد، به کمال و بالندگی دست یابند و از طریق ابراز علاقه به همدیگر، نیاز روحی خود را تأمین کنند. این غرض حاصل نمی‌گردد، مگر وقتی که دختر و پسر علاوه بر بلوغ جنسی، به بلوغ عاطفی هم رسیده باشند؛ در غیر این صورت، آن خانواده بنیانی متزلزل خواهد داشت که نمی‌تواند خانواده موفق و بهنجاری باشد.

بلوغ جنسی: مرحله «بلوغ» که در آغاز دوره نوجوانی است، با بروز فعل و انفعالات و ترشحات هورمونی در غدد درون‌ریز و تغییرات سریع و محسوس در ویژگی‌های ظاهری بدن و حتی ویژگی‌های روانی همراه است. این تغییرات، نوجوان را به لحاظ زیستی و روانی، آماده ورود به دنیای بزرگسالان می‌کند[۵۰]. شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: ما فرزندان خود را در کودکی به ازدواج در می‌آوریم. امام صادق(ع) در جواب فرمودند: «اگر آنان را در خردسالی و سنین پایین به ازدواج درآورید، بسیار بعید است که با هم انس و الفت بگیرند»[۵۱]. این روایت با عنایت به «دشواری انس گرفتن»، ازدواج در سنین پایین را مناسب نمی‌داند.

سن مناسب ازدواج: در مکتب اهل بیت(ع) به وصلت به موقع، توجه و توصیه شده است؛ چراکه غرایز و گرایش‌های جوان، پاک و سالم است و اگر به موقع و از راه صحیح و خردمندانه پاسخ داده شود، هنجارها عواطف و احساسات پاک در وجود او نهادینه می‌شود.

امام رضا(ع) می‌فرماید: جبرئیل خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: ای محمد، پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «دختر همانند میوه‌ای رسیده است که اگر چیده نشود، آفتاب، آن را فاسد و تندباد آن را پراکنده می‌کند»[۵۲]. حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید: «هر کس از شهوت‌ها و خواسته‌های جنسی خود اطاعت کند، گمراه می‌گردد»[۵۳]. یعنی اگر انسان نتواند از قوای جنسی در مسیر درست و راهی که خداوند برای آن لحاظ کرده است استفاده کند، در مسیر هلاکت وارد شده است. در سیره عملی اهل بیت(ع) نیز ازدواج در سال‌های نخست جوانی بوده است.

درباره سن حضرت زهرا(س) هنگام ازدواج با امیر مؤمنان(ع) در اختلافاتی وجود دارد که منشأ آن، اختلاف در سال تولد آن دو بزرگوار است. چنان که گذشت، بنابر قول اکثر شیعیان، فاطمه پنج سال پس از بعثت پیامبر(ص) به دنیا آمد و یک یا دو سال پس از هجرت و یا بنابر قول دیگری سه سال بعد از هجرت، با علی(ع) ازدواج کرد. بنابراین وی هنگام ازدواج با علی(ع) نه سال یا یازده سال داشته است[۵۴].

امام کاظم(ع) از پدرانش و آنها از پیامبر اکرم(ص) نقل کردند: «هر گاه جوانی در ابتدای جوانی ازدواج کند، شیطان فریاد می‌زند: ای وای! ای وای که دو ربع دینش را از من مصون داشت و باید در دو ربع باقی از خدا بترسد[۵۵]. امام صادق(ع) از قول پیامبر اکرم(ص) نقل فرموده است: «از حقوق دختر جوان بر والدین این است که در فرستادن او به خانه شوهر تعجیل کنند»[۵۶]. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «اگر هر یک از شما بخواهد دختر خود را شوهر دهد، نخست با دختر مشورت کند»[۵۷].

با نگاه به سیره ائمه اطهار(ع) روشن می‌شود که در زندگی پیشوایان هدایت، سن ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا که ازدواج تأثیر بسیاری در حالات روحی و روانی فرد دارد و می‌تواند او را به بالاترین درجه کمال برساند.

بلوغ عقلی: گروه کوچک خانواده (زن، شوهر و فرزندان)، نیازمند مدیریت و رهبری است و همسران، به ویژه پدر، باید بتوانند این مجموعه را دست‌کم در حد معمول، مدیریت و اداره کنند. لازمه توفیق در این مدیریت، آن است که سرپرست باید به بلوغ عقلی رسیده باشد؛ در غیر این صورت، خانواده دچار هرج و مرج و بحران مدیریتی خواهد شد[۵۸]. حضرت علی(ع) در روایتی می‌فرماید: «از ازدواج با افراد نادان بپرهیزید»[۵۹]؛ زیرا افراد نادان به بلوغ عقلی نرسیده‌اند و نمی‌توانند کشتی زندگی را سلامت به سرمنزل مقصود برسانند و در تربیت فرزند و همسرداری دچار مشکل می‌شوند. بنابراین در سیره پیشوایان هدایت، بلوغ عقلی از شرایط مهم ازدواج است.

رشد عاطفی: بروز و ظهور رشد عاطفی شخص در رفتارهای آشکاری همچون قدرت برقراری رابطه با دیگران و حفظ آن، تعاملات عاطفی، توان درک احساسات متقابل و توسعه حس همدلی و قدرت ابراز علاقه و محبت به همسر است. ازدواج نیز که یک پیوند تعهدآور و مسئولیت‌آفرین است و نوع جدیدی از روابط شخصی و نزدیک را برای فرد ایجاد می‌کند، به رشد عاطفی فرد بستگی دارد[۶۰].

در منابع اسلامی، بر اهمیت ویژگی‌های مثبت شخصیتی مانند سازگاری، همدلی، عطوفت و مهربانی و اظهار علاقه به یکدیگر تأکید شده است که ثمره این توصیه‌ها در استحکام و پویایی خانواده و روابط عاطفی همسران تجلی می‌کند. در این باره، به دو روایت از پیامبر اکرم(ص) اشاره می‌شود که یکی درباره اظهار محبت مرد به همسرش و دیگری درباره اظهار محبت زن به همسرش است. آن حضرت می‌فرمایند: «اگر مردی به همسر خود بگوید: من تو را دوست دارم، این سخن هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود»[۶۱]. واضح است که وقتی محبت مرد با یک جمله او در قلب زن جای می‌گیرد، اگر مرد به کمال بلوغ عاطفی رسیده باشد و بتواند بیشتر اظهار محبت کند، آن خانواده کانون صفا و مهر خواهد بود و هرگز متزلزل نخواهد شد.

ایشان در حدیثی دیگر می‌فرماید: حق مرد بر زن این است که زن ملازم خانه باشد و به شوهرش، دوستی و محبت و مهربانی کند و از به خشم آوردن او بپرهیزد و آنچه مورد رضایت اوست انجام دهد[۶۲]. در این روایت شریف، اظهار محبت و مهربانی به شوهر از وظایف زن دانسته شده است و اگر زن به رشد عاطفی نرسیده باشد، نمی‌تواند به این وظیفه به شایستگی عمل کند و زندگی مشترکی که در آن محبت و عواطف نباشد، سکون و آرامش برای اعضای خانواده به ارمغان نمی‌آورد. با توجه به معیارها و اصولی که در سیره پیشوایان هدایت(ع) گذشت و با توجه به آموزه‌های دینی، به این نتایج دست می‌یابیم:

  1. در اسلام، ازدواج در هر مرحله از زندگی مجاز است؛ حتی ازدواج در کودکی، با شرایط خاص و رعایت مصالح فرد بر اساس قوانین اسلام، می‌تواند صحیح باشد؛ ولی جدا از شرایط خاص و استثنایی، با توجه به اهداف کارکردهای ازدواج از نظر اسلام، مناسب‌ترین زمان برای ازدواج، اوایل جوانی است. از این رو ائمه اطهار(ع) با صراحت به جوانان توصیه می‌کردند که در صورت توان، ازدواج کنند[۶۳]. در مقابل، افرادی را هم که از ازدواج خودداری می‌کردند، ملامت می‌کردند[۶۴]. روابط عاطفی زن و شوهر در جوانی، با تفریحات و سرگرمی‌هایی همراه است که در متون دینی از آن به «ملاعبه» تعبیر شده است. بدین روی، در مواردی به افراد توصیه شده است همسری جوان اختیار کنند تا روابط آنها به مقتضای سنی هر دو، با روابط کلامی و غیر کلامی محبت‌انگیز و خوشایند نیز همراه باشد[۶۵]. روشن است که برقراری این گونه روابط، امری متقابل است و در صورت آمادگی روانی زن و مرد تحقق می‌یابد. علاوه بر این، ملاعبه با شور و نشاط جوانی متناسب است و اگر فرد وارد میانسالی شود یا به انتهای دوره جوانی برسد، آمادگی روانی برای تعامل نشاط‌بخش با همسر را نخواهد داشت.
  2. روابط جنسی در قالب ازدواج، تعادل روانی به دنبال دارد[۶۶] که حصول آن در جوانی اهمیت بیشتری می‌یابد. بنابراین، با توجه به اهتمام دین اسلام به تأمین همه نیازهای طبیعی از جمله نیازهای جنسی، بجا نیست ازدواج از اوایل جوانی، که اوج نیازهای جنسی است، به تأخیر انداخته شود.
  3. از جمله اهداف درخور توجه در ازدواج، رسیدن به سکون و آرامش و دوستی متقابل است که این هدف فقط با ازدواج تحقق می‌یابد و اوج دوستی‌ها و روابط عاطفی در اوایل جوانی است. در کلمات بزرگان دین، به پیامدهای نامطلوب تأخیر در ازدواج اشاره شده است؛ برای نمونه پیامبر گرامی(ص) می‌فرماید: دختران جوان مانند میوه‌های درختان هستند؛ وقتی زمان رسیدن آنان فرا رسید، باید آنان را چید؛ و گرنه حرارت خورشید و وزش باد، آنها را فاسد می‌کند. دختران هم وقتی به سن ازدواج رسیدند و نیاز به شوهر داشتند، اگر ازدواج نکنند، احتمال فساد و تباهی آنان وجود دارد[۶۷]. از این حدیث شریف، استفاده می‌شود که تأخیر در ازدواج از سنین جوانی که سن نیاز به همسر است، موجب مشکلات روانی و عاطفی در فرد می‌گردد؛ زیرا در این مقطع زندگی که اوج نیازهای عاطفی و جنسی در فرد است و توان کافی برای تأمین آنها در او وجود دارد، اگر این نیاز به طور صحیح پاسخ داده نشود، یا باید سرکوب گردد و یا به شیوه‌های نامناسب و ناهنجار تأمین گردد، که در هر دو صورت، باعث احساس گناه و آسیب به عزت نفس فرد می‌شود.
  4. یکی دیگر از اهداف ازدواج در اسلام که بر آن تأکید شده، حفظ عفت و تقوا در اخلاق فردی و اجتماعی است. به طور معمول، زمینه بروز رفتارهای ضد اخلاقی و خارج از محدوده شرع، در جوانان بیشتر است. ازدواج در این مقطع، مناسب‌ترین راه برای جلوگیری از این رفتارها و حفظ تقوا و اخلاق فردی و اجتماعی است[۶۸].

