روش‌های تربیتی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

روش (Method) در لغت به معنای قاعده، قانون، طریقه، شیوه، اسلوب، سبک و منوال است[۱] و ناظر به پیمودن مسیری برای رسیدن به هدفی است. به همین مناسبت، در علوم نظری، روش به راه یا قاعده‌ای اطلاق می‌شود که برای کشف حقیقت به کار می‌رود و در علوم عملی، مانند اخلاق، سیاست و تعلیم و تربیت، به راهی اطلاق می‌شود که برای رسیدن به هدفی عملی اتخاذ می‌شود[۲].

منظور از روش‌های تربیتی آن دسته از عملکردها در مورد ایجاد، تغییر و هدفمندکردن بینش، نگرش و رفتار در مورد جنس، جنسیت و به طور کلی مسائل و موارد مربوط به تربیت می‌باشد. روش‌های تربیت با توجه به اهداف به سه حوزه شناختی، عاطفی و رفتاری تقسیم می‌شوند. روش‌های حوزه‌شناختی دانش و معلومات و توانایی‌ها و مهارت‌های ذهنی را دربر می‌گیرد. به سخن دیگر حوزه‌شناختی به جریان‌هایی که با فعالیت‌های ذهنی و فکری سر و کار دارند مربوط می‌شود. روش‌های حوزه عاطفی با علاقه، انگیزش، نگرش، قدردانی و ارزش‌گذاری سر و کار دارد.

حوزه روانی - حرکتی به زمینه مهارت‌های حرکتی یا فعالیت‌های بدنی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، هر فعالیتی که علاوه بر جنبه روانی دارای جنبه جسمانی هم باشد در این حوزه جای دارد[۳].[۴]

تفکر

امام خمینی تفکر را به عنوان یک روش تربیتی مطرح و از آن به اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی یاد کرده‌اند[۵]. مراد امام از تفکر این است که انسان در هدف خلقتش بیندیشد و بداند که خداوند از خلقت انسان و این همه نعمت‌هایی که به او عطا کرده هدفی بالاتر از حیات حیوانی داشته و منظور از این خلقت، عالم بالا و بزرگ‌تر است و این حیات حیوانی مقصود بالذات نیست[۶].

امام همچنین از تفکر به کلید باب‌های معارف و خزائن کمالات و علوم یاد می‌کند و آن را مقدمه حتمیه سلوک انسانیت معرفی می‌کند و برای آن مراتبی قائل است: اولین و با فضیلت‌ترین مرتبه را تفکر در حق و اسماء و صفات و کمالات او معرفی می‌کند[۷]. با این حال تفکر در کنه ذات پروردگار و چگونگی آن را ممنوع می‌داند[۸]. مرتبه دیگر، تفکر در لطایف صنعت و اتقان آن و دقایق خلقت است[۹] که انسان یکی از مهم‌ترین مصادیق آن است[۱۰]. مرتبه دیگر تفکر در احوال نفس است[۱۱].

روش سه مرحله‌ای مشارطه، مراقبه، محاسبه

امام برای مجاهدت با نفس روش سه مرحله‌ای مشارطه، مراقبه و محاسبه را مطرح می‌کند. در این روش فرد در ابتدای روز با خود شرط می‌کند که بر خلاف دستورات الهی رفتار نکند و بر این امر تصمیم می‌گیرد و بر عمل به این شرط مراقبت می‌کند و خود را ملزم به عمل کردن به آن می‌داند و این وضعیت را در طول روز ادامه می‌دهد و در شب به محاسبه می‌پردازد و مشخص می‌کند آیا به شرطش وفا کرده یا خیر؟[۱۲].[۱۳]

روش موازنه

مراد از این روش آن است که انسان منافع و مضار هریک از اخلاق فاسده و ملکات رذیله، که زاییده قوای شهوت، غضب و واهمه است را با منافع و مضار هریک از اخلاق حسنه و ملکات فاضله که زاییده این قوا و تحت تصرف عقل و شرع است، با هم بسنجد و با خود بیندیشد که بهتر است به کدام یک اقدام کند[۱۴].[۱۵]

