علم امام علی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{امام علی}}
{{علم معصوم افقی}}


{{امام علی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:امام علی]]
[[رده:امام علی]]
[[رده:علم]]
[[رده:علم امام علی]]
[[رده:علم معصوم]]
[[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]

نسخهٔ ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۵۴

مقدمه

امیرالمؤمنین(ع) از علم جامع و کامل به معارف و احکام الهی برخوردار بود. این مطلبی است که در احادیث بی‌شماری که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده به دست می‌آید، و از فضایل بی‌بدیل او در میان عموم صحابه پیامبر به شمار می‌رود:

  1. پیامبر اکرم(ص) درباره او فرموده است: “حکمت ده جزء دارد، نه جزء آن به علی اختصاص یافته و علی(ع) در یک جزء دیگر با دیگران شریک و بلکه برتر است”[۱].
  2. پیامبر اکرم(ص) خود را شهر علم و علی بن ابی طالب(ع) را دروازه آن دانسته است[۲]؛ همان‌گونه که هر کس بخواهد وارد شهری شود باید از دروازه آن وارد شود، ورود به شهر علم پیامبر(ص) از طریق علی(ع) ممکن است؛ یعنی علم پیامبر(ص) در اختیار وی بوده است. حدیث مدینة العلم را جمع کثیری از محدثان و دانشمندان اسلامی از طرق مختلف از حدود ده نفر از اصحاب پیامبر(ص) و چهارده نفر از تابعین روایت کرده‌اند[۳]، جمعی از محدثان و عالمان اهل سنّت بر صحت آن گواهی داده، و عده دیگری آن را “حسن” دانسته و گروهی دیگر، آن را ارسال مسلّم گرفته‌اند[۴]، جمال‌الدین زرندی گفته است: حدیث مدینة العلم، مورد اعتراف عموم صحابه پیامبر(ص) بوده و از فضایل علی(ع) به شمار آمده است. این مطلب که علی(ع) تنها فردی از صحابه پیامبر(ص) بود که رسول خدا همه معارف و علوم خود را به او سپرد در احادیث دیگر و با تعبیر‌های دیگر نیز بیان شده است، مانند:
  3. «عَلِيٌّ بَابُ عِلْمِي وَ مُبِينٌ لِأُمَّتِي مَا أُرْسِلْتُ بِهِ مِنْ بَعْدِي»؛ علی(ع) باب علم من و پس از من بیانگر چیزهایی برای امتم است که من برای آنها فرستاده شدم”.
  4. «عَلِيٌّ خَازِنُ عِلْمِي»؛ علی(ع) خازن علم من است”.
  5. «عَلِيٌّ عَيْبَةُ عِلْمِي‌»؛ علی(ع) حافظ علم من است”.
  6. «عَلِيٌّ وِعَاءُ عِلْمِي‌»[۵]؛ علی(ع) ظرف علم من است”.
  7. به امیرالمؤمنین(ع) گفته شد: “چرا تو بیش از دیگر اصحاب پیامبر از او حدیث نقل می‌کنی؟” امام پاسخ داد: “زیرا من هرگاه از او می‌پرسیدم مرا آگاه می‌ساخت، و هرگاه سکوت می‌کردم، پیامبر خود، تعلیم مطالب را به من آغاز می‌کرد”[۶].
  8. همچنین فرموده است: “همه اصحاب پیامبر(ص) درباره فهم معارف دین از او نمی‌پرسیدند و دوست می‌داشتند که فردی بر حضرت وارد شود و از چیزی بپرسد تا آنان پاسخ پیامبر(ص) را بشنوند، ولی من به هر مطلبی که برخورد می‌کردم درباره آن از رسول خدا(ص) می‌پرسیدم و پاسخ ایشان را حفظ می‌کردم”[۷].
  9. علم امیرالمؤمنین(ع) به اندازه‌ای بود که به مردم می‌گفت: “قبل از آنکه مرا از دست بدهید از من بپرسید، زیرا علم اولین و آخرین نزد من است”[۸].
  10. امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: “پیامبر اکرم(ص) هزار باب از علم را به من آموخت که هر بابی، هزار باب را برایم باز کرد”[۹].
  11. پیامبر اکرم(ص) علی(ع) را داناترین فرد امت خود معرفی کرده است، چنان‌که خطاب به دخترش فاطمه(س) فرمود: “آیا راضی نیستی که تو را به ازدواج کسی در آورم که نخستین مسلمانی است که اسلام آورد و داناترین مسلمانان است”[۱۰].