بر اساس آموزه‌های اسلام، ازدواج می‌تواند جلوی بسیاری از مفاسد را سد کند. از این رو پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «ازدواج کن، وگرنه به گناه می‌افتی»[۶۹]. همچنین حضرت رسول(ص) درباره کسی که شرایط ازدواج دارد و همسر مناسبی برایش فراهم است، می‌فرماید: هرگاه شخصی مناسب از لحاظ اخلاق و دین‌داری به خواستگاری شما آمد، با او ازدواج کنید؛ وگرنه فتنه و فساد در زمین اتفاق می‌افتد[۷۰].

طبیعت و آفرینش ویژه انسان، سن ازدواج را تعیین کرده و آن سن بلوغ است و چون پسرها در شانزده سالگی و دخترها معمولاً در ده سالگی به سن بلوغ می‌رسند، از نظر شرع می‌توانند ازدواج کنند؛ ولی بهتر است ازدواج را در پسران تا هجده سالگی و در دختران تا پانزده سالگی به تأخیر انداخت، تا دختر و پسر آمادگی انجام مسئولیت‌های خانوادگی را پیدا کنند. از این رو با وجود فراهم بودن شرایط ازدواج، مناسب‌ترین سن برای ازدواج در پسران، پس از هجده سالگی و در دختران، بعد از پانزده سالگی است[۷۱].

یافته‌های پژوهشی نیز بیانگر این مطلب است که سن ازدواج، عامل مهمی در تداوم زندگی زناشویی است. ازدواج در سنین بسیار پایین‌تر، احتمال از هم گسیختگی خانواده را به همراه خواهد داشت؛ زیرا در سنین بسیار کم، افراد از قابلیت لازم برای ایفای نقش همسری بی‌بهره‌اند. در عین حال، ازدواج در سنین بالا نیز خطر طلاق را افزایش می‌دهد[۷۲].[۷۳]

لزوم ازدواج به هنگام

زمان ازدواج

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «انسان جاهل را جز در حال افراط (زیاده‌روی) و تفریط (کوتاهی کردن) نمی‌بینی»[۷۴]. بیان رسای حضرت روشنگر این حقیقت است که انسان عاقل همه امور خود را با سنجش و تدبیر درست و به هنگام انجام می‌دهد. با در پیش داشتن چنین رویه‌ای، هر کاری به سرانجامی درست می‌انجامد و کمتر با شکست یا انحراف از مسیر اصلی خود روبه‌رو می‌شود.

ازدواج که یکی از مهم‌ترین اقدامات بشر در طول عمرش است، زمان ویژه‌ای دارد که باید در همان هنگام مناسب انجام شود؛ یعنی نه پیش از موعد باشد و نه با تأخیر انجام گیرد. تعیین زمان مشخص و دقیق برای ازدواج دختر و پسر با وجود تفاوت‌های فردی نه ممکن است نه معقول و پسندیده اما این واقعیت انکارناپذیر است که انسان در هر مرحله از عمر خود با ویژگی‌ها و توانمندی‌های ویژه همان دوره آفریده شده است. این ویژگی‌ها و توانمندی‌ها را همانند همه جهان هستی پروردگار درست مطابق و به اندازه نیازمندی‌های انسان در همان دوره عمرش تدبیر کرده است[۷۵]؛ به گونه‌ای که با نبود آن، زندگی و گذران عمر در آن دوران و دوره‌های بعد برای انسان بسیار سخت یا غیر ممکن است. مرحله مهم جوانی نیز مانند دیگر مراحل زندگی ویژگی‌هایی خاص دارد در این دوره حساس، بسیاری از قوای جسمی، روحی و روانی به درجه‌ای خاص از فعلیت می‌رسد؛ انسان به عرصه‌هایی جدید و به ضرورت، به اجتماعی بزرگ‌تر از پیش وارد می‌شود. او با کسانی مرتبط می‌شود که پیش از آن نبوده است. بینش‌ها، گرایش‌ها، خواسته‌ها، میل‌ها، نفرت‌ها، عواطف، هیجانات، احساسات و... نیز در این دوره برای جوان نمودی دیگر دارد.

همه این قوا و نیروها به گونه‌ای دقیق و حساب شده به فعلیتی رسیده است که پیش از آن چنین نبوده است؛ البته با سپری شدن دوران طلایی جوانی، این فعلیت‌ها نیز آرام‌آرام رنگ می‌بازد و دیگر شور و نشاط دوران جوانی را نخواهد داشت. از مهم‌ترین این قوا، غریزه جنسی است. این نیروی قدرتمند در دوره جوانی به بالاترین حد فعلیت و قدرت می‌رسد و با سپری شدن این دوره، آرام‌آرام از توان آن کاسته می‌شود. پس باید از آن به بهترین وجه بهره برد. اما چگونه و از چه راهی؟

خداوند سبحان برای این مسئله مهم نیز بشر را راهنمایی کرده است تا به بیراهه نرود و فرصت‌ها را از دست ندهد. چنان‌که پیش از این نیز اشاره شد[۷۶]، تنها راه ممکن و مشروع برای ارضای غریزه جنسی انسان که تدبیری الهی بوده و تجارب هزاران‌ساله بشر نیز آن را تأیید می‌کند، ازدواج و پیوند مقدس زناشویی است. راه‌های دیگر که با تأسف در جوامع امروزی به ویژه مغرب‌زمین شایع و رایج‌اند - گرچه به راحتی از هر انسانی ساخته‌اند - نامشروع، خطرناک و مخاطره‌آمیزند.

بنابراین، ازدواج نه‌تنها یگانه راه پاسخ‌گویی به این‌گونه نیازهای بشری است، بلکه باید تدبیری اندیشیده شود تا به دور از شتاب‌زدگی یا تأخیر، درست در زمان خود و به هنگام انجام شود. بدین ترتیب دو طرف هم از مواهب آن بهره‌مند می‌شوند و هم از زیان‌های احتمالی تأخیر در ازدواج مصون می‌مانند. برای هر شخص، بنابر ویژگی‌های فردی و قوت و ضعف‌های موجود در او، زمانی ویژه برای ازدواج مناسب است و زودتر یا دیرتر از آن، خطرهایی را متوجه وی خواهد ساخت. به باور همه صاحب‌نظران بهترین زمان برای ازدواج جوانان هنگامی است که آنان به اندازه کافی به رشد عقلانی، جسمانی، روحی و روانی رسیده باشند؛ البته رسیدن به این نقطه طلایی برای همه افراد یکسان نیست؛ چراکه زمینه‌های متنوع ارثی، عوامل متعدد محیطی و عناصر گوناگون تربیتی بر آن تأثیرگذار است. رعایت این امور همان رفتار عاقلانه‌ای است که از هر انسان هوشمند، عاقل و متعادلی انتظار می‌رود. این رویه همان رفتار عادلانه‌ای است که حضرت حق‌تعالی از آن راضی است.

رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در ازدواج خود، فرزندان، خویشان و یارانشان، تعادل و پرهیز از افراط و تفریط را اصل قرار می‌دادند و ذره‌ای از آن عدول نمی‌کردند. ایشان(ع)، چنان‌که ازدواج زودهنگام را روا نمی‌دانستند، بیش از آن، تأخیر در آن را برای جوانان برنمی‌تافتند. سخنان و توصیه‌های اولیای اسلام، چون رسول خدا و اهل‌بیت(ع) شاهد این ادعاست. آن بزرگواران همیشه ازدواج به هنگام را توصیه می‌فرمودند و کسانی را که به هر دلیل این اقدام ضروری و مقدس را به تأخیر می‌انداختند، نکوهش و توبیخ می‌کردند. در این باره، از رسول خدا(ص) نقل است که فرمودند: هیچ جوانی در آغاز جوانی ازدواج نمی‌کند، مگر اینکه شیطانی که مأمور اوست فریاد برمی‌آورد: «وای! این جوان دو سوم دینش را از گزند من حفظ کرده است». بنابراین او باید برای حفظ بقیه دینش تقوای خدایی را پیشه خویش سازد[۷۷].

در بیانی دیگر از آن بزرگوار و فرزندشان امام صادق(ع) چنین آمده است: کسی که ازدواج را از ترس مخارج زندگی ترک کند، البته به خداوند تبارک و تعالی بدگمان است؛ در حالی‌که خداوند می‌فرماید: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[۷۸].[۷۹]

امام صادق(ع) فرموده‌اند: خداوند پیامبرش رسول خدا(ص) را به همه آنچه انسان نیاز دارد، آگاه کرده است. یکی از مواردی که خداوند رسول خدا(ص) را از آن آگاه کرد این بود که روزی حضرت بر بالای منبر رفتند و فرمودند: «ای مردم جبرئیل از سوی خداوند مهربان و دانا نزد من آمد و گفت: «دوشیزگان همانند میوه‌های درختان‌اند. هنگامی که میوه‌ها رسیدند، اگر چیده نشوند، تابش آفتاب آنان را فاسد می‌کند و بادهای خزان به اطرافشان می‌پراکند. دوشیزگان نیز چنین‌اند. هنگامی که به حد رشد و درک زنان رسیدند چاره‌ای جز شوهر دادنشان نیست. اگر ازدواج نکنند به فاسد نشدنشان اطمینانی نیست؛ زیرا آنان بشرند[۸۰]. این سخنان حکیمانه، که در منابع روایی بسیارند، از اهمیت ازدواج، آن هم به هنگام و بدون فوت وقت نشان دارند[۸۱].