روش عمل به ضد

عمل به ضد عبارت است از اینکه فرد هریک از ملکات زشت را که در خود می‌بیند مدتی بر ضد آن قیام کند[۱۶] و با خواهش‌ها و آرزوی‌های نفس به مجاهد برخیزد[۱۷]. این تنها راه غلبه بر نفس اماره است[۱۸].[۱۹]

روش تلقین و تکرار

در این روش فرد مسائل و محتواهای مربوط به خودسازی را به خود تلقین و تکرار می‌کند[۲۰]. از این رو، حضرت امام به فرزندش سید احمد توصیه می‌کند که به کمک تلقین نظر خود را نسبت به همه موجودات به ویژه انسان‌ها نظر رحمت و محبت کند و تأکید می‌کند که این حقایق جز با مجاهدت و تلقین حاصل نمی‌گردد[۲۱].[۲۲]

هشداردهی و غفلت‌زدایی

انسان‌ها باید دریابند که موقعیت این جهانی آنان بس خطیر و آسیب‌پذیر است. به رغم آنکه آدمیان از ویژگی‌ها و بهره‌مندی‌های شاخصی برخوردارند اما نباید به کرامت و بهره‌مندی هستی‌شناختی خود مغرور و فریفته شوند. امروزه افراد همین بهره‌مندی‌ها را راز برتری و شاخص‌بودن و مایه افتخار ابدی آدمیان برشمرده‌اند. آنان بر این باورند که انسان‌ها همین که انسان‌اند در مرکز هستی واقع شده‌اند و همه چیز باید به سود آنان و در راستای تأمین منافع آنان سوق داده شود. این فریفتگی آنان را به غفلت و غروری کشانده که همه زندگی را به بیهودگی و لذت‌طلبی می‌گذرانند.

در چشم‌انداز انسان‌شناختی اسلامی، خدای متعال آدمیان را از کشش‌ها و گرایش‌هایی برخوردار ساخته که می‌تواند دستمایه کمال و رشد آنان باشد. کشش‌های درونی همانند سودگرایی، کمال‌جویی و زیان‌گریزی از کشش‌های درونی و فطری انسان است که آدمیان همگی آنها را در نهاد خود تجربه کنند. این گرایش‌ها و کشش‌ها ابزار حرکت و بلکه شتابدارتر شدن حرکت تکاملی انسان است.

همچنین آدمیان در زندگی خود دریافته‌اند که همواره بر سر یک دو راهی قرار گرفته‌اند که یکی به کمال جاودانه و بیکران و دیگری به افول و از دست رفتن همیشگی و بی‌مرز می‌انجامد. از این رو، یکی از مهم‌ترین روش‌های تربیتی، هشداردهی و غفلت‌زدایی از انسان است. مقام معظم رهبری با توجه به اصل توحیدمحوری تأکید بر این دارد که مربیان تربیتی باید هشداردهی و غفلت‌زدایی را به صورت نکته‌ای کلیدی در تربیت اسلامی دنبال کنند. ایشان همچنین بیان می‌دارد که مراسم و مناسک دینی مؤلفه‌ای برای غفلت‌زدایی و ترفندی برای هشداردهی از طرف خداوند و قرارگرفتن در مسیر تربیت الهی است. این مناسک عاملی برای هشداردهی و عدم بیگانه‌گرایی و خودفراموشی و غفلت‌زدایی از یاد خداوند می‌باشد[۲۳].[۲۴]

روش الگودهی

پرورش گرایش و عادت‌های مطلوب تربیتی، یکی از اهداف مهم تربیت است. به همین سبب در سیره پیامبر و اهل بیت(ع) افزون بر ایجاد زمینه مناسب و دادن آگاهی و بصیرت برای تربیت، پرورش گرایش‌ها، عادت‌ها، و الگودهی مطلوب تربیتی نیز مورد توجه بوده است. روش الگودهی از این جهت اهمیت دارد که متربی رفتار تربیتی را در عمل با همه جزئیات و ظرافت‌هایی که در اجرای آن وجود دارد، مشاهده می‌کند و به همین سبب نه تنها با خود رفتار تربیتی بلکه به شرایط و تحقق آن و تأثیراتی که بر دیگران بر جای می‌گذارد و به جایگاه آن در مقایسه با سایر رفتارها پی می‌برد. مقام معظم رهبری الگوبرداری از انسان‌های متدین انقلابی مسلط بر نفس و عامل برای خدا را لازمه و موجب پایداری حکومت اسلامی می‌داند و اذعان می‌دارد که حکومت اسلامی با داشتن افراد زیادی از این قبیل پایداری و استمرار خواهد یافت[۲۵].[۲۶]

