خشوع: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[فروردین]]|روز=[[27]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خشوع در قرآن]] - [[خشوع در حدیث]] - [[خشوع در نهج البلاغه]] - [[خشوع در معارف دعا و زیارات]] - [[خشوع در عرفان اسلامی]] - [[خشوع در معارف و سیره علوی]] - [[خشوع در معارف و سیره سجادی]] - [[خشوع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خشوع در قرآن]] - [[خشوع در حدیث]] - [[خشوع در نهج البلاغه]] - [[خشوع در معارف دعا و زیارات]] - [[خشوع در عرفان اسلامی]] - [[خشوع در معارف و سیره علوی]] - [[خشوع در معارف و سیره سجادی]] - [[خشوع در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


خط ۱۱: خط ۱۰:


== پیشینه ==
== پیشینه ==
در طول [[تاریخ]] [[بشر]]، [[انسان‌ها]] در چارچوب آداب و رسوم و [[عقاید]] مختلف در برابر [[معبود]] خود، خضوع و کرنش می‌کردند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۳–۱۴.</ref> که در این میان، می‌توان به [[ادیان]] [[بودایی]] و چینی اشاره کرد<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۶۷۸–۶۷۷ و ۷۷۴.</ref>. [[یهودیان]] بر [[خضوع]] در برابر [[پروردگار]] تأکید کرده‌اند<ref>کتاب مقدس، خروج، ب ۱۰، ۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ب ۳۰، ۸.</ref> و از خضوع تمام [[اولاد]] [[داوود]]{{ع}} در برابر [[سلیمان]]{{ع}} یاد کرده‌اند<ref>کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، ب ۲۹، ۲۴.</ref>. در [[عهد جدید]]، دستور خضوع در برابر پروردگار<ref>کتاب اول تواریخ ایام، افسسیان، ب ۵، ۲۱.</ref> و رؤسای [[روحانی]]<ref>کتاب مقدس، نامه به عبرانی‌ها، ب ۱۳، ۱۷.</ref>، همچنین خضوع [[زنان]] در برابر همسران‌شان<ref>کتاب مقدس، افسسیان، ب ۵، ۲۲.</ref> و خدمتکاران در برابر سروران‌شان<ref>نامه اول پطرس، ب۲، ۱۸.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] بر خضوع و خشوع در پیشگاه [[خداوند]] تأکید شده است؛ چنانچه برای کسانی که در پیشگاه [[خدا]] و پیامبرش{{صل}} [[خاضع]] هستند، [[رزق]] کریمانه آماده می‌شود<ref>سوره احزاب، آیه ۳۱.</ref><ref>طباطبایی، المیزان، ۱۶/۳۰۸.</ref>؛ همچنین یکی از صفات [[مؤمنان]] [[رستگار]]، خشوع آنان در [[نماز]] است {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه 1-2.</ref> در منابع روایی نیز [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت و [[فضیلت]] خضوع و خشوع در برابر [[خداوند متعال]] آمده است<ref>ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ۱/۳۳۱؛ کلینی، الکافی، ۳/۳۰۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۳ و ۶/۱۸۱.</ref>.
در طول [[تاریخ]] [[بشر]]، [[انسان‌ها]] در چارچوب آداب و رسوم و [[عقاید]] مختلف در برابر [[معبود]] خود، خضوع و کرنش می‌کردند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۳–۱۴.</ref> که در این میان، می‌توان به [[ادیان]] [[بودایی]] و چینی اشاره کرد<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۶۷۸–۶۷۷ و ۷۷۴.</ref>. [[یهودیان]] بر [[خضوع]] در برابر [[پروردگار]] تأکید کرده‌اند<ref>کتاب مقدس، خروج، ب ۱۰، ۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ب ۳۰، ۸.</ref> و از خضوع تمام [[اولاد]] [[داوود]]{{ع}} در برابر [[سلیمان]]{{ع}} یاد کرده‌اند<ref>کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، ب ۲۹، ۲۴.</ref>. در عهد جدید، دستور خضوع در برابر پروردگار<ref>کتاب اول تواریخ ایام، افسسیان، ب ۵، ۲۱.</ref> و رؤسای [[روحانی]]<ref>کتاب مقدس، نامه به عبرانی‌ها، ب ۱۳، ۱۷.</ref>، همچنین خضوع [[زنان]] در برابر همسران‌شان<ref>کتاب مقدس، افسسیان، ب ۵، ۲۲.</ref> و خدمتکاران در برابر سروران‌شان<ref>نامه اول پطرس، ب۲، ۱۸.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] بر خضوع و خشوع در پیشگاه [[خداوند]] تأکید شده است؛ چنانچه برای کسانی که در پیشگاه [[خدا]] و پیامبرش{{صل}} [[خاضع]] هستند، [[رزق]] کریمانه آماده می‌شود<ref>سوره احزاب، آیه ۳۱.</ref><ref>طباطبایی، المیزان، ۱۶/۳۰۸.</ref>؛ همچنین یکی از صفات [[مؤمنان]] [[رستگار]]، خشوع آنان در [[نماز]] است {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه 1-2.</ref> در منابع روایی نیز [[روایات]] فراوانی دربارۀ اهمیت و [[فضیلت]] خضوع و خشوع در برابر [[خداوند متعال]] آمده است<ref>ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ۱/۳۳۱؛ کلینی، الکافی، ۳/۳۰۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۳ و ۶/۱۸۱.</ref>.


