معاد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۷: خط ۵۷:


هفتاد نفر از [[صحابه]] [[حضرت موسی]] که خواستار [[رؤیت]] چشمی و مادی خداوند شده بوده‌اند، با [[مشاهده]] [[نور]] و [[تجلی الهی]] قالب تهی کردند؛ اما با درخواست [[موسی]] [[خداوند]] دوباره آنان را زنده نمود<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا [[خداوند]] را آشکارا نبینیم، به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت * باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که [[سپاس]] بگزارید» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۵۵-۵۶؛ {{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}} «و موسی هفتاد تن از [[قوم]] خود را برای [[میقات]] ما برگزید پس همین که زمین‌لرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر [[اراده]] می‌فرمودی آنان و مرا پیش از این نابود می‌کردی، آیا ما را برای آنچه برخی از [[کم‌خردان]] ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ این، جز [[آزمون]] تو نیست که با آن هرکس را بخواهی [[گمراه]] می‌داری و هرکس را بخواهی [[راهنمایی]] می‌فرمایی، تو [[سرور]] مایی پس ما را بیامرز و بر ما [[بخشایش]] آور و تو بهترین آمرزندگانی» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۵۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۷۷</ref>
هفتاد نفر از [[صحابه]] [[حضرت موسی]] که خواستار [[رؤیت]] چشمی و مادی خداوند شده بوده‌اند، با [[مشاهده]] [[نور]] و [[تجلی الهی]] قالب تهی کردند؛ اما با درخواست [[موسی]] [[خداوند]] دوباره آنان را زنده نمود<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای [[موسی]]! ما تا [[خداوند]] را آشکارا نبینیم، به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت * باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که [[سپاس]] بگزارید» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۵۵-۵۶؛ {{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}} «و موسی هفتاد تن از [[قوم]] خود را برای [[میقات]] ما برگزید پس همین که زمین‌لرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر [[اراده]] می‌فرمودی آنان و مرا پیش از این نابود می‌کردی، آیا ما را برای آنچه برخی از [[کم‌خردان]] ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ این، جز [[آزمون]] تو نیست که با آن هرکس را بخواهی [[گمراه]] می‌داری و هرکس را بخواهی [[راهنمایی]] می‌فرمایی، تو [[سرور]] مایی پس ما را بیامرز و بر ما [[بخشایش]] آور و تو بهترین آمرزندگانی» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۵۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۷۷</ref>
==[[اثبات]] و [[ضرورت]] [[معاد]]==
بعد از روشن شدن اصل امکان معاد، [[وحی]] به اثبات و ضرورت آن از راهکارهای مختلف می‌‌پردازد:
۱. '''غایتمندی هستی''': اگر [[زندگی]] [[انسان]] با [[دنیا]] پایان یابد یا همچنین [[نظام آفرینش]] عالم با [[پایان زندگی]] انسان نابود گردد، یک [[خلقت]] [[عبث]] و بدون [[هدف]] خواهد بود که چنین خلقتی از [[آفریدگار]] [[حکیم]] روا نیست؛ پس برای [[هدفمند بودن]] [[جهان]] و [[حیات انسانی]] باید یک فرجام و زندگی ماورای عالم کنونی باشد<ref>{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا}} «و ما [[آسمان]] و [[زمین]] و آنچه را میان آنهاست [[بیهوده]] نیافریدیم؛ این [[پندار]] [[کافران]] است پس وای از [[آتش]] ([[دوزخ]]) بر کافران!» [[سوره ص]]، [[آیه]] ۲۷؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ}} «و ما [[آسمان‌ها]] و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریده‌ایم» [[سوره دخان]]، آیه ۳۸؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ}} «و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز [[راستین]] نیافریدیم و به [[یقین]] [[رستخیز]] آمدنی است پس (از آنان) با گذشتی [[نیکو]] درگذر» [[سوره حجر]]، آیه ۸۵؛ {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}} «در آن نشانه‌هایی روشن (چون) [[مقام ابراهیم]] وجود دارد و هر که در آن در آید در [[امان]] است و [[حجّ]] این [[خانه]] برای [[خداوند]] بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که [[انکار]] کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان [[بی‌نیاز]] است» [[سوره آل عمران]]، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «(همان) کسان که [[خداوند]] را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در [[آفرینش]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را [[بیهوده]] نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از [[عذاب]] [[آتش]] ([[دوزخ]]) باز دار» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۹۱.</ref>. [[قرآن]] [[زندگی]] [[عبث]] را با عدم [[معاد]] یکی می‌داند و آن را از [[شأن]] [[خدا]] به دور می‌داند<ref>{{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ * فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ...}} «آیا پنداشته‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟ * پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین.».. سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵-۱۱۶.</ref>.
۲. '''[[عدالت]]''': اگر [[رستاخیز]] و معادی در [[نظام آفرینش]] نباشد، [[عدالت الهی]] تحقق نمی‌یابد؛ چراکه در [[دنیا]] بعضی [[انسان‌ها]] بر بعضی دیگر [[ظلم و ستم]] می‌‌کنند و [[مظلومان]] یارای [[دفع ستم]] از خود را ندارند، همچنین در دنیا انسان‌های [[مؤمن]] با دوری از [[محرمات]] و [[گناهان]] و انجام [[عبادات]] زندگی [[سختی]] را برای خود برگزیدند، اما انسان‌های [[کافر]] هیچ [[محرومیت]] و محدودیتی نداشتند. اگر فرجام و معادی نباشد، [[ستم‌دیدگان]] و [[مؤمنان]] به [[حقوق]] خود نایل نمی‌آیند؛ پس برای احیای عدالت الهی باید قیامتی باشد. در این خصوص [[آیات]] متعددی وجود دارد<ref>{{متن قرآن|أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ}} «آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند چون فسادانگیزان در زمین می‌شماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران می‌دانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} «آیا کسانی که به گناهان دست یازیده‌اند گمان دارند که آنان را همانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، به گونه‌ای که زندگانی و مرگشان همگون باشد؟! بد داوری می‌کنند!» سوره جاثیه، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۷۹</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۶ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۵

