تکالیف منتظران در معارف و سیره معصوم
تکالیف دوران غیبت کبری
روایات باب غیبت حضرت صاحب الزمان(ع) در رابطه با وظایف شیعیان در زمان غیبت به عنوان جنبهای عملی که همه فعالیتهای آنان را در این برهه حساس فرا میگیرد، اهتمام فراوانی به خرج دادهاند؛ برههای که آکنده از فتنههای بسیار و سختی رویارویی با آنها است که خود ناشی از عدم حضور آشکار امام زمان و عدم دسترسی آسان به آن حضرت میباشد.
در این بخش به صورت فشرده، بارزترین این وظایف را همانگونه که احادیث شریف بیان فرمودهاند، برشمرده و سپس به تفصیل در باره تعدادی از مهمترین آنها سخن خواهیم گفت؛ مسأله «انتظار فرج» که در بر دارنده بسیاری از تکالیف مؤمنان در دوران فرج بوده و از جهتی نیز دستخوش برداشتهای غلط بسیاری شده است.
مهمترین وظایف شیعیان در زمان غیبت
۱. اولین وظیفه، ریشه دار کردن شناخت امام زمان(ع) و ایمان به غیبت و حتمی بودن ظهور آن حضرت در دل و جان مردم و ایمان به اینکه آن بزرگوار زنده و آگاه از اعمال و اوضاع مردم بوده، منتظر مهیا شدن شرایط لازم برای ظهور است. ایجاد چنین معرفت و شناختی کاملًا بر آمده از دلایل نقلی صحیح و برهانهای درست عقلی میباشد و هنگامی که عدم حضور آشکار امام زمان در زمان غیبت و شک و شبهههایی که از همین مسأله در جامعه بر انگیخته میشود را در نظر بگیریم اهمیت این وظیفه بر ما بیشتر آشکار میشود.
چنین درکی از مسائل تأثیری آشکار در انگیزش انسان مسلمان به سوی فعالیتهای اصلاحی سازنده در عرصه فردی و اجتماعی خواهد داشت و این احساس درونی که خود را همیشه در محضر و تحت نظر امام زمان خویش ببیند او را انگیزهای مضاعف خواهد بخشید؛ امامی که پیشرفت مؤمنان مسرورش ساخته و عقبماندگی و انحراف آنان از کارهای اصلاحی و سازنده و دوری ایشان از تمسک به احکام، اخلاق و ارزشهای اسلامی، ناراحتش خواهد کرد؛ ارزشهایی که آن حضرت سخت در انتظار مهیا شدن شرایط مناسب برای ظهور خود و حاکم کردن آن ارزشها در زمین و نجات بشریت به واسطه آنهاست.
ما در بررسی روایاتی که قبل از پیدایش غیبت از آن خبر دادهاند به این نکته میرسیم که این روایات صراحتاً به همین وظیفه شیعیان در زمان غیبت اشاره کردهاند.
در بحث از وظیفه انتظار فرج امام زمان(ع) نیز به نمونههای دیگری از این روایات برخورد خواهیم نمود. مضافاً به اینکه بسیاری از دعاهایی که خواندن آنها در عصر غیبت مستحب دانسته شده انگیزه انجام این وظیفه را در مخاطبان بیشتر کرده معرفت و شناخت امام زمان را در اعتقاد مؤمنان راسختر مینماید.
به عنوان مثال شیخ کلینی در کافی از زراره نقل میکند که حضرت امام صادق(ع) فرمود: برای قائم غیبتی خواهد بود... وی همان کسی است که همگان به انتظارش خواهند نشست و او همان کسی است که مردم در به دنیا آمدنش تردید خواهند کرد.
زراره به محضر شریف آن حضرت عرض کرد: قربانت شوم، اگر چنین روزی را دیدم چه باید انجام دهم؟ امام(ع) پاسخ دادند: «یازرارة متی أدرکت ذلک الزمان فلتدع بهذا الدعاء: اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى...»؛ ای زراره هرگاه چنین زمانی را درک نمودی این دعا را بخوان: خداوندا خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. خداوندا، پیامبرت را به من بشناسان که اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت. خداوندا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی در مسیر دین خود به گمراهی خواهم افتاد[۱]. این حدیث به بنیادهای اعتقادی ایمان به امام عصر(ع) و نتایج آن اشاره دارد.
