سوره حجر در علوم قرآنی
مقدمه
سوره حجر را همه مفسران [۱] همانگونه که از آیاتش بر میآید [۲] مکی دانستهاند.
سیوطی آیه ﴿وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ﴾[۳] را مدنی دانسته؛ با استناد به روایت ضعیفی [۴] که نزول آن را درباره صفهای نماز جماعت گزارش کرده است؛[۵] ولی افزون بر ضعف روایت پیشگفته، سیاق آیه و آیات پیشین و پسین، حمل آن را بر نماز جماعت برنمیتابد. [۶] برخی نیز آیه ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ﴾[۷] را از آن رو که ﴿سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي﴾ یعنی حمد در مدینه نازل شده است، استثنا کرده و مدنی شمردهاند؛ لکن تنها مستند مدنی بودن سوره حمد، رأی خطای مجاهد است و در مکی بودن آن تردیدی نیست. [۸]
استثنای آیات ﴿كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ﴾[۹] و ﴿الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ﴾[۱۰] به روایتی مستند است که در آن ادعا شده است ﴿الْمُقْتَسِمِينَ﴾ یهود و نصارا بودند که به بعض قرآن ایمان آوردند و به بعض دیگر آن ایمان نیاوردند، در حالی که آنان به قرآن هیچ ایمان نیاوردند و آیه درباره مشرکان مکه است که قرآن را با اوصافی مانند سحر، شعر، سخن شخص دیوانه، گفتار شخص پیشگو و قصههای گذشتگان به اقسامی مختلف قسمت کردند،[۱۱] به هر روی، هماهنگی میان بخشهای مختلف این سوره و توازن میان آیات آن، گواه بر نزول یکباره یا نزول پیاپی بخشهای آن است [۱۲] و به گواهی آیه ۹۴: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ﴾[۱۳] که برپایه روایات فریقین به رویداد تاریخی علنی کردن دعوت اسلامی اشاره دارد [۱۴] این سوره در آغاز آشکار شدن دعوت یعنی پایان سال چهارم بعثت نازل شده است. [۱۵]
سوره حجر در ترتیب مصحف، پانزدهمین سوره است که پس از سوره ابراهیم و پیش از سوره نحل قرار گرفته است و در ترتیب نزول، پنجاه و چهارمین سوره است که پس از سوره یوسف و پیش از سوره انعام فرود آمده است. [۱۶] در روایات ترتیب نزول، برای آن ردیفهای ۴۸، ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۵۵ و ۷۶ [۱۷] یاد شده است؛ ولی خاورشناسان ردیفهای ۴۸، ۵۷، ۶۲ را برای آن حدس زدهاند. [۱۸]
این سوره نزد همه مفسران ۹۹ آیه [۱۹] و ۶۵۶ کلمه دارد. [۲۰]
درباره پیوند این سوره با سوره پیش از آن (سوره ابراهیم) چنین گفته شده است: چون در پایان سوره ابراهیم از قرآن یاد کرد، این سوره را نیز با مطلبی پیرامون قرآن میآغازد. [۲۱] برخی گفتهاند: این سوره تنها حجر نام دارد که از آیه ﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ﴾[۲۲] آن گرفته شده و نام منطقهای است که قوم ثمود در آن میزیستند؛[۲۳] ولی بیهقی از این سوره به «اصحاب الحجر» نیز یاد کرده است. [۲۴]
آیه ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۲۵] به «آیه حفظ» شهرت یافته و در این آیه خدا حفظ قرآن را از هر گونه تحریف و تغییر ضمانت کرده است. به گفته برخی حفظ قرآن با وجود دشمنان فراوانی که دارد از معجزات است و تحقّق این خبر غیبی قرآن پس از گذشت زمانِ بسیار، معجزهای دیگر[۲۶].[۲۷]
ناسخ و منسوخ
برخی آیه ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ﴾[۲۸] را که به گذشت دستور میدهد: ﴿وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ﴾ با آیه «سیف» ﴿فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۲۹] که به جنگ با کافران و مشرکان فرمان میدهد و بعضی دیگر با آیه اذن به جهاد ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ﴾[۳۰] که برای نخستین بار به مؤمنان اجازه جهاد داده است [۳۱] منسوخ دانستهاند؛[۳۲] ولی این نظر درست نیست؛ زیرا این آیه پیامبر (ص) را به گذشت و بخشش فرمان میدهد که دستوری اخلاقی و همیشگی است و هیچ با دستورجهاد منافات ندارد و هر یک از این دو در جای خود به قوت خود ماندگار است. [۳۳] عفو در این آیه، اغماض و چشمپوشی از استهزا و اذیّت مشرکان نسبت به پیامبر (ص) است و مضمون آیات ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ﴾[۳۴]، ﴿إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ﴾[۳۵] شاهد این معناست، به هر روی، این آیه با آیه سیف منافات ندارد که با آن نسخ شده باشد[۳۶].[۳۷]
