آیه سقایة الحاج در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آیه سقایة الحاج از جمله آیاتی است که با توجه به احادیث ذیل آن، بر افضلیت و در نتیجه خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. براساس احادیث تفسیری ذیل آیه که در متون معتبر فریقین و توسط محدثان و مفسران نامدار و مورد اعتماد روایت شده، این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. هنگامی که طلحة بن شیبه و عباس بن عبدالمطلب با یکدیگر تفاخر می‌کردند و یکی سقایت و آب رسانی به حجاج را نشانه برتری خود معرفی می‌کرد و دیگری کلید داری و تعمیر مسجد الحرام را فضیلت بالاتری می‌دانست. امیرالمؤمنین(ع) با اشاره به ایمان، هجرت و جهاد خود در راه خدا افضلیت خویش را یادآور می‌شوند. در این هنگام خداوند سبحان در تأیید ولیّ خود، این آیات را نازل فرمود.

متن آیه

﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ[۱].

شان نزول آیه

آیه ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ خبر از حادثه‌ای می‌دهد که در عصر نبوی رخ داده است و صرفاً بیان یک قانون کلّی نیست؛ یعنی حقیقتاً چنین مقایسه‌ای انجام شده است. بنابراین، آیه شریفه شأن نزولی دارد، بدین جهت شأن نزول‌های متعدّدی برای آن ذکر شده، که خلاصه معروف‌ترین آنها به شرح زیر است:

«عبّاس»، عموی پیامبر و «شیبه» که از فرزندان عبدالمطّلب است، در مسجد الحرام با هم گفت‌وگو می‌کردند. عبّاس خطاب به شیبه گفت: خداوند متعال افتخاری نصیب من کرده که نصیب هیچ کس ننموده، و آن ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ[۲] است. «شیبه» در پاسخ گفت: خداوند افتخار ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ[۳] را نصیب من کرده است و افتخاری بالاتر از کلیدداری کعبه وجود ندارد. بنابراین افتخاری که‌ نصیب من شده، بالاتر از افتخار توست.

علی(ع) که از کنار آنها عبور می‌کرد و سخنان آنها را شنید، به نزد ایشان رفت و پس از سلام و ادای احترام، اجازه خواست سخنی بگوید، اجازه سخن داده شد. حضرت فرمود: «خداوند افتخاری به من عنایت کرده که از همه افتخارات بالاتر و نصیب هیچ کس نشده است!» گفتند: آن چیست؟ فرمود: من قبل از همه شما ایمان آوردم و به خاطر رضای خداوند قبل از همه هجرت کردم و در راه خدا با مال و جانم جهاد نمودم! و شما و امثال شما، به برکت جهاد من و امثال من مسلمان شدید و اسلام را پذیرفتید! بنابراین بالاترین افتخار ﴿سِقَايَةَ الْحَاجِّ یا ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ نیست، بلکه «ایمان به خدا» و «هجرت در مسیر رضای او» و «جهاد در راه او» بالاترین افتخار است.

عبّاس عموی پیامبر و علی(ع)، با شنیدن این سخن خشمگین و ناراحت شد و به خدمت پیامبر اکرم(ص) رسید و ماجرا را برای آن حضرت بیان نمود و از علی شکایت کرد، که وی مقام و موقعیّت مرا زیر سؤال برده است.

پیامبر شخصی را به دنبال علی(ع) فرستاد، وقتی علی به خدمت پیامبر(ص) رسید، حضرت از او توضیح خواست و فرمود: چه گفته‌ای که عمویت عبّاس را عصبانی کرده‌ای؟ علی عرض کرد: سخن حقّی گفته‌ام، عمویم از سخن حقّ من ناراحت شده است، سپس آنچه اتّفاق افتاده بود را برای پیامبر اسلام(ص) بازگو کرد. ضمناً این نکته را یادآور شد که من در مقام تعریف و تمجید از خود نبودم، بلکه می‌خواستم به آنها بگویم «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» بالاترین افتخارات نیست و افتخاراتی بالاتر از آن هم وجود دارد. در این هنگام آیه سقایة الحاج نازل شد و خداوند سخن علی(ع) را تأیید کرد[۴].[۵]

