پیشرفت: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
#عرصه [[معنویت]]: عرصه چهارم پیشرفت که از نظر معظم له از سه عرصه قبلی مهمتر است و [[روح]] همه اینهاست پیشرفت در عرصه معنویت است. | #عرصه [[معنویت]]: عرصه چهارم پیشرفت که از نظر معظم له از سه عرصه قبلی مهمتر است و [[روح]] همه اینهاست پیشرفت در عرصه معنویت است. | ||
ایشان معتقدند ما بایستی الگوی پیشرفت را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه [[ایرانی]] به سمت معنویت بیشتر پیش برود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۱.</ref> | ایشان معتقدند ما بایستی الگوی پیشرفت را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه [[ایرانی]] به سمت معنویت بیشتر پیش برود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۱.</ref> | ||
==شاخصهای [[پیشرفت]]== | |||
از نظر [[حضرت آیتالله خامنهای]] باید یک برنامه بلندمدت، یک [[راهبرد]] کلی و یک [[استراتژی]] تدوین شده وجود داشته باشد تا بشود در هر برههای از [[زمان]] پیشرفت را با آن سنجید. به نظر [[مقام معظم رهبری]] اهمیت سنجش کیفی بیشتر از سنجش کمی است. به همین دلیل همه این راهبردهای کمی و کیفی را بایستی قابل تشخیص و قابل ارزیابی کرد<ref>آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار مدیران صدا و سیما، ۱۵/۱۱/۱۳۸۱.</ref>. | |||
===ارزیابی شاخصهای [[غربی]] [[توسعه]]=== | |||
تئوریهای سنتی [[توسعه اقتصادی]] به طور عمده بر انباشت [[سرمایه]] تأکید داشتند و در آنها [[نیروی انسانی]] به عنوان عامل توسعه در درجه دوم اهمیت قرار داشت. [[تصور]] بر این بود در بلندمدت [[مردم]] [[فقیر]] نیز از [[منافع]] حاصل از [[رشد اقتصادی]] بهرهمند میشوند. اما چنین نشد و در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با وجود برخورداری از نرخ بالای [[رشد]]، بسیاری از مردم در [[فقر]] به سر میبردند و حتی نیازهای اولیه زندگیشان نیز رفع نمیشد<ref>MA: Addison-Wesley Reading Sixth Edition، Economic Development، Todaro، M. P. (۱۹۹۷)،.</ref>. | |||
بنابراین، در [[توانایی]] تئوریهای سنتی توسعه برای [[حل مشکلات]] اغلب کشورهای در حال توسعه، تردید جدی ایجاد شد. در اوائل دهه ۱۹۷۰، جورج مورس دبیرکل وقت [[سازمان]] جهانی کار<ref>nternational Labour Organisation..</ref> (ILO) به عدم کفایت شاخص GNP در کار اندازهگیری سطح توسعه تصریح و [[اشتغال]] را به عنوان یک معیار اساسی در کنار GNP معرفی کرد<ref>Diejomaoh، V.P. (۱۹۷۸)، Introduction to Human resources and African Development، New York:Praeger، pp. ۱-۶..</ref>. | |||
پس از آن با تلاش برخی محققان و [[اندیشمندان]] از [[تسلط]] بلامنازع شاخص انباشت سرمایه و رشد GNP به عنوان عامل اصلی توسعه در متون ویژه توسعه کاسته شد و [[گرایش]] به [[تئوری]] منابع [[انسانی]] شکل گرفت. مبتنی بر این گرایش، استفاده بهینه از نیروی انسانی و توسعه نیروی انسانی باید مهمترین دغدغه و [[هدف]] اساسی توسعه باشد. اگر این دو هدف تأمین گردد، دستیابی به رشد اقتصادی و سطح [[زندگی]] بالا امکان پذیر خواهد بود. برخی براین باورند تئوریهای مبتنی بر منابع [[انسانی]] (علاوه بر [[سرمایه]]) با وضعیت کشورهای در حال [[توسعه]] سازگاری بیشتری دارند. نقش و اهمیت [[نیروی انسانی]] در توسعه به تدریج مورد تأکید قرار گرفت تا اینکه مفهوم توسعه انسانی در گزارش توسعه ۱۹۹۰ برنامه توسعه [[سازمان]] [[ملل]] [[متحد]]<ref>United Nations Development Programme..</ref> توسط آمارتیا سن و [[محبوب]] [[الحق]] [[اندیشمند]] پاکستانی به کار گرفته شد<ref>UNDP، (۱۹۹۰)، Human Development Report، ۱۹۹۰. U. N. Development Program، Oxford University Press، Oxford..</ref>. از آن پس، در گزارشهای سالانه توسعه سازمان ملل متحد برای ارزیابی توسعه انسانی از شاخصهای HPI<ref>Human Poverty Index..</ref>،HDI<ref>Human Development Index..</ref> و GDI<ref>Gender-related Development Index..</ref> شامل متغیرهای سواد، [[بهداشت]]، [[آموزش]]، [[طول عمر]]، جنسیت و درآمد استفاده شد. در این شاخصها جایگاه نیروی انسانی به عنوان عامل توسعه ارتقاء یافت. | |||
برخی از محققان تصریح میکنند در اثر این تحولات، رویکرد [[انسان]] محوری یا قابلیت انسانی<ref>Human capability..</ref> که در دهه ۱۹۸۰ توسط آمارتیا سن مطرح شده بود<ref>Sen Amartya، (۱۹۸۱)، Public Action and the Quality of Life in Developing Countries. Oxford Bulletin of Economics and Statistics، Vol. ۴۳،No.۴، pp.۲۸۷-۳۱۹..</ref>، در دهه ۱۹۹۰ به صورت یک رویکرد جدید توسعه معرفی شد<ref>Sen،. Amartya، (۱۹۹۷)، Editorial: Human Capital and Human Capability، World Development، Vol.۲۵، No.۱۲،pp.۱۹۵۹-۱۹۶۱..</ref>. بر اساس این رویکرد، جایگاه انسان از عامل توسعه به فاعل توسعه ارتقاء یافت، به گونهای که نوع نگرش به انسان به عنوان عامل [[اقتصادی]] و ارزیابی [[رفتار]] وی به وسیله سطح مطلوبیت، منابع و درآمد دچار [[تحول]] شد. در این دگرگونی به کارکردهای مبتنی بر خواستها و [[اعمال انسان]] به عنوان محور توسعه شامل برخورداری از بهداشت، [[سلامت]]، [[مسکن]]، [[مشارکت اجتماعی]] و... توجه شد<ref>توسعه اسلامی با رویکرد نیروی انسانی: مفهوم و روش، منصور زراء نژاد همایش اقتصاد اسلامی و توسعه (۱۳۸۷) در مشهد.</ref>. | |||
البته این مجمل، صرفاً سرگذشت اجمالی شاخصهای مطرح شده ذیل تئوریهای اقتصادی توسعه است. در صورتی که توسعه، فرایندی است عام و فراگیر و همه وجوه [[زندگی]] [[انسان]] مدرن را تحت تأثیر قرار داده است. شاخصهای [[توسعه]] در سایر وجوه [[فرهنگی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] دارای اشکالات و نواقص اساسیتری است که لازم است در جای خود به آن پرداخته شود. بخشی از مهمترین انتقادات [[مقام معظم رهبری]] در خصوص مدلهای مرسوم توسعه معطوف به همین نوع از شاخصهاست. | |||