فضای نزول و غرض سوره
چنانکه اشاره شد، سوره حجر در آغاز علنی شدن دعوت پیامبر (ص) [۳۸] یعنی پایان سال چهارم بعثت نازل شده است. [۳۹] آن حضرت پیش از این، به سبب فراهم نبودن شرایط، بعضی از مردم را که احتمال میداد دعوتش را بپذیرند، پنهانی به اسلام فرا میخواند تا آنکه خدای متعال به ایشان اجازه داد دعوت را علنی کند [۴۰] و همان گونه که از آیات سوره بر میآید در این زمان مشرکان برای جلوگیری از فراخوان پیامبر (ص) انواع تهمت و ریشخند را بر آن حضرت روامیدانستند، از این رو این سوره درباره استهزای کافران نسبت به رسول خدا (ص) سخن میگوید که جنون به آن حضرت نسبت داده و قرآن کریم را یاوههای دیوانگان خوانده بودند، پس در حقیقت در این سوره رسول خدا (ص) را دلداری داده و وی را به صبر، ثبات و گذشت از آنان سفارش میکند و نفس شریفش را خوشحال ساخته، مردم را بشارت و انذار میدهد[۴۱].[۴۲]
محتوای سوره
سوره حجر با حروف مقطّعه (الر) آغاز میشود که به اعتقاد برخی اشاره است که این کتاب که عظمتش همه را به شگفتی وا داشته، از این حروفی ترکیب شده است که در اختیار همه افراد بشر است و این کمال درجه اعجاز است، از این رو بیدرنگ پس از آن درباره قرآن میفرماید: [۴۳] اینها آیات کتاب آسمانی و قرآن آشکارند که بیان کننده حقایق و روشنگر حق از باطلاند و به مشرکان که در مخالفت با آن اصرار میورزند هشدار میدهد که روزی از تعصب و لجاجت خویش پشیمان خواهند شد و با لحنی تهدیدآمیز میفرماید: ای پیامبر! اینها را به حال خود واگذار، بخورند و از لذّتهای این زندگی ناپایدار بهره گیرند و آرزوها آنها را از این واقعیّت بزرگ غافل سازد؛ ولی به زودی در قیامت میفهمند که چه اندازه در غفلت بودهاند. [۴۴].
آیه ﴿وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ﴾[۴۵] برای اینکه گمان نکنند این مهلت و تمتّع از لذایذ دنیا پایانناپذیر است، میافزاید: ما هیچ گروهی را در هیچ شهر و آبادیای نابود نکردیم، مگر آنها اجل معیّن و زمان تغییر ناپذیری داشتند و هیچ امّت و گروهی از اجل معیّن خود پیشی نمیگیرد که زودتر از آن از بین برود و از آن هم تاخیر نمیافتد که دیرتر از آن نابود شود.
آیه: ﴿مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ﴾[۴۶] سنت الهی است که مهلت دهد تا حجّت تمام شود؛ ولی پس از پایان این مهلت سرنوشت قطعی دامنشان را خواهد گرفت. [۴۷]
در آیه ﴿وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ﴾[۴۸] نخست به موضعگیریهای خصمانه کافران در مقابل قرآن و جسارت به پیامبر (ص) و دادن نسبتهای ناروا به آن حضرت اشاره میکند و در ادامه آیه: ﴿لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ﴾[۴۹] بهانه جویی آنها که «اگر راست میگویی، چرا فرشتگان را برای ما نمیآوری تا به رسالت تو گواهی دهند» و پاسخ خدا را بازگو و به آنها گوشزد میکند اگر فرشتگان بر آنها فرود آیند و ایمان نیاورند، دیگر به آنان مهلت داده نخواهد شد. [۵۰]
در آیه: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۵۱] در رد انکار و استهزای مشرکان نسبت به پیامبر (ص) با تأکید بر وحیانی بودن قرآن صریحا حفظ آن را از هر گونه تغییر و تبدیل وعده میدهد.