علاوه بر کتب تفسیری و کلامی در کتب روایی نیز به این شأن نزول اشاره شده است[۶]. در کتاب صحیح مسلم همین شأن نزول بدون ذکر نام اشخاص آمده است و به ثبت ماجرا با استفاده از عنوان «رجُل» بسنده کرده است[۷]، اما برخی دیگر از علمای اهل‌سنت با اشاره به این روایت به روایات دیگری که اسم اشخاص آمده، اشاره کرده‌اند[۸]. با این حال ابن‌کثیر از علمای اهل‌سنت، نزول این آیه در فضیلت امام علی(ع) را انکار کرده‌ است[۹]. همچنین ابن‌تیمیه معتقد است که این روایت در کتب حدیثی معتبر نیامده است[۱۰].

علمای امامیه اتفاق‌نظر دارند که آیه "سقایة‌ الحاج" در شان امام علی(ع) نازل شده است[۱۱]. از منظر امامیه سند شأن نزول آیه، معتبر و مصادر آن از موثق‌ترین مصادر در علم حدیث و تفسیر بوده و از طرق مختلف ذکر شده است[۱۲]. برخی از نویسندگان معتقدند با توجه به بازتاب شأن نزول مذکور در کتب تفسیری، تردیدی در صحت آن وجود ندارد[۱۳].[۱۴]

احادیث مرتبط با آیه

احادیث شیعه

احادیث متعددی در منابع معتبر حدیثی و تفسیری امامیه در تفسیر این آیات وارد شده که ضمن بیان نزول این آیات در شان امام امیرالمومین(ع)، بر افضلیت و به تبع امت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت دارند. در این بخش برخی از آن احادیث را نقل می‌نماییم.

حدیث اول

«عَنْ مُحَمَّدِ بْن كَعْب القُرْظِي قال: اقْتَخَرَ شَيْبَةُ بن أبي طَلْحَةَ وَ رَجُلُ ذَكَرَ اسْمَهُ وَ عَلَى بن أبي طالب(ع). فَقَالَ شَيْبَةُ بنُ أَبِي طَلْحَةَ: مَعِي مِفْتَاحُ الْبَيْتِ وَلَوْ اَشَاءُ بِتُّ فِيهِ وَ قَالَ ذلك الرَّجُلُ: أَنَا صَاحِبُ السَّقايَةِ وَ لَوْ أَشَاءَ بِتُّ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَالَ عَلَى(ع): مَا أَدْرِي مَا تَقُولَانِ قَدْ صَلَّيْتُ إِلَى الْقِبْلَةِ قَبْلَ النَّاسِ وَأَنَا صَاحِبُ الْجِهَادِ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ»؛ «محمد بن کعب قُرظی گوید: روزی شیبة بن ابی طلحه و مردی دیگر و امیرالمؤمنين(ع) با یکدیگر تفاخر می‌کردند، شیبه می‌گفت: «من تعمیر کننده مسجد الحرام و کلید دار خانه خدا هستم». عباس می‌گفت: «من صاحب منصب سقایی حاجيانم» علی(ع) می‌گفت: «من نمی‌دانم شما چه می‌گویید، من قبل از همه به سوی قبله به نماز ایستادم و من صاحب جهاد در راه خدا هستم، در همین رابطه بود که آیه ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ، نازل شد»[۱۵].

حدیث دوم

«عن الباقر(ع) قال: لَمَّا فَتَحَ رَسُولُ الله(ص) مَكَةَ أَعْطَى الْعَبَاسَ السَّقَايَةَ وَ أَعْطَى عَثمَانَ بْنَ طَلْحَةَ الْحِجَابَةَ وَ لَمْ يُعْطِ عليا شَيْئًا. فَقِيلَ لِعَلى بن أبي طالب(ع): إِنَّ النَّبي(ص) أَعْطَى الْعَباسَ السَّقَايَةَ وَ أعْطى عُثمَانَ بْن طَلْحَةَ الْحِجَابَةِ وَ لَمْ يُعْطِكَ شَيْئاً. قَالَ: فَقَالَ مَا أَرْضَانِي بِمَا فَعَلَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فانزل الله تعالى هذه الأية: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ... إِلَى ﴿أَجْرٌ عَظِيمٌ نَزَلَتْ فِي عَلَى بْن أَبِي طَالب(ع)»؛ «امام صادق(ع) از پدر بزرگوارش روایت می‌‌کند که فرمود: «چون خداوند مکه را به دست رسول خدا(ص) فتح نمود، منصب سقایت را به عباس و پرده داری را به عثمان بن طلحه داد و چیزی به علی(ع) نداد. پس به علی(ع) گفتند: رسول خدا(ص) سقایت را به عباس و پرده داری را به عثمان بن طلحه داد و تو را بی‌بهره گذاشت. حضرت فرمود: از کاری که رسول خدا انجام داد، بسیار خرسند و خوشنودم. آنگاه خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ... این آیه در شأن علی بن ابی طالب نازل شد»[۱۶].

