براء بن عازب: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
==براء و [[فتوحات]]== | ==براء و [[فتوحات]]== | ||
براء بن عازب میگوید: پیامبر{{صل}} [[خالد بن ولید]] را به سوی مردم [[یمن]] فرستاد که به [[اسلام]] دعوتشان کند و من جزء همراهان او بودم. شش ماه در آنجا مقیم بودیم و کسی [[دعوت]] او را نپذیرفت. [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} را فرستاد و فرمود: "[[خالد بن ولید]] و همراهان او را پس بفرست و اگر کسی از همراهان خالد میخواهد با وی بماند". [[براء]] میگوید: من از آنها بودم که با [[علی]]{{ع}} ماندم و چون به اوایل [[یمن]] رسیدیم، [[قوم]] باخبر شدند. علی{{ع}} با ما [[نماز صبح]] را خواند و بعد از [[نماز]] همه ما را به صف کرد و پیش روی ما ایستاد و [[حمد]] و ثنای [[خداوند]] را گفت. آنگاه [[نامه]] پیامبر خدا{{صل}} را برای آنها خواند و همه [[مردم]] [[همدان]] به یک [[روز]] [[مسلمان]] شدند. علی{{ع}} آنچه را که اتفاق افتاده بود، برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نوشت و [[پیامبر]] وقتی نامه علی{{ع}} را خواند، به [[سجده]] افتاد. آنگاه نشست و فرمود: "[[درود]] بر قبیلة همدان، درود بر [[قبیله]] همدان". پس از آن مردم یمن به [[اسلام]] روی آوردند<ref>تاریخ الطبری، طبری (ترجمه: پاینده)، ج۴، ص۱۲۶۲؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۶۲.</ref>. | |||
همچنین براء در [[فتح]] [[قزوین]] و [[گیلان]] و زنجان<ref>فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۴۵۲؛ الکامل، ابن اثیر (ترجمه: حالت خلیلی)، ج۹، ص۳۲-۳۱.</ref> و شوشتر<ref>فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۶۱۳.</ref> و [[شهر]] [[ری]] شرکت داشته است<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۴۷؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۵۹؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> | همچنین براء در [[فتح]] [[قزوین]] و [[گیلان]] و زنجان<ref>فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۴۵۲؛ الکامل، ابن اثیر (ترجمه: حالت خلیلی)، ج۹، ص۳۲-۳۱.</ref> و شوشتر<ref>فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۶۱۳.</ref> و [[شهر]] [[ری]] شرکت داشته است<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۴۷؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۵۹؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref> | ||
==برخورد براء با مسأله [[بیعت]] == | ==برخورد براء با مسأله [[بیعت]] == | ||
گروهی از [[مهاجران]] و [[انصار]] از [[بیعت با ابوبکر]] سر باز زدند و به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پیوستند؛ از جمله آنها [[عباس بن عبدالمطلب]]، [[فضل بن عباس]]، [[زبیر بن عوام]]، [[خالد بن سعید]]، [[مقداد بن اسود]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابوذر غفاری]]، | گروهی از [[مهاجران]] و [[انصار]] از [[بیعت با ابوبکر]] سر باز زدند و به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پیوستند؛ از جمله آنها [[عباس بن عبدالمطلب]]، [[فضل بن عباس]]، [[زبیر بن عوام]]، [[خالد بن سعید]]، [[مقداد بن اسود]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابوذر غفاری]]، براء بن عازب و [[ابی بن کعب]] بودند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۱، ص۵۲۳.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۵۹-۶۰.</ref> | ||
==براء بن عازب و [[خلافت]]== | ==براء بن عازب و [[خلافت]]== | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
در غم و اندوه بودم تا [[شب]] فرا رسید، به [[مسجد]] رفتم و عدهای را دیدم که در گوشهای نشسته و آهسته مشغول صحبت هستند. همین که نزدیک شدم، خاموش شدند. من آنها را نشناختم اما آنها مرا صدا زدند و من نزدیک آنها رفتم. دیدم [[مقداد]]، [[ابوذر]]، [[سلمان]]، [[حذیفه]]، [[عبادة بن صامت]] و [[زبیر بن عوام]] آنجا جمع شدهاند. حذیفه گفت: "به [[خدا]] قسم! آنچه گفتم، عمل میکنند؛ زیرا [[دروغ]] نمیگویند و به من دروغ نگفتهاند؛ مردم [[خلافت]] را در بین مهاجرین و انصار به [[شوری]] میگذارند". سپس گفت: "برخیزید تا پیش [[ابی بن کعب]] برویم؛ او هم میداند آنچه را که من میدانم". همگی به [[خانه]] آبی بن کعب رفتیم. ابن کعب گفت: "میدانم برای چه آمدهاید، در را باز نمیکنم. گویا میخواهید درباره پیشامد تازه صحبت و [[پرسش]] کنید؟" مقداد گفت: "آری، برای همین آمدهایم". ابن کعب گفت: "آیا حذیفه در میان شماست؟" مقداد گفت: "آری، او با ماست". ابن کعب: همان است که او میگوید. من در را باز نمیکنم تا آنچه واقع شدنی است پیش آید. ولی بدانید بدتر از این پیشامد نخواهید دید و من از آن به [[خدا]] [[شکایت]] میکنم<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۱۳۸-۱۳۹؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۱۹ و ج۲، ص۵۱-۵۲.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۶۰-۶۳.