[[رهبر معظم انقلاب]] در تبیین و رد یا [[تأیید]] شاخصهای مرسوم، بر اتخاذ رویکرد اقتباسی - مثل سایر ابعاد و حوزههای دیگر - تأکید میکنند. به طور کلی از نظر ایشان باید ببینیم یک شاخص با مبانی و اهداف کلی [[نظام اسلامی]] همسو هست یا خیر. از نظر [[حضرت آیتالله خامنهای]] ممکن است یک [[کشور]] از لحاظ رفتارهای اجتماعیاش [[منضبط]]، مؤدب و با [[اخلاق]] باشد، [[ثروت]] و [[علم]] را هم به دست بیاورد، اما در عین حال همین ثروت و علم، و همین [[انضباط]] مردمی خودش را برای نابود کردن یک [[ملت]] دیگر به کار گیرد. مقام معظم رهبری، این [[منطق]] را غلط و مخالف با منطق [[اسلامی]] میداند. [[علمی]] که در راه [[کشتار]] و [[جنایت]] به کار بیفتد و کشوری که این نوع علم را داشته باشد و تحولی که بخواهد به اینجا منتهی شود، منطبق با منطق اسلامی نیست. از نظر ایشان [[خداپرستی]]، [[عشق]] به [[معنویت]] و [[عواطف]] و [[محبت]] در [[انسانها]] باید تقویت بشود. ایشان معتقدند [[تحول]] اجتماعی یا اقتصادیای که انسانها را نسبت به هم بیتفاوت و بیمحبت میکند، [[ممدوح]] نیست؛ [[مذموم]] است. ما تحولی میخواهیم که بین پدرها، مادرها، [[خانوادهها]]، [[فرزندان]]، [[دوستان]] و [[همسایگان]] [[الفت]] و محبت بیشتر به وجود آورد و [[مردم]] تا چهل [[خانه]] آن طرفتر را [[همسایه]] خود بدانند. محیط، محیط تراحم و تعاطف باشد؛ همه افراد [[جامعه]] نسبت به همدیگر [[احساس مسئولیت]] کنند {{متن حدیث|كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ}}<ref>النوری، حسین. مستدرک الوسائل. (اول: بیروت، آل البیت)، ج۱۴، ص۲۴۸، ب ۶۳، ح۱۶۶۱۲، حلیة الاولیاء، ج۸، ص۲۷۱.</ref>. همه شما [[مسئول]] از رعیتتان هستید؛ یعنی آن کسی که مورد رعایت شما باید قرار بگیرد. آن تحولی که در پیوندها و [[نظامات اجتماعی]] به یک چنین حقایقی منتهی بشود، آن [[پیشرفت]] است؛ پیشرفت مورد نظر [[اسلام]] و [[جمهوری اسلامی]] این است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. | |||
[[مقام معظم رهبری]] معتقدند پیشرفتی که بر فرد محوری و [[اباحه]] لذاتی که [[انسان]] به طور مطلق [[دوست]] میدارد، مبتنی باشد، پیشرفت نیست. دنیای صنعتی غرب امروز بر این پایه [[استوار]] است: اباحه [[لذات]]، هر لذتی که شرطش فقط این است که [[تعدی]] به دیگری نباشد. هر چیزی که دوست میداری، [[مباح]] است. میگوید از این خوشم میآید، پس باید انجام بدهم. این ممنوع و مطرود است. ما این را پیشرفت نمیدانیم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. | |||
همچنین معظم له، اقتداری که مبتنی بر [[ظلم]] به ملتهای دیگر و به بهای [[پسرفت]] ملتهای دیگر باشد و پیشرفت و تحولی که در [[خدمت]] یک طبقه خاص - طبقه [[سرمایهدار]] –باشد، را مردود میدانند. به نظر ایشان پیشرفتی که خدمت طبقه سرمایهدارها باشد، پیشرفتی که با باختن [[هویت]] مستقل ملی همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پسرفت است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. همچنین به نظر معظم له [[تقلید]]، رایج شدن و پیشرفت تقلید، وابسته کردن [[اقتصاد]]، [[تقلیدی]] کردن [[علم]]، ترجمهگرایی در [[دانشگاه]]؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهای [[غربی]] و کشورهای اروپایی، گفتهاند، ما همان را [[ترجمه]] کنیم، زبان ملی را مغشوش کردن، [[هویت اسلامی]] ملی را سلب کردن و مدل [[بازی]] به جای مدلسازی، پیشرفت نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۲.</ref> | |||
===شاخصهای مطلوب=== | |||
مقام معظم رهبری همزمان با [[نقد]] و رد برخی شاخصهای متداول و مسلط، برخی شاخصهای مطلوب و آرمانی مورد نظر را نیز عرضه میکنند. | |||
====پذیرش غالب شاخصهای متداول==== | |||
معظم له معتقدند شاخصهایی برای پیشرفت در [[دنیا]] معمول است که اغلب اینها مورد قبول است، مثل صنعتی شدن و فرا صنعتی شدن [[کشور]]، خودکفایی، وفور تولیدات، وفور صادرات، افزایش بهرهوری، ارتقاء سطح سواد، ارتقاء سطح معلومات عمومی [[مردم]]، ارتقاء خدمات [[شهروندی]]، [[خدمت]] دادن به [[شهروندان]] [[رشد]] نرخ [[عمر]] متوسط -[[امید]] به [[زندگی]]- کاهش [[مرگ و میر]] [[کودکان]]، ریشهکنی بیماریهای گوناگون در کشور، رشد [[ارتباطات]] و امثال اینها، شاخصهایی است که در دنیا برای یک کشور پیشرفته ذکر میکنند و ما این شاخصها را رد نمیکنیم و قبول داریم. اما از نظر ایشان مسأله اساسی در اینجا این است که وقتی این شاخصها را به ما تحویل میدهند در لابهلای آن، چیزهایی است که جزو شاخصهای [[پیشرفت]] و [[توسعه]] نیست بلکه عناصری را به میان میآورند که به نوعی صادر کردن [[فرهنگ]] مخالف با [[هویت]] و [[شخصیت]] ملی و میل برای وابسته کردن کشورهاست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۶.</ref> | |||
====[[ضرورت]] ملاحظه عناصر اصلی [[هویت ملی]]==== | |||
از نظر [[مقام معظم رهبری]] در تدوین شاخصها اساس [[تحول]] باید بر «ملاحظه عناصر اصلی هویت ملی» قرار داده شود، که آرمانهای اساسی و اصولی مهمترین آنهاست. صنعتی شدن، فرا صنعتی شدن، پیشرفت [[علمی]]، پیشرفت خدماتی و پیشرفتهای بهداشتی و درمانی، باشد؛ اما اساس اینها باید [[حفظ هویت]] ملی باشد. از نظر ایشان اگر یک کشوری همه اینها را داشت، اما از لحاظ ملی، یک کشور بیهویت بود، فرهنگش وابسته به دیگران بود، از گذشته و [[تاریخ]] خود هیچ بهرهای نداشت، یا اگر گذشتهای داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش [[تحقیر]] کردند، این کشور مطلقاً پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملی، اساس هر پیشرفتی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۷.</ref> | |||
====توجه به مؤلفهها و شاخصهای [[معنوی]]==== | |||
