خشوع در قرآن: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۴۰: | خط ۱۴۰: | ||
# [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده میگرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>. | # [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده میگرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>. | ||
#و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل میشد، مسلّماً ملاحظه میکردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف میخورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref> | #و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل میشد، مسلّماً ملاحظه میکردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف میخورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref> | ||
====معنا و مفهوم هشتم خشوع==== | |||
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و [[خواری]] چهره و به پایینافتادن آن است که [[طاقت]] [[امتناع]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] در آن نیست: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. یعنی آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرهها آنچنان [[ذلیل]] و [[خوار]] و به پایین فرو افتاده است که توان [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] را ندارند. | |||
چهرهها در آن روز که قیامت است: | |||
#چهرههایی سفید و [[نورانی]] است، و آنان (که [[مؤمنین]] [[اهل]] [[دعوت به خیر]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] هستند) در [[رحمت]] [[خدای تعالی]] [[جاودانه]] خواهند بود، و چهرههایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل [[نفاق]] و [[تفرقهافکنی]]) هستند که بعد از ایمانشان [[کفر]] ورزیدند. آنان در آن روز، [[عذاب]] را در برابر کفرورزیشان باید بچشند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>. | |||
#و در آن روز که قیامت است، چهرهها در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[حیّ]] قیوم، ذلیل و [[خاضع]] است، و کسی که [[ظلم]] و ستمی را حمل نموده، از [[پاداش الهی]] [[ناامید]] میباشد: {{متن قرآن|وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا}}<ref>«چهرهها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن میشود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید میگردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.</ref>.. | |||
#آن روز (که قیامت است)، چهرههایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهرههایی [[عبوس]] و محزون است. آنان [[گمان]] نزدیک به [[یقین]] دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجامشدنی است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ}}<ref>«چهرههایی در آن روز شاداب است،* (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد * و چهرههایی در آن روز، گرفته است * میداند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.</ref>. | |||
#آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهرههایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهرههایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بودهاند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهرههایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهرههایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو میپوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>. | |||
#و آن روز (که قیامت است)، چهرههایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهرهها از تلاشی که داشتهاند، راضیاند، و آنان در بهشتهای عالیای که هیچ سخن لغوی را در آن نمیشنوی، جای دارند. در آن بهشتها، چشمهسارها جاری است. تختهای بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدحهایی نهادهاند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرشهایی را گسترانیدهاند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخسارههایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمیشنوند * در آن چشمههایی روان است * تختهایی بر فراز نهاده، در آن است * و جامهایی در دسترس * و ناز بالشهایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۲ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۳۲
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل خشوع (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
تنظیم آیات خشوع به ترتیب مصحفی آن
- ﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ﴾[۱].
- ﴿وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾[۲].
- ﴿يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾[۳].
- ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾[۴].
- ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾[۵].
- ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ﴾[۶].
- ﴿أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾[۷].
- ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾[۸].[۹]
خشوع در تفاسیر
شیخ طایفه، علی بن حسن طوسی در تفسیر تبیان، فی قوله تعالی: ﴿خَاشِعِينَ لِلَّهِ﴾، فرموده: یعنی با اطاعت و فرمانبرداریکردن، خاضعند؛ در حال طاعتش، فروتن و خوار و ذلیلاند، و ابنزید گفته است: خاشع؛ یعنی خوار و ذلیلی که خایف است[۱۰]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: یعنی آنچه در قرآن است از پندها و عبرتها فروتنی آنان را برای خدای تعالی و اطاعت او و خضوع برای او افزایش میدهد[۱۱]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ﴾، فرموده: یعنی خضوع و فروتنی میکنند برای او؛ بدین معنا که آهسته هستند و صدا بلند نمیشود، و بنا بر قول ابنعباس، خشوع؛ یعنی خضوع[۱۲].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: یعنی در نمازشان برای خدای تعالی خضوع ذلّتگونه دارند، و گفتهاند: معنایش آن است که سعی دارند، نماز را در برابر قبله، با حالت خضوع و ذلّت و خواری برای پروردگارشان به جا آوردند، و گفتهاند: معنای آن، ترس و بیمدارندگان است، و مجاهد گفته است: معنایش، چشمپوشی کردن، تواضع، فروتنی، و وقار و آرامی است، و گفتهاند: نگاهکردن نمازگزار است به موضع سجودش، و پیامبر(ص)، نگاهش را به طرف آسمان بالا مینمود، این آیه نازل گردید، و پس از آن، پیامبر(ص) سرش را فرود آورد و به سجدهگاهش نظر افکند، و خشوع در نماز، عبارت است از فروتنی با جمیع همّت برای آن، رویگردان بودن از آنچه سوای نماز است تا آنچه را جاری میکند از تکبیر و تسبیح و تحمید برای خدای تعالی و تلاوت قرآن، در آن تدبّر نماید، و آن، محل خضوع و فروتنی برای پروردگار است. پس برای آنکس که رضایت او تعالی را طالب است، طاعت او تعالی وسیله میباشد[۱۳]. فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾ هم فرموده: یعنی آن مردان متواضعی که تکبّر ندارند و آن زنان فروتنی که بدون تکبّر هستند[۱۴].