مقدمه

اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ و محشور شدن در روز قیامت و دریافت پاداش نهایی اعمال خوب یا بد. معاد از «عادَ يَعُودُ» در اصل «مَعوَد» بوده و به مکانی که بازگشت و عود در آن اتفاق می‌‌افتد، گفته می‌‌شود[۱] و بر عالَم آخرت نیز اطلاق می‌‌شود؛ زیرا بازگشت مردم به آنجا است.

در اصطلاح عقاید، عبارت است از اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ و محشور شدن در روز قیامت و دریافت پاداش نهایی اعمال خوب یا بد در آن روز از کلمات همسوی معاد، بعث، رجع، مصیر، عود و قیامت را می‌‌توان نام برد.

برای اثبات معاد از سوی متکلمان و فلاسفه اسلامی براهینی اقامه شده است، از جمله: برهان وجوب حُبِّ بقا، برهان عدل خدا، برهان امکان، برهان وفای به عهد از سوی خدا و برهان اصالت و تجرد روح[۲].

وجوب حُبّ بقاء

خداوند با حکمت بالغه خود، صفاتی در درون انسان آفریده که یکی از آنها «حب بقاء و حیات» است. اما با همه تلاشی که او برای بقا و حیات خویش می‌‌کند نمی‌تواند برای همیشه خود را در دنیا جاودان نگه بدارد. پس دنیا جای بقا و زندگی واقعی و جاودانی او نیست. چنانچه عالم آخرتی نباشد تا در آن جاودان بماند، در آن صورت وجود «حب بقا» در انسان، لغو و بیهوده خواهد بود. در صورتی که خدا حکیم است و کار لغو و بیهوده نمی‌کند. بنابراین برای اشباع غريزه حب بقاء، عقلا باید عالم آخرتی باشد که انسان در آن ابدیت داشته باشد. صدرالمتألهین می‌‌گوید: «انسان طبعا به سوی کمال می‌‌رود و فطرت به مبدأ فقال نزدیک می‌‌شود. آن کمالی که در خور شأن آدمی است، در این دنیا نصیبش نمی‌شود. تنها در عالم آخرت است که این منظور حاصل می‌‌شود و این حرکت به سوی کمال، آنجا پایان می‌‌پذیرد. بنابراین به طور مسلم، همان طوری که آدمی جميع مراحل تکامل را در قلمرو حرکت جوهری و فطری از قبیل: جماد بودن و نبات بودن و حیوان بودن، طی نموده است و به مرحله انسانیت رسیده است سرانجام بایستی متوجه عالم دیگری شده و از مرحله قوه به مرحله فعلیت ارتقاء یابد و به خداوند که غاية الغايات و منتهى اليه حرکات و آرزوها است، برسد»[۳].

