آیه والذی جاء بالصدق و صدّق به: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۹: خط ۴۹:
[[ابن تیمیه]] از جمله کسانی است که به دلالت این [[آیه]] اشکال کرده و با طرح مناقشاتی حول [[احادیث]] صادر شده در [[تفسیر]] آن، تلاش کرده تا [[نزول]] این آیه در شان [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[انکار]] نماید. وی نخستین وجه از مناقشات خود را به [[استدلال]] علّامه حلّی مطرح ساخته و در [[صحت]] نقل ایشان تردید کرده و ادّعا می‌کند که بر فرض صحیح بودن این [[حدیث]]، صرفاً قول [[مجاهد]] است و قول او به [[تنهایی]] [[حجت]] نبوده و [[پذیرفتن]] آن [[واجب]] نیست. سپس می‌نویسد: «... این تفسیر از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده است که اگر بر فرض بپذیریم که نقل از وی صحیح است، قول مجاهد به تنهایی حجت و پذیرش آن بر همه [[مسلمانان]] واجب نیست. پس چگونه خواهد بود [استناد به این قول] اگر از او ثابت نشده باشد؟!<ref>{{عربی|والجواب من وجوه: أحدها: أنّ هذا لیس منقولاً عن النبیّ{{صل}}، وقول مجاهد وحده لیس بحجّة یجب اتباعها علی کلّ مسلم، لو کان هذا النقل صحیحاً عنه، فکیف إذا لم یکن ثابتاً عنه‌؟!}}؛ منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۲.</ref>
[[ابن تیمیه]] از جمله کسانی است که به دلالت این [[آیه]] اشکال کرده و با طرح مناقشاتی حول [[احادیث]] صادر شده در [[تفسیر]] آن، تلاش کرده تا [[نزول]] این آیه در شان [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[انکار]] نماید. وی نخستین وجه از مناقشات خود را به [[استدلال]] علّامه حلّی مطرح ساخته و در [[صحت]] نقل ایشان تردید کرده و ادّعا می‌کند که بر فرض صحیح بودن این [[حدیث]]، صرفاً قول [[مجاهد]] است و قول او به [[تنهایی]] [[حجت]] نبوده و [[پذیرفتن]] آن [[واجب]] نیست. سپس می‌نویسد: «... این تفسیر از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده است که اگر بر فرض بپذیریم که نقل از وی صحیح است، قول مجاهد به تنهایی حجت و پذیرش آن بر همه [[مسلمانان]] واجب نیست. پس چگونه خواهد بود [استناد به این قول] اگر از او ثابت نشده باشد؟!<ref>{{عربی|والجواب من وجوه: أحدها: أنّ هذا لیس منقولاً عن النبیّ{{صل}}، وقول مجاهد وحده لیس بحجّة یجب اتباعها علی کلّ مسلم، لو کان هذا النقل صحیحاً عنه، فکیف إذا لم یکن ثابتاً عنه‌؟!}}؛ منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۲.</ref>


هر چند مرحوم علّامه در کتاب [[منهاج الکرامة]] این تفسیر را از مجاهد نقل کرده است، اما این تفسیر منحصر به مجاهد نیست.
هر چند علّامه در کتاب [[منهاج الکرامة]] این تفسیر را از مجاهد نقل کرده است، اما این تفسیر منحصر به مجاهد نیست.