حدیث سوم

«عن الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: دَخَلَ أمير الْمُؤْمِنِينَ علىّ(ع) في الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَإِذَا بِشَيْبَةَ بْنِ عَبدالدَارِ وَ الْعَبَاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَلِبِ يَتَفَاخَرَانِ وَ الْعَبَاسُ يَقُولُ نَحْنُ اَخیَر النَّاس بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فِي أَيْدِينَا عِمَارَةُ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ سِقَايَةُ الْحَاجِ وَ شَيْبَةُ يَقُولُ نحْنُ أَخْيَرُ النَّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فِي أَيْدِينَا مَفَاتيحُ الْكَعْبَةِ نَفْتَحُهَا إِذا شِئْنَا وَ نُغلِقُهَا إِذَا شِئنا فقَالَ لَهُمَا عَلى(ع): اَلَا أَدُلُّكُمَا عَلَى مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنْكُمَا؟! قَالا: وَ مَنْ هُوَ؟ قَالَ: الَّذِي ضَرَبَ رئوسَكُمَا بالسيف حى أَدْخَلَكُمَا فِي الْإِسْلَامِ قهْراً. فَقَامَ الْعَاسُ مُغضِباً حَتَّى أتي رسول الله(ص) قال: يَا رَسُولُ اللَّهِ فَأَخْبرَهُ بِالْخَبَرَ فَاغتَمَّ مِنْ ذَلِكَ النبى(ص). فهبط علیه جبرئيلُ فقال السلام عليك يا محمد(ص) فقال: وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا جَبْرَئيل فقَالَ: قَلْ یا محمد: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ... قالَ: قُم یا عَمِّ اُخرُج فَهذا رسول الرّحمنِ یُخاصِمُکَ فی عَلیِّ بن ابیطالب(ع)»؛ «حارث اعور گوید: امیر المؤمنین(ع) وارد مسجدالحرام شد. شيبة بن عبد الدار و عباس بن عبدالمطلب با هم به تفاخر پرداخته... عباس می‌گفت: «مقام سقایت حاجیان و عمارت مسجد الحرام را ما در اختیار داریم، پس بهترین مردم بعد از رسول خدا(ص) ما هستیم». شیبه نیز می‌گفت: «کلیدهای کعبه در دست ماست؛ هرگاه اراده کنیم درهای آن را باز می‌‌کنیم یا می‌بندیم، از این رو ما پس از رسول خدا(ص) بهترین مردم هستیم. پس امیرالمؤمنین(ع) به ایشان فرمود: «می‌خواهید کسی را به شما معرفی کنم که بهتر از هر دوی شماست؟ گفتند: «او کیست؟! فرمود: «همان کسی که بزرگان شما را با شمشیر زد تا اینکه شما را به اجبار وارد اسلام کند. پس عباس برخاست و خشمگین نزد رسول خدا(ص) رفته و ماجرا را برای آن حضرت بازگو نمود. اما رسول خدا(ص) سکوت فرمود و چیزی نگفت؛ در این حال بود که جبرئیل نزد آن حضرت آمده و عرضه داشت: «ای محمد، خداوند تو را سلام می‌رساند و مي‌گويد: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ... در این هنگام پیامبر(ص) فرمود: عمو جان، برخیز و برو، این خدای رحمان است که دارد بین تو و علی بن ابیطالب(ع) قضاوت می‌کند»[۱۷].