آیه: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ﴾[۵۲] برای دلداری آن حضرت و مؤمنان در برابر مشکلاتی که با آن روبهرو بودند، به زندگی انبیای پیشین و گرفتاریهای آنها در مقابل اقوام گمراه و متعصب اشاره و بیان میکند که استهزاء عادت و سنّت جاری مجرمان است و اینها همانند پیشینیانشان ایمان نمیآورند؛ حتی اگر دری از آسمان به روی آنها بگشایم که پیوسته از آن بالا روند و اسرار غیب را مشاهده کنند، باز میگویند ما را چشمبندی و سحر کردهاند. [۵۳]
پس از آنکه خدای سبحان رویگردانی مشرکان از معجزه قرآن و پیشنهادشان را در آمدن ملائکه و پاسخ آن را بیان کرد، در دومین بخش که آیاتش مطالب بلند و دقایق بسیاری از معارف حقیقی و اسرار الهی را در بردارد، شماری از آیات آسمانی و زمینی را برمیشمرد که بر توحید دلالت میکنند؛ نظیر آسمان و برجهایش، زمین و کوهها با آن سودهای فراوانی که دارند، گیاهان، وسایل زندگی برای انسان و دیگر موجودات، بادهای بارور کننده ابرها و باران، تا حجّت بر آنان تمام شود. [۵۴] در آیه ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[۵۵] که از آیات برجسته این سوره است.
در آیه ﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ﴾[۵۶] اشاره میکند که تدبیر امر شما در دست ماست و ما بر شما احاطه داریم و ما شما را زنده میکنیم، پس ما پیش از شماییم و شما را میمیرانیم و وارثتان هستیم و همه تدبیرها به ما ختم میشوند و ما کسانی را که پیش از شما بودهاند شناختهایم و کسانی را نیز که پس از این خواهند بود شناختهایم و جز پروردگار کسی مردم را در صحنه قیامت محشور نمیکند و خدا حکیم است و نظام عالم را بیحشر ناتمام نمیگذارد؛ نیز علیم است، بنابراین هیچ کس را از قلم نمیاندازد. [۵۷]
در سومین بخش به مناسبت آیات گذشته که قسمتهایی از آفرینش خدا و عظمت نظام هستی را بیان میکند، به بحث خلقت انسان پرداخته، در چند آیه، بسیاری از جزئیات این آفرینش را بازگو میکند: آغاز خلقت جن و انس؛ دستور به سجده ملائکه و ابلیس بر انسان؛ سجده ملائکه و نافرمانی ابلیس که از جن است؛ تکبّر ابلیس و رانده شدنش از درگاه الهی؛ مهلت خواستن او از خدا تا روز رستاخیز؛ دشمنیاش با بنیآدم و گمراهیشان به دست او؛ تحقّق قضای الهی در سعادت متقیان و شقاوت گمراهان.
در این آیات ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴾[۵۸] و ﴿إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴾[۵۹] خدا عزم جدی ابلیس بر گمراه کردن انسانها را چنین گزارش میکند: پروردگارا! به جهت اینکه مرا گمراه ساختی و این انسان زمینه بدبختی مرا فراهم ساخت، من نعمتهای مادی روی زمین را در نظر آنها زینت میدهم و سرانجام، همه را گمراه خواهم ساخت، مگر آن بندگانی که برای تو خالص شدهاند.
خدای سبحان برای تحقیر شیطان و تقویت قلب جویندگان راه حق میفرماید: اینکه گروهی به دست تو گمراه شوند و عدهای از اغوای تو در امان بمانند، جز به اذن من عملی نخواهد شد و تو هیچ گونه تسلّط و قدرتی بر بندگان من نداری، مگر گمراهانی که خودشان بخواهند از تو پیروی کنند آیات ﴿قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ﴾[۶۰] و ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ﴾[۶۱].[۶۲] یعنی این تو نیستی که میتوانی مردم را گمراه کنی، بلکه انسانهای منحرفاند که با میل و اراده خویش دعوت تو را اجابت کرده، پشت سرت گام برمیدارند. [۶۳]
آیه ﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴾[۶۴] صریحترین تهدیدهای خود را متوجه پیروان شیطان کرده، میفرماید: به یقین، وعده گاه همه آنان دوزخ است؛ همان دوزخی که ۷ در دارد و برای هر دری، گروهی از پیروان شیطان قسمت شدهاند. [۶۵] این درها در حقیقت، درهای گناهانیاند که با آنها افراد وارد دوزخ میشوند؛ هر گروهی بر اثر ارتکاب گناهی از دری، همانگونه که درهای بهشت، طاعات و اعمال صالحیاند که با آنها بهشتیان به بهشت میروند. [۶۶] در ادامه، بخشی از نعمتهای بهشت را یادآور میشود که پرهیزگاران از آن بهرهمند میشوند؛ نظیر باغهای سرسبز در کنار چشمههای زلال، سلامت و امنیّت، کنده شدن هر گونه حسد، کینه، عداوت و خیانت از سینههای آنها، برادرانه روبهروی یکدیگر برسریرهای بهشتی نشستن و نبود هر گونه خستگی و رنج و اندیشه نابودی و پایان یافتن نعمت.
