عصمت
| خداشناسی | |
|---|---|
| توحید | توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل |
| فروع | توسل • شفاعت • تبرک • استغاثه |
| عدل الهی | |
| حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • پیامبر اسلام • معجزه • عدم تحریف قرآن | |
| امامت | |
| باورها | عصمت امامان • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفةالله • غیبت • مهدویت • انتظار فرج • ظهور • رجعت |
| امامان | امام علی • امام حسن • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام صادق • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی |
| معاد | |
| برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان | |
| مسائل برجسته | |
| اهلبیت • چهارده معصوم • کرامت • تقیه • مرجعیت • ولایت فقیه | |
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
عصمت: مصونیت از گناه و اشتباه، حالتی در انسان که به سبب معرفت و بینش قوی و شناخت خدا و عواقب و آثار و زشتی معصیت، گناه نمیکند. کسی که این حالت را داشته باشد "معصوم" نام دارد، یعنی از آلودگی و گناه، محفوظ و مصون است. عصمت یکی از شرایط پیامبران و امامان است، چون آنان حجت خدایند و حرفها و عملهایشان برای بشر، حجت و الگو و سند است، نباید خطا و اشتباه و گناه داشته باشند. خداوند به معصومین(ع) این عنایت را داشته، تا بتوانند هدایتگر مردم باشند و به همین سبب اطاعت از آنان را واجب ساخته است. عصمت با اختیار منافات ندارد، یعنی چنان نیست که پیامبران و امامان نتوانند گناه کنند، بلکه به خاطر نورانیت دل و معرفت و شناختی که دارند، گناه نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند. عقیده به عصمت پیامبر و امام، یکی از اعتقادات شیعه است[۱].
واژهشناسی لغوی
- واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته میشود، به او معصوم میگویند[۲].
- پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عدهای، آرا قوه عاقله و دستهای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه دانستهاند[۳].
- حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۴].
- پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کردهاند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات میگردد[۵].
- برای عصمت در بیان لغویان معانیای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگهداری و امساک بیان شده است.
- عصمت از ریشه "عصم یَعصِم" و بهمعنای حفظ، همراه با دفاع و با ملاحظه همین دو قید (حفظ و دفاع) در قرآن کریم بهکار رفته است: ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ﴾[۶]، ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾[۷][۸]. از اینرو "معصوم" کسی است که از وی در راستای حفظ او از خطر یا عیب دفاع میشود.
- واژهشناسان دو معنا برای واژه "عصمت" آوردهاند:
- عالمان و اندیشمندان دینی، تعاریف گوناگونی برای عصمت بیان کردهاند که از این میان به دو تعریف از عالمان شیعی بسنده میشود:
- فاضل مقداد در تعریف عصمت مینویسد: "عصمت لطف الهی است که خدا در حق مکلف انجام میدهد بهگونهای که با وجود این لطف، وقوع گناه از آن مکلف، محال است زیرا از سویی، انگیزهای برای گناه ندارد و از طرفی عامل منصرف کنندهای پیرامون او وجود دارد و این عامل، مانع قدرت او برای گناه نیست، و با وجود این قدرت، انجام گناه از او ممکن است و با وجود عدم انگیزه و عامل مصرفکننده، انجام گناه از وی محال است"[۱۱].
- علامه طباطبائی در تعریف عصمت آورده است: "عصمت، وجود امری است در انسان معصوم، بهگونهای که انسان را از واقع شدن در آنچه جایز نیست از خطا و گناه، نگهداری میکند"[۱۲].
- بر پایه تعاریف بالا، چند نکته به دست میآید:
- عصشت نوعی لطف و موهبت الهی در حق انسان معصوم است.
- انسان معصوم بر انجام گناه توانایی دارد.
- در انسان معصوم، برای محافظت وی از خطا و گناه دو عامل هست: درونی و بیرونی. به دیگر سخن، انسان معصوم، هم انگیزهای برای انجام گناه ندارد و هم عاملی بیرونی، از نزدیک شدن بدی به او جلوگیری میکند، مانند آنچه در جریان حضرت یوسف(ع) آمده است: ﴿كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ﴾[۱۳] و یا آنچه درباره اهل بیت(ع) در آیه تطهیر است: ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾[۱۴]. در این آیه، ﴿عَنْكُمُ﴾ بر ﴿الرِّجْسَ﴾ مقدم شده است. از این تقدیم به دست میآید، خدای متعال، رجس را از اهل بیت(ع) دور کرده، نه اینکه آنان را از رجس دور کرده باشد[۱۵].