تأخیر در ازدواج و پیامدهای آن

گرچه تعجیل در ازدواج نیز چون تأخیر پیامدهایی خطرناک دارد، از آنجا که به دلایل گوناگون مشکل اصلی و اساسی‌ای که عموم مردم جامعه به آن دچارند تأخیر در ازدواج است، توصیه‌ها و تأکیدهای رسول خدا و اهل‌بیت(ع) بیشتر به این موضوع بازمی‌گردد. بنابراین تأخیر در ازدواج آفاتی دارد که اشاره به برخی از آنها مناسب است:

  1. سرکشی غرایز جنسی: با فرارسیدن دوران نوجوانی و جوانی، غرایز جنسی انسان بالغ می‌شود و به سرعت مسیر رشد خود را طی می‌کند. اگر به هر دلیل جوانان نتوانند در زمان مناسب به ازدواج روی آورند توان کنترل درست این غرایز را نمی‌یابند.
  2. مشکلات روحی و روانی: جوانی که نتواند در پی ازدواج نکردن به هنگام غرایز خود را کنترل کند، به انواع بیماری‌های روحی ـ روانی، مشکلات عصبی، بیماری‌های جسمی و انواع انحراف‌های اخلاقی و رفتاری گرفتار خواهد شد[۸۲]. با کمال تأسف، رواج یافتن و همه‌گیر شدن این بیماری‌ها و انحراف‌های اخلاقی، برخی جوامع را بر آن داشته که این مشکلات را عادی و در مواردی، آنها را قانونی بدانند و بر مشروعیت آن مهر پذیرش بزنند[۸۳].
  3. از دست دادن فرصت‌ها: پایداری انحراف‌های جنسی در انسان گاه چنان شدید می‌شود که همه عمر، انسان را به خود سرگرم می‌دارد و امکان استفاده از هر فرصتی را از وی سلب می‌کند با توجه به اینکه دوران جوانی هنگامه بهره‌مندی از نشاط و شادابی است، از دست دادن آن‌همه فرصت، ضربه‌ای نابودگر به موجودیت انسان در زمان حال و آینده او خواهد بود؛ به گونه‌ای که بعدها جبران و تدارک‌پذیر نیست. مطالعه زندگی اندیشمندان، فرهیختگان و انسان‌های موفق نشان می‌دهد که تقریبا همه آنان به دلیل بهره‌مندی از تربیت درست و استفاده بجا از توانمندی‌های خویش در دوره جوانی توانسته‌اند به قله‌های بلند علمی و معنوی دست یابند. بی‌شک این توفیق برایند استفاده و بهره‌وری درست از غرایز خدادادی است که استعداد نیل به کمال مطلق را در انسان امکان‌پذیر ساخته است.
  4. به مخاطره افتادن جنبه‌های معنوی انسان پیش از این بارها به این حقیقت اشاره شد که رسول خدا(ص) ازدواج را سبب بیمه شدن دوسوم دین و ایمان انسان دانسته‌اند که باید برای باقی آن پرهیزکاری پیشه ساخت شکی نیست که تأخیر در این امر مهم یا ترک آن به ویژه در چنین فضاهای آلوده و مهیج قوای جنسی، دین و ایمان افراد به ویژه جوانان را به شدت تهدید می‌کند و شیطان ایمانشان را از آنان خواهد گرفت.
  5. بی‌ثباتی در انتخاب شغل و جایگاه اجتماعی: استفاده از نیرو و توان روحی و جسمی در دوران جوانی، نوعی سرمایه‌گذاری در عمر انسان به شمار می‌آید. این امر هر قدر زودتر و با کیفیت بالاتر انجام شود بی‌شک نتایج پربارتری را به همراه خواهد داشت. اما تأخیر در امر مهم ازدواج یا ترک آن، به ویژه برای برخی از جوانان آنان را با مسائلی درگیر خواهد کرد که این فرصت سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهند؛ در نتیجه نه شغلی درخور شأن خود خواهند یافت؛ نه از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار خواهند شد. حاصل آنکه در آینده‌ای نه چندان دور، با دستی خالی با مشکلات زندگی روبه‌رو خواهند شد. بسیاری از انحراف‌های رفتاری و اجتماعی چون دزدی، اعتیاد، فساد و فحشا نیز در چنین موقعیت‌هایی دامن‌گیر این دختران و پسران می‌گردد[۸۴].

سیره اهل‌بیت(ع) در ازدواج به هنگام

با مطالعه سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) و رفتار مسلمانان صدر اسلام و جوامع اسلامی در سده‌های آغازین می‌توان ادعا کرد که فرهنگ غالب مسلمانان در آن زمان ازدواج زودهنگام و یا دست‌کم به هنگام بوده است. شاید این مسئله درباره زنان و دختران بیش از مردان مراعات می‌شده است. در تاریخ زندگی آن بزرگواران مواردی یافت می‌شود که دختران را در سنین آغازین نوجوانی به خانه شوهر می‌فرستادند. ازدواج رسول خدا(ص) با عایشه و نیز تزویج فاطمه زهرا به امیرمؤمنان(ع) از جمله مهم‌ترین و معروف‌ترین آنهاست. شاید به نظر برسد این موارد استثنایی بوده و از امور جاری و شایع نبوده است؛ درحالی‌که چنین نیست. تهییج و تشویق رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به انجام این عمل و مهم‌تر از آن، عمل و رویه آن بزرگواران در این مسئله، خود نشان‌دهنده اهمیت آن است. معصومان این اقدام را ارزشمند می‌دانستند و به آن توصیه می‌فرمودند. در نقلی منسوب به امام صادق(ع)، ایشان اقدام زودهنگام پدر در تزویج دختر را امری پسندیده و از سعادت پدر دانسته و فرموده‌اند: «پدر سعادتمند آن است که دخترش در خانه او عادت ماهانه نشود»[۸۵].

بنابر صحیح‌ترین نقل‌های تاریخی و روایی رسول خدا دختر گرامیشان فاطمه زهرا(س) را در سنین نوجوانی به عقد امیرمؤمنان(ع) درآوردند. فاطمه زهرا در سال پنجم بعثت متولد شدند و تاریخ ازدواج ایشان با امیرمؤمنان(ع) سال دوم یا سوم هجری بوده است[۸۶]؛ یعنی هنگام ازدواج تقریبا نه سال از عمر شریفشان می‌گذشت. اگر بپذیریم که تنها پس از چند ماه از تاریخ عقد با هم عروسی کرده‌اند، بنابراین فاطمه زهرا(س) تقریبا در نه یا ده سالگی به خانه شوهر گام نهاده‌اند. گرچه این مسئله در آن زمان مرسوم و رایج بوده و به فاطمه زهرا(س) منحصر نبوده[۸۷]، آنچه برای ما مهم است، عمل کردن انسان‌های والامقام و اسوه‌های قرآنی یعنی پیامبر، امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(ع) به این رویه بوده است.

موارد دیگری از این دست نیز در برخی نقل‌های تاریخی یافت می‌شود که به سبب ضعف مستندات، با اشاره‌ای از آن می‌گذریم؛ مواردی چون: ازدواج امام حسن و امام حسین(ع) با دختران یزدگرد ساسانی که بنابر برخی نقل‌های تاریخی در سال فتح ایران به دست لشکر اسلام انجام شد. مورخان نقل کرده‌اند که در این سال، جناب شهربانو به همراه برخی دیگر از شاهزادگان به اسارت مسلمانان درآمدند و سپس به مدینه نزد خلیفه دوم فرستاده شدند. پیش از این نیز اشاره کردیم که امام علی(ع) به ازدواج فرزندان بزرگوارشان امام حسن و امام حسین(ع) که در آن زمان هنوز در سنین نوجوانی بودند، با شهربانو و خواهرش اقدام فرمودند[۸۸].

با دقت در زندگی امامان معصوم(ع)، تاریخ تولدشان، تاریخ تولد امام پس از ایشان و... می‌توان ادعا کرد که اغلب این بزرگواران در سنین جوانی به ازدواج اقدام کرده و صاحب فرزند شده‌اند[۸۹].

حاصل آنکه، سخنان و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به همراه آیه‌های شریف قرآن، نشانگر این حقیقت است که فرهنگ حاکم بر اسلام و مسلمانان، به ویژه در صدر اسلام که از فرهنگ اسلام نشئت گرفته است، اقدام به‌هنگام و اغلب زودهنگام در ازدواج است. آنان تأخیر در این مسئله را به هیچ‌روی نمی‌پسندیدند. نمونه‌هایی از اقدام‌های انجام شده در این زمینه عبارت‌اند از:

  1. سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در اقدام زودهنگام به ازدواج خود یا فرزندانشان؛
  2. تأکیدها و تشویق‌های آن بزرگواران به ازدواج و نیز تعجیل در این مسئله و امتیاز قایل شدن برای افراد متأهل؛
  3. بیان آثار و برکات تعجیل در ازدواج و پیامدهای منفی تأخیر در ازدواج برای جوانان، خانواده‌ها و جامعه؛
  4. نفی و نهی عزوبت، ترک یا تأخیر ازدواج جوانان؛
  5. ترساندن و تهدید تارکان سنت نبوی؛
  6. ازدواج‌های متعدد یا مجدد و ازدواج با کنیزان، حتی در سن پیری؛
  7. ازدواج با محرومان، افراد گمنام، پیر و سالخورده؛
  8. اقدام به ازدواج‌هایی که در عصر جاهلیت حرام بود و اسلام آنها را حلال می‌شمرد[۹۰]؛
  9. نفی محدودیت‌های خرافی و طبقاتی که در جاهلیت مرسوم و رایج بود[۹۱].

اقداماتی از این دست، چنان امر مقدس ازدواج را بر جامعه، به ویژه خانواده‌ها و جوانان، از همه اقشار آسان و دست‌یافتنی کرده بود که هر کس در هر سن یا طبقه‌ای می‌توانست بدان اقدام کند. سادگی و بی‌پیرایگی اقدامات رسول خدا و اهل‌بیت(ع) و برخی از اصحاب در این امر مقدس چنان تأثیرگذار بود که حتی گاه افرادی هنگام اعزام به میادین جنگ بدان اقدام می‌کردند؛ مانند حنظله غسیل‌الملائکه که ازدواج او در منابع تاریخی و روایی بسیار معروف و مشهور است[۹۲]. حتی بالاتر از این، گاه افرادی در میادین جنگ ازدواج می‌کردند[۹۳]. آنان و مسلمانان به این‌گونه اقدامات افتخار می‌کردند و آن را به منزله سنت و فرهنگی مثبت برای نسل‌های بعد بازگو می‌کردند[۹۴].

انتخاب همسر

زن و شوهر از ارکان خانواده به شمار می‌روند و خانواده مهم‌ترین نقش را در تربیت فرزند ایفا می‌کند؛ از این‌رو، اگر همسران از لحاظ جسمی، افرادی سالم و از لحاظ روحی و معنوی، صالح و تربیت یافته باشند به جدّ می‌توان گفت بخش مهمی از تربیت فرزند، سامان یافته و تضمین شده است. پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) هم، دیگران را به این امر خطیر سفارش کرده‌اند و هم خود در انتخاب همسر دقت نموده‌اند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «به هم‌شأن خود زن بدهید و از هم‌شأن خود زن بگیرید و برای نطفه‌های خود [جایگاهی مناسب] انتخاب کنید»[۹۵].