در بخش چهارم با لحنی سرشار از محبت به پیامبر (ص) میفرماید: بندگانم را آگاه کن که من غفور و رحیمم و برای جلوگیری از سوء برداشت از مظاهر رحمت الهی و تعادل میان خوف و رجاء میفرماید: به بندگانم بگو: عذاب و کیفر من همان عذاب دردناک است. در ادامه قسمتهای آموزندهای از تاریخ پیامبران بزرگ و اقوام سرکش را به عنوان نمونههای روشنی از بندگان مخلَص و پیروان شیطان، بیان میکند: نخست داستان فرشتگانی را گزارش میکند که ناشناس مهمان حضرت ابراهیم (ع) شدند و بر او سلام کردند؛ ولی با مشاهده خودداری آنان از خوردن غذا، آن حضرت ترسید و سپس بشارت آنان به ابراهیم (ع) به پسری دانا در میان شگفتی و ناباوری آن حضرت و برطرف شدن تعجبش به دست فرشتگان را یادآوری میکند. در این آیات، حضرت ابراهیم (ع) به فرشتگان تأکید میکند که تردیدش آن چنان که آنان گمان کردهاند از روی ناامیدی از رحمت پروردگار نیست و در ادامه فرشتگان پس از سؤال آن حضرت مأموریت خود را در هلاک کردن مجرمان قوم لوط یادآوری میکنند.
در آیه ﴿فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ﴾[۶۷] و آیات پسین، داستان خارج شدن فرشتگان از نزد ابراهیم (ع) و آمدن آنان نزد لوط (ع) و آشکار کردن مأموریت خود برای آن حضرت مبنی بر مجازات آن قوم ستمکار و با خبر شدن آن حضرت از ریشه کن شدنشان در هنگام صبح از راه وحی را یاد میکند و از آنجا که باید گروه اندک مؤمنان از این مهلکه سالم بمانند، به لوط (ع) دستور میدهد شبانه آنان را از شهر بیرون ببرد و هیچ کس به پشت سر خود نگاه نکند و به مکانی که مأمور شدهاند بروند.
سپس خداوند به آغاز داستان بازگشته، فساد اخلاقی قوم لوط را بیان میکند و میفرماید: مردم شهر از ورود مهمانان تازه وارد لوط (ع) که به شکل، جوانانی زیبا و خوشرو بودند آگاه شدند و در حالی که شادی میکردند، به سوی خانه او آمدند. زمانی که حضرت لوط (ع) آمدن آنها را حس کرد، نگران شد و کوشید به شکلی آنان را باز دارد؛ ولی آنان بیپروا بر کار زشت خود اصرار داشتند؛ اینجا خدا به پیامبر (ص) [۶۸] میفرماید: به جان تو سوگند که اینها (مشرکان مکه [۶۹] یا قوم لوط) [۷۰] در مستی خود سخت سرگرداناند. در ادامه سرنوشت شوم قوم لوط را که سرانجام، هنگام روشنی بامداد بانگی مهیب و بنیان کن آنان را فرا گرفت و دیارشان را زیر و رو کرد و بارانی از سنگ بر آنان بارید، یادآوری کرده، آثار مانده از دیارشان را نشانههایی برای هوشیاران و مؤمنان میخواند.
در ادامه قرآن به سرگذشت اصحاب الأیکه (قوم شعیب) [۷۱] اشاره میکند که مردمی ستمگر بودند و دچار عذاب الهی شدند؛ نیز سرگذشت اصحاب حجر (قوم ثمود) [۷۲] را یاد میکند که حضرت صالح را تکذیب و از آیات الهی اعراض کردند و با آنکه نیرومند و دارای ثروت سرشار و خانههای محکم و امن بودند، آنچه فراهم آورده بودند آنان را نیکبخت نکرد و گرفتار عذاب الهی شدند.