[[سید شرف الدین]] نیز این تفسیر را علاوه بر پنج [[امام]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}}، به افراد دیگری همچون [[ابن عباس]]، محمّد بن حنفیه، عبداللّه بن حسن، [[زید بن علی]] و دیگران نیز نسبت داده است. با این حال، دنباله روی ابن تیمیه چنان در [[تبعیت]] از پیشوای [[متعصب]] خود دچار [[تقلید کورکورانه]] شده است که بدون توجه به [[کلام]] [[شرف]] الدین، همان اشکالی را که ابن تیمیه به علّامه حلّی وارد ساخته عیناً [[تکرار]] کرده است. وی می‌گوید: به سند [[أبونعیم]] از مجاهد وارد شده {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}‌ یعنی علی. قول مجاهد به تنهایی ـ چنانچه نسبت این قول به او ثابت شود ـ حجت نیست، پس چگونه گفته وی را بپذیریم، در حالی که خلاف این قول از وی ثابت است<ref>{{عربی|من طریق أبی نعیم عن مجاهد {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}، قال: علیّ‌. و قول [[مجاهد]] وحده لو ثبت عنه لیس بحجّة، کیف أو الثاقب عنه خلاف هذا}}.</ref>.
[[سید شرف الدین]] نیز این تفسیر را علاوه بر پنج [[امام]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}}، به افراد دیگری همچون [[ابن عباس]]، محمّد بن حنفیه، عبداللّه بن حسن، [[زید بن علی]] و دیگران نیز نسبت داده است. با این حال، دنباله روی ابن تیمیه چنان در [[تبعیت]] از پیشوای [[متعصب]] خود دچار [[تقلید کورکورانه]] شده است که بدون توجه به [[کلام]] [[شرف]] الدین، همان اشکالی را که ابن تیمیه به علّامه حلّی وارد ساخته عیناً [[تکرار]] کرده است. وی می‌گوید: به سند [[أبونعیم]] از مجاهد وارد شده {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}‌ یعنی علی. قول مجاهد به تنهایی ـ چنانچه نسبت این قول به او ثابت شود ـ حجت نیست، پس چگونه گفته وی را بپذیریم، در حالی که خلاف این قول از وی ثابت است<ref>{{عربی|من طریق أبی نعیم عن مجاهد {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}، قال: علیّ‌. و قول [[مجاهد]] وحده لو ثبت عنه لیس بحجّة، کیف أو الثاقب عنه خلاف هذا}}.</ref>.
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[مشاهده]] می‌شود که [[تقلید کورکورانه]] از [[ابن تیمیه]] باعث شده که وی نسبت این [[تفسیر]] به سایران را در [[کلام]] مرحوم [[سید]] ندیده و یا نادیده گرفته باشد. مرحوم [[شرف]] الدین گروهی از قائلان به این [[تفسیر]] را نام برده و برخی دیگر هم در کتاب وی ذکر نشده‌اند. به عنوان نمونه [[حاکم حسکانی]] در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود از ابوالطفیل، از [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[روایت]] می‌کند که فرمود: {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} [[رسول]] خداست {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}‌ من هستم و تمامی [[مردم]] غیر از من و ایشان [[تکذیب]] کننده و کافرند<ref>{{عربی|وَ اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌ رسول الله وَ صَدَّقَ بِهِ‌ أنا، والنّاس کلّهم مکذّبون کافرون غیری وغیره}}، شواهد التنزیل ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۵.</ref>.
[[مشاهده]] می‌شود که [[تقلید کورکورانه]] از [[ابن تیمیه]] باعث شده که وی نسبت این [[تفسیر]] به سایران را در [[کلام]] مرحوم [[سید]] ندیده و یا نادیده گرفته باشد. مرحوم [[شرف]] الدین گروهی از قائلان به این [[تفسیر]] را نام برده و برخی دیگر هم در کتاب وی ذکر نشده‌اند. به عنوان نمونه [[حاکم حسکانی]] در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود از ابوالطفیل، از [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[روایت]] می‌کند که فرمود: {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} [[رسول]] خداست {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}‌ من هستم و تمامی [[مردم]] غیر از من و ایشان [[تکذیب]] کننده و کافرند<ref>{{عربی|وَ اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌ رسول الله وَ صَدَّقَ بِهِ‌ أنا، والنّاس کلّهم مکذّبون کافرون غیری وغیره}}، شواهد التنزیل ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۵.</ref>.


همچنین در تفسیر حبری، همین تفسیر از [[ابن عباس]] نقل شده است. حبری در تفسیر خود می‌نویسد: [[حسن بن حسین]] از حبان، از [[کلبی]]، از [[ابوصالح]]، از ابن عباس برای ما روایت کرد که دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} گفت: او [[رسول خدا]]{{صل}} است که [[صدق]] را آورده است و علی{{ع}} او را [[تصدیق]] کرده است<ref>{{عربی|حدّثنا حسن بن حسین، حدثنا حبّان، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس: فی قوله {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} هو [[رسول اللّه]]{{صل}} جاء بالصّدق، وعلیّ صدّق به}}. [[تفسیر الحبری]]، ج۱، ص۱۸۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۴.</ref>.
همچنین در تفسیر حبری، همین تفسیر از [[ابن عباس]] نقل شده است. حبری در تفسیر خود می‌نویسد: [[حسن بن حسین]] از حبان، از [[کلبی]]، از [[ابوصالح]]، از ابن عباس برای ما روایت کرد که دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} گفت: او [[رسول خدا]]{{صل}} است که [[صدق]] را آورده است و علی{{ع}} او را [[تصدیق]] کرده است<ref>{{عربی|حدّثنا حسن بن حسین، حدثنا حبّان، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس: فی قوله {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} هو [[رسول اللّه]]{{صل}} جاء بالصّدق، وعلیّ صدّق به}}. [[تفسیر الحبری]]، ج۱، ص۱۸۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۴.</ref>.