نیز فی قوله تعالی: ﴿خشعاً أبصارهم﴾، فرموده: خُشَّع جمع خاشع است، و خاشع به معنای خاضع و فروتن، و آدمی فروتنی میکند به هنگام عبادت و پرستش، و ﴿خشعاً﴾ حال است که مقدّم آمده، و عامل در آن ﴿يَخْرُجُونَ﴾ است: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ﴾، و گفتهاند: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، به جهت مقدمآمدن، صفت است برای اسم[۱۵]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ﴾، فرموده: خشوع، نرمی دل است برای حق با طاعت و فرمانبرداری برای او، و مانند آن است، خضوع، و ضدّ آن است، قسوة قلب (یعنی سختی و خشونت دل)، و حق، آن چیزی است که عقل به سویش دعوت میکند، و آن، چیزی است که چون به آن عمل نماید، نجات یابد، و چون بر خلاف آن عمل کند، هلاک گردد، و حق، مورد طلب و خواسته هر عاقلی در نظرگاهش است، اگرچه در راه رسیدن به آن، خطا کند، و ﴿قَسْوَةً﴾ خشونت و سختیِ دل است با دور شدن و انحراف از قبول حق[۱۶]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾ فرموده: یعنی البته، چهره گناهکاران و کافران در آن روز، ذلیل و خوار است به واسطه ذلّت و خواری گناهانی که در دنیا انجام دادهاند، و مراد از “وجوه”، اصحاب و جوهاند (یعنی صاحبان چهرهها)، و البته، ﴿وُجُوهٌ﴾ ذکر نمود؛ چون ذلّت و سرافکندگی، در آن، ظاهر و پیداست[۱۷].
شیخ ابیعلی فضل بن حسن طبرسی، در تفسیر مجمع البیان، فی قوله تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: ﴿وَيَزِيدُهُمْ﴾ آنچه در قرآن است از مواعظ، ﴿خُشُوعًا﴾؛ یعنی تواضع و فروتنی برای خدای تعالی را و تسلیمبودن برای امر خدا و برای طاعتش را[۱۸]. فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ﴾، به نقل از ابنعباس فرموده: یعنی صداها برای عظمت خدای رحمان به آرامی و به ملایمت، خفیف و آهسته میشوند[۱۹].
نیز فی قوله تعالی: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: یعنی خاضعند، و در حالت ذلّتگونه و تواضع، چشمانشان را از مواضع سجودشان به بالا نیاندازد و به سمت راست و چپ توجّهی ندارند، و روایت شده که پیامبر(ص) مردی را دید که در حال نماز با ریشهای خود بازی میکند، آن حضرت فرمود: اگر او دلش تواضع داشت، اعضای بدن او هم تواضع داشتند، و در این، دلالتی است بر این که خشوع در نماز، هم با قلب است و هم با اعضا و جوارح، و اما خشوع با قلب به این است که از هر چه همّ او برای آن است و یا برای متفرعات آن چیز است، فارغ و آسوده باشد؛ پس در دل او جز عبادت الله و معبود، چیزی نگذرد، و اما خشوع با اعضا و جوارح، به این است که چشم را به پایین بیاندازد و به نماز اقبال داشته باشد و توجه به غیر آن یا انجام کار بیهوده را ترک نماید. ابن عباس فرمود: آنکه در حال نماز، خاشع و متواضع است، به کسی که در طرف راست او یا در طرف چپ او است، متوجه نیست، و روایت است که پیامبر خدا(ص) در حال نماز چشمانش را به سمت بالا، سوی آسمان، میانداخت. آیه مزبور نازل گردید، پس از آن، پیامبر(ص) سر فرود آورد و چشمش را به زمین دوخت[۲۰]. فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾ هم فرموده: یعنی آنان که برای خدای تعالی فروتن و خاضعند، و گفتهاند: یعنی آن مردانی که در حال خوف و بیم هستند، و آن زنانی که در حال خوف و بیم هستند[۲۱].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، فرموده: یعنی: خاشِعَةً أبصَارَهُم؛ بدین معنا که به هنگام دیدن عذاب، چشمان آنان در حال ذلّت و خواری به پایین افتاده، و البته، چشمان را به خشوع توصیف نمود؛ زیرا ذلّت و خواری ذلیل، و عزّت و شوکت عزیز، در نظر کردن او معلوم شود و در چشمانش ظاهر و هویدا گردد[۲۲]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ﴾، فرموده: یعنی دلهای آنان رقّت آورد و نرم و ملایم گردد، برای آنچه از مواعظ و پندها که خدای تعالی به آنان تذکّر میدهد[۲۳].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، فرموده: یعنی به واسطه عذابی که آنان را فرو پوشانده؛ سختیهایی که مشاهده میکنند، چهرهها در آن روز، خوار و ذلیل است، و مراد از آن، صاحبان چهرهها است، و البته، ﴿وُجُوهٌ﴾ ذکر گردیده، به این جهت که ذلّت و خواری در آن، ظاهر میگردد، و گفتهاند: مراد از ﴿وُجُوهٌ﴾، بزرگان و سردمداران است، و گفتهاند: مراد از آن، چهرههای کُفّار است، همه کُفّار؛ زیرا کُفّار از روی تکبّر از عبادت و پرستش خدای تعالی سر برتافتهاند[۲۴].
ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی، در تفسیر کشّاف، فی قوله تعالی: ﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ﴾، فرموده: ﴿وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ﴾ از قرآن، و ﴿وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ﴾ از دو کتاب، ﴿خَاشِعِينَ لِلَّهِ﴾، حال از فاعل ﴿يُؤْمِنُ﴾ است. ﴿لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا﴾، مانند آنچه احبار و بزرگانشان که اسلام نیاوردهاند، انجام میدهند. ﴿أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾؛ یعنی آنچه از اجر که اختصاص به آنها دارد و آن، همان است که در قوله: ﴿أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ﴾[۲۵]، ﴿يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ﴾[۲۶][۲۷].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: قرآن، نرمی قلب و رطوبت چشم را در آنان زیاد میگرداند[۲۸]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ﴾، فرموده: یعنی صداها از شدّت ترس، فرو شده و خاموش میگردد[۲۹]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: خُشُوع در نماز، خشیت قلب و نگاهکردن به زمین در موضع سجود است[۳۰]. فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾ هم فرموده: خاشع، متواضعی است که با قلب و جوارحش برای خدا فروتنی کند، و گفتهاند: کسی است که هنگام نماز خواندن، آنکه را در سمت راست و سمت چپش هست، نشناخته است[۳۱].
