حارث بن عبدالله همدانی در رجال و تراجم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


== منابع رجال و تراجم شیعه==
==مقدمه==
===[[اختیار معرفة الرجال (کتاب)|اختیار معرفة الرجال]] ([[محمد بن حسن طوسی]])===
*[[حارث]] [[فرزند]] [[عبدالله بن کعب]] معروف به [[حارث اعور]] و [[حارث همدانی]]<ref>همدان (به سکون میم) قبیله‌ای است در یمن، و حارث همدانی منسوب به همان قبیله است که در کوفه نزول کردند و این طایفه مورد عنایت حضرت علی{{ع}} بودند، چنانچه حضرت درباره آنان شعری سرود که در ادامه در متن آمده است: اما همدان (به فتح‌هاء و میم) از شهرهای بزرگ در غرب ایران است که تاریخ بنای آن به ۸۰۰ سال قبل از میلاد میرسد و مدفن شیخ الرئیس بوعلی سینا است.</ref> از [[اصحاب خاص]] و مورد توجه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۳۸، ش۴ و رجال برقی، ص۴.</ref>. او در [[جنگ صفین]] [[حضرت]] را [[یاری]] نمود و نیز از افراد مورد [[وثوق]] و [[اصحاب]] سر [[حضرت]] قرار داشت.
===[[الرجال (کتاب)|الرجال]] ([[محمد بن حسن طوسی]])===
*به [[نقل]] [[ابن داود]]، [[حارث]] یکی از علمای بزرگ، واز [[تابعین]] عالی [[قدر]] و [[فقیه]] زمان خویش بود و از همه [[مردم]] به [[علم]] ریاضی و [[فرایض]] بیشتر آشنا بود و آنها را از [[حضرت علی]]{{ع}} آموخته بود <ref>تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۱۶؛ رجال کشی، عنوان ۱۴۲ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۶۶.</ref>.
===[[الفهرست (کتاب)|الفهرست]] ([[محمد بن حسن طوسی]])===
*[[نصر بن مزاحم]] می‌گوید: وی از جانب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مأموریت]] یافت تا [[مردم]] را به [[نخیله]] اردوگاه [[سپاه]] [[عراق]] برای عزیمت به جانب [[صفین]] فراخواند و او هم چنین کرد<ref>وقعة صفین، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>
===[[فهرست اسماء مصنفی الشیعة (کتاب)|فهرست اسماء مصنفی الشیعة]] ([[احمد بن علی نجاشی]])===
===[[فهرست اسماء علماء الشیعه و مصنفیهم (کتاب)|فهرست اسماء علماء الشیعه و مصنفیهم]] ([[منتجب‌الدین رازی]])===
===[[خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال (کتاب)|خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال]] ([[علامه حلی]])===
===[[الرجال (کتاب)|الرجال]] ([[ابن‌داوود حلی]])===
===[[مجمع الرجال (کتاب)|مجمع الرجال]] ([[عنایت‌الله قهپایی]])===