</ref>. | در غم و اندوه بودم تا [[شب]] فرا رسید، به [[مسجد]] رفتم و عدهای را دیدم که در گوشهای نشسته و آهسته مشغول صحبت هستند. همین که نزدیک شدم، خاموش شدند. من آنها را نشناختم اما آنها مرا صدا زدند و من نزدیک آنها رفتم. دیدم [[مقداد]]، [[ابوذر]]، [[سلمان]]، [[حذیفه]]، [[عبادة بن صامت]] و [[زبیر بن عوام]] آنجا جمع شدهاند. حذیفه گفت: "به [[خدا]] قسم! آنچه گفتم، عمل میکنند؛ زیرا [[دروغ]] نمیگویند و به من دروغ نگفتهاند؛ مردم [[خلافت]] را در بین مهاجرین و انصار به [[شوری]] میگذارند". سپس گفت: "برخیزید تا پیش [[ابی بن کعب]] برویم؛ او هم میداند آنچه را که من میدانم". همگی به [[خانه]] آبی بن کعب رفتیم. ابن کعب گفت: "میدانم برای چه آمدهاید، در را باز نمیکنم. گویا میخواهید درباره پیشامد تازه صحبت و [[پرسش]] کنید؟" مقداد گفت: "آری، برای همین آمدهایم". ابن کعب گفت: "آیا حذیفه در میان شماست؟" مقداد گفت: "آری، او با ماست". ابن کعب: همان است که او میگوید. من در را باز نمیکنم تا آنچه واقع شدنی است پیش آید. ولی بدانید بدتر از این پیشامد نخواهید دید و من از آن به [[خدا]] [[شکایت]] میکنم<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۱۳۸-۱۳۹؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۱۹ و ج۲، ص۵۱-۵۲.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۶۰-۶۳.</ref>. | ||
== | ==براء بن عازب و [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}}== | ||
براء بن عازب را از [[اصحاب امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}}دانستهاند<ref>رجال الکشی، کشی، ص۴۴.</ref>. گزارشهایی از [[تمایل]] او به [[بنی هاشم]] نیز [[نقل]] شده است. از جمله نقل شده که براء گفته است: من [[بیزاری]] میجویم در [[دنیا]] و [[آخرت]] از کسی که بر [[علی]] مقدم شود<ref>بهجة الامال، علیاری تبریزی، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. نقل [[حدیث غدیر]] برای شماری از [[تابعان]]<ref>فوائد الرجالیه، بحر العلوم، ج۲، ص۱۲۷؛ اعیان الشیعه، آمین عاملی، ج۱، ۱۸-۲۰.</ref> و جنگ در رکاب علی{{ع}} و چند [[روایت]] منقول از [[امامان شیعه]]، [[گرایش]] او را به [[تشیع]] پذیرفتنی میکند. | براء بن عازب را از [[اصحاب امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}}دانستهاند<ref>رجال الکشی، کشی، ص۴۴.</ref>. گزارشهایی از [[تمایل]] او به [[بنی هاشم]] نیز [[نقل]] شده است. از جمله نقل شده که براء گفته است: من [[بیزاری]] میجویم در [[دنیا]] و [[آخرت]] از کسی که بر [[علی]] مقدم شود<ref>بهجة الامال، علیاری تبریزی، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. نقل [[حدیث غدیر]] برای شماری از [[تابعان]]<ref>فوائد الرجالیه، بحر العلوم، ج۲، ص۱۲۷؛ اعیان الشیعه، آمین عاملی، ج۱، ۱۸-۲۰.</ref> و جنگ در رکاب علی{{ع}} و چند [[روایت]] منقول از [[امامان شیعه]]، [[گرایش]] او را به [[تشیع]] پذیرفتنی میکند. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
==تحقیقی در [[کتمان]] [[حدیث غدیر]]== | ==تحقیقی در [[کتمان]] [[حدیث غدیر]]== | ||
زمانی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از جمعی از [[اصحاب]] خواست، مشاهدات خود در [[غدیر خم]] را که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ...}}. اظهار کنند و [[شهادت]] دهند، [[ابوایوب انصاری]] و تنی چند از حاضرین به این [[حقیقت]] [[شهادت]] دادند، اما [[اشعث بن قیس]] و [[انس بن مالک]] و [[خالد بن یزید بجلی]] و نیز | زمانی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از جمعی از [[اصحاب]] خواست، مشاهدات خود در [[غدیر خم]] را که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ...}}. اظهار کنند و [[شهادت]] دهند، [[ابوایوب انصاری]] و تنی چند از حاضرین به این [[حقیقت]] [[شهادت]] دادند، اما [[اشعث بن قیس]] و [[انس بن مالک]] و [[خالد بن یزید بجلی]] و نیز براء بن عازب از [[شهادت]] به [[حدیث غدیر]] [[امتناع]] کردند و [[حضرت علی]]{{ع}} به هرکدام از آنان نفرینی کرد<ref>ر.ک: رجال کشی، ص۴۵، ح۹۵ و معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. اما [[آیة الله]] خوئی [[معتقد]] است [[نفرین]] [[حضرت علی]]{{ع}} به براء بن عازب ثابت نیست، چون [[حدیثی]] که اسم براء بن عازب در آن آمده، [[راوی]] آن عامی است و [[سند]] آن [[ضعیف]] است<ref>معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۷.</ref> و مؤید این واقعیت [[حدیثی]] از [[امام صادق]] است{{ع}} که فرمود: "روزی [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} به براء بن عازب فرمود: [[دین]] ([[اسلام]]) را چگونه یافتی؟ عرض کرد: ما پیش از اینکه از شما [[تبعیت]] و [[پیروی]] کنیم به منزله [[یهودی]] بودیم، [[بندگی]] و [[عبادت]] برای ما سبک و خفیف بود، از موقعی که از شما (ای [[امیر مؤمنان]]) [[پیروی]] کردهایم، حقایق [[ایمان]] در دلهای ما [[راه]] یافته و [[عبادت]] و [[بندگی]] را این گونه یافتیم که در بدنهای ما سنگین و با [[ارزش]] است. آنگاه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: از همین روست که [[مردم]] در [[روز قیامت]] به صورت حیوان [[محشور]] میشوند و شماها تک تک وارد [[محشر]] میشوید تا وارد [[بهشت]] شوید"<ref>"أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ لِلْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ كَيْفَ وَجَدْتَ هَذَا الدِّينَ قَالَ كُنَّا بِمَنْزِلَةِ الْيَهُودِ قَبْلَ أَنْ نَتَّبِعَكَ تَخِفُّ عَلَيْنَا الْعِبَادَةُ فَلَمَّا اتَّبَعْنَاكَ وَ وَقَعَ حَقَائِقُ الْإِيمَانِ فِي قُلُوبِنَا وَجَدْنَا الْعِبَادَةَ قَدْ تَثَاقَلَتْ فِي أَجْسَادِنَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَمِنْ ثَمَّ يُحْشَرُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي صُوَرِ الْحَمِيرِ وَ تُحْشَرُونَ فُرَادَى فُرَادَى يُؤْخَذُ بِكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ"؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۷، ص۱۹۲؛ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۱؛ رجال کشی، ص۴۴، ح۹۴.