عصمت در اصطلاح
- عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان معصوم، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمیشود. جامعترین تعریف، از فاضل مقداد است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که علامه طباطبائی گفتهاند، در حقیقت زمینهساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت انبیا بر سایه مردم را رفع میکند. که در بخشهای آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با وحی خویش آنان را گرامی داشتی[۱۶].
- عصمت قوه یا ملکهای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او میشود.امام نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا امامت استمرار نبوت است[۱۷].
مقدمه
- یکی از ویژگیهای امام، عصمت است. از نگاه شیعه، امام نیز همانند پیامبر باید معصوم باشد[۱۸].
- امام صادق(ع) میفرمایند: "برای انبیا و اوصیاء آنها گناهی نیست زیرا آنان معصوم و پاکاند"[۱۹]. در بیان امام سجاد(ع) آمده است: "امام از ما خانواده، باید معصوم باشد"[۲۰].
- امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "همانا اطاعت مخصوص خداوند و پیامبرش و اولیالامر است. اینکه خداوند به اطاعت از پیامبر(ص) فرمان داده، برای آن است که او معصوم و پاک است، هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهد و اینکه به اطاعت از اولیالامر فرمان داده، برای آن است که آنها نیز معصوم و پاکاند و هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهند"[۲۱].
- امام رضا(ع) نیز در پاسخ مأمون نوشت: "خداوند هرگز اطاعت کسی را واجب نمینماید با اینکه میداند، از مردم را گمراه میکند و باعث اغوای ایشان میگردد و او را به مقام پیامبری نیز نخواهد رساند و هرگز کسی را که میداند به خدا و پرستش او کافر میشود و شیطانپرست میگردد بر نخواهد گزید"[۲۲][۲۳].
- از معتقدات شیعه دربارۀ پیامبران و امامان، عصمت است، به این معنی که این حجتهای الهی چون هادیان بشر و پیشوایان امّتاند و امام کسی است که به گفتار و کردار او اقتدا میشود و این تبعیت در همۀ شؤون است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و گناه باشد.
- عصمت، یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال پیامبر و امام و انطباق آنها با حق و دین خداست. برای اثبات آن به آیاتی از قرآن نیز استدلال شده است، همچون آیۀ ﴿ وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۲۴] و ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾[۲۵]
- حدیث ثقلین و احادیث دیگر نیز مستند این عقیده است، چون ائمه و عترت، همتای قرآن قرار داده شدهاند و قرآن هم معصوم و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر خطا در ائمه بود، مثل قرآن امر به تمسّک به آنان نمیشد. معنای تمسّک این است که حرفها و کارهایشان حجت است و اگر معصوم نباشند، امر به تمسّک موجب گمراهی مردم میشود[۲۶].
- عقیده به عصمت امامان و حضرت زهرا(ع) مورد اتفاق علمای شیعه است. شیخ مفید میگوید: همۀ امامیه معتقدند که پیشوای دین نمیتواند کسی جز معصوم از مخالفت با خدا و دانای به همۀ علوم دین و کامل در فضیلت و برتر از همه باشد.[۲۷].
- یکی از تفاوتهای امام با مردم عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که حضرت مهدی(ع) در پاسخنامۀ احمد بن اسحاق اشعری نوشت، ضمن برشمردن صفات ائمه و اوصیای پیامبر تأکید فرمود که فرق میان امام و مأموم، همین عصمت از گناهان و پاکی از عیبها و آلودگیها و منزّه بودن از اشتباه است و امامان خزانهداران علم الهی و امین حکمت و راز خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با مردم فرقی نداشتند و حق و باطل شناخته نمیشد و هرکس به دروغ ادعای امامت میکرد: «بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ »[۲۸]. رسول خدا(ص) امامان از نسل حسین بن علی(ع) را امین و معصوم دانسته است: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ »[۲۹] و اینگونه روایات، بسیار است[۳۰].