نیز فی قوله تعالی: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، فرموده: و خُشُوع الابصار، کنایه از ذلّت و خواری است؛ زیرا ذلّت شخص ذلیل و عزّت شخص عزیز، هر دو، از چشمان آنان آشکار میگردد[۳۲]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، فرموده: ﴿يَوْمَئِذٍ﴾: آن روزی که مدهوش شوند، ﴿خَاشِعَةٌ﴾: خواری و ذلت[۳۳].
مولی الأجل، عبدالله بن محمد رضا حسینی، معروف به شُبَّر، در تفسیرش، فی قوله تعالی: ﴿خَاشِعِينَ لِلَّهِ﴾، فرموده: در حال تواضع و فروتنی، ایمان به خدای تعالی دارند[۳۴]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: قرآن نرمی دل و تواضع و فروتنی را در پیشگاه خدای تعالی در آنان افزایش میدهد[۳۵].
فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ﴾ هم فرموده: صداها در برابر عظمت خدای رحمان، ملایم و آهسته میگردد[۳۶]. همچنین فی قوله تعالی: ﴿فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: در نمازهایشان، در پیشگاه خدای تعالی در حال ذلّت و خواری هستند[۳۷]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ﴾، فرموده: یعنی متواضعین[۳۸]. نیز فی قوله تعالی: ﴿يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، فرموده: یعنی ذلیلة[۳۹]. استاد علامه سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان، فی قوله تعالی: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: معنای خشوع، عبارت است از آن تذلّلی که در قلب حاصل میشود، و محصل آیه، این است که آنان خاضع و خاشع میباشند[۴۰]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾، فرموده: یعنی صداها پایین میآید، به این جهت که آنان در ذلّت، خواری و بیچارگی برای خدای تعالی هستند. پس شنونده به جز صداهای آهسته را نمیشنود[۴۱].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾. فرموده: خشوع، تأثر خاصی است از ناحیه مقهور در برابر قاهر به گونهای که با توجّهنمودن به او، از غیرش بریده شود، و ظاهر این است که آن، از صفات قلب است. پس از آن، به نوعی از عنایت، به اعضا یا به غیر آنها نسبت داده شده، مانند: قول پیامبر(ص) بنا بر آنچه روایت شده که آن بزرگوار درباره کسی که در نماز با ریش خود بازی میکرد، فرمود: اگر دل او خشوع داشت، اعضایش هم خشوع داشتند، و قوله تعالی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ﴾. خشوع با این معنا، جامع جمیع معانی است که خشوع را بدان تفسیر نمودهاند، مانند قول بعضی که گفتهاند: آن، ترس و آرامش اعضا است، و قول دیگر آنکه خشوع، فرو انداختن چشم و فروتنی و تواضع، با سر به زیر افکندن، با توجهنکردن به سمت راست و چپ، یا موقعیت را بزرگ و مهم دانستن و منتهای سعی و کو شش را به کار بستن، یا تذلّل و غیر آن است[۴۲]. نیز فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾، فرموده: خشوع، تذلّل باطنی به وسیله قلب است؛ همچنان که خضوع، تذلّل ظاهری به وسیله اعضا میباشد[۴۳].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، فرموده: خُشَّع، جمع خاشع بوده و خشوع، نوعی از ذلّت است، و آن به چشمها نسبت داده شده؛ زیرا ظهور آن در چشمها، کامل و تمام است[۴۴]. همینطور فی قوله تعالی: ﴿أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ﴾، فرموده: و خشوع قلب، تأثّر آن است در برابر عظمت و کبریایی، و مراد از: ﴿لِذِكْرِ اللَّهِ﴾، آن چیزی است که با آن، الله ذکر میشود، ﴿وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ﴾، عبارت است از قرآن نازلشده از نزد خدای متعال، و ﴿مِنَ الْحَقِّ﴾، بیان است برای آنچه که نازل گردید، و از شأن ذکر الله تعالی نزد مؤمن، در پی آوردن خشوع است؛ همچنان که شأن حق نازل از نزد او تعالی این است که تنوع در پی آورد از جانب کسی که به خدای تعالی و به پیامبران او ایمان آورده است، و گفتهاند: مراد از: ﴿لِذِكْرِ اللَّهِ﴾ و ﴿مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ﴾ جمیعاً، قرآن است، و بنابراین، ذکر قرآن با دو وصفی است که هر یک از آنها خشوع مؤمن را طلب میکند؛ پس قرآن بدان جهت که ذکر الله است، خشوع را میطلبد؛ همانطور که از جهت این که نازل شده از نزد خدای تعالی است، خشوع را میطلبد[۴۵].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، فرموده: یعنی مذلّت یا غم و عذابی که آن چهرهها را میپوشاند، و خشوع، البته برای صاحبان وجوه است، و آن، البته، به صورتها نسبت داده شده؛ زیرا خشوع و مذلّت در آنها، ظاهر و هویداست[۴۶]. استاد محقق یعسوب الدین رستگار جوبیاری در تفسیر بصائر فی قوله تعالی: ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾، فرموده: گفتهاند: این، اشاره به نماز است؛ زیرا خشوع از لوازم نماز است؛ چون فرمود: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾[۴۷][۴۸].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، فرموده: این که چشمها را توصیف به خشوع نموده، بدون اینکه سایر اعضا را توصیف به خُشُوع نماید، از آن روست که اثر ذلّت از هر ذلیل و خواری، و اثر عزّت از هر عزیزی، در چشمان او ظاهر و هویدا میشود، نه در سایر اعضای بدنش، و در اینجا کنایه است از نهایت ذلّت و خواری؛ به جهت این که ذلّت ذلیل، و عزّت عزیز، در چشمان آنان ظهور دارد[۴۹].
