صدق در قرآن
معناشناسی
صدق از مادۀ «ص - د - ق» به معنای صلابت و قوّت در گفتار و غیر آن است[۱] و کاربرد آن در شجاعت[۲] به جهت معنای صلابت است و کاربرد آن در برابر کذب[۳] به جهت قوّت در ذات صدق است[۴]؛ زیرا کذب معنای سستی و بطلان را دربر دارد[۵] برخی نیز اصل در معنای «صدق» را ثَبات دانستهاند[۶]؛ نیز به گفته برخی، اصل در معنای واژه صدق، تمامیّت و صحت است و صلابت از لوازم تمامیّت و صحت است و این معنا به حسب کاربستهای آن متفاوت است، چنان که صدق در اعتقاد به معنای مطابقت آن با حق، و صدق در اظهار اعتقاد، به دور بودن از نفاق، و صدق در گفتار، مطابقت آن با واقع، و صدق در قول انشایی به معنای مطابقت قلب و نیّت با آنچه انشاء شده، و صدق در عمل، تمام بودن آن از همه جهات و شرایط است[۷]. بر اساس این رویکرد، صدق فضیلتی است راسخ در نفس انسان که به موجب آن ظاهر با باطن، و اقوال و نیّات با افعال و احوال مطابق و هماهنگاند[۸]. به رغم کاربرد واژه صدق در معنای قول، اعتقاد و عمل از سوی بسیاری از واژهپژوهان، عدّهای کاربرد کلمه صدق را تنها در گفتار خبری دانسته[۹] و شرط در صدق سخن را مطابقت گفتار با اعتقاد باطنی و مُخْبَرٌعنه میدانند[۱۰] و چنانچه هریک از این دو قید نباشد، صدق کامل تحقق نخواهد یافت[۱۱]، از این رو گفته شده معنای شایع صدق، مطابقت آن در اثبات و نفی با واقع و نفس الامر است[۱۲]. واژه صدق در علوم گوناگون کاربست یکسانی ندارد، از این رو متکلمان اسلامی بحث خود را بر صدق در گفتار متمرکز کرده و صدق را گاه صفت کلام و گاه صفت متکلم دانستهاند[۱۳]. در اندیشه فلسفی، گاه صدق به مطابق بودن خبر با واقع معنا شده[۱۴] و گاه صادق به معنای امر متصوَّر، متخیَّل و معقولی دانسته شده که وجود عینی آن مطابق با وجودش در نفس فاعلِ تصور و تخیل و تعقّل است[۱۵]. در عرفان، ضمن تأکید بر اینکه صدق امری وجودی و کذب امری عدمی است، صدق را وجود محض و کذب را عدم محض دانستهاند که میان آن دو هیچ نسبتی نیست[۱۶]. واژه صدق در منابع اخلاقی در چند معنا به کار رفته است[۱۷]: ۱. صدق در سخن؛ ۲. صدق در نیّت که بازگشت آن به اخلاص است؛ ۳. صدق در عزم به معنای تصمیم بر کار و پایبندی به انجام دادن آن؛ ۴. صدق در وفا به عزم؛ ۵. صدق در عمل به معنای تصمیم بر انجام دادن کار و منصرف نشدن از آن پیش از اتمام عمل[۱۸]. صدق در عمل، کوشش در مطابقت ظاهر و باطن اعمال است؛ زیرا ظاهر اعمال نباید با باطن آن منافات داشته باشد[۱۹]. علمای اخلاق از صدق، به برترین درجات و مقامات در دین تعبیر کردهاند؛ مانند صدق در صبر، شکر، خوف و رجا، زهد، رضا، حبّ و توکّل که هرکس به این حقایق و لوازم و آثار آنها متّصف باشد صدّیق است و آن کس که فقط به این امور متصف باشد، بدون لوازم و آثار آن او کاذب است[۲۰]. گفته شده پایینترین مرحله صدق، مخالفت نداشتن هر یک از زبان و قلب با یکدیگر است[۲۱]. موارد کاربرد کلمه صدق شامل سه حوزه گفتار، اعتقاد و عمل است. دیدگاه بسیاری از واژهشناسان هم مؤیّد همین تقسیم است[۲۲]. کاربستهای واژه صدق و مشتقات آن در قرآن به وضوح دلالت دارد که بسیاری از موارد کاربرد آن درباره صدق در عمل است، از این رو بررسی واژه صدق در این مقاله تنها در حوزه صدق در گفتار نیست، بلکه گفتار، عقیده و عمل هر سه را دربرمیگیرد.
واژه صدق و مشتقات آن ۱۵۵ بار در ۴۹ سوره و ۱۴۴ آیه از قرآن به کار رفته و با توجه به متعلَّق آن، به معنای متناسب آن آمده است. کلمه «صِدّیق» صیغه مبالغه و از مشتقات واژه صدق، به معنای بسیار راستگوست و به کسی گفته میشود که به سبب عادت به راستگویی، دروغ نمیگوید[۲۳]. از پیامبرانی مانند ابراهیم[۲۴]، ادریس[۲۵] و یوسف[۲۶] نیز با عنوان «صِدّیق» و از کسانی که به خدا و پیامبران ایمان آوردهاند با عنوان ﴿الصِّدِّیقُون﴾[۲۷] و نیز از مریم[۲۸] با عنوان ﴿صِدِّیقه﴾ یاد شده است.
واژه «صَدَقَه» از دیگر مشتقات این واژه است که در قرآن آمده[۲۹] و به معنای پرداخت مال در امر مستحب به قصد نزدیک شدن به خداست و قصد صدقه دهنده اثبات صدق در کردار خویش است[۳۰] و در وجه تسمیه آن گفته شده که بنده با آن، صدق عبودیّت خویش را اظهار میکند.