- در زیارت جامعه کبیره نیز میخوانیم: «عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً» نیز با عنوان «الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُون» در همین دعا از امامان یاد شده است. برای رهروی در مسیر حق، اقتدا به پیشوایان صالح که از هر لغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ پیامبران و امامان مایۀ فخر شیعه است که کسانی را به امامت پذیرفتهاند که نهتنها معصیت نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند.
- امام سجاد(ع) فرمود: «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً »[۳۱] امام از ما اهل بیت، جز معصوم نمیباشد و عصمت امری نیست که در ظاهر خلقت باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی نصّ و دلیل خاصّ باشد و معصوم، یعنی آنکه به ریسمان الهی یعنی قرآن چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و امام و قرآن از یکدیگر جدا نمیشوند، امام به سوی قرآن هدایت میکند و قرآن به سوی امام. ز امام صادق(ع) پرسیدند: معنای عصمت در امام چیست؟ فرمود: معصوم کسی است که با توفیق الهی از همۀ محرّمات خدا پرهیز میکند[۳۲].
- لزوم اطاعت از معصوم نیز به اطاعت از خدا منتهی میشود، چون امام معصوم، هدایتگر انسان به سوی خداوند است و به فرمودۀ امام علی(ع)، خداوند از آن رو به اطاعت اولی الأمر در کنار خدا و رسول فرمان داد، چونکه آنان معصوم و پاکند و به نافرمانی خدا امر نمیکنند: «...إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»[۳۳] مرحوم صدوق تصریح میکند: اعتقاد ما دربارۀ پیامبران و امامان این است که آنان معصوم و پاک از هرآلودگیاند و هرگز گناه نمیکنند، نه صغیره نه کبیره، در امر خدا نافرمانی نمیکنند و آنچه را فرمان یافتهاند اطاعت میکنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علماند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ نقص و عصیان و جهل متّصف نمیشوند.[۳۴] این از بزرگترین عنایتها و موهبتهای الهی به انسانهاست که رهبران آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشانترین ابعاد اعتقادی شیعه است که در پیامبران و امامان، عصمت را شرط میدانند و این عقیده، حدّ اعلای قابلیت اعتماد به رهبران الهی را تضمین و فراهم میکند. به تعبیر شهید مطهری: پیامبران از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسانهایی که از نظر آگاهیها در متن جریان واقعیت قرار میگیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریانها متّصل و یکجا میشوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و معصوم خواهند بود.[۳۵] اعتقاد به عصمت، درواقع ارزش نهادن به انسان است و انسان را تا حدّی بالا میبرد که تنها و تنها از خدا و یا کسی که خداوند به او عصمت داده اطاعت میکند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای مقام انسان[۳۶].
عصمت و عدالت
- عصمت و عدالت، هر دو، ملکه است و با وجود هر دو، قدرت بر گناه هست، اما صدور گناه از معصوم، ممتنع است به خاطر نبود داعی بر گناه، ولی صدور گناه از عادل، ممتنع نیست، به خاطر وجود داعی[۳۷].
عصمت و اختیار
- عصمت، ناشی از کثرت علم است و هر چه علم، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای علم، قویتر خواهد بود. معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و باید توجه داشت که این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۳۸].
- بسیاری از ما انسانها در قبال برخی گناهان خاص، با تأمل در وضعیت خویش در موارد پیش آمد گناه، درمییابیم که از روی اختیار و اراده، ترک عمل را بر انجام آن ترجیح میدهیم. انسانهای معصوم هم، به دلیل مشاهده حضوری باطن گناهان و آثار و عواقب شوم آن، هیچگاه اراده انجام معصیت نمیکنند مثل انسان تشنهای که ظرف آب خنکی را که به زهر کشنده آمیخته شده است، پیش روی خود دارد، ولی به هیچ بها و بهانهای حاضر به نوشیدن آب نیست. انسان معصوم نیز چنان مستغرق اوصاف پروردگار است که هیچگاه به خود اجازه معصیت نمیدهد.