[[اهل معرفت]] در بحث منازل از خضوع و خشوع سخن گفته‌اند<ref>تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۱۳۱.</ref>. بعضی، خضوع برای خداوند را در ظاهر و [[باطن]] لازم دانسته‌اند<ref>ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱/۴۳۷.</ref> و خشوع را در [[مقامات]] [[عرفانی]]، یکی از منازل [[اهل]] [[سلوک]] معرفی کرده‌اند<ref>انصاری، منازل السائرین، ۴۹ و ۵۲.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع و خشوع را از [[فضایل اخلاقی]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۲/۲۶۷؛ غزالی، مجموعة رسائل، ۱۲۲ و ۱۴۹؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۴۹.</ref> و از اموری می‌دانند که در [[حقیقت]] و [[روح]] نماز مؤثرند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۸۴۴.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>
اهل معرفت در بحث منازل از خضوع و خشوع سخن گفته‌اند<ref>تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۱۳۱.</ref>. بعضی، خضوع برای خداوند را در ظاهر و [[باطن]] لازم دانسته‌اند<ref>ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱/۴۳۷.</ref> و خشوع را در [[مقامات]] [[عرفانی]]، یکی از منازل [[اهل]] [[سلوک]] معرفی کرده‌اند<ref>انصاری، منازل السائرین، ۴۹ و ۵۲.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع و خشوع را از [[فضایل اخلاقی]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۲/۲۶۷؛ غزالی، مجموعة رسائل، ۱۲۲ و ۱۴۹؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۴۹.</ref> و از اموری می‌دانند که در [[حقیقت]] و [[روح]] نماز مؤثرند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۸۴۴.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>


== خشوع در قرآن ==
== خشوع در قرآن ==
خط ۲۳: خط ۲۲:
از آنجا که ماهیت برخی [[عبادات]] چون [[سجده]] نوعی خضوع است<ref>ابوحیان، البحر المحیط، ۱/۵۷۳.</ref>، بنابراین از برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}؛ «آیا درنیافته‌ای  که هر کس در آسمان‌ها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده می‌برند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده)  عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بی‌گمان خداوند آنچه بخواهد انجام می‌دهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref> برداشت می‌شود خضوع، دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] دارد؛ به این معنا که افزون بر [[نظام]] [[تشریع]] که در آن، موجودات دارای [[عقل]]، مکلّف به خضوع در برابر حضرت حق‌اند، در [[نظام تکوین]] نیز همه موجودات ـ اعم از [[عاقل]] و غیر عاقل ـ در برابر [[آفریدگار]] [[خاضع]] و ساجدند<ref>فصلت، ۱۱؛ رعد، ۱۵؛  طباطبایی، المیزان، ۱۴/۳۵۹–۳۶۰.</ref>.
از آنجا که ماهیت برخی [[عبادات]] چون [[سجده]] نوعی خضوع است<ref>ابوحیان، البحر المحیط، ۱/۵۷۳.</ref>، بنابراین از برخی [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}؛ «آیا درنیافته‌ای  که هر کس در آسمان‌ها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده می‌برند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده)  عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بی‌گمان خداوند آنچه بخواهد انجام می‌دهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref> برداشت می‌شود خضوع، دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] دارد؛ به این معنا که افزون بر [[نظام]] [[تشریع]] که در آن، موجودات دارای [[عقل]]، مکلّف به خضوع در برابر حضرت حق‌اند، در [[نظام تکوین]] نیز همه موجودات ـ اعم از [[عاقل]] و غیر عاقل ـ در برابر [[آفریدگار]] [[خاضع]] و ساجدند<ref>فصلت، ۱۱؛ رعد، ۱۵؛  طباطبایی، المیزان، ۱۴/۳۵۹–۳۶۰.</ref>.