و بالاخره به عنوان نمونه‌ای دیگر، می‌توان به روایت [[ابوهریره]] در تفسیر این [[آیه]] اشاره کرد که [[سیوطی]] آن را از [[ابن مردویه]] نقل کرده است. وی در الدرّالمنثور به نقل از ابن‌مردویه، از ابوهریره می‌نویسد: [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} گفت: رسول خدا{{صل}} [و مراد از کسی که] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِه}}‌ گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} ‌ قال: رسول اللّه{{صل}}، {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} قال: علیّ بن أبی طالب}}. الدرّالمنثور، ج۵، ص۳۲۸. همچنین ر.ک: [[مناقب]] علیّ بن أبی‌طالب وما نزل من القرآن فی علیّ، ص۳۱۴، ح۵۱۸ و ۳۱۵، ح۵۱۹ و ۵۲۰، به نقل از [[مجاهد]] و [[امام باقر]]؛ [[فتح القدیر]]، ج۴، ص۴۶۳ به نقل از [[مجاهد]]؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۶۰؛ [[معانی القرآن]] (نحاس)، ج۶، ص۱۷۵؛ [[تفسیر]] السمعانی، ج۴، ص۴۷۰ و منابع دیگر.</ref>.
و بالاخره به عنوان نمونه‌ای دیگر، می‌توان به روایت [[ابوهریره]] در تفسیر این [[آیه]] اشاره کرد که [[سیوطی]] آن را از [[ابن مردویه]] نقل کرده است. وی در الدرّالمنثور به نقل از ابن‌مردویه، از ابوهریره می‌نویسد: [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} گفت: رسول خدا{{صل}} [و مراد از کسی که] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}}‌ گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} ‌ قال: رسول اللّه{{صل}}، {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} قال: علیّ بن أبی طالب}}. الدرّالمنثور، ج۵، ص۳۲۸. همچنین ر.ک: [[مناقب]] علیّ بن أبی‌طالب وما نزل من القرآن فی علیّ، ص۳۱۴، ح۵۱۸ و ۳۱۵، ح۵۱۹ و ۵۲۰، به نقل از [[مجاهد]] و [[امام باقر]]؛ [[فتح القدیر]]، ج۴، ص۴۶۳ به نقل از [[مجاهد]]؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۶۰؛ [[معانی القرآن]] (نحاس)، ج۶، ص۱۷۵؛ [[تفسیر]] السمعانی، ج۴، ص۴۷۰ و منابع دیگر.</ref>.


بنابراین تفسیر تنها از سوی [[مجاهد]] [[روایت]] نشده است، بلکه [[مفسران]] و [[قرآن پژوهان]] نامدار و مقبول نزد سنیان آن را از دیگران نیز روایت کرده‌اند. این نکته نیز در خور توجه است که روایت منقول از [[ابن عباس]] در تفسیر حبری از نظر [[سند معتبر]] و صحیح است<ref>سند این [[حدیث]] در [[حدیثی]] دیگر و در ذیل مباحث [[آیات غدیر]] ([[آیۀ تبلیغ]]) بررسی و اعتبار و صحت‌سند ثابت شده است؛ ر.ک: [[جواهر الکلام]] فی المعرفة الإمامة والإمام، ج۴، ص۲۱۸-۲۲۱.</ref> از این رو [[اهل تسنن]] باید به آن ملتزم شده، آن را بپذیرند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۷-۲۱۴.</ref>.
بنابراین تفسیر تنها از سوی [[مجاهد]] [[روایت]] نشده است، بلکه [[مفسران]] و [[قرآن پژوهان]] نامدار و مقبول نزد سنیان آن را از دیگران نیز روایت کرده‌اند. این نکته نیز در خور توجه است که روایت منقول از [[ابن عباس]] در تفسیر حبری از نظر [[سند معتبر]] و صحیح است<ref>سند این [[حدیث]] در [[حدیثی]] دیگر و در ذیل مباحث [[آیات غدیر]] ([[آیۀ تبلیغ]]) بررسی و اعتبار و صحت‌سند ثابت شده است؛ ر.ک: [[جواهر الکلام]] فی المعرفة الإمامة والإمام، ج۴، ص۲۱۸-۲۲۱.</ref> از این رو [[اهل تسنن]] باید به آن ملتزم شده، آن را بپذیرند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۷-۲۱۴.</ref>.