===[[منهج المقال فی تحقیق احوال الرجال (کتاب)|منهج المقال]] ([[محمد بن علی استرآبادی]])===
==[[حارث]] و [[حدیث]] [[حضور امام]]{{ع}} بر بالین محتضر==
*ارادت و [[اخلاص]] وی به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[خاندان پیامبر]]{{ع}} بسیار مشهور و معروف است، به طوری که [[امیرمؤمنان]] در [[حق]] او و [[طائفه]] [[همدان]] آن [[شعر]] معروف را خواند: "اگر من صاحب در [[بهشت]] بودم به [[طایفه]] [[همدان]] می‌گفتم، با [[سلامت]] داخل [[بهشت]] شوید<ref>{{متن حدیث| وَ لَوْ أَنَّ يَوْماً كُنْتُ بَوَّابَ جَنَّةٍ لَقُلْتُ لِهَمْدَانَ ادْخُلُوا بِسَلَامٍ}}؛ سفینة البحار، ج۲، عنوان همد، ص۷۲۲.</ref>.
*بر همین اساس و علاقه متقابل [[حضرت علی]] [[حدیث]] بسیار جالبی در توجه به محبین خود برای او بیان کردند و [[حدیث]] چنین است: [[ابوعمرو بزاز]] [[نقل]] می‌کند: از [[حارث اعور]] [[همدانی]] شنیدم که می‌گفت: شبی دیر هنگام به محضر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسیدم، [[حضرت]] فرمود: "چه چیزی باعث شد که تو در این وقت [[شب]] به این جا بیایی؟"<ref>{{متن حدیث| يَا أَعْوَرُ مَا جَاءَ بِكَ}}</ref>، گفتم:  "ای [[امیرمؤمنان]]! به [[خدا]] قسم [[حب]] و [[دوستی]] تو، مرا به این جا آورد"<ref>{{عربی|يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ جَاءَ بِي وَ اَللَّهِ حُبُّكَ}}</ref>. بعد [[حضرت]] در پاسخ فرمود: اینک برای تو [[حدیثی]] می‌گویم که [[شکر]] آن را نمایی، ای پسر اعورا [[آگاه]] باش، بندهای که مرا [[دوست]] دارد، نمی‌میرد مگر آنکه هنگام [[جان]] دادن مرا آن گونه که [[دوست]] دارد، خواهد دید و هیچ بنده‌ای که مرا [[دشمن]] داشته باشد، نمی‌میرد، مگر آنکه هنگام [[جان]] دادن مرا همان طوری که [[دشمنی]] دارد، خواهد دید <ref>{{متن حدیث| أَمَا إِنَّهُ لاَ يَمُوتُ عَبْدٌ يُحِبُّنِي فَتَخْرُجُ نَفْسُهُ حَتَّى يَرَانِي حَيْثُ يُحِبُّ وَ لاَ يَمُوتُ عَبْدٌ يُبْغِضُنِي فَتَخْرُجُ نَفْسُهُ حَتَّى يَرَانِي حَيْثُ يَكْرَهُ }}رجال کشی، ص۸۹ ش۱۴۲.</ref>.
*این [[سخن امام]]{{ع}} حکایت از توجه خاص [[حضرت]] به [[حارث همدانی]] دارد.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۰.</ref>