روش تشویق و تنبیه

تشویق و تنبیه از ابزارهایی است که برای تربیت به کار گرفته می‌شود. در روان‌شناسی و تعلیم و تربیت، امر تشویق و تنبیه یکی از عوامل و محرک‌های مهم یادگیری تلقی می‌شود. تشویق و تنبیه یکی از شاخص‌های مهم برقراری روابط انسانی است که اعمال درست آنها زمینه‌های برقراری روابط انسانی را فراهم می‌سازد. تشویق و تببیه گستره وسیعی از فعالیت‌ها را دربر می‌گیرد و بر بسیاری از شاخص‌های دیگر اثر می‌گذارد. کارشناسان معتقدند برای رشد عاطفی و ذهنی، پاداش و تبییه لازم است. این ابزارها مانند همه روش‌ها و فنون تربیتی آن‌گونه از حساسیت برخوردار است که کاربرد به موقع آن آثار مثبت و سازنده و کاربرد نابجای آن سبب به وجود آمدن رفتارهای منفی و مخرب مانند افسردگی، ناکامی، بی‌تفاوتی، تعارض و گاه پرخاشگری در بین تربیت‌شوندگان می‌شود. تشویق در لغت به معنای به شوق در آوردن و کار کسی را ستودن و او را دلگرم ساختن است. تشویق از تمایلات فطری هر انسانی است که تا پایان عمر در او باقی می‌ماند و تنبیه عبارت است از آگاه ساختن فرد نسبت به نتایج نامطلوبش. در تعلیم و تربیت وقتی از تشویق و تنبیه صحبت می‌شود منظور این است که فرد را با رفتار درست و نادرست آشنا کنیم و نتیجه عمل نیکو و عواقب رفتار ناپسند را به او بشناسانیم[۲۷].

تشویق و تنبیه دو روش تربیتی است که برای رعایت مقررات و انضباط باید مدّنظر قرار گیرد. تنبیه در مواردی به کار می‌رود که رفتار متربی ناپسند، و برخلاف مقررات است و می‌خواهیم آن را خاموش و تضعیف کنیم. این دو روش باید به طور صحیح به کار رود تا موجب آرامش خاطر گردد. تشویق باید به‌جا و مناسب باشد و به محض مشاهده و انجام رفتار مناسب از سوی متربی باید اعمال گردد و از تشویق‌های بی‌مورد نیز خودداری شود. تشویق مناسب و به‌جا در یادگیری تأثیر به سزایی دارد. تنبیه نیز باعث تضعیف رفتارهای ناپسند می‌شود و اکثراً تنبیه به خاطر رفتاری است که مورد قبول بزرگان و اجتماع نیست. تنبیه نیز باید به‌جا و درست اعمال شود و مناسب خطای کودک باشد، و به محض انجام کار خلاف از سوی کودک باید اعمال گردد و دلیل تنبیه نیز روشن شود. مقام معظم رهبری در امور اجرایی و تربیتی تشویق و تنبیه را برای کسانی که در اداره کار خود خوب و صحیح و مطابق برنامه کار کنند و یا تخطی کنند امری لازم می‌داند[۲۸].[۲۹]

روش آراستن ظاهر

این روش و شناخت آن و عارف بودن مربّی به آن می‌تواند نقش اساسی در تربیت داشته باشد. مربی در برقرار کردن ارتباط تربیتی باید به آراستگی ظاهر بپردازد تا از عوامل ظاهری نفرت و گریز نیز تهی باشد. آراستگی لزوماً مرادف اشراف‌منشی نیست، بلکه با سادگی نیز جمع می‌شود. آراستگی ظاهر در مورد خود متربّی نیز صادق است. ظاهر آراسته آدمی، صفا و آراستگی باطنی را در پی می‌آورد. رهبر انقلاب رعایت آراستن ظاهر را برای کسانی که توقع و انتظار بیشتری جامعه به خاطر لباس‌شان و یا به خاطر مقام‌شان و یا به خاطر نفوذشان در تربیت اجتماعی دارد، لازم می‌داند و انحراف متأثرین در تربیت را زشت‌تر از دیگران و دردناک‌تر می‌داند[۳۰]. رهبری تأکید بسیار دارند که آراستن ظاهر به عنوان یک روش اساسی مورد اهتمام قرار گیرد؛ چراکه خداوند انسان را جامع ابعاد آفرید چنان‌که می‌فرماید ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[۳۱][۳۲].[۳۳]