خضوع به اعتبار دیگری، به خضوع [[ممدوح]] و مذموم تقسیم می‌شود. خضوع ممدوح، خضوع در برابر حق و [[حقیقت]] و خضوع [[بنده]] در برابر خداوند و خضوع [[مکلف]] در برابر [[پیامبر]]{{ع}}، [[امام]]{{ع}}، [[عالمان]] و [[فقها]]، در [[دوران غیبت]] است<ref>نراقی، معراج السعاده، ۱۰۶ و ۳۰۵.</ref> و [[خضوع]] مذموم، خضوع در برابر [[ستمکاران]] است؛ چنان‌که در برخی [[روایات]]، خضوع در برابر [[ظالم]] نکوهش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۵/۱۰۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۷/۱۸۵.</ref>. خضوع در برابر [[پروردگار]] مورد ترغیب و توجه [[معصومان]]{{ع}} بوده است؛ چنان‌که در [[دعاها]] و [[مناجات]] خود با خضوع و [[خشوع]] حوایج خود را از [[خداوند]] طلب می‌کردند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۵۹۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۹۱/۳۸۵.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع در برابر پروردگار و [[بندگان]] [[مؤمن]] را خضوع [[ممدوح]] و خضوع در برابر [[ظالمان]] را خضوع و خشوع مذموم شمرده‌اند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۲۹۶–۲۹۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۶/۲۱۹–۲۲۶.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>
خضوع به اعتبار دیگری، به خضوع [[ممدوح]] و مذموم تقسیم می‌شود. خضوع ممدوح، خضوع در برابر حق و [[حقیقت]] و خضوع [[بنده]] در برابر خداوند و خضوع [[مکلف]] در برابر [[پیامبر]]{{ع}}، [[امام]]{{ع}}، [[عالمان]] و [[فقها]]، در دوران غیبت است<ref>نراقی، معراج السعاده، ۱۰۶ و ۳۰۵.</ref> و [[خضوع]] مذموم، خضوع در برابر [[ستمکاران]] است؛ چنان‌که در برخی [[روایات]]، خضوع در برابر [[ظالم]] نکوهش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۵/۱۰۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۷/۱۸۵.</ref>. خضوع در برابر [[پروردگار]] مورد ترغیب و توجه [[معصومان]]{{ع}} بوده است؛ چنان‌که در [[دعاها]] و [[مناجات]] خود با خضوع و خشوع حوایج خود را از [[خداوند]] طلب می‌کردند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۵۹۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۹۱/۳۸۵.</ref>. علمای اخلاق نیز خضوع در برابر پروردگار و [[بندگان]] [[مؤمن]] را خضوع [[ممدوح]] و خضوع در برابر [[ظالمان]] را خضوع و خشوع مذموم شمرده‌اند<ref>نراقی، معراج السعاده، ۲۹۶–۲۹۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۶/۲۱۹–۲۲۶.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>


== اسباب خشوع ==
== اسباب خشوع ==
[[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلب‌هایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> می‌فرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}؛ «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانسته‌اند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر می‌آید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم می‌توانند در [[دل]] [[مؤمنان]] خشوع ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانسته‌اند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست می‌آید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانسته‌اند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] می‌شود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>.
[[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلب‌هایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> می‌فرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}؛ «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانسته‌اند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر می‌آید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم می‌توانند در [[دل]] [[مؤمنان]] خشوع ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانسته‌اند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست می‌آید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانسته‌اند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] می‌شود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>.


بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] می‌افزاید<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند * و می‌گویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، [[شایسته‌ترین]] [[انسان‌ها]] به خشوع در پنهان و آشکار، حامل [[قرآن]] است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. از آیاتی دیگر برداشت می‌شود که [[علم]] و [[معرفت]] و [[شناخت]] [[مبدأ و معاد]]، عامل تحقق خشوع در [[قلب]] است، چنان که بر اساس آیه‌ای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام [[تلاوت آیات]] [[الهی]] بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به [[سجده]] می‌افتند<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref> و طبق [[آیات]] ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او [[باور]] دارند<ref>{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}؛ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.</ref>.<ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۱۳۳.</ref>
بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] می‌افزاید<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند * و می‌گویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، شایسته‌ترین [[انسان‌ها]] به خشوع در پنهان و آشکار، حامل [[قرآن]] است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. از آیاتی دیگر برداشت می‌شود که [[علم]] و [[معرفت]] و [[شناخت]] مبدأ و معاد، عامل تحقق خشوع در [[قلب]] است، چنان که بر اساس آیه‌ای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام [[تلاوت آیات]] [[الهی]] بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به [[سجده]] می‌افتند<ref>{{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref> و طبق [[آیات]] ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او [[باور]] دارند<ref>{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}؛ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.</ref>.<ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۱۳۳.</ref>
 