پیامبر(ص) و ائمه(ع) در عمل، درباره خود و خانواده خود چنین کرده و در انتخاب همسر، دقت لازم را مبذول داشته‌اند. اهمیت مسئله انتخاب همسر در سیره معصومان(ع) روشن است. اما باید توجه داشت که تمام اهمیت این مسئله برای تربیت فرزند نیست، بلکه چنان که در برخی از روایات آمده، برای ایجاد تفاهمِ زن و شوهر و ثبات و آسایش خانواده نیز می‌تواند باشد که آن هم محیط امن و سالمی را برای تربیت فراهم می‌آورد. برای نمونه، یکی از ویژگی‌هایی که معصومان(ع) به رعایت آن در انتخاب همسر سفارش کرده‌اند و ازدواج امیرمؤمنان علی(ع) و حضرت زهرا(س) نیز با توجه به این ملاک بوده است، هم‌شأن بودن زن و شوهر است. این امر مهم‌ترین عامل تفاهم زن و شوهر و استحکام نظام خانواده است که این نیز مهم‌ترین عامل در پرورش درست فرزندان است. در مقابل، تفاهم نداشتن همسران و درگیری آنها که موجب ایجاد خدشه در کانون تربیت می‌شود، مهم‌ترین و بیشترین عامل انحراف فرزندان است[۹۶].

آمادگی برای ازدواج

آمادگی برای ازدواج امری است که با طبیعت بشری و گرایش غریزی هماهنگ است و اسلام به جهت فطری بودن برنامه‌های آن موضوع ازدواج و رابطه زن و مرد را به صورتی قانونمند روا داشته است و در برابر آن دو نظریه افراطی و تفریطی نیز قرار دارد. این سه نظریه را می‌توان به صورت زیر مشاهده کرد:

  1. نظریه افراطی که بر مرزنداشتن رابطه جنسی زن و مرد و محدود نبودن آن به قانون تأکید می‌کند. این نگرش مقام انسان را از برخی حیوانات پست‌تر می‌کند؛ زیرا برخی حیوانات برای تولید مثل نظم و قانون دارند؛ برای نمونه هر کبوتر برای جفت‌گیری و تولید مثل با کبوتری معین می‌آمیزد و هر دو به کمک یکدیگر آشیانه‌ای می‌سازند. این روش نوعی تعهد و اختصاص بین نر و ماده پدید می‌آورد و هر یک از آنها خود را در حفظ تخم، تبدیل آن به جوجه، تغذیه جوجه‌ها، پر درآوردن و پرواز کردن و توانمندی آنها و جداشدنشان از نر و ماده شریک می‌داند. برخی حیوانات هم برای زاد و ولد و پرورش نوزاد خود به آبستنی ماده و شیر دادن او بسنده می‌کنند و به اختصاص جفت نیازی ندارند و هر نری با هر ماده‌ای تا هنگامی که به غرض طبیعت یعنی حفظ نسل ضرری نزند، می‌آمیزد[۹۷]. این نظریه افراطی و آزادی نامحدود رابطه زن و مرد ارمغانی تازه نیست، بلکه همان سنت جاهلی پیش از اسلام است که زنان و مردان به انواع فساد و فحشا تن می‌دادند[۹۸].
  2. نظریه تفریطی که می‌گوید وقتی پیمان زناشویی بسته شد، این گره‌خوردگی باید به اجبار تا پایان عمر ماندگار باشد، هرچند با تفاهم اخلاقی همراه نباشد و اختلاف زن و مرد زندگی را برای آنان طاقت‌فرسا کند[۹۹].
  3. نظریه اعتدالی که دیدگاه اسلام است و رابطه زن و مرد را قانونمند می‌داند؛ از این‌رو نکاح را حلال[۱۰۰] و زنا را حرام[۱۰۱] کرده است و از نکاح به عنوان سکینت و غشیان ﴿فَلَمَّا تَغَشَّاهَا[۱۰۲] یاد کرده و مقصود این است که نیاز نخست ورود انسان به جامعه ازدواج است و در پی آن همسر را لباس و پوشش و مایه سکینت و آرامش خوانده است؛ همان‌گونه که شب پوششی برای اشیاست؛ به تعبیر دیگر قرآن کریم با رعایت ادب انسان‌ها را به حفظ حرمت خانوادگی متوجه کرده است، مبنی بر اینکه نسل جوان ناآرام است و این ناآرامی بدون ازدواج حل شدنی نیست؛ یعنی جامعه‌ای که اکثر اعضای آن جوان‌اند، مضطرب است؛ چراکه این نسل پرآشوب و مضطرب است و این آشوب نیز طبیعی و مقدس است که نظام آفرینش آن را شورانده است و با نصیحت یا وعده و وعید برطرف نمی‌شود، پس بهترین راه آرامش او و بلکه تنها راه مهارکردن این آشوب زندگی مسالمت‌آمیز با همنوع؛ یعنی ازدواج است[۱۰۳]؛ بنابراین خدا با تأمین این امور زمینه حیات اجتماعی انسان را فراهم کرده است[۱۰۴].

آمادگی لازم

آمادگی افراد برای ازدواج با لحاظ شرایط زمانی و مکانی و وضع جغرافیایی و محیطی متفاوت است و همه افراد برای ازدواج یکسان نیستند؛ از این‌رو برای اداره زندگی مشترک آمادگی‌های لازم را می‌طلبند؛ از قبیل آمادگی سنی، عقلی، عاطفی، جسمی، اقتصادی و هر آنچه برای تا برای تأمین زندگی مشترک ضرورت دارد؛ چراکه ازدواج به چند نوع رشد نیاز دارد:

۱. رشد جسمی که حداقل آن، بلوغ جسمی است. بلوغ جسمی نوع پسران در پانزده سالگی قمری و نوع دختران در حدود نه سالگی قمری رخ می‌هد[۱۰۵]، ۲. رشد عقلی برای تشخیص زشتی‌ها و زیبایی‌ها که در افراد به لحاظ عوامل مختلف متفاوت است. ۳ رشد عاطفی برای مدیریت عاطفه و و تعامل با همسر، ۴. رشد اقتصادی برای تأمین مالی زندگی؛ ۵. رشد اجتماعی برای کنترل خواسته‌ها و مصلحت‌سنجی‌ها در محیط زندگی.

البته افراد در کف و سقف این رشدها هم‌رتبه نیستند؛ از این‌رو سطح ازدواج‌ها نیز متفاوت است. آنچه در اینجا بیشتر مورد نظر است روشن شدن آمادگی سنی و سن ازدواج امامان(ع) است.

امامان(ع) هرچند در بسیاری از موارد یادشده با دیگران تفاوت دارند، در پدیده‌های رایج زندگی و مصالح اجتماعی همانند دیگران عمل می‌کردند؛ از این‌رو گزارش‌ها درباره سن ازدواج امامان(ع) شبیه دیگران است. برای مثال ازدواج امیرمؤمنان(ع) با حضرت فاطمه ـ که نخستین ازدواج امیرمؤمنان(ع) بود ـ در حدود ۲۵ سالگی آن حضرت رخ داد و تاریخ این ازدواج بر این مطلب گواه است؛ چراکه ازدواج آنان به اتفاق مورخان در سال دوم هجرت بود[۱۰۶] که عقد ایشان بر پایه روایتی از امام صادق(ع)[۱۰۷] در ماه رمضان آن سال[۱۰۸] و زفاف آنان در ذی‌الحجه[۱۰۹] یا محرم[۱۱۰] پس از آن واقع شد؛ چنان‌که عبدالرحمن بن جوزی، ابن‌طلحه شافعی و ابن‌صباغ مالکی این عقد ازدواج را در ماه رمضان سال دوم هجرت و زفاف را در ذی‌حجه همان سال دانسته‌اند[۱۱۱]. پس ازدواج امیرمؤمنان(ع) در ۲۵ سالگی ایشان و ورود به ده سالگی حضرت فاطمه(س) رخ داده است.

گرچه مفید در مسار الشیعه[۱۱۲] تاریخ ازدواج علی(ع) با فاطمه را پنج ماه پس از هجرت و در نیمه ماه رجب در حالی که یازده سال از بهار عمر حضرت فاطمه سپری شده بود می‌داند، بر پایه تحقیق صاحب این قلم، این گزارش شیخ مفید بر مبنای گزارش وی در خصوص تولد حضرت زهرا(س) در سال دوم بعثت است که این گزارش به نظر این نگارنده مخدوش است؛ چراکه ولادت حضرت فاطمه(س) در سال پنجم بعثت بود و آن گرامی به وقت هجرت هشت ساله بود و بر اساس روایت به دست آمده از امام سجاد(ع)[۱۱۳] ایشان در وقت ازدواج نه سال داشت. بنابراین، باید تاریخ ازدواج حضرت فاطمه(س) با علی(ع) در سال دوم هجرت باشد که فاطمه در آن به سال دهم عمرش ورود یافته بود[۱۱۴].

درباره سن ازدواج دیگر امامان چنین گزارش شده است. کلینی درباره امام صادق(ع)، تنها تعبیر وَ قَدْ أَدْرَكَ التَّزْوِيجَ را - بدون آنکه از سن و سال او نامی ببرد - نقل کرده است[۱۱۵]. با توجه به اینکه رشد جسمی حداقلی بلوغ در نوع پسران پایان پانزده سالگی قمری و در نوع دختران پایان نه سالگی قمری است، می‌توان گفت مقصود از وَ قَدْ أَدْرَكَ التَّزْوِيجَ در دختران حدود ده سالگی به بالاست[۱۱۶]؛ اما در پسران حدود پانزده سالگی به بالاست و امام صادق(ع) در این زمان، در حدود هفده یا هجده سالگی به سر می‌برد؛ چنان‌که ازدواج حسنین حدود هفده یا هجده سالگی[۱۱۷]، ازدواج امام سجاد(ع) حدود هجده سالگی[۱۱۸]، ازدواج امام باقر(ع) حدود ۲۴ سالگی[۱۱۹]، ازدواج امام کاظم(ع) حدود نوزده سالگی[۱۲۰]، زفاف امام جواد(ع) حدود پانزده سالگی[۱۲۱] و ازدواج امام عسکری(ع) حدود ۲۳ سالگی بود[۱۲۲].

گفتنی است یک نوع آمادگی برای ازدواج آمادگی و توان عقلی برای مدیریت زندگی مشترک و تعامل با همسر است که رکن لازم و شرط نخست هر نوع اقدام است و به دلیل روشن بودن آن نیاز به بررسی ندارد[۱۲۳].