در منظر مقام معظم رهبری در کنار شاخصهای مادی و مرسوم پیشرفت، [[عشق]] به [[معنویت]] و [[ارتباط با خدا]] نیز از مهمترین عواملی است که پیشرفت یک [[ملت]] را به معنای [[واقعی]] خودش تضمین میکند؛ اگر این نشد، همه آنچه که دستاوردهای به معنای [[عرفی]] و رایج [[جهان]] پیشرفته محسوب میشود، ممکن است در راههای غلطی [[مصرف]] شود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.</ref>. به نظر ایشان [[بشر]] علاوه بر التذاذ مادی، محتاج و [[مشتاق]] التذاذ [[معنوی]] هم هست. بشر [[حیوان]] نیست که علف جلوی او بریزند و برایش کافی باشد. [[انسان]] میخواهد با [[صفا]] و [[نورانی]] باشد. انسان از [[نورانیت]] و صفا و [[بندگی خدا]] [[احساس]] [[لذت]] [[روحی]] میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زایران حضرت رضا{{ع}}، ۲۹/۱/۱۳۷۰.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۷.</ref> | |||
====شاخصها و خلقیات [[اجتماعی]]==== | |||
از منظر [[مقام معظم رهبری]] اگر خلقیات [[اسلامی]] - همان چیزهایی که در [[اسلام]] برای یک انسان [[فضیلت]] است، همان چیزهایی که به تعبیر [[روایات]]، [[جنود]] [[عقل]] است - رواج پیدا کند؛ بد عمل کردن نسبت به [[محرومان]] با بیاعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد؛ [[مال]] [[مردم]] خوردن وجود نداشته باشد؛ مردم [[اهل]] [[صبر]] و [[استقامت]] باشند؛ اهل [[توکل]] و [[تواضع]] و [[حلم]] باشند، نسبت به یکدیگر بدبین نباشند؛ نسبت به احوال یکدیگر بیتفاوت نباشند؛ نسبت به [[سرنوشت]] [[جامعه]] [[قناعت]] وجود داشته باشد؛ [[زیادهروی]] و [[اسراف]] و ریخت و پاش و نشانی از [[حرص]] و [[افزونطلبی]] در [[امور مادی]] نباشد، این جامعه به [[بهشت]] و گلستان تبدیل میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، پیام به مناسبت آغاز سال جدید، ۱/۱/۱۳۷۶.</ref>. | |||
[[رهبر معظم انقلاب]] معتقدند عموم خُلقیات مثبتی که یک ملت را از حضیض بیکارگی و [[فقر]] و [[ذلت]] و [[عقبماندگی]] بیرون میکشد و به اوج [[پیشرفت مادی]] میرساند، در اسلام مورد توصیه مؤکد قرار گرفته است. در واقع، همین خصوصیات و خُلقیات مثبتی که امروز کمبودش را در میان ملت خودمان نیز احساس میکنیم، ناشی از همین بیتوجهی به [[معارف اسلامی]] است؛ زیرا همان روزی که در داخل [[کشور]] ما حرکت [[روشنفکری]] به وجود آمد و عدهای احساس کردند باید به [[غربیان]] روکنند و از آنها یاد بگیرند این نقاط مثبت را یاد نگرفتند. آنها به جای اینکه خُلقیات مثبت را یاد بگیرند و [[ترویج]] کنند، چیزهای ظاهری و کمارزش و یا [[مضر]] را آموختند و رواج دادند. از جمله، [[آزادی جنسی]]، اختلاط [[زن]] و مرد، [[بیاعتنایی]] به [[معنویت]]، حذف [[دین]]، [[بدگویی]] به [[روحانیان]] و یا مواردی مانند نوع و شکل [[لباس]] و میز و صندلی، و در کل، امور اینگونه را که یا خیلی کم اهمیت بودند، یا اصلاً اهمیت نداشتند و یا حتی مضر هم بودند. بر همین اساس ایشان معتقدند اگر بتوانیم [[اخلاق]] را [[اسلامی]] کنیم، [[فرهنگ]] را اسلامی کنیم، [[مردم]] را با خُلقیات اسلامی پرورش دهیم و صفاتی را که در [[صدر اسلام]] از یک [[جماعت]] کوچک، یک [[ملت]] [[عظیم]] و [[مقتدر]] درست کرد، در ملتمان زنده کنیم، همینها بزرگترین دستاوردهاست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با وزیر و مسئولان «وزارت ارشاد» و اعضای «شوراهای فرهنگ عمومی کشور»، ۱۹/۴/۱۳۷۴.</ref>. | |||
ایشان با ذکر چند شاخص دیگر معتقدند نیل به ابعاد و معیارهای زیر میتواند معیار خوبی برای یک [[جامعه]] پیشرفته مطلوب [[اسلام]] باشد: [[پیشرفت]] در [[تولید]] [[ثروت]] ملی، پیشرفت در [[دانش]] و فناوری، پیشرفت در [[اقتدار ملی]] و [[عزت]] بینالمللی، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در [[امنیت]] [[کشور]] - هم [[امنیت اجتماعی]]، هم [[امنیت اخلاقی]] برای مردم - پیشرفت در ارتقای بهرهوری، پیشرفت در [[قانونگرایی]] و [[انضباط اجتماعی]]؛ پیشرفت در [[وحدت]] و [[انسجام]] ملی؛ پیشرفت در [[رفاه عمومی]]؛ پیشرفت در [[رشد]] [[سیاسی]]؛ [[مسئولیتپذیری]]، [[عزم]] و [[اراده]] ملی<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}}، ۱/۱/۱۳۸۸.</ref>.<ref>[[امیر سیاهپوش|سیاهپوش، امیر]]، [[پیشرفت اسلامی - سیاهپوش (مقاله)|مقاله «پیشرفت اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۲۸۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۳ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۵۵
مقدمه
مقام معظم رهبری پیش از تعریف مفهوم پیشرفت تأکید دارند که نباید توسعه به مفهوم رایج غربی تداعی بشود به این دلیل که امروز مفهوم توسعه، در اصطلاحات سیاسی و جهانی و بینالمللی حرف رایجی است. از نظر ایشان ممکن است پیشرفتی که ما میگوییم، با آنچه که امروز از مفهوم توسعه در دنیا فهمیده میشود، وجوه مشترکی داشته باشد - که حتماً دارد - اما در نظام واژگانی ما، باید کلمه پیشرفت معنای خاص خودش را داشته باشد که با توسعه در نظام واژگانی امروز غرب، نبایستی اشتباه بشود[۱]. معظم له تصریح میکنند کلمه «پیشرفت» با دقت انتخاب شده و تعمداً از کلمه «توسعه» استفاده نشده است. به این علت که کلمه توسعه، یک بار ارزشی و معنایی دارد و التزاماتی با خودش همراه دارد که احیاناً ما با آن التزامات همراه و موافق نیستیم. به بیان ایشان ما نمیخواهیم یک اصطلاح جا افتاده متعارف جهانی را که معنای خاصی را از آن میفهمند، بیاوریم داخل مجموعه کار خودمان بکنیم. ایشان معتقدند بر این اساس مفهوم پیشرفت عرضه شده که معادل معنای فارسی پیشرفت را میدانیم و مفهوم پیشرفت، برای ما مفهوم روشنی است[۲].[۳]
تعریف مقام معظم رهبری از پیشرفت
به طور کلی معظم له با تعابیر گوناگونی به تعریف این مفهوم پرداختهاند:
- پیشرفت یعنی حرکت به سمت اهداف: در منظر معظم له معنای پیشرفت، پیشرفت ظاهری و مادی نیست؛ پیشرفت به سمت هدفهاست؛ یعنی یک امر معنوی، که با بهتر شدن انسانها ممکن است[۴].