در بخش پایانی آیات ﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾[۷۳] میفرماید غرض از آیات پیشین این بود که رسول خدا (ص) را به قیام بر انجام دادن مأموریت و رسالت خود و اعراض و گذشت از جفاهای مشرکان دعوت کند و به آن حضرت دلداری دهد که از گفتههایشان غمگین و دلتنگ نگردد؛ زیرا قضای حق این است که مردم را برپایه اعمالشان در دنیا و آخرت به ویژه در روز قیامت سزا دهد؛ همان روزی که هیچ کس را از قلم نمیاندازد و ذرّهای از خوب و بد کسی را بیکیفر و پاداش نمیگذارد، از این رو سزاوار نیست بر کفر کافران تأسّف و اندوه خورد، چون خدا بدان داناست و به زودی جزای اعمالشان را میدهد؛ زیرا به خدای سبحان رو کردن مهمتر و واجبتر است. [۷۴] در این آیات، خدای سبحان اعراض و گذشت از کافرانی را که پیامبر را مسخره میکردند و در آیات پیشین از آنان یاد شد، تکرار و دوباره سفارش فرموده است که به تسبیح و حمد و عبادت خدای خود بپردازد و خبر داده است که خودش شر آنان را از او باز میگرداند، پس به کاری که خدا وی را بدان فرمان داده است سرگرم باشد و با این مطلب سوره پایان میپذیرد. [۷۵]
در نخستین آیه از این بخش میفرماید ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دوست، جز به حق نیافریدیم و قیامت قطعا فرا خواهد رسید و جزای هر کس به او میرسد، پس ای پیامبر! کفر و تمسخر کافران را نادیده انگار و به نیکی چشمپوشی کن ﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ﴾[۷۶]؛ زیرا پروردگارت همگان را آفریده و به حالشان داناست. [۷۷]
در آیه ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ﴾[۷۸] نعمت بزرگ سوره حمد و قرآن با عظمت را به پیامبر (ص) گوشزد میکند و درپی آن در آیه ﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۷۹] به ایشان فرمان میدهد به مال و ثروتی که به گروههایی از کافران داده است چشم ندوزد و بر کفر آنان اندوه نخورد [۸۰] و برابر مؤمنان فروتنی و اعلام کند که وظیفهای جز انذار و بیان آنچه در دین مورد نیازشان است ندارد و آنان را به همان عذابی هشدار دهد که بر کسانی وارد شد که قرآن را بخش بخش کردند و پارهای را سحر و پارهای دیگر را افسانههای پیشینیان و تکهای را ساخته و پرداخته پیامبر (ص) شمردند؛[۸۱] آنگاه به حضرت میفرماید: به پروردگارت سوگند که از همه آنان از آنچه برای بازداشتن مردم از راه خدا انجام میدادند سؤال خواهیم کرد، پس مأموریتت را آشکارا بیان کن و از مشرکان روی گردان و به آنها بیاعتنایی کن.
سپس خداوند برای تقویت قلب پیامبر (ص) به آن حضرت اطمینان میدهد که در برابر استهزاءکنندگانی که با وجود خدا معبود دیگری قرار میدهند، از آن حضرت حمایت میکند و به زودی از پیامد شوم کار خود و تهمتهایی که بر تو وارد کردند آگاه خواهند شد. [۸۲]
در شأن نزول این آیه روایات متعددی وارد شده است که همه مسخره کنندگان رسول خدا (ص) پس از نزول این آیه با وضع فجیعی و به شکلی معجزه آسا نابود شدند. [۸۳] در ادامه برای دلداری پیامبر (ص) اندوه و دلتنگی آن حضرت از استهزاهای مشرکان یادآوری و به آن حضرت دستور میدهد برای زدودن اندوه و آثار سخنان زشت آنان پروردگارش را تسبیح و حمد گوید و از سجده کنندگان و نمازگزاران باشد و همواره تا زمان مرگ، پروردگارش را بندگی کند[۸۴].[۸۵]
فضیلت تلاوت سوره
در تلاوت این سوره فضایل و خواصی گزارش شده است؛[۸۶] از جمله امام صادق (ع) فرمود که هرکس سورههای ابراهیم و حجر را کامل در دو رکعت نماز در هر جمعه بخواند، او را فقر و دیوانگی و هیچ بلایی دیگر نرسد[۸۷].[۸۸]
سوره حجر در دانشنامه معاصر قرآن کریم
پانزدهمین سوره قرآن و پنجاه و چهارمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوعات گوناگون.
وجه تسمیه این سوره نام و داستان اصحاب «حجر» است که در آیات ﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴾[۸۹] به آن اشاره شده است. ﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ﴾[۹۰]. این آیه، اشاره به قوم حضرت صالح (ع) دارد.