توانایی مالی (درآمد)

توانایی مالی در امر ازدواج ضرورت انکارناپذیر و قابل ادراک همگان است که آموزه‌های دین نیز بر آن تأکید می‌کند[۱۲۴] و این موضوع در هر دوره‌ای به تناسب آن دوره است. امامان(ع) نیز برای ازدواج خود و فرزندان این هزینه را در نظر داشتند و آن را از درآمد خود تأمین می‌کردند؛ چنان‌که بر پایه روایت معتبری[۱۲۵] از امام کاظم(ع) بر آن تأکید شده است[۱۲۶]. این هزینه‌ها مواردی مانند مخارج خواستگاری و جشن ازدواج، مهریه، تهیه بخشی از جهیزیه و تهیه مسکن را دربرمی‌گیرد و در هر عصری به اقتضای وضعیت آن عمل می‌شود. این هزینه‌ها به ویژه ولیمه دادن از سنت‌های ازدواج است که پیامبران الهی در ازدواج‌های خود به آن پایبند بودند[۱۲۷] و در متون فقهی نیز مستحب دانسته شده است[۱۲۸].

تشخیص دقیق دیگر ویژگی‌ها و ملاک‌ها در شکل‌گیری ازدواج امامان(ع) چندان روشن نیست و ارائه شاخص برای این تشخیص کاری بس دشوار است و دلایل ویژه خود را می‌طلبد. در این زمینه برخی ویژگی‌ها مانند نژاد، ملیت، اصل و نسب، جنس، سن، دین و گرایش به اهل‌بیت(ع) در میان است که در ساماندهی ازدواج آنان تأثیر داشته است؛ ولی به دقت نمی‌توان گفت کدام یک از اینها نقش فزون‌تری در این عرصه داشتند، جز ویژگی دین‌مداری و گرایش به اهل‌بیت(ع) که قبلاً در این باره مطالبی بیان شده است.

این در حالی است که در دوره امامان(ع) دو طبقه اجتماعی آزاد و کنیز در میان زنان رایج بوده است و آنان نیز از هر دو گروه زنانی را با لحاظ تقوامحوری به همسری برگزیدند که به نام و نسب و جایگاه آنان در عنوان «تبارشناسی» همسران امامان پرداخته شد[۱۲۹].

هزینه‌های معصومین(ع) در ازدواج

هزینه‌های مصرفی معصومان‌(ع) برای ازدواج خود و فرزندانشان از درآمد ایشان تأمین می‌شد؛ چنان‌که بر پایۀ روایت معتبری از امام کاظم(ع) بر آن تأکید شده است[۱۳۰]. این هزینه‌ها مواردی مانند مخارج خواستگاری و جشن ازدواج، مهریه، تهیه بخشی از جهیزیه و تهیه مسکن را در بر می‌گیرد و در هر عصری به اقتضای وضعیت آن، عمل می‌شود. این هزینه‌ها به‌ویژه ولیمه‌دادن از سنّت‌های ازدواج است که پیامبران الهی در ازدواج‌هایشان به آن پایبند بودند[۱۳۱] و در متون فقهی نیز مستحب دانسته شده است[۱۳۲]. رویۀ آنان در تعیین مهریه‌ها بر پایۀ سنت نبوی بود که مبلغ آن پانصد درهم[۱۳۳] است[۱۳۴] و «مهر‌السنّه» نامیده می‌شود[۱۳۵].

بر پایۀ نقل‌هایی که در میان آنها نقل معتبر هم هست[۱۳۶]، پیامبر(ص) در ازدواج‌هایش از جمله در ازدواج با حضرت خدیجه، آمنه دختر ابوسفیان، میمونه دختر حارث و زینب بنت جحش ولیمه داد. ولیمۀ او در ازدواج با خدیجه، غذای آماده‌شده با گوشت شتر[۱۳۷]، در ازدواج با میمونه[۱۳۸]، حَیس[۱۳۹] و در ازدواج با دختر ابوسفیان[۱۴۰] و زینب بنت جحش[۱۴۱] غذای دیگری بود. همچنین برابر روایت‌هایی که برخی از آنها معتبرند، پیامبر(ص) دخترش فاطمه(س) را با ردای ساده، زرهی به ارزش سی درهم و تشکی از پوست قوچ همراه کرده و به خانۀ امیرمؤمنان(ع) فرستاده است[۱۴۲].

به گزارش ابن‌شهرآشوب، امام مجتبی(ع) با جَعده دختر اشعث، بر پایه سنت رسول خدا ازدواج کرد و مبلغ هزار دینار به او پرداخت[۱۴۳]. این مبلغ ـ با صرف نظر از اعتبار سند نقل ـ می‌تواند بخشش امام برای رفاه همسرش باشد؛ چنان‌که امام صادق(ع) پرداختن بیش از «مهرالسنّه» به همسر را «بخشش» دانسته است[۱۴۴]. هرچند از ابن‌سیرین (۳۳- ۱۱۰ق)[۱۴۵] مطلبی نقل شده است؛ مبنی بر اینکه امام مجتبی(ع) پس از ازدواج با زنی، برای او یکصد کنیز فرستاد که هر کنیزی را به مبلغ هزار درهم همراه کرده است[۱۴۶] و این سخن هم، در مقام بیانِ رفتار کریمانه آن حضرت است و تردیدی نیست که رفتار ایشان و دیگرامامان با همسرانشان کریمانه بود؛ ولی این نقل به یکی از سه جهت پذیرفتنی نیست:

  1. سند این نقل اعتبار ندارد؛ زیرا برخی از راویان آن ـ که ابونعیم از آنها نام برده - نزد رجالیان[۱۴۷] مجهول و ناشناخته است. برخی نیز به گفتۀ ابن‌حجر عسقلانی، سخن باطلی نقل می‌کرد[۱۴۸]؛ پس اعتمادی به او نیست.
  2. در روزگاری که با دوران پیامبر(ص) فاصله چندانی نداشت و درباره ازدواج و هزینه‌های آن، بر سنت آن حضرت نیز تأکید می‌شد[۱۴۹]، پذیرفتن چنین هزینه‌های اغراق‌آمیز از امام مجتبی(ع) آسان نیست. افزون بر آنکه گزارشگر این نقل، فقط ابن‌سیرین است و او هرچند به عرفان شهرت دارد، ولی با این توجه که کاتبِ انس بن مالک و یارِ حسن بصری شمرده می‌شد[۱۵۰] و اینان همگی عثمانی بودند و از امیرمؤمنان(ع) و خاندانش انحراف داشتند[۱۵۱]، نمی‌توان سخنانش را در موردی که با سیره رایج آنان هماهنگ نیست و پشتیبان هم ندارد، پذیرفت.
  3. داشتن یکصد کنیز، نیازمند داشتن مسکن و امکانات مناسب برای آنهاست و در زندگی امام مجتبی(ع) از چنین همسری که با آن همه امکانات زندگی کرده باشد، گزارشی در دست نیست؛ وانگهی چنین شرایطی در زندگی حکومتی پادشاهان شاید تصور داشته باشد؛ ولی در معیشت یک فرد تصور ندارد و معقول نیست. مگر گسترۀ زندگی یک فرد چقدر است که یکصد کنیز داشته باشد؟ بنابراین می‌توان گفت این نقل جزو گزارش‌های ساختگی دربارۀ امام مجتبی(ع) است که بعدها ساخته شده و به فرد معروف و کثیرالنقلی چون ابن‌سیرین نسبت داده شده است.

امام جواد(ع) مهریۀ ام‌فضل دختر مأمون را پانصد درهم - یعنی مهر‌السنّه - تعیین کرد؛ افزون بر آن صدهزار درهم نیز به وی هدیه داد[۱۵۲]. همان حضرت برای خریدن کنیزی به نام سمانه - مادر امام هادی(ع) - شصت یا هفتاد دینار پرداخته است[۱۵۳]. از تعداد همسران امام هادی(ع) گزارشی به دست نیامده است؛ ولی کنیزی به نام حدیث داشت که به شرف مادری امام عسکری در آمد[۱۵۴] و برای ازدواج امام حسن عسکری(ع) نیز کنیزی به نام نرجس، به مبلغ دویست و بیست دینار خریداری کرد[۱۵۵].

از دیگر هزینه‌های امامان بر پایه گزارش‌های موجود هزینه‌هایی است که برای خریداری غلامان و کنیزان و نگهداری و تربیت آنان مصرف می‌شد که در موضوع آزادی بردگان به مواردی اشاره شده است. ب ه گفتۀ زید شحّام، امام جواد(ع) از وی کنیزی خرید و برای قیمت آن نیز با او چانه زد[۱۵۶]. به گزارش ابن‌طاووس، زنی از دینَوَر برای امام حسن عسکری(ع) ده دینار و سه دانه مروارید که به اندازه ده دینار ارزش داشت، هدیه فرستاد. امام آن را به یکی از کنیزانش هدیه کرد[۱۵۷].[۱۵۸]

مهرالسنّه

بر پایه نقل‌هایی که در میان آنها روایت صحیح هم هست، مهریه‌های همسران پیامبر(ص) پانصد درهم بود[۱۵۹]. به روایت معتبر[۱۶۰] امام صادق(ع)، خدیجه در میان همسران رسول خدا(ص) مهریه خود را بر عهده گرفت و مهریه دیگر همسران را آن حضرت به مبلغ پانصد درهم می‌پرداخت[۱۶۱] و به نقل معتبر امام باقر(ع) مهریه‌های همسران و هیچ یک از دختران پیامبر(ص) بیش از پانصد درهم نبود[۱۶۲] و این مبلغ در مهریه خاندان پیامبر(ص) نسل به نسل رایج و عملی بود و از آن بیشتر نشد[۱۶۳]؛ چنان‌که امام حسین در تزویج دختر حضرت زینب، مهریۀ او را ۴۸۰ درهم تعیین کرد[۱۶۴]. امام جواد(ع) مهریۀ همسرش ام‌فضل را پانصد درهم تعیین کرد[۱۶۵]، با اینکه وی دختر مأمون و شاهزاده بود. البته امام به تناسب کرامت و شخصیت خود، صدهزار درهم نیز به وی هدیه داد[۱۶۶]. این رفتار پیامبر و خاندان او سبب شد که این مبلغ، در میان مؤمنان نیز سنت و رویه شود[۱۶۷].[۱۶۸]