- پیشرفت یعنی تکامل: در جای دیگری مقام معظم رهبری، مفهوم پیشرفت را معادل مفهوم تکامل میدانند[۵].
- پیشرفت یعنی پر کردن نقاط خلاء به بهترین وجه: مقام معظم رهبری پیشرفت را معادل با مفهوم تجدد نیز میدانند. از نظر ایشان این پیشرفت و تجدد در این است که نگاه کنید ببینید چه کم دارید، کجا خلا دارید و این خلا چگونه به بهترین وجه قابل پر شدن است؛ ذهن خلاق خودتان را به کار بیندازید و آن خلا را پر کنید[۶].[۷]
حیات طیبه، مفهومی محوری در تعریف پیشرفت
در چارچوب بینش مقام معظم رهبری، مفهوم حیات طیبه مفهومی است بنیادین که برای تبیین ابعاد مختلف پیشرفت باید به آن توجه داشت. این مفهوم هم در تبیین معنای پیشرفت، هم در تعیین مؤلفهها و شاخصها و هم در اهداف نهایی پیشرفت جایگاهی محوری و اساسی دارد. اما همین مفهوم با بیانهای گوناگون تعریف شده است: حیات طیبه، یعنی نیل به آرامش و آسایش: از نظر مقام معظم رهبری، حیات اسلامی، حیات طیبه است و حیات طیبه، یعنی زندگیای که کام انسان را شیرین کند و انسان با آن زندگی، احساس آرامش و آسایش نماید[۸]. حیات طیبه یعنی زندگی گوارا: مقام معظم رهبری بر پایه این آیه شریفه که میفرماید: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾[۹] حیات طیبه را به معنی زندگی گوارا میدانند. از نظر ایشان یک ملت وقتی زندگی گوارا دارد که احساس کند و ببیند که دنیا و آخرت او بر طبق مصلحت او به پیش میرود و به سمت هدفهای او حرکت میکند؛ این زندگی گواراست؛ فقط «دنیا» نیست، فقط هم «آخرت» نیست[۱۰].
حیات طیبه یعنی تأمین همه خیرات مورد علاقه انسان: در جایی دیگر معظم له تصریح میکنند وقتی از حیات و نظام اسلامی صحبت میشود، منظور نظام و حیات طیبهای است که همه خیرات مورد علاقه انسان در آن وجود دارد؛ هم رفاه مادی و امنیت اجتماعی و روحی تأمین میشود، و هم صفای معنوی و دانش و بینش و تحقیق و تعبد و خلوص و توجه به خدا مشاهده میگردد[۱۱]. حیات طیبه یعنی سعادت دنیا و آخرت: از نظر معظم له زندگی و حیات طیبه اسلامی، یعنی سعادت دنیا و عقبی و رفاه مادی و تعالی معنوی[۱۲]. ایشان معتقدند حیات طیبه معنایش این نیست که کسانی فقط نماز بخوانند، عبادت کنند و اصلاً به فکر زندگی و مادیات نباشند؛ بلکه، حیات طیبه، یعنی دنیا و آخرت و ماده و معنا را باهم داشتن. حیات طیبه، یعنی آن ملتی که تلاش میکند، سازندگی میکند، صنعت و بازرگانی و کشاورزی را به اوج میرساند، قدرت علمی و تکنیکی پیدا میکند، پیشرفتهای گوناگون در همه جهت به دست میآورد؛ اما در همه این حالات، دل او هم با خداست و روز به روز هم با خدا آشناتر میشود[۱۳].[۱۴]
اهمیت پیشرفت در اسلام
در نظر مقام معظم رهبری اگرچه اسلام نهضت و حرکتی معنوی و اخلاقی است و هدف اعلای اسلام نیز عبارت است از ساخت انسان متکامل و منطبق با طراز اسلامی، اما بدون شک پیشرفت علم و پیشرفت و اعتلای اقتصادی جزو هدفهای اسلامی است[۱۵]. بنابراین هر کاری که افراد برای توسعه و پیشرفت کشور انجام دهند یک عبادت قطعی است[۱۶]. از نظر ایشان هر حرکت علمی و فرهنگی و کاری که برای نوسازی و پیشرفت و آبادانی کشور اسلامی انجام میگیرد، یک عبادت است. فرقی هم بین این کارخانه و آن کارخانه و این مدرسه و آن مدرسه نیست[۱۷].[۱۸]
اهداف پیشرفت
از منظر مقام معظم رهبری، پیشرفت - با همه اهمیت و ارزشی که دارد- یک هدف نهایی نیست بلکه هدفی است مقدماتی که بسترساز حرکت به سمت اهداف متعالی در اندیشه توحیدی است. هدف پیشرفت از نظر ایشان را در موارد زیر میتوان خلاصه کرد:
ترویج اسلام با ارائه یک تمدن الگو
در دیدگاه مقام معظم رهبری مسأله ما این نیست که زندگی خودمان را نجات دهیم و گلیم خودمان را از آب بکشیم. مسأله این است که ملت ایران در حال پدید آوردن یک تمدن است. پایه اصلی این تمدن، نه بر صنعت و فناوری و علم، که بر فرهنگ و بینش و معرفت و کمال فکری انسانی است[۱۹]. در نگاه مقام معظم رهبری، وظیفه اصلی ما ترویج اندیشههای توحیدی است و این مهم بدون پیشرفت مقدور نیست. امروز گرایش به اندیشههای دینی بالاست؛ بنابراین طرفداران اسلام بایستی بتوانند اسلام را در چشم آنها آنچنان شیرین و پرجاذبه نشان بدهند که احساسات آنها هرگز به سردی نگراید و این امید در دل آنها باقی بماند. دستیابی به این مقصود ممکن نیست مگر اینکه جامعه ایران به عنوان یک جامعه الگو از لحاظ مادی، از لحاظ معنوی، از لحاظ نظم، از لحاظ امنیت، از لحاظ تلاشهای اجتماعی و از لحاظ همه اندازهها و میزانهایی که در یک جامعه پیشرفته مورد نظر است، پیشگام باشد[۲۰].[۲۱]
کسب قدرت
هدف مهم دیگر از تلاش برای پیشرفت کشور، دستیابی به ابزار قدرت است. در نگاه مقام معظم رهبری، بدون پیشرفت در عرصههای گوناگون علمی و اقتصادی در دنیای امروز نمیتوان با سلطهگران مقابله کرد. در منظر ایشان سلاح مدرن اگر در اختیار یک ملت عاقل و کامل باشد، بیخطر است[۲۲].[۲۳]
هدف نهایی نیل به حیات طیبه