۲. از دیگر تکالیف مهمی که احادیث شریف بر آن تأکید زیادی دارند تقویت رابطه قلبی مؤمنانِ عصر غیبت با مهدی منتظر، همراهی عملی با اهداف بلند آن حضرت، دفاع از آرمانهای ایشان و باور عمیق رهبری آن بزرگوار است. و این همان چیزی است که اکثر تکالیف وارده در احادیث شریف، تأکید کننده آن است؛ تکالیفی چون وجوب دعا برای حفظ وجود مبارک امام زمان، طلب نصرت و یاری و تعجیل در فرج ایشان، منکوب شدن دشمنان، دادن صدقه برای سلامتی ایشان، خواندن زیارت و دیگر تکالیفی که در احادیث ذکر شده است. آیتالله اصفهانی در کتابهای: «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» و «وظائف الانام فی غیبة الامام» این موارد را جمعآوری نموده است.
۳. زنده نگه داشتن امر اهل بیت(ع)[۲] که امام زمان(ع) نماینده این خاندان است. زنده نگه داشتن امر اهل بیت(ع) هم با عمل کردن به اسلام ناب محمدی که همه اهل بیت(ع) از آن دفاع کردهاند، منتشر کردن تفکرات آن بزرگواران، شناساندن مظلومیت آنان، دوستی ایشان، ابراز بیزاری از دشمنانشان، عمل کردن به دستورات و سفارشات و میراث گرانبهایی که از خود به یادگار نهادهاند، عدم رجوع به حکام طاغوتی و احکام آنان، مراجعه به فقیهان عادلی که پیشوایان اهل بیت آنان را در زمان غیبت، بر مردمان حجت قرار داده و بالاخره یاری جستن از خداوند متعال در همه این موارد به تحقق خواهد رسید. چنانکه در حدیث شریف میخوانیم: هرگاه در شرایطی واقع شدید که پیشوایی از اهل بیت نیافتید تا از وی تبعیت کنید از خداوند متعال یاری بجویید و به سنتی که از گذشته بدان عمل مینمودید عمل نموده و از آن تبعیت کنید هر آنچه در آن روزگار دوست میداشتید دوست بدارید و هرکه را در آن زمان دشمن میداشتید دشمن بدارید و چه نزدیک است که در کار شما گشایشی حاصل شود[۳].
۴. تقویت کیان ایمانی در میان جامعه مؤمنین و عمل به دو اصل توصیه به حق که همان اسلام ناب باشد و توصیه به صبر[۴] که به جهت وجود سختیهای بسیاری که در زمان غیبت به مؤمنان خواهد رسید، از وظایف اکید مؤمنان در عصر غیبت میباشد. و پایداری در راه اهل بیت عصمت و طهارت(ع): زمانی بر مردم فرا خواهد رسید که امام ایشان از چشمشان ناپدید خواهد شد، پس خوش به حال کسانی که در آن زمان بر راه حق استوار بمانند...[۵].
اینها بارزترین موارد وظایف و تکالیف مخصوص عصر غیبت بود. تکالیف دیگری هم هست که مربوط به بعضی از رویدادهایی است که در عصر غیبت به وقوع میپیوندد یا مربوط به بعضی از علایم ظهور میباشد، مانند تکلیف به یاری حرکتهایی که در جهت زمینهسازی برای ظهور گام برمیدارند یا اجتناب از مبتلا شدن به فتنه سفیانی و امر به احتیاط شدید در هنگام بروز نشانههای نزدیک شدن ظهور و... .
پس از این مرور سریع به بحث درباره مسأله مهم انتظار فرج میپردازیم که عمل به آن به عنوان بزرگترین تکلیف عصر غیبت دربر دارنده بیشتر وظایف و تکالیفی است که در بالا به آنها اشاره کردیم[۶].
اهمیت انتظار
روایات شریف با اهتمامی زایدالوصف بر عظمت آثار و نتایج انتظار فرج به صورت کلی تأکید میکند؛ که خصوصاً و به عنوان بارزترین مصداق، ظهور حضرت مهدی و انتظار آن را نیز شامل میگردد. برخی از این روایات چنین انتظاری را از برترین عبادتهای مؤمن دانستهاند که در حدیث مروی از حضرت امیر المؤمنین علی(ع) آمده است: «اَفضَلُ اَعمالِ شیعَتِنا اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادات مؤمن انتظار کشیدن برای گشایش خداوند است.[۷] و بدون شک عبادت مؤمن از عبادت مطلق مسلمان بافضیلتتر است.