«صَدْقَة»، «صُدْقَه» و «صَدُقَه» مهریه همسر[۳۱] و جمع آن در قرآن «صَدُقات» آمده است[۳۲] مهریه زنان از این رو «صَداق» نیز نامیده شده که بر صداقت در دوستی دلالت دارد[۳۳]. در این مقاله، افزون بر واژه صدق و مشتقّات آن از برخی واژگان ترکیبی مانند ﴿قَوْل الحَقّ﴾ (سخن راست)[۳۴] و «قول سَدید» (سخنی موافق با شرع و حق)[۳۵] و برخی جملات دیگر استفاده شده است؛ نیز از واژگانی همچون حقّ، عهد، وفا، عدل؛ نیز ایمان که در برخی کاربردهای قرآنی آن با مفهوم صدق و راستی قرابت معنایی فراوانی دارد.
حق در لغت به معنای ثابت و انکارناپذیر است و در اصطلاح به معنای مطابق با واقع[۳۶]. این واژه در قرآن بنا بر نقلی به ۱۲[۳۷] یا ۳۰ معنا[۳۸] از جمله صدق و راستی آمده است. در آیات ﴿فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَق﴾[۳۹] و ﴿إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ﴾[۴۰]حق به همین معناست[۴۱].
گستره صدق
قرآن کریم صدق را در دو عرصه ایمان و عمل مطرح کرده است. در برخی آیات، صداقت در اعمال را از اوصاف مؤمنان شمرده است[۴۲]: ﴿ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ * ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ...﴾[۴۳]. گفته شده مراد از صدق در این آیه، یکی بودن زبان در خفا و آشکار[۴۴] و صداقت در گفتار است[۴۵]، به گفته علّامه طباطبایی ذیل آیه﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ... * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ...﴾[۴۶]. سؤال از صدق صادقان در این آیه، این است که صدق باطنی خود را اظهار کنند و در مرحله گفتار و کردار، آن را با عمل صالح خویش در دنیا نمایش دهند، [زیرا عمل صالح مساوی است با تطابق گفتار و کردار با صدق باطنی]. جای این ظهور دنیاست، نه آخرت؛ نیز معلوم میشود که اخذ میثاق (گرفتن پیمان از آدمیان) پیش از دنیا بوده، چنانکه آیات مربوط به عالم ذر نیز بر آن دلالت دارد، خدای متعالی پیش از آنکه انسانها را به نشأه دنیا آورد، از ایشان پیمانهاییگرفت: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا۟ بَلَىٰ...﴾[۴۷] [۴۸].گفته شده درباره صدق گویندگان﴿لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ﴾ پرسش میشود که آیا از روی آگاهی و اخلاص یا از روی غفلت و نادانی و برای غیرخدا گفتهاند[۴۹]. بر پایه نقلی، در قیامت خداوند از صدق و راستگویی مؤمنانی میپرسد که به عهد خود وفا کردند. پیامبران شهادت میدهند که آنان در پیمان خود راستگو و مؤمن بودند، یا مقصود این است که آنچه را امّتها در پاسخ پرسشها میگویند درستی و نادرستی آنها از پیامبران پرسیده میشود[۵۰]. از سوی دیگر قرآن کریم از صدق در ایمان سخن گفته است و ایمانی را صادقانه میداند که تنها گفتار زبانی نیست، بلکه با عمل همراه است و این، معیاری است برای شناخت مؤمنان راستین از دروغگویان متظاهر به اسلام. بر اساس گزارش آیات قرآن برای اثبات صداقت و جداسازی صف راستگویان از دروغگویان، انسانها با بلا و مشکلات آزموده می شوند: ﴿أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوٓا۟ أَن يَقُولُوٓا۟ ءَامَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَلَيَعْلَمَنَّ ٱلْكَـٰذِبِينَ﴾[۵۱]. آشکار شدن میزان راستگویی مدّعیان ایمان، فلسفه پیمان گرفتن از انبیا و برانگیختن آنهاست: ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِيثَـٰقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍۢ وَإِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَـٰقًا غَلِيظًۭا * لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَـٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا﴾[۵۲]. از روایات و نقل مفسران برمیآید که نزول آیه ۹۳ سوره آلعمران درباره یهود است[۵۳] که در گفتوگوهای خود به پیامبر میگفتند با اینکه گوشت و شیر شتر در آیین ابراهیم حرام بوده، او چگونه آنها را حلال میداند و با این حال، از آیین ابراهیم سخن میگوید. خداوند پاسخ میدهد که همه طعامها بر بنیاسرائیل حلال بودند، مگر آنها که پیش از نزول تورات، اسرائیل بر خود حرام کرده بود. بگو اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید: ﴿كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّۭا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ﴾[۵۴].[۵۵]
سفارش به صدق
به چند نمونه از سفارش به صدق در قرآن کریم اشاره میکنیم:
- خدا به مؤمنان سفارش می کند تقوا پیشه کنند و سخن درست و استوار بگویند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَقُولُوا۟ قَوْلًۭا سَدِيدًۭا﴾[۵۶]. مراد از «قول سدید» سخنی است که از دروغ و بیهودهگویی پاک، و ظاهرش با باطنش هماهنگ باشد[۵۷]. در آیهای دیگر به مؤمنان فرمان میدهد تقوا پیشه کنند و همراه راستگویان باشند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِينَ﴾[۵۸]. در روایات تفسیری مصادیقی همچون علی، امامان معصوم و دیگر راستگویان برای﴿ٱلصَّـٰدِقِينَ﴾ بیان شدهاند[۵۹].
- ابراهیم از خدا خواست برای او در میان امّت های آینده، زبان صدق و ذکر خیری قرار دهد: ﴿وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ﴾[۶۰]. اضافه «لسان» به «صدق» اختصاص را میرساند؛ بدین معنا که جز به راستی سخن نگویند. مقصود از «لسان صدق» این است که خدا در آینده به او فرزندی دهد که مانند خود ابراهیم زبان او هم زبان صدق باشد و منویّات او را بگوید[۶۱].