</ref>. از این [[حدیث]] به خوبی استفاده میشود براء بن عازب از زمانی که با [[حضرت علی]]{{ع}} [[بیعت]] کرد، در [[ایمان]] و اعتقادش به [[ولایت]] آن [[حضرت]] ثابت و [[استوار]] بود و [[راه]] [[علی]]{{ع}} را تنها [[راه]] [[اسلام]] میدانسته و [[انحراف]] از آن را [[یهودیت]] میپنداشته است، لذا خیلی بعید به نظر میرسد [[امام]]{{ع}} از او خواسته باشد که [[حدیث]] [[غدیرخم]] را که [[شاهد]] و ناظر آن بوده، [[نقل]] کند، اما او [[امتناع]] ورزد و [[کتمان شهادت]] کند، از همین رو، برقی در [[رجال]] خود، [[براء]] را از اصفیا و برگزیدگان [[اصحاب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به شمار آورده است<ref>شرح بیشتر این تحقیق را به معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۵ - ۲۷۹ رجوع نمایید.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۹.</ref> | ||
==براء و داستان [[کربلا]]== | ==براء و داستان [[کربلا]]== | ||
براء بن عازب تا بعد از داستان کربلا زنده بود و در آن ایامی که [[امام حسین]]{{ع}} [[شهید]] شد، در [[کوفه]] [[منزل]] داشت ولی از [[یاری]] [[حسین بن علی]]{{ع}} خودداری کرد. او بعدها [[تأسف]] میخورد که چرا او را یاری نکردم و در رکاب او نجنگیدم. با آنکه [[امیرالمؤمنین]] این پیشامد را به من فرموده بود. نقل شده است که علی{{ع}} به وی فرمود: "ای براء، فرزندم [[حسین]] کشته میشود و تو زنده هستی و او را یاری نمیکنی". او پس از [[شهادت]] [[حسین]]{{ع}} بسیار افسوس میخورد و میگفت: به [[خدا]] قسم! [[امیرالمؤمنین]] در این [[پیشگویی]] صادق و [[راستگو]] بود<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۶۵.</ref> | |||
==سرانجام | ==سرانجام براء بن عازب== | ||
بنابر [[روایت]] مقبول [[ابن حبان]] و [[واقدی]]، او سالهای آخر [[عمر]] را در [[کوفه]] گذرانده و به سال ۷۱ و یا ۷۲ [[هجری]] در [[روزگار]] [[فرمانروایی]] [[مصعب بن زبیر]] در آنجا درگذشته است<ref>تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. و بنا به قولی وی سرانجام به [[مدینه]] بازگشت و همان جا از [[دنیا]] رفت<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۱۷.</ref>. هم چنین با توجه به روایتی که [[شیخ صدوق]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[نقل]] کرده، وی در [[زمان]] [[معاویه]] عهدهدار [[ولایت]] [[یمن]] شده و در همان جا درگذشته است<ref>اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۰-۵۵۲.</ref>. این گفته، گذشته از [[ضعف سند]]، به [[دلیل]] [[نفی]] قول [[اکثریت]] قریب به اتفاق نویسندگان کتب [[رجال]] و [[تاریخ]]، از جمله زنده بودن وی تا [[واقعه عاشورا]]، مخدوش خوانده شده است<ref>معجم رجال الحدیث، خویی، ج۳، ص۲۷۸.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۶۶.</ref> | بنابر [[روایت]] مقبول [[ابن حبان]] و [[واقدی]]، او سالهای آخر [[عمر]] را در [[کوفه]] گذرانده و به سال ۷۱ و یا ۷۲ [[هجری]] در [[روزگار]] [[فرمانروایی]] [[مصعب بن زبیر]] در آنجا درگذشته است<ref>تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱، ص۱۷۷.</ref>. و بنا به قولی وی سرانجام به [[مدینه]] بازگشت و همان جا از [[دنیا]] رفت<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۱۷.</ref>. هم چنین با توجه به روایتی که [[شیخ صدوق]] از [[جابر بن عبدالله انصاری]] [[نقل]] کرده، وی در [[زمان]] [[معاویه]] عهدهدار [[ولایت]] [[یمن]] شده و در همان جا درگذشته است<ref>اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۰-۵۵۲.</ref>. این گفته، گذشته از [[ضعف سند]]، به [[دلیل]] [[نفی]] قول [[اکثریت]] قریب به اتفاق نویسندگان کتب [[رجال]] و [[تاریخ]]، از جمله زنده بودن وی تا [[واقعه عاشورا]]، مخدوش خوانده شده است<ref>معجم رجال الحدیث، خویی، ج۳، ص۲۷۸.</ref>.<ref>[[رمضان امجد|امجد، رمضان]]، [[براء بن عازب (مقاله)|مقاله «براء بن عازب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص:۶۶.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۸
| براء بن عازب بن الحارث بن عدی بن مجدعة | |
|---|---|
![]() | |
| محل زندگی | کوفه |
| دین | اسلام |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | أسید بن حضیر الأشهلی، حارث بن عمرو الأنصاری، بلال بن رباح الحبشی، ثابت بن ودیعة الأنصاری، حسان بن ثابت الخزرجی |
| شاگردان | إسحاق بن عبد الله الأنصاری، إسرائیل بن یونس السبیعی، إسماعیل بن أبی خالد البجلی، السدی الکبیر، إیاد بن لقیط السدوسی |
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
براء بن عازب بن مالک بن اوس[۱] انصاری اوسی[۲] از تیره خزرج، از شاخههای قبیله اوس است. معروفترین کنیه او ابو عماره بوده است[۳]. وی صحابی و صحابی زاده بود[۴].