همینطور فی قوله تعالی: ﴿أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ﴾، فرموده: آیا زمان و هنگام آن برای مؤمنین نرسیده است که برای ذکر خدای تعالی هنگامی که آیات او جلّ و علا بر ایشان تلاوت میشود، دلهایشان نرم گردد و وقت آن نرسیده است که چون خدای تعالی آنان را با کتاب نازل شده حق تذکر داده و آنها را موعظه و نصیحت میکند، دلهایشان رقّت آورد، و اینکه قرآن کریم در حالیکه از نزد خدای تعالی نازل گردیده، بنا بر اینکه ذکر است و حق، از مؤمنین خُشُوع را میطلبد، قال الله تعالی: ﴿اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ﴾[۵۰]، وقال: ﴿الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ﴾[۵۱]، قال: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾[۵۲][۵۳].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، فرموده: آن وجوه، خاشعه است، و خشوع آنها، خشوع ذلّت است و خشوع زاری و خشوع رسوایی و خواری، و خشوع آن، خشوع تقوا، بزرگی، جلال و شکوه نیست؛ پس برای ذلّت، خشوع شکستگی، خواری و زاری است که با وجود آن، عواطف و مشاعر میمیرند[۵۴]. در تفسیر نمونه فی قوله تعالی: ﴿خَاشِعِينَ لِلَّهِ﴾، فرموده: آنها در برابر فرمان خدا تسلیم و خاضعند و همین خضوع آنها است که انگیزه ایمان واقعی شده و میان آنها و تعصّبهای جاهلانه جدایی افکنده است[۵۵].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾، فرموده: آنها با تمام صورت بر خاک میافتند، اشکشان جاری میشود و خُشُوعشان در برابر پروردگار افزون میگردد. تکرار جمله ﴿وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ﴾، هم دلیل بر تأکید است، هم استمرار؛ همچنین استفاده از فعل مضارع ﴿يَبْكُونَ﴾، دلیل بر ادامه گریههای عاشقانه آنهاست، و نیز بهکار بردن فعل مضارع در: ﴿وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾: خُشُوع آنها افزون میشود، دلیل دیگری بر این است که هرگز در یک حال متوقف نمیمانند، و همیشه به سوی قله تکامل پیش میروند و هر زمان، خُشُوع آنها افزون میگردد (خُشُوع، حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که انسان [باید] در مقابل شخص و یا حقیقتی داشته باشد[۵۶].
همچنین فی قوله تعالی: ﴿يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾، فرموده: در این هنگام، دعوتکننده الهی مردم را به حیات و جمع در محشر و حساب دعوت میکند و همگی بی کم و کاست دعوت او را لبیک میگویند و از او پیروی مینمایند: ﴿يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ﴾. آیا این دعوتکننده، اسرافیل است یا فرشته دیگری از فرشتگان بزرگ خدا؟ در قرآن دقیقاً مشخص نشده است، ولی هر کس باشد، آنچنان فرمانش نافذ است که هیچکس قدرت بر تخلّف از آن را ندارد. جمله ﴿لَا عِوَجَ لَهُ﴾: (هیچ انحراف و کجی ندارد، ممکن است توصیف برای دعوت این دعوتکننده بوده باشد، و یا توصیفی برای پیرویکردن دعوتشدگان و یا هر دو. جالب توجه این که: همانگونه که سطح زمین آنچنان صاف و مستوی میشود که کمترین اعوجاجی در آن نیست، فرمان الهی و دعوتکننده او نیز آنچنان صاف و مستقیم، و پیروی از او آنچنان مشخص است که هیچ انحراف و کجی در آن نیز راه ندارد. در این موقع، اصوات در برابر عظمت پروردگار رحمان، خاضع میگردد و جز صدای آهسته، چیزی نمیشنوی: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾[۵۷].
همینطور فی قوله تعالی: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: آنها کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. در تفسیر آن چنین میفرماید: خاشعون، از ماده خُشُوع به معنای حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا میشود و آثارش در بدن ظاهر میگردد، و در اینجا قرآن اقامه صلوة (خواندن نماز) را نشانه مؤمنان نمیشمارد، بلکه تنوع در نماز را از ویژگیهای آنان میشمرد؛ اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بیروح و فاقد معنا نیست؛ بلکه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا میشود که از غیر او جدا میگردند و به او میپیوندند؛ چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار میشوند که بر تمام وجودشان اثر میگذارد؛ خود را ذرهای میبینند در برابر وجودی بیپایان، و قطرهای در برابر اقیانوس بیکران. لحظات این نماز، هر کدام برای او درسی است از خودسازی و تربیت انسانی، و وسیلهای است برای تهذیب روح و جان. در حدیثی میخوانیم که: پیامبر(ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی میکند، فرمود: «أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ»: اگر او در قلبش خُشُوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع میشد؛ اشاره به اینکه خُشُوع، یک حالت درونی است که در برون اثر میگذارد، و پیشوایان بزرگ اسلام آنچنان خُشُوعی در حالت نماز داشتند که به کلی از ما سوی اللّه بیگانه میشدند، تا آنجا که در حدیثی میخوانیم: پیامبر اسلام(ص) گاه به هنگام نماز به آسمان نظر میکرد، اما هنگامیکه آیه فوق نازل شد، دگر سر بر نمیداشت و دائماً به زمین نگاه میکرد[۵۸].