گفته شد کلمه حیات طیبه کلمهای است محوری و اساسی در اندیشه مقام معظم رهبری. به نظر ایشان هدف از همه مبارزاتی که ملت ایران به رهبری امام بزرگوار انجام داد تا انقلاب به پیروزی رسید و همه تلاشهایی که بعد از پیروزی انقلاب در این کشور انجام شد، تشکیل حیات طیبه اسلامی بوده و هست: از نظر ایشان بازتولید حیات طیبه اسلامی در کشور ما میتواند همچنان الگوئی برای دنیای اسلام شود. در واقع ما آمدیم برای اینکه دنیای اسلام را متوجه به این حقیقت و این شجره طیبه کنیم. هدف انقلاب، جز این نبوده، الان هم هدف جز این چیز دیگری نیست[۲۴].[۲۵]
محتوای اسلامی پیشرفت
یکی از ابعاد مهم اندیشه مقام معظم رهبری در تبیین و تفسیر الگوی اسلامی پیشرفت توجه ایشان به محتوای این الگو است. در حقیقت مقام معظم رهبری معتقدند پیشرفت یک قالب دارد و یک محتوا که در تدوین الگو هم زمان باید به هر دو پرداخت. مباحث معظم له در این خصوص را میتوان ذیل مبحث مبانی طرح کرد. هر چند نوع پرداخت به موضوع و رئوس موارد مطرح شده به عنوان محتوای پیشرفت قدری متفاوت و متمایز میباشد اما در مجموع میتوان آن را بیان تکمیلی ایشان در خصوص مبانی الگوی پیشرفت دانست.[۲۶]
مسأله توحید
اولین مسأله از نظر مقام معظم رهبری، که در بحث محتوا باید در نظر گرفته شود، مسأله مبدأ و توحید و توجه به این چراغ راه اصلی است که ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۲۷]. ما برای خدائیم و به سوی او باز خواهیم گشت. از نظر مقام معظم رهبری مسأله توحید مشکل اساسی بشریت را حل خواهد کرد[۲۸].[۲۹]
معاد
از نظر مقام معظم رهبری مسأله دومی که در بحث محتوای پیشرفت اساسی است، قضیه معاد است. اینکه بدانیم حساب و کتابی در کار است. از نظر ایشان ملتی که این اعتقاد را داشته باشد که ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ﴾[۳۰] و در برنامه عملیاش این معنا باشد در زندگیاش تحول اساسی به وجود خواهد آمد. اعتقاد به امتداد نتایج عمل، ایثار و جهاد را معنا میبخشد و منطقی میکند. باید اینها جزو الگوی پیشرفت بیاید و در پیشرفت یک جامعه معنا پیدا کند[۳۱].[۳۲]
عدم تفکیک دنیا و آخرت
مقام معظم رهبری معتقدند عدم تفکیک دنیا و آخرت، مسأله مهم دیگری در مباحث محتوایی است. الگوی پیشرفت اسلامی حاوی این مضمون اساسی است: الدنيا مزرعة الآخرة. محتوای پیشرفت باید متضمن این مهم باشد که دنیا و آخرت از هم جدا نیستند[۳۳].[۳۴]
مسأله انسان
مقام معظم رهبری، مسأله دیگر در تعیین محتوای پیشرفت را مسأله انسان میدانند: نگاه اسلام به انسان و محور بودن انسان ایشان معتقدند انسان اسلامی با انسانی که در فلسفههای مادی غرب و پوزیتیویسم قرن نوزده مطرح است، به کلی متفاوت است؛ این یک انسان است، آن یک انسان دیگر است. اصلاً تعریف این دو انسان یکی نیست؛ لذا محور بودن انسان هم در اسلام با محور بودن انسان در آن مکاتب مادی به کلی متفاوت است. ایشان معتقدند همه این مسائلی که ما داریم بحث میکنیم: مسأله عدالت، مسأله امنیت، مسأله رفاه، مسأله عبادت، برای این است که فرد انسان سعادتمند شود[۳۵].[۳۶]
مسأله حکومت
مسأله بعدی محتوایی در منظر رهبری، مسأله حکومت است. ایشان صلاح فردی در امر حکومت در اسلام را یک امر بسیار مهم و اساسی میدانند. مقام معظم رهبری بر این باورند که هر کسی به هر اندازهای میخواهد در مدیریت مباشرت کند، بایستی صلاحیت آن را در خودش به وجود بیاورد یا در خودش ببیند و بپذیرد. بدون تدارک این صلاحیت، عمل نامشروعی انجام داده است. همچنین ایشان عدم علو، عدم اسراف و عدم استثثار را مسائل مهمی در امر حکومت میدانند که بایستی در محتوای الگوی پیشرفت زندگی ما برای بلندمدت حتماً گنجانده و ملاحظه شود[۳۷].[۳۸]
مسأله عدالت
در منظر مقام معظم رهبری یکی از ارکان اصلی محتوایی در الگوی پیشرفت اسلامی باید حتماً مسأله عدالت باشد. اصلاً عدالت معیار حق و باطل حکومتهاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سؤال خواهد رفت[۳۹].[۴۰]
مسأله نگاه غیرمادی به اقتصاد
در منظر مقام معظم رهبری بسیاری از این مشکلاتی که در دنیا پیش آمده، به خاطر نگاه مادی به مسأله اقتصاد و مسأله پول و ثروت است. اسلام برای ثروت اهمیت و اعتبار قائل است. تولید ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهی و معنوی. نگاه الهی و معنوی این است که از این ثروت برای فساد، برای ایجاد سلطه، برای اسراف نباید استفاده کرد بلکه از آن بایستی برای سود جامعه بهره برد[۴۱]. این موضوع یکی دیگر از مهمترین مسائل محتوایی است که در تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت باید به آن توجه داشت.[۴۲]
عرصههای پیشرفت
رهبر معظم انقلاب، پیشرفت را دارای عرصههای مختلفی میدانند که در الگوی اسلامی مطلوب باید به همه این عرصهها با توجه به جایگاه و میزان اهمیت آن توجه داشت. در منظر معظم له چهار عرصه اساسی وجود دارد، که پیشرفت باید در همه این عرصهها صورت بگیرد:
- عرصه فکر: از نظر معظم له پیشرفت در عرصه فکر، اولین عرصه پیشرفت است. ایشان معتقدند ما بایستی جامعه را به سمت یک جامعه متفکر حرکت دهیم و این موضوع را یک آموزه قرآنی میدانند. ما باید جوشیدن فکر و اندیشهورزی را در جامعه خودمان به یک حقیقت نمایان و واضح تبدیل کنیم[۴۳].
