بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
واژه حکمت بیشتر در معلومات [[عقلی]] صادق به کار میرود که بطلان و [[کذب]] در آنها راه ندارند<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۹۵.</ref>. برخی، معانی دیگری مانند [[عدل]] و نهادن شیء در جایگاه آن، دلیل، درست و محکم بودن و [[حلم]] را نیز برای حکمت یاد کردهاند<ref>المعجم الوسیط، ص۱۹۰؛ الکلیات، ص۳۸۲؛ المنجد، ص۱۴۶، "حکم".</ref> که میتوان آنها را از مصادیق یا لوازم معنای حکمت دانست. بعضی از واژهشناسان، واژگان حکمت و [[حکیم]] در زبان عربی را متأثر از زبان آرامی دانستهاند<ref>واژههای دخیل، ص۱۸۱، "حکم".</ref>. | واژه حکمت بیشتر در معلومات [[عقلی]] صادق به کار میرود که بطلان و [[کذب]] در آنها راه ندارند<ref>المیزان، ج ۲، ص۳۹۵.</ref>. برخی، معانی دیگری مانند [[عدل]] و نهادن شیء در جایگاه آن، دلیل، درست و محکم بودن و [[حلم]] را نیز برای حکمت یاد کردهاند<ref>المعجم الوسیط، ص۱۹۰؛ الکلیات، ص۳۸۲؛ المنجد، ص۱۴۶، "حکم".</ref> که میتوان آنها را از مصادیق یا لوازم معنای حکمت دانست. بعضی از واژهشناسان، واژگان حکمت و [[حکیم]] در زبان عربی را متأثر از زبان آرامی دانستهاند<ref>واژههای دخیل، ص۱۸۱، "حکم".</ref>. | ||
حکمت در دانشهای گوناگونی مانند [[فلسفه]]، [[عرفان]] و [[اخلاق]] کاربرد دارد: در اصطلاح فلسفه، حکمت بر صناعتی نظری اطلاق میشود که با آن، حقایق پدیدهها آنگونه که در واقع و نفسالامر هستند شناخته میشوند و با آن، معلومات نظری کسب و ملکات [[فاضل]] به دست میآیند، تا نفس با آنها کامل و جهانی عقلی شود که مشابه عالم عینی باشد و در پرتو آن [[استعداد]] [[سعادت]] نهایی یابد<ref> شرح الهدایة الاثیریه، ص۶.</ref>. بر این اساس، برخی آن را با ارزشترین علم نسبت به با ارزشترین معلوم، صحیحترین و متقنترین [[شناخت]] و [[علم]] به اسباب نخستین هستی تعریف کردهاند<ref>الشفاء، ص۱۵.</ref>. بعضی آن را شبیه شدن به [[خدا]] به اندازه توان بشری دانستهاند<ref> اسفار، ج ۳، ص۵۱۴؛ مفاتیح الغیب، ص۳۵۷.</ref>. | حکمت در دانشهای گوناگونی مانند [[فلسفه]]، [[عرفان]] و [[اخلاق]] کاربرد دارد: در اصطلاح فلسفه، حکمت بر صناعتی نظری اطلاق میشود که با آن، حقایق پدیدهها آنگونه که در واقع و نفسالامر هستند شناخته میشوند و با آن، معلومات نظری کسب و ملکات [[فاضل]] به دست میآیند، تا نفس با آنها کامل و جهانی عقلی شود که مشابه عالم عینی باشد و در پرتو آن [[استعداد]] [[سعادت]] نهایی یابد<ref> شرح الهدایة الاثیریه، ص۶.</ref>. بر این اساس، برخی آن را با ارزشترین علم نسبت به با ارزشترین معلوم، صحیحترین و متقنترین [[شناخت]] و [[علم]] به اسباب نخستین هستی تعریف کردهاند<ref>الشفاء، ص۱۵.</ref>. بعضی آن را شبیه شدن به [[خدا]] به اندازه توان بشری دانستهاند<ref>اسفار، ج ۳، ص۵۱۴؛ مفاتیح الغیب، ص۳۵۷.</ref>. | ||