- خداوند به پیامبر اکرم سفارش میکند از خدا بخواهد توفیق ورود صادقانه به کار و خروج صادقانه از آن را به او عطا کند: ﴿وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍۢ وَأَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍۢ﴾[۶۲]. در این آیه «ادخال به کار» و «اخراج از کار» به صدق اضافه شده تا ورود به هر امری و خروج از آن، به صدق متصف و دارای حقیقت باشد؛ بدین معنا که صدق و واقعیت در تمامی ورود و خروجهایش دیده شود و سراپای وجودش را فرا گیرد: چیزی بگوید که به آن عمل میکند و کاری کند که همان را میگوید، و این، مقام صدّیقین است[۶۳].
- اهمیت و سفارش به صدق آنجا روشن میشود که بر اساس آیات قرآن، منشأ صدق انبیای الهی همچون ابراهیم، اسحاق و یعقوب عنایت الهی بوده است: ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ... * فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِيًّۭا * وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا﴾[۶۴]. گفته شده مراد از ﴿لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا﴾ ذکر خیر میان مردم است. اضافه شدن کلمه «لسان» به صدق به معنای ثنای نیکویی است که در آن دروغ نباشد[۶۵].[۶۶]
صدق از صفات خداوند، قرآن و پیامبران
صدق از صفات خداوند
در دستهبندی اسماء و صفات خداوند در منابع کلامی، «صادق» از اسماء و صفات ثبوتیه خداست[۶۷]. متکلمان عدلیه، از آنجا که تکلم را از صفات فعلی خدا و صدق را از اوصاف کلام شمردهاند، صفت صدق را از جمله صفات ثبوتیه فعلیه خدا شناساندهاند؛ برخلاف متکلمان اشعری که صدق را از صفات ذاتی خدا میدانند[۶۸]. در برخی آیات، وصف «صادق» برای خدا در نقل سرگذشت اقوام پیشین یاد شده است: ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِى ظُفُرٍۢ وَمِنَ ٱلْبَقَرِ وَٱلْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلْحَوَايَآ أَوْ مَا ٱخْتَلَطَ بِعَظْمٍۢ ذَٰلِكَ جَزَيْنَـٰهُم بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ﴾[۶۹]. در برخی آیات نیز از خدا با تعبیر «أَصْدَق» در بیان رخدادهای قیامت یاد شده است: ﴿..لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ ٱللَّهِ حَدِيثًۭا﴾[۷۰]. بر خلاف منافقان و بیماردلان که میپندارند خدا و پیامبرش به آنان جز وعدههای دروغین ندادهاند[۷۱]، باور به صادق بودن خدا از ویژگیهای مؤمنان است[۷۲]؛ بهگونهای که اعتقاد به صداقت خدا را ازضروریات دین اسلام برشمردهاند[۷۳]. برخی بر این باورند که خدا خود را «اصدق» نامیده و ملاک فضیلت و کمال را در صداقت دانسته، تا بر ضرورت وجود صداقت در هر بندهای دلالت کند[۷۴]. از موارد صدق خدا صدق او در عمل به وعدههایی است که به پیامبر داده است: ﴿لَّقَدْ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءْيَا بِٱلْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ...﴾[۷۵] مؤمنان صدر اسلام هنگام مشاهده امدادهای غیبی در جنگ، صدق و راستگویی خدا را تصدیق میکردند: ﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْأَحْزَابَ قَالُوا۟ هَـٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ...﴾[۷۶]. کافران نیز در قیامت صدق وعده خدا را تصدیق خواهند کرد: ﴿قَالُوا۟ يَـٰوَيْلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَـٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَصَدَقَ ٱلْمُرْسَلُونَ﴾[۷۷].[۷۸]
صدق از صفات قرآن
مفسران اختلاف ندارند که مراد از «صدق» در آیه ﴿وَٱلَّذِى جَآءَ بِٱلصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ﴾[۷۹] قرآن است[۸۰]. گرچه درباره تعبیر ﴿وَٱلَّذِى جَآءَ بِٱلصِّدْقِ﴾[۸۱]اختلاف نظر هست و به گفته گروهی از مفسران متقدم، مراد پیامبر است که قرآن را آورده و مؤمنان او را تصدیق کردهاند و او در دنیا و آخرت حجت بر مردم است؛ نیز گفته شده مراد از آن جبرئیل است که قرآن را نازل و محمد آن را تصدیق کرده و پذیرفته است[۸۲]. مراد از صدق قرآن، راستگویی در بیان اخبار، احکام و معارف و مطابقت آن با میزان عدل و حق است: ﴿وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًۭا...﴾[۸۳]. درباره مراد از «کلمه» در این آیه، نظر یکسانی وجود ندارد، گرچه میان چند احتمال گفته شده (قرآن، آیین خدا یا وعده پیروزی به پیامبر) منافاتی نیست و آیه میتواند ناظر به همه آنها باشد؛ لیکن با توجه به اینکه در آیات پیشین، سخن از قرآن در میان بوده، معنای نخست مناسبتر به نظر میرسد[۸۴].[۸۵]
صدق از صفات پیامبران