نسخهٔ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۱۹

وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ
﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ
ترجمه آیه
«و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند»
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۳۳ سورهٔ زمر قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهامیرالمؤمنین (ع)
مصادیق برای آیهامیرالمؤمنین (ع)
دلالت آیه
  • دلالت بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع)
  • دلالت بر انتصابی بودن مقام امامت

مقدمه

یکی از آیاتی که بر افضلیت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و در نتیجه بر امامت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت دارد، آیۀ سی و سوم از سوره زمر است. خداوند در این آیه، از رسول خویش(ص) و امیرالمؤمنین(ع) یاد می‌کند و می‌فرماید: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۱].

بر اساس روایات اهل بیت(ع)، مراد خداوند از ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ حضرت رسول اکرم(ص) است که پیام ولایت امیرالمؤمنین(ع) را از سوی خداوند برای مردم آورد و مراد از ﴿ وَصَدَّقَ بِهِ، تصدیق و پذیرش ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است.

در میان احادیث تفسیری اهل سنت نیز حدیثی است که ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ‌ را به رسول خدا(ص) و﴿وَصَدَّقَ بِهِ را به حضرت امیر المؤمنین(ع) تفسیر کرده است. این تفسیر برای آیه، در منابع روایی و تفسیری معتبر عامه از حضرت امیرالمؤمنین(ع)، عبداللّه بن عباس و ابوهریره روایت شده است. در طبقه تابعان نیز مجاهد این تفسیر را برای آیه ذکر کرده است. جمعی از حافظان بزرگ، مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت این تفسیر را از مجاهد روایت کرده‌اند که از میان آنها می‌توان به افراد زیر اشاره کرد: ابونعیم اصفهانی؛ ابن عساکر دمشقی؛ ابن طلحه شافعی؛ ابوحیان آندلسی؛ قرطبی؛ شوکانی و برخی دیگر.

أبوالأسود، مجاهد و گروهی دیگر گفته‌اند: الذی صدّق به همان علی بن ابی‌طالب(ع) است[۲].

بنابر این روشن است که این تفسیر از آیه در میان مفسران نامدار سنی در طبقات مختلف ـ اعم از صحابه تابعان و طبقات بعدی ـ مشهور و معروف بوده است. بر همین اساس علمای بزرگوار شیعه، در اثبات امامت و خلافت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین(ع) به این آیۀ و حدیث تفسیری آن استناد و استدلال کرده‌اند که در اینجا به ذکر استدلال علّامه حلّی و سید شرف الدین می‌پردازیم[۳].

احادیث مرتبط با آیه

احادیث شیعه

احادیث اهل سنت

دلالت آیه

دلالت بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین

متکلمان امامیه با استناد به این آیه و احادیث ذیل آن، بر امامت امیرالمؤمنین(ع)، استدلال می‌کنند. به عنوان نمونه: علّامه حلّی در کتاب منهاج الکرامه، این آیۀ شریفه را به عنوان برهان بیست و دوم از ادلۀ قرآنی امامت امیرالمؤمنین(ع) مطرح ساخته و می‌فرماید: از طریق ابونعیم از مجاهد دربارۀ این سخن خدای تعالی ﴿وَالَّذِي جَاء [آمده است که گفت]: [مراد خداوند] محمّد(ص) است و ﴿وَصَدَّقَ بِهِ [مراد] علی بن ابی طالب(ع) است. از طریق فقیه شافعی ابن مغازلی، از مجاهد نیز دربارۀ قول خدای تعالی: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِه [آمده است که] گفت: محمّد(ص) صدق را آورده و علی(ع) او را تصدیق کرده است و این فضیلتی است که تنها به امیرالمؤمنین(ع) اختصاص دارد، در نتیجه او امام خواهد بود[۴]

سید شرف الدین نیز با استناد به این آیۀ شریفه در المراجعات می‌نویسد: «و به تحقیق صدق را تصدیق کردند، پس خدایی که اسمش مبارک است برای ایشان شهادت داد و فرمود: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[۵]‌؛ وقد صدّقوا بالصدق. فشهد لهم الحقّ تبارک اسمه فقال: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ.