آیات قرآن نیز در كمال وضوح، بیانگر این معنا است که غایت مقدمه وجود انسان، رجوع او به سوی پروردگار است: ﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً[۴]، ﴿وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ[۵]، ﴿إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا[۶]، ﴿لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا[۷]، ﴿وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا[۸]، ﴿إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ[۹]، ﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ[۱۰]، ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۱۱]، ﴿قَالُوا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ[۱۲]، ﴿دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۱۳]، ﴿إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى[۱۴].[۱۵]

عدل خداوند اقتضای معاد را دارد

خداوند عادل است. بنابراین باید داد مظلوم را از ظالم بگیرد. اگر آخرت نباشد، عدل الهی، کامل نخواهد بود. پس به حکم عقل، وجود عالم آخرت ضروری خواهد بود تا انسان‌ها نتیجه اعمال واقعی خود را ببینند و مشمول رحمت الهی واقع شوند. آیاتی نیز بیانگر چنین امری است: ﴿فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ[۱۶]، ﴿يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا[۱۷]، ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ[۱۸]، ﴿وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ[۱۹]، ﴿يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ[۲۰].[۲۱]

برهان امکان

خلاصه این برهان چنین است که دنیا ممکن الوجود است، قدرت واجب الوجود (خدا) بر آن تعلق گرفته و ایجادش کرده ست. آخرت نیز، از نظر عقلی ممکن الوجود است، یعنی هیچ دلیل عقلی بر ممتنع بودن آن وجود ندارد، پس آخرت نیز از نظر امکان وجودی مثل دنیا است و حکم آن نیز مثل حکم دنیا می‌‌شود. یعنی قدرت خدا» بر آن تعلق گرفته و به هستی می‌‌رسد. خواجه نصیرالدین طوسی در این باره گوید: "حكم المثلينِ واحدٌو السَّمعُ دَلَّ اِمكانَ التّماثُلِ"؛ حکم دو مماثل یکی است و دلایل نقلی نیز بر این مطلب دلالت می‌کند[۲۲]. پس دنیا و آخرت مثل هم هستند، همان قدرتی که دنیای ممکن را ساخته، آخرت ممکن را نیز خواهد ساخت. مراد خواجه از دلیل سمعی، آیات و روایات است که بیانگر قدرت مطلقه پروردگار بر ایجاد عالم آخرت است، مانند این آیه: ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لَا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُورًا[۲۳]. پس دلیل نقلی بر وقوع قیامت، «قدرت بی‌نهایت» خداوند یکتا می‌‌باشد؛ زیرا پس از آنکه با دلایل قطعی، وجود خدای یکتا برای یک مسلمان اثبات می‌‌شود که او «واجب الوجود» و قدرتش بی‌نهایت است و هیچ گونه محدودیتی برای او قابل تصور نیست، می‌‌تواند مردگان را به صورت نخستین آن زنده بگرداند: «آیا نیندیشیدند که خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده و از آفرینش آنها هیچ فرو نمانده است، البته توانا است که باز مردگان را زنده کند؟! آری او بر هر چیزی توانا است»؛ ﴿قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُمْ مَا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ[۲۴].

«البته آفرینش آسمانها و زمین بسیار بزرگتر (و مهم تر) از آفرینش انسان است، ولی بیشتر مردمان این (حقیقت) را درک نمی‌کنند»؛ ﴿لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ[۲۵].

آیات دال بر تعلق قدرت خدا بر زنده کردن مجدد انسان فراوان است، از جمله: ﴿وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۲۶]، ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۲۷]، ﴿قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ[۲۸]، ﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ[۲۹]، ﴿أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ[۳۰]، ﴿أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا[۳۱]، ﴿إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ[۳۲]، ﴿فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ[۳۳] ﴿خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ[۳۴]، ﴿يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ[۳۵] ﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ[۳۶]، ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ[۳۷]،﴿أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ[۳۸]، ﴿بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ[۳۹].