حدیث چهارم

«عَنْ عَبْدِ الله بن عبيدة الربَذِي قَالَ: قَالَ عَلى(ع) لِلْعَبَاسَ: يَا عَمِّ لو هَاجَرتَ إِلَى الْمَدِينَةِ قَالَ: أَوَلَسْتُ فِي أَفضل من الهجرة الستُ أسقِى حَاجَ بَيْتِ اللهِ وَأَعْمُرُ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ؟! فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ...»؛ «عبدالله بن عبیده ربذی گوید: علی(ع) به عباس فرمود: ای عمو، کاش به مدینه هجرت کرده بودی. او در پاسخ گفت: مگر اکنون من در حالتی نیستم که از هجرت بهتر است؟ مگر سقایت حجاج خانه خدا را به عهده ندارم و مسجد الحرام را تعمیر نمی کنم؟! پس خدای عزوجل این آیه را نازل فرمود: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ...» [۱۸].

حدیث پنجم

«عن ابن سِيرِينَ قَالَ: قَدِمَ عَلِى بن أبي طالب(ع) مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكْةَ فَقَالَ للعباسِ: يَا عَمْ أَلَا تُهَاجِرُ اَلَا تَلْحَقِّ بِرَسُولِ اللَّهِ(ص)؟! فَقَالَ: أَعْمُرُ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ، وَ أَحْجُبُ الْبَيْتَ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛ «ابن سیرین گوید: علی بن ابیطالب(ع) از مدینه به مکه آمد و به عباس گفت: ای عمو چرا هجرت نمی کنی؟ چرا به پیامبر خدا(ص) ملحق نمی شوی عباس گفت: مسجدالحرام را تعمیر می کنم و بین را حفظ می کنم. پس این آیه نازل شد: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»[۱۹].

حدیث ششم

«قَالَ الْمُفَسِّرُونَ لَمَّا أَسِرَ الْعَبَّاسُ يَوْمَ بَدْرِ أَقْبَلَ الْمُسْلِمُونَ فَعَیَّرُوهُ بكُفرِه بِاللّهِ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ وَأَغْلظَ عَلَىّ(ع) لَهُ الْقَوْلَ فَقَالَ الْعَبَّاسُ: مَا لَكُمْ تَذْكُرُونَ مَسَاوِیَنَا وَ لَاتذكُرُونَ مَحَاسِنَنا؟! فَقَالَ عَلَى(ع): أَلَكُمْ مَحَاسِنُ؟ قَالَ: نَعَمْ إِنَّا لَنَعْمُرُ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ نَحْجُب الْكَعْبَةَ وَ نَسْقِى الْحَاجَّ وَنَفُكُّ الْعَانِي فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى رَدَاً عَلَى الْعَبَاسِ، وفاقاً لعلى بن أبي طالب(ع): ﴿مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ الله ... ثُمَّ قَالَ: ﴿إِنَّما يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ ... ثُمَّ قالَ: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ... و روى إِسْمَاعِيلُ بُنُ خالِدٍ عَنْ عَامرِ وَ ابْنِ جُرَیجِ عَنْ عَطاء عَنِ ابْنِ عَبّاسَ وَ مُقَاتِلِ عَنِ الضّحَاكَ عَنِ ابْنِ عَبّاسَ والسُّدّی عن بن صالح وابنِ ابیِ خالد و زَکریّا عن الشّعبی انه نزلَ هذه الآیةُ فی علی بن ابیطالب(ع)؛ «مفسران گویند: وقتی در روز بدر عباس اسیر شد، مسلمانان روی آوردند و او را به خاطر کفرش به خدا و قطع رحم سرزنش کردند و علی(ع) هم به درشتی با او سخن گفت. عباس گفت: شما را چه می‌شود بدی‌های ما را یاد می‌کنید و خوبی‌های ما را یاد نمی‌کنید؟ علی(ع) فرمود: «آیا شما خوبی هم دارید؟ گفت: بله ما مسجد الحرام را آباد می‌‌کنیم، پرده دار کعبه هستیم، حاجیان را سیراب می‌کنیم و اسیر آزاد می‌کنیم. پس خدای تعالی در پاسخ عباس و تأييد علی بن ابی طالب(ع) این آیه را نازل كرد: ﴿مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ الله ... سپس فرمود: ﴿إِنَّما يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ... سپس فرمود: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ... و اسماعیل بن خالد از عامر ابن جریج از عطاء از ابن عباس و مقاتل از ضحاک از ابن عباس، سدی از ابی صالح و ابن ابی خالد و زکریا از شعبی روایت کرده‌اند که این آیه در مورد علی بن ابیطالب(ع) نازل شد»[۲۰].