ایشان در حاشیۀ این سخن می‌فرماید: بنابر نص امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا(ع)، ابن عباس، ابن حنفیه، عبداللّه بن حسن،شهید زید بن علی بن حسین و علی بن جعفر صادق، ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ رسول خدا(ص) ﴿وَ صَدَّقَ بِهِ امیرالمؤمنین(ع) است و امیرالمؤمنین(ع) نیز به این آیه برای حقانیت خویش احتجاج می‌کرده‌اند. ابن مغازلی در کتاب مناقب خود از مجاهد آورده است که گفت: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ ‌ محمّد و ﴿وَ صَدَّقَ بِهِ علی(ع) است. حافظ ابن‌مردویه، ابونعیم و دیگران این روایت را آورده‌اند.[۶].[۷]

دلالت بر انتصابی بودن مقام امامت

مناقشات عامه

ابن تیمیه از جمله کسانی است که به دلالت این آیه اشکال کرده و با طرح مناقشاتی حول احادیث صادر شده در تفسیر آن، تلاش کرده تا نزول این آیه در شان امیرالمؤمنین(ع) را انکار نماید. وی نخستین وجه از مناقشات خود را به استدلال علّامه حلّی مطرح ساخته و در صحت نقل ایشان تردید کرده و ادّعا می‌کند که بر فرض صحیح بودن این حدیث، صرفاً قول مجاهد است و قول او به تنهایی حجت نبوده و پذیرفتن آن واجب نیست. سپس می‌نویسد: «... این تفسیر از پیامبر(ص) نقل شده است که اگر بر فرض بپذیریم که نقل از وی صحیح است، قول مجاهد به تنهایی حجت و پذیرش آن بر همه مسلمانان واجب نیست. پس چگونه خواهد بود [استناد به این قول] اگر از او ثابت نشده باشد؟![۸]

هر چند علّامه در کتاب منهاج الکرامة این تفسیر را از مجاهد نقل کرده است، اما این تفسیر منحصر به مجاهد نیست.

سید شرف الدین نیز این تفسیر را علاوه بر پنج امام از امامان اهل بیت(ع)، به افراد دیگری همچون ابن عباس، محمّد بن حنفیه، عبداللّه بن حسن، زید بن علی و دیگران نیز نسبت داده است. با این حال، دنباله روی ابن تیمیه چنان در تبعیت از پیشوای متعصب خود دچار تقلید کورکورانه شده است که بدون توجه به کلام شرف الدین، همان اشکالی را که ابن تیمیه به علّامه حلّی وارد ساخته عیناً تکرار کرده است. وی می‌گوید: به سند أبونعیم از مجاهد وارد شده ﴿صَدَّقَ بِهِ‌ یعنی علی. قول مجاهد به تنهایی ـ چنانچه نسبت این قول به او ثابت شود ـ حجت نیست، پس چگونه گفته وی را بپذیریم، در حالی که خلاف این قول از وی ثابت است[۹].

مشاهده می‌شود که تقلید کورکورانه از ابن تیمیه باعث شده که وی نسبت این تفسیر به سایران را در کلام مرحوم سید ندیده و یا نادیده گرفته باشد. مرحوم شرف الدین گروهی از قائلان به این تفسیر را نام برده و برخی دیگر هم در کتاب وی ذکر نشده‌اند. به عنوان نمونه حاکم حسکانی در شواهد التنزیل، به اسناد خود از ابوالطفیل، از حضرت امیرالمؤمنین روایت می‌کند که فرمود: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ رسول خداست ﴿صَدَّقَ بِهِ‌ من هستم و تمامی مردم غیر از من و ایشان تکذیب کننده و کافرند[۱۰].

همچنین در تفسیر حبری، همین تفسیر از ابن عباس نقل شده است. حبری در تفسیر خود می‌نویسد: حسن بن حسین از حبان، از کلبی، از ابوصالح، از ابن عباس برای ما روایت کرد که دربارۀ آیۀ ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ گفت: او رسول خدا(ص) است که صدق را آورده است و علی(ع) او را تصدیق کرده است[۱۱].

و بالاخره به عنوان نمونه‌ای دیگر، می‌توان به روایت ابوهریره در تفسیر این آیه اشاره کرد که سیوطی آن را از ابن مردویه نقل کرده است. وی در الدرّالمنثور به نقل از ابن‌مردویه، از ابوهریره می‌نویسد: [مراد از] ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ گفت: رسول خدا(ص) [و مراد از کسی که] ﴿وَصَدَّقَ بِهِ‌ گفت: علی بن ابی طالب(ع) است[۱۲].