صدق، زمینهساز رشد و تعالی انسان و دستیابی او به مقامات معنوی و به مقام رسالت است، چنانکه خداوند درباره ادریس چنین گزارش میکند که از ادریس یاد کن، او پیامبری بسیار راستگو بود: ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا﴾[۸۶]. ﴿صِديق﴾ در این آیه اشاره به حدّ اعلایصدق و ملاک در دستیابی ادریس به مقام نبوّت است[۸۷]. ادریس از اسباط شیث و نخستین کس از فرزندان آدم است که به او نبوّت داده شد[۸۸] و نخستین پیامبری است که در قرآن از وی با عنوان﴿صِديق﴾ یاد شده است، چنانکه خدا در وصف ابراهیم پیش از یادکرد از نبوّت وی، از صداقت او سخن گفته است: ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا﴾[۸۹]. برپایه گزارش این آیه، صدق سبب تکریم و یاد شدن از ابراهیم در قرآن است. در تفسیر این آیه گفته شده که صدق و راستی، همچنین تصدیق آیات و معجزات الهی از صفات برجسته و ستوده شده و ملاک وظیفه خطیر نبوّت است[۹۰]. درباره دیگر پیامبران، همچون اسحاق و یعقوب نیز سخن از «لسان صدق» آنان به میان آمده است:[۹۱]؛ نیز خدا از پیامبر اکرم میخواهد در کتاب آسمانی خود از اسماعیل یاد کند که از اوصاف برجسته او صدق در عمل به وعده بود: ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِسْمَـٰعِيلَ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلْوَعْدِ﴾[۹۲]. ابراهیم از خدا خواست در میان امّتهای بعد از خودش، گویندگان راستگویی برای استمرار رسالتش قرار دهد: ﴿وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ * وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ﴾[۹۳]. برخی مفسّران، «لسان صدق» را به انسانهای صادق (پیامبران الهی) تفسیر کرده و آن را با آیه﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْـَٔاخِرِينَ﴾[۹۴] همخوان دانستهاند[۹۵]؛ نیز گفته شده مقصود از درخواست ابراهیم در این آیه، درخواست به نیکی یاد کردن از وی در میان امت ها و آیندگان است، چنانکه خداوند دعای او را مستجاب کرد؛ بهگونهای که یهودیان و نصارا و بیشتر امتها از او به نیکی یاد میکنند؛ نیز گفته شده ابراهیم از خدا خواست تا از فرزندان او کسی را قرار دهد که حق را برپا دارد و مردم را به سوی خدا فراخواند و او همان پیامبر اکرم است[۹۶]. بهگفته برخی، مقصود از «لسان صدق» درخواست فرزند صالحی از میان آخرین امت است که به راستی زبان بگشاید و به حق قیام کند که او همان رسول اکرم است[۹۷]. بهگفته برخی، درخواست «صدق» در این آیه کنایه از درخواست محبوب شدن و رغبت به اوست؛ زیرا با تحقق صدق، محبوبیت و رغبت به وی محقق میشود[۹۸]. صداقت در میان معارف دینی چنان اهمیتی دارد که گفته شده هر پیامبری باید صادق باشد[۹۹]. بر پایه روایتی، خدا هیچ پیامبری را به رسالت برنینگیخت مگر به سبب راستگویی در گفتار[۱۰۰].[۱۰۱]
صدق از صفات پیامبر اکرم(ص)
قرآن کریم در یادکرد از پیامبر اکرم یکی از صفات وی را صدق و راستگویی بیان میکند. مؤمنان نیز در هنگامه رویارویی با سپاه دشمن در جنگ احزاب، صدق خدا و رسول او و تحقق وعده آنها را تصدیق کردند: ﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْأَحْزَابَ قَالُوا۟ هَـٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ...﴾[۱۰۲]؛ همچنین خداوند بر راستگویی پیامبر اکرم نسبت به نزول وحی تأکید دارد: ﴿وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ * وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰ﴾[۱۰۳]. بر اساس نقل مورخان، حتی مخالفان سرسخت پیامبر به صدق و راستی او در دعوتش باور داشتند، چنان که از ابوجهل پس از مصافحهاش با رسول خدا پرسیدند چرا با پیامبر مصافحه کردی؟ و او پاسخ داد که به خدا سوگند میدانم که او پیامبر و صادق است[۱۰۴]. بر پایه نقلی دیگر، ابوجهل به پیامبر گفت ما تو را تکذیب نمی کنیم، بلکه رهاورد تو را تکذیب میکنیم. آیه ۳۳ سوره انعام درباره این رخداد نازل شد[۱۰۵]؛ نیز نقل شده است که در روز جنگ بدر، اخنس بن شریق به ابوجهل گفت: اکنون که کسی سخن ما را نمیشنود، بگو محمد راستگوست یا دروغگو؟ ابوجهل گفت: به خدا سوگند او راست میگوید و هرگز دروغ نگفته است؛ ولی چنانچه ما او را تصدیق کنیم، باید از وی پیروی کنیم و ما هرگز از بنیعبدمناف پیروی نکردهایم؛ بدین سبب آیه ۳۳ سوره انعام درباره آنها نازل و یادآور شد که ما میدانیم گفتههای مشرکان تو را اندوهگین میکند و این سخنان در حقیقت تکذیب تو نیست، بلکه آنها آیات خدا را انکار میکنند: ﴿قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحْزُنُكَ ٱلَّذِى يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ يَجْحَدُونَ﴾[۱۰۶] [۱۰۷]. بر پایه نقلی دیگر، این آیه درباره حارث بن عامر بن نوفل بن عبد مناف نازل شد. وی در دیدار با کافران، رسول خدا را ساحر، شاعر و مجنون میخواند و هنگام تنهایی با خانواده خویش به صدق پیامبر اعتراف میکرد[۱۰۸].[۱۰۹]
همراهی با صادقان
در میان آموزههای دینی اهمیت صدق بهگونهای است که خداوند به مؤمنان فرمان میدهد تقوا پیشه کنند و با راستگویان باشند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِينَ﴾[۱۱۰]. فرمان به همراهی با صادقین بهگونه مطلق و بدون شرط نشان میدهد که مقصود از صدق در آن، محدود به معنای لغوی و خاص صدق نیست. خداوند به مؤمنان سفارش میکند تقوا پیشه کرده، از صادقان در گفتار و کردارشان پیروی کنند و این، بسی برتر از آن است که گفته شود شما نیز مانند صادقین به وصف صدق متصف باشید[۱۱۱]. بر اساس روایتی این آیه، درباره علی بن ابی طالب[۱۱۲] نازل شد و بر پایه نقلی دیگر از امام محمد باقر مقصود از صادقین در ﴿كُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِينَ﴾ امام علی و اصحاب اوست[۱۱۳]. رسول خدا در پاسخ به پرسش سلمان درباره معنای این آیه فرمود به همه مؤمنان فرمان داده شده تا با راستگویان باشند و مراد از «الصَّادِقِینَ» علی و جانشینان من پس از او تا روز قیامت است[۱۱۴]. بر پایه نقلی دیگر، مقصود آلمحمد[۱۱۵] و