حدیث هفتم

«عن النبی(ص) انه قال لعلی(ع): يَا عَلَى إِنَّ عَبْدَالْمُطَّلِبِ سَنَّ فِي الْجَاهِلِيَّة خَمْسَ سُنَنِ أَجْرَاهَا اللَّهُ لَهُ فِى الاسلام .. وَلَمَّا حَفَرَ بِئرَ زمْزمَ سَمَّاهَا سِقَايَةَ الْحَاجِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛ «از رسول خدا(ص) نقل شده که خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: ای علی، عبدالمطلب در زمان جاهلیت پنج سنت را مورد عمل قرار داد و خداوند آنها را در اسلام جاری کرد.... عبدالمطلب پس از اینکه چاه زمزم را حفر کرد، آن را برای آشامیدن حجاج اختصاص دارد و خداوند هم در قرآن کریم فرموده است: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»[۲۱].

حدیث هشتم

«عَنْ جابر عن أَبِي جَعَرَ الْبَاقِر(ع).. إِنَّ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ لَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفاةُ وَ أجْمَعَ عَلَى الشَّورى، فَقَالَ لَهُمْ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ: ... قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ أَنْزَلَ اللَّهُ تعَالَى فِيهِ ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ...، غَيْرى. قالوا: لا»؛ «جابر از امام باقر(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: زمانی که لحظه مرگ عمر بن خطاب فرارسید و او تصمیم بر به شورا گذاشتن امر خلافت داشت... امیرالمؤمنین به آنها فرمود: شما را به خدا آیا خداوند این آیه: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ... را درباره کسی غیر از مــن نازل کرده است؟ گفتند: نه»[۲۲].

حدیث نهم

«ما روى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلَى الْعَسْكَرِى(ع) عَنْ أَبِيهِ(ع) وَ ذَكْرَ أَنَّهُ(ع) زَارَ بِهَا فِي يَوْمِ الْغدِير اوَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ أَشْهَدُ أَنَّكَ المخصوصُ بِمِدحَةِ اللَّهِ الْمُخْلصُ لِلطَاعَةِ اللَّهِ لَمْ تَبغِ بِالْهُدَى بدلا وَلَمْ تُشْرِك بعبادَة ربك أحدا»؛ «امام عسکری(ع) از پدرش امام هادی(ع) چنین نقل کرده که آن حضرت در روز غدیر با این دعا زیارت کرد خداوند تعالی فرمود: ... ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ گواهی می‌دهم که تو به مدح خدا مخصوص و برای طاعت خدا مخلص هستی و برای هدایت جایگزین نخواستی و کسی را در عبادت پروردگارت شریک نکردی»[۲۳].

حدیث دهم

«عن جعفر بن محمد(ع) عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدَهِ عَلَى بنِ الحسین(ع) قَالَ: - فقام الحَسَنَ(ع) فَخَطبَ .. وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْأَيَةُ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَهُوَ الْمُجَاهِدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقّا وَ فِيهِ «أَبِي تَزَلَتْ هَذِهِ الآیة و كَانَ مِمَّنِ اسْتَجَابَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) عَمُّهُ حَمْزةُ وَجَعْفَرُ ابْنُ عَمَّهِ فَقُتِلَا شَهَيدِينَ رَضِي»؛ «امام صادق(ع) از پدرش و آن حضرت هم از پدرش، امام سجاد(ع) روایت کرده که ... امام حسن(ع) برخاست و خطبه خواند... و فرمود: خداوند عزوجل فرموده: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ...، مجاهد واقعی در راه خدا اوست [یعنی امیرالمومنین (ع)] درباره او این آیه نازل شده است از کسانی که دعوت پیامبر را پذیرفت عمویش حمزه و پسر عمویش جعفر بن ابی طالب (ع) بود که هر دو مانند عده زیاد دیگری شهید شدند»[۲۴].[۲۵]

احادیث عامه

این حدیث توسط بسیاری از محدثان و مفسران اهل سنت در منابع معتبر عامه نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

ابن کثیر که اتباع ابن تیمیه به وی اعتماد دارند، در ذیل آیه شریف می‌نویسد: «عبدالرزاق گفت: ابن عیینه از اسماعیل، از شعبی به ما خبر داد که گفت: آیه درباره علی و عباس نازل شده است، به خاطر گفتگوی آن دو در آن موضوع»[۲۶].

عبدالرزاق صنعانی در تفسیر خود می‌نویسد: «معمر از عمرو، از حسن به ما خبر داد که گفت: وقتی آیه ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ درباره علی، عباس و شیبه نازل شد، درباره آن گفتگو می‌کردند، آن گاه عباس گفت: نظرت درباره اینکه من سقایت را ترک کنم چیست؟ پس رسول خدا(ص) فرمود: سقایتت را ادامه بده، همانا در آن کار برای شما خیر هست».

از ابن عیینه، از اسماعیل، از شعبی [نقل شده که] گفت: «درباره علی و عباس نازل شده است، آن گاه که آن دو در این باره گفتگو می‌کردند»[۲۷].

ابن أبی حاتم نیز این حدیث را در تفسیر خود آورده است. وی می‌نویسد: «پدرم از ابن ابی عمر عدنی، از سفیان، از ابن ابی خالد و زکریا، از شعبی بر ما حدیث کرد که گفت: علی، عباس و شیبه درباره سقایت و پرده داری مکه با هم سخن می‌گفتند تا این که خدای تعالی این آیه را نازل فرمود: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ».

حسن بن محمّد بن صباح، از مروان بن معاویه فزاری، از اسماعیل بن ابی خالد، از شعبی نقل کرد که گفت: آیه ﴿سِقَایَةَ الْحَاجِّ درباره علی و عباس نازل شد[۲۸].

ابن ابی شیبه در المصنف حدیث را به همین صورت و با اندکی تفاوت نقل کرده است[۲۹].

سیوطی نیز در الدرّالمنثور، حدیث را از ابوالشیخ و ابن منذر آورده است[۳۰]. وی این نقل را به بسیاری از پیشوایان حدیث سنی از جمله عالمان و مشاهیر زیر نسبت داده است؛ افرادی همچون:

  1. عبدالرزاق بن همام صنعانی؛
  2. أبو بکر بن أبی شیبه؛
  3. محمّد بن جریر طبری؛
  4. ابن أبی حاتم؛
  5. ابن منذر؛
  6. ابن عساکر دمشقی؛
  7. ابونعیم إصفهانی؛
  8. ابو الشیخ إصفهانی؛
  9. ابن مردویه[۳۱].

دلالت آیه

دلالت بر افضلیت و امامت امیرالمومنین(ع)

از آنجا که فضیلت سبقت در ایمان و جهاد از آنِ علی(ع) است و هیچ کس از مردان مسلمان چنین فضیلتی ندارد، بنابراین علی(ع) افضل افراد مسلمانان است و روشن است که اگر خداوند بخواهد جانشینی برای پیامبرش نصب کند، با وجود «افضل» به سراغ «مفضول» و حتّی «فاضل» نمی‌رود؛ زیرا خداوند حکیم است و تقدیم «مفضول» بر «فاضل» و «فاضل» بر «افضل» بر خلاف حکمت است[۳۲].