پس اگر انتظار فرج با نیت خالص و به قصد تعبد انجام شده، مشوب به هیچ انگیزه مادی و دنیوی نباشد، از میان همه عباداتِ بافضیلت برترینِ آنها است و به همین سبب میتواند از بهترین راههای تقرب به خداوند متعال قرار گیرد.
حضرت امام صادق(ع) در خصوص انتظار فرج حضرت مهدی(ع) میفرمایند: «خوش به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش انتظار ظهورش را میکشند و در زمان ظهورش از او پیروی میکنند، چنین کسانی دوستان خدا (أولیاءالله) هستند که هیچ ترس و اندوهی در ایشان راه ندارد»[۸]. به همین جهت است که به تعبیر حضرت امام سجاد(ع): انتظار فرج خود «بزرگترین فرج» است[۹] و منتظر فرج شایستگی وارد شدن در زمره اولیای الهی را پیدا میکند.
به تعبیر روایات، انتظار صادقانه یک مؤمن برای ظهور امام زمانش، اخلاص او را افزایش داده، شک و تردید را از دامان ایمانش میزداید.
حضرت امام جواد(ع) میفرماید:... او را غیبتی است که روزهایش بسیار و مدتش طولانی خواهد بود در آن زمان، مخلصان انتظار فرجش را کشیده و اهل شک و تردید وی را انکار میکنند.[۱۰] و از آنجا که انتظار فرج ایمان به خداوند متعال و اخلاص در راه او و حسن ظن به حکمت آن ذات مقدس و رسیدگی او به امور بندگان را در انسان مؤمن تقویت میکند عجیب نخواهد بود که روایات، از زبان مبارک پیامبر اکرم(ع) آن را: «أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه»؛ محبوبترین کارها در نزد خدا[۱۱] و در نتیجه: «أفضلُ أعمالِ اُمّتي»[۱۲]؛ برترین کارهای امت من بخوانند.
انتظار فرج، وابستگی و رابطه انسان را با خدای کریم و ایمانش را به اینکه خداوند عز و جل بر کار خویش چیره و مسلط بوده و بر هر چیزی قادر و توانا است و با حکمت و رحمت امر بندگانش را تدبیر مینماید، مستحکم میسازد. این از مهمترین نتایجی است که صلاح انسان و امکان طی مدارج کمال او در آن است. و هدف از اکثر احکام شرعی و همه عبادات هم چیزی جز این نیست، بلکه این ایمان توحیدی شرط قبولی آنها است و بدون آن، عبادات انسان، هیچ ارزشی نخواهد داشت. انتظار رسوخ دهنده این ایمان در قلب انسان است. این اثر مهم انتظار را در احادیث شریف این گونه میبینیم.
امام صادق(ع) میفرمایند: آیا شما را از اموری که خداوند عز و جل هیچ عبادتی را جز به واسطه آنها نمیپذیرد آگاه نکنم؟... شهادت به اینکه خداوندی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده او است، اقرار به آنچه خداوند به آن امر فرموده است، ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما - فقط ائمه - و تسلیم در برابر آنان، ورع و سختکوشی، وقار و آرامش و انتظار قائم(ع)...[۱۳].
روایات شریفه تصریح میکند که آراستگی به انتظار حقیقی ـ با توجه به آثار و نتایجی که به آنها اشاره نمودیم ـ منتظر را به مقامات چندی نایل میگرداند. از آن جمله است مقام همراهی با حضرت مهدی(ع) که امام صادق(ع) در ادامه حدیث فوق به آن این گونه بدان اشاره فرمودهاند: هر کس که از قرار گرفتن در زمره اصحاب قائم شادمان میشود باید انتظار بکشد.
از دیگر مقاماتی که منتظران به آن نایل میآیند این است که اجر و پاداش شرکت در حرکت جهادی حضرت مهدی(ع) نصیب آنان میشود. امام صادق(ع) میفرماید: هر کدام از شما که با اعتقاد به این امر و در انتظار آن، از دنیا برود چون کسی است که در اردوگاه قائم(ع) حضور داشته است...[۱۴]. دیگر اینکه به چنین شخصی اجر شهید داده میشود حضرت علی(ع) میفرمایند: هرکه امر ما ولایت ما را بپذیرد در قیامت با ما در حظیرة القدس است و کسی که منتظر امر ما باشد چون کسی است که در راه خدا به خون خود آغشته گردد.[۱۵] بلکه چنین شخصی به بالاترین مراتب شهدا و مجاهدین نایل خواهد شد که امام صادق(ع) فرمودهاند: هر کدام از شما که در انتظار این امر از دنیا برود چون کسی است که در اردوگاه قائم(ع) حضور داشته است.