ولادت او ده سال پیش از هجرت بوده است[۵]. پدر براء، مسلمان و یکی از صحابه پیامبر اسلام(ص) بود. از پدر براء سخنی درباره شرکت در جنگها نیامده است. مادرش، حبیبة دختر حباب بن خزرج و به قولی، ام خالد، دختر ثابت بن سنان، دختر عموی ابوسعید خدری است[۶]. شش فرزند برای براء ذکر کردهاند و آنها یزید، عبید، یونس، عازب، یحیی و ام عبدالله هستند و نام مادرشان را نقل نکردهاند[۷].[۸].[۹]
براء و برخورد با مهاجران مدینه
براء میگوید: نخستین کسی که از مهاجران به مدینه پیش ما آمد، مصعب بن عمیر از خاندان بنی عبدالدار بن قصی بود. به او گفتیم: رسول خدا(ص) چه فرمودند؟ گفت: "ایشان همچنان در جای خود هستند ولی اصحاب از پی من میآیند. پس از او عمرو بن ام کلثوم از خاندان فهر که کور است، آمد. به او گفتیم: پیامبر و یارانش چه کردند؟ گفت: از پی من میآیند. پس از او عمار بن یاسر و سعدبن ابی وقاص و عبدالله بن مسعود و بلال آمدند. پس از ایشان عمر بن خطاب همراه بیست سوار آمدند و پس از آنها پیامبر(ص) همراه ابوبکر آمدند[۱۰].[۱۱]
براء و حضور در غزوات
براء بن عازب یکی از یاران با وفای پیامبر اسلام(ص) و در اکثر جنگها همراه رسول اکرم(ص) بود. براء میگوید: در چهارده غزوه[۱۲] جنگیدم و در هیجده سفر ملازم رکاب پیامبر(ص) بودم[۱۳]. اولین جنگی که در آن شرکت داشتم، غزوہ خندق بود، اما در جنگ بدر من و عدهای از اطفال مهاجر و انصار عازم میدان جنگ شدیم لکن پیامبر اکرم(ص) به جهت کمی سن به ما اجازه نداد و ما را برگرداند؛ از جمله افراد در این گروه زید بن حارثه، ابوسعید خدری، زید بن ارقم، عبدالله بن عمر و اسامة بن زید بودند[۱۴].[۱۵]
براء و نقل روایات
براء بیش از سیصد حدیث را که خودش یا با واسطه از پیامبر(ص) شنیده، نقل کرده است. برخی روایات نشان میدهد او به اخبار و احادیث مربوط به سیره نبوی علاقه خاصی داشت[۱۶]. به چند روایت از او اشاره میکنیم:
- جنگ احزاب: براء میگوید: روز جنگ احزاب، پیامبر(ص) همراه ما خاک میکشید و گرد و خاک گودی شکمش را پوشانده بود و این رجز را میخواند: پروردگارا! اگر تو نبودی ما هدایت نمیشدیم و زکات نمیپرداختیم و نماز نمیگذاردیم؛ آرامشی بر ما فرو بفرست و در برخورد با دشمن ما را پایدار بدار، آنان بر ما ستم کردند و چون فتنه انگیزی کنند ما از آن خودداری میکنیم و در آخر آواز خود را بلندتر میکرد[۱۷].
خصوصیات ظاهری پیامبر(ص): ابو اسحاق از براء نقل میکند: پیامبر، زیباترین مردم و خوش اخلاقترین آنها بود و هم چنین ابو اسحاق میگوید: از براء شنیدم که میگفت: پیامبر، مردی چهار شانه و متوسط القامه بود و دارای استخوانهای درشت و موهایش تا لاله گوش میرسید. گاه جامه سرخ میپوشید. هرگز کسی را زیباتر از او ندیدهام[۱۸].
ولایت علی(ع): از براء بن عازب نقل شده آیه تبلیغ درباره علی نازل شده و پس از نازل شدن این آیه، پیامبر دست علی را گرفت و فرمود: "هر که من سرور و مولای او هستم علی مولای او است؛ خدایا! دوست بدار کسی که به علی محبت بورزد و دشمن بدار کسی را که با وی دشمنی کند". وقتی عمر علی را دید، به او گفت: "برای تو این مقام گوارا باد که سرور هر مرد مؤمن و هر زن با ایمان شدی"[۱۹].
حدیث منزلت: چون جنگ تبوک پیش آمد، پیامبر به علی بن ابی طالب فرمود: "چارهای نیست از آنکه تو در مدینه بمانی". پیامبر(ص) علی(ع) را در مدینه گذاشت و چون پیامبر(ص) برای جنگ حرکت کرد، گروهی از مردم گفتند: پیامبر(ص) علی را برای اینکه از او ناخوشایندی دیده، در مدینه باقی گذاشت و چون این موضوع به اطلاع علی(ع) رسید، از پی پیامبر روان شد تا به حضور ایشان رسید. پیامبر(ص) فرمود: چه چیزی موجب شد که بیایی؟ علی(ع) گفت: "مطلبی نیست مگر اینکه شنیدهام برخی از مردم گفتهاند شما چون کار ناخوشایندی از من دیدهای مرا در مدینه گذاشتهای". پیامبر(ص) خندید و فرمود: "ای علی! آیا خشنود نیستی که مقام تو نسبت به من چون مقام هارون نسبت به موسی است، جز اینکه تو پیامبر نیستی؟" علی(ع) عرضه داشت: "بله". پیامبر(ص) فرمود: "این چنین است"[۲۰].[۲۱]
براء و فتوحات
براء بن عازب میگوید: پیامبر(ص) خالد بن ولید را به سوی مردم یمن فرستاد که به اسلام دعوتشان کند و من جزء همراهان او بودم. شش ماه در آنجا مقیم بودیم و کسی دعوت او را نپذیرفت. پیامبر خدا(ص) علی بن ابیطالب(ع) را فرستاد و فرمود: "خالد بن ولید و همراهان او را پس بفرست و اگر کسی از همراهان خالد میخواهد با وی بماند". براء میگوید: من از آنها بودم که با علی(ع) ماندم و چون به اوایل یمن رسیدیم، قوم باخبر شدند. علی(ع) با ما نماز صبح را خواند و بعد از نماز همه ما را به صف کرد و پیش روی ما ایستاد و حمد و ثنای خداوند را گفت. آنگاه نامه پیامبر خدا(ص) را برای آنها خواند و همه مردم همدان به یک روز مسلمان شدند. علی(ع) آنچه را که اتفاق افتاده بود، برای پیامبر اسلام(ص) نوشت و پیامبر وقتی نامه علی(ع) را خواند، به سجده افتاد. آنگاه نشست و فرمود: "درود بر قبیلة همدان، درود بر قبیله همدان". پس از آن مردم یمن به اسلام روی آوردند[۲۲].