بعضی علمای اخلاق، راه‌های دست‌یابی [[خضوع]] را [[همنشینی]] با [[اهل تقوا]] و [[صلاح]] و بهره بردن از [[سیره]] آنها در خضوع و [[تواضع]] می‌دانند<ref>نراقی، جامع السعادات، ۱/۱۵۱.</ref>. برخی دیگر راه رسیدن خضوع و خشوع ـ به‌ویژه در [[نماز]] ـ را [[تحصیل علم]] و [[ایمان]] به عظمت و جلال [[حق]] می‌داند<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳.</ref> و [[معتقد]] است اگر [[انسان]] به قلب خود بفهماند که موجودات دیگر نیز مانند او [[ناتوان]] و نیازمند هستند و از خود قدرتی ندارند تا نیاز او را برآورده سازند، در برابر آنها خضوع نمی‌کند و تنها در برابر [[خداوند]] [[خاضع]] خواهد بود<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۶.</ref>. نماز و تکرار آن را یکی از اسبابی می‌داند که موجب پیدایش ملکه خضوع است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۴۹۶.</ref>؛ این امر نیازمند تمرین، [[ریاضت]] و جدیت، به‌ویژه در نماز است<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۴–۱۵.</ref>. ایشان [[شکر]] و [[قدردانی]] از [[منعم]] [[حقیقی]] ـ [[خداوند متعال]] ـ را راه دیگری برای خضوع و خشوع قلب می‌داند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۴۳.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>
 
== موانع ==
بعضی [[اندیشمندان اسلامی]]، [[پیروی از هوای نفس]] را از موانع خضوع<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۹۵.</ref> و [[قساوت قلب]] را مانع خشوع دانسته‌اند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۶۱.</ref>. یکی از موانع خضوع [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] می‌داند که موجب می‌شود انسان از خضوع در برابر اولیای او سر باز زند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۱۵۵.</ref>؛ همچنان‌که علت عدم خضوع [[شیطان]] در برابر [[آدم]]{{ع}} نیز [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] او بود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۲۱۴.</ref>. اگر [[انسان]] [[مطیع]] [[شهوات]] و [[هواهای نفسانی]] شود و تحت [[سلطه]] آنها قرار گیرد، در برابر آنها [[خاضع]] شده، [[اطاعت]] آنها را بر [[اطاعت خداوند]] مقدم می‌دارد<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۵.</ref>. توجه به [[دنیا]] و زینت‌های آن موجب [[قساوت قلب]] و عدم خشوع آن در برابر [[خداوند]] و موعظه‌های [[قرآنی]] است<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۱۰۸–۱۰۹.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>
 
== آثار و [[نشانه‌ها]] ==
در بعضی [[روایات]]، آثار [[خضوع]] و خشوع در [[دعا]] آن هم در [[تاریکی]] شب، [[اجابت دعا]] و [[قرب]] خداوند معرفی شده<ref>مجلسی، بحارالانوار، ۱۳/۳۶۱.</ref>، خشوع از عوامل شکستن نفس و هوای آن شمرده شده است<ref>مجلسی، بحارالانوار، ۶۷/۶۹.</ref>. علمای اخلاق، خضوع را سبب خروج از ظلمت‌های [[غرور]] و [[فریب]]<ref>نراقی، معراج السعاده، ۶۳۷.</ref> و خشوع را سبب رسیدن [[قلب]] به انوار الهی می‌دانند و این [[انوار]] کلید [[مکاشفات]] و [[اسرار]] [[ربوبیت]] است؛ این مکاشفات به‌خصوص در [[سجود]] که اعلی درجه خشوع و خضوع است، به دست می‌آید<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۹۵.</ref>.
 
در بعضی روایات، علامت خشوع در [[نماز]]، خضوع در جوارح دانسته شده‌است<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۱.</ref>. بعضی علمای اخلاق نیز نشانه‌هایی برای خضوع و خشوع ذکر کرده‌اند؛ ازجمله:
# بستن چشم از [[محرمات]]؛
# صرف نظر کردن از علاقه‌های دنیا و [[شئون]] آن؛
# خاموش‌ شدن [[آتش]] [[شهوت]]؛
# رام‌ شدن [[آرزوها]]؛
# تجلی [[نور الهی]] در [[دل]]؛
# جاری‌ شدن [[اشک]] از دیدگان؛
# رام‌ شدن بدن و دل برای خداوند<ref>دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۱۴–۱۱۵.</ref>.
 