بر پایه روایتی مقصود از صادقین ائمه و تصدیق کنندگان وجوب اطاعت از ائمه است[۱۱۶] یا آنکه معنای آن عام است و مقصود از آن تصدیق کننده حق است[۱۱۷]؛ نیز بر اساس نقلی، آیه به معنای همراهی با انبیا و صدّیقان در بهشت است که با اعمال صالح در دنیا حاصل میشود[۱۱۸]؛ نیز گفته شده صادقین در این آیه کسانی هستند که خداوند در آیه ۲۳ سوره احزاب از آنان یاد کرده است: ﴿مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌۭ صَدَقُوا۟ مَا عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا۟ تَبْدِيلًۭا﴾[۱۱۹]. مقصود از ﴿مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ﴾ حمزة بن عبدالمطلب و جعفربن ابیطالب و مراد از ﴿مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ﴾ علی بن ابیطالب است[۱۲۰].[۱۲۱]
آثار و پیامدهای صدق
راستگویان به پاس صداقتشان در آخرت از پاداشهای الهی بهرهمند خواهند شد: ﴿قَالَ ٱللَّهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّـٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ﴾[۱۲۲] به گفته مفسران، مراد از ﴿يَوْمُ يَنفَعُ﴾ در این آیه، بیهیچ اختلافی روز قیامت است[۱۲۳]؛ نیز بر اساس آیه ۸ سوره احزاب در قیامت راستگویان از پاداش صدق خویش بهرهمند میشوند و کافران به عذابی سخت گرفتار خواهند شد: ﴿لِّيَسْـَٔلَ ٱلصَّـٰدِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَـٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا﴾[۱۲۴]. به فرموده امام صادق از انگیزه و هدف راستگویی انسانها پرسیده می شود و در برابر آن پاداش داده می شوند[۱۲۵]. درباره پرسش از صدق راستگویان همچنین گفته شده است مقصود از «صادقین» انبیاء، و مقصود از پرسش از صدق راستگویان در قیامت، پرسش از پیامبران است که امتهایشان چه کردند[۱۲۶]. قرآن کریم برخورداری راستگویان از پاداشهای آخرتی را برتر از سرمایههای مادی دنیا میداند[۱۲۷]؛ نیز در آیات ۲۳ - ۲۴ سوره احزاب تصریح میکند که خدا راستگویان (مؤمنانی که با خدا پیمان بسته و به آن وفا کردند) را به سبب راستی گفتارشان پاداش میدهد. بر اساس آیات قرآن، آثار و پیامدهای صدق در دنیا و آخرت عبارتاند از:
- اصلاح اعمال: صدق و راستی افزون بر آنکه خود نیکوست، زمینه ساز اصلاح دیگر اعمال آدمی نیز میشود. خداوند به مؤمنان فرمان میدهد تقوا پیشه کرده و سخن حق بگویند؛ زیرا تقوا و صدق در گفتار موجب اصلاح دیگر اعمال می شود: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَقُولُوا۟ قَوْلًۭا سَدِيدًۭا * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَـٰلَكُمْ﴾[۱۲۸]. مراد از «قول سدید» در این آیه سخن راست است[۱۲۹]؛ بدین معنا که خدا از مؤمنان میخواهد درباره پیامبر و مؤمنان سخن حق و راست بگویند[۱۳۰]. از دیگر معانی آن، سخنی است که ظاهر آن با باطنش یکی باشد[۱۳۱]. این آیه «اصلاح اعمال» را نتیجه «قول سدید» دانسته است؛ زیرا وقتی نفس آدمی به راستی و به گفتار سدید عادت کرد، دروغ و سخن لغو نمیگوید و در چنین شرایطی اعمال آدمی صالح میشوند[۱۳۲].
- آمرزش گناهان: از دیگر آثار صدق، برخورداری از آمرزش الهی است: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَقُولُوا۟ قَوْلًۭا سَدِيدًۭا *...وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ﴾[۱۳۳]. آیه ﴿إِنَّ ٱلْحَسَنَـٰتِ يُذْهِبْنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ﴾[۱۳۴] نیز مؤید همین مطلب است. بر پایه روایتی، رسول خدا هرگز بر منبر ننشست، جز اینکه آیه ۱۱۴ سوره هود را تلاوت کرد[۱۳۵].
- برخورداری از نعمت: خداوند در یادکرد از برخورداران از نعمتهای الهی، پس از پیامبران، از راستگویان یاد میکند: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا﴾[۱۳۶]. یادکرد نام «صدیقین» در ردیف نام پیامبران و شهدا بیانگر جایگاه آنان است. گرچه برای صدیقین در این آیه مصادیقی خاص، مانند علی[۱۳۷] و دیگران[۱۳۸] بیان شدهاند، معنای آیه عام و مراد از «صدیقین» در آن، اهل صدق در گفتار و عمل است[۱۳۹]. گفته شده از این رو خدا پس از یادکرد از انبیا، از راستگویان یاد کرده که آنان پس از پیامبران برترین مردماند[۱۴۰].
- خشنودی خدا: بهرهمندی از خشنودی خدا در قیامت از پاداشهایراستگویان موحّد در دنیاست[۱۴۱]: ﴿قَالَ ٱللَّهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّـٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّـٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ﴾[۱۴۲]. در این آیه خشنودی خدا نه تنها به صدق راستگویان[۱۴۳]، به خود آنان تعلق گرفته است و خشنودی خدا نشان میدهد که غرض از خلقتآنان حاصل شده است، چنانکه در آیه﴿وَمَا خَلَقْتُ ٱلْجِنَّ وَٱلْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[۱۴۴] غرض آفرینش انسان، عبودیت او بیان شده است[۱۴۵]. در آیات ۱۵ – ۱۷ سوره آلعمران نیز به خشنودی خدا از راستگویان تصریح شده است: ﴿لِلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَٰجٌۭ مُّطَهَّرَةٌۭ وَرِضْوَٰنٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ... * ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ... * ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ...﴾.