همینطور فی قوله تعالی: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ﴾، فرموده: آنها از قبرهای خود خارج میشوند، در حالیکه چشمهایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، و بدون هدف؛ هم چون ملخهای پراکنده، به هر سو میدوند. نسبت خشوع به چشمها، به خاطر آن است که صحنه آنقدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند. لذا چشم از آن بر میگیرند و به زیر میاندازند، و تشبیه به ملخهای پراکنده، به تناسب این است که توده ملخها، بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دسته جمعی، با نظم و ترتیب خاصی حرکت میکنند، هرگز نظم و ترتیبی ندارند؛ در هم فرو میروند و بیهدف به هر سو روانه میشوند، و به علاوه، آنها همچون ملخها در آن روز موجوداتی ضعیف و ناتوانند[۵۹].
نیز فی قوله تعالی: ﴿أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾، فرموده: آیا وقت آن نرسیده است که دلهای افراد با ایمان، در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است، خاشع گردد و همانند کسانی نباشند که در گذشته، کتاب آسمانی به آنها داده شد (مانند یهود و نصاری)، سپس در میان آنها و پیامبران فاصله افتاد، عمرهای طولانی یافتند و خدا را فراموش کردند و قلبهای آنها قساوت پیدا کرد و بسیاری از آنها فاسق و گنهکار بودند. ﴿تَخْشَعَ﴾، از ماده خشوع، به معنای حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر حقیقت مهم یا شخص بزرگی به انسان دست میدهد. روشن است یاد خداوند اگر در عمق جان قرار گیرد، و همچنین شنیدن آیاتی که بر پیامبر(ص) نازل شده است، هر گاه به درستی تدبر شود، باید مایه خشوع گردد، ولی قرآن گروهی از مؤمنان را در اینجا سخت ملامت میکند که چرا در برابر این امور، خاشع نمیشوند؟ و چرا هم چون بسیاری از امتهای پیشین، گرفتار غفلت و بیخبری شدهاند؟ همان غفلتی که نتیجه آن، قساوت دل، و همان قساوتی که ثمره آن، فسق و گناه است. آیا تنها به ادعای ایمان قناعتکردن و از کنار این مسایل مهم به سادگی گذشتن و تن به زندگی مرفه سپردن، در ناز و نعمت زیستن، و پیوسته مشغول عیش و نوش بودن، با ایمان سازگار است[۶۰].
فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾ هم فرموده: چهرهها در آن روز، خاشع و ذلّتبار است، و ذلّت و ترس از عذاب و کیفرهای عظیم آن روز، تمام وجود آنها را فراگرفته، و از آنجا که حالات روحی انسان، بیش از همهجا، در چهره او منعکس میشود، اشاره به خوف و ذلّت و وحشتی میکند که سراسر چهره آنها را میپوشاند[۶۱].[۶۲]
خشوع در تفاسیر روایی
علامه عبد علی بن جمعه عروسی در تفسیر نورالثقلین، و سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان، و علامه شیخ جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، در تفسیر درّ المنثور، فی قوله تعالی: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، روایاتی را نقل فرمودهاند، از جمله
- در کتاب کافی، علی بن ابراهیم با اسنادش از حلبی، و او از ابیعبدالله، امام صادق(ع) روایت کند که آن حضرت فرمود: «اذا کنت فی صلاتک، فعلیک بالخُشُوع و الاقبال علی صلوتک؛ فان الله تعالی یقول»: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾؛ یعنی چون در حال نماز خواندن باشی، پس همانا بر تو لازم است که خشوع کنی و به نمازت توجه داشته باشی؛ که خدای تعالی میفرماید: ﴿ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾[۶۳].
- در اصول کافی با اسنادش تا مسمع بن عبد الملک، از ابیعبدالله، امام صادق(ع) روایت کند که آن حضرت فرموده: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَا زَادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلَى مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ»؛ یعنی پیامبر خدا(ص) فرمود: هرچه خشوع بدن بر خشوع قلب زیادتر باشد، آن زیادی در نزد ما نفاق است[۶۴].
- در تفسیر علی ابن ابراهیم فی قوله: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرموده: از هر چه نارواست، چشمپوشی کن و به نماز توجه داشته باش[۶۵].
- در مجمع البیان، فی قوله تعالی: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، فرمود: روایت شده که پیامبر(ص) مردی را دید که در حال بهجا آوردن نماز، با ریشش بازی میکند، پس آن حضرت فرمود: «أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ»؛ یعنی اگر قلب و دل او خاشع بود، اعضای بدن و جوارحش خاشع بود[۶۶].
- روایت شده که پیامبر(ص) در حال نماز چشمانش را به طرف آسمان بلند میکرد. پس آیه مزبور نازل شد و پیامبر سرش را به زیر آورد و به زمین نگاه کرد[۶۷].
- در کتاب خصال، از امیر المؤمنین، علی(ع) است که: «لیخشع الرجل فی صلوته؛ فانه من خشع قلبه لله عزوجل، خشعت جوارحه، فلایعبث بشیء»؛ یعنی باید آدمی در نمازش خاشع باشد. پس همانا هر کس از روی خشوع قلبش برای خدای عزوجل خشوع ورزد، اعضای بدنش هم خاشع شود، پس با چیزی بازی نکند[۶۸].
- ابنجریر و ابن ابیحاتم از حسن درباره قوله: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، اخراج نمودند که گفت: کان خُشُوعهم فی قلوبهم، فغضوا بذلک ابصارهم و خفضوا لذلک الجناح؛ یعنی خشوع آنان در قلبهای آنان است. پس به واسطه آن، چشمهایشان را فرو پوشند و به واسطه آن، فروتنی و ملایمت کنند[۶۹].