بیضاوی، ابوالفتوح رازی، طبرسی و شماری دیگر از مفسران نقل کرده‌اند که: پیامبر اسلام همسایه‌ای به نام عدی بن ربیعه داشت. روزی عدی خدمت آن حضرت رسید و گفت: یا محمد، مرا خبر ده از روز قیامت که کجا و چگونه خواهد بود؟ پیامبر درباره اوضاع و احوال و کیفیت روز قیامت برای او، فراخور استعداش توضیحاتی داد. عدى گفت: ای محمد، من اگر قیامت را به چشم خودم ببینم باور نخواهم کرد. چگونه ممکن است خداوند استخوان‌های پوسیده را زنده کند؟! پس از آن، این آیه نازل شد: ﴿أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ[۴۰]، ﴿بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ[۴۱]. دلالت این آیه بر معاد جسمانی کاملا روشن است و به هیچ وجه قابل تأویل نیست. و همچنین داستان عُزیر پیامبر در سوره بقره، آیه ﴿أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۴۲] و داستان اصحاب کهف در سوره کهف، آیه ﴿وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا[۴۳] و داستان زنده شدن آل اسرائیل که هزاران نفر بودند در سوره بقره، آیه ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ[۴۴] و داستان ابراهیم در سوره بقره، آیه ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۴۵] و داستان گاو بنی اسرائیل و زنده شدن مقتول در سوره بقره، آیه ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ[۴۶]، همه دلالت بر تحقق نمونه‌هایی از معاد در همین دنیا و امکان تحقق نوعی معاد، در همین دنیا و امکان تحقق معاد جسمانی در عالم آخرت می‌‌کند[۴۷].

وجوب وفای به عهد

خداوند وعده فرموده که نیکوکاران را پاداش و بدکاران را کیفر می‌دهد و تحقق این وعده را محول به روزی به نام ﴿يَوْمِ الدِّينِ نموده است. اگر چنین روزی نباشد، لازم می‌‌آید که خداوند ځلف وعده کرده باشد و حال آنکه خداوند خلف وعده نمی‌کند و فرموده است: ﴿لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ[۴۸]. بنابراین خدای متعال وعده خود را محقق خواهد ساخت؛ زیرا خلف وعده قبیح است و خدا مرتکب قبیح نمی‌شود. پس تحقق معاد و عالم آخرت حتمی و قطعی خواهد بود.

اصالت و تجرد روح انسان از جسم و روح ترکیب یافته است. دانشمندان و فیلسوفان الهی برای اثبات مجرد بودن روح دلایل استواری اقامه کردند که «وحدت شخصیت»، «ثبات ادراکات»، «محدودیت زمانی و مکانی ماده» و «قسمت پذیری» از آن جمله‌اند.

آیاتی از قرآن کریم به وضوح دلالت بر تجرد روح دارد از جمله: ﴿وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ[۴۹]، ﴿قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ[۵۰]، ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا[۵۱]، ﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[۵۲]، ﴿وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ[۵۳]، ﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ[۵۴]، ﴿النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ[۵۵]، ﴿مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا[۵۶]، ﴿لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ[۵۷]، ﴿ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ[۵۸]، ﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ[۵۹]، ﴿ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ[۶۰]، ﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ[۶۱] با ثابت شدن تجرد روح، زندگی پس از این جهان و جاودانگی روح اثبات می‌‌شود؛ زیرا هنگامی که روح مجرد شناخته شد احکام ماده و عالم ماده که یکی از آنها تغییر و تحول و مرگ است منتفی می‌‌شود و بقاء و جاودانگی‌اش ثابت می‌‌گردد[۶۲].

امکان معاد

امکان وجود عالم دیگر از نظر عقلی محال نیست، بلکه برای مردم که فکر و ذهن آنان با محسوسات مأنوس است اعتقاد به زنده شدن دوباره با بدن‌های جسمانی «معاد جسمانی» غیر قابل قبول و به تعبیر قرآنی اعجاب‌آمیز است[۶۳]، از منظر قرآن اعاده بدن دنیوی انسان بعد از نابودی و متلاشی شدنش برای خداوند قادر مطلق و همه‌توان امر ممکن است که آیات مختلف با شواهد زیر بر امکان و وقوع آن دلالت می‌‌کند.

الف) خلق از عدم: عالم امکان و ماده و از جمله بدن به علت برخورداری از امکان و حدوث ذاتی مسبوق به عدم است که خالق و آفریدگار مباشر یا غیر مباشر آن خداوند می‌باشد. بر این اساس خداوندی که بر خلق بدن از عدم یا قطره آبی قادر است به طریق اولی بر جمع اجزای متلاشی شده آن تواناست. ﴿أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ[۶۴] آیا انسان می‌‌پندارد که هرگز استخوان‌های او را جمع نخواهیم کرد؟! آری قادریم که [حتی خطوط سر] انگشتان او را موزون و مرتب کنیم! آیه دیگر در اثبات خلق بدن و معاد به قدرت مطلق خدا در خلق آسمان‌ها و زمین اشاره می‌کند: ﴿أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ[۶۵]. آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده توانا نیست که [باز] مانند آنها را بیافریند؟ آری، اوست آفریننده دانا.