  12. همچنین فرمود: “تو را به ازدواج بهترین امتم در می‌آوردم؛ کسی که داناترین آنان، برترین آنان از نظر حلم و نخستین آنان در اسلام آوردن است”[۱۱].
  13. نیز فرموده است: “داناترین امت من علی بن ابی طالب(ع) است”[۱۲].[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. «قُسِّمَتِ الْحِكْمَةُ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ فَأُعْطِيَ عَلِيٌّ تِسْعَةَ أَجْزَاءٍ وَ أُعْطِيَ النَّاسُ جُزْءاً وَاحِداً». تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۳۸۴، حدیث ۸۹۸۸ و ۸۹۸۹؛ مناقب ابن‌مغازلی، ص۲۸۷، حدیث ۳۲۸؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۶؛ مناقب خوارزمی، ص۸۲، حدیث ۶۸؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۱۵، حدیث ۳۲۹۸۲؛ عبدالله ابن عباس: «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: وَ اللَّهِ لَقَدْ أُعْطِيَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ تِسْعَةَ أَعْشَارِ الْعِلْمِ وَ ايْمُ اللَّهِ لَقَدْ شَارَكَكُمْ فِي الْعُشْرِ الْعَاشِرِ». مطالب السئول، ص۳۰؛ ذخائر العقبی، ص۴۳؛ اسدالغابة، ج۴، ص۹۶، حدیث ۳۷۸۹.
  2. «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ‌». المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۷-۱۳۸، حدیث ۴۶۳۸ و ۸۹۷۸ و ۸۹۷۹؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۹۸، حدیث ۶۷؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۳۳؛ تحف العقول، ص۴۳۰؛ امالی شیخ طوسی، ص۵۷۸، حدیث ۱۱۹۴.
  3. نفحات الازهار، ج۱۰، ص۱۹-۳۱، علامه حامدحسین هندی بیش از ۱۴۰ محدث اهل سنت را از قرن سوم تا قرن سیزدهم هجری نام برده است که این حدیث را در کتاب‌های خود آورده‌اند. نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ج۱۰، ص۳۰-۳۹؛ نیز ر.ک: الغدیر، ج۶، ص۸۷-۱۱۱.
  4. نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ج۱۰، ص۴۱-۴۶؛ الغدیر، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۳.
  5. برای آگاهی از منابع این روایات به الغدیر، ج۳، ص۱۳۹ رجوع شود.
  6. «إنی کنت اذا سألته أنبأنی وَ إِذَا سَكَتُ ابْتَدَأَنِي‌». الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳۸؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۳۷۲؛ الصواعق المحرقة، ص۱۲۳؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۴۵.
  7. نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۰.
  8. فرائد السمطین، ج۱، ص۳۴۱، حدیث ۲۶۳؛ مناقب خوارزمی، ص۹۱، حدیث ۸۵؛ توحید شیخ صدوق، ص۳۰۵.
  9. «عَلَّمَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَلْفَ بَابٍ فَتَحَ لِي كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ‌». فرائد السمطین، ج۱، ص۱۰۱، حدیث ۷۰؛ کنزالعمال، ص۱۱۴۸۳، حدیث ۳۶۳۷۲؛ ارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۳۴؛ اعلام الوری، ج۱، ص۳۱۸؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۶۰.
  10. المستدرک علی صحیحین، ج۳، ص۱۴۰، حدیث ۴۶۴۵.
  11. کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۵، حدیث ۲۲۹۲۶.
  12. مناقب خوارزمی، ص۸۲ حدیث ۶۷؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۱۱۶، حدیث ۳۲۹۷.
  13. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۶۷-۷۸.