روش موعظه حسنه

کلام، آینه مفاهیم و معانی است. این آینه هر چه مصفاتر باشد به همان میزان بر شفافیت و نفوذ مفاهیم و معانی خواهد افزود، از این رو لازم است مربی بنگرد که معانی و مفاهیم مورد نظر را در برابر چه آینه‌ای قرار می‌دهد. کژ و کدر سخن گفتن در حکم پایمال ساختن معانی است. چنین نیست که اگر محتوا برجسته باشد، در هر قالبی به چشم آید. مربی نباید در عرضه معانی خویش، هر واژه‌ای را که زودتر از واژه‌های دیگر به ذهنش دوید، به کارگیرد، بلکه باید در پی آن باشد که تعبیرهای بلند بیافریند. گاه یک تعبیر مناسب، به تنهایی، به وزن کتابی سخن دارد و اثرش در آدمی پایدار و پر دوام است. قرآن که سخن خداوند است و برای تربیت انسان نازل شده، این شیوه را در اوج نمایان می‌سازد. ملاحظه آیات قرآن آشکار می‌کند که کلمات و جملات، با زیباترین هیئت مورد استفاده واقع شده است. به باور رهبر انقلاب، انسانی که مراقب کلام خود نباشد و موعظه حسنه را به کار نگیرد، نمی‌تواند منشأ تربیت صحیح باشد[۳۴].[۳۵]

مبالغه در عفو

یکی از روش‌های تأثیرگذار که استفاده از آن می‌تواند مربی را در مسیر تربیت یاری نماید مبالغه در عفو است. اصل فضل (و رحمت) مانع آن است که فرد، به محض ارتکاب اولین خطا مورد مؤاخذه و مجازات قرار بگیرد، بلکه به موجب آن لازم است که مربی، ابتدا عفو کند و حتی در این عفو مبالغه ورزد. ابتدا کردن به عفو بدین معنی است که مربی خود اقدام به عفو کند، نه اینکه عفو او در برابر اعتذار متربّی باشد. طبق این روش، مربی موارد فراوانی از خطاها و لغزش‌های متربّی را نادیده می‌گیرد. رهبر انقلاب با متذکر شدن اینکه مبالغه در عفو، آموزه رسول اکرم(ص) به جامعه بشریت است، آن را حتی در شرایط مغلوبیت لازم و اساس تربیت الهی می‌داند[۳۶].[۳۷]

روش توبه

یکی دیگر از مظاهر اصل فضل و رحمت، روش تربیتی توبه است. «توبه» به معنی بازگشت است و صرفاً به معنی بازگشت از گناه نیست. از این رو توبه اختصاص به انسان ندارد، بلکه خداوند نیز در مقام تربیت انسان دارای توبه است. «توبه» به مثابه یک روش تربیتی است. به مقتضای روش توبه، باید برخورد مربی با فرد خطاکار، نمودار رحمت باشد. این روش ایجاب می‌کند که مربی، خود به استقبال خطاکار برود. مربی نباید به محض دیدن خطا در فرد، او را از خویش براند، بلکه باید احتمال دهد که او حتی متوجه خطای خویش نیز نبوده باشد. کسانی که با دیدن خطا، به تنبیه می‌پردازند، گاه فرد را به سبب چیزی تنبیه می‌کنند که تنها خود از آن مطلع‌اند. چنین برخوردی بار تربیتی ندارد؛ زیرا در فرد، حالت بازگشت درونی ایجاد نمی‌کند. طبق روش توبه، نخست باید به استقبال خطاکار رفت و او را متوجه خطایش نمود و جهات مختلف و آثار و تبعات آن را تبیین نمود، به نحوی که مایه بازگشت از خطا در وجود او ریشه بدواند و چنین است که توبه مربی، تو به ساز است. رهبر انقلاب یکی از مقاصد در تربیت الهی که هدف نهایی آن قرب رضوان می‌باشد را توبه می‌داند و نظر بدین دارد که توبه و نفس اینکه انسان در مقابل خدا می‌ایستد و اظهار کوچکی و حقارت می‌کند یک علو مقام و مرتبه تربیتی برای انسان می‌باشد[۳۸].[۳۹]