منابع

پانویس

  1. فرهنگ معین، ذیل واژه ازدواج.
  2. امامی، حقوق مدنی، ج۴، ص۲۶۸؛ کاتوزیان حقوق خانواده، ج۱، ص۲۰.
  3. شایان مهر، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، ص۵۹.
  4. ملک محمودی الیگودرزی، راهنمای ازدواج، ص۲۲.
  5. فروید، تجزیه و تحلیل روانی جنسی، ترجمه و اقتباس: علی دشتستانی، ص۷۳.
  6. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۲۳.
  7. نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵۳۱.
  8. نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵۳۲.
  9. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴.
  10. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۳.
  11. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۹.
  12. کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۲۰.
  13. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱.
  14. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۶.
  15. جهرمی، حمایت‌خواه، دو قدم تا خوشبختی، ص۱۰۷.
  16. کاتوزیان، حقوق خانواده، ج۱، ص۱۳.
  17. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۲۹.
  18. ﴿وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا «و شما را جفت‌هایی (نر و ماده) آفریدیم،» سوره نبأ، آیه ۸.
  19. «به مردان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند، این برای آنان پاک‌تر است، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنند آگاه است» سوره نور، آیه ۳۰.
  20. «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان.».. سوره نور، آیه ۳۱.
  21. صدوق، الخصال، ص۶۱۴.
  22. «و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.
  23. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۴.
  24. الابشیهی، المتطرف، ج۲، ص۲۱۸.
  25. آمدی، غرر الحکم و دور الکلم، ص۳۷۹.
  26. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۶.
  27. «آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  28. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۳۲.
  29. «و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.
  30. آذربایجانی، روان‌شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص۲۶۱ – ۲۵۶.
  31. «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید» سوره روم، آیه ۲۱.
  32. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۴.
  33. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۶۸ – ۵۰.
  34. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۹.
  35. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۷.
  36. سالاری‌فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص۵۷.
  37. سالاری‌فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص۵۸.
  38. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۴.
  39. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۸.
  40. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۲.
  41. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۰.
  42. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۳۹-۴۶.
  43. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، جامعه در قرآن، ص۶۳.
  44. «اوست که شما را از تنی یگانه آفرید و از (خود) او همسرش را پدید آورد تا بدو آرامش یابد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
  45. گفتنی است در عالم ملکوت که عالم تکلیف نیست، همه موجودات انگیزه آسمانی و الهی دارند و تسبیح خدا گویند (﴿تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا «آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴)؛ از این‌رو بر پایه حدیثی که در پی می‌آید حتی آمیزش حیوانات نیز انگیزه آسمانی و الهی دارد. در این باره نقل می‌کند که حضرت سلیمان شاهد گفتگوی دو گنجشک بود که گنجشک نر به جفت خود گفت بیا فرزنددار شویم تا پس از ما ذکر خدا گوید. سلیمان با تعجب گفت: این انگیزه از حکومت و مملکت من برتر است. «وَ رُوِيَ أَنَّهُ(ع) سَمِعَ يَوْماً عُصْفُوراً يَقُولُ لِزَوْجَتِهِ ادْنِي مِنِّي حَتَّى أُجَامِعَكِ لَعَلَّ اللَّهَ يَرْزُقُنَا وَلَداً يَذْكُرُ اللَّهَ فَإِنَّا كَبِرْنَا، فَتَعَجَّبَ سُلَيْمَانُ مِنْ كَلَامِهِ وَ قَالَ هَذِهِ النِّيَّةُ خَيْرٌ مِنْ مَمْلَكَتِي» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۹۵).
  46. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، جامعه در قرآن، ص۶۵.
  47. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴.
  48. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۲۷۳ - ۲۷۶.
  49. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۲۷.
  50. لطف‌آبادی، روانشناسی رشد، ش۲، ص۸۳.
  51. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۰۴.
  52. کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷.
  53. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۶۳.
  54. امین عاملی، سیره معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج۲، ص۴۶.
  55. مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۱۱۲ - ۱۱۱.
  56. کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷.
  57. متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۶، ص۳۱۱.
  58. لطف‌آبادی، روان‌شناسی رشد، ش۲، ص۱۰۱ - ۱۰۰.
  59. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۸۴.
  60. جهرمی حمایت‌خواه، دو قدم تا خوشبختی، ص۴۶ – ۴۵.
  61. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۳.
  62. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۴۴.
  63. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۴.
  64. نوری، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۵۵.
  65. نوری، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۷۹.
  66. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۵۹.
  67. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۶۱.
  68. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۵۰.
  69. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۵۴.
  70. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۷۸.
  71. جهرمی حمایت‌خواه، دو قدم تا خوشبختی، ص۹۵.
  72. جهرمی حمایت‌خواه، دو قدم تا خوشبختی، ص۹۴.
  73. سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۴۶.
  74. «قَالَ(ع): لَا يُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱، ص١۵٩).
  75. مطالب یاد شده را با این آیات می‌توان اثبات کرد: ﴿الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا «همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین او راست و فرزندی نگزیده است و در فرمانفرمایی او را انبازی نیست و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲؛ ﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰؛ ﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ... «و اوست آن کس که آسمان‌ها و زمین را به درستی آفرید و روزی که فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود، گفتار او راستین است.».. سوره انعام، آیه ۷۳؛ ﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ «ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹؛ ﴿مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ «از نطفه‌ای آفریده و موزونش کرده» سوره عبس، آیه ۱۹؛ و....
  76. ر.ک: بحث «اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام» در آغاز همین کتاب.
  77. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْبَاقِي» (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۴، ص١۴٩).
  78. «و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد» سوره نور، آیه ۳۲.
  79. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: ﴿إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۰). همچنین حضرت تارکان ازدواج را از خویش نمی‌دانند: «عَنِ النَّبِيِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: وَ مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَلَيْسَ مِنَّا» (علی بن حسام الدین، کنزالعمال، حدیث ۴۴۴۶٠).
  80. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ(ص) فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟ فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟ فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۶١).
  81. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۷۴.
  82. چشم‌چرانی، خودارضایی، اعتیاد به مواد مخدر، روی آوردن به کتاب‌ها و نشریه‌های مستهجن، اینترنت و ماهواره، گرفتار شدن در دام برخی شیادان و در نتیجه آلودگی به انواع اعمال زشت و ناپسند چون زنا و هم‌جنس‌بازی از جمله انحرافات اخلاقی و رفتاری است که به‌طور شایع دامن‌گیر جوانانی می‌شود که سنی از آنها گذشته و به دلایلی ازدواج نکرده‌اند. این بیماری‌ها و نارسایی‌های جنسی با تنوع هرچه بیشتر، دنیا را در فسادی سهمگین فرو برده است؛ تا آنجا که جوامع اسلامی نیز از این خطر مصون نمانده‌اند و روزبه‌روز آمار جوانان مبتلا به این‌گونه انحرافات در حال فزونی است.
  83. هم‌اکنون در برخی جوامع غربی، انجام برخی از این اعمال زشت و نامشروع چون هم‌جنس‌بازی، زنا، ازدواج با محارم و... مجاز است و در مواردی حتی مراجع قانونی نیز بدان رسمیت داده‌اند و حقوقی مدنی برای آنها منظور شده است.
  84. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۷۸.
  85. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ لَا تَطْمَثَ ابْنَتُهُ فِي بَيْتِهِ»؛ محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٣۶.
  86. محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۵٧؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص٣۵۶؛ علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۴۴٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٧؛ محمد بن جریر الطبری، دلائل الإمامة، ص۴۵.
  87. همچنین رسول خدا(ص) عایشه دختر ابوبکر را پس از فوت حضرت خدیجه(س) و پس از ازدواج با سوده بنت زمعه در حالی‌که در سنین کودکی و پیش از سن تکلیف بوده است، تزویج فرمودند. به همین سبب، حضرت مدتی پس از خواندن خطبه عقد به عروسی با وی اقدام کردند. مفسر کبیر مرحوم طبرسی و محدث کبیر، مرحوم مجلسی این مطلب را چنین نقل کرده‌اند: «وَ الثَّالِثَةُ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ تَزَوَّجَهَا بِمَكَّةَ وَ هِيَ بِنْتُ سَبْعٍ وَ لَمْ يَتَزَوَّجْ بِكْراً غَيْرَهَا وَ دَخَلَ بِهَا وَ هِيَ بِنْتُ تِسْعٍ لِسَبْعَةِ أَشْهُرٍ مِنْ مَقْدَمِهِ الْمَدِينَةَ» (الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص١۴١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۰۲).
  88. اگر این نقل تاریخی درست باشد، امام حسن و امام حسین(ع) در سنین ده - یازده سالگی به ازدواج اقدام کردند؛ چراکه این دو امام بزرگوار در سال سوم و چهارم هجری در مدینه متولد شدند (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۲۳۷)، و بنابر قول صحیح، فتح ایران و در نتیجه اسارت جناب شهربانو و همراهان ایشان در سال‌های خلافت خلیفه دوم (یعنی در سال چهاردهم هجری) بوده است. پس آن دو بزرگوار نیز در دوران نوجوانی ازدواج کرده‌اند (قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٠؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۷۷؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإرشاد، ج۲، ص۱۳۷). البته چنان که اشاره شد این مسئله در تاریخ و میان مورخان و تحلیلگران محل مناقشه و اختلاف نظر است.