راوی گوید: آن حضرت مکثی کرده و سپس فرمودند: نه، بلکه چون کسی است که به همراه قائم شمشیر زده است سپس فرمود: نه، به خدا سوگند چنین کسی تنها به مانند کسانی خواهد بود که در رکاب پیامبر اکرم(ص) به شهادت رسیدهاند[۱۶].
احادیثی که از آثار و فواید انتظار سخن به میان آوردهاند بسیارند و چنین بر میآید که تفاوت مراتبی که برای منتظرین در آنها ذکر شده است کشف از تفاوت عمل مؤمنان به مقتضیات انتظار حقیقی دارد و هر چه مرتبه انتظار مؤمن بالاتر برود فواید و آثار مبارک آن نیز بیشتر خواهد بود. این امر طبیعتاً به میزان پیاده کردن حقیقت و مقتضیات انتظار باز میگردد و به همین دلیل باید معنی حقیقی آن را بشناسیم. در بخش بعد به این مهم خواهیم پرداخت[۱۷].
حقیقت انتظار
انتظار عبارت از: حالتی روحی است که پیامدش، آماده شدن برای چیزی است که انتظارش را میکشیم و ضدش ناامیدی است. پس هرچه انتظار شدیدتر باشد، آمادگی برای رسیدن به مطلوب بیشتر خواهد بود. دیدهاید که چون هنگام بازگشت مسافری فرا میرسد هرچه به زمان آمدنش نزدیکتر میشوید، آمادگی شما برای آمدنش بیشتر میشود؛ بلکه ممکن است شدت انتظار خواب را از چشمانتان برباید؟
همانگونه که انتظار از این نظر دارای شدت و ضعف است، از حیث میزان محبت به شخص مورد انتظار نیز متفاوت است و هرچه محبت منتظِر به منتظَر بیشتر باشد، آمادگی او برای دیدار محبوب بیشتر، و فراقش دردناکتر خواهد بود، بدان سان که ممکن است منتظِر را از اموری که با حفظ جانش ارتباط دارد غافل کرده، ابداً توجهی به دردهای جانکاه و مصیبتهای شدیدی که در این راه بدو میرسد نکند.
پس هر چه اشتیاق مؤمنی که منتظر مولای خویش است به مولا بیشتر میشود، کوششهای او هم در راه آماده ساختن خود برای آمدن مولا بیشتر میشود؛ آمادگی به وسیله ورع و پرهیزگاری، تلاش در راه تهذیب نفس، دوری گزیدن از اخلاق ناپسند و آراستگی به اخلاق پسندیده، تا بدین وسیله حتی در زمان غیبت نیز به سعادت دیدار و مشاهده جمال مولایش نایل آید. چنانکه این مطلب برای بسیاری از صالحان به وقوع پیوسته است.
به همین جهت است که میبینید معصومین(ع) در روایاتی که گذشت و دیگر روایات این باب، تأکید فراوانی بر تهذیب نفس، آراستگی صفات و مداومت بر بندگی خداوند مینمایند. حتی روایت ابو بصیر بر این نکته دلالت دارد که نیل به چنین سعادتی متوقف بر انجام چنان کارهایی است؛ آنجا که امام صادق(ع) میفرمایند: هر کس از بودن در زمره اصحاب قائم شادمان میشود، باید منتظر او باشد و همواره در حال انتظار، به مقتضای ورع و در راه کسب اخلاق پسندیده عمل نماید. پس اگر چنین کسی پیش از قیام قائم بمیرد برای او اجر و پاداشی خواهد بود که گویا زمان ظهور قائم را درک کرده است... شکی نیست که هر قدر چنین انتظاری شدیدتر باشد مقام و جایگاه و ثواب صاحبش در نزد خداوند متعال بیشتر خواهد بود[۱۸].