روش تبشیر

تربیت، مستلزم تن دادن به تکالیف است و این امر فی‌نفسه، زایل کننده رغبت است. این تلخی را باید به طریقی کاست تا توان تکالیف میسّرتر شود. یکی از روش‌هایی که کارآمدی بسیار در این نقش دارد، روش تبشیر است. تبشیر به معنی بشارت دادن به عطایایی است که پس از به دوش گرفتن تکالیف، به فرد ارزانی خواهد شد. مقام معظم رهبری با توجه به نقش رسول اکرم(ص) که دارای مقام رسالت و انذار و تبشیر است، مربیان تربیت را ملزم به استفاده از روش تبشیر می‌داند و اعتقاد بر این دارد که مربیان مبشر، آغاز کننده راه هدایت هستند[۴۰].[۴۱]

روش تولی و تبری

تولی به معنای دوستی با دوستان خدا و تبری به معنای دشمنی با دشمنان خداست. این همان توصیه فراموش‌نشدنی امامان ماست که به خدا دعوت کنیم و در راستای دوستی با دوستان او و دشمنی با دشمنان او حرکت کنیم.

وقتی انسان در راه خدا حرکت می‌کند و برای او کار می‌کند، هنگامی که سختی‌ها را مشاهده کرد، می‌فهمد که وظیفه او دشوارتر است؛ پس شاداب‌تر و پرانگیزه‌تر می‌شود. واقعاً در راه خدا، سختی و مانع و مشکلات و انواع چیزهایی که آدم‌های معمولی را مأیوس و قدرنشناس می‌کند، از دل او کنده می‌شود و انگیزه او پر رنگ‌تر می‌شود[۴۲].[۴۳]

منابع

پانویس

  1. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه روش.
  2. گروهی از نویسندگان زیر نظر محمدتقی مصباح، فلسفه تعلیم وتربیت، ص۴۴۵.
  3. سیف، علی‌اکبر، روانشناسی پرورشی، تهران: آگاه، ص۱۳۶ و ۱۳۷.
  4. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۶۹.
  5. شرح چهل حدیث، ص۶.
  6. شرح چهل حدیث، ص۷ – ۶.
  7. شرح چهل حدیث، ص۱۹۱.
  8. شرح چهل حدیث، ص۱۹۲.
  9. شرح چهل حدیث، ص۱۹۵.
  10. شرح چهل حدیث، ص۱۹۷.
  11. همت‌بناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۸۶.
  12. شرح چهل حدیث، ص۹.
  13. همت‌بناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۸۷.
  14. شرح چهل حدیث، ص۱۸.
  15. همت‌بناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۸۷.
  16. شرح چهل حدیث، ص۲۵.
  17. شرح چهل حدیث، ص۱۵۹.
  18. شرح چهل حدیث، ص۹۶.
  19. همت‌بناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۸۷.
  20. صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۹۷.
  21. وعده دیدار، ص۹۰.
  22. همت‌بناری، علی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری امام خمینی، ص۳۸۸.
  23. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به حجاج بیت الله الحرام، سال ۱۳۷۰، ص۳۹.
  24. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۰.
  25. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، به همراه حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی، ۱۴/۹/۱۳۶۹.
  26. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۱.
  27. www.tebyan.net.
  28. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مسئولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ۷/۵/۱۳۶۹.
  29. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۲.
  30. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه در دانشگاه تهران، ۲۹/۱۱/۱۳۷۲.
  31. «و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.
  32. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به کنگره عظیم حج، ۱۷/۹/۱۳۸۷.
  33. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۳.
  34. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۷۹.
  35. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۴.
  36. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۳/۲/۱۳۷۹.
  37. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۴.
  38. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۷/۱۲/۱۳۷۱.
  39. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۵.
  40. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در روز عید سعید غدیر خم، سال ۱۳۸۰.
  41. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۵.
  42. دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت وزیران ۱/۶/۱۳۶۹. حدیث ولایت، ج۵، ص۱۰۴.
  43. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ ص ۴۷۶.