[[ورع]] و [[تقوا]] از نشانه‌های خشوع است و اظهار خشوعی که با [[ورع]] همراه نباشد، نوعی [[ریا]] و [[نفاق]] محسوب می‌شود<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۷۷.</ref>. [[خضوع]] در برابر [[اهل]] [[دنیا]] منافی خضوع در برابر [[خداوند]] است و نشانه کسی که ادعای خضوع [[قلبی]] در برابر خداوند دارد، عدم خضوع در برابر دیگران است<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۱۶۱.</ref>.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۵۲: خط ۷۰:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
# [[پرونده:IM009850.jpg|22px]] [[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۵''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۲۱

معناشناسی

خشوع در لغت به خضوع[۱]، تواضع[۲] و فروتنی[۳] معنا شده است. معانی دیگری مانند چشم انداختن به زمین و بستن چشم[۴]، پایین آوردن صدا[۵]، پایین انداختن سر[۶]، ترس[۷]، سکون و سکوت[۸] نیز برای آن ذکر شده است. خشوع در فرهنگ اسلامی به معنای تذلّل در برابر خدا به کار می‌رود و در کتاب‌های اخلاقی معمولاً از آن در میان مباحث نماز یاد شده است[۹].

تفاوت خشوع با تواضع در این است که اصطلاحا خشوع در تذلّل برای خدا به کار می‌رود و تواضع در فروتنی برای مؤمنان[۱۰]. برخی گفته‌اند: تواضع در اخلاق و افعال ظاهری و باطنی به کار می‌رود؛ ولی کاربست خشوع به اعتبار جوارح است[۱۱].[۱۲]

خضوع با واژه‌های دیگری همچون تواضع مرتبط است؛ زیرا خضوع، تواضع همراه با تسلیم است و دارای مراتبی است که پایین‌ترین مرتبه آن، تواضع است[۱۳]. بعضی نیز فرق خشوع و خضوع با تواضع را در این دانسته‌اند که خشوع حالتی است که از توجه شخص به عظمت شخص مقابل به دست می‌آید و همراه با محبت است. در خضوع نیز این حالت وجود دارد، اما توجه به عظمت در آن بیشتر و محبت مخفی‌تر است. در تواضع نیز این توجه به عظمت و محبت موجود است، ولی محبت از خضوع نیز مخفی‌تر است[۱۴].[۱۵]

پیشینه

در طول تاریخ بشر، انسان‌ها در چارچوب آداب و رسوم و عقاید مختلف در برابر معبود خود، خضوع و کرنش می‌کردند[۱۶] که در این میان، می‌توان به ادیان بودایی و چینی اشاره کرد[۱۷]. یهودیان بر خضوع در برابر پروردگار تأکید کرده‌اند[۱۸] و از خضوع تمام اولاد داوود(ع) در برابر سلیمان(ع) یاد کرده‌اند[۱۹]. در عهد جدید، دستور خضوع در برابر پروردگار[۲۰] و رؤسای روحانی[۲۱]، همچنین خضوع زنان در برابر همسران‌شان[۲۲] و خدمتکاران در برابر سروران‌شان[۲۳] آمده است. در قرآن کریم بر خضوع و خشوع در پیشگاه خداوند تأکید شده است؛ چنانچه برای کسانی که در پیشگاه خدا و پیامبرش(ص) خاضع هستند، رزق کریمانه آماده می‌شود[۲۴][۲۵]؛ همچنین یکی از صفات مؤمنان رستگار، خشوع آنان در نماز است ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ[۲۶] در منابع روایی نیز روایات فراوانی دربارۀ اهمیت و فضیلت خضوع و خشوع در برابر خداوند متعال آمده است[۲۷].

اهل معرفت در بحث منازل از خضوع و خشوع سخن گفته‌اند[۲۸]. بعضی، خضوع برای خداوند را در ظاهر و باطن لازم دانسته‌اند[۲۹] و خشوع را در مقامات عرفانی، یکی از منازل اهل سلوک معرفی کرده‌اند[۳۰]. علمای اخلاق نیز خضوع و خشوع را از فضایل اخلاقی[۳۱] و از اموری می‌دانند که در حقیقت و روح نماز مؤثرند[۳۲].[۳۳]

خشوع در قرآن

مشتقات واژه خشوع ۱۷ بار در قرآن کریم به کار رفته و در آیات دربردارنده آنها به موضوعاتی، مانند ستایش خشوع و ترغیب به آن، آثار خشوع، اسباب خشوع و خشوع در قیامت پرداخته شده است؛ همچنین مفسران موضوع خشوع را از واژه‌های دیگری مانند خُفیَه[۳۴].[۳۵]، تضرّع[۳۶][۳۷] و اخبات[۳۸][۳۹] نیز برداشت کرده‌اند.