- عرصه علم: مقام معظم رهبری عرصه دوم پیشرفت را عرصه علم میداند. علمی که از نظر ایشان خود، محصول فکر است[۴۴].
- عرصه زندگی: عرصه سوم پیشرفت در منظر معظم له، عرصه زندگی است. ایشان معتقدند همه چیزهایی که در زندگی یک جامعه به عنوان مسائل و خطوط اساسی مطرح است، در همین عنوان «عرصه زندگی» میگنجد؛ مثل امنیت، عدالت، رفاه، استقلال، عزت ملی، آزادی، تعاون، حکومت[۴۵].
- عرصه معنویت: عرصه چهارم پیشرفت که از نظر معظم له از سه عرصه قبلی مهمتر است و روح همه اینهاست پیشرفت در عرصه معنویت است.
ایشان معتقدند ما بایستی الگوی پیشرفت را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه ایرانی به سمت معنویت بیشتر پیش برود[۴۶].[۴۷]
شاخصهای پیشرفت
از نظر حضرت آیتالله خامنهای باید یک برنامه بلندمدت، یک راهبرد کلی و یک استراتژی تدوین شده وجود داشته باشد تا بشود در هر برههای از زمان پیشرفت را با آن سنجید. به نظر مقام معظم رهبری اهمیت سنجش کیفی بیشتر از سنجش کمی است. به همین دلیل همه این راهبردهای کمی و کیفی را بایستی قابل تشخیص و قابل ارزیابی کرد[۴۸].
ارزیابی شاخصهای غربی توسعه
تئوریهای سنتی توسعه اقتصادی به طور عمده بر انباشت سرمایه تأکید داشتند و در آنها نیروی انسانی به عنوان عامل توسعه در درجه دوم اهمیت قرار داشت. تصور بر این بود در بلندمدت مردم فقیر نیز از منافع حاصل از رشد اقتصادی بهرهمند میشوند. اما چنین نشد و در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با وجود برخورداری از نرخ بالای رشد، بسیاری از مردم در فقر به سر میبردند و حتی نیازهای اولیه زندگیشان نیز رفع نمیشد[۴۹]. بنابراین، در توانایی تئوریهای سنتی توسعه برای حل مشکلات اغلب کشورهای در حال توسعه، تردید جدی ایجاد شد. در اوائل دهه ۱۹۷۰، جورج مورس دبیرکل وقت سازمان جهانی کار[۵۰] (ILO) به عدم کفایت شاخص GNP در کار اندازهگیری سطح توسعه تصریح و اشتغال را به عنوان یک معیار اساسی در کنار GNP معرفی کرد[۵۱]. پس از آن با تلاش برخی محققان و اندیشمندان از تسلط بلامنازع شاخص انباشت سرمایه و رشد GNP به عنوان عامل اصلی توسعه در متون ویژه توسعه کاسته شد و گرایش به تئوری منابع انسانی شکل گرفت. مبتنی بر این گرایش، استفاده بهینه از نیروی انسانی و توسعه نیروی انسانی باید مهمترین دغدغه و هدف اساسی توسعه باشد. اگر این دو هدف تأمین گردد، دستیابی به رشد اقتصادی و سطح زندگی بالا امکان پذیر خواهد بود. برخی براین باورند تئوریهای مبتنی بر منابع انسانی (علاوه بر سرمایه) با وضعیت کشورهای در حال توسعه سازگاری بیشتری دارند. نقش و اهمیت نیروی انسانی در توسعه به تدریج مورد تأکید قرار گرفت تا اینکه مفهوم توسعه انسانی در گزارش توسعه ۱۹۹۰ برنامه توسعه سازمان ملل متحد[۵۲] توسط آمارتیا سن و محبوب الحق اندیشمند پاکستانی به کار گرفته شد[۵۳]. از آن پس، در گزارشهای سالانه توسعه سازمان ملل متحد برای ارزیابی توسعه انسانی از شاخصهای HPI[۵۴]،HDI[۵۵] و GDI[۵۶] شامل متغیرهای سواد، بهداشت، آموزش، طول عمر، جنسیت و درآمد استفاده شد. در این شاخصها جایگاه نیروی انسانی به عنوان عامل توسعه ارتقاء یافت.
برخی از محققان تصریح میکنند در اثر این تحولات، رویکرد انسان محوری یا قابلیت انسانی[۵۷] که در دهه ۱۹۸۰ توسط آمارتیا سن مطرح شده بود[۵۸]، در دهه ۱۹۹۰ به صورت یک رویکرد جدید توسعه معرفی شد[۵۹]. بر اساس این رویکرد، جایگاه انسان از عامل توسعه به فاعل توسعه ارتقاء یافت، به گونهای که نوع نگرش به انسان به عنوان عامل اقتصادی و ارزیابی رفتار وی به وسیله سطح مطلوبیت، منابع و درآمد دچار تحول شد. در این دگرگونی به کارکردهای مبتنی بر خواستها و اعمال انسان به عنوان محور توسعه شامل برخورداری از بهداشت، سلامت، مسکن، مشارکت اجتماعی و... توجه شد[۶۰]. البته این مجمل، صرفاً سرگذشت اجمالی شاخصهای مطرح شده ذیل تئوریهای اقتصادی توسعه است. در صورتی که توسعه، فرایندی است عام و فراگیر و همه وجوه زندگی انسان مدرن را تحت تأثیر قرار داده است. شاخصهای توسعه در سایر وجوه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارای اشکالات و نواقص اساسیتری است که لازم است در جای خود به آن پرداخته شود. بخشی از مهمترین انتقادات مقام معظم رهبری در خصوص مدلهای مرسوم توسعه معطوف به همین نوع از شاخصهاست. رهبر معظم انقلاب در تبیین و رد یا تأیید شاخصهای مرسوم، بر اتخاذ رویکرد اقتباسی - مثل سایر ابعاد و حوزههای دیگر - تأکید میکنند. به طور کلی از نظر ایشان باید ببینیم یک شاخص با مبانی و اهداف کلی نظام اسلامی همسو هست یا خیر. از نظر حضرت آیتالله خامنهای ممکن است یک کشور از لحاظ رفتارهای اجتماعیاش منضبط، مؤدب و با اخلاق باشد، ثروت و علم را هم به دست بیاورد، اما در عین حال همین ثروت و علم، و همین انضباط مردمی خودش را برای نابود کردن یک ملت دیگر به کار گیرد. مقام معظم رهبری، این منطق را غلط و مخالف با منطق اسلامی میداند. علمی که در راه کشتار و جنایت به کار بیفتد و کشوری که این نوع علم را داشته باشد و تحولی که بخواهد به اینجا منتهی شود، منطبق با منطق اسلامی نیست. از نظر ایشان خداپرستی، عشق به معنویت و عواطف و محبت در انسانها باید تقویت بشود. ایشان معتقدند تحول اجتماعی یا اقتصادیای که انسانها را نسبت به هم بیتفاوت و بیمحبت میکند، ممدوح نیست؛ مذموم است. ما تحولی میخواهیم که بین پدرها، مادرها، خانوادهها، فرزندان، دوستان و همسایگان الفت و محبت بیشتر به وجود آورد و مردم تا چهل خانه آن طرفتر را همسایه خود بدانند. محیط، محیط تراحم و تعاطف باشد؛ همه افراد جامعه نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[۶۱]. همه شما مسئول از رعیتتان هستید؛ یعنی آن کسی که مورد رعایت شما باید قرار بگیرد. آن تحولی که در پیوندها و نظامات اجتماعی به یک چنین حقایقی منتهی بشود، آن پیشرفت است؛ پیشرفت مورد نظر اسلام و جمهوری اسلامی این است[۶۲].