انتظار یعنی: انتظار فرج آل محمد(ع) در هر آن و ترقیب به روز ظهور دولت قاهره و سلطنت ظاهره مهدی آل محمد(ع) و پر شدن زمین از عدل و داد و غالب شدن دین قویم بر جمیع ادیان که خدای تعالی به نبی اکرم خود خود خبر داده و وعده فرموده، بلکه بشارت آن را به جمیع پیغمبران و امم داده که چنین روزی خواهد آمد که جز خدای تعالی کسی را پرستش نکنند و چیزی از دین نماند که از بیم احدی در پرده ستر و حجاب بماند[۱۹] پس انتظار دربر دارنده حالتی قلبی است که برخاسته از اصول اعتقادی شیعه است؛ اعتقاد به حتمیت ظهور مهدی موعود و تحقق اهداف، و رسالتهای انبیا و آمال و آرزوهای بشریت به دست آن حضرت. این حالت قلبی به انگیزش حرکتهایی عملی نیز منجر میشود که حول محور آمادگی برای ظهور منتظَر دور میزند. و از همین رو است که احادیث شریف بر لزوم شناخت حضرت مهدی و حتمیت ظهور آن حضرت تأکید میکند؛ معرفتی صحیح و مستند به ادله اعتقادی.
بنا بر آنچه گذشت: انتظار اگر همزمان دارای سه عنصر نباشد صادقانه نخواهد بود: عنصر عقیدتی، عنصر روحی و عنصر رفتاری و بدون این سه عنصر انتظار دیگر معنی صحیح ایمانی خویش را نخواهد داشت و به نوعی بیتوجهی خودخواهانه بدل خواهد گردید که بر همان منطق اصحاب حضرت موسی(ع) استوار است که گفتند: ﴿فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ﴾؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما اینجا به انتظار نشستهایم...[۲۰] و نتیجه چنین اعتقادی تنها انتظار داشتن خیر و خوبی برای بشریت، اما بدون انجام هیچ عمل مثبتی است[۲۱].
از این رو میبینیم در روایاتی که در باره انتظار بحث کردهاند بر این نکته تأکید کردهاند که باید شناخت حضرت مهدی(ع) در دل و جان مؤمنان رسوخ کند و به عنوان جلوهای از انتظارِ مؤمنان، ارتباط مستمر با آن وجود مقدس در نهاد آنان ریشه بدواند و در مقام عمل به ولایت آن حضرت معتقد گشته به شریعت کاملش چنگ زنند. و هر مؤمنی خود را به عنوان یکی از یاوران آن حضرت به حساب آورده، خود را به تمام صفات جهادی، عقیدتی و اخلاقی که برای شرکت در قیام بزرگ امام زمان(ع) لازم است بیاراید. که در غیر این صورت منتظر واقعی نخواهد بود.
انتظار فرج دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است تعهد آور است، عبادت است، و بلکه بافضیلتترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است و نوعی «اباحیگری» محسوب میشود.... این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم تاریخی مهدی موعود(ع) است... برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب موعود(ع) این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها، تبعیضها، اخنتاقها، حق کشیها و تباهیها ناشی میشود... آن گاه این انفجار رخ میدهد و دست غیب برای نجات حقیقت... از آستین بیرون میآید... پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است... .
از آیات استفاده میشود که ظهور مهدی موعود(ع) حلقهای است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی اهل حق منتهی میشود؛ سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد... .
از روایات نیز استفاده میشود که همزمان با ظهور مهدی گروه سُعَدا و گروه اشقِیا هرکدام به نهایت کار خود برسند. سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد و فقط اشقیا به منتهی درجه شقاوت برسند. در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق میشوند... بلکه فرضاً اگر اهل حق از نظر کمیت قابل توجه نباشند از نظر کیفیت ارزندهترین اهل ایمانند و در ردیف یاران سید الشهدا(ع). از نظر روایات اسلامی در مقدمه قیام و ظهور امام، یک سلسله قیامهای دیگر از طرف اهل حق صورت میگیرد... در برخی از روایات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حق که تا قیام مهدی(ع) ادامه پیدا میکند[۲۲].
از آنچه گذشت روشن میشود که انتظار مطلوب شرعی دارای شرایطی است که بدون آنها محقق نخواهد شد و محقق کردن این شرایط از اهم تکالیف مؤمنان در عصر غیبت بوده، احادیث شریف از آنها داد سخن دادهاند. حضرت امام سجاد(ع) این شرایط را در یک حدیث جمع نموده و در آن فرمودهاند: همانا اهل زمان غیبت او که به امامتش اعتقاد داشته، منتظر ظهورش هستند برتر از مردم هر زمان دیگری هستند؛ زیرا خداوند متعال عقل و فهمی به آنها عنایت میکند که زمان غیبت در نظر آنان با زمان حضور و مشاهده عینی تفاوتی ندارد و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدانی قرار داده است که در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر زدهاند. آنها از مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما بوده آنانند که آشکارا و پنهانی مردمان را به دین خدا فرامی خوانند[۲۳].[۲۴].