در آیه‌ای نیز از ادله توحید[۴۰] و معاد[۴۱] این دانسته شده است که زمین خشک و بی‌آب و علف پس از باریدن باران به حرکت آمده و گیاه می‌رویاند[۴۲]. در این آیه، خشکی و فرسودگی زمین به شخص خاشع و ذلیل تشبیه شده است[۴۳]: ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلْأَرْضَ خَـٰشِعَةًۭ فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ ٱلَّذِىٓ أَحْيَاهَا لَمُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰٓ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ[۴۴]، بنابراین کاربست خشوع در این آیه مجازی است[۴۵].

اقسام خضوع و خشوع

از آنجا که ماهیت برخی عبادات چون سجده نوعی خضوع است[۴۶]، بنابراین از برخی آیات[۴۷] برداشت می‌شود خضوع، دو قسم تکوینی و تشریعی دارد؛ به این معنا که افزون بر نظام تشریع که در آن، موجودات دارای عقل، مکلّف به خضوع در برابر حضرت حق‌اند، در نظام تکوین نیز همه موجودات ـ اعم از عاقل و غیر عاقل ـ در برابر آفریدگار خاضع و ساجدند[۴۸].

خضوع به اعتبار دیگری، به خضوع ممدوح و مذموم تقسیم می‌شود. خضوع ممدوح، خضوع در برابر حق و حقیقت و خضوع بنده در برابر خداوند و خضوع مکلف در برابر پیامبر(ع)، امام(ع)، عالمان و فقها، در دوران غیبت است[۴۹] و خضوع مذموم، خضوع در برابر ستمکاران است؛ چنان‌که در برخی روایات، خضوع در برابر ظالم نکوهش شده است[۵۰]. خضوع در برابر پروردگار مورد ترغیب و توجه معصومان(ع) بوده است؛ چنان‌که در دعاها و مناجات خود با خضوع و خشوع حوایج خود را از خداوند طلب می‌کردند[۵۱]. علمای اخلاق نیز خضوع در برابر پروردگار و بندگان مؤمن را خضوع ممدوح و خضوع در برابر ظالمان را خضوع و خشوع مذموم شمرده‌اند[۵۲].[۵۳]

اسباب خشوع

قرآن کریم با عتاب مؤمنانی که قلب‌هایشان سخت و از خشوع خالی است[۵۴] می‌فرماید: آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به یاد خدا و آن حقی که نازل شده است خاشع شود[۵۵] مفسران «حق نازل شده» را قرآن کریم دانسته‌اند[۵۶]. از این آیه بر می‌آید که یاد الهی و قرآن کریم می‌توانند در دل مؤمنان خشوع ایجاد کنند[۵۷]. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر قرآن را از این جهت دانسته‌اند که خشوع تنها با ذکر خدا به دست می‌آید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن آیات قرآن نیز به جهت اشتمال آیات الهی بر ذکر الهی است[۵۸]. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانسته‌اند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل مؤمن می‌شود[۵۹].

بر اساس آیات ۱۰۷ و ۱۰۹ اسراء، شنیدن قرآن[۶۰] بر خشوع صاحبان علم می‌افزاید[۶۱]؛ همچنین بر پایه روایتی، شایسته‌ترین انسان‌ها به خشوع در پنهان و آشکار، حامل قرآن است[۶۲]. از آیاتی دیگر برداشت می‌شود که علم و معرفت و شناخت مبدأ و معاد، عامل تحقق خشوع در قلب است، چنان که بر اساس آیه‌ای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام تلاوت آیات الهی بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به سجده می‌افتند[۶۳] و طبق آیات ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او باور دارند[۶۴].[۶۵].[۶۶]

بعضی علمای اخلاق، راه‌های دست‌یابی خضوع را همنشینی با اهل تقوا و صلاح و بهره بردن از سیره آنها در خضوع و تواضع می‌دانند[۶۷]. برخی دیگر راه رسیدن خضوع و خشوع ـ به‌ویژه در نماز ـ را تحصیل علم و ایمان به عظمت و جلال حق می‌داند[۶۸] و معتقد است اگر انسان به قلب خود بفهماند که موجودات دیگر نیز مانند او ناتوان و نیازمند هستند و از خود قدرتی ندارند تا نیاز او را برآورده سازند، در برابر آنها خضوع نمی‌کند و تنها در برابر خداوند خاضع خواهد بود[۶۹]. نماز و تکرار آن را یکی از اسبابی می‌داند که موجب پیدایش ملکه خضوع است[۷۰]؛ این امر نیازمند تمرین، ریاضت و جدیت، به‌ویژه در نماز است[۷۱]. ایشان شکر و قدردانی از منعم حقیقی ـ خداوند متعال ـ را راه دیگری برای خضوع و خشوع قلب می‌داند[۷۲].[۷۳]