همچنین براء در فتح قزوین و گیلان و زنجان[۲۳] و شوشتر[۲۴] و شهر ری شرکت داشته است[۲۵].[۲۶]
برخورد براء با مسأله بیعت
گروهی از مهاجران و انصار از بیعت با ابوبکر سر باز زدند و به علی بن ابی طالب(ع) پیوستند؛ از جمله آنها عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن اسود، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، براء بن عازب و ابی بن کعب بودند[۲۷].[۲۸]
براء بن عازب و خلافت
براء میگوید: پس از رحلت پیامبر(ص) از رفتار مردم بسیار ناراحت بودم و از آن میترسیدم که خلافت را از خاندان پیامبر(ص) خارج کنند؛ به این جهت به خانه آن حضرت رفتم اما خاندان او را سرگرم مراسم دفن رسول خدا(ص) دیدم. از آن طرف به سقیفه آمدم؛ مردم را دیدم که در تکاپوی تعیین خلیفه هستند؛ انصار میخواهند خود را بر مهاجرین تحمیل کنند و مهاجرین هم اراده کردهاند تا بر گردن انصار سوار شوند. همچنین دیدم که ابوبکر و عمر و عبیده در پس پردهاند و هر کس که از کنار ایشان عبور میکند، دست او را گرفته و به زور به دست ابوبکر میدهند و به این وسیله بیعت میگیرند. با دیدن این منظره دنیا در مقابل چشمم تیره و تار شد و این غم و اندوه بر مصیبتی که از رحلت رسول خدا به داشتم، افزود. دوان دوان به خانه علی(ع) رفتم و در را کوبیدم و فریاد زدم: "يَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ". فضل بن عباس بیرون آمد، گفتم: چرا آرام نشستهاید؟ مردم با ابوبکر بیعت کردند. عباس گفت: "حرف مرا نشنیدید، تا آخر روزگار دست شما کوتاه شد".
در غم و اندوه بودم تا شب فرا رسید، به مسجد رفتم و عدهای را دیدم که در گوشهای نشسته و آهسته مشغول صحبت هستند. همین که نزدیک شدم، خاموش شدند. من آنها را نشناختم اما آنها مرا صدا زدند و من نزدیک آنها رفتم. دیدم مقداد، ابوذر، سلمان، حذیفه، عبادة بن صامت و زبیر بن عوام آنجا جمع شدهاند. حذیفه گفت: "به خدا قسم! آنچه گفتم، عمل میکنند؛ زیرا دروغ نمیگویند و به من دروغ نگفتهاند؛ مردم خلافت را در بین مهاجرین و انصار به شوری میگذارند". سپس گفت: "برخیزید تا پیش ابی بن کعب برویم؛ او هم میداند آنچه را که من میدانم". همگی به خانه آبی بن کعب رفتیم. ابن کعب گفت: "میدانم برای چه آمدهاید، در را باز نمیکنم. گویا میخواهید درباره پیشامد تازه صحبت و پرسش کنید؟" مقداد گفت: "آری، برای همین آمدهایم". ابن کعب گفت: "آیا حذیفه در میان شماست؟" مقداد گفت: "آری، او با ماست". ابن کعب: همان است که او میگوید. من در را باز نمیکنم تا آنچه واقع شدنی است پیش آید. ولی بدانید بدتر از این پیشامد نخواهید دید و من از آن به خدا شکایت میکنم[۲۹].[۳۰].
براء بن عازب و امیرالمؤمنین علی(ع)
براء بن عازب را از اصحاب امیر المؤمنین علی(ع)دانستهاند[۳۱]. گزارشهایی از تمایل او به بنی هاشم نیز نقل شده است. از جمله نقل شده که براء گفته است: من بیزاری میجویم در دنیا و آخرت از کسی که بر علی مقدم شود[۳۲]. نقل حدیث غدیر برای شماری از تابعان[۳۳] و جنگ در رکاب علی(ع) و چند روایت منقول از امامان شیعه، گرایش او را به تشیع پذیرفتنی میکند.
برخی او را از اصحاب برگزیده علی(ع) دانسته[۳۴] و شیخ طوسی نام او را در شمار یاران پیامبر و حضرت علی(ع) آورده[۳۵] و نیز روایت شده که تا حادثه کربلا زنده بوده[۳۶] و از یاری کردن امام حسین(ع) خودداری کرد[۳۷]. به همین دلیل تراجم و رجال نویسان شیعه درباره او اختلاف نظر دارند و بیشتر آنها از اظهار نظر قطعی درباره او خودداری کردهاند.[۳۸]
تحقیقی در کتمان حدیث غدیر
زمانی که امیرالمؤمنین(ع) از جمعی از اصحاب خواست، مشاهدات خود در غدیر خم را که پیامبر خدا(ص) فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ...». اظهار کنند و شهادت دهند، ابوایوب انصاری و تنی چند از حاضرین به این حقیقت شهادت دادند، اما اشعث بن قیس و انس بن مالک و خالد بن یزید بجلی و نیز براء بن عازب از شهادت به حدیث غدیر امتناع کردند و حضرت علی(ع) به هرکدام از آنان نفرینی کرد[۳۹]. اما آیة الله خوئی معتقد است نفرین حضرت علی(ع) به براء بن عازب ثابت نیست، چون حدیثی که اسم براء بن عازب در آن آمده، راوی آن عامی است و سند آن ضعیف است[۴۰] و مؤید این واقعیت حدیثی از امام صادق است(ع) که فرمود: "روزی امیرالمؤمنین علی(ع) به براء بن عازب فرمود: دین (اسلام) را چگونه یافتی؟ عرض کرد: ما پیش از اینکه از شما تبعیت و پیروی کنیم به منزله یهودی بودیم، بندگی و عبادت برای ما سبک و خفیف بود، از موقعی که از شما (ای امیر مؤمنان) پیروی کردهایم، حقایق ایمان در دلهای ما راه یافته و عبادت و بندگی را این گونه یافتیم که در بدنهای ما سنگین و با ارزش است. آنگاه حضرت علی(ع) فرمود: از همین روست که مردم در روز قیامت به صورت حیوان محشور میشوند و شماها تک تک وارد محشر میشوید تا وارد بهشت شوید"[۴۱]. از این حدیث به خوبی استفاده میشود براء بن عازب از زمانی که با حضرت علی(ع) بیعت کرد، در ایمان و اعتقادش به ولایت آن حضرت ثابت و استوار بود و راه علی(ع) را تنها راه اسلام میدانسته و انحراف از آن را یهودیت میپنداشته است، لذا خیلی بعید به نظر میرسد امام(ع) از او خواسته باشد که حدیث غدیرخم را که شاهد و ناظر آن بوده، نقل کند، اما او امتناع ورزد و کتمان شهادت کند، از همین رو، برقی در رجال خود، براء را از اصفیا و برگزیدگان اصحاب امیرالمؤمنین(ع) به شمار آورده است[۴۲].[۴۳]