قرآن مجید این قوم سرکش را با اسم شهرشان نامگذاری میکند این سوره «مکی» و نهمین سوره از سورههایی است که با حروف مقطعه (= الر: الف. لام. راء) آغاز میگردد. دارای ۹۹ آیه ۶۵۸ کلمه و ۲۸۸۱ حرف است. از نظر کمیت از سورههای «مثانی» و نسبتاً کوچک و در حدود یک حزب (یک چهارم یک جزء قرآن) است.[۹۱]
محور سوره
قرآن کاملترین کتابهای الهی پیشین و بیانکننده راه رشد و تجاوز و گمراهی و جدا کننده حق و باطل و بیان حلال و حرام[۹۲] و فرجام هولناک کافران و تکذیب کنندگان پیغمبر اسلام و توحید و معاد است. این سوره با نقل داستانهای عبرتانگیز اقوام طغیانگر و گناهکار لوط، اصحاب ایکه و اصحاب حجر، سرنوشت تکذیب کنندگان انبیاء را روشن میسازد. افزون بر آن، آغاز خلقت جن و انس و فرمان خدا به ملائکه و ابلیس که بر آدم (ع) سجده کنند و سجده ملائکه و امتناع ابلیس را که از جن بود و نیز رانده شدن او از درگاه خداوند و گمراهی بنیآدم به دست او و محقق شدن قضای خدا در سعادت متقین و شقاوت گمراهان بیان شده است. از دیگر مطالب این سوره، داستان حضرت آدم (ع) و جاودانگی قرآن و مصونیت آن از تحریف و تغییر و گزند دشمنان است.
از جمله آیات برجستهای که در این سوره آمده و حقایق بسیار مهمی از معارف الهی را در بر دارد آیه ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[۹۳] و آیه ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۹۴] است[۹۵].[۹۶]
فضیلت سوره
رسول خدا (ص) میفرماید: هر کس این سوره مبارکه را تلاوت کند، خدا به شمار مهاجرین و انصار و کسانی که پیامبر (ص) را مورد تمسخر قرار دادند، ده حسنه پاداش خواهد داد[۹۷].[۹۸]
مقاصد سوره
قرآن کتاب هدایت به سوی حق است، هرکس از قرآن تبعیت کند رستگار میشود و هرکس از دستورات آن سرپیچی کند گمراه و بدعاقبت میشود. خدا حافظ قرآن کریم از هر گونه تحریف است. قرآنی که اکنون در دست ما است همان است که به رسول خدا (ص) نازل شده است.
شناخت پدیده وحی، رسالت پیامبران و هدفهای بلند تربیتی، معنوی، انسانی، عادلانه، رشد دهنده و آزادی بخش آنان. قواعد کلی فلسفه تاریخ و جامعه: هلاکت اقوام سرکش و پیروزی جنبش انبیاء. متقین در جمیع احوالات زندگی مراقب و مطیع فرامین الهی هستند و عاقبت آنها رستگاری و بهروزی است. نظام حق بر کائنات و دستورات قرآن حاکم است. از مغفرت خدا مأیوس و از رحمت او ناامید نباشید. دستور به لزوم نرمخویی مؤمنین و عدم شیفتگی به خوشیهای ظاهری کافرین.
هشدارها و تشویقها برای دلگرم ساختن انسان و انگیزش او به سوی ایمان و عمل خیر و صالح، دستور به تسبیح و نماز و نیز این که تسبیح و حمد خدا و سجده و عبادت، در زایل کردن اندوه و سبک کردن مصیبتها آثار فراوانی دارد. بندگان خدا از طریق تسبیح و تحمید و ذکر حضرت حق و عبادت خالصانه خدا و سیر و سلوک به سوی خداوند متعال، به معرفت قلبی یقینی که از جنس شهود است واصل میشوند.[۹۹]
آیات نامدار و مشهور
- ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۱۰۰]،
- ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾[۱۰۱]،
- ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴾[۱۰۲]،
- ﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴾[۱۰۳]،
- ﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ﴾[۱۰۴]،
- ﴿وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۱۰۵]،
- ﴿وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ﴾[۱۰۶]،
- ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ﴾[۱۰۷]،
- ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾[۱۰۸].[۱۰۹]
ساختار
از جهت ساختاری افتتاح و اختتام سوره با هم دیگر مقارنند. در آیات اختتام، غرضی که در آیات قبلی بود خلاصه میشود، غرض از آیات پیشین این بود که رسول خدا (ص) را به قیام بر انجام مأموریت و رسالت خود و اعراض و گذشت از جفاهای مشرکین دعوت کند و تسلای خاطر دهد که از آنچه میگویند غمگین و تنگ حوصله نگردد؛ زیرا قضای حق بر این قرار گرفته که مردم را به اعمالشان در دنیا و آخرت پاداش و کیفر دهد و در قیامت به اندازه ذرهای خیر و یا شر، کسی را بدون کیفر و پاداش نمیگذارد و با در پیش داشتن چنین روزی، دیگر جای تأسف خوردن بر کفر کافران باقی نمیماند، چون خدا نسبت به اعمال آنان دانا است و به زودی جزای اعمالشان را میدهد و نیز جای تنگحوصلگی و اندوه نیست، چون به ذکرخدای سبحان مشغول گشتن، مهمتر و واجبتر است. در بخش اختتام سوره، خدای سبحان، مسئله گذشت و دوری کردن از کفاری که او را مسخره میکردند را تکرار کرده - همان کفاری که در ابتدای سوره ذکرشان گذشت - و همچنین سفارش فرموده بود که به تسبیح و حمد و عبادت خدای خود بپردازد و خبر داده بود که خود او، شر کفار را از او میگرداند.[۱۱۰]
منابع
پانویس
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۵.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۹۶.
