آیه نجوی
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 27 بهمن 1403 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه نجوا ﴿ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با رسول خدا(ص) رازگویی میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس خداوند بسیار آمرزنده و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و بخل ورزیدید) که پیش از رازگوییتان صدقه بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوندتوبه شما را پذیرفت، پس نماز را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، آگاه است»[۱]. در زمره آیاتی است که از یکسو بر فضیلت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و مذمت سایر صحابه است؛ چرا که بر اساس احادیث صحیح نبوی، تنها کسی که به دستور خدای متعال در این آیه عمل نمود، امیرالمؤمنین(ع) بود و سایر صحابه از آن سرباز زدند[۲].
شأن نزول
در سبب نزول این آیه گفتهاند: برخی از ثروتمندان صحابه، نزد پیامبر رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن حضرت افراط مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا (ص) و ناراحتی مستمندان میشد؛ به این جهت، آیه مزبور نازل شد و دستور داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به فقرا صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را سرزنش نموده و حکم آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا (ص) را داد[۳].[۴]
شرح و تفسیر آیه
واژه نجوا یازده بار در قرآن کریم به کار رفته که پنج مورد آن در سوره مجادله به چشم میخورد که یک مورد آن در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۵] در رابطه با رسول خدا (ص) است. در این آیه از مؤمنان خواسته شده تا پیش از نجوای با رسول صدقه بدهند، لذا آن را "آیه نجوا" خواندهاند.
به گزارش صاحب تفسیر کشف الاسرار، امام علی (ع) و عبدالله بن عمر نیز، این آیه را آیه مناجات نجوا خواندهاند[۶]. نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله (مناجات) به معنی سخن گفتن رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: "هو نجوى و هم نجوى"؛ "و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا"[۷].
به نظر طبرسی، آیه میگوید: ای مؤمنان، هرگاه سخنی سرّی با رسول داشتید، پیش از گفتن سخن سرّی، صدقه بدهید. قصد خداوند در این بیان، بزرگداشت مقام پیامبر و نیز واداشتن مؤمنان به دادن صدقه و کسب ثواب است. پس چون از نجوا نهی شدند مگر آنکه صدقه بدهند، خسّت به خرج داده و از نجوا کردن خودداری نمودند و هیچ کس جز علی بن ابی طالب با وی نجوا ننمود[۸].
در اغلب تفاسیر شیعه و اهل سنت چنین گزارش کردهاند که اولین کسی که به این آیه عمل کرد، امیر مؤمنان علی (ع) بود که خود حضرت میفرماید: "در کتاب خدا آیهای وجود دارد که پیش از من کسی به آن عمل ننموده و پس از من نیز کسی به آن عمل نخواهد کرد و آن، آیه مناجات است. من یک دینار داشتم و آن را به ده درهم تبدیل کردم و هرگاه میخواستم با رسول خدا نجوا کنم، یک درهم صدقه میدادم تا آنکه این حکم منسوخ گشت". آوردهاند که عبدالله بن عمر میگفت: علی بن ابی طالب سه چیز داشت که اگر هریک از آنها را من داشتم از شتران سرخموی نزد من محبوبتر بود: ازدواج با فاطمه (س)، دادن پرچم سپاه به او در روز جنگ خیبر و عمل کردن به آیه نجوا.
گزارش کردهاند که رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: ای علی، به نظر تو هر فردی پیش از نجوا چه مقدار صدقه دهد؟ یک دینار؟ علی گفت: ایشان توانایی پرداخت آن را ندارند؛ رسول خدا (ص) فرمود: نیم دینار؟ گفت: نمیتوانند؛ پس فرمود: به نظر تو چه قدر بدهند؟ گفت: یک حبّه یا یک دانه جو؛ پیامبر فرمود: به راستی که تو مردی بسیار زاهد / کمبضاعت هستی! سپس علی (ع) فرمود: خداوند به خاطر من به این امت تخفیف داد.
روایت شده است که دستور پرداخت صدقه پیش از نجوا با پیامبر خدا، ساعتی از روز یا ده شب بیشتر دوام نداشت و سپس با نزول آیه بعدی و دستور پرداخت زکات، نسخ شد[۹]. ﴿ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ﴾، یعنی پرداخت این صدقه برای شما بهتر از بُخل و خسّت است و مایه پاکی درون شما و دوری از گناهان میگردد. ﴿فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾، یعنی اگر چیزی نداشتید که صدقه بدهید، خداوند آن را بر شما میبخشد، چون خداوند بیبضاعتی و نیت خیر و پاک شما را میداند و با مهربانی به شما وسعت میدهد[۱۰].