ب) وقوع بهترین دلیل بر امکان: بهترین دلیل بر اثبات امکان شیء، وقوع آن در خارج است. هر چند که اصل قیامت و زنده شدن دوباره بدن در قیامت اتفاق نیفتاده است لکن از آنجا که انکار و استبعاد بر چگونگی اصل امکان زنده شدن و خلق بدن دنیوی انسان متوجه شده است، در صورت وقوع مثل و نظیر آن اصل امکان آن ثابت می‌شود؛ چراکه حکم دو شیء مثل هم در امکان و جواز و عدم آن یکی است. حُكْمُ الْأَمْثَالِ فِيمَا يَجُوزُ وَ لَا يَجُوزُ سَوَاءٌ[۶۶]. با نیم‌نگاهی به عالم گیاهان و نباتات و عالم طبیعت مشاهده می‌کنیم که زمین و درختان و گیاهان با آغاز فصل پاییز و رسیدن زمستان دوره رشد و نمو و حیات خود را از دست می‌دهند؛ اما با شروع فصل بهار دوباره به حالت سرزندگی و رشد و حیات خود برمی‌گردند. استشهاد به عالم طبیعت در اثبات معاد در برخی آیات مورد تأکید قرار گرفته است[۶۷].

مورد دوم که بر امکان و وقوع بازگشت بر هستی و حیات دلالت می‌‌کند، سؤال حضرت ابراهیم از خداوند از چگونه زنده شدن بعد از موت بود، که از طرف خداوند مأمور شد که چهار پرنده را کشته و گوشت و بدن آنها را کاملاً با هم ترکیب کند، آن‌گاه گوشت مخلوط شده را در چهار نقطه قرار داده، سپس در چهار نوبت اسم هر حیوان را صدا کند. با قدرت الهی اعضای هر پرنده از چهار موضع جدا شده و بدن سابق را تشکیل و روح بر آن نیز دمیده شد[۶۸].

مورد سوم زنده شدن بعض مردگان توسط برخی پیامبران است. از معجزات حضرت عیسی یکی زنده کردن مردگان بود[۶۹]. عُزیر - از پیامبران که درباره نحوه زنده شدن مردگان سؤال و تعجبی داشت - با قدرت الهی به مدت صد سال به حالت مرگ فرو رفت، سپس زنده شد[۷۰].

در زمان حضرت موسی شخص ثروتمندی به قتل رسیده بود که قاتلش نامشخص بود، با امر الهی با زدن قسمتی از گاوی ذبح شده به بدن مقتول زنده و قاتل خود را معرفی کرد[۷۱].

هفتاد نفر از صحابه حضرت موسی که خواستار رؤیت چشمی و مادی خداوند شده بوده‌اند، با مشاهده نور و تجلی الهی قالب تهی کردند؛ اما با درخواست موسی خداوند دوباره آنان را زنده نمود[۷۲].[۷۳]

اثبات و ضرورت معاد

بعد از روشن شدن اصل امکان معاد، وحی به اثبات و ضرورت آن از راهکارهای مختلف می‌‌پردازد:

۱. غایتمندی هستی: اگر زندگی انسان با دنیا پایان یابد یا همچنین نظام آفرینش عالم با پایان زندگی انسان نابود گردد، یک خلقت عبث و بدون هدف خواهد بود که چنین خلقتی از آفریدگار حکیم روا نیست؛ پس برای هدفمند بودن جهان و حیات انسانی باید یک فرجام و زندگی ماورای عالم کنونی باشد[۷۴]. قرآن زندگی عبث را با عدم معاد یکی می‌داند و آن را از شأن خدا به دور می‌داند[۷۵].