- ↑ «و به یقین پیشینیان شما را میشناسیم و بیگمان پسینیان شما را نیز میشناسیم» سوره حجر، آیه ۲۴.
- ↑ نک. سنن الترمذی، ج ۴، ص۳۵۹.
- ↑ الاتقان، ج ۱، ص۴۹.
- ↑ التمهید، ج ۱، ص۱۸۳.
- ↑ «و بیگمان به تو سوره فاتحه و قرآن سترگ را دادهایم» سوره حجر، آیه ۸۷.
- ↑ التمهید، ج ۱، ص۱۸۴.
- ↑ «همچنان که (عذاب را) بر بخشکنندگان فرو فرستادیم» سوره حجر، آیه ۹۰.
- ↑ «آنان که قرآن را چند پاره کردند» سوره حجر، آیه ۹۱.
- ↑ التمهید، ج ۱، ص۱۸۳؛ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۵ ـ ۶.
- ↑ التفسیر الحدیث، ج ۴، ص۳۴.
- ↑ «از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۴، ص۹۲؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۱۰۶؛ المیزان، ج ۱۲، ص۹۶.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۶.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۱۰، ص۶۱۳؛ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۶؛ التمهید، ج ۱، ص۱۳۶.
- ↑ نک. مفاتیح الاسرار، ج ۱، ص۱۳۰ ـ ۱۳۱؛ سیرة الرسول، ج ۱، ص۱۴۷؛ تاریخ قرآن، ص۶۷۰.
- ↑ تاریخ قرآن، ص۶۷۱؛ تاریخگذاری قرآن، ۲۹۶ ـ ۲۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۰۱.
- ↑ المعجم الاحصائی، ج ۱، ص۳۱۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۰۱.
- ↑ «و «اصحاب حجر» پیامبران را دروغگو میشمردند» سوره حجر، آیه ۸۰.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۵.
- ↑ دلائل النبوه، ج ۷، ص۱۴۳.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۱۶۱.
- ↑ حسینیزاده، سید عبدالرسول، مقاله «سوره حجر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۰.
- ↑ «و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز راستین نیافریدیم و به یقین رستخیز آمدنی است پس (از آنان) با گذشتی نیکو درگذر» سوره حجر، آیه ۸۵.
- ↑ «و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.
- ↑ «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۳.
- ↑ زادالمسیر، ج ۴، ص۴۱۲؛ البیان، ص۳۵۹؛ التمهید، ج ۲، ص۴۰۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۲۰۶؛ نمونه، ج ۱۱، ص۱۲۹.
- ↑ «از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.
- ↑ «ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۵.
- ↑ البیان، ص۳۵۹ ـ ۳۶۰.
- ↑ حسینیزاده، سید عبدالرسول، مقاله «سوره حجر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۹۶.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۹۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۹۵.
- ↑ حسینیزاده، سید عبدالرسول، مقاله «سوره حجر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۰.
- ↑ فی ظلال القرآن، ج ۴، ص۲۱۲۵؛ التفسیر لکتاب الله المنیر، ج ۱، ص۱۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۰۵.
- ↑ «و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت» سوره حجر، آیه ۴.
- ↑ «هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس میافتد» سوره حجر، آیه ۵.
- ↑ نمونه، ج ۱۱، ص۱۰.
- ↑ «و گفتند: ای آنکه بر تو این قرآن را فرو فرستادهاند، بیگمان تو دیوانهای!» سوره حجر، آیه ۶.