بنابراین تفسیر تنها از سوی مجاهد روایت نشده است، بلکه مفسران و قرآن پژوهان نامدار و مقبول نزد سنیان آن را از دیگران نیز روایت کرده‌اند. این نکته نیز در خور توجه است که روایت منقول از ابن عباس در تفسیر حبری از نظر سند معتبر و صحیح است[۱۳] از این رو اهل تسنن باید به آن ملتزم شده، آن را بپذیرند[۱۴].

پانویس

  1. «و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند» سوره زمر، آیه ۳۳.
  2. ابوحیان آندلسی در تفسیر البحر المحیط می‌نویسد: قال أبوالأسود، و مجاهد، و جماعة: «الذی صدّق به» هو علیّ بن أبی‌طالب، تفسیر البحرالمحیط، ج۷، ص۴۱۲.
  3. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۲-۲۱۱.
  4. البرهان الثانی والعشرون قوله تعالی: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ من طریق أبی نعیم عن مجاهد فی قوله تعالی: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِِ‌: محمّد ﴿وَصَدَّقَ بِهِ‌ قال: علیّ بن أبیطالب. و من طریق الفقیه الشافعی عن مجاهد فی قوله تعالی: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ، قال: جاء به محمّد(ص)، ﴿وَصَدَّقَ بِهِ علیّ(ع). و هذه فضیلة اختصّ بها(ع)، فیکون هو الإمام، منهاج الکرامة، ص۱۳۳-۱۳۴.
  5. «و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند» سوره زمر، آیه ۳۳.
  6. وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ رسول اللّه، والذی صَدَّقَ بِهِ‌ أمیرالمؤمنین، بنصّ الباقر، والصادق، والکاظم، والرضا، وابن عبّاس، وابن الحنفیة، وعبداللّه بن الحسن، والشهید زید بن علیّ بن الحسین، وعلیّ بن جعفر الصادق، وکان أمیرالمؤمنین یحتجّ بها لنفسه. وأخرج ابن المغازلی فی مناقبه عن مجاهد، قال: ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ محمّد، والذی ﴿وَ صَدَّقَ بِهِ علیّ‌، وأخرجه الحافظان ابن مردویه وأبونعیم، وغیرهما، المراجعات، ص۹۸.
  7. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۴-۲۱۳.
  8. والجواب من وجوه: أحدها: أنّ هذا لیس منقولاً عن النبیّ(ص)، وقول مجاهد وحده لیس بحجّة یجب اتباعها علی کلّ مسلم، لو کان هذا النقل صحیحاً عنه، فکیف إذا لم یکن ثابتاً عنه‌؟!؛ منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۲.
  9. من طریق أبی نعیم عن مجاهد ﴿صَدَّقَ بِهِ، قال: علیّ‌. و قول مجاهد وحده لو ثبت عنه لیس بحجّة، کیف أو الثاقب عنه خلاف هذا.
  10. وَ اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ‌ رسول الله وَ صَدَّقَ بِهِ‌ أنا، والنّاس کلّهم مکذّبون کافرون غیری وغیره، شواهد التنزیل ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۵.
  11. حدّثنا حسن بن حسین، حدثنا حبّان، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس: فی قوله ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ هو رسول اللّه(ص) جاء بالصّدق، وعلیّ صدّق به. تفسیر الحبری، ج۱، ص۱۸۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۴.
  12. ﴿وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ ‌ قال: رسول اللّه(ص)، ﴿وَصَدَّقَ بِهِ قال: علیّ بن أبی طالب. الدرّالمنثور، ج۵، ص۳۲۸. همچنین ر.ک: مناقب علیّ بن أبی‌طالب وما نزل من القرآن فی علیّ، ص۳۱۴، ح۵۱۸ و ۳۱۵، ح۵۱۹ و ۵۲۰، به نقل از مجاهد و امام باقر؛ فتح القدیر، ج۴، ص۴۶۳ به نقل از مجاهد؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۶۰؛ معانی القرآن (نحاس)، ج۶، ص۱۷۵؛ تفسیر السمعانی، ج۴، ص۴۷۰ و منابع دیگر.
  13. سند این حدیث در حدیثی دیگر و در ذیل مباحث آیات غدیر (آیۀ تبلیغ) بررسی و اعتبار و صحت‌سند ثابت شده است؛ ر.ک: جواهر الکلام فی المعرفة الإمامة والإمام، ج۴، ص۲۱۸-۲۲۱.
  14. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۷-۲۱۴.