مقام معظم رهبری معتقدند پیشرفتی که بر فرد محوری و اباحه لذاتی که انسان به طور مطلق دوست میدارد، مبتنی باشد، پیشرفت نیست. دنیای صنعتی غرب امروز بر این پایه استوار است: اباحه لذات، هر لذتی که شرطش فقط این است که تعدی به دیگری نباشد. هر چیزی که دوست میداری، مباح است. میگوید از این خوشم میآید، پس باید انجام بدهم. این ممنوع و مطرود است. ما این را پیشرفت نمیدانیم[۶۳]. همچنین معظم له، اقتداری که مبتنی بر ظلم به ملتهای دیگر و به بهای پسرفت ملتهای دیگر باشد و پیشرفت و تحولی که در خدمت یک طبقه خاص - طبقه سرمایهدار –باشد، را مردود میدانند. به نظر ایشان پیشرفتی که خدمت طبقه سرمایهدارها باشد، پیشرفتی که با باختن هویت مستقل ملی همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پسرفت است[۶۴]. همچنین به نظر معظم له تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، وابسته کردن اقتصاد، تقلیدی کردن علم، ترجمهگرایی در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهای غربی و کشورهای اروپایی، گفتهاند، ما همان را ترجمه کنیم، زبان ملی را مغشوش کردن، هویت اسلامی ملی را سلب کردن و مدل بازی به جای مدلسازی، پیشرفت نیست[۶۵].[۶۶]
شاخصهای مطلوب
مقام معظم رهبری همزمان با نقد و رد برخی شاخصهای متداول و مسلط، برخی شاخصهای مطلوب و آرمانی مورد نظر را نیز عرضه میکنند.
پذیرش غالب شاخصهای متداول
معظم له معتقدند شاخصهایی برای پیشرفت در دنیا معمول است که اغلب اینها مورد قبول است، مثل صنعتی شدن و فرا صنعتی شدن کشور، خودکفایی، وفور تولیدات، وفور صادرات، افزایش بهرهوری، ارتقاء سطح سواد، ارتقاء سطح معلومات عمومی مردم، ارتقاء خدمات شهروندی، خدمت دادن به شهروندان رشد نرخ عمر متوسط -امید به زندگی- کاهش مرگ و میر کودکان، ریشهکنی بیماریهای گوناگون در کشور، رشد ارتباطات و امثال اینها، شاخصهایی است که در دنیا برای یک کشور پیشرفته ذکر میکنند و ما این شاخصها را رد نمیکنیم و قبول داریم. اما از نظر ایشان مسأله اساسی در اینجا این است که وقتی این شاخصها را به ما تحویل میدهند در لابهلای آن، چیزهایی است که جزو شاخصهای پیشرفت و توسعه نیست بلکه عناصری را به میان میآورند که به نوعی صادر کردن فرهنگ مخالف با هویت و شخصیت ملی و میل برای وابسته کردن کشورهاست[۶۷].[۶۸]
ضرورت ملاحظه عناصر اصلی هویت ملی
از نظر مقام معظم رهبری در تدوین شاخصها اساس تحول باید بر «ملاحظه عناصر اصلی هویت ملی» قرار داده شود، که آرمانهای اساسی و اصولی مهمترین آنهاست. صنعتی شدن، فرا صنعتی شدن، پیشرفت علمی، پیشرفت خدماتی و پیشرفتهای بهداشتی و درمانی، باشد؛ اما اساس اینها باید حفظ هویت ملی باشد. از نظر ایشان اگر یک کشوری همه اینها را داشت، اما از لحاظ ملی، یک کشور بیهویت بود، فرهنگش وابسته به دیگران بود، از گذشته و تاریخ خود هیچ بهرهای نداشت، یا اگر گذشتهای داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش تحقیر کردند، این کشور مطلقاً پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملی، اساس هر پیشرفتی است[۶۹].[۷۰]
توجه به مؤلفهها و شاخصهای معنوی
در منظر مقام معظم رهبری در کنار شاخصهای مادی و مرسوم پیشرفت، عشق به معنویت و ارتباط با خدا نیز از مهمترین عواملی است که پیشرفت یک ملت را به معنای واقعی خودش تضمین میکند؛ اگر این نشد، همه آنچه که دستاوردهای به معنای عرفی و رایج جهان پیشرفته محسوب میشود، ممکن است در راههای غلطی مصرف شود[۷۱]. به نظر ایشان بشر علاوه بر التذاذ مادی، محتاج و مشتاق التذاذ معنوی هم هست. بشر حیوان نیست که علف جلوی او بریزند و برایش کافی باشد. انسان میخواهد با صفا و نورانی باشد. انسان از نورانیت و صفا و بندگی خدا احساس لذت روحی میکند[۷۲].[۷۳]
شاخصها و خلقیات اجتماعی
از منظر مقام معظم رهبری اگر خلقیات اسلامی - همان چیزهایی که در اسلام برای یک انسان فضیلت است، همان چیزهایی که به تعبیر روایات، جنود عقل است - رواج پیدا کند؛ بد عمل کردن نسبت به محرومان با بیاعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد؛ مال مردم خوردن وجود نداشته باشد؛ مردم اهل صبر و استقامت باشند؛ اهل توکل و تواضع و حلم باشند، نسبت به یکدیگر بدبین نباشند؛ نسبت به احوال یکدیگر بیتفاوت نباشند؛ نسبت به سرنوشت جامعه قناعت وجود داشته باشد؛ زیادهروی و اسراف و ریخت و پاش و نشانی از حرص و افزونطلبی در امور مادی نباشد، این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل میشود[۷۴]. رهبر معظم انقلاب معتقدند عموم خُلقیات مثبتی که یک ملت را از حضیض بیکارگی و فقر و ذلت و عقبماندگی بیرون میکشد و به اوج پیشرفت مادی میرساند، در اسلام مورد توصیه مؤکد قرار گرفته است. در واقع، همین خصوصیات و خُلقیات مثبتی که امروز کمبودش را در میان ملت خودمان نیز احساس میکنیم، ناشی از همین بیتوجهی به معارف اسلامی است؛ زیرا همان روزی که در داخل کشور ما حرکت روشنفکری به وجود آمد و عدهای احساس کردند باید به غربیان روکنند و از آنها یاد بگیرند این نقاط مثبت را یاد نگرفتند. آنها به جای اینکه خُلقیات مثبت را یاد بگیرند و ترویج کنند، چیزهای ظاهری و کمارزش و یا مضر را آموختند و رواج دادند. از جمله، آزادی جنسی، اختلاط زن و مرد، بیاعتنایی به معنویت، حذف دین، بدگویی به روحانیان و یا مواردی مانند نوع و شکل لباس و میز و صندلی، و در کل، امور اینگونه را که یا خیلی کم اهمیت بودند، یا اصلاً اهمیت نداشتند و یا حتی مضر هم بودند. بر همین اساس ایشان معتقدند اگر بتوانیم اخلاق را اسلامی کنیم، فرهنگ را اسلامی کنیم، مردم را با خُلقیات اسلامی پرورش دهیم و صفاتی را که در صدر اسلام از یک جماعت کوچک، یک ملت عظیم و مقتدر درست کرد، در ملتمان زنده کنیم، همینها بزرگترین دستاوردهاست[۷۵]. ایشان با ذکر چند شاخص دیگر معتقدند نیل به ابعاد و معیارهای زیر میتواند معیار خوبی برای یک جامعه پیشرفته مطلوب اسلام باشد: پیشرفت در تولید ثروت ملی، پیشرفت در دانش و فناوری، پیشرفت در اقتدار ملی و عزت بینالمللی، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در امنیت کشور - هم امنیت اجتماعی، هم امنیت اخلاقی برای مردم - پیشرفت در ارتقای بهرهوری، پیشرفت در قانونگرایی و انضباط اجتماعی؛ پیشرفت در وحدت و انسجام ملی؛ پیشرفت در رفاه عمومی؛ پیشرفت در رشد سیاسی؛ مسئولیتپذیری، عزم و اراده ملی[۷۶].[۷۷]