۲. عدالت: اگر رستاخیز و معادی در نظام آفرینش نباشد، عدالت الهی تحقق نمی‌یابد؛ چراکه در دنیا بعضی انسان‌ها بر بعضی دیگر ظلم و ستم می‌‌کنند و مظلومان یارای دفع ستم از خود را ندارند، همچنین در دنیا انسان‌های مؤمن با دوری از محرمات و گناهان و انجام عبادات زندگی سختی را برای خود برگزیدند، اما انسان‌های کافر هیچ محرومیت و محدودیتی نداشتند. اگر فرجام و معادی نباشد، ستم‌دیدگان و مؤمنان به حقوق خود نایل نمی‌آیند؛ پس برای احیای عدالت الهی باید قیامتی باشد. در این خصوص آیات متعددی وجود دارد[۷۶].[۷۷]

منابع

پانویس

  1. لسان العرب، ج۳، ص۳۱۵.
  2. کوشا، محمد علی، مقاله «معاد»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۱۱۰۴ ـ ۱۱۰۵.
  3. الحكمة المتعالية، ج۹، ص۱۵۹.
  4. «به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.
  5. «و میان خویش کار (دین) خود را پراکندند، همگی به سوی ما باز می‌گردند» سوره انبیاء، آیه ۹۳.
  6. «جز این نیست که هر که در آسمان‌ها و زمین است به بندگی به درگاه (خداوند) بخشنده می‌آید» سوره مریم، آیه ۹۳.
  7. «به یقین آنان را برشمرده و حساب آنها را درست نگه داشته است» سوره مریم، آیه ۹۴.
  8. «و همه آنان در رستخیز نزد او، تنها می‌آیند» سوره مریم، آیه ۹۵.
  9. «در این روز، گسیل به سوی پروردگار توست» سوره قیامت، آیه ۳۰.
  10. «و هیچ بار برداری بار (گناه) دیگری را بر نمی‌دارد و اگر فردی گرانبار، (کسی را) برای برداشتن بار خویش، فرا خواند چیزی از بار او برداشته نخواهد شد هر چند خویشاوند باشد، تو تنها کسانی را که در نهان از پروردگارشان می‌هراسند و نماز را بپا می‌دارند هشدار می‌ده» سوره فاطر، آیه ۱۸.
  11. «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
  12. «گفتند: (باکی نیست) ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم» سوره اعراف، آیه ۱۲۵.
  13. «دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»» سوره یونس، آیه ۱۰.
  14. «به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.
  15. کوشا، محمد علی، مقاله «معاد»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۱۱۰۴ ـ ۱۱۰۵.
  16. «پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.
  17. «هر که را بخواهد در بخشایش خویش درمی‌آورد و برای ستمگران عذابی دردناک آماده کرده است» سوره انسان، آیه ۳۱.
  18. «و یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ بر حق نیستند و مسیحیان گفتند: یهودیان هیچ بر حق نیستند با آنکه (همه) آنان کتاب (آسمانی) را می‌خوانند، کسانی که چیزی نمی‌دانند (نیز) همانند گفتار آنان را گفتند؛ باری، خداوند میان آنها در آنچه اختلاف می‌داشتند، روز رستخیز داوری خواهد کرد» سوره بقره، آیه ۱۱۳.
  19. «و روز رستخیز ترازوهای دادگری را می‌نهیم، آنگاه بر هیچ کس ستمی نخواهد رفت و اگر (کرداری) همسنگ دانه خردلی باشد آن را (به شمار) خواهیم آورد و ما حسابرسی را بسنده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۴۷.
  20. «روزی که پوزش ستمکاران برای آنان سودی ندارد و لعنت و بدفرجامی آن سرای، آنان راست» سوره غافر، آیه ۵۲.
  21. کوشا، محمد علی، مقاله «معاد»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۱۱۰۴ ـ ۱۱۰۵.
  22. کشف المراد، ص۳۱۵.
  23. «آیا ندیده‌اند خداوندی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است تواناست که همانند آنان را بیافریند؟ و برای آنان اجلی نهاده است که تردیدی در (آمدن) آن نیست اما ستمگران جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۹۹.
  24. «گفت: این را تنها خداوند می‌داند و من آنچه را که بدان فرستاده شده‌ام به شما می‌رسانم اما شما را قومی نادان می‌بینم» سوره احقاف، آیه ۲۳.
  25. «به یقین آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره غافر، آیه ۵۷.
  26. «و اوست که آفریدن (آفریدگان) را می‌آغازد سپس آن را باز می‌آورد و این بر او آسان‌تر است و در آسمان‌ها و زمین مثل برتر، او راست و او پیروزمند فرزانه است» سوره روم، آیه ۲۷.
  27. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  28. «بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب می‌سازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز می‌گردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.
  29. «و به یقین، شما آفرینش نخستین (خود) را شناخته‌اید، پس چرا پند نمی‌پذیرید؟» سوره واقعه، آیه ۶۲.
  30. «پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱۵.
  31. «و آیا آدمی به یاد نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که او هیچ چیز نبود؟» سوره مریم، آیه ۶۷.
  32. «هیچ جانی نیست جز آنکه آن را نگهبانی است،» سوره طارق، آیه ۴.
  33. «پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریده‌اند،» سوره طارق، آیه ۵.
  34. «از آبی جهنده آفریده شده است،» سوره طارق، آیه ۶.
  35. «که از میان (استخوان‌های) پشت و پیش بیرون می‌آید» سوره طارق، آیه ۷.
  36. «بی‌گمان او بر بازگرداندن وی تواناست،» سوره طارق، آیه ۸.
  37. «و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوان‌هایی را که پوسیده است زنده می‌گرداند؟» سوره یس، آیه ۷۸.
  38. «آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟» سوره قیامه، آیه ۳.
