تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ دسامبر ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] {{پایان}} {{پایان}} == منابع == {{منابع}} +]] {{پایان مدخل‌های وابسته}} == منابع == {{منابع}}))
جز (جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال')
خط ۵۴: خط ۵۴:
*[[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه می‌‌فرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، به‌واسطه آن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[خاندان]] پاکش{{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] می‌‌شود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سم‌های [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار می‌‌دهد. و مریضی‌های قلب‌ها و [[جان‌ها]] که به [[دین]] ضرر می‌‌رسانند، ضرردارتر از مرض‌های جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود می‌‌سازد؛ از این‌رو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی|  طَلَبِهِ فَرَضَ عَلَيَّ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ، وَ بِهِ يَحْصُلُ التَّأَسِّي بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ؛ فَإِنِ الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ هِيَ الْمُنْجِيَاتِ وَ الْأَخْلَاقِ السَّيِّئَةُ هِيَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ الْمُهْلِكَاتُ المبعدة مِنْ جِوَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ المنخرطة بِصَاحِبِهَا فِي سَلَكَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينُ. وَ أَمْرَاضِ الْقُلُوبِ وَ النُّفُوسِ الْمَضَرَّةُ بالأديان أَعْظَمُ ضَرَراً مِنْ أَمْرَاضِ الْأَجْسَادِ وَ الْأَبْدَانُ، إِذْ تِلْكَ مغويةُ لِحَيَاةِ الْجَسَدِ وَ هَذِهِ تَفُوتُ حَيَاةُ الْأَبَدِ، وَ وُجُوبِ ذَلِكَ الطِّبِّ كفائي وَ تَعْلَمَ هَذَا الطِّبِّ وَاجِبُ عَيْنِي }}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>.
*[[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه می‌‌فرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، به‌واسطه آن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[خاندان]] پاکش{{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] می‌‌شود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سم‌های [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار می‌‌دهد. و مریضی‌های قلب‌ها و [[جان‌ها]] که به [[دین]] ضرر می‌‌رسانند، ضرردارتر از مرض‌های جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود می‌‌سازد؛ از این‌رو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی|  طَلَبِهِ فَرَضَ عَلَيَّ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ، وَ بِهِ يَحْصُلُ التَّأَسِّي بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ؛ فَإِنِ الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ هِيَ الْمُنْجِيَاتِ وَ الْأَخْلَاقِ السَّيِّئَةُ هِيَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ الْمُهْلِكَاتُ المبعدة مِنْ جِوَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ المنخرطة بِصَاحِبِهَا فِي سَلَكَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينُ. وَ أَمْرَاضِ الْقُلُوبِ وَ النُّفُوسِ الْمَضَرَّةُ بالأديان أَعْظَمُ ضَرَراً مِنْ أَمْرَاضِ الْأَجْسَادِ وَ الْأَبْدَانُ، إِذْ تِلْكَ مغويةُ لِحَيَاةِ الْجَسَدِ وَ هَذِهِ تَفُوتُ حَيَاةُ الْأَبَدِ، وَ وُجُوبِ ذَلِكَ الطِّبِّ كفائي وَ تَعْلَمَ هَذَا الطِّبِّ وَاجِبُ عَيْنِي }}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>.
* محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتی‌نمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر می‌‌نویسد: "آلام و بیماری‌های [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز می‌‌دارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>.
* محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتی‌نمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر می‌‌نویسد: "آلام و بیماری‌های [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز می‌‌دارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>.
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و تهذیب نفس و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ [[اقبال]] به [[طبیعت]]، [[اقبال]] به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و تهذیب نفس و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ اقبال به [[طبیعت]]، اقبال به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر می‌‌زند، در آن [[جهان]] دیده می‌‌شود، در برابر وی مجسّم می‌گردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید » سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس می‌‌گردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلم‌برداری می‌‌شود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوست‌های تن خود می‌گویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ می‌گویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر می‌‌زند، در آن [[جهان]] دیده می‌‌شود، در برابر وی مجسّم می‌گردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید » سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس می‌‌گردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلم‌برداری می‌‌شود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوست‌های تن خود می‌گویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ می‌گویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.


۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش