منابع مالی اهل بیت در معارف و سیره معصوم
مقدمه
این بحث در پی بررسی منابع درآمد معصومان(ع) است، آن را در دو گزینۀ منابع تولیدی و منابع غیرتولیدی بررسی میکند. در گزینۀ منابع تولیدی، مطالب آن را در سه محور اساسی سامان میبخشد: ۱. اهمیّت تولید و بهرهآوری مال؛ ۲. هدف تولید و درآمد؛ ۳. راههای تولید و درآمد آن گرامیان. در بخش منابع غیرتولیدی عناوینی مانند تجارت، ارث، هدیه، نذورات و وصایا، غنایم، خمس و وقف بررسی گردیده که بخشی از درآمد ایشان از این راهها تأمین میشد.
منابع تولیدی
در اینجا اشاره به اهمیّت تولید و بهرهآوری مال در آموزههای دینی و آگاهی اجمالی به اهداف معصومان(ع) در تولید میتواند افق فکری و جهتگیری کلی و چشمانداز آنان در معیشت اقتصادی را نشان دهد؛ ازاینرو نخست به این دو مطلب، سپس به راههای تولید آنان پرداخته میشود.
تولید و بهرهآوری مال
مقصود از تولید در اینجا معنایی نیست که در برابر توزیع و مصرف به کار میرود؛ بلکه معنای عام آن مورد نظر است و هر نوع کار مشروع و مناسبی را که لازم است برای تأمین زندگی و پیشرفت اقتصادی فرد و جامعه انجام گیرد، فرا میگیرد. این تعریف، کارهایی مانند کشاورزی، دامداری، فعالیتهای هنری، صنعتی و خدماتی را در بر میگیرد. تولیدِ درآمد حلال و کوشش برای آن، راه اصلی زندگی سالم از نگاه دین و مورد تأکید آن است[۱]؛ چراکه رفاه اقتصادی فرد و جامعه در گرو دو عنصر محوری کوشش در تولیدِ مشروعِ کالاهای لازم و قناعت و اندازه در مصرف است[۲] که تجربه بشری و اصل عقلایی به آن گواهی میدهد و پیشوایان دین، همواره بر آن ترغیب داشتهاند[۳] و از معطّلماندن و معطلگذاشتن مال - که نوعی هدردادن آن است - نکوهش کردهاند[۴]. به دیگرسخن فعالیت تولیدی و کسب و کار، با چیرگی بر طبیعت و استخدام آن انجام میپذیرد که وظیفۀ پیاپی و روزانۀ آدمی است و خدای بزرگ، روز را فرصتی وسیع، برای فعالیت تولیدی و تحصیل معاش قرار داده[۵] و ادامۀ حیات آدمی را به آن وابسته کرده است[۶] و برای کسی که در این گستره تلاش میکند نیازهای عایلۀ خود را تأمین کند، کرامت ویژهای در نظر گرفته که با هیچ ارزش مادی قابل مقایسه نیست[۷]. چنین فردی به تعبیر امام رضا(ع) از مجاهد در راه خدا برتر است[۸]. با این نگاه، فعالیت تولیدی در نگاه و سیرۀ معصومان(ع) تلاشی مجاهدانه در راه خدا، برای تأمین معاش است و ارزش الهی و انسانی خود را به دیگران مینمایاند؛ ازاینرو آن گرامیان افزون بر کار تولیدی خود، افراد را نیز به تولید و کارهایی که مبتنی بر تولید باشد یا به تولید بینجامد و برای زندگی فردی و اجتماعی آنان سودمند باشد، وا میداشتند و به فعالیتهایی از قبیل انواع کشاورزی، دامداری و کارهای دستی ترغیب میکردند؛ چنانکه آثار دنیایی و آخرتیِ سودرسانی عمومی از قبیل درختکاری، تولید کتاب، ایجاد صدقات جاری مانند وقف باغ، مزرعه، مرتع و آب جاری را نیز بازگو میکردند[۹] و از کار و تولید با واژگانی چون بهترین مال، مایۀ جوانمردی، مایۀ عزّت، مایۀ شرافت، مایۀ بینیازی از فرومایه تعبیر کرده، عدم تولید و سودآورنکردن مال را مایۀ دردناکی و دوری از رحمت حق میخواندند که در اینجا به نقل برخی از این احادیث بسنده میشود:
- پیامبر اکرم(ص) در حدیثی با تشویق افراد به تولید فرموده است: «خَيْرُ الْمَالِ سِكَّةٌ مَأْبُورَةٌ وَ مُهْرَةٌ مَأْمُورَةٌ»[۱۰]. «سِکةٌ» به کوچهای گفته میشود که کنارههای آن پر از درخت خرما باشد؛ به همین جهت به کوچهها «سکک» میگویند؛ چون دو طرف آن پر از درخت یا خانه و بناست. «مَأْبُورَةٌ» به معنای گرتهبرداری و باروری نخل و درخت است. واژة «مُهْرَةٌ مَأْمُورَةٌ» به معنای حیوان پرنسل و تولید است[۱۱]. مقصود روایت این است اگر مال از نوع حیوانات باشد، بهترین آن، پرنتاج آن است و اگر از نوع کاشتنیها باشد، بهترین آن، زراعتِ پرمحصول است؛ پس روایت بر این مطلب تأکید دارد که بهترین کار و مال، از نوع تولیدی آنهاست.
- پیامبر و امام سجاد(ع) با اینکه در دو زمان مختلف و با وضع اقتصادی ناهمگون میزیستند، اصلاح و بهرهآوری مال را جوانمردی دانستهاند[۱۲]. این سخن نشاندهنده تأثیر تولید و سودآوری مال در ادارۀ زندگی و حفظ هویت انسانی است.
- امیرمؤمنان(ع) با بیان معیار پیشرفت اقتصادی فرد و جامعه و با سرزنش کوتاهی و سوء مدیریت در آن، پیاپی بر این مطلب تأکید داشت که فرد و جامعهای که با داشتن آب و زمین کافی برای تولید کشاورزی، کوتاهی کند و با سوء مدیریت یا تنبلی، آبها را مهار نکند و به اصلاح زمینها نپردازد و از آنها بهرهای نبرد و محتاج بماند، خدا چنین کسی را از رحمتش دور کند[۱۳]؛ چراکه آب و زمین کافی، ابزار و منبع لازم پیشرفت اقتصادی و زمینهساز تلاش و تولید و مدیریت صحیح اقتصادی است. عدم تولید در چنین وضعیتی موجب عقبماندگی و محرومیت از نعمت و رحمت الهی است.
- امام صادق(ع) بهرهآورکردن مال را مایۀ شرافت برای کریم و بینیاز شدن از فرومایه دانسته است[۱۴] و در خطاب به معلّی بن خنیس، از محل کسب، به عزّت تعبیر کرده و به او فرمود: بامدادان به سوی عزّت خود برو[۱۵]. همین تعبیر به روایت صحیح کلینی[۱۶]، در خطاب امام کاظم(ع) به مصادف هم آمده است[۱۷]. تعبیرکردن از محل کسب به «عزّت»، بهاینمعناست که کار و تولید و بهرهآوری ثروت، ازآنرو که آبروی انسان را حفظ میکند مایۀ عزّت آدمی است؛ چنانکه سیدالشهدا(ع) فرمود: بهترین مال آن است که بتوان با آن، از آبرو حفاظت کرد[۱۸].
- زراره دربارۀ عدم تولید و سودآورنکردن سرمایه از امام صادق(ع) چنین نقل کرده است: در میان اموال برجایمانده از آدمی، چیزی دردناکتر از مال صامت (پول نقد یا طلا و نقره) نیست. وی پرسید: پس چه کند؟ فرمود: آن را در تولید باغ، مزرعه یا بنا به کار گیرد[۱۹]. در این آموزهها افزون بر نقش تولید در ادارۀ زندگی، بر اهمیت تهیه منابع تولید مانند باغ، مزرعه، بنا، آب و ملک نیز تأکید شده است که این نکته آیندهنگری برای معیشت اقتصادی است.[۲۰]
هدف تولید و درآمد
برای تولید و درآمد میتوان دو نوع هدف بیان کرد:
- «هدف خاص»؛ یعنی تأمین نیازهای فردی و اجتماعی که افراد در اقدامهای روزمرۀ خود، با درک عقلانی، بلکه غریزی به آن توجه دارند. این هدف در فرهنگ اقتصاد، «اقتصاد نیازمندیها» نامیده میشود[۲۱]. حکمتِ هدفبودن تولید این است که مال و درآمد، مایۀ استواری فرد و جامعه و به منزلۀ ستون فقرات تن، موجب قوام و پویایی و پایایی آنان است. به فرد یا گروهِی که مالی نداشته باشد، فقیر گفته میشود و این، بدان سبب است که با نداشتن مال، ستون فقرات اقتصادی آنان شکسته و توان ایستادگی در امور زندگی را ندارند و درحقیقت مهرۀ کمرِ آنان از این جهت شکسته است[۲۲]؛ ازاینرو قرآن کریم با تعبیر ﴿أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا﴾[۲۳] بر این قوام و پایایی مال تأکید دارد و آن را مایۀ ایستایی افراد میداند و نقش محوری درآمد و مال در دوام زندگی فرد و جامعه و تأمین نیازهای آنان را نشان میدهد و به این حقیقت اشاره دارد که با ضعف بنیههای اقتصادی، خطرِ جدی، همۀ افراد و ابعاد جامعه را تهدید میکند؛ زیرا هر فرمول و قانونی که موجب تولید، تکثیر، سلامت و حفاظت از مال شود و مصرف بجا و مناسبی را در پی داشته باشد، در پویایی و شکوفایی فرد و جامعه تأثیر دارد و بر عکس، هر برنامه و کاری که موجب ضعف، کاستی، اسراف و تبذیر مال شود، در شکستگی ستون فقرات زندگی آنها تأثیر مستقیم خواهد داشت و نیازهای آنان تأمین نخواهد شد. در این حالت افزون بر آنکه زندگی بشر با مشکلات مادی همانند کمبودها، گرسنگیها و رنجها مواجه میشود، چه بسا اضطراب و نابسامانیهای روحی در پی دارد که با روح آموزههای عقلی و نقلی سازگار نیست؛ چراکه آدمی در پرتو آسایش و آرامش میتواند فکر کند و به رشد و کمال - که هدف آفرینش انسان است -دست یابد نه با دغدغه و ناامنی؛ چنانکه در برخی روایات[۲۴] از جمله در روایت معتبر[۲۵] امام رضا(ع) بر آن، چنین تأکید شده است که آدمی هرگاه نیازمندیهای سالانهاش را فراهم آورد، احساس آرامش و راحتی کند[۲۶]. بنابراین ضرورت تولید برای «تأمین نیازهای فردی و اجتماعی» به حکم عقل و نقل[۲۷] امری روشن است.
- «هدف عام»؛ یعنی آموزههای دین دربارۀ تولید و درآمد نگاه دوسویه دارد و با تأکید بر تولید و درآمد برای تأمین نیازمندیهای دنیایی و عدم اختلال نظام، تولید و بهرهگیری از آن در جهت سعادت معنوی را نیز هدف قرار داده و در هر دو محور بر گزینههایی چون حفظ عزّت و آبرو، کرامت و خوارنشدن آدمی، بینیازی از فرومایگان، تأمین امکانات دفاعی، گسترش رفاه معقول و عزّتمندانه برای خانواده، تکریم خویشاوندان و همسایگان، انفاق در راه خدا و رفع نیازهای فردی و اجتماعی نیازمندان، دستیابی به کمال و سعادت اخروی را پی میگیرد. قرآن کریم تلاش کسانی را که آموزههای دین را به امور اخروی محدود کرده و موضوعات و نهادهای اقتصادی را از دین جدا دانسته و دین را صرفاً امری معنوی جلوه میدهند، اقدامی ظالمانه دانسته، میفرماید: ای اهل ایمان، امور پاکیزهای که خدا برای شما حلال کرده است، حرام نکنید و ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد[۲۸]. در آیۀ دیگر آموزش فنّ زرهسازی به داوود(ع) و تولید آن را برای تهیه امکانات دفاعی در جهت حفظ افراد از آسیبهای سخت سلاحها و خطرهای جنگی، لازم دانسته است[۲۹]. در احادیث فراوان هم به هدفهای یادشدۀ تولید و مصرف به دو صورت خرد و کلان توجه شده است که برای نمونه به چند مورد اشاره میشود:
- بهکارگیری هماهنگ با اهداف الهی: امام صادق(ع) در نگاه کلان به هدف تولید و درآمد، آن را مواردی دانسته که با اهداف آفریدگار در زندگی بشر هماهنگ باشد[۳۰]؛ اهدافی که دو بخش تولید و مصرف را در بر میگیرد و در بخش تولید بر پویایی و جریان سرمایه برای همگان[۳۱] که مایۀ اشتغال افراد و سودآوری سرمایه است، تأکید دارد؛ چنانکه کنز و راکدگذاشتن آن را که مایۀ بیکاری گروهی خواهد بود، ممنوع میداند. در بخش مصرف نیز بر مصرفِ بهاندازه و معقول که متناسب با شرایط و موارد است، توصیه دارد؛ چنانکه بر پرهیز از مصرف بیاندازه و گریز از اشرافیگری و بریز و بپاش[۳۲] هم تأکید دارد.
- حفظ آبرو از بدزبانان و کمک به بستگان: همان گرامی (امام صادق(ع)) با بیان برخی موارد مصرف مانند هزینه برای بستگان، نیازمندان، حفظ آبرو از بدزبانان و مانند آن، آنها را از اهداف خُرد تولید و درآمد معرفی کرده است[۳۳].
- دستیابی به سعادت اخروی و حیات جاودانه: همان حضرت در تعبیری دیگر جهتمندی مصرفهای هماهنگ با اهداف الهی را دستیابی به سعادت اخروی و حیات جاودانه دانسته، فرمود: دنیا بهترین کمک برای تحصیل رفاهِ آخرت است[۳۴]؛ چنانکه امیرمؤمنان(ع) هم فرمود: بهرهگیری از درآمد مالی بهترین یاور برای تقوای الهی است[۳۵]. مستحبات مالی از قبیل صدقه و انفاق، تأسیس و تعمیر و بازسازی و تأمین بناهای عامالمنفعه از قبیل مساجد، پل، جاده، مراکز درمانی و بهداشتی، مراکز علمی و تربیتی، تأمین هزینۀ تبلیغ امور دینی، تأسیس وقف و دستگیری از نیازمندان بهرهگیری از درآمد مالی برای سعادت اخروی است.
- بهرهدهی به بیچارگان، جنبندگان و پرندگان: امام سجاد(ع) زراعتکردن را تنها برای دستیابی به سود آن نمیدانست، بلکه بهرهدهی به بیچارگان و نیازمندان، حتی جنبندگان و پرندگان را از اهداف آن میدانست[۳۶].
- بینیازی از مردم، گشایشِ خانواده و محبّت به همسایگان و خویشاوندان: امام باقر(ع) در این باره فرمودند: هر کس در دنیا برای بینیازی از مردم و گشایشِ خانواده و ابراز محبت به همسایهاش در جستجوی روزی باشد، خدای بزرگ را روز قیامت در حالی دیدار میکند که چهرهاش همانند ماه شب چهاردهم میدرخشد[۳۷]؛ چنانکه بر پایۀ روایت معتبر[۳۸]، به محمد بن منکدر[۳۹] - که درباره کسب و کار آن حضرت در هوای گرم و عرقریزان، اعتراض داشت - فرمودند: بدین وسیله نیاز خود و خانوادهام را تأمین میکنم و از تو و مردم بینیاز میشوم[۴۰]. امام صادق(ع) هم به شخصی که اظهار نیاز میکرد و میگفت نمیتوانم با دستانم کار کنم و به فن تجارت نیز آشنایی ندارم، فرمود کار کن و بر سر خود بار حمل کن تا از مردم بینیاز شوی[۴۱].
- صدقه در راه خدا و سفر زیارتی: امام صادق(ع) در پاسخ مردی که با انگیزۀ تأمین نیازهای خود و خانوادهاش و کمک به خویشاوندان و صدقهدادن در راه خدا و حجگزاری و عمرهگزاری تلاش میکرد، ولی آن را دنیاطلبی میدانست، فرمودند: این دنیاطلبی نیست، این آخرتطلبی است[۴۲] و دربارۀ امیرمؤمنان(ع) در این مورد چنین نقل کرده است: آن حضرت از حاصل تولید و دسترنج خود هزار برده آزاد کرد[۴۳].
در جمعبندی این قسمت باید گفت، از این آیات و روایات و روایات مشابه[۴۴] بهخوبی بر میآید که هدف اسلام از درآمدزایی، انباشتن ثروت برای خود و راکدگذاشتن آنکه مایۀ بیکاری برخی خواهد بود، نیست؛ بلکه هدف آن، ایجاد فرصت برای تولید و بهرهبرداری از مواهب الهی در جهت تأمین نیاز خود و همنوعان، حتی حیوانات و پرندگان و نیز قراردادن درآمد و ثروت در مسیر رشد و تعالی و سعادتی است که برای آن آفریده شده است؛ چنانکه از آیۀ مبارکة ﴿كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ﴾[۴۵] نیز همین مطلب استفاده میشود و میتوان گفت اگر از رسول خدا(ص) نقل شده که «کشتهشدن در دفاع از مال، شهادت است»[۴۶] به جهت این هدفهای بلند است. از مجموع این مطالب میتوان نتیجه گرفت که تولید مورد نظر اسلام «تولیدِ صادراتمحور» است و مقصود از صادرات نیز ضمن بهرهگیری خود، بهرهرسانی همهجانبه به افراد، آبادانی جامعه، محیط زیست، حتی پرندگان و چرندگان است.[۴۷]
راههای تولید و درآمد
از روایات یادشده و احادیث مشابه - که در میان آنها روایت معتبر فراوان است - بر میآید که معصومان(ع) در حد توان و به اقتضای محیط اجتماعی و وضع زمان و مکان، به موضوع مورد بحث میپرداختند و در اینجا راههای اصلی و اساسی تولید و درآمد آنان در ادارۀ زندگی و راههای جانبی آن بررسی میشود. منابع موجود، همۀ مستندات منابع مالی آنان، بهویژه امامان متأخر را بهدقت به دست نمیدهد؛ ولی راه اصلی و اساسی درآمد معصومان(ع) بر پایۀ نقل خود آنان، کار و تلاش است و آن گرامیان با پیمودن این راه، به آن توصیه و تأکید داشتند و میگفتند چیزی که شما را به آن توصیه میکنیم، خود انجامش میدهیم[۴۸]؛ چنانکه از واژگانی مانند «فِي بَعْضِ أَمْوَالِهِ»، «إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ»، «حَائِطٍ لَهُ»، «حِيطَانِهِ»، «ضَيْعَتَهُ»[۴۹] که در بسیاری از منابع درباره کشاورزی بیشتر امامان به کار رفته است، این نتیجه به دست میآید و عمده درآمد آن گرامیان، جز سه امام متأخر - که در این دوره نقش هدایا، نذریها، اموال وصیتشده و خمس، بهویژه خمس ارباح مکاسب برای آنان پررنگتر بود - از راه تولید بوده و خودشان در این کار به اقتضای وضعیت، حضور شخصی داشتند و کار میکردند یا با استفاده از نیروی کمکی و نظارت بر آن به مدیریت آن میپرداختند؛ چون این واژگان در عرف رایج آن زمان درباره کارهایی مانند زراعت، باغداری، دامداری و مانند آن به کار میرفته و حکایت از نوع کارکردهای تولیدی آنان دارد؛ برای نمونه به چند مورد اشاره میشود: دربارۀ امیرمؤمنان(ع) آمده است که در دوران حکومت آن حضرت، روزی طلحه و زبیر با ایشان کاری داشتند و پس از جستجو او را در حالی یافتند که نزد «برخی از اموالش» در آفتاب، در کنار کارگری که برای او کار میکرد، به سر میبرد[۵۰]؛ چنانکه دربارۀ امام سجاد(ع) آمده است: هرگاه نزد «برخی از اموالش» میرفت، به اندازه ممکن صدقه میداد[۵۱]. دربارۀ امام صادق(ع) نیز آمده است که پسرش امام کاظم(ع) ایشان را در رفتن نزد «برخی از اموالش» همراهی میکرد[۵۲]؛ همانگونهکه سلیمان از یاران امام کاظم(ع) و علی بن جعفر برادر آن حضرت گاهی ایشان را در رفتن نزد «برخی از اموالش» همراهی میکردند[۵۳] و به گفتۀ اسماعیل پسر امام کاظم(ع) پدرش فرزندان خود را نزد «برخی از اموالش» در مدینه میبرد؛ چنانکه مزرعهای به نام «یَسیره» را به پسرش احمد - معروف به احمد بن موسی - بخشید[۵۴] و سلیمان جعفری، امام رضا(ع) را در رفتن «نزد برخی از اموالش» همراهی کرد و آن حضرت به غلامش فرمان داد لباس بارانی با خود برداشت و در میان راه به آن نیاز شد؛ درحالیکه در آغاز راه از باران خبری نبود[۵۵]. حسن بن موسی، برادر امام رضا(ع) نیز مشابه همین رخداد را برای رفتن نزد «برخی از اموال» امام رضا(ع) نقل کرده است[۵۶]. کار و تلاشی که در زندگی آنان، بر اساس اوضاع زمانشان رایج بوده، گونههای متفاوت داشت که در اینجا به مقدار دستیافته از آنها اشاره میشود:
فعالیتهای کشاورزی
فعالیتهای دامداری
فعالیتهای دستی
مقصود از فعالیتهای دستی، هر نوع تلاش و فعالیت مشروع و زودبازده است که برای اداره و پیشرفت زندگی نقش داشته و با عزّت انسانی سازگار باشد؛ هرچند جنبه خدماتی داشته باشد. اینگونه تلاش از ضرورتهای زندگی و مورد تأکید آموزههای دینی است. در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که هیچ کس غذایی بهتر از دسترنج خود نخورد. بهراستی داوود پیامبر از دسترنج خود میخورد[۵۷]. به فرمودۀ امیرمؤمنان(ع) حضرت داوود(ع) هر روز زرهی میساخت و با فروختن آن، زندگی روزانۀ خود را اداره میکرد[۵۸]. به نقل حمّاد لحّام، امام صادق(ع) فرمود: در تأمین هزینۀ زندگی سستی نکنید که اجداد و نیاکان ما در این راه تلاش پیگیر داشتند و این، سیرۀ آنان بود[۵۹]. تأکید و ترغیب این روایات بهویژه روایت اخیر بر فعالیت دستی و پیجویی امور زندگی و بهرهگیری از دسترنج خود و حضور آن در سیرۀ انبیا و معصومان(ع) نشانۀ نقش این فعالیت در معیشت ایشان است.
بر پایۀ حدیث معتبر[۶۰] امام صادق(ع)، امیرمؤمنان(ع) با فعالیت دستی در بخشی از دوران عمرش به ادارۀ امور زندگی میپرداخت؛ حتی کارهای خدماتی و تهیۀ مواد سوختی را بر عهده داشت؛ برای نمونه با آسیاب گندم آرد میکرد[۶۱]، خودش هیزم جمع میکرد، آب از چاه میکشید و به نظافت خانه میپرداخت؛ چنانکه حضرت فاطمه(س) نیز در امور یادشده به صورت دیگر مشارکت داشت و با دستانش گندم آرد میکرد و با خمیرکردن آن، نان میپخت[۶۲] و از چاه آب میکشید و خانه را نظافت کرده، غذا میپخت[۶۳]. گفتنی است، گزارشها دربارۀ فعالیتهای دستی معصومان(ع) بسیار اندک است و منابع در این خصوص فقیرند؛ در همان حال نقلهایی که تنها دربارۀ برخی فعالیتهای دستی بعضی از آنان اشاره دارند، در اینجا بررسی میشوند.[۶۴]
بافندگی
دوران معصومان(ع) همانند دوران کنونی از پیشرفتهای صنعت و حرفۀ ماشینی برخوردار نبود؛ بدین جهت بخشی از درآمدهای زندگی از طریق بافندگی تأمین میشد. صاحبان حرفۀ بافندگی که عمدۀ آن را زنان یا دیگراعضای خانواده تشکیل میدادند، از این طریق لباس خانواده را تأمین میکردند یا آن را به بازار عرضه میکردند. معصومان(ع) نیز از این حرفه برای تأمین زندگی خود بهره میگرفتند. یا لباسهای آنان، از این دستبافتها بود و یا از این راه بخشی از هزینههای دیگر زندگی را تأمین میکردند. بخشی از هزینههای زندگی امیرمؤمنان(ع) در پارهای از دوران پیامبر(ص) به تناسب آن دوره، از دستبافت حضرت فاطمه(س) تأمین میشد. در آن روزهایی که با تنگدستی روبرو بودند، امیرمؤمنان(ع) با مراجعه به فردی یهودی - که کارگاه بافندگی داشت - مقداری از پشم ریسندگی او را به خانه برده، فاطمه(س) آن را روزانه به اندازۀ هزینۀ خوراک همان روز میبافت و به مالکش بر میگرداند و مزد آن را - که یک صاع[۶۵] جو بود - میگرفت و آرد میکرد و به تهیۀ غذای همان روز میپرداخت[۶۶]. همان حضرت هنگام کوچ از بصره به کوفه، در پاسخ انتقاد مردم، با اشاره به پیراهن و ردایش چنین گفت: «به خدا قسم این دو، از دستبافتهای خانوادهام است»[۶۷]؛ چنانکه امام کاظم(ع) نیز در پیامی به یکی از شیعیان نیشابور - که هدیهای به عوض هدیّۀ او فرستاده بود - فرمود: این پارچه دستبافت خواهرم حلیمه (حکیمه)، دختر جعفر بن محمد است[۶۸]. این سه روایت دلالت دارند که بافندگی از راههای تأمین معیشت مالی آن گرامیان بود و قسمتی از پارچههای مورد نیاز برای پوشش و برخی هزینههای دیگر را از طریق بافندگی خانوادگی خود تهیه میکردند.[۶۹]
کارمزدی
فعالیت «کارمزدی» مساوی با پیمانِ قطعهکاری است که برای هر قطعه کارِ انجامیافته، مبلغی مزد گرفته میشود بیآنکه دستمزدِ ثابتی برای ساعت یا هفته یا ماه یا سال - که ظرف زمانی آن کار است - تعیین شود. اجراییشدن چنین برنامه و نظامی استانداردهای معیّنی دارد که بر پایۀ زمانسنجیِ کار و سنجش کیفیت محصولِ به دستآمده صورت میپذیرد تا از این راه دستمزدها بر پایۀ معیارهای مشخص تعیین و پرداخت شود[۷۰]. عنوان «کارمزدی» در لسان فقه و آموزههای دینی از نمونههای «اجاره» شمرده میشود و این کار اگر به صورت مزدوری برای دیگران باشد، در اسلام با تعبیرِ «بردۀ دیگران مباش»[۷۱] از آن مذمت شده است و اگر برای ادارۀ معیشت و تأمین کرامت انسانی شخص و خانوادهاش[۷۲] باشد، پسندیده است و بر پایۀ روایات معتبری[۷۳] تلاشی مجاهدانه شمرده میشود. بودن چنین فعالیتی در معیشت معصومان(ع) تنها دربارۀ برخی از آنان در بعضی دورهها نقل شده است و در اینجا این گزارشها مورد بررسی قرار میگیرد.
یکم: وضعیت اقتصادی حجاز برای مسلمانان در پیش و پس از هجرت رسول خدا(ص) بسیار سخت و نابسامان بود و امیرمؤمنان(ع) که این وضعیت را سپری کرده است، از یک سو منابع درآمد و تولیدی نداشت؛ از سوی دیگر ناگزیر از تأمین معیشت خانواده بود. در این شرایط با دشواریهای فراوان اقتصادی و سختیهای طاقتفرسا روبرو بوده است. در چنین وضعیتی همۀ مسلمانان از جمله امیرمؤمنان(ع) برای تأمین عزتمندانۀ زندگی خود در تکاپو بودهاند. بر پایۀ نقل معتبرِ[۷۴] امام صادق(ع) برخی از کارهای آن حضرت در این عرصه این بود که مواد سوختی زندگی خود از قبیل هیزم و مانند آن را خودش با استفاده از مباحات تهیه میکرد که این فعالیتها، بخشی از هزینهها را تأمین میکرد. این، افزون بر کارهای رایج خانگی آن حضرت از قبیل آبکشی از چاه، جاروبکردن خانه، تهیه مواد غذایی مانند خرما و بهخانهبردن آن و مانند آن است که بخش دیگر هزینهها را تدارک میکند.
در این امور همسر امیرمؤمنان(ع)، حضرت فاطمه(س) نیز با آردکردن گندم با دستانش و خمیرکردن و نانپختن آن، ایشان را در ادارۀ معیشت یاری میداد[۷۵]. این اقدامها بخشی از هزینۀ زندگی را تأمین میکند؛ ولی تأمین هزینه بخشهای دیگر راههای دیگری میطلبد؛ ازاینرو آن حضرت در سالهای نخست هجرت به مدینه، با شرایط یادشدهای که داشت، گاهی برای ادارۀ معیشت و تأمین کرامت انسانی خود و خانوادهاش، ناگزیر از کارپردازی به صورت کارمزدی، حتی برای غیرمسلمانان میشد و از تلاش طاقتفرسا برای کسب حلال دریغ نداشت و به نقل صدوق برای رفع نیازمندیهای خود، در وسط روز با تلاش و زحمت در پی کسب حلال میرفت و دوست میداشت در این باره به زحمت بیفتد[۷۶]. درباره کارپردازی به صورت کارمزدی تعبیرهای متفاوتی در منابع آمده است مانند:
الف) آبکشی: محدث نوری از احمد بن محمد بن سیاری -[۷۷] معاصر امام عسکری(ع) - نقلی را که در دو کتابش به نامهای القرائات و التَّنْزِیلِ وَ التَّحْرِیفِ درج کرده، آورده است مبنی بر اینکه امیرمؤمنان(ع) اجیر شده تا در برابر هر دلو آبی که میکشد، دانۀ خرمایی مزد بگیرد و آن را نزد پیامبر(ص) برد. در همان حال عبدالرحمن بن عوف دم درِ خانه حضور داشت و این کار آن حضرت را به تمسخر گرفت که آیۀ ۷۹ سورۀ توبه نازل شده است مبنی بر اینکه «کسانی که اطاعتکنندگان را مسخره کنند، نتیجه تمسخرشان به خودشان باز میگردد»[۷۸] و بدین روش آن حضرت تحسین شده و خردهگیران بر او نکوهش شدهاند. شیخ طوسی در نگاه فقهی به این موضوع که کارکردن و اجیرشدن آدمی برای دیگری جایز است، به حدیثی با تعبیر «آجر نفسه من یهودی یسقی له الماء» استناد کرده که امیرمؤمنان(ع) برای فردی یهودی - در دورانی که میان یهودیان مدینه و مسلمانان خصومتی نبود - اجیر شده تا در برابر هر دلو آبی که میآورد، دانۀ خرمایی مزد بگیرد و چنین کرد و مزدش را نزد پیامبر(ص) آورد[۷۹]. ابنابیجمهور احسائی نیز در پی شیخ طوسی همین مضمون را آورده است[۸۰].
اربلی به نقل از اسماء بنت عمیس میگوید: آن حضرت روزی برای کار، نزد فردی از یهودیان مدینه - درحالیکه حسنین را نیز به همراه داشت - رفت و برای او از چاه آب کشیده و از هر دلوی، خرمایی به اجرت گرفت و آن را جهت تغذیۀ اعضای خانوادهاش به خانه برد[۸۱]. ابنعساکر نیز همین مضمون را با سندش که آن را به حضرت فاطمه رسانیده، نقل کرده است[۸۲]. احمد بن حنبل با سندش به نقل از مجاهد میگوید: آن حضرت به باغ یا بستانی رفت و صاحب باغ پیشنهاد داد که برای وی آبی آماده کند و برای هر دلوی، یک عدد خرما مزد بگیرد و آن حضرت پذیرفت و در پایان، یک مشت خرما مزد گرفت و نزد پیامبر(ص) برد و با هم از آن سود بردند[۸۳]. اربلی نیز با کمی تفاوت همین مضمون را در گزارش دیگرش - به نقل از ابنطلحه از مجاهد - آورده است و مکان آن را منطقۀ عوالی مدینه و صاحب بستان را خانمی دانسته که خاکی را برای گِلکردن آماده کرده بود و به نیروی کمکی نیاز داشت. مزد ایشان را نیز شانزده عدد خرما نقل کرده است[۸۴]. در اینکه این نقلها چه اندازه اعتبار دارد و آیا از یک قضیه حکایت دارند یا از قضیههای متفاوت، باید گفت، با توجه به گونهگونبودن گزارشها از یک سو و استدلال شیخ طوسی به یکی از آنها در مسئله فقهیِ «جواز اجیرشدن» - که به جهت فقهیبودن، به دلیل معتبر نیاز دارد - میتوان نتیجه گرفت که اصل اجیرشدن آن حضرت برای آبکشی، در وضعیت سخت اقتصادی دوران نخست زندگیاش، بیتردید است؛ ولی یک بار یا چندباربودن آن، چندان روشن نیست و هر دو احتمال رواست؛ هرچند صورتهای متفاوت نقلها، مانند بههمراهبودن حسنین در برخی نقلها، تعبیر «يُسْقَى لَهُ» در برخی دیگر که به لحاظ معنا متفاوت است[۸۵] با واژۀ «يَنْزِعُ لَهُ» و عبارت «فَدَلَوْتُ دَلْوًا بِتَمْرَةٍ» که در گزارشهای دیگری به کار رفته است، میتواند نشانۀ چندباربودن این عمل باشد و قانون اصولی «اطلاق و تقیید» در اینجا راه ندارد.
ب) آبیاری نخلستان: در تفسیر واحدی (۴۶۸ق) آمده است: آن حضرت شبی تا صبح نخلستانی را آبیاری کرد و مزدش را کمی جو گرفت و آرد آن را برای غذای سه روز، به سه بخش، تقسیم کرد و برای هر روز، از آن غذایی درست کرد[۸۶]. ماهیّت کاری که در این گزارش آمده، به لحاظ زمان و شیوه با ماهیّت کارها در گزارشهای پیشین متفاوت است؛ این کار در فصل آبیاری درختان و شبانه و با اجرت «جو» انجام گرفت؛ درحالیکه زمان کارها در گزارشهای پیشین، فصل برداشت خرما و اجرت آن، مقداری خرما بوده است. اعتبار سند این نقلها به اندازۀ اعتبار نقل شیخ طوسی نیست؛ ولی مضمون آنها به لحاظ اجیرشدن، با اجیرشدن حضرت موسی برای شُعَیب نبی هماهنگ است[۸۷] و با منابع قرآنی و روایی هم تنافی ندارد.
دوم: در اینکه آیا در سیرۀ دیگر امامان نیز فعالیت «کارمزدی» وجود داشته است، از منابع موجود، مطلبی به دست نمیآید؛ اجمالاً با رویکرد به مستندات موجود - که بخشی از آنها در همین اثر بررسی شده است - شرایط زندگی و وضعیت اقتصادی دیگر امامان، حتی وضعیت اقتصادی امیرمؤمنان(ع) از نیمۀ دوم هجرت، بهویژه پس از تأسیس مزرعههایش بهبود یافته بود و زیرساختهای تولیدی برای همۀ آنان از این تاریخ در میان بود و نیازی به فعالیت «کارمزدی» نبود. اگر گزارشهایی دربارۀ کارهای آنان در باغ و مزرعه نقل شده است، این نقلها یا دربارۀ بهرهگیری از مباحات بیابان برای خود بوده و یا دربارۀ کارگری در مزرعۀ خودشان است.[۸۸]
منابع
پانویس
- ↑ روحالله خمینی، تحریر الوسیله، کتاب المکاسب، ص۴۷۵، مسئله ۲۰ - ۲۱.
- ↑ عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۴۴.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۴، ح۵؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲، ح۳۷۲۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۳، ح۶؛ سعید بن عبدالله راوندی، فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، ج۲، ص۳۰، ص۳۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۷، ح۲۱۸۹۴ («... إِنَّ قَوْماً مِنَ الصَّحَابَةِ لَمَّا نَزَلَ ﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾ أَغْلَقُوا الْأَبْوَابَ وَ أَقْبَلُوا عَلَى الْعِبَادَةِ وَ قَالُوا قَدْ كُفِينَا فَبَلَغَ ذَلِكَ النَّبِيَّ(ص) فَأَرْسَلَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ:... عَلَيْكُمْ بِالطَّلَبِ طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِيضَةٌ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۰۱، ح۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۸۸، ح۲۴۲۲۱ («... عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(ع)، قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ... إِضَاعَةَ الْمَالِ...»). محمد بن علی صدوق، معانی الأخبار، ص۲۷۹ (و نهی(ع) عن... إضاعة المال...).
- ↑ ﴿وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا﴾ «و روز را زمان (تلاش برای) معاش نهادیم؛» سوره نبأ، آیه ۱۱؛ ﴿إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا﴾ «تو را در روز، کوششی دراز دامن است» سوره مزمل، آیه ۷؛ ر.ک: عبدالله جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۲۳۶.
- ↑ ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ «و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.
- ↑ عبدالله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص۱۶۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۸، ح۲ («... الَّذِي يَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا يَكُفُّ بِهِ عِيَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»). سند روایت صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۷).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۷، ح۵؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۵، ح۵۵۵ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سِتَّةٌ تَلْحَقُ الْمُؤْمِنَ بَعْدَ وَفَاتِهِ، وَلَدٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُ، وَ مُصْحَفٌ يُخَلِّفُهُ وَ غَرْسٌ يَغْرِسُهُ وَ قَلِيبٌ يَحْفِرُهُ وَ صَدَقَةٌ يُجْرِيهَا وَ سُنَّةٌ يُؤْخَذُ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، معانی الأخبار، ص۲۹۲؛ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۹، ص۲۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۱، ص۱۶۲- ۱۶۴، ح۷ - ۸ («... عَنِ النَّبِيِّ(ص) قَالَ: خَيْرُ مَالِ الْمَرْءِ مُهْرَةٌ مَأْمُورَةٌ أَوْ سِكَّةٌ مَأْبُورَةٌ»... المُهْرَةُ المَأْمُورَةُ، فَإنَّها الكَثِيرَةُ النَّتَاجِ، وَ أَمَّا المَأْبُورَةُ فَهِيَ الَّتِي قَدْ لُقِّحَتْ... و فی النهایة (ج۱، مادة أبَرَ و أمر): «خَيْرُ المَالِ مُهْرَةٌ مَأْمُورَةٌ وَ سِكَّةٌ مَأْبُورَةٌ»، المَأْمُورَةُ: الكَثِيرَةُ النَّسْلِ وَ النَّتَاجِ؛ يُقَالُ: أَمَرَهُمُ اللَّهُ فَأَمَرُوا؛ أيْ كَثُرُوا... وَ السِّكَةُ، الطَّرِيقَةُ المُصَطَفَّةُ مِنَ النَّخْلِ، وَ مِنْهَا قِيلَ لِلْأَزِقَّةِ: سِكَكٌ لِاصْطِفَافِ الدُّورِ فِيهَا... المَأْبُورَةُ المُصْلَحَةُ لَهُ، أَرَادَ خَيْرَ المَالِ نَتَاج أَوْ زَرْع).
- ↑ محمد بن علی صدوق، معانی الأخبار، ص۲۹۲؛ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۹، ص۲۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۱، ص۱۶۲- ۱۶۴، ح۷ - ۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰، ح۱۲ («... اسْتِثْمَارُ الْمَالِ تَمَامُ الْمُرُوءَةِ...»). محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۱، ص۱۰ («مِنَ الْمُرُوءَةِ اسْتِصْلَاحُ الْمَالِ»).
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ج۱، ص۵۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۰ - ۴۱، ح۲۱۹۳۰ («... مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۸، ح۶ («عَلَيْكَ بِإِصْلَاحِ الْمَالِ، فَإِنَّ فِيهِ مَنْبَهَةً لِلْكَرِيمِ، وَ اسْتِغْنَاءً عَنِ اللَّئِيمِ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۰، ح۲۱۸۴۴ («... اغْدُ إِلَى عِزِّكَ»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۳۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۹، ح۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳، ح۴ («... اغْدُ إِلَى عِزِّكَ يَعْنِي السُّوقَ»).
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۵۷، ح۲۷۸۶۵؛ عبدالله بن نورالله بحرانی، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ج۱۷، ص۶۴ («... فِي أَخْبَارِ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ:... خَيْرَ الْمَالِ مَا وَقَى الْعِرْضَ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۷۰ («... مَا يُخَلِّفُ الرَّجُلُ شَيْئاً أَشَدَّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَالِ الصَّامِتِ. قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ؟ قَالَ: يَضَعُهُ فِي الْحَائِطِ وَ الْبُسْتَانِ وَ الدَّارِ»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۱۷۹
- ↑ توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۳۶.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۴۴۳، ماده «فقر» (الْفَقِيرُ: الْمَكْسُورُ فَقَارُ الظَّهْرِ، وَ قَالَ أَهْلُ اللُّغَةِ: مِنْهُ اشْتُقَّ اسْمُ الْفَقِيرِ، وَ كَأَنَّهُ مَكْسُورٌ فَقَارُ الظَّهْرِ مِنْ ذِلَّتِهِ وَ مَسْكَنَتِهِ). عبدالله جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۴۹.
- ↑ «و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید» سوره نساء، آیه ۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۵، ح۱ («قَالَ:... أَنَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتَاثُ عَلَى صَاحِبِهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنَ الْعَيْشِ مَا يَعْتَمِدُ عَلَيْهِ، فَإِذَا هِيَ أَحْرَزَتْ مَعِيشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ» و ص۸۹، ح۲ («... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ النَّفْسَ إِذَا أَحْرَزَتْ قُوتَهَا اسْتَقَرَّتْ»). بهگفته مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، صص۵ و ۳۸) سند روایت اول ضعیف و دومی ناشناخته است؛ ولی محتوای آنها با روایت معتبر امام رضا(ع) که در شماره بعدی میآید، هماهنگ است.
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۵، ح۱ («عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا(ع) يَقُولُ: إِنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا أَدْخَلَ طَعَامَ سَنَتِهِ خَفَّ ظَهْرُهُ وَ اسْتَرَاحَ...»).
- ↑ یادآوری میشود که در میان آموزههای دین، «اعتقاد» اصل و «اقتصاد» پشتوانه ابزاری برای حفظ اعتقاد است. حدیث منسوب به امیرمؤمنان(ع) نشانه نگاه ابزاری دین به اقتصاد است که فرمود: زندگی را برای خوردن مخواه، بلکه خوردن را ابزاری برای زندگی بخواه (ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳، الحکم المنسوبة، ح۸۲۴)؛ با این حال عموم مردم که به لحاظ مبانی معرفتی و باور درونی، در سطح بالایی نیستند، رتبه تحملِ سختی و فقر در آنان عمیق نیست و چه بسا بر اثر دشواریِ معیشت، قدرت حفظ دین در آنان کمرنگ شود؛ ازاینرو پیامبر اکرم(ص) برای توجهدادن به لزوم حفظ پشتوانه ابزاری، در راستای حفظ اعتقاد از خدا میخواهد که نان، یعنی کالای اساسی و ابزارِ پشتوانهای، بهآسانی تأمین شود تا آموزههای اعتقادی آسیب نبیند (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱۳ و ج۶، ص۲۸۷، ح۶). بر پایه این روایت، «نان» نماد درآمد سالم و فراگیر است که مسکن، پوشاک، درمان، تحصیل و دیگرهزینههای زندگی را در بر میگیرد (ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۵۵).
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾ «ای مؤمنان! چیزهای پاکیزهای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۸۷.
- ↑ ﴿وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ﴾ «و برای شما ساختن زرهی را به او آموختیم تا از (گزند) جنگتان نگه دارد پس آیا شما سپاسگزار هستید؟» سوره انبیاء، آیه ۸۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۳۲، ح۵۷، ح۵؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷، ح۱۶۹۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۹۷، ح۲۱۵۹۴ («... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّمَا أَعْطَاكُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَيْثُ وَجَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ يُعْطِكُمُوهَا لِتَكْنِزُوهَا»).
- ↑ ﴿... كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ...﴾ «... تا میان توانگران شما دست به دست نگردد.».. سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ ﴿وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ﴾ «و هیچگونه فراخرفتاری مورز * که فراخ رفتاران یاران شیطانند» سوره اسراء، آیه ۲۶-۲۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۵۵۱، ح۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۴، ص۵۵، ح۳ («... ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... تُعْطِي مِنْهُ الْقَرَابَةَ وَ الْمُعْتَرِضَ لَكَ مِمَّنْ يَسْأَلُكَ فَتُعْطِيهِ مَا لَمْ تَعْرِفْهُ بِالنَّصْبِ فَإِذَا عَرَفْتَهُ بِالنَّصْبِ فَلَا تُعْطِهِ إِلَّا أَنْ تَخَافَ لِسَانَهُ فَتَشْتَرِيَ دِينَكَ وَ عِرْضَكَ مِنْهُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۲، ح۸ - ۹؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۶ («... نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ»). در سند این روایت بهترتیب علی بن ابراهیم، پدرش ابراهیم، صفوان بن یحیی و ذریح محاربی جای دارند که ذریح - به گفته مرحوم خویی - ثقه است (سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۵۱) و معتبربودن افراد دیگر، مورد اتفاق رجالیان است. به گفته مجلسی سند روایت ۸ صحیح و روایت ۹ حسن است (مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۴- ۱۵).
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۹، ص۲۲۷، ح۷ («نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْمَالُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۲۵، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۳۹۶، ح۲۹۸۳۶ («... مَا أَزْرَعُ الزَّرْعَ لِطَلَبِ الْفَضْلِ فِيهِ وَ مَا أَزْرَعُهُ إِلَّا لِيَنَالَهُ الْمُعْتَرُّ وَ ذُو الْحَاجَةِ وَ تَنَالَهُ الْقُنْبُرَةُ مِنْهُ خَاصَّةً مِنَ الطَّيْرِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۸، ح۵ («مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ فِي الدُّنْيَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ تَوْسِيعاً عَلَى أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ...»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۶؛ سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۲۷۹، ذیل «محمد بن منکدر». سند روایت صحیح است.
- ↑ محمد بن منکدر (۱۳۰یا ۱۳۱) یکی از تابعان تارک دنیا و عالمان سنی مذهب بود و گرایشی هم به اهل بیت(ع) داشت (قاموس الرجال، ج۹، ص۶۰۸) و گفته میشود: از صوفیههای با ادعایی بود که تفکر درستی نداشت.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ح۶، ص۳۲۵، ح۱۵ («... لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶، ح۱۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۸، ح۲۱۹۲۲ («... فَقَالَ اعْمَلْ فَاحْمِلْ عَلَى رَأْسِكَ وَ اسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ...»). سند روایت حسن است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۲۱).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۲، ح۱۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴، ح۲۱۹۱۰ («... قَالَ: أَعُودُ بِهَا عَلَى نَفْسِي وَ عِيَالِي وَ أَصِلُ بِهَا وَ أَتَصَدَّقُ بِهَا وَ أَحُجُّ وَ أَعْتَمِرُ، فَقَالَ(ع): لَيْسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْيَا، هَذَا طَلَبُ الْآخِرَةِ»). سند روایت حسن است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۲۱).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴، ح۴ («... أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ مِنْ كَدِّ يَدِهِ»).
- ↑ یادآوری میشود روایاتی که بر این مضمون دلالت دارند، فراوان است و در اینجا تنها به نقل روایت صحیح ابنابییعفور بسنده میشود (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۲، ح۱۰). محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۷، ح۲۴؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۶۲ («... وَ قَدْ رُوِيَ فِي الصَّحِيحِ...»).
- ↑ «تا میان توانگران شما دست به دست نگردد» سوره حشر، آیه ۷؛ تقسیمبندی مال مورد نظر در آیه به این جهت است که اموال میان ثروتمندان دست به دست نشود.
- ↑ محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۰۷؛ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۱، ص۲۱۳، ح۱۲۹؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۳۸۳، ح۳۵۰۱۶- ۱ («مَنْ قَتَلَ مِنْ دُونِ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۱۸۴
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۹، ح۸ («... إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَيْكُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ...»). هرچند سند این روایت به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۲۳، ح۸) ناشناخته است؛ محتوای آن با نص آیاتی مانند ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ مطابق است.
- ↑ واژه «ضَیعه» درباره زراعتی به کار میرود که دور آن دیواری نداشته باشد؛ ولی کلمه «حیطان» در مورد بستانهای با دیوار کاربرد دارد. نگارنده در سفر حج (ذیقعده ۱۴۳۵/ شهریور ۱۳۹۳) در تحقیق میدانی از برخی پیران اهل اطلاع مدینه درباره کاربرد دو واژه «ضَیعه» و «حیطان» پاسخ شنیده است که در دوران گذشته واژه «ضَیعه» درباره مزرعهای به کار میرفته که زراعت آن با آب باران آبیاری میشد و کاربرد واژه «حیطان» درباره مزرعهای بوده که آن را با دست و ابزار آبیاری میکردند و میتوان گفت، چون آبیاری بستانهای با دیوار با دست و ابزار، امر رایجی بوده، از این جهت این معنا درباره واژه «حیطان» رواج داشته است.
- ↑ ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۸۴، ذکر قسمة الغنائم («... فَقَالَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ:... فَوَجَدَاهُ فِي بَعْضِ أَمْوَالِهِ قَائِماً فِي الشَّمْسِ عَلَى أَجِيرٍ لَهُ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ...»).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۴۸، ح۲۵؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۴۶؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۷۰، ح۲۴۰۸؛ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۴۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۷۶، ح۱۵۰۵۵ («... إِذَا أَرَادَ الْخُرُوجَ إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ اشْتَرَى السَّلَامَةَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا تَيَسَّرَ لَهُ وَ يَكُونُ ذَلِكَ إِذَا وَضَعَ رِجْلَهُ فِي الرِّكَابِ...»).
- ↑ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۸۲، ح۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۲۳۱، ح۴۲ («... عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ أَبِي إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۲۶، ح۱۹؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۱۱، ح۱۸۶؛ ابنطاووس، فلاح السائل، ص۱۸۷؛ علی بن جعفر(ع)، مسائل علی بن جعفر، ص۲۷۷؛ عبدالله بن جعفر حمیر ی، قرب الإسناد، ص۱۱۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۷، ح۸۵۸۹ و ج۲۰، ص۹۹، ح۲۵۱۳۸ («... عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَخِي (الْإِمَامِ الْكَاظِمِ) فِي طَرِيقِ بَعْضِ أَمْوَالِهِ وَ مَا مَعَنَا غَيْرُ غُلَامٍ لَهُ...»).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۴؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ص۴۸، ص۲۸۷، ح۲؛ («كَانَ أَحْمَدُ بْنُ مُوسَى كَرِيماً جَلِيلًا وَرِعاً وَ... وَ وَهَبَ لَهُ ضَيْعَتَهُ الْمَعْرُوفَةَ بِالْيَسِيرَةِ وَ...»).
- ↑ ابنطاووس، الأمان، ص۱۲۸، الفصل الرابع عشر فیما نذکره إذا خاف («... وَ هُوَ يُرِيدُ بَعْضَ أَمْوَالِهِ فَأَمَرَ غُلَاماً لَهُ يَحْمِلُ لَهُ قَبَاءً...»).
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۳۷۰؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۰۳؛ سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج والجرائح، ج۱، ص۳۵۶ («... خَرَجْنَا... إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ...»).
- ↑ ابوالقاسم پاینده، نهجالفصاحة، ص۶۹۶، ش۲۶۲۰ («مَا أَكَلَ أَحَدٌ طَعَامًا قَطُّ خَيْرًا مِنْ أَنْ يَأْكُلَ مِنْ عَمَلِ يَدِهِ، وَ إِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ دَاوُدَ كَانَ يَأْكُلُ مِنْ عَمَلِ يَدِهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴، ح۵؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۲، ح۳۵۹۴؛ ابنابیجمهور احسائی، عوالی االئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۳، ص۱۹۹، ح۱۸ («... فَكَانَ يَعْمَلُ كُلَّ يَوْمٍ دِرْعاً فَيَبِيعُهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ فَعَمِلَ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ دِرْعاً فَبَاعَهَا بِثَلَاثِمِائَةٍ وَ سِتِّينَ أَلْفاً...»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۷، ح۵۷۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۶۰، ح۲۱۹۸۰ («... وَ رَوَى حَمَّادٌ اللَّحَّامُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا تَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ، فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۷، ح۴ و ص۳۵، ح۱.
- ↑ احمد بن حنبل، فضائل علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۱۸- ۳۱۹، ش۲۹۱ («قَالَ(ص): أَيْنَ عَلِيٌّ؟ قَالُوا: هُوَ فِي الرَّحَى يَطْحَنُ، قَالَ: وَ مَا كَانَ أَحَدُكُمْ يَطْحَنُ؟...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۷، ح۲۱۹۱۹ («... كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يَحْتَطِبُ وَ يَسْتَقِي وَ يَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(س) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ»).
- ↑ احمد بن حنبل، فضائل علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۵۱، ش۳۲۹ («... فَجَرَتْ بِالرَّحَى حَتَّى أَثَّرَ الرَّحَى بِيَدِهَا، وَأَسْقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتَّى أَثَّرَتْ الْقِرْبَةُ بِنَحْرِهَا، وَقَمَّتِ الْبَيْتَ حَتَّى اغْبَرَّتْ ثِيَابُهَا، وَأَوْقَدَتْ تَحْتَ الْقِدْرِ حَتَّى دَنِسَتْ ثِيَابُهَا، فَأَصَابَهَا مِنْ ذَلِكَ ضَرَرٌ...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۲۶۷
- ↑ یک صاع حدود سه کیلو است.
- ↑ محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۲۵۶- ۲۶۱، ح۱۱ (با دو طریق که یک طریق آن به ابنعباس و طریق دیگرش به امام صادق میانجامد). محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۶۰؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۴؛ علی بن ع یسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۳۰۲؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۳۷ («... فَأَصْبَحُوا صِيَاماً وَ لَيْسَ عِنْدَهُمْ طَعَامٌ فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى جَارٍ لَهُ مِنَ الْيَهُودِ يُقَالُ لَهُ شَمْعُونُ يُعَالِجُ الصُّوفَ فَقَالَ: هَلْ لَكَ أَنْ تُعْطِيَنِي جِزَّةً مِنْ صُوفٍ تَغْزِلُهَا لَكَ ابْنَةُ مُحَمَّدٍ بِثَلَاثَةِ أَصْوُعٍ مِنْ شَعِيرٍ؟ قَالَ: نَعَمْ، فَأَعْطَاهُ فَجَاءَ بِالصُّوفِ وَ الشَّعِيرِ وَ أَخْبَرَ فَاطِمَةَ(س)، فَقَبِلَتْ وَ أَطَاعَتْ، ثُمَّ عَمَدَتْ فَغَزَلَتْ ثُلُثَ الصُّوفِ، ثُمَّ أَخَذَتْ صَاعاً مِنَ الشَّعِيرِ، فَطَحَنَتْهُ وَ عَجَنَتْهُ وَ خَبَزَتْ مِنْهُ خَمْسَةَ أَقْرَاصٍ لِكُلِّ وَاحِدٍ قُرْصاً... ثُمَّ عَمَدَتْ إِلَى الثُّلُثِ الثَّانِي مِنَ الصُّوفِ فَغَزَلَتْهُ ثُمَّ أَخَذَتْ صَاعاً مِنَ الشَّعِيرِ فَطَحَنَتْهُ وَ عَجَنَتْهُ وَ خَبَزَتْ مِنْهُ خَمْسَةَ أَقْرِصَةٍ لِكُلِّ وَاحِدٍ قُرْصاً... وَ عَمَدَتْ فَاطِمَةُ(س) فَغَزَلَتِ الثُّلُثَ الْبَاقِيَ مِنَ الصُّوفِ وَ طَحَنَتِ الصَّاعَ الْبَاقِيَ وَ عَجَنَتْهُ وَ خَبَزَتْ مِنْهُ خَمْسَةَ أَقْرَاصٍ لِكُلِّ وَاحِدٍ قُرْصاً...»).
- ↑ محمد بن محمد مفید، الجمل، ص۴۲۲؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۲، ص۹۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۳۲۵ («... لَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) التَّوَجُّهَ إِلَى الْكُوفَةِ... أَشَارَ إِلَى قَمِيصِهِ وَ رِدَائِهِ فَقَالَ: وَ اللَّهِ إِنَّهُمَا لَمِنْ غَزْلِ أَهْلِي، مَا تَنْقِمُونَ مِنِّي يَا أَهْلَ الْبَصْرَةِ...»).
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۳۱۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۷۳ («... وَ غَزْلِ أُخْتِي حَلِيمَةَ ابْنَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)...»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۲۶۹
- ↑ ر.ک: سیاوش مریدی و علیرضا نوروزی، فرهنگ اقتصادی، ص۵۷۹.
- ↑ ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۷۶، کتابه إلی ابنه الحسن(ع)؛ نهجالبلاغه، حکمت۴۰۱، الترفق فی الطلب؛ ابنابیالحدید شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۹۳؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۳۵، ش۷۷۱۶ («... يَا بُنَيَّ... فَخَفِّضْ فِي الطَّلَبِ... وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً...»).
- ↑ تفاوت «مزدوری» با «تأمین کرامت انسانی» با قصد اجیر مشخص میشود؛ یعنی اگر انگیزۀ فرد در کار برای دیگری، وابستگی به اوست و از اینکه برای آن شخص کار میکند، فخر میورزد، این مزدوری است؛ چنانچه انگیزۀ او در این کار، تأمین هزینه زندگی برای حفظ هویت انسانی و آبروی خود و خانوادهاش باشد، بیآنکه به فرد خاصی وابسته باشد، این کار برای «تأمین کرامت انسانی» است؛ چنانکه فخر کارگری برای فردی از اولیای الهی نیز در جهت «تأمین کرامت انسانی» است؛ زیرا جنبه ولایت الهی فرد مورد توجه کارگر است؛ نه جهات دیگرش (عبدالله جوادی آملی، درس فقه، کتاب خمس، ش۱۱۶).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۸، ح۱ («... الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»). سند روایت حسن است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۷).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۷، ح۴ و ص۳۵، ح۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴، ح۲ و۴ و ص۸۶، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹ («... كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يَحْتَطِبُ وَ يَسْتَقِي وَ يَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(س) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ»). ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۱، ص۵۸ («... عَنْ صَالِحٍ بَيَّاعِ الْأَكْسِيَةِ: أَنَّ جَدَّتَهُ أَتَتْ عَلِيّاً(ع) وَ مَعَهُ تَمْرٌ يَحْمِلُهُ، فَسَلَّمَتْ عَلَيْهِ وَ قَالَتْ أَعْطِنِي هَذَا التَّمْرَ أَحْمِلْهُ عَنْكَ إِلَى بَيْتِكَ. قَالَ: أَبُو الْعِيَالِ أَحَقُّ بِحَمْلِهِ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳، ح۳۵۹۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۲۳، ح۲۱۸۸۴ («كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يَخْرُجُ فِي الْهَاجِرَةِ فِي الْحَاجَةِ قَدْ كَفَاهَا يُرِيدُ أَنْ يَرَاهُ اللَّهُ يُتْعِبُ نَفْسَهُ فِي طَلَبِ الْحَلَالِ»).
- ↑ برخی رجالیان بر احمد بن محمد بن سیاری و کتابش خرده گرفتهاند؛ ولی محدث نوری کتابش را بیاشکال میداند. در این باره رجوع شود به عنوان بررسی «منابع حدیثی» همین اثر ذیل ارزیابی کتاب مستدرک الوسائل.
- ↑ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۳، ص۱۸۸، ح۱۵۰۵۸ - ۱ و ج۱۴، ص۲۸، ح۶، ۱، ۱۴ - ۱۶۰۱۵ - ۲ («... سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ ﴿الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ...﴾»). عیاشی نیز همین مضمون را در تفسیرش (ج۲، ص۱۰۱، ش۹۳) از ابیالجارود آورده است.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج۳، ص۴۸۶ («... آجَرَ نَفسَهُ مِن يَهودِيٍّ يَسقى لَهُ الماءَ كُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ، وَ جَمَعَ التَّمَراتِ و حَمَلَها إلَى النَّبِيِّ(ص) فَأَكَلَها»). ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۳، ص۲۵۴، ح۴ («... وَ فِي الحَديثِ أنَّ عَلِيّا(ع) آجَرَ نَفسَهُ مِن يَهودِيٍّ لِيَستَقِيَ الماءَ كُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ، وَ جَمَعَ التَّمَراتِ وَ حَمَلَهُ إلَى النَّبِيِّ(ص) فَأَكَلَ مِنهُ»). به نظر میرسد این روایت، خلاصه همان روایت شیخ طوسی است.
- ↑ ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۳، ص۲۵۴، ح۴ («... أنَّ عَلِيّا(ع) آجَرَ نَفسَهُ مِن يَهودِيٍّ لِيَستَقِيَ الماءَ كُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ، وَ جَمَعَ التَّمَراتِ وَ حَمَلَهُ إلَى النَّبِيِّ(ص) فَأَكَلَ مِنهُ»).
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲ ص۶۰ («عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَتَاهَا يَوْماً، فَقَالَ: أَيْنَ ابْنَايَ يَعْنِي حَسَناً وَ حُسَيْناً؟ قَالَتْ: قُلْتُ أَصْبَحْنَا وَ لَيْسَ فِي بَيْتِنَا شَيْءٌ يَذُوقُهُ ذَائِقٌ، فَقَالَ عَلِيٌّ: أَذْهَبُ بِهِمَا فَإِنِّي أَتَخَوَّفُ أَنْ يَبْكِيَا عَلَيْكِ وَ لَيْسَ عِنْدَكِ شَيْءٌ، فَذَهَبَا بِهِمَا إِلَى فُلَانٍ الْيَهُودِيِّ فَوَجَّهُ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَوَجَدَهُمَا يَلْعَبَانِ فِي مَشْرَبَةٍ بَيْنَ أَيْدِيهِمَا فَضْلٌ مِنْ تَمْرٍ، فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! أَ لَا تَقْلِبُ ابْنَيَّ قَبْلَ أَنْ يَشْتَدَّ الْحَرُّ عَلَيْهِمَا؟ قَالَ: فَقَالَ عَلِيِّ: أَصْبَحْنَا وَ لَيْسَ فِي بَيْتِنَا شَيْءٌ، فَلَوْ جَلَسْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) حَتَّى أَجْمَعَ لِفَاطِمَةَ تَمَرَاتٍ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ عَلِيٌّ يَنْزِعُ لِلْيَهُودِيِّ كُلَّ دَلْوٍ بِتَمْرَةٍ، حَتَّى اجْتَمَعَ لَهُ شَيْءٌ مِنْ تَمْرٍ، فَجَعَلَهُ فِي حَجْرَتِهِ، ثُمَّ أَقْبَلَ، فَحَمَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَحَدَهُمَا وَ حَمَلَ عَلِيٌّ الْآخَرَ حَتَّى أَقْبَلَهُمَا»).
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج۷ (جزء۱۴)، ص۱۷۵ («... وَ عَلِيٌّ يَنْزِعُ لِلْيَهُودِيِّ دَلْوًا بِتَمْرَةٍ...»).
- ↑ احمد بن حنبل، فضائل علی بن أبیطالب(ع)، ص۱۲۱-۱۲۲، ش۹ («... عَنْ مُجَاهِدٍ عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: جِئْتُ إِلَى حَائِطٍ أَوْ بُسْتَانٍ، فَقَالَ لِي صَاحِبُهُ: ادْلُ بِتَمْرَةٍ، فَدَلَوْتُ دَلْوًا بِتَمْرَةٍ فَمَلَأْتُ كَفِّي، ثُمَّ شَرِبْتُ مِنَ الْمَاءِ، ثُمَّ جِئْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) بِمِلْءِ كَفِّي، فَأَكَلَ بَعْضَهُ وَ أَكَلْتُ بَعْضَهُ»).
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۷۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۳۳، ح۴ («... قَالَ عَلِيٌّ(ع): جُعْتُ يَوْماً بِالْمَدِينَةِ جُوعاً شَدِيداً فَخَرَجْتُ أَطْلُبُ الْعَمَلَ فِي عَوَالِي...»). ابنابیجمهور همین مضمون را با این تعبیر آورده است که «علی(ع) برای فردی یهودی کار کرد و برای هر دلو آب، یک خرما مزد گرفت».
- ↑ واژۀ «سقی» به معنای آبیاری و سیرابکردن است؛ ولی مادۀ «نزع» به معنای برکندن، برکشیدن و بیرونکشیدن آب است (ر.ک: ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، واژۀ سقی و ج۵، مادۀ «نزع». ابنمنظور، لسان العرب، ج۸، مادۀ «نزع» و ج۱۴، واژۀ «سقی».
- ↑ علی بن احمد واحدی، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۴، ص۴۰۱- ۴۰۰ (ذیل سوره انسان، آیه ۸ - ۹)؛ همو، أسباب نزول القرآن، ص۴۷۰ («قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا...﴾ قَالَ عَطَاءٌ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: وَذَلِكَ أَنَّ (عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ) نَوْبَةً أَجَّرَ نَفْسَهُ يَسْقِي نَخْلًا بِشَيْءٍ مِنْ شَعِيرٍ لَيْلَةً، حَتَّى أَصْبَحَ وَ قَبَضَ الشَّعِيرَ وَ طَحَنَ ثُلُثَهُ، فَجَعَلُوا مِنْهُ شَيْئًا لِيَأْكُلُوهُ، يُقَالُ لَهُ: الْخَزِيرَةُ. فَلَمَّا تَمَّ إِنْضَاجُهُ أَتَى مِسْكِينٌ فَأَخْرَجُوا إِلَيْهِ الطَّعَامَ. ثُمَّ عَمِلَ الثُّلُثَ الثَّانِيَ، فَلَمَّا تَمَّ إِنْضَاجُهُ أَتَى يَتِيمٌ فَسَأَلَ فَأَطْعَمُوهُ. ثُمَّ عَمِلَ الثُّلُثَ الْبَاقِيَ، فَلَمَّا تَمَّ إِنْضَاجُهُ أَتَى أَسِيرٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَأَطْعَمُوهُ، وَ طَوَوْا يَوْمَهُمْ ذَلِكَ. فَأُنْزِلَتْ فِيهِ هَذِهِ الْآيَاتُ»). علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۶۹؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۴۴؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۴، ص۲۸ («... أَنَّ عَلِيّاً(ع) آجَرَ نَفْسَهُ لَيْلَةً إِلَى الصُّبْحِ يَسْقِي نَخْلًا بِشَيْءٍ مِنْ شَعِيرٍ...»).
- ↑ ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾ «(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷؛ ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۳، ص۲۵۴، ح۵ («... مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِجَارَةِ فَقَالَ صَالِحَةٌ لَا بَأْسَ بِهَا إِذَا نَصَحَ قَدْرَ طَاقَتِهِ وَ قَدْ آجَرَ نَفْسَهُ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ وَ اشْتَرَطَ فَقَالَ إِنْ شِئْتُ ثَمَانِيَ وَ إِنْ شِئْتُ عَشْراً فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ ﴿عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ﴾»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۲۷۰