- خشنودی راستگویان از خدا: خداوند بندگان راستگوی خویش را در آخرت چنان از ثوابها و نعمتهای بهشتی بهرهمند میکند که آنها از خدا خشنود میشوند و این پاداش الهی همان سعادت و رستگاری بزرگ است: ﴿قَالَ ٱللَّهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّـٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّـٰتٌۭ...رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ﴾[۱۴۶]
- بهشت: بهشت جاویدان در قیامت بهره راستگویان است: ﴿قَالَ ٱللَّهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّـٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّـٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا﴾[۱۴۷] مردان و زنان راستگو در دنیا نیز اجر بزرگی دارند: ﴿...وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلصَّـٰدِقَـٰتِ... أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم... وَأَجْرًا عَظِيمًۭا﴾[۱۴۸]. برخی گفتهاند مراد از اجر عظیم، بهشت در آخرت است[۱۴۹]. در روایات، صدق نیکیای شناسانده شده است که انسان را به بهشت هدایت میکند[۱۵۰].
- آمرزش: مردان و زنان راستگو در قیامت از آمرزش الهی بهره مندخواهند شد: ﴿...وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلصَّـٰدِقَـٰتِ... أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةًۭ﴾[۱۵۱]. مراد از «صدق» در این آیه، نیّتها، اقوال و افعال[۱۵۲] و مطابقت آنها با واقع است[۱۵۳].
- برخورداری از همسران پاکیزه: از دیگر پاداشهای صدق در آخرت بهرهمند شدن راستگویان از همسران پاکیزه بهشتی است: ﴿وَأَزْوَٰجٌۭ مُّطَهَّرَةٌۭ... * ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ... * ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ...﴾[۱۵۴]؛ همسرانی که از همه صفات نکوهیده و عیب و نقصهای خلقت پیراستهاند و خُلق و خوی آنان با طبیعت انسان هماهنگ است[۱۵۵].[۱۵۶]
نشانههای صدق در ایمان
صدق مؤمنان راستین با نشانههایی شناخته میشود:
- ایمان به خدا و پیامبر(ص): در برابر ادّعای ایمان از سوی اعراب بادیهنشین، خداوند ایمان پیراسته از هرگونه شک و تردید به خدا و پیامبرش را از نشانه های صداقت مؤمنان بیان میکند: ﴿إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ﴾[۱۵۷]. مقصود این است که ایمان آنان مانند ایمان برخی اعراب تنها زبانی نیست[۱۵۸]؛ نیز در آیات ۱۷۷ سوره بقره و ۱۸ سوره آلعمران، صداقت و راستگویی مؤمنان، به ایمان آنان به خدا مشروط شده است.
- ایمان به آخرت: از دیگر نشانه های راستگویان، ایمان به آخرت است: ﴿...وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ... أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟﴾[۱۵۹].
- ایمان به انبیا: ایمان به تمامی انبیا، نشانه راستگویی در ادعای ایمان است: ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ...﴾[۱۶۰]؛ ﴿ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ﴾[۱۶۱]. آیه اخیر تعریضی بر باور یهود و نصاراست که هر یک بهگونهای به همه انبیا باور ندارد[۱۶۲].
- یاری رساندن به خدا و پیامبر(ص): از نشانههای راستگویی در ادعای ایمان، یاری رساندن به خدا و پیامبر است: ﴿لِلْفُقَرَآءِ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِمْ وَأَمْوَٰلِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًۭا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ﴾[۱۶۳].
- اخلاص در عمل: از نشانههای صداقت در ایمان، اخلاص در عمل است: ﴿لِلْفُقَرَآءِ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِمْ وَأَمْوَٰلِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًۭا...أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ﴾[۱۶۴] کسانی که هجرتشان برای خشنودی خدا بودهراستگویان واقعیاند[۱۶۵].
- جهاد با مال و جان: ایثار مال و جان و جهاد در راه خدا، همگام با ایمان ثابت، نشانه راستگویی مؤمنان در ادعای ایمان است: ﴿إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ﴾[۱۶۶]. یادکرد از جهاد پس از ایمان به خدا و پیامبر، برای تشویق مؤمنان به جهاد، و بیان برتری مؤمنان جهادگر بر دیگر مؤمنان است[۱۶۷] و نشان میدهد که ایمان تنها به گفتار نیست[۱۶۸]. بر پایه نقل مفسران، هنگام نزول این آیه، مدّعیان ایمان نزد رسول خدا رفتند و سوگند یاد کردند که در ایمان آوردنشان صداقت دارند[۱۶۹]. بر اساس آیه ۱۷۷ سوره بقره از نشانه های صداقت در ایمان، انفاق مال به خویشاوندان، یتیمان، بینوایان، در راهمانده، گدایان و در راه آزادی بردگان است: ﴿...وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ وَءَاتَى ٱلْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِى ٱلرِّقَابِ..﴾[۱۷۰].
- اقامه نماز و پرداخت زکات: بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات از نشانههای صداقت در ایمان است: ﴿وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ... وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ... أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟﴾[۱۷۱].
- پذیرش داوری پیامبر(ص): پذیرش داوری پیامبر اکرم در رفع خصومتها، نشان راستگویی در ادعای ایمان است: ﴿وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ... * إِذَا دُعُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا۟ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا...﴾[۱۷۲].
- وفا به عهد و پیمان: صداقت در وفا به عهدی که مؤمنان با خدا بسته و بر پایه آن برای شهادت در راه خدا آمادهاند، نشانه صدق در ایمان آنان است: ﴿مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌۭ صَدَقُوا۟ مَا عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا۟ تَبْدِيلًۭا﴾[۱۷۳]. به گفته مفسران، این آیه درباره کسانی فرود آمد که در جنگهایی چون بدر و اُحد شرکت داشتند، ولی شهید نشدند؛ مانند حمزه سید الشهدا[۱۷۴]؛ لیکن مفهوم آیه عام است و به این شأن نزول منحصر نمی شود و آیه ۱۷۷ سوره بقره گواه آن است: ﴿وَٱلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ... اُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟﴾[۱۷۵].