شرایط انتظار
در پرتو این حدیث شریف و توضیحاتی که پیشتر گذشت، میتوان شرایط انتظار را در نکات ذیل خلاصه کرد که ضمناً روشن کننده راهکار عملی است که مؤمن با تبعیت از آن به یک منتظر واقعی بدل گردد:
۱. رسوخ معرفت و شناخت حضرت مهدی(ع) و ایمان به امامت آن حضرت و انجام مسئولیتهای منصب امامت از پس پرده غیبت و شناخت نقش تاریخی آن حضرت و ابعاد و ضرورتهای آن همچنین شناخت نقش مؤمنان در برابر آن حضرت و مستحکم کردن رابطه با ایشان. و ایمان به اینکه ظهور آن حضرت در هر زمانی ممکن است اتفاق بیافتد؛ این ایمان باعث میشود که مؤمن در همه وقت آماده ظهور ایشان، و مشارکت در قیامش را داشته باشد. برای دستیابی به این درجه از آمادگی که از انتظار صادقانه سرچشمه میگیرد مؤمن باید آراسته به صفات دیگری باشد که امام سجاد در آن حدیث شریف به آنها اشاره فرمودهاند. و اینها شرایط دیگر تحقق مفهوم انتظار را در عرصه عمل تشکیل میدهند که در بیان شرایط بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
۲. اخلاص در انجام مقتضیات مختلف انتظار و پیرایش آنها از همه غرضها و شائبههای مادی و نفسانی؛ یعنی مؤمن همه این امور را تنها برای رضای خداوند متعال و با نیت تعبد و کوشش در راه کسب رضایت آن ذات مقدس به انجام برساند. بدین گونه است که انتظار به صورت برترین عبادت در خواهد آمد. آیتالله سید محمد تقی اصفهانی در این خصوص تصریح میکنند که: تحقق این نیت خالص، در عمل به وظیفه واجب انتظار لازم و ضروری است. در هر حال ایجاد این حالت و پیدا شدن این شرط بستگی مستقیم با آمادگی روحی برای یاری امام زمان(ع) در هنگام ظهور دارد؛ چراکه فقدان این شرط، شایستگی لازم را برای تحمل سختیها در راه یاری امام(ع) - آنهم در مأموریت جهادی اصلاحی بزرگ آن حضرت - از منتظر سلب مینماید.
۳. خودسازی و آماده کردن کامل نفس برای یاری امام(ع)، از راه تمسک راستین به قرآن و عترت و متخلق شدن به اخلاق ثقلین تا بدین وسیله از یاران حقیقی امام قرار گرفته، مصداق این فقره از حدیث شریف امام سجاد(ع) شود که فرماید: «آنان از شیعیان راستین ما هستند». و از نظر شخصیتی شرایط الهی و جهادی لازم برای یاری امام زمان(ع) را در راه تحقق اهداف الهی آن حضرت دارا باشد و این همان زمینهسازی برای ظهور از نقطه نظر فردیاست.
۴. فعالیت در جهت زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی از نقطه نظر اجتماعی از راه دعوت مردم به سوی دین خدا و تربیت یاران حضرت مهدی(ع) و امیدوار کردن مردم به نهضت بزرگ آن حضرت. در حدیث شریف امام سجاد(ع) نیز در توصیف منتظران میبینیم: «... والدعاة الی دین الله عز وجل سراً وجهراً»؛ ... آنانند که آشکارا و پنهانی مردمان را به دین خدا فرا میخوانند.
این فقره از حدیث به صورتی کاملًا گویا بر این مطلب تأکید دارد که منتظران باید در زمان غیبت علیرغم همه مشکلات، همواره بر حرکت مقدماتی خود برای ظهور حضرت مهدی پایداری کنند. حال اگر اوضاع مساعد بود به صورت آشکارا و در غیر این صورت، پنهانی به این کار مبادرت ورزند و بهانه سختی شرایط، هرگز مجوزی برای شانه خالی کردن از انجام این وظیفه واجب نخواهد بود.