نیز فی قوله تعالی: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ﴾[۷۰]، روایاتی را نقل نمودهاند، از جمله:
- محمد یعقوب با اسنادش تا محمد، و او از پدرش، از ابی عبدالله، امام صادق(ع) روایت کند که: به امام(ع) گفتم: ﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ﴾[۷۱]. آن بزرگوار فرمود: «يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ بِالسَّيْفِ»؛ یعنی قائم آل محمد به وسیله شمشیر بر آنان غالب گردیده و ایشان را فرا میگیرد. به آن بزرگوار گفتم: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾. آن بزرگوار فرمود: «خاشعة لا تطیق الامتناع»؛ یعنی آنچنان ذلیل خواهند شد که توان سرپیچیکردن ندارند. به آن بزرگوار گفتم: ﴿عَامِلَةٌ﴾. آن حضرت فرمود: « عَمِلَتْ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ». گفتم: ﴿نَاصِبَةٌ﴾. آن بزرگوار فرمود: «نَصَبَتْ غَيْرَ وُلَاةِ الْأَمْرِ»؛ غیر از والیان امر منصوب به امور شدهاند. گفتم: ﴿تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً﴾[۷۲]. حضرت فرمود: «تَصْلى نَارَ الْحَرْبِ فِي الدُّنْيَا عَلى عَهْدِ الْقَائِمِ، وَ فِي الْآخِرَةِ نَارَ جَهَنَّمَ»؛ یعنی در دنیا در عهد قائم، گرفتار آتش جنگ باشند، و در آخرت گرفتار آتش سوزان جهنم شوند[۷۳].
- عبدالرزاقی، عبد بن حمید، ابنجریر، ابنمنذر و ابن ابیحاتم درباره: ﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ﴾، از قتاده اخراج نمودهاند که گفت: حدیث قیامت. ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾. را گفت: ذلیل و خوارند در آتش. ﴿عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ﴾ را گفت: در دنیا از اطاعت خدا تکبّر کردند، پس به آن تکبّر عمل نمودند و در آتش افکنده شدند[۷۴].[۷۵]
تدبّر در آیات خشوع
قوله تعالی: ﴿كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾[۷۶]. با یک بررسی اجمالی در آیات و معانی، تفاسیر و روایاتی که درباره، خشوع آمده، چنین به دست میآید که خشوع، وجدان ذلّت و خواری توأم با خوف، در برابر عظمت، جلال و کبریایی است. و چون وجدان، امری است که از قلب نشأت میگیرد، بنابراین، زمینه ایجاد خشوع، قلب بوده و تجلّی آن، در ظواهر اعضا، آشکار میگردد و به تناسب موقعیت، این تجلّی یا در قلب و جسم است: ﴿خَاشِعِينَ لِلَّهِ﴾، و یا در حال اشکریختن. بر چانه به خاک افتادن و ازدیاد خشوع است: ﴿وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾. و یا در صداها و اصوات است: ﴿وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ﴾. و یا در کیفیت هیأت بدن در حال نماز است: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾، و یا در حالات کلی است. و ﴿وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ﴾، و یا در چشمهاست: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ﴾، و یا در چهره و صورت است: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾، و لذا در این تحقیق، با استعانت از الطاف خدای سبحان و با استفاده از آیات قرآن کریم، تجلیات خشوع را زیر عنوان: “معانی و مفاهیم خشوع” تدبر مینماییم.[۷۷]
معانی و مفاهیم خشوع به ترتیب آیات مصحف
معنا و مفهوم اول خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، طاعت و فرمانبرداری مؤمنین اهل کتاب از اوامر وحی در کتب تورات، انجیل و قرآن کریم، در حال خوف باطنی توأم با فروتنی و تواضع جسمانی برای خدای تعالی است: ﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ﴾. همه اهل کتاب یکسان نیستند قوله تعالی: ﴿لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[۷۸].[۷۹]
معنا و مفهوم دوم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، استمرار در افزایش وجدان تذلّل قلبی علما و دانشمندان در برابر عظمت قرآن کریم است، و در حال گریه، به خاکافتادن و چهره بر خاک نهادن، جلوهای از آن وجدان است: ﴿وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا﴾. علما در برابر عظمت قرآن کریم، فروتنی و تذلّل دارند: ﴿قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا﴾[۸۰].[۸۱]
معنا و مفهوم سوم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، خفهبودن و خفیفبودن صدا در برابر عظمت رحمان است: ﴿يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا﴾؛ یعنی در آن روز (که در قیامت است)، دعوتکننده را بدون سرپیچی، پیروی و اطاعت میکنند، و صداها در برابر عظمت و کبریایی خدای رحمان، در سینهها خفه شود، پس در این حال به جز صدای خفیفی را نمیشنوی. خفیف و ملایمبودن صدا در محضر پیامبر(ص)، آزمایش الهی از تقوای قلب (و یا خشیت دل) است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ﴾[۸۲].[۸۳]
معنا و مفهوم چهارم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلل قلب و تواضع بدن است در برابر عظمت و کبریایی خدای سبحان در حال نماز و به هنگام ادای اذکار و انجام افعال و ارکان مخصوص به آن: ﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ﴾.
موارد زیر نیز از این باب است:
- خاشعین، کسانی هستند که به ملاقات آثار قدرت خدای تعالی در قیامت و بازگشت به سوی او اطمینان دارند، و به آنان امر شده که در برخورد با مشکلات، از صبر و نماز کمک بگیرند: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۸۴] ﴿الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۸۵]
- پیامبر(ص) و امام علی(ع) هنگام برخورد با مشکلات، از نماز (و روزه) استعانت میکردند. شیخ طایفه طوسی در تفسیر تبیان، و شیخ طبرسی در مجمع البیان فرمودهاند: «و کان النبی(ص) اذا احزنه امر، استعان بالصلاة و الصوم»؛ یعنی چون امری پیامبر(ص) را غمگین و محزون میساخت، آن حضرت از نماز و روزه استعانت میجست[۸۶]. و در کتاب کافی از امام صادق(ع) میخوانیم که: «کان علی(ع) اذا اهاله امر فزع، قام الی الصلوة، ثم تلا هذه الایة: ﴿اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾[۸۷]»؛ یعنی هنگامیکه مشکل مهمی برای علی(ع) پیش میآمد، او به نماز برمیخاست، و سپس این آیه را تلاوت میفرمود: ﴿اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾[۸۸].