- شکر نعمت اسلام: منّت نگذاشتن برای قبول اسلام و شکرگزاری به درگاه خداوند، به سبب نعمت اسلام، از نشانههای راستگویی مؤمنان است: ﴿يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟ قُل لَّا تَمُنُّوا۟ عَلَىَّ إِسْلَـٰمَكُم بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَىٰكُمْ لِلْإِيمَـٰنِ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ﴾[۱۷۶].
- صبر: شکیبایی در بینوایی و تنگدستی و تحمل رنج به هنگام کارزار نیز از نشانههای راستگویی مؤمنان در ایمانشان است: ﴿وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ... وَٱلصَّـٰبِرِينَ فِى ٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلْبَأْسِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟﴾[۱۷۷].
- خشنودی خدا: کسب خشنودی خدا از دیگر نشانههای راستگویان است: ﴿لِلْفُقَرَآءِ ٱلْمُهَـٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِمْ وَأَمْوَٰلِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًۭا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّـٰدِقُونَ﴾[۱۷۸].
- در خواست آمرزش و نجات از دوزخ: از نشانههای صادقان، درخواست آمرزش از خدا: ﴿ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ * وَٱلصَّـٰدِقِينَ﴾[۱۷۹] و درخواست رهایی از آتش دوزخ است: ﴿ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا... عَذَابَ ٱلنَّارِ * وَٱلصَّـٰدِقِينَ﴾[۱۸۰].[۱۸۱]
منابع
پانویس
- ↑ تهذیب اللغه، ج ۸، ص۲۷۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۵، «صدق».
- ↑ تهذیب اللغه، ج ۸، ص۲۷۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۶.
- ↑ العین، ج ۵، ص۵۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۳، «صدق».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹؛ العین، ج ۵، ص۵۶، «صدق»؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۱۴.
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹.
- ↑ اقرب الموارد، ج ۳، ص۱۸۹، «صدق».
- ↑ التحقیق، ج ۶، ص۲۱۴- ۲۱۷، «صدق».
- ↑ مصباح الهدایه، ص۳۴۴.
- ↑ نک: مفردات، ص۴۷۸، «صدق».
- ↑ مفردات، ص۴۷۸.
- ↑ مفردات، ص۴۷۸.
- ↑ الکلیات، ص۵۵۶؛ شرح اسماء الحسنى، ص۱۷۵-۱۷۶، «صدق».
- ↑ شرح باب حادی عشر، ص۱۲۶-۱۲۷؛ شرح المصطلحات الکلامیه، ص۱۸۴ - ۱۸۵.
- ↑ تفسیر صدر المتألهین، ج ۲، ص۱۴۲ - ۱۴۵.
- ↑ شرح المصطلحات الفلسفیه، ص۱۷۳.
- ↑ الفتوحات المكیه، ج ۱۲، ص۴۲۸ - ۴۲۹.
- ↑ المحجة البیضاء، ج ۸، ص۱۴۱-۱۴۵؛ کیمیای سعادت، ج ۲، ص۴۷۷.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۶۷.
- ↑ مقامات القلب، ص۲۹۸.
- ↑ المحجة البیضاء، ج ۸، ص۱۴۵؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۲۵۶-۲۵۸.
- ↑ مصباح الشریعه، ص۳۵.
- ↑ مفردات، ص۴۷۹؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۱۵؛ قاموس قرآن، ج ۴، ص۱۱۶، «صدق».
- ↑ مفردات، ص۴۷۸ - ۴۷۹؛ مجمع البحرین، ج ۵، ص۱۹۹، «صدق».
- ↑ ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا﴾«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۴۱.
- ↑ ﴿وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا﴾«و در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۵۶.
- ↑ ﴿يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍۢ سِمَانٍۢ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌۭ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍۢ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍۢ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ﴾«یوسف، ای (یار) راستگو! درباره (خواب دیدن) هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را میخورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک دیگر نظرت را به ما بگو باشد که من نزد مردم برگردم شاید که (به تعبیر آن) دانا گردند» سوره یوسف، آیه ۴۶.
- ↑ ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَحِيمِ﴾«و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند» سوره حدید، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ كَانَا يَأْكُلَانِ ٱلطَّعَامَ ٱنظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ ثُمَّ ٱنظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴾«مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا میخوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن میداریم سپس بنگر به کجا باز گردانده میشوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.
- ↑ ﴿إِنَّمَا ٱلصَّدَقَـٰتُ لِلْفُقَرَآءِ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَٱلْعَـٰمِلِينَ عَلَيْهَا وَٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَٱلْغَـٰرِمِينَ وَفِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ فَرِيضَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ﴾«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰. * ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ مفردات، ص۴۸۱.
- ↑ اقرب الموارد، ج ۳، ص۱۹۰، «صدق».
- ↑ ﴿وَءَاتُوا۟ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَـٰتِهِنَّ نِحْلَةًۭ فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَىْءٍۢ مِّنْهُ نَفْسًۭا فَكُلُوهُ هَنِيٓـًۭٔا مَّرِيٓـًۭٔا﴾«و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نسا، آیه ۴.
- ↑ الکلیات، ص۵۵۶.
- ↑ تفسیر لاهیجی، ج ۱، ص۷۷۷.
- ↑ مجمع البحرین، ج ۳، ص۶۶.
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ص۱۹۳.
- ↑ الوجوه و النظائر، ص۴۶۰ - ۴۶۱.
- ↑ وجوه القرآن، ص۱۸۷.
- ↑ ﴿وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ ٱلْحَقُّ وَلَهُ ٱلْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ عَـٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَـٰدَةِ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُ﴾«و اوست آن کس که آسمانها و زمین را به درستی آفرید و روزی که فرماید: باش! بیدرنگ خواهد بود، گفتار او راستین است و روزی که در «صور» دمند فرمانفرمایی از آن اوست؛ دانای نهان و آشکار است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه ۷۳.