موانع

بعضی اندیشمندان اسلامی، پیروی از هوای نفس را از موانع خضوع[۷۴] و قساوت قلب را مانع خشوع دانسته‌اند[۷۵]. یکی از موانع خضوع خودبینی و خودخواهی می‌داند که موجب می‌شود انسان از خضوع در برابر اولیای او سر باز زند[۷۶]؛ همچنان‌که علت عدم خضوع شیطان در برابر آدم(ع) نیز خودبینی و خودخواهی او بود[۷۷]. اگر انسان مطیع شهوات و هواهای نفسانی شود و تحت سلطه آنها قرار گیرد، در برابر آنها خاضع شده، اطاعت آنها را بر اطاعت خداوند مقدم می‌دارد[۷۸]. توجه به دنیا و زینت‌های آن موجب قساوت قلب و عدم خشوع آن در برابر خداوند و موعظه‌های قرآنی است[۷۹].[۸۰]

آثار و نشانه‌ها

در بعضی روایات، آثار خضوع و خشوع در دعا آن هم در تاریکی شب، اجابت دعا و قرب خداوند معرفی شده[۸۱]، خشوع از عوامل شکستن نفس و هوای آن شمرده شده است[۸۲]. علمای اخلاق، خضوع را سبب خروج از ظلمت‌های غرور و فریب[۸۳] و خشوع را سبب رسیدن قلب به انوار الهی می‌دانند و این انوار کلید مکاشفات و اسرار ربوبیت است؛ این مکاشفات به‌خصوص در سجود که اعلی درجه خشوع و خضوع است، به دست می‌آید[۸۴].

در بعضی روایات، علامت خشوع در نماز، خضوع در جوارح دانسته شده‌است[۸۵]. بعضی علمای اخلاق نیز نشانه‌هایی برای خضوع و خشوع ذکر کرده‌اند؛ ازجمله:

  1. بستن چشم از محرمات؛
  2. صرف نظر کردن از علاقه‌های دنیا و شئون آن؛
  3. خاموش‌ شدن آتش شهوت؛
  4. رام‌ شدن آرزوها؛
  5. تجلی نور الهی در دل؛
  6. جاری‌ شدن اشک از دیدگان؛
  7. رام‌ شدن بدن و دل برای خداوند[۸۶].