===[[جامع الرواة (کتاب)|جامع الرواة]] ([[محمد بن علی اردبیلی]])===
==[[حارث]] در سنین [[پیری]] و [[نصایح]] [[امام]]{{ع}}==
===[[نقد الرجال (کتاب)|نقد الرجال]] ([[مصطفی بن حسین تفرشی]])===
*روزی [[حارث همدانی]] با جماعتی از [[شیعیان]] [[خدمت]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} شرفیاب شد، و [[اصبغ بن نباته]] می‌گوید: من هم در میان آن [[جماعت]] بودم و [[حارث]] پیر و [[بیمار]] بود و به هنگام [[راه رفتن]]، کج و راست می‌شد و [[عصا]] را بر [[زمین]] می‌کشید و بی‌[[اختیار]] به طرفی متمایل می‌شد تا به [[خدمت]] آن [[حضرت]] رسید. [[اصبغ بن نباته]] گوید: [[حارث]] نزد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[قرب]] و منزلتی داشت و لذا به او فرمود: "ای [[حارث همدانی]] خود را چگونه یافتی؟" <ref>{{متن حدیث|كَيْفَ تَجِدُكَ يَا حَارِثُ}}</ref>؛ گفت: ای [[امیرمؤمنان]]، زمانه مرا گرفته و [[خصومت]] و [[دشمنی]] اصحابت نسبت به شما سبب فزونی درد و [[رنج]] درونی من شده است.
===[[تنقیح المقال (کتاب)|تنقیح المقال]] ([[عبدالله مامقانی]])===
*[[حضرت]] فرمود: "[[خصومت]] آنان در چه چیز است؟" <ref>{{متن حدیث|وَ فِيمَ خُصُومَتُهُمْ؟}}</ref>؛ گفت: در [[شأن]] و [[مقام]] تو، [[خصومت]] دارند لذا بلیه و [[گرفتاری]] من از این [[ناحیه]] است؛ زیرا بعضی درباره شما [[غلو]] نموده و در این [[راه]] [[افراط]] می‌کنند و بعضی دیگر [[بغض]] و [[دشمنی]] را بالا برده‌اند و برخی در [[شک و تردید]] مانده‌اند، نمی‌دانند که [[اقدام]] کنند و پیش بروند و یا [[امتناع]] کنند و بمانند.
===[[معجم رجال الحدیث (کتاب)|معجم رجال الحدیث]] ([[سید ابوالقاسم خوئی]])===
*[[حضرت]] فرمود: ای [[برادر]] [[همدانی]]، همین قول تو را بس است و برای تو [[پسندیده]] است، بدان که [[بهترین]] [[شیعه]] من جماعتی هستند که [[حد وسط]] را رعایت کنند و طریق وسط را از [[دست]] ندهند. آن‌که غالی و [[دوست]] افراط‌گر است، باید بازگردد و به [[جماعت]] [[حد وسط]] [[رجوع]] کند و آنکه [[دشمن]] و مبغض است، باید برگردد و خود را به همین [[جماعت]] [[حد وسط]] ملحق کند<ref>{{متن حدیث|فَحَسْبُكَ يَا أَخَا هَمْدَانَ، أَلَا إِنَّ خَيْرَ شِيعَتِي النَّمَطُ الْأَوْسَطُ، إِلَيْهِمْ يَرْجِعُ الْغَالِي، وَ بِهِمْ يَلْحَقُ التَّالِي}}</ref>
===[[الجامع فی الرجال (کتاب)|الجامع فی الرجال]] ([[موسی عباسی زنجانی]])===
*بعد [[حارث]] گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]، [[پدر]] و مادرم بفدایت، اگر این دغدغه را از ما دور‌سازی و این امر را بر ما ظاهر کنی و ما را در این امر [[بصیرت]] و [[بینایی]] دهی خالی از [[لطف]] نیست؟
===[[قاموس الرجال (کتاب)|قاموس الرجال]] ([[محمد تقی شوشتری]])===
*[[امام]]{{ع}} در پاسخ فرمود: ای [[حارث]] تو و مرا همین بس است، همانا این امر، یعنی [[دین]]، امری است [[پنهان]] و [[دین]] به گفتن و [[شعار]] و به آدم‌ها شناخته نمی‌شود بلکه به آیت [[حق]] شناخته شود، و آیت همان علامت است پس [[حق]] را با علامت شناسایی کن بعد [[اهل]] آن را بشناس... تا آنجا که [[حضرت]] خود را معرفی کرد <ref>{{متن حدیث|قَدْكَ، فَإِنَّكَ امْرُؤٌ مَلْبُوسٌ عَلَيْكَ، إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ، فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ}}</ref>
*و فرمود: [[آگاه]] باش من [[بنده]] [[خدا]] و [[برادر]] [[رسول]] خدایم و [[صدیق]] اول، یعنی او را [[تصدیق]] کردم موقعی که [[آدم]] میان [[روح]] و [[جسد]] بود باز هم تصدیق‌کننده اول نسبت به این امتم و این [[حق]] است و ما اولین و آخرین هستیم....<ref>{{متن حدیث|أَلَا إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ، وَ صَدِيقُهُ الْأَوَّلُ، قَدْ صَدَّقْتُهُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ، ثُمَّ إِنِّي صَدِيقُهُ الْأَوَّلُ فِي أُمَّتِكُمْ حَقّاً، فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ...}}؛ ر.ک: کشف الغمه (مترجم)، ج۱، ص۵۴۴ - ۵۴۷.</ref>؛
*آری [[شناخت علی]]{{ع}} علامت و [[نشانه]] [[شناخت حق]] است {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ}}، هر کس گفت من چه هستم [[دلیل]] نیست اگر [[کردار]] و [[رفتار]] او با [[علی]]{{ع}} مطابقت دارد او [[شیعه]] [[علی]] است و الا اگر عمل او مطابقت ندارد او به [[حق]] نیست هرکس و با هر [[لباس]] که باشد.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۴۱-۳۴۳.</ref>
 