علامه طباطبایی میگوید: عبارت ﴿ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ﴾ برای تعلیل تشریع حکم است، مانند: ﴿وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ﴾[۱۱] به این معنا که میفرماید: این کار برای نفوس ایشان بهتر و برای قلوبشان پاکتر است. علت این بیان، آن است که ثروتمندان به علت کثرت مناجات با رسول خدا (ص)، اظهار نوعی تقرب و خصوصیت با حضرت مینمودند و در نتیجه باعث غم و اندوه فقرا و دل شکستن آنان میشدند؛ لذا به ایشان دستور داده شد تا پیش از نجوایشان به فقرا صدقه بدهند. خداوند با این دستور، زمینه ارتباط نفوس و برانگیختن رحمت و شفقت و دوستی و نزدیکی دلها و از میان رفتن کینه و نفرت را فراهم آورد[۱۲].[۱۳]
آیتالله مکارم بر این باور است که حکم وجوب پرداخت صدقه قبل از نجوا با رسول خدا(ص) دارای دو جنبه مثبت میداند: از یک سو برای ثروتمندان فرصتی برای کسب ثواب از طریق انفاق بود و از سوی دیگر، با معاف کردن فقرا از این تکلیف، امکان گفتوگوی آزادانه آنان با پیامبر(ص) را فراهم میساخت[۱۴]همچنین این حکم، بهعنوان آزمونی برای سنجش ایمان و ایثار مؤمنان عمل میکرد[۱۵]
فخر رازی از مفسران اهلسنت نیز فوایدی برای این حکم برشمرده است، از جمله تکریم مقام پیامبر(ص) و ایجاد تعادل اجتماعی با کاهش فاصله طبقاتی[۱۶]
به باور مفسران آیه نجوا، با آیه ۱۳ سوره مجادله نسخ شده است [۱۷] این حکم به عنوان آزمایشی برای مسلمانان وضع شده بود، اما به جز امام علی(ع) کسی به آن عمل نکرد [۱۸]ازاینرو خداوند در آیه بعد ضمن بخشش این نافرمانی، بر اهمیت اطاعت از دستورات الهی تأکید کرد[۱۹] برخی مفسران معتقدند این حکم از ابتدا موقتی بود،؛ چراکه ادامه آن میتوانست مانع طرح مسائل ضروری با پیامبر(ص) شود و به جامعه اسلامی آسیب برساند[۲۰]
نصوص روایی
مفسّران و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی اثبات میشود که تنها حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که دستور خداوند سبحان را ـ مبنی بر صدقه دادن پیش از رازگویی با پیامبر ـ عملی کرده است. سند این احادیث نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز می گرداند.
به عنوان نمونه سعید بن منصور، ابن راهویه، ابن ابی شیبه، عبدبن حمید، ابن منذر، ابن ابیحاتم، ابن مردویه و حاکم همگی از امیرالمؤمنین(ع) نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: «ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾ کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی(ص) قدمت بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها احد، فنزلت ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾». «همانا در کتاب خدا آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن آیه نجواست که میفرماید: ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با پیامبر(ص) گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم صدقه میدادم تا اینکه این آیه نسخ شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ﴾[۲۱].[۲۲]
دلالت آیه
افضلیت امیرالمؤمنین(ع)
بدون تردید نزول آیه نجوا در شأن امیرالمؤمنین(ع) فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر صحابه به دستور خداوند منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از عبدالله بن عمر نقل شده است که گفت: «علی بن ابیطالب سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای دنیا برای من دوست داشتنیتر بود:ازدواج او با فاطمه(س)، اعطای پرچم به ایشان در روز خیبر و نزول آیه نجوا درباره ایشان»[۲۳].
این داستان دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین(ع) اثبات میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی مسلمانان و صحابه پیامبر(ص)، مأمور و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا(ص) و یادگیری مسائل از آن حضرت مقداری صدقه بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا(ص) حکمی از جانب خداوند متعال و امتثال ان بر همه واجب بوده است. اما از میان اطرافیان پیامبر اکرم(ص)، تنها امیرالمؤمنین(ع) این حکم را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است.