- ↑ «آگاه باشید که به راستی هرچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است؛ آگاه باشید که بیگمان وعده خداوند راستین است امّا بیشتر آنان نمیدانند» سوره یونس، آیه ۵۵.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۶۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۴۷۳.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۶-۱۷.
- ↑ روض الجنان، ج ۴، ص۲۱۷؛ روح المعانی، ج ۲، ص۹۹.
- ↑ المیزان، ج ۳، ص۱۱۲.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۷-۸.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۲۷۹.
- ↑ كشف الأسرار، ج ۸، ص۹.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۰۲.
- ↑ «آیا مردم پنداشتهاند همان بگویند ایمان آوردهایم وانهاده میشوند و آنان را نمیآزمایند؟ * و بیگمان پیشینیان آنان را (نیز) آزمودهایم، و همانا خداوند راستگویان را خوب میشناسد و دروغگویان را (نیز) نیک میشناسد» سوره عنکبوت، آیه ۲-۳.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۷-۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۴؛ زاد المسیر، ج ۱، ص۳۰۴.
- ↑ «همه خوردنیها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره عمران، آیه ۹۳.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۶۹.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و سخنی استوار بگویید» سوره احزاب، آیه ۷۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۵۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۳.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ نور الثقلین، ج ۲، ص۲۸۰.
- ↑ «و برای من در میان آیندگان، نامی نیکو بر جای بگذار» سوره شعرا، آیه ۸۴.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۶.
- ↑ «و بگو: پروردگارا مرا با درآوردنی درست (به هر کار) در آور و با بیرون بردنی درست (از هر کار) بیرون بر و از نزد خویش برای من برهانی یاریگر بگمار!» سوره اسرا، آیه ۸۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۳، ص۱۷۶.
- ↑ «و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود * پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم * و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم» سوره مریم، آیه ۴۱ و ۴۹-۵۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۶۲.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۰.
- ↑ شرح باب حادی عشر، ص۱۸.
- ↑ كفایة الموحدین، ج ۱، ص۳۳۴؛ الالهیات، ص۲۲۱ - ۲۲۳.
- ↑ «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.
- ↑ «خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نسا، آیه ۸۷.
- ↑ ﴿وَإِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَـٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورًۭا﴾«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.
- ↑ ﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْأَحْزَابَ قَالُوا۟ هَـٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّآ إِيمَـٰنًۭا وَتَسْلِيمًۭا﴾«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
- ↑ حق الیقین، ص۵۷.
- ↑ الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى، ص۴۱۷، ۴۵۶-۴۵۷.
- ↑ «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
- ↑ «و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
- ↑ «میگویند: وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاههامان برانگیخت؟ این همان است که (خداوند) بخشنده وعده کرده است و پیامبران درست گفتهاند» سوره یس، آیه ۵۲.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۱.
- ↑ «و آنان که راستی آورند و آن را باور دارند پرهیزگارند» سوره زمر، آیه ۳۳.
- ↑ التبیان، ج ۹، ص۲۶.
- ↑ کسی که آورنده صدق است.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۷۷۷.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۱۵.
- ↑ نمونه، ج ۵، ص۴۱۱.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۲.
- ↑ «و در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۵۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۵۵۰؛ روحالمعانى، ج ۸، ص۴۱۳.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۱۱۷.
- ↑ «و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۴۱.
- ↑ البحر المحیط، ج ۷، ص۲۶۸.
- ↑ ﴿فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِيًّۭا * وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا﴾«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم * و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم» سوره مریم، آیه ۴۹-۵۰.
- ↑ «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درستپیمان و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.
- ↑ «و برای آنان داستان ابراهیم را بخوان! * و برای من در میان آیندگان، نامی نیکو بر جای بگذار» سوره شعرا، آیه ۶۹و۸۴.
- ↑ «و در میان آیندگان از وی (نامی نیکو) بر جای نهادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۳۷.
- ↑ التبیان، ج ۸، ص۳۴.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۷، ص۳۰۴.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۹، ص۱۵۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۵۴۲.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۱۰۴؛ مرآة العقول، ج ۸، ص۱۸۰.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۲.
- ↑ «و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
- ↑ «سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۱-۴.
- ↑ الصافی، ج ۲، ص۱۱۶.
- ↑ تفسیر ابن أبی حاتم، ج ۴، ص۱۲۸۲؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۹.
- ↑ «ما خوب میدانیم که آنچه میگویند تو را اندوهناک میگرداند؛ (امّا) به راستی آنان تو را دروغزن نمیشمارند بلکه این ستمگران آیات خداوند را انکار میکنند» سوره انعام، آیه ۳۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۵۵.
- ↑ كشف الأسرار، ج ۳، ص۳۳۹.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۴.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۴۰۲.
- ↑ تفسیر فرات کوفی، ص۱۷۴؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۲۹۰.
- ↑ تفسیر فرات کوفی، ص۱۷۳؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ نور الثقلین، ج ۲، ص۲۸۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ الصافی، ج ۲، ص۳۸۸.
- ↑ نور الثقلین، ج ۲، ص۲۸۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۲۲.
- ↑ «از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.
- ↑ التبیان، ج ۵، ص۳۱۸.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۴.
- ↑ سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۴۶۸.
- ↑ «تا (به فرجام، خداوند) از راستی راستگویان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۵۳۱؛ جوامع الجامع، ج ۳، ص۳۰۲.
- ↑ روح المعانى، ج ۱۱، ص۱۵۳ -۱۵۴.
- ↑ ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ﴾«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره عمران، آیه ۱۴.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۷۰-۷۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۵۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۳.
- ↑ جامعالبیان، ج ۲۲، ص۳۸.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۵۳؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۴۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۳۴۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۷۰-۷۱.
- ↑ سوره هود