براء و داستان کربلا
براء بن عازب تا بعد از داستان کربلا زنده بود و در آن ایامی که امام حسین(ع) شهید شد، در کوفه منزل داشت ولی از یاری حسین بن علی(ع) خودداری کرد. او بعدها تأسف میخورد که چرا او را یاری نکردم و در رکاب او نجنگیدم. با آنکه امیرالمؤمنین این پیشامد را به من فرموده بود. نقل شده است که علی(ع) به وی فرمود: "ای براء، فرزندم حسین کشته میشود و تو زنده هستی و او را یاری نمیکنی". او پس از شهادت حسین(ع) بسیار افسوس میخورد و میگفت: به خدا قسم! امیرالمؤمنین در این پیشگویی صادق و راستگو بود[۴۴].[۴۵]
سرانجام براء بن عازب
بنابر روایت مقبول ابن حبان و واقدی، او سالهای آخر عمر را در کوفه گذرانده و به سال ۷۱ و یا ۷۲ هجری در روزگار فرمانروایی مصعب بن زبیر در آنجا درگذشته است[۴۶]. و بنا به قولی وی سرانجام به مدینه بازگشت و همان جا از دنیا رفت[۴۷]. هم چنین با توجه به روایتی که شیخ صدوق از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده، وی در زمان معاویه عهدهدار ولایت یمن شده و در همان جا درگذشته است[۴۸]. این گفته، گذشته از ضعف سند، به دلیل نفی قول اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان کتب رجال و تاریخ، از جمله زنده بودن وی تا واقعه عاشورا، مخدوش خوانده شده است[۴۹].[۵۰]
مشایخ در روایت
- أسید بن حضیر بن سماک بن عتیک بن رافع مشهور به أسید بن حضیر الأشهلی
- حارث بن عمرو مشهور به حارث بن عمرو الأنصاری
- بلال بن رباح مشهور به بلال بن رباح الحبشی
- ثابت بن ودیعة بن عمرو بن قیس بن جزء مشهور به ثابت بن ودیعة الأنصاری
- حسان بن ثابت بن المنذر بن حرام بن عمرو مشهور به حسان بن ثابت الخزرجی
- خالد بن زید بن کلیب بن ثعلبة بن عمرو مشهور به أبو أیوب الأنصاری
- زید بن أرقم بن زید بن قیس بن النعمان مشهور به زید بن أرقم الأنصاری
- زید بن حارثة بن شراحیل بن کعب مشهور به زید بن حارثة الکلبی
- عائشة بنت عبد الله بن عثمان بن عامر مشهور به عائشة بنت أبی بکر الصدیق
- عبد الله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب مشهور به أبو بکر الصدیق
- علی بن أبی طالب بن عبد المطلب بن هاشم مشهور به علی بن أبی طالب الهاشمی
- عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی مشهور به عمر بن الخطاب العدوی
- عمرو بن زائدة بن جندب بن هرم بن رواحة مشهور به عبد الله بن أم مکتوم الأعمی
- هانئ بن نیار بن عقبة بن عبید بن عمرو مشهور به هانئ بن نیار البلوی
- هبیرة بن یریم بن عبدود مشهور به هبیرة بن یریم الشبامی[۵۱]
روایتکنندگان از او
- أبان بن صالح بن عمیر بن عبید مشهور به أبان بن صالح القرشی
- أبو بحر مشهور به أبو بحر
- أبو بسرة مشهور به أبو بسرة الغفاری
- عمرو بن عبد الله بن قیس بن سلیم بن حضار مشهور به أبو بکر بن أبی موسی الأشعری
- أشعث بن سلیم بن أسود مشهور به أشعث بن أبی الشعثاء المحاربی
- أشعث بن سوار مشهور به أشعث بن سوار الکندی
- أوس بن ضمعج مشهور به أوس بن ضمعج النخعی
- إبراهیم بن یزید بن شریک مشهور به إبراهیم بن یزید التیمی
- إبراهیم بن یزید بن قیس بن الأسود بن عمرو مشهور به إبراهیم النخعی
- إسحاق بن عبد الله بن زید بن سهل بن الأسو مشهور به إسحاق بن عبد الله الأنصاری
- إسرائیل بن یونس بن أبی إسحاق مشهور به إسرائیل بن یونس السبیعی
- إسماعیل بن هرمز مشهور به إسماعیل بن أبی خالد البجلی
- إسماعیل بن عبد الرحمن بن أبی کریمة مشهور به السدی الکبیر
- إیاد بن لقیط مشهور به إیاد بن لقیط السدوسی
- أغر بن سلیک مشهور به الأغر بن سلیک الکوفی
- حارث بن نبهان مشهور به الحارث بن نبهان الجرمی
- حسن بن یسار مشهور به الحسن البصری
- حکم بن عتیبة مشهور به الحکم بن عتیبة الکندی
- ربیع بن البراء بن عازب بن الحارث بن عدی مشهور به الربیع بن البراء الأنصاری
- ضحاک بن مزاحم مشهور به الضحاک بن مزاحم الهلالی
- مسیب بن رافع مشهور به المسیب بن رافع الأسدی
- منهال بن عمرو مشهور به المنهال بن عمرو الأسدی
- مهلب بن ظالم بن سارق مشهور به المهلب بن أبی صفرة الأزدی
- بسر بن عبید الله مشهور به بسر بن عبید الله الحضرمی
- بشر بن سحیم بن فلان بن حرام بن غفار مشهور به بشر بن سحیم الغفاری
- ثابت بن عبید مشهور به ثابت بن عبید الأنصاری
- ثمامة بن عبد الله بن أنس بن مالک مشهور به ثمامة بن عبد الله الأنصاری
- جابر بن زید مشهور به جابر بن زید الأزدی
- حرام بن سعد بن محیصة بن مسعود بن کعب بن مشهور به حرام بن محیصة الأنصاری
- خیثمة بن عبد الرحمن بن یزید بن مالک بن ع مشهور به خیثمة بن عبد الرحمن الجعفی
- رجاء بن ربیعة مشهور به رجاء بن ربیعة الزبیدی
- رفاعة بن رافع بن خدیج مشهور به رفاعة بن رافع الأنصاری
- زاذان مشهور به زاذان الکندی
- زید بن أبی الشعثاء مشهور به زید بن أبی الشعثاء العنبری
- زید بن أرقم بن زید بن قیس بن النعمان بن مشهور به زید بن أرقم الأنصاری
- زید بن أسلم مشهور به زید بن أسلم القرشی
- زید بن وهب مشهور به زید بن وهب الجهنی
- سعد بن عبید مشهور به سعد بن عبید الزهری
- سعد بن عبیدة مشهور به سعد بن عبیدة السلمی
- سعید بن إیاس مشهور به سعید بن إیاس الجریری
- سعید بن المسیب بن حزن بن أبی وهب بن عمرو مشهور به سعید بن المسیب القرشی
- سعید بن فیروز مشهور به سعید بن أبی عمران الطائی
- سلیمان بن فیروز مشهور به سلیمان بن فیروز الشیبانی