==[[امام علی]]{{ع}} با [[حارث]] و درسی در مهمان‌داری==
*[[کشی]] از [[میمون بن مهران]] [[نقل]] می‌کند که [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} فرمود: "روزی [[حارث همدانی]] مرا به مهمانی منزلش [[دعوت]] نمود. به او گفتم: به شرط این که چیزی برای من اضافه نکنی و تنها مرا به آنچه در [[منزل]] داری، [[پذیرایی]] نمایی و خود را به زحمت نیندازی و چیزی از بیرون [[خانه]] برایم فراهم نیاوری".[[حارث]] قبول کرد که از حضرتش به این شرط [[پذیرایی]] نماید. وقتی [[امام]]{{ع}} بر او وارد شد، دید [[حارث]] ناراحت است و [[دوست]] دارد چیزی خریداری کند، اما [[گمان]] دارد به خاطر شرطی که شده برای او خرید از بیرون [[خانه]] جایز نیست، لذا [[حضرت]] فرمود: "ای [[حارث]] تو را چه می‌شود؟" گفت: [[یا علی]]، من این دراهم را دارم، اما نمی‌توانم برای شما چیزی که میل دارم، خریداری نمایم. [[حضرت]] فرمود: "آیا مگر من به تو نگفتم خودت را برای خرید به زحمت نینداز و اینک که تو [[پول]] داری، گویا آن‌چه در [[خانه]] داری می‌باشد، پس خرید از بیرون مانعی ندارد"<ref>رجال کشی، ص۸۹ ح۱۴۳.</ref>.
*از این [[حدیث]] استفاده می‌شود که [[پذیرایی]] از دیگران و مهمانی‌ها خصوصا در جشن‌ها و [[مراسم]] عروسی‌ها باید در حد توان و [[قدرت]] [[مالی]] [[انسان]] صورت گیرد و با قرض و نسیه خریدن و [[پذیرایی از مهمان]] و مدعوین منطبق با [[اسوه]] و الگوی [[اسلام]] و امیرالمؤمنین علی{{ع}} نیست.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۴۳-۳۴۴.</ref>
 
==[[وفات]] [[حارث]]==
*وی در زمان [[حکومت]] [[عبدالله بن زبیر]] در سال ۶۳ یا ۶۵ یا ۷۰ [[هجری]] در [[شهر کوفه]] از [[دنیا]] رفت و [[عبدالله بن یزید انصاری]] که از جانبا [[عبد الله بن زبیر]] در [[کوفه]] فرماندار بود، بر او [[نماز]] خواند <ref>تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۱۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۶۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۴۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==


==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:1100376.jpg|22px]] [[فاطمه کرمی|کرمی، فاطمه]]، [[الاعور حارث بن عبدالله همدانی (مقاله)|الاعور حارث بن عبدالله همدانی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|'''اصحاب امام حسن مجتبی''']]
* [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی''']]


==پانویس==
==پانویس==

نسخهٔ ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۵۶

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث حارث بن عبدالله همدانی است. "حارث بن عبدالله همدانی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حارث بن عبدالله همدانی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

حارث و حدیث حضور امام(ع) بر بالین محتضر

حارث در سنین پیری و نصایح امام(ع)