منابع
پانویس
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان، ۲۷/۲/۱۳۸۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۵۳.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با وزیر و مسئولان وزارت کشور و استانداران، ۲۷/۹/۱۳۷۰.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا(ع)، در روز عید سعید فطر، ۱۵/۱/۱۳۷۱.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان بسیجی، ۵/۳/۱۳۸۴.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۵۴.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از اقشار مختلف مردم قم، به مناسبت فرا رسیدن ۱۹ دی ماه (سالروز قیام مردم قم)، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در صحن جامع رضوی مشهد مقدس، ۲/۱/۱۳۸۳.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم بیعت ائمه جمعه، روحانیون، مسئولان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اقشار مختلف مردم و خانوادههای معظم شهدای استانهای یزد و کهکیلویه و بویر احمد، ۱۱/۴/۱۳۶۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم استانهای ایلام و فارس و گروهی از طلاب پاکستانی، ۱۲/۴/۱۳۶۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زایران حضرت رضا(ع)، ۲۹/۱/۱۳۷۰.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۵۴.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با اقتصاددانان شرکت کننده در اجلاس بانک توسعه اسلامی، ۲۵/۶/۱۳۸۳.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با گروه کثیری از معلمان و مسئولان امور فرهنگی کشور و جمعی از کارگران، به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر، ۱۲/۲/۱۳۶۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با جمع کثیری از کارگران، معلمان و فرهنگیان کشور، ۱۲/۲/۱۳۷۵.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص۱۲۶۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات به مناسبت حلول سال ۱۳۷۳ شمسی، ۱/۱/۱۳۷۳.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با فرماندهان و مسئولان سازمان عقیدتی، سیاسی نواح مختلف نیروی انتظامی در سراسر کشور، ۲/۱۱/۱۳۷۰.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص۱۲۶۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا(ع) در روز عید سعید فطر، ۱۵/۱/۱۳۷۱.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص۱۲۶۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار رؤسای سه قوه و مسئولان و مدیران بخشهای مختلف نظام، ۱۹/۶/۱۳۸۷.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۶۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۷.
- ↑ «ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۷.
- ↑ «پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۸.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۷۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در نخستین نشست «اندیشههای راهبردی»، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۱.
- ↑ آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار مدیران صدا و سیما، ۱۵/۱۱/۱۳۸۱.
- ↑ MA: Addison-Wesley Reading Sixth Edition، Economic Development، Todaro، M. P. (۱۹۹۷)،.
- ↑ nternational Labour Organisation..
- ↑ Diejomaoh، V.P. (۱۹۷۸)، Introduction to Human resources and African Development، New York:Praeger، pp. ۱-۶..
- ↑ United Nations Development Programme..
- ↑ UNDP، (۱۹۹۰)، Human Development Report، ۱۹۹۰. U. N. Development Program، Oxford University Press، Oxford..
- ↑ Human Poverty Index..
- ↑ Human Development Index..
- ↑ Gender-related Development Index..
- ↑ Human capability..
- ↑ Sen Amartya، (۱۹۸۱)، Public Action and the Quality of Life in Developing Countries. Oxford Bulletin of Economics and Statistics، Vol. ۴۳،No.۴، pp.۲۸۷-۳۱۹..
- ↑ Sen،. Amartya، (۱۹۹۷)، Editorial: Human Capital and Human Capability، World Development، Vol.۲۵، No.۱۲،pp.۱۹۵۹-۱۹۶۱..
- ↑ توسعه اسلامی با رویکرد نیروی انسانی: مفهوم و روش، منصور زراء نژاد همایش اقتصاد اسلامی و توسعه (۱۳۸۷) در مشهد.
- ↑ النوری، حسین. مستدرک الوسائل. (اول: بیروت، آل البیت)، ج۱۴، ص۲۴۸، ب ۶۳، ح۱۶۶۱۲، حلیة الاولیاء، ج۸، ص۲۷۱.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۲.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۶.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با دانشجویان، ۱۸/۸/۱۳۸۵.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زایران حضرت رضا(ع)، ۲۹/۱/۱۳۷۰.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۷.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، پیام به مناسبت آغاز سال جدید، ۱/۱/۱۳۷۶.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با وزیر و مسئولان «وزارت ارشاد» و اعضای «شوراهای فرهنگ عمومی کشور»، ۱۹/۴/۱۳۷۴.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، ۱/۱/۱۳۸۸.
- ↑ سیاهپوش، امیر، مقاله «پیشرفت اسلامی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ ص ۱۲۸۷.