- امام صادق(ع) فرمود: با خواندن دو رکعت نماز از خدا بخواهید، همّ و غم شما برطرف گردد، «و روی عن الصادق أنه قال: ما یمنع احدهم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا. ان یتوضا ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیها؟ أما سمعت الله تعالی یقول»: ﴿اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾: و از امام صادق روایت شده که فرمود: چه چیز منع میکند یکی از آنان را، آن گاه که غمی از غمهای دنیا به او وارد میشود، وضو گرفته و سپس داخل در مسجد گردد و دو رکعت نماز به جا آورد و در آن غم خدا را بخواند؟ مگر نشنیدهای که خدای تعالی میفرماید: ﴿اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾[۸۹]؟[۹۰]
معنا و مفهوم پنجم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف، در مردان و زنان است در حال نماز، در برابر عظمت و کبریایی خدای سبحان: ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾: البته، مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان مؤمن، و مردان و زنان مطیع و خاضع، و مردان راستگو، و زنان راستگو، و مردان و زنان صابر و شکیبا، و مردان و زنانی که در حال نماز تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف دارند، و مردان و زنان صدقهدهنده و انفاقکننده، و مردان و زنان روزهدار، و مردانی که منافذشان را از ارتکاب به گناه حفظ کنند و زنانی که خود را از ارتکاب گناه حفظ کنند، و مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد کنند، خدای تعالی برای آنان آمرزش و پاداش عظیمی را آماده نموده است. مؤمنین، آنان که در نمازشان در برابر عظمت و کبریایی خدای متعال تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف ناشی از خشیت دارند و بر نمازشان محافظت میکنند، از جمله کسانی هستند که رستگار شدهاند، و اینان وارثان بهشت و جاویدان در آن هستند: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾[۹۱].[۹۲]
معنا و مفهوم ششم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، ذلّت و خواری باطنی و ظاهری است که در به زیر افتادن چشمها ظاهر میگردد: ﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ﴾. در حالیکه چشمهای آنان به نشانه ذلّت و خواری به زیر افتاده، از قبرها خارج میگردند و هم چون ملخها، به هر سو پراکنده میشوند. آنان که در دنیا، دعوت به سجاده (و اقامه نماز) میشدند و در حالی که تندرست و سالم بودند، دعوت را اجابت نمیکردند و نماز را اقامه نمینمودند، در قیامت، سراسر وجودشان را خواری و ذلّت حسرت و ندامت فراگرفته، چشمان ذلیل و خفّتبار خود را به پایین میاندازند، به آنها گفته میشود:(این است آن روزی که در زمان تکلیف) به شما وعده داده میشد (و شما آن را انکار میکردید): ﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ﴾[۹۳]، ﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ﴾[۹۴].[۹۵]
معنا و مفهوم هفتم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، نرمشدن و رقّتآوردن قلب و تواضع بدن است در برابر ذکر و یاد خدا و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده: ﴿أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾: آیا وقت آن نرسیده، آن کسانی که ایمان آوردهاند، در برابر ذکر و یاد خدای متعال و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده، دلهایشان نرم گردد و رقّت آورند و تواضع نمایند، و مانند کسانی که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده، نباشند که با طولانیشدن زمان، دلهای آنان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسقند و حال آن که:
- زمین خاشع، در حالی که خاضع است، نزول باران بر او، حرکت، جنبش و حیات را در او دمیده و او را زنده میگرداند. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۹۶].
- و اگر قرآن بر کوهی نازل میشد، مسلّماً ملاحظه میکردی که آن از خشیت خدای تعالی در حال خضوع، شکاف میخورد: ﴿لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۹۷].[۹۸]
معنا و مفهوم هشتم خشوع
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و خواری چهره و به پایینافتادن آن است که طاقت امتناع و سرپیچی از فرمان الهی در آن نیست: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ﴾. یعنی آن روز (که قیامت است)، چهرهها آنچنان ذلیل و خوار و به پایین فرو افتاده است که توان سرپیچی از فرمان الهی را ندارند. چهرهها در آن روز که قیامت است:
- چهرههایی سفید و نورانی است، و آنان (که مؤمنین اهل دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر هستند) در رحمت خدای تعالی جاودانه خواهند بود، و چهرههایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل نفاق و تفرقهافکنی) هستند که بعد از ایمانشان کفر ورزیدند. آنان در آن روز، عذاب را در برابر کفرورزیشان باید بچشند: ﴿يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾[۹۹].
- و در آن روز که قیامت است، چهرهها در برابر عظمت و کبریایی حیّ قیوم، ذلیل و خاضع است، و کسی که ظلم و ستمی را حمل نموده، از پاداش الهی ناامید میباشد: ﴿وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا﴾[۱۰۰]..
- آن روز (که قیامت است)، چهرههایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهرههایی عبوس و محزون است. آنان گمان نزدیک به یقین دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجامشدنی است: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ﴾[۱۰۱].
- آن روز (که قیامت است)، چهرههایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهرههایی که صاحبان عقاید و اعمال فاسد بودهاند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و دود و تاریکی آنها را پوشانیده است: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ﴾[۱۰۲].