در پرتو آنچه تا کنون ذکر کردیم روشن میشود که انتظار حقیقی علیرغم سختی شرایط و ضرورت فداکاری در راه آن، در بر دارنده حرکتی سازنده و مستمر و آمادگی فردی و اجتماعی برای ظهور منجی منتظَر است. حضرت امام خمینی قدس سره در فراز پایانی پیامی که در آخرین نیمه شعبان پیش از رحلتشان به مناسبت میلاد حضرت مهدی(ع) صادر نمودند، آوردهاند: «... سلام بر او، سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک میکنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز میشوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار میکنند...»[۲۵].[۲۶]
انتظار و آمادگی فوری برای ظهور
همانگونه که دانشمندان به استناد روایات که به وجوب انتظار فرج الهی عموماً یا انتظار فرج مهدوی خصوصاً فرمان داده است، به وجوب این انتظار تصریح کردهاند، با استناد به همان روایات، به وجوب آمادگی دائم برای وقوع ظهور در هر زمانی هم تصریح نمودهاند. شهید سید محمد صدر گوید: «در میان روایات دال بر وجوب تکالیف در زمان غیبت، روایاتی است که بر وجوب انتظار فوری و آمادگی برای ظهور فوری در هر زمان دلالت دارد که قبلًا این موضوع را توضیح دادهایم».[۲۷] سید محمد تقی اصفهانی هم پس از نقل مجموعهای از احادیث که همه بر وجوب فوری انتظار دلالت دارند گوید: «مراد از در صبح و شام آماده فرج بودن این است که این امر مبارک یعنی فرج موعود در هر زمانی مکن است به وقوع بپیوندد و منتظر باید همواره آمادگی لازم را برای این امر مهم داشته باشد؛ امری که به اقتضای فرمان خداوند مدبر دانا در سال، ماه یا روزی ممکناست اتفاق بیافتد. پس بر خاص و عام واجب است همیشه در انتظار وقوع آن باشند»[۲۸].
شهید سید محمد صدر با استناد به اتفاق نظر همه مسلمانان در حتمیت ظهور حضرت مهدی(ع) و تواتر روایات دال بر آن، کلام سید محمد تقی اصفهانی را مبنی بر شمول وجوب این انتظار نسبت به همه مسلمانان چنین تأکید میکند: «تواتر روایات به گونهای است که موجب یقین به مدلول آنها گشته، راه هر گونه عذری را در پیشگاه خداوند متعال نسبت به انکار آن میبندد؛ و پس از یقین به اینکه واقع شدن این امر نیز تنها به اراده و مشیت خداوند متعال بستگی داشته و احدی غیر از او را در این امر رأیی نیست، میگوییم هر روز ممکن است حرکت بزرگ مهدوی برای اجرای فرمان خداوند متعال آغاز گردد زیرا روشن است که برای اراده خداوند متعال محدودیت زمانی وجود ندارد. بدین ترتیب در اینکه ظهور ممکن است هر آن به فرمان و اراده خداوند متعال واقع گردد فرقی میان نظریه شیعه و غیر شیعه وجود ندارد. چون بنا به عقیده شیعه خداوند متعال هر وقت که اراده فرماید به او اجازه ظهور پس از غیبت را اعطا مینماید و بر اساس نظریه آنان که میگویند مهدی هنوز به دنیا نیامده و در آینده به دنیا خواهد آمد و قیام مسلحانه خواهد نمود هم میتوان احتمال داد که آن حضرت بنا به اراده خداوند متعال مدتی قبل به دنیا آمده باشد و هر لحظه احتمال دارد که فرمان قیامش از جانب خداوند متعال صادر گردد. این احتمالی است که همیشه وجود دارد»[۲۹]، ایشان در ادامه بحث خود به همین دلیل بر وجوب فوری انتظار بر همه کسانی که از سایر ادیان نیز به وجود منجی اعتقاد دارند استدلال نموده است.
پس از اثبات وجوب فوری انتظار و احتمال وقوع ظهور در هر زمان یک مسأله باقی میماند و آن مسأله علایم ظهور است که در روایات بدان تصریح شده و آمده است که پیش از وقوع ظهور آن علامتها واقع خواهد شد. باید روشن شود که آیا میان این علایم با مسأله وجوب فوری و احتمال همیشگی ظهور تعارضی هست یا خیر؟
پاسخ منفی است، چنین تعارضی وجود ندارد زیرا از آنجا که علایم حتمی ظهور جزء ظهور بوده، زمان واقع شدن آنها بسیار به زمان ظهور نزدیک میباشد، انتظار همان علایم در واقع انتظار ظهور به حساب میآید. اما در باره حصول شرایط ظهور و فراهم آمدن اوضاع و شرایط مناسب برای آن نیز این احتمال وجود دارد که خداوند متعال در هر زمانی آن شرایط را تکمیل فرماید.