  89. تاریخ تولد ائمه(ع) چنین است: امام زین‌العابدین(ع) ۳۸ هجری، امام باقر(ع) ۵۷ هجری، امام صادق(ع) ۸۳ هجری، امام کاظم(ع) ۱۲۸ هجری، امام رضا(ع) ۱۴۸ هجری، امام جواد(ع) ۱۹۵ هجری، امام هادی(ع) ۲۱۲ هجری، امام عسکری(ع) ۲۲۳ هجری و امام عصر(ع) ۲۵۵ هجری. اگر حتی ائمه بزرگوار(ع) را نخستین فرزند پدرشان بدانیم، که گاه چنین نبوده است، باز هم ثابت می‌شود که اغلب این بزرگواران پیش از بیست سالگی به ازدواج اقدام کرده‌اند. حال آنکه در برخی موارد آن عزیزان فرزندان، دوم، سوم یا چندمین فرزند خانواده بوده‌اند. چون امام علی، اباعبدالله الحسین، امام زین‌العابدین و امام موسی بن جعفر و امام رضا و امام عسکری(ع)، که نخستین فرزند پدران بزرگوارشان نبوده‌اند و فرزندان دیگری پیش از ایشان، از همان مادر یا از مادران دیگر به دنیا آمده بودند.
  90. ازدواج با همسر پسرخوانده در فرهنگ جاهلی از موارد ازدواج با محارم به شمار می‌آمد و ممنوع بود. اسلام این حرمت را برداشت و آن را برای مسلمانان مجاز شمرد. روشن است که ازدواج با پسرخوانده از جمله مواردی نبود که در جامعه مصادیق فراوانی داشته باشد تا مسلمانان در این باره در حرج باشند. اما خداوند برای آنکه ازدواج را بر مردان و زنان، به ویژه جوانان آسان گرداند و همه مواقع خودساخته بشر را از پیش روی او بردارد، به رسول خدا(ص) دستور داد تا در این کار خود پیشگام شود. ایشان نیز با تحمل بار سنگین تهمت‌ها، افتراها و مشکلاتی که از سوی یهود، مشرکان و منافقان متوجه ایشان بود، با زینب بنت جحش که پیش از این، با وساطت خودشان همسر زید پسرخوانده ایشان شده بود، ازدواج فرمودند.
  91. مانند تزویج زینب بنت جحش به زید بن حارثه و تزویج ضباعه بنت زیبر بن عبدالمطلب به مقداد، به دست رسول خدا(ص) و ازدواج جویبر با زلفا بنت زیاد انصاری به دستور و توصیه رسول خدا.
  92. «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ، فِي سِيَاقِ غَزْوَةِ أُحُدٍ قَالَ: وَ كَانَ حَنْظَلَةُ بْنُ أَبِي عَامِرٍ رَجُلًا مِنَ الْخَزْرَجِ تَزَوَّجَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ الَّتِي كَانَتْ فِي صَبِيحَتِهَا حَرْبُ أُحُدٍ بِابْنَةِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيِّ بْنِ سَلُولٍ. دَخَلَ بِهَا فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ وَ اسْتَأْذَنَ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَنْ يُقِيمَ عِنْدَهَا، فَأَنْزَلَ اللَّهُ ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ الْآيَةَ، فَدَخَلَ حَنْظَلَةُ بِأَهْلِهِ وَ وَقَعَ عَلَيْهَا فَأَصْبَحَ وَ خَرَجَ وَ هُوَ جُنُبٌ فَحَضَرَ الْقِتَالَ فَبَعَثَتِ امْرَأَتُهُ إِلَى أَرْبَعَةِ نَفَرٍ مِنَ الْأَنْصَارِ، لَمَّا أَرَادَ حَنْظَلَةُ أَنْ يَخْرُجَ مِنْ عِنْدِهَا، وَ أَشْهَدَتْ عَلَيْهِ أَنَّهُ: قَدْ وَاقَعَهَا. فَقِيلَ لَهَا: لِمَ فَعَلْتِ ذَلِكَ؟ قَالَتْ: رَأَيْتُ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي نَوْمِي كَأَنَّ السَّمَاءَ قَدِ انْفَرَجَتْ فَوَقَعَ فِيهَا حَنْظَلَةُ ثُمَّ انْضَمَّتْ. فَعَلِمْتُ أَنَّهَا الشَّهَادَةُ فَكَرِهْتُ أَنْ لَا أُشْهِدَ عَلَيْهِ. فَحَمَلَتْ مِنْهُ فَلَمَّا حَضَرَ الْقِتَالُ... فَضَرَبَهُ فَقَتَلَهُ وَ سَقَطَ حَنْظَلَةُ إِلَى الْأَرْضِ بَيْنَ حَمْزَةَ وَ عَمْرِو بْنِ الْجُمُوحِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَرَامٍ وَ جَمَاعَةٍ مِنَ الْأَنْصَارِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): رَأَيْتُ الْمَلَائِكَةَ يُغَسِّلُونَ حَنْظَلَةَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ بِمَاءِ الْمُزْنِ فِي صِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ فَكَانَ يُسَمَّى غَسِيلَ الْمَلَائِكَةِ» (علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٧، ص٢۶؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص١٩۵).
  93. از کتاب طبقات ابن‌سعد نقل شده است که، در یکی از جنگ‌های صدر اسلام، شهیدی از شهدای لشکر اسلام زنی را میان زنانی که برای کمک به مجروحان لشکر اسلام آمده بودند، می‌بیند و از او خواستگاری می‌کند. زن که خود همسر یکی از شهدای جنگ‌های پیشین رسول خدا(ص) بود، به او پاسخ مثبت می‌دهد تا پس از پایان یافتن جنگ با هم ازدواج کنند. اما او که تقریبا می‌دانست در این جنگ به شهادت خواهد رسید، درخواست کرد تا در همان زمان این پیوند انجام شود. زن پذیرفت و او همانجا با حضور دیگر مسلمانان ولیمه عروسی را تهیه دید. در همان زمان جنگی درگرفت و او به شهادت رسید (عباس یزدانی، الگوی زندگی، ص١١۴؛ به نقل از: طبقات ابن‌سعد، ج۴، ص٧١).
  94. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۸۰.
  95. «أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ»؛ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۲۹.
  96. حسینی‌زاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص ۳۶.
  97. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۱۹۲.
  98. ر.ک: عبدالحسین زرین‌کوب، بامداد اسلام، ص۴۰.
  99. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۲۷۴.
  100. ﴿فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ «از زنانی که می‌پسندید، همسر گیرید» سوره نساء، آیه ۳.
  101. ﴿الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ «مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک به همسری نگزیند و این بر مؤمنان حرام شده است» سوره نور، آیه ۳.
  102. «و چون با او آمیزش کرد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.
  103. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر سوره مبارکه اعراف، جلسه ۲۴۱، در: http//:esra.ir
  104. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۲۵.
  105. جعفر بن الحسن محقق حلی، شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۹۸.
  106. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۱ (دارالکتب العلمیه)؛ محمد بن محمد مفید، مسار الشیعه، ص۲۴؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۰۷.
  107. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۶ («تَزَوَّجَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ... فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ بَنَى بِهَا فِي ذِي الْحِجَّةِ...»). اربلی در یک گزارش (کشف الغمه، ج۱، ص۳۷۳) تاریخ عقد ازدواج علی و فاطمه را پس از جنگ بدر و در گزارشی دیگر (کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۷) پس از شب قدر همان ماه رمضان ثبت کرده است که نتیجه هر دو یکی است؛ چون جنگ بدر در هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرت بوده است (محمد بن محمد مفید، مسار الشیعه، ص۲۴). در برخی منابع از جمله در الذریة الطاهره دولابی (ص۹۱-۹۲) با نقل روایتی از امام صادق(ع) - که در طریق آن ابن ابی‌سبره حضور دارد -تاریخ ازدواج یاد شده در ماه صفر سال دوم هجرت دانسته شده است و ابوالفرج اصفهانی نیز به نقل از ابن ابی سبره این عقد ازدواج را در ماه صفر پس از ورود پیامبر به مدینه و زفاف آن را پس از بدر دانسته است (مقاتل الطالبین، ص۴۸)؛ لکن این دو گزارش به جهت حضور ابن ابی سبره در شمار گزارشگران آن‌ها درخور اعتماد نیستند؛ چراکه رجال‌شناسان نقل‌های وی را ضعیف دانسته‌اند (احمد بن محمد ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۷، ص۳۳۰-۳۳۱).
  108. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۴۰، ح۵۳۶؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۴-۵۱۴.
  109. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۵۱ (دارالکتب العلمیه)، حوادث سال دوم؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۸؛ محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۴۶۷؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، صص ۳۶۷ و ۵۱۴.
  110. ابن‌طاووس، اقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۹۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۹۲.
  111. ابن‌‏جوزی، صفوة الصفوه، ج۱، ص۳۳۸؛ گنجی شافعی، مطالب السؤول، ص۵۳؛ ابن‌صباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الائمه، ج۱، ص۶۵۲-۶۵۳.
  112. محمد بن محمد مفید، مصنفات (مسار الشیعه)، ج۷، ص۵۸.
  113. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، کتاب الروضه، ص۳۴۰، ح۵۳۶.
  114. ر.ک: یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، «سال تولد حضرت فاطمه(س)».
  115. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۶، ح۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۴۵ («... لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ لَا تُزَوِّجُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقَدْ أَدْرَكَ التَّزْوِيجَ؟ قَالَ: وَ بَيْنَ يَدَيْهِ صُرَّةٌ مَخْتُومَةٌ، فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ سَيَجِي‏ءُ نَخَّاسٌ مِنْ أَهْلِ بَرْبَرَ، فَيَنْزِلُ دَارَ مَيْمُونٍ فَنَشْتَرِي لَهُ بِهَذِهِ الصُّرَّةِ جَارِيَةً...»).
  116. چنان‌که نقل مشهور زفاف پیامبر(ص) با عایشه را در ده سالگی عایشه می‌داند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱، ص۴۴، ح۷۵ «وَ هِيَ بِنْتُ عَشْرِ سِنِينَ»). نقل‌های دیگر حدود هفده یا هجده یا نوزده سال را باور دارند (سید جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج۳، ص۲۸۵؛ رضا جلالی لیقوان، «بازپژوهشی در سن عایشه»، ص۲۴-۳۸).
  117. فاصله تولد امام حسن(ع) (۳ق) و امام حسین(ع) (۴ق) با سال فتح شام (حدود ۱۸ق) حدود هفده سال است که نخستین ازدواج آنان در آن سال‌هاست.
  118. امام سجاد(ع) در نهضت عاشورای سال ۶١، ۲۳ سال داشت (محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷) و پسر بزرگش امام باقر چهار ساله بود (ابن‌شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۱۲۰). اگر امام یک سال پیش از تولد پسرش ازدواج کرده باشد، ازدواج ایشان در حدود هجده سالگی می‌شود.
  119. فاصله تولد امام باقر(ع) (۵۷ق) با امام صادق(ع) (۸۳ق) حدود ۲۶ سال بوده. اگر ازدواج امام یک سال و اندی جلوتر از تولد پسرش باشد ازدواج او ۲۴ سالگی است.
  120. فاصله تولد امام کاظم(ع) (۱۲۸ق) با امام رضا(ع) (۱۴۸ق) بیست سال بوده است. اگر ازدواج امام با مادر امام رضا(ع) که نخستین همسرش بوده، یک سال جلوتر از تولد پسرش باشد، این ازدواج در حدود نوزده سالگی است.
  121. در این باره عنوان «همسران امام جواد(ع)»، «زفاف امام با ام‌الفضل» رجوع کنید.
  122. فاصله تولد امام عسکری(ع) (۲۳۲ق) با امام زمان(ع) (۲۵۶ق) ۲۴ سال بوده است. اگر ازدواج امام یک سال جلوتر از تولد پسرش باشد این ازدواج در ۲۳ سالگی است.
  123. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۳۰.
  124. بر پایه آیه ۲۷ سوره قصص، حضرت موسی برای تأمین مالی ازدواج خویش هشت سال به حضرت شعیب خدمت کرد ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ «(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی».
  125. به گفته رجالی خُبره، آیت‌الله سید موسی شبیری زنجانی، شیخ صدوق رجالی و محدث و اهل فن است و اصالةالعداله‌ای هم نیست]یعنی برای اعتبار سند روایت معتقد به عادل بودن راویان نبود، بلکه ثقه بودن آنان را کافی می‌دانست[. او اگر به روایتی استناد کند و به آن فتوا دهد، معلوم می‌شود سند آن روایت مورد اعتماد اوست و این برای اعتبار روایت کفایت می‌کند، هرچند از راوی روایت در کتاب‌های رجالی نامی نباشد (تدریس کتاب نکاح، درس ش ۹۸۴، ص۱۱۰۳، ۲۶/۱/۱۳۸۶ش)؛ بنابراین سند روایت پانوشت بعدی که از شیخ صدوق نقل شده معتبر است.
  126. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹، ح۵۷۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۳ («... إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ حَجُّ صَرُورَتِنَا وَ مُهُورُ نِسَائِنَا وَ أَكْفَانُنَا مِنْ طَهُورِ أَمْوَالِنَا...»).
  127. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۷، ح۱ («... عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ:... إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»).
  128. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۲۷، مسئله ۶.