ورع و تقوا از نشانه‌های خشوع است و اظهار خشوعی که با ورع همراه نباشد، نوعی ریا و نفاق محسوب می‌شود[۸۷]. خضوع در برابر اهل دنیا منافی خضوع در برابر خداوند است و نشانه کسی که ادعای خضوع قلبی در برابر خداوند دارد، عدم خضوع در برابر دیگران است[۸۸].[۸۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. الصحاح، ج ۳، ص۱۲۰۴؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۸، «خشع».
  2. جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۳؛ زاد المسیر، ج ۵، ص۳۱۴؛ التعریفات، ص۱۳۲.
  3. لغت نامه، ج ۷، ص۹۸۳۱، «خشوع».
  4. العین، ج ۱، ص۱۱۲؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».
  5. لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».
  6. معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۱۸۲، «خشع».
  7. تفسیر ابن زمنین، ج ۴، ص۳۵۲.
  8. بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱.
  9. احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۲؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۵۹، ۲۷۵ ـ ۲۷۶.
  10. احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۷۷.
  11. معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۵ ـ ۲۱۶.
  12. جمالی، احمد، مقاله «خشوع»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۱۲۶.
  13. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۵/۵۱.
  14. گنابادی، تفسیر بیان السعادة، ۱/۹۲.
  15. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.
  16. توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۳–۱۴.
  17. هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۶۷۸–۶۷۷ و ۷۷۴.
  18. کتاب مقدس، خروج، ب ۱۰، ۳؛ کتاب دوم تواریخ ایام، ب ۳۰، ۸.
  19. کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، ب ۲۹، ۲۴.
  20. کتاب اول تواریخ ایام، افسسیان، ب ۵، ۲۱.
  21. کتاب مقدس، نامه به عبرانی‌ها، ب ۱۳، ۱۷.
  22. کتاب مقدس، افسسیان، ب ۵، ۲۲.
  23. نامه اول پطرس، ب۲، ۱۸.
  24. سوره احزاب، آیه ۳۱.
  25. طباطبایی، المیزان، ۱۶/۳۰۸.
  26. «بی‌گمان مؤمنان رستگارند همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه 1-2.
  27. ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ۱/۳۳۱؛ کلینی، الکافی، ۳/۳۰۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۳ و ۶/۱۸۱.
  28. تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۱۳۱.
  29. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱/۴۳۷.
  30. انصاری، منازل السائرین، ۴۹ و ۵۲.
  31. غزالی، احیاء علوم الدین، ۲/۲۶۷؛ غزالی، مجموعة رسائل، ۱۲۲ و ۱۴۹؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۴۹.
  32. نراقی، معراج السعاده، ۸۴۴.
  33. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.
  34. جامع البیان، ج ۸، ص۲۶۹.
  35. ﴿ٱدْعُوا۟ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةً إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ «پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۵۵.
  36. جامع البیان، ج ۹، ص۲۲۱.
  37. ﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.
  38. مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۴۹، ۱۵۱.
  39. ﴿قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ «فرمود: پس از آن (بهشت) بیرون رو که تو رانده‌ای؛» سوره حجّ، آیه ۳۴.
  40. التبیان، ج ۹، ص۱۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۴، ص۳۰۲.
  41. تفسیر مراغی، ج ۲۴، ص۱۳۶.
  42. تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۱۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۶۵؛ ارشاد الاذهان، ص۴۸۶.
  43. الصافی، ج ۴، ص۳۶۲؛ روح البیان، ج ۸، ص۲۶۷؛ التفسیر المظهری، ج ۸، ص۳۰۰.
  44. «و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی و چون بر آن آب فرو باریم می‌جنبد و می‌بالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگی‌بخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصّلت، آیه ۳۹.
  45. جمالی، احمد، مقاله «خشوع»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۱۲۶.
  46. ابوحیان، البحر المحیط، ۱/۵۷۳.
  47. ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ؛ «آیا درنیافته‌ای که هر کس در آسمان‌ها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده می‌برند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده) عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بی‌گمان خداوند آنچه بخواهد انجام می‌دهد» سوره حج، آیه ۱۸.
  48. فصلت، ۱۱؛ رعد، ۱۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴/۳۵۹–۳۶۰.
  49. نراقی، معراج السعاده، ۱۰۶ و ۳۰۵.
  50. کلینی، الکافی، ۵/۱۰۵؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۷/۱۸۵.
  51. کلینی، الکافی، ۲/۵۹۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۹۱/۳۸۵.
  52. نراقی، معراج السعاده، ۲۹۶–۲۹۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۶/۲۱۹–۲۲۶.
  53. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.
  54. المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.
  55. ﴿أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ؛ «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.
  56. زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.
  57. المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.
  58. التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.
  59. التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.
  60. الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.
  61. ﴿قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند * و می‌گویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.
  62. الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.
  63. ﴿قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا؛ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.
  64. ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ؛ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.
  65. اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.
  66. جمالی، احمد، مقاله «خشوع»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲، ص ۱۳۳.
  67. نراقی، جامع السعادات، ۱/۱۵۱.
  68. امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳.
  69. امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۶.
  70. امام خمینی، چهل حدیث، ۴۹۶.
  71. امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۴–۱۵.
  72. امام خمینی، چهل حدیث، ۳۴۳.
  73. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.
  74. طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۹۵.
  75. طباطبایی، المیزان، ۱۹/۱۶۱.
  76. امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۱۵۵.
  77. امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۲۱۴.
  78. امام خمینی، چهل حدیث، ۲۵۵.
  79. امام خمینی، حدیث جنود، ۱۰۸–۱۰۹.
  80. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.
  81. مجلسی، بحارالانوار، ۱۳/۳۶۱.
  82. مجلسی، بحارالانوار، ۶۷/۶۹.
  83. نراقی، معراج السعاده، ۶۳۷.
  84. فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱/۳۹۵.
  85. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۵/۴۷۱.
  86. دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۱۴–۱۱۵.
  87. امام خمینی، چهل حدیث، ۳۷۷.
  88. امام خمینی، چهل حدیث، ۱۶۱.
  89. ضیائی ارزگانی، رحمت الله، مقاله «خضوع و خشوع»، دانشنامه امام خمینی ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.