شتاب امیرالمؤمنین(ع) در امتثال امر خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم مسامحه و ترک نکردن تعلم از رسول خدا(ص) نیز فضیلت سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل تصدق نیز فضیلت است و همه این فضائل در امیرالمؤمنین(ع) جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان پیامبر اکرم(ص) اولا! بخل ورزیدند و از صدقه دادن و کمک به فقرا خودداری کردند، ثانیاً مصاحبت و گفتگو با رسول خدا(ص) و تعلم از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با امر خداوند مخالفت نمودند و حکم او را امتثال نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل فقرا و کسانی که تمکن پرداخت صدقه را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس قانون عقلی «عدم جواز تکلیف بمالایطاق» تخصصا از طرف خطاب بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم تمکین و توانایی مالی با پرداخت صدقه از این کار سرباز زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی خداوند آنها را مذمت و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و عصیان آنهاست[۲۴].
امامت امیرالمؤمنین(ع)
امامت امیرالمؤمنین(ع) را از دو جهت میتوان از این آیه به اثبات رساند.
- جهت نخست: از طریق افضلیت است. پس از اثبات افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از این آیه، بر اساس حکم عقل به تقدیم فاضل بر مفضول و قبح تقدیم مفضول بر فاضل،امامت آن حضرت ثابت میگردد.
- جهت دوم: در این آیه از توبهسخن به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع تخلف و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان بخل ورزیدن از پرداخت صدقه واجب است. صدقهای که به امضای الهی رسیده و در ازای مناجات با رسول خدا(ص) و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر مسلمانان و اطرافیان پیامبر البته آنها که تمکن مالی داشتند، حاضر نشدند برای امتثال امر خدا و تشرف به محضر رسول خدا(ص) و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این حقیقت، از صاحبان وجدان بیدار سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو دستور خدا را اطاعت کنند و از فقیری دستگیری کنند و در عوض توفیق تشرف به محضر رسول خدا(ص) و تعلم از ایشان را بیابند، واقعاً برای خلافت و جانشینی پیامبر اکرم(ص) شایستگی دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم(ص) است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مصاحبت با پیامبر اکرم(ص) را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در امتثال امر خداوند ـ بر اساس برخی نقلها ـ پول قرض میکند تا به این مصاحبت برسد.
چنانچه زجاج میگوید: «سبب نزول آیه این بود که ثروتمندان با پیامبر(ص) خلوت میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان مشورت میکردند اما فقرا نمیتوانستند خدمت پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از رازگویی با پیامبر، صدقه را واجب ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را مکلف ساخت که احدی پیش از صدقه دادن -کم یا زیاد- با رسول خدا(ص) رازگویی نکند و بر اساس آنچه روایت شده است، احدی این کار را نکرد. اما امیرالمؤمنین(ع)یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر(ص) نجوا کند پس خدای تعالی این حکم را به واسطه آیه بعدی نسخ نمود»[۲۵].
اما ابوبکر علیرغم تمکن مالی، از امر خدااطاعت نکرده است و از سر بخل صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا(ص) و تعلم از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او مالی برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی اموال وی برای پیامبر ساخته شدهاند تعارض دارد و اگر مال داشته و از امتثال حکم الهی سرباز زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو اندیشمندان سنی در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات عامه به بیان و بررسی آنها میپردازیم[۲۶].
منابع
پانویس
- ↑ سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.
- ↑ سرمدی، محمود، آیه نجوا، دانشنامه معاصر قرآن کریم
- ↑ «ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.
- ↑ کشف الاسرار.
- ↑ مفردات، ص۷۹۳
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.
- ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۲۱؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۷؛ الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ الکشاف، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.
- ↑ «و اگر بدانید روزه داشتن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۱۸۴.
- ↑ المیزان، ج۱۹، ص۲۱۷.
- ↑ سرمدی، محمود، آیه نجوا، دانشنامه معاصر قرآن کریم
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۴۴۸
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۳، ص۴۴۸
- ↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۴۹۵
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰
- ↑ سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۸۵
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰
- ↑ سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ تفسیر آلوسی، ج۲۸، ص۳۱؛ مناقب علی بن ابیطالب(ع) و ما نزل من القرآن فی علی(ع)، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ تفسیر طبری، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر ثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ اسباب النزول، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.
- ↑ تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۶-۳۰۷.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۷-۳۰۹.