- ↑ «اگر راست میگویی چرا فرشتگان را برای ما نیاوردی؟» سوره حجر، آیه ۷.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۱، ص۶۹۷؛ المیزان، ج ۱۲، ص۹۹.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ «و به راستی پیش از تو (پیامبرانی) در میان امّتهای پیشین فرستادیم» سوره حجر، آیه ۱۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۹۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۳۷.
- ↑ «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
- ↑ «و بیگمان این ماییم که زنده میگردانیم و میمیرانیم و ماییم که باز میمانیم» سوره حجر، آیه ۲۳.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.
- ↑ «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» سوره حجر، آیه ۳۹.
- ↑ «بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.
- ↑ «فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۴۱.
- ↑ «بیگمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۱، ص۷۰۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۶۵ ـ ۱۶۶.
- ↑ «و به یقین دوزخ وعدهگاه همه آنان است» سوره حجر، آیه ۴۳.
- ↑ ر. ک: التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۱۹۰؛ نمونه، ج ۱۱، ص۷۴.
- ↑ نمونه، ج ۱۱، ص۷۴.
- ↑ «باری، چون فرستادگان نزد خاندان لوط آمدند؛» سوره حجر، آیه ۶۱.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص۱۰۵ ـ ۱۰۷.
- ↑ بحرالعلوم، ج ۲، ص۲۲۲.
- ↑ اطیب البیان، ج ۸، ص۵۹.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۷، ص۱۵۳.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۷، ص۱۵۴.
- ↑ «و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز راستین نیافریدیم و به یقین رستخیز آمدنی است پس (از آنان) با گذشتی نیکو درگذر. به راستی پروردگار توست که آفریدگار داناست. و بیگمان به تو سوره فاتحه و قرآن سترگ را دادهایم. به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن! و بگو که این منم که بیمدهنده آشکارم. همچنان که (عذاب را) بر بخشکنندگان فرو فرستادیم. آنان که قرآن را چند پاره کردند. پس به پروردگارت سوگند که از همه آنان خواهیم پرسید ... از آنچه انجام میدادهاند. از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان. ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم. آنان که با خداوند، خدایی دیگر مینهند و به زودی (فرجام این کار را) خواهند دانست. و ما به درستی میدانیم که تو از آنچه میگویند دلتنگ میگردی. پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجدهگزاران باش. و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۸۵-۹۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۸۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۸۸.
- ↑ «به راستی پروردگار توست که آفریدگار داناست» سوره حجر، آیه ۸۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۹۲.
- ↑ «و بیگمان به تو سوره فاتحه و قرآن سترگ را دادهایم» سوره حجر، آیه ۸۷.
- ↑ «به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص۱۹۲.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص۸۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۴، ص۸۹ ـ ۹۰.
- ↑ نک. جامع البیان، ج ۱۴، ص۹۵؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۱۰۲؛ البرهان، ج ۳، ص۳۹۰.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۵۹۱ ـ ۵۹۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص۲۱۵.
- ↑ حسینیزاده، سید عبدالرسول، مقاله «سوره حجر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۰.
- ↑ نک. مجمع البیان، ج ۶، ص۵۰۱؛ البرهان، ج ۳، ص۳۲۹؛ نورالثقلین، ج ۳، ص۲.
- ↑ ثواب الاعمال، ص۱۰۷.
- ↑ حسینیزاده، سید عبدالرسول، مقاله «سوره حجر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۰.
- ↑ «و «اصحاب حجر» پیامبران را دروغگو میشمردند. و ما نشانههای خود را به آنان (نشان) دادیم اما آنان از آنها رویگردان بودند. و آنان در (دل) کوهها خانههایی (استوار) با (گمان) ایمنی میتراشیدند. اما بانگ (آسمانی) آنان را بامدادان فرو گرفت. و آنچه انجام میدادند آنان را (از عذاب) باز نداشت» سوره حجر، آیه ۸۰-۸۴.
- ↑ «و «اصحاب حجر» پیامبران را دروغگو میشمردند» سوره حجر، آیه ۸۰.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ روح المعانی.
- ↑ «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ المیزان.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ مجمع البیان.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
- ↑ «و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.
- ↑ «پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.
- ↑ «به راستی پروردگار توست که آفریدگار داناست» سوره حجر، آیه ۸۶.
- ↑ «و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸.
- ↑ «و بگو که این منم که بیمدهنده آشکارم» سوره حجر، آیه ۸۹.
- ↑ «پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجدهگزاران باش» سوره حجر، آیه ۹۸.
- ↑ «و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره حجر»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.