شهید سید محمد صدر مینویسد: علامتهای حتمی ظهور ممکن است در هر زمانی پیدا شود و احتمال میرود که به فاصله اندکی از پیدا شدن علایم ظهور حضرت مهدی(ع) نیز محقق گردد. احتمال تحقق و تکمیل شرایط ظهور نیز در هر زمانی وجود دارد. و گفتیم که وجود همین احتمال در اندیشه هر فرد برای ایجاد فضای روحی مناسب برای انتظار فوری کافیاست[۳۰].
همین فضای روحی مناسب است که انگیزه لازم را برای حرکت سریع مؤمنان در راه فراهم نمودن شرایط لازم برای یاری امام زمانشان در آنان ایجاد میکند؛ شرایطی که با خودسازی، تهذیب نفس، تربیت مناسب و آراسته شدن به صفات یاران مهدی(ع) فراهم میگردد.
برای کامل شدن بحث وجوب انتظار که از مهمترین واجبات عصر غیبت است، ضروری است به مسأله حرمت یأس از ظهور نیز اشارهای داشته باشیم که این امر برخاسته از ادلهای قرآنی و عامی است که خود نیز یکی از ادله وجوب انتظار را تشکیل میدهد. آیت الله سید محمد تقی اصفهانی به صورت مفصل از این موضوع بحث کرده و متون شرعی مربوط به آن را ذکر نموده و دلالت آنها و احکامی که از آن متون استنباط میشود را بیان نموده است ایشان در باره انواع مختلفی از یأس که نسبت به ظهور حضرت مهدی(ع) تصور میشود بحث کرده و نتیجه گرفته است که به طور کلی یأس از ظهور آن حضرت حرام است؛ زیرا همه مسلمانان بر حتمی بودن آن اتفاق نظر دارند. همچنین اثبات نموده است که یأس از وقوع ظهور در مدتی معین، یا یأس از نزدیک بودن ظهور هم حرام است[۳۱].[۳۲]
منابع
پانویس
- ↑ کافی ۱، ۳۳۷، غیبت نعمانی، ۱۶۶. ۱۶۷، کمال الدین ۲، ۳۴۲، غیبت طوسی، ۲۰۲.
- ↑ برقی، محاسن، ۱۷۳، کافی ۸، ۸۰، کمال الدین، ۶۶۴، در این حدیث شریف حضرت امام باقر(ع) کسانی را که خود را برای احیای امر اهل بیت(ع) بسیج میکنند بسیار مورد ستایش قرار دادهاند.
- ↑ کمال الدین، ۳۲۸ و به نقل از آن بحار الأنوار ۵۱، ۱۳۶.
- ↑ ر.ک: آیات پایانی سوره عصر.
- ↑ کمال الدین، ۳۳۰، بحار الأنوار ۵۲، ۱۴۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۲۴۵.
- ↑ برقی، محاسن و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۳۱.
- ↑ کمال الدین، ۳۵۷.
- ↑ کمال الدین، ۳۲۰.
- ↑ کفایة الأثر، ۲۷۹، کمال الدین، ۳۷۸.
- ↑ شیخ صدوق، خصال ۲، ۶۱۰، کمال الدین، ۶۴۵، تحف العقول، ۱۰۶.
- ↑ کمال الدین، ۶۴۴.
- ↑ غیبت نعمانی، ۲۰۰، اثبات الهداة ۳، ۵۳۶.
- ↑ کمال الدین، ۶۴۵.
- ↑ خصال، ۶۲۵ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۳.
- ↑ برقی، محاسن ۱، ۲۷۸، ۲۷۹ ح ۱۵۳ و به نقل از آن، بحار الأنوار ۵۲، ۱۲۶ ح ۱۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۲۴۹.
- ↑ مکیال المکارم ۲، ۱۵۲- ۱۵۳.
- ↑ النجم الثاقب، ۴۲۸ چاپ علمیه اسلامیه.
- ↑ مائده، ۲۴.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۲.
- ↑ شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، ۶۱- ۶۸ با تلخیص.
- ↑ کمال الدین، ۳۱۹.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۲۵۳.
- ↑ صحیفه نور ۲۱، ۱۰۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۲۵۷.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۴۲۷.
- ↑ مکیال المکارم ۲، ۱۵۸- ۱۵۹.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۳۴۱- ۳۴۲.
- ↑ تاریخ الغیبة الکبری، ۳۶۲- ۳۶۳.
- ↑ مکیال المکارم ۲، ۱۵۷- ۱۶۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۲۶۰.