- و آن روز (که قیامت است)، چهرههایی از فرط نعمت، شاداب و نورانی است، و صاحبان آن چهرهها از تلاشی که داشتهاند، راضیاند، و آنان در بهشتهای عالیای که هیچ سخن لغوی را در آن نمیشنوی، جای دارند. در آن بهشتها، چشمهسارها جاری است. تختهای بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدحهایی نهادهاند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرشهایی را گسترانیدهاند: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ﴾[۱۰۳].[۱۰۴]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ «و بیگمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستادهاند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی میورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمیفروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بیگمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.
- ↑ «و با روی بر زمین میافتند، میگریند و (قرآن) بر فروتنی آنان میافزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۹.
- ↑ «در این روز (همگان) از فراخواننده پیروی میکنند که (در کار خویش) هیچ کژی ندارد و صداها در برابر (خداوند) بخشنده فرو میافتند چنان که جز نوای آرامی (از نفسها) نمیشنوی» سوره طه، آیه ۱۰۸.
- ↑ «همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۲.
- ↑ «بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.
- ↑ «با چشمانی فروافتاده از گورها بیرون میآیند گویی ملخهایی پراکندهاند» سوره قمر، آیه ۷.
- ↑ «آیا هنگام آن نرسیده است که دلهای مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دلهاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.
- ↑ «رخسارههایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۷۳.
- ↑ تبیان، ج۳، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۱.
- ↑ تبیان، ج۶، ص۵۳۲.
- ↑ تبیان، ج۷، ص۱۸۵.
- ↑ تبیان، ج۷، ص۳۰۸.
- ↑ تبیان. ج۸، ص۳۰۹.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۴۴۳.
- ↑ تبیان، ج۹، ص۵۲۷؛ مجمع البیان، ج۹، ص۲۳۷.
- ↑ تبیان، ج۱۰، ص۳۳۴.
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۴۴۶.
- ↑ مجمع البیان، ج۷، ص۳۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۷، ص۹۹.
- ↑ مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۱۸۷.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۳۸.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۴۷۸.
- ↑ «آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود» سوره قصص، آیه ۵۴.
- ↑ «تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد» سوره حدید، آیه ۲۸.
- ↑ کشاف، ج۱، ص۴۹۱.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۴۶۹.
- ↑ کشاف، ج۲، ص۵۵۴.
- ↑ کشاف، ج۳، ص۲۵.
- ↑ کشاف، ج۳، ص۲۶۱.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۳۶.
- ↑ کشاف، ج۴، ص۲۴۶.
- ↑ تفسیر شبر، ص۱۷۷.
- ↑ تفسیر شبر، ص۶۰۷.
- ↑ تفسیر شبر، ص۶۶۵.
- ↑ تفسیر شبر، ص۱۱۷.
- ↑ تفسیر شبر، ص۸۷۲.
- ↑ تفسیر شبر، ص۱۲۰۸.
- ↑ المیزان، ج۱۳، ص۲۳۸.
- ↑ المیزان، ج۱۴، ص۲۲۸.
- ↑ المیزان، ج۱۵، ص۴.
- ↑ المیزان، ج۱۶، ص۳۳۲.
- ↑ المیزان، ج۱۹، ص۶۴.
- ↑ المیزان، ج۱۹، ص۱۸۴.
- ↑ المیزان، ج۲۰، ص۳۹۸.
- ↑ «بیگمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۲.
- ↑ بصائر، ج۳۲، ص۱۲۳.
- ↑ بصائر، ج۴۲، ص۳۰۹.
- ↑ «خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود» سوره زمر، آیه ۲۳.
- ↑ «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود» سوره انفال، آیه ۲.
- ↑ «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.
- ↑ بصائر، ج۴۴، ص۱۲۲.
- ↑ بصائر، ج۵۵، ص۳۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۳۲.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۲۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۰۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴ – ۱۹۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۴۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۱۵.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۷۷-۶۸۹.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۱.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۲.
- ↑ نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۳.
- ↑ در المنثور، ج۵، ص۳.
- ↑ «رخسارههایی در آن روز خاکسارند،* کوشنده رنج کشیده (اما بیبهره) اند» سوره غاشیه، آیه ۲-۳.
- ↑ «آیا داستان (رستخیز) فراپوشنده به تو رسیده است؟» سوره غاشیه، آیه ۱.
- ↑ «به آتشی بسیار سوزان درمیآیند،» سوره غاشیه، آیه ۴.
- ↑ برهان، ص۱۱۸۶؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۶۳، ح۳.
- ↑ در المنثور، ج۶، ص۳۴۲.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۸۹.
- ↑ «(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۱.
- ↑ «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و به کارهای خیر میشتابند و آنان از شایستگانند * آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۲.
- ↑ «بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۲.
- ↑ «بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۳.
- ↑ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند “ سوره بقره، آیه ۴۵.
- ↑ «همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۶.
- ↑ تبیان، ج۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان. ج۱، ص۹۹.
- ↑ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ تبیان، ج۱، ص۱۰۰.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۳.
- ↑ «بیگمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند * آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث میبرند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۱۰.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۴.
- ↑ «در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را میپوشاند و (پیشتر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده میشدند (و سجده نمیکردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.
- ↑ «در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته، (گردی از) خواری (سراپای) آنان را پوشانده است. این روزی است که به آنان وعده میدادند» سوره معارج، آیه ۴۴.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۵.
- ↑ «و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.
- ↑ «اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۶.
- ↑ «روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.
- ↑ «چهرهها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن میشود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید میگردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.
- ↑ «چهرههایی در آن روز شاداب است،* (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد * و چهرههایی در آن روز، گرفته است * میداند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.
- ↑ «چهرههایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهرههایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو میپوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.
- ↑ «رخسارههایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمیشنوند * در آن چشمههایی روان است * تختهایی بر فراز نهاده، در آن است * و جامهایی در دسترس * و ناز بالشهایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۶۹۷.