  39. «چرا، (فراهم می‌آوریم) در حالی که تواناییم که (نقش‌های) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم» سوره قیامه، آیه ۴.
  40. «آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟» سوره قیامه، آیه ۳.
  41. «چرا، (فراهم می‌آوریم) در حالی که تواناییم که (نقش‌های) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم» سوره قیامه، آیه ۴.
  42. «یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کرده‌ای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانه‌ای برای مردم کنیم- و به استخوان‌ها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا می‌چینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن می‌پوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: می‌دانم که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۵۹.
  43. «و بدین‌گونه (مردم را) از حال آنان آگاهانیدیم تا بدانند که وعده خداوند راستین است و در رستخیز تردیدی نیست؛ آنگاه (مردم) در کار خویش، میان هم کشمکش کردند؛ گفتند بنایی بر (غار) آنان بسازید (تا داستانشان آشکار نگردد)- پروردگارشان بر (احوال) آنان آگاه‌تر است» سوره کهف، آیه ۲۱.
  44. «آیا در (کار) کسانی ننگریسته‌ای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بی‌گمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.
  45. «و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.
  46. «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان می‌دهد که گاوی بکشید؛ گفتند: آیا ما را به ریشخند گرفته‌ای؟ گفت: به خداوند پناه می‌جویم که از نادانان باشم» سوره بقره، آیه ۶۷.
  47. کوشا، محمد علی، مقاله «معاد»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۱۱۰۴ ـ ۱۱۰۵.
  48. «خداوند در وعده خود خلاف نمی‌ورزد» سوره حج، آیه ۴۷.
  49. «و گفتند: آیا چون در (زیر) زمین ناپدید گشتیم، آفرینش تازه‌ای خواهیم داشت؟ بلکه آنان لقای پروردگارشان را منکرند» سوره سجده، آیه ۱۰.
  50. «بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گمارده‌اند جان شما را می‌ستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید» سوره سجده، آیه ۱۱.
  51. «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است» سوره نساء، آیه ۹۷.
  52. «خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه می‌دارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها می‌کند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.
  53. «و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.
  54. «و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.
  55. «آتش (دوزخ) که سپیده‌دمان و پایان روز بر آن عرضه می‌شوند و روزی که رستخیز برپا شود (گفته خواهد شد) فرعونیان را به (درون) سخت‌ترین عذاب درآورید!» سوره غافر، آیه ۴۶.
  56. «آنان را برای گناهشان، غرق کردند و به درون آتش راندند و در برابر خداوند برای خویش یاوری نیافتند» سوره نوح، آیه ۲۵.
  57. «شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.
  58. «ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغی بندد کیست یا گوید به من وحی شده است در حالی که هیچ‌چیز به او وحی نشده است و (یا) آن کس که گوید: به زودی مانند آنچه خداوند فرو فرستاده است، فرو خواهم فرستاد؛ و کاش هنگامی را می‌دیدی که ستمگران در سختی‌های مرگند و فرشتگان دست گشوده‌اند که: جان‌هایتان را بسپارید! امروز به سبب آنچه ناحق درباره خداوند می‌گفتید و از آیات او سر برمی‌تافتید با عذاب خوارساز کیفر داده می‌شوید» سوره انعام، آیه ۹۳.
  59. «و کاش می‌دیدی هنگامی را که فرشتگان جان کافران را می‌گیرند به چهره و پشت آنان می‌کوبند و (می‌گویند) عذاب (آتش) سوزان را بچشید!» سوره انفال، آیه ۵۰.
  60. «این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.
  61. «(روش اینان) چون روش فرعونیان و کسان پیش از ایشان است که به آیات خداوند کفر ورزیدند و خداوند آنان را برای گناهانشان فرو گرفت و خداوند توانمندی سخت‌کیفر است» سوره انفال، آیه ۵۲.
  62. کوشا، محمد علی، مقاله «معاد»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۱۱۰۴ ـ ۱۱۰۵.
  63. ﴿فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ * أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ «بلکه کافران از اینکه بیم‌دهنده‌ای از میان خودشان برای آنان آمد به شگفتی افتادند و گفتند: این چیزی شگرف است * آیا چون مردیم و خاک شدیم (باز زنده می‌شویم)؟ این بازگشتی دور (از باور) است» سوره ق، آیه ۲-۳.
  64. «آیا آدمی می‌پندارد هرگز استخوان‌های (پوسیده) او را فراهم نمی‌آوریم؟ * چرا، (فراهم می‌آوریم) در حالی که تواناییم که (نقش‌های) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم» سوره قیامه، آیه ۳-۴.
  65. «و آیا آن کس که آفریننده آسمان‌ها و زمین است توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟» سوره یس، آیه ۸۱.
  66. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۹، ص۱۳۴.