منابع

پانویس

  1. آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجد الحرام را همانند کار آن کس قرار داده‌اید که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و در راه خداوند جهاد کرده است؟ (هرگز این دو) نزد خداوند برابر نیستند و خداوند گروه ستمگران را رهنمایی نمی‌کند. آنان که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیده‌اند، نزد خداوند بلند پایگاه‌ترند و آنانند که رستگارند پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستان‌هایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید می‌دهد. در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بی‌گمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست؛ سوره توبه، آیه ۱۹- ۲۲.
  2. سیراب کردن حجّاج در «منی» و «عرفات» و «مشعر الحرام» در موسم حج را سقایة الحاج می‌گویند. سرزمین‌های سه‌گانه فوق، هیچ‌گاه از خود آب نداشته و همواره آب آن از نقاط دیگر تأمین می‌شده است، حتّی امروزه آب مورد استفاده حجّاج در این امکنه مقدّس سه‌گانه، از مکّه مکرّمه یا نقاط دیگر از طریق شبکه لوله‌کشی تأمین می‌شود. در زمان‌های قدیم حجّاج مجبور بودند آب مورد نیازشان را، در ایّامی که در منی و عرفات و مشعر الحرام هستند، از مکّه همراه خویش ببرند. بدین جهت روز هشتم ذیحجّه، که حجّاج در آن زمان‌ها در چنین روزی آب مورد نیاز را تهیّه و بر شتران بار می‌کردند، «یوم الترویة» (روز برداشتن آب) نامیده شد. به هر حال، عبّاس عموی پیامبر در زمان خودش مسئول آب‌رسانی به حجّاج بوده و این مسئولیّت، مخصوصاً در آن عصر و زمان، بسیار مهمّ بوده است؛ زیرا ضروری‌ترین نیاز حجّاج در «منی» و «مشعر الحرام» و «عرفات» آب بوده است.
  3. با توجّه به اهمّیّت فوق العاده «مسجد الحرام» که به تعبیر قرآن مجید اوّلین خانه‌ای است که ساخته شده و مقدّس‌ترین مکان روی زمین است به گونه‌ای که هر رکعت نماز در آن (طبق برخی روایات) برابر با یک میلیون رکعت نماز در مکان‌های دیگر است، مسأله «کلیدداری کعبه» و ﴿عِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ اهمّیّت ویژه‌ای دارد، کلیددار کعبه مسئول حفظ و حراست و مرمّت و بازسازی کعبه معظّمه و مسجد الحرام بوده است.
  4. شواهد التّنزیل، ج۱، ص۲۴۹ به بعد.
  5. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۲۹-۳۲۰.
  6. نک: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۰۴؛ ابن‌حیون، دعائم الإسلام، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۹؛ ابن‌حیون، شرح الأخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۲۴؛ شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۵۴۵.
  7. مسلم، صحیح مسلم، بیروت، ج۳، ص۱۴۹۹.
  8. به عنوان نمونه: نک: طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص: ۶۸؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۱۹-۲۱.
  9. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۳۵۸.
  10. ابن‌تیمیه، احمدبن عبدالحلیم، منهاج السنه، ۱۴۰۶ق، ج۵، ص۱۸.
  11. استرآبادی، البراهین القاطعة، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۶۰؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۹۴.
  12. میلانی، سیدعلی، شرح منهاج الکرامة، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۶.
  13. مظفر، دلائل الصدق، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۲۶.
  14. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۳۲.
  15. مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۷.
  16. تفسیر فرات کوفی، ص۱۶۸.
  17. تفسیر فرات کوفی، ص۱۶۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۶.
  18. العمدة، ص۱۹۴.
  19. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۲۳.
  20. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۱، ص۶۲.
  21. صدوق، من لا یحضره الفقسه، ج۴، ص۳۶۵؛ مکارم الاخلاق، ص۴۴۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۱، ص۳۳۶.
  22. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۱، ص۳۳۶؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۶۱؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۹، طوسی، امالی، ص۵۳۹.
  23. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۶۳.
  24. مجلسی، محمدباقز، بحارالانوار، ج۶۹، ص۱۵۳ و ج۱۰، ص۱۳۸؛ طوسی، امالی، ص۵۶۳.
  25. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۶، ص۶۶-۷۶.
  26. تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵۵.
  27. تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۶۹.
  28. تفسیر ابن أبی حاتم، ج۶، ص۱۷۶۷ - ۱۷۶۸، ش۱۰۰۶۴ و ۱۰۰۶۵.
  29. المصنف، ج۷، ص۵۰۴.
  30. ر.ک: الدرّالمنثور، ج۳، ص۲۱۸.
  31. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۶، ص۸۱-۹۰.
  32. مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۲۳۴.