- سلیمان بن الجهم بن أبی الجهم مشهور به سلیمان بن الجهم الأنصاری
- سلیمان بن مهران مشهور به سلیمان بن مهران الأعمش
- شقیق بن سلمة مشهور به شقیق بن سلمة الأسدی
- شقیق بن عقبة مشهور به شقیق بن عقبة العبدی
- طلحة بن مصرف بن عمرو بن کعب بن جحدب بن م مشهور به طلحة بن مصرف الإیامی
- عاصم بن سلیمان مشهور به عاصم الأحول
- عامر بن سعد مشهور به عامر بن سعد البجلی
- عامر بن شراحیل مشهور به عامر الشعبی
- عامر بن عبد الله بن قیس بن سلیم بن حضار مشهور به أبو بردة بن أبی موسی الأشعری
- عامر بن عبد الله بن مسعود بن حبیب بن شمخ مشهور به أبو عبیدة بن عبد الله الهذلی
- عباس بن عبد الله مشهور به عبد الله بن العباس الجشمی
- عبد الرحمن بن یسار مشهور به عبد الرحمن بن أبی لیلی الأنصاری
- عبد الرحمن بن عوسجة مشهور به عبد الرحمن بن عوسجة الهمدانی
- عبد الرحمن بن مطعم مشهور به عبد الرحمن بن مطعم البنانی
- عبد الله بن زید بن سهل بن الأسود بن حرام مشهور به عبد الله بن زید الأنصاری
- عبد الله بن الصامت مشهور به عبد الله بن الصامت الغفاری
- عبد الله بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم ب مشهور به عبد الله بن العباس القرشی
- عبد الله بن عبد الرحمن بن عوف بن عبد عوف مشهور به أبو سلمة بن عبد الرحمن الزهری
- عبد الله بن مرة مشهور به عبد الله بن مرة الهمدانی
- عبد الله بن مسعود بن حبیب بن شمخ بن مخزو مشهور به عبد الله بن مسعود
- عبد الله بن یزید مشهور به عبد الله بن یزید البصری
- عبد الله بن یزید بن زید بن حصن بن عمرو ب مشهور به عبد الله بن یزید الأوسی
- عبد الملک بن عمیر بن سوید بن حارثة بن أم مشهور به عبد الملک بن عمیر اللخمی
- عبید بن البراء بن عازب بن الحارث بن عدی مشهور به عبید بن البراء الأنصاری
- عبید بن الحسن مشهور به عبید بن الحسن المزنی
- عبید بن فیروز مشهور به عبید بن فیروز الشیبانی
- عتبة مشهور به عتبة الدمشقی
- عدی بن ثابت بن دینار مشهور به عدی بن ثابت الأنصاری
- عزرة بن الحارث مشهور به عزرة بن الحارث الشیبانی
- علقمة بن مرثد مشهور به علقمة بن مرثد الحضرمی
- عمرو بن عبد الله بن عمرو بن القاری مشهور به عمرو بن عبد الله القاری
- عمرو بن دینار مشهور به عمرو بن دینار الجمحی
- عمرو بن عبد الله بن عبید مشهور به أبو إسحاق السبیعی
- عمرو بن مرة بن عبد الله بن طارق بن الحار مشهور به عمرو بن مرة المرادی
- غزوان مشهور به غزوان الغفاری
- فطر بن خلیفة مشهور به فطر بن خلیفة المخزومی
- قیس بن عوف بن عبد الحارث بن عوف بن حشیش مشهور به قیس بن أبی حازم البجلی
- مجاهد بن جبر مشهور به مجاهد بن جبر القرشی
- محمد بن جحادة مشهور به محمد بن جحادة الأودی
- محمد بن سیرین مشهور به محمد بن سیرین الأنصاری
- محمد بن کعب بن سلیم بن أسد بن عمرو بن أی مشهور به محمد بن کعب القرظی
- محمد بن مالک مشهور به محمد بن مالک الجوزجانی
- محمد بن مسلم بن عبید الله بن عبد الله بن مشهور به محمد بن شهاب الزهری
- محیصة بن مسعود بن کعب بن عامر مشهور به محیصة بن مسعود الأنصاری
- مسلم بن صبیح مشهور به مسلم بن صبیح الهمدانی
- معاویة بن سوید بن مقرن بن عائذ مشهور به معاویة بن سوید المزنی
- مکحول بن شهراب بن شاذل مشهور به مکحول بن أبی مسلم الشامی
- مهاجر مشهور به المهاجر التیمی
- میمون بن أستاذ مشهور به میمون الکندی
- میمون بن مهران مشهور به میمون بن مهران الجزری
- نفیع بن الحارث مشهور به نفیع بن الحارث الهمدانی
- هلال بن یساف مشهور به هلال بن یساف الأشجعی
- وهب بن عبد الله بن جنادة بن حجر بن رئاب مشهور به وهب بن وهب السوائی
- یزید بن سوید مشهور به یزید بن قیس الأزدی
- یزید بن البراء بن عازب بن الحارث بن عدی مشهور به یزید بن البراء الأنصاری
- یزید بن عبد الله بن الشخیر بن عوف بن واق مشهور به یزید بن عبد الله العامری
- یونس بن عمرو بن عبد الله مشهور به یونس بن أبی إسحاق السبیعی
- یونس بن جبیر مشهور به یونس بن جبیر الباهلی
- یونس بن عبید مشهور به یونس بن عبید الثقفی
- یونس بن عبید بن دینار مشهور به یونس بن عبید العبدی
- إبراهیم بن البراء بن عازب بن الحارث بن ع مشهور به إبراهیم بن البراء الأنصاری
- إسماعیل بن أبی خالد مشهور به إسماعیل بن أبی خالد الفدکی
- حفصة بنت عبید بن عازب مشهور به حفصة بنت عبید
- ربیع بن لوط بن عازب بن الحارث بن عدی بن مشهور به الربیع بن فلان الأوسی
- زاذان بن عبد الله بن زاذان مشهور به زاذان بن عبد الله القزوینی
- طلحة بن سنان بن الحارث بن مصرف مشهور به طلحة بن سنان الأیامی
- عبد الله بن یحنس مشهور به عبد الله بن یحنس الأموی
- کثیر مشهور به کثیر البصری
- لوط بن عازب بن الحارث بن عدی بن مجدعة بن مشهور به لوط بن عازب الأنصاری
- ماهان مشهور به ماهان الحنفی
- وداعة مشهور به وداعة الجمدی
- عازب بن الحارث بن عدی بن مجدعة بن حارثة مشهور به عازب بن الحارث الأنصاری
- زهیر بن ماهان مشهور به زهیر بن ماهان
- أم حفص بنت عبید بن عازب بن الحارث بن عدی مشهور به أم حفص بنت عبید الأوسیة
- وداعة مشهور به وداعة الدؤلی
- یوسف بن المغیرة مشهور به یوسف بن المغیرة الخادم[۵۲]
جستارهای وابسته
منابع
ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی
امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴
پانویس
- ↑ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۰.