  129. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.
  130. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹، ح۵۷۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۳؛ محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص۳۰، الکلام علی الواقفة؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۳۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۵۵، ح۳۰۱۱ و ج۱۱، ح۱۴۴۷۹ («... إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ مُهُورُ نِسَائِنَا وَ حَجُّ صَرُورَتِنَا وَ أَكْفَانُ مَوْتَانَا مِنْ طُهْرَةِ أَمْوَالِنَا وَ عِنْدِي كَفَنِي»). به گفته رجالی خُبره، آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی، شیخ صدوق، رجالی و محدث و اهل فن است و أصالةالعدالة‌ای هم نیست، او اگر به روایتی استناد کند و به آن فتوا دهد، معلوم می‌شود سند آن روای-ت مورد اعتماد اوست و این برای اعتبار روایت کفایت می‌کند، هرچند از راوی روایت در کتاب‌های رجالی نامی نباشد (تدریس کتاب نکاح، درس شمارۀ ۹۸۴، ص۱۱۰۳، تاریخ ۲۶/۱/۱۳۸۶ش). بنابراین این روایت که مستند فتوای شیخ صدوق بوده، معتبر است.
  131. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۷، ح۱ («... عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:... إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»).
  132. روح‌الله خمینی، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۲۲۷، مسئله ۶.
  133. محاسبه درهم بر پایه نقره است و در دوران معصومان هر ده درهم معادل شش مثقال نقره بود که ارزش رایج درهم در این تاریخ (اسفند/۱۳۹۳ش) چهارده هزار تومان است. یک درهم شرعی دو سوم درهم رایج، یعنی کمی بیش از مبلغ نه هزار تومان است. پس پانصد درهم در این تاریخ (اسفند/۱۳۹۳ش) معادل حدود پنج میلیون تومان است.
  134. محمد بن حسن طوسی، الإستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱ (با سند معتبر) «... فَقَالَ: لَا يُجَاوَزْ بِحُكْمِهَا مُهُورَ نِسَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ...».
  135. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۶، ح۷ («... سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)...»). محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹ - ۴۰۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۵۶ («وَ يُسْتَحَبُّ أَنْ يَكُونَ الْمَهْرُ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ هُوَ مَهْرُ السُّنَّةِ»).
  136. ر.ک: محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۶.
  137. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۵، ح۹ («... فَقَالَتْ خَدِيجَةُ:... فَأْمُرْ عَمَّكَ فَلْيَنْحَرْ نَاقَةً فَلْيُولِمْ بِهَا... وَ نَحَرَ أَبُو طَالِبٍ نَاقَةً»). هرچند سند روایت ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۶)، با محتوای روایت معتبر بعدی هماهنگ است.
  138. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۱۸، ح۱۸۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۸، ح۲؛ ابوحنیفه نعمان بن نحمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۰۴، ح۷۴۶؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۰۹، ح‌۴ («... إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) حِينَ تَزَوَّجَ مَيْمُونَةَ بِنْتَ الْحَارِثِ أَوْلَمَ عَلَيْهَا وَ أَطْعَمَ النَّاسَ الْحَيْسَ»). سند معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۶).
  139. حیس، حلوای ساخته‌شده با آرد و خرما و روغن است (ر.ک: ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۶۱، واژه «حیس»).
  140. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۷، ح۱ («... إِنَّ النَّجَاشِيَّ لَمَّا خَطَبَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) آمِنَةَ بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ فَزَوَّجَهُ، دَعَا بِطَعَامٍ وَ قَالَ: إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»).
  141. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۳۳۹، ح۲۷۲۳۸ («... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) تَزَوَّجَ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ- فَأَوْلَمَ وَ أَطْعَمَ النَّاسَ...»).
  142. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۷، ح۱ - ۵ («... زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(س) عَلَى جَرْدِ بُرْدٍ وَ دِرْعٍ حُطَمِيَّةٍ وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشٍ يَجْعَلَانِ الصُّوفَ إِذَا اضْطَجَعَا تَحْتَ جُنُوبِهِمَا»). سند حدیث ۲ و ۳ معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۲ - ۱۰۳).
  143. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص۲۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۴۳، ح۱۵ («... أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) تَزَوَّجَ جَعْدَةَ بِنْتَ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ عَلَى سُنَّةِ النَّبِيِّ(ص) وَ أَرْسَلَ إِلَيْهَا أَلْفَ دِينَارٍ»).
  144. محمد بن مسعود عیاشی، التفسیر، ج۱، ص۲۲۹، ح۶۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۸، ح۲۷۰۰۹ («... عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَخْبِرْنِي عَمَّنْ تَزَوَّجَ عَلَى أَكْثَرَ مِنْ مَهْرِ السُّنَّةِ أَ يَجُوزُ ذَلِكَ؟ قَالَ: إِذَا جَازَ مَهْرَ السُّنَّةِ فَلَيْسَ هَذَا مَهْراً إِنَّمَا هُوَ نُحْلٌ...»).
  145. ابن‌خلکان، وفیات الأعیان، ج۴، ص۱۸۲.
  146. ابواسحاق احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ أبونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۳۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص۲۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۶۰ («تَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ امْرَأَةً فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا بِمِائَةِ جَارِيَةٍ مَعَ كُلِّ جَارِيَةٍ أَلْفُ دِرْهَمٍ»).
  147. ر.ک: یوسف مزّی، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج۴، ص۴۵۲. حسین بن اسحاق چنین است.
  148. ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۳، ۳۸۱. عبد‌الأعلا (بن سلیمان) در سند نقل چنین است.
  149. ابواسحاق احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص۱۷.
  150. ابن‌خلکان، وفیات الأعیان، ج۴، ص۱۸۲.
  151. ر.ک: محمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳ و ص۶۰۶- ۶۲۲، ش۲۴۶.
  152. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۲؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۰۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۵۶ («وَ لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا(ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ... بَذَلْتُ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ مَا بَذَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِأَزْوَاجِهِ وَ هُوَ اثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ وَ عَلَيَّ تَمَامُ الْخَمْسِمِائَةِ وَ قَدْ نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي مِائَةَ أَلْفٍ زَوَّجْتَنِي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ قَالَ: بَلَى، قَالَ: قَبِلْتُ وَ رَضِيتُ»).
  153. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۲۸؛ محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الإمامة، ص۲۱۶. به گفته محمد بن محمد مفید (الارشاد، ج۲، ص۲۹۵)، امام جواد(ع) دو پسر به نام‌های علی النقی(ع)، موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و أُمامه داشت و بر پایه نقل محمدباقر مجلسی (بحار الانوار، ج۵۰، ص۸)، فرزندان آن حضرت پنج تن به نام‌های علی النقی(ع)، موسی، حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم بوده‌اند.
  154. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۳؛ فرزندان امام عسکری را چهار تن شامل سه پسر به نام‌های حسن(ع)، محمد (همان، ص۳۱۵-۳۱۹) و جعفر (همان، صص۳۲۳-۳۲۴ و ۲۳۶) و یک دختر به نام عایشه گفته‌اند.
  155. محمد بن علی صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۱۷؛ محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص۲۸.
  156. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۲۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۸۰؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۴۵۳.
  157. ابن‌طاووس، فرج المهموم، ص۲۵۶؛ علی بن عبدالکریم نیلی نجفی، منتخب الأنوار المضیئة، ص۱۳۴؛ علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۲، ص۲۱۳، ح۱۹ («... وَ فِيهِ ثَلَاثُ حَبَّاتِ لُؤْلُؤٍ شِرَاؤُهَا بِعَشَرَةِ دَنَانِيرَ... فَادْفَعْ ذَلِكَ إِلَى جَارِيَتِنَا فُلَانَةَ فَإِنَّا قَدْ وَهَبْنَاهُ لَهَا...»).
  158. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۴۹
  159. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵ ص۳۷۶، ح۲ («... عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ: سَاقَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَى أَزْوَاجِهِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشّاً وَ الْأُوقِيَّةُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً وَ النَّشُّ نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ عِشْرُونَ دِرْهَماً فَكَانَ ذَلِكَ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ. قُلْتُ: بِوَزْنِنَا؟ قَالَ: نَعَمْ»). احادیث این باب به همین مضمون است که سند حدیث دوم صحیح و حدیث چهارم موثق است؛ ولی سند روایت ۱ و ۳ ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰ - ۱۰۱)؛ اما با محتوای دو حدیث معتبر دیگر هماهنگ است.
  160. سند صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰).
  161. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۵، ح۹، و ص۳۷۶، ح۲؛ و ر.ک: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۵۴، ح۳ و ص۳۵۶، ح۱۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۴، ح۲۶۹۹۶ و ۲۷۰۰۰.
  162. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۶، ح۵ («... مَا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) سَائِرَ بَنَاتِهِ وَ لَا تَزَوَّجَ شَيْئاً مِنْ نِسَائِهِ عَلَى أَكْثَرَ مِنِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٍّ الْأُوقِيَّةُ أَرْبَعُونَ وَ النَّشُّ عِشْرُونَ دِرْهَماً») حدیث شماره ۲ این باب، این مبلغ را چنین مشخص کرد: «فَكَانَ ذَلِكَ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ. قُلْتُ: بِوَزْنِنَا؟ قَالَ: نَعَمْ»). سند هر دو روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰ - ۱۰۱).
  163. محمد بن حسن طوسی، الإستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱ («... لَا يُجَاوَزْ بِحُكْمِهَا مُهُورَ نِسَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ...»).
  164. ابن‌شهر‌آشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۰۸ («... مِنِ ابْنِ عَمِّهَا الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَلَى أَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً...»).
  165. محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ص۳۵۶؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۰۷.
  166. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین،ج۱، ص۲۴۲؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۰۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۵۶ («... وَ قَدْ نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي مِائَةَ أَلْفٍ...»).
  167. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰.
  168. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۵۵