  67. ﴿فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «باری، به آثار مهر خداوند بنگر که چگونه زمین را پس از مردن آن زنده می‌دارد؛ بی‌گمان همان (خداوند) زنده‌کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست» سوره روم، آیه ۵۰؛ ﴿وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ «و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد آنگاه با آن سرزمینی مرده را زنده کردیم؛ (شما نیز) بدین‌گونه (از گورها) بیرون آورده خواهید شد» سوره زخرف، آیه ۱۱.
  68. ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.
  69. ﴿وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.
  70. ﴿أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کرده‌ای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانه‌ای برای مردم کنیم- و به استخوان‌ها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا می‌چینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن می‌پوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: می‌دانم که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۵۹.
  71. ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ * قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرُونَ * قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ * قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ * قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ * وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ * فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان می‌دهد که گاوی بکشید؛ گفتند: آیا ما را ب ه ریشخند گرفته‌ای؟ گفت: به خداوند پناه می‌جویم که از نادانان باشم * گفتند: از پروردگارت به خاطر ما بخواه تا چگونگی آن را برای ما روشن کند. گفت: خداوند می‌فرماید که آن گاوی است نه پیر و نه جوان، میانسالی میان آن (دو)؛ آنچه فرمان یافته‌اید بجای آورید * گفتند به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند چه رنگ است؟ گفت: او می‌فرماید که آن، گاوی است زرد، رنگ آن روشن است، بینندگان را شادی می‌بخشد * گفتند: به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما چگونگی آن را روشن گرداند، که این گاو بر ما بازشناخته نیست و ما اگر خداوند بخواهد رهیاب خواهیم بود * گفت: او می‌فرماید که آن، گاوی است نه رام، که زمین را شیار می‌زند و نه به کشت آب می‌دهد، تندرست است بی‌هیچ خالی در آن، گفتند: اکنون حقّ (جستار) را (بجای) آوردی و آن را سر بریدند و نزدیک بود که این کار را انجام ندهند * و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان می‌کردید آشکار کرد * باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۳.
  72. ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت * باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید» سوره بقره، آیه ۵۵-۵۶؛ ﴿وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ «و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمین‌لرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده می‌فرمودی آنان و مرا پیش از این نابود می‌کردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کم‌خردان ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه می‌داری و هرکس را بخواهی راهنمایی می‌فرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی» سوره اعراف، آیه ۱۵۵.
  73. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۷۷
  74. ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا «و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!» سوره ص، آیه ۲۷؛ ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ «و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریده‌ایم» سوره دخان، آیه ۳۸؛ ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ «و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز راستین نیافریدیم و به یقین رستخیز آمدنی است پس (از آنان) با گذشتی نیکو درگذر» سوره حجر، آیه ۸۵؛ ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ «در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷؛ ﴿الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ «(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.
  75. ﴿أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ * فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ... «آیا پنداشته‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟ * پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین.».. سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵-۱۱۶.
  76. ﴿أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ «آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند چون فسادانگیزان در زمین می‌شماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران می‌دانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸؛ ﴿أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ «آیا کسانی که به گناهان دست یازیده‌اند گمان دارند که آنان را همانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، به گونه‌ای که زندگانی و مرگشان همگون باشد؟! بد داوری می‌کنند!» سوره جاثیه، آیه ۲۱.
  77. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۷۹