- ↑ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۱۱.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۵؛ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵.
- ↑ طبقات خلیفه، خلیفة بن خیاط، ج۱، ص۱۸۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۳۶۸.
- ↑ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۰؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۴۲.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۳۲۸.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۳۲۸.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۴۷-۵۰؛ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۳۳۰.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۵۰-۵۱.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۶؛ الاصابه، ابن حجر، ص۴۱۲.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۳۳۱.
- ↑ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۱، ص۱۵۶؛ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۱۲.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۵۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۴، ص۳۶۵ و ۳۶۶؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۲۵۷.
- ↑ لاَهُمَّ لَوْلاَ أَنْتَ لَمَا اِهْتَدَيْنَا وَ لاَ تَصَدَّقْنَا وَ لاَ صَلَّيْنَا فَأَنْزِلَنْ سَكِينَةً عَلَيْنَا وَ ثَبِّتِ اَلْأَقْدَامَ إِنْ لاَقَيْنَا إِنَّ اَلْأُولَى قَدْ بَغَوْا عَلَيْنَا إِذَا أَرَادُوا فِتْنَةً أَبَيْنَا؛الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۲، ص۶۹.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۲۸۳-۲۸۶؛ دلائل النبوه، بیهقی (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۶.
- ↑ تفسیر رازی، رازی، ج۳، ص۶۳۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۱، ص۱۲۸.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۵۲-۵۹.
- ↑ تاریخ الطبری، طبری (ترجمه: پاینده)، ج۴، ص۱۲۶۲؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۶۲.
- ↑ فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۴۵۲؛ الکامل، ابن اثیر (ترجمه: حالت خلیلی)، ج۹، ص۳۲-۳۱.
- ↑ فتوح البلدان، بلاذری (ترجمه: توکل)، ص۶۱۳.
- ↑ الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۴۷؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۵۹؛ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۲۲۶-۲۲۷.
- ↑ تاریخ یعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۱، ص۵۲۳.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۵۹-۶۰.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس، ص۱۳۸-۱۳۹؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۱۹ و ج۲، ص۵۱-۵۲.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۶۰-۶۳.
- ↑ رجال الکشی، کشی، ص۴۴.
- ↑ بهجة الامال، علیاری تبریزی، ج۲، ص۳۸۱.
- ↑ فوائد الرجالیه، بحر العلوم، ج۲، ص۱۲۷؛ اعیان الشیعه، آمین عاملی، ج۱، ۱۸-۲۰.
- ↑ معجم رجال الحدیث، خوبی، ج۳، ص۲۷۵.
- ↑ رجال الطوسی، طوسی، ص۸ و ۳۵.
- ↑ قاموس الرجال، شوشتری، ج۲، ص۱۵۳-۱۵۴.
- ↑ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۳۳۱؛ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۲.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۶۳-۶۵.
- ↑ ر.ک: رجال کشی، ص۴۵، ح۹۵ و معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۷.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۷.
- ↑ "أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ لِلْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ كَيْفَ وَجَدْتَ هَذَا الدِّينَ قَالَ كُنَّا بِمَنْزِلَةِ الْيَهُودِ قَبْلَ أَنْ نَتَّبِعَكَ تَخِفُّ عَلَيْنَا الْعِبَادَةُ فَلَمَّا اتَّبَعْنَاكَ وَ وَقَعَ حَقَائِقُ الْإِيمَانِ فِي قُلُوبِنَا وَجَدْنَا الْعِبَادَةَ قَدْ تَثَاقَلَتْ فِي أَجْسَادِنَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَمِنْ ثَمَّ يُحْشَرُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي صُوَرِ الْحَمِيرِ وَ تُحْشَرُونَ فُرَادَى فُرَادَى يُؤْخَذُ بِكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ"؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۷، ص۱۹۲؛ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۱؛ رجال کشی، ص۴۴، ح۹۴.
- ↑ شرح بیشتر این تحقیق را به معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۷۵ - ۲۷۹ رجوع نمایید.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۲۲۷-۲۲۹.
- ↑ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۳۳۱.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۶۵.
- ↑ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱، ص۱۷۷.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۶، ص۱۷.
- ↑ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۳، ص۵۵۰-۵۵۲.
- ↑ معجم رجال الحدیث، خویی، ج۳، ص۲۷۸.
- ↑ امجد، رمضان، مقاله «براء بن عازب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۴، ص:۶۶.
- ↑ موسوعة الحدیث
- ↑ موسوعة الحدیث