امام علی(ع) با حارث و درسی در مهمان‌داری

  • کشی از میمون بن مهران نقل می‌کند که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: "روزی حارث همدانی مرا به مهمانی منزلش دعوت نمود. به او گفتم: به شرط این که چیزی برای من اضافه نکنی و تنها مرا به آنچه در منزل داری، پذیرایی نمایی و خود را به زحمت نیندازی و چیزی از بیرون خانه برایم فراهم نیاوری".حارث قبول کرد که از حضرتش به این شرط پذیرایی نماید. وقتی امام(ع) بر او وارد شد، دید حارث ناراحت است و دوست دارد چیزی خریداری کند، اما گمان دارد به خاطر شرطی که شده برای او خرید از بیرون خانه جایز نیست، لذا حضرت فرمود: "ای حارث تو را چه می‌شود؟" گفت: یا علی، من این دراهم را دارم، اما نمی‌توانم برای شما چیزی که میل دارم، خریداری نمایم. حضرت فرمود: "آیا مگر من به تو نگفتم خودت را برای خرید به زحمت نینداز و اینک که تو پول داری، گویا آن‌چه در خانه داری می‌باشد، پس خرید از بیرون مانعی ندارد"[۱۷].
  • از این حدیث استفاده می‌شود که پذیرایی از دیگران و مهمانی‌ها خصوصا در جشن‌ها و مراسم عروسی‌ها باید در حد توان و قدرت مالی انسان صورت گیرد و با قرض و نسیه خریدن و پذیرایی از مهمان و مدعوین منطبق با اسوه و الگوی اسلام و امیرالمؤمنین علی(ع) نیست.[۱۸]

وفات حارث

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. همدان (به سکون میم) قبیله‌ای است در یمن، و حارث همدانی منسوب به همان قبیله است که در کوفه نزول کردند و این طایفه مورد عنایت حضرت علی(ع) بودند، چنانچه حضرت درباره آنان شعری سرود که در ادامه در متن آمده است: اما همدان (به فتح‌هاء و میم) از شهرهای بزرگ در غرب ایران است که تاریخ بنای آن به ۸۰۰ سال قبل از میلاد میرسد و مدفن شیخ الرئیس بوعلی سینا است.
  2. رجال طوسی، ص۳۸، ش۴ و رجال برقی، ص۴.
  3. تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۱۶؛ رجال کشی، عنوان ۱۴۲ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۶۶.
  4. وقعة صفین، ص۱۲۱.
  5. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۳۸-۳۳۹.
  6. « وَ لَوْ أَنَّ يَوْماً كُنْتُ بَوَّابَ جَنَّةٍ لَقُلْتُ لِهَمْدَانَ ادْخُلُوا بِسَلَامٍ»؛ سفینة البحار، ج۲، عنوان همد، ص۷۲۲.
  7. « يَا أَعْوَرُ مَا جَاءَ بِكَ»
  8. يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ جَاءَ بِي وَ اَللَّهِ حُبُّكَ
  9. « أَمَا إِنَّهُ لاَ يَمُوتُ عَبْدٌ يُحِبُّنِي فَتَخْرُجُ نَفْسُهُ حَتَّى يَرَانِي حَيْثُ يُحِبُّ وَ لاَ يَمُوتُ عَبْدٌ يُبْغِضُنِي فَتَخْرُجُ نَفْسُهُ حَتَّى يَرَانِي حَيْثُ يَكْرَهُ »رجال کشی، ص۸۹ ش۱۴۲.
  10. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۳۹-۳۴۰.
  11. «كَيْفَ تَجِدُكَ يَا حَارِثُ»
  12. «وَ فِيمَ خُصُومَتُهُمْ؟»
  13. «فَحَسْبُكَ يَا أَخَا هَمْدَانَ، أَلَا إِنَّ خَيْرَ شِيعَتِي النَّمَطُ الْأَوْسَطُ، إِلَيْهِمْ يَرْجِعُ الْغَالِي، وَ بِهِمْ يَلْحَقُ التَّالِي»
  14. «قَدْكَ، فَإِنَّكَ امْرُؤٌ مَلْبُوسٌ عَلَيْكَ، إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ، فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ»
  15. «أَلَا إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ، وَ صَدِيقُهُ الْأَوَّلُ، قَدْ صَدَّقْتُهُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ، ثُمَّ إِنِّي صَدِيقُهُ الْأَوَّلُ فِي أُمَّتِكُمْ حَقّاً، فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ...»؛ ر.ک: کشف الغمه (مترجم)، ج۱، ص۵۴۴ - ۵۴۷.
  16. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۴۱-۳۴۳.
  17. رجال کشی، ص۸۹ ح۱۴۳.
  18. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۴۳-۳۴۴.
  19. تهذیب التهذیب، ج۲، ص۱۱۷ و اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۶۷.
  20. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۴۴.