[[فیلسوفان]] تعریفهای دیگری نیز برای [[حکمت]] ارائه کردهاند<ref>الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۱۴ - ۱۵، ۳۶ - ۳۷؛ التحصیل، ص۲۶۵؛ شرح [[عیون]] الحکمه، ج ۲، ص۳.</ref>. در این اصطلاح، [[حکمت]] را به لحاظ متعلق آن، به نظری و عملی قسمت کردهاند: حکمت نظری را [[علم]] به احوال اشیاء و موجوداتی دانستهاند که وجودشان در [[اختیار]] [[بشر]] نیست و آن را به طبیعی، ریاضی و [[الهی]] بخش کردهاند و حکمت عملی را علم به احوال و اشیایی دانستهاند که وجودشان در محدوده توان بشر است و آن را نیز به سه قسم [[تهذیب اخلاق]]، [[تدبیر]] [[منزل]] و [[سیاست]] مدن قسمت کردهاند<ref> شرح الهدایة الاثیریه، ص۶ - ۷.</ref>؛ همچنین به دیده روش، حکمت را به حکمت مشایی، اشراقی و متعالیه بخش کردهاند<ref>مجموعه آثار، شهید مطهری، ج ۶، ص۳۰.</ref>. | [[فیلسوفان]] تعریفهای دیگری نیز برای [[حکمت]] ارائه کردهاند<ref>الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۱۴ - ۱۵، ۳۶ - ۳۷؛ التحصیل، ص۲۶۵؛ شرح [[عیون]] الحکمه، ج ۲، ص۳.</ref>. در این اصطلاح، [[حکمت]] را به لحاظ متعلق آن، به نظری و عملی قسمت کردهاند: حکمت نظری را [[علم]] به احوال اشیاء و موجوداتی دانستهاند که وجودشان در [[اختیار]] [[بشر]] نیست و آن را به طبیعی، ریاضی و [[الهی]] بخش کردهاند و حکمت عملی را علم به احوال و اشیایی دانستهاند که وجودشان در محدوده توان بشر است و آن را نیز به سه قسم [[تهذیب اخلاق]]، [[تدبیر]] [[منزل]] و [[سیاست]] مدن قسمت کردهاند<ref> شرح الهدایة الاثیریه، ص۶ - ۷.</ref>؛ همچنین به دیده روش، حکمت را به حکمت مشایی، اشراقی و متعالیه بخش کردهاند<ref>مجموعه آثار، شهید مطهری، ج ۶، ص۳۰.</ref>. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
واژه حکمت در [[قرآن کریم]] ۲۰ بار به کار رفته و در این [[آیات]]، به موضوعاتی مانند [[تعلیم]] و اعطای حکمت از سوی [[خدا]] [[آموزش]] حکمت به دست [[پیامبران]]{{عم}} و یاد کرد حکمت از ابزار [[دعوت]] به [[راه خدا]] پرداخته شده است. | واژه حکمت در [[قرآن کریم]] ۲۰ بار به کار رفته و در این [[آیات]]، به موضوعاتی مانند [[تعلیم]] و اعطای حکمت از سوی [[خدا]] [[آموزش]] حکمت به دست [[پیامبران]]{{عم}} و یاد کرد حکمت از ابزار [[دعوت]] به [[راه خدا]] پرداخته شده است. | ||
در آیاتی نیز واژه [[حکم]] به کار رفته که میتواند مراد از آن [[حکمت]] است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گماردهایم که بدان کفر نمیورزند» سوره انعام، آیه ۸۹.</ref>؛ همچنین واژه [[حکیم]] در [[آیات]] بسیاری از [[اسماء الهی]] (حکیم) و در چند [[آیه]] صفت [[قرآن]] (قرآن) یاد شده است<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، | در آیاتی نیز واژه [[حکم]] به کار رفته که میتواند مراد از آن [[حکمت]] است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گماردهایم که بدان کفر نمیورزند» سوره انعام، آیه ۸۹.</ref>؛ همچنین واژه [[حکیم]] در [[آیات]] بسیاری از [[اسماء الهی]] (حکیم) و در چند [[آیه]] صفت [[قرآن]] (قرآن) یاد شده است<ref>[[محمد رضا مصطفیپور|مصطفیپور، محمد رضا]]، [[حکمت (مقاله)|مقاله «حکمت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>. | ||
== [[حقیقت]] حکمت == | == [[حقیقت]] حکمت == | ||