- ممکن است گفته شود، شخص معصوم برای رسیدن به مقام عصمت تلاشی نکرده پس برتر از دیگران نیست، زیرا عصمت نیز مانند زیبایی، حُسنی خدادادی است. پاسخ: هرچند عصمت موهبتی الهی است اما اعطای آن مشروط به وجود شایستگی لازم در فرد است[۳۹].
گستره عصمت
- یکی دیگر از مسائل پیرامون عصمت امام، گستره و قلمرو عصمت اوست؟ آیا عصمت امام در امور فردی است؟ یا امور اجتماعی را نیز در بر میگیرد؟ آیا عصمت امام فقط در امور دینی است یا امور غیر دینی را نیز در بر میگیرد؟
- پاسخ آن است که، عصمت امام در همه مسائل و عرصههای فردی و اجتماعی است، پس امام هم در مسائل دینی و غیردینی معصوم است. او هم در امور فردی و شخصی معصوم است و هم در امور عمومیو اجتماعی[۴۰].
- عصمت در کلام اسلامی، دارای مراتبی است که عبارتند از:
براهین و ادله عصمت امام
براهین عقلی عصمت امام
- براهین و دلایل عقلی متعددی بر عصمت امام در کتابهای کلامی آمده است که به سه مورد اشاره میشود:
- برهان نقض غرض: این برهان بر دو مقدمه استوار است:
- غرض از جعل امامت، هدایت و ارشاد انسانها به راه مستقیم انسانیّت است[۴۲].
- اگر امامان، معصوم نباشند و دچار گناه شوند، از دو گونه بیرون نیست: یا مردم گناه بودن آن عمل را میدانند یا نمیدانند. اگر بدانند، از امام سلب اعتماد شده و غرض از امامت تحقق نخواهد یافت و اگر ندانند، چهبسا آنها این عمل امام را الگو قرار داده و به گمراهی افتند. و در این صورت غرض از جعل امامت نیز تحقق نخواهد یافت و نقض غرض با حکمت خداوند سازگاری ندارد.
- دلیل تضاد: این دلیل نیز، بر دو مقدمه استوار است:
- آیاتی در قرآن، به اطاعت از امام دستور میدهد، مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۴۳].
- آیاتی دیگری در قرآن، بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت میکنند، مانند: ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۴۴]، ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۴۵]. حال اگر امام معصوم نباشد، میان این دو دسته از آیات (آیات وجوب اطاعت از امام با آیات نهی از منکر) تضاد خواهد بود؛ چنانکه، مردم از سویی، به اطاعت از امام موظّفاند و از سوی دیگر بر آنان لازم است، امام را به خاطر منکری که انجام میدهد نهی نموده و در نتیجه، از امام اطاعت نکنند.
- اثبات عصمت امام با توجّه به عنوان امام: امام کسی است که پیشرو و مقتدای جامعه اسلامی است و قول و فعل او برای مردم حجت است و مردم باید به او اقتدا کنند، حال چنانچه قول و فعل امام برای مردم حجت نباشد و یا اینکه امام و پیشوای جامعه اسلامی به معصیت یا خطا دچار شود لازم میآید که نخست، آن کسی که از سوی خدا، امام نهاده شده: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا﴾[۴۶] امام نباشد؛ زیرا قول و فعل او حجت نیست. دوم اینکه در صورت امام بودن چنین فردی، مردم از حرکت به سوی کمال باز میمانند؛ چراکه امام و مقتدایی را پیروی میکنند که خطا و معصیت میکند[۴۷].
ادله قرآنی و روایی عصمت امام
آیه امامت یا ابتلا
- یکی از ادله قرآنی اثبات عصمت امام، آیه ۱۲۴ سوره بقره است. این آیه، در کتابهای کلامی و تفسیری به آیه امامت یا ابتلا نام گرفته است:﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۴۸].
- بر پایه آیه بالا، از راههای متعدد و بیانهای مختلف، بر اثبات عصمت امام استدلال شده که اثبات عصمت امام با توجّه به واژه ﴿الظَّالِمِينَ﴾ از جمله آنهاست.
- این استدلال، دو مقدمه دارد:
- نتیجه: غیر معصوم شایستگی امامت ندارد.
- تبیین مقدمه نخست: غیر معصوم از حدود الهی تجاوز میکند و هر کس که از حدود الهی تجاوز کند، ظالم است: ﴿وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[۴۹].
- مقدمه دوم نیاز به تبیین ندارد؛ چرا که خدای متعال فرموده است، امامت به ظالمان نمیرسد: ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾.
- شهید قاضی نورالله شوشتری و علامه طباطبایی دلالت این آیه را بر عصمت امامان چنین تقریر نمودهاند: انسانها به تقسیم عقلی، از چهار گونه بیرون نیستند[۵۰].
- در همه عمر معصوم باشند.
- در همه عمر گناهکار باشند.
- در ابتدا، معصوم و در انتها، گناهکار باشند.
- در ابتدا، گناهکار و در انتها، معصوم باشند.
- از این احتمالات چهارگانه، احتمال دوم و سوم قطعاً در درخواست حضرت ابراهیم(ع) از خداوند برای فرزندان نبوده؛ زیرا آن بزرگوار اشرف از آن است که برای این دو گروه در خواست امامت کند؛ از این رو، واژه ﴿قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي﴾ احتمال نخست و چهارم را در بر میگیرد. از سویی، خدا از این دو احتمال، ظالمان را استثناء نموده است، پس احتمال چهارم نیز، در در خواست حضرت جایگاهی ندارد. بدینسان، فقط احتمال نخست در آیه باقی میماند و با آن، عصمت امام ثابت میشود.
- اگر این آیه را در کنار آیات دیگری قرار دهیم، استدلال روشنتر میشود، آنجا که میفرماید: ﴿سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ﴾[۵۱].
- بر پایه آیات بالا، ذرّیه حضرت ابراهیم دو گونهاند: محسن و ظالم؛ خدای متعال در آیه ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۵۲]، امامت را از ظالمان نفی کرد، پس فقط امامت به محسنان میرسد[۵۳].
آیه صادقین
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾[۵۴].
- استدلال به آیه صادقین، بر چهار مقدمه استوار است:
- خداوند در آیه صادقین، مؤمنان را به همراهی با صادقین دستور داده است.
- "صادقین" در آیه شریفه، مقید به هیچگونه قید و شرطی نشده است.
- کسانی که در صداقت مطلق باشند، معصوماند.
- در روایات شیعه و اهل سنت، امامان شیعه (اهل بیت پیامبر(ع)) "صادقین" معرّفی شدهاند [۵۵].
- نتیجه: اهل بیت(ع) معصوماند.
- برخی از مقدمات بالا به توضیح نیاز دارد:
- توضیح مقدمه دوم: صدق، به گفتار اختصاص ندارد، بلکه در اعتقاد، نیت، خُلق، عمل و رفتار نیز بهکار میرود؛ ازاینرو، ترجمه "صادق" به راستگو، ترجمه به فرد غالب است، و گرنه هر یک از راستگو، راستکردار، درست اعتقاد و... میتواند مصداق معنای این واژه باشد. از سویی، صدق مراتب مختلف دارد و کسی که حداقل (قدر متیقّن) با حداکثر مراتب صدق را داشته باشد، از وی به صادق تعبیر میشود.
- توضیح مقدمه سوم: اگر صادقان معصوم نباشند، مستلزم آن است که خدای متعال مؤمنان را به خطا یا منکر دستور داده باشد و چون صادقان معصوماند، خداوند دستور همراهی با آنان را داده است.
- توضیح مقدمه چهارم: در احادیث شیعه، پیامبر و اهل بیت(ع) مصداق صادقین معرفی شدهاند: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ قَالَ إِيَّانَا عَنَى»[۵۶].
- از امام باقر(ع) درباره قول خدای عزّوجلّ "تقوای الهی داشته باشید و با صادقان باشید" پرسیدم.حضرت فرمودند: مقصود ما هستیم.
- حاکم حسکانی در روایتی که از ابنعباس نقل میکند، شأن نزول آیه، فقط حضرت علی(ع) است[۵۷].
- حافظ سلیمان قندوزی حنفی از سلمان فارسی نقل میکند، هنگامی که آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ نازل شد، سلمان عرض کرد: ، ای رسول خدا(ص) مفهوم آیه، عام است یا خاص؟[۵۸] پیامبر(ص) فرمودند: کسانی که مأمور به این دستوراند، عموم مؤمناناند، ولی صادقین برادرم علی(ع) و اوصیای پس از او تا روز قیامتاند[۵۹][۶۰].
مصادیق عصمت
دلایل عصمت
منابع
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت اهل بیت
- عصمت اولوالامر
- عصمت غیر انبیا
- عصمت ملائکه
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- انسان معصوم
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
منبعشناسی جامع عصمت
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ «و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ «بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.
- ↑ ر.ک: التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم".
- ↑ والعصمة: إسم مصدر بمعنی تحقّق المحفوظیة و الدفاع عنه. (التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم").
- ↑ مقاییس اللغة، ج۴، ص۳۳۲: والعصمة: کل شیء اعتصمت به.
- ↑ هو لطف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدرته علیها و وقوع المعصیة ممکن؛ نظرا إلی قدرته و ممتنع نظرا إلی عدم الداعی و وجود الصارف؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۳.
- ↑ وجود أمر فی الإنسان المعصوم یصونه عن الوقوع فیما لا یجوز من الخطا أو المعصیة؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۹-۴۱.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷.
- ↑ ر.ک.الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۲۰۳.
- ↑ برای آشنایی بیشتر، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۲۹۲؛ الألفین، ج۱، ص۱۱۷؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۳۹: البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج۳، ص۲۲۵؛ الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۳؛ حتی الیقین، ص۱۸؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۰۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱، ص۲۱۶؛ عقائد الإمامیة، ص۶۷؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴؛ نفحات الأزهار، ج۶، ص۱۱۲؛ النکت الاعتقادیة، ص۳۷؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۴.
- ↑ «الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۷.
- ↑ «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً...»بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»؛ خصال، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ «لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ»؛عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۸-۳۹.
- ↑ و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.
- ↑ و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید؛ سوره نجم، آیه:۳.
- ↑ اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله
- ↑ اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱
- ↑ ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حر عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱
- ↑ اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱
- ↑ وحی و نبوّت، ص ۱۳
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۹۲.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۵۶.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.
- ↑ آموزش کلام اسلامی، ج ۲، ص ۷۳ و ۷۴.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۱.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۱۹ - ۳۶۳.
- ↑ هدایت و ارشاد دو گونه است: گاهی نشاندادن راه و گاهی بهمعنای ایصال به مطلوب است. هدایت امام از نوع دوم است.
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
- ↑ «من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۲-۴۴.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
- ↑ احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۳۹۶: إنّ سؤال الإمامة إما أن کان لبعض ذریته المسلمین العادلین مدّة عمرهم أو لذریته الظالمین فی تمام عمرهم أو لذریته المسلمین العادلین فی بعض أیّام عمرهم الظالمین فی البعض الآخر، لکن یکون مقصوده(ع) إیصال ذلک إلیهم حال الإسلام و عدالتهم أو للأعم من ذلک، فعلی الاول یلزم عدم مطابقة الجواب للسؤال، و علی الثانی یلزم طلب الخلیل ذلک المنصب الجلیل للظالم حال ظلمه و هذا لا یصدر عن عاقل بل جاهل من أمته فضلا عنه و علی الثالث و الرابع یلزم المطلوب و هو أنّ الإمامة ممّا لا ینالها من کان کافرا ظالما فی الجملة و فی بعض أیام عمره؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۵۴؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۷.
- ↑ «درود بر ابراهیم و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم بیگمان او از بندگان مؤمن ما بود و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۳.
- ↑ «پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۴-۴۷.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ برای خلفا و صحابه، نه تنها ادّعای عصمت نشده است، بلکه ادّعای عدم عصمت شده است.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۰۸.
- ↑ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ قَالَ: نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ خَاصَّةً»؛ ر.ک: شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ «يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذا عَامَّةٌ أَمْ خَاصَّةٌ؟»
- ↑ «أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ أَخِي عَلِيٍّ وَ أَوْصِيَائه مِنْ بَعْدَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ ر.ک: ینابیع الموده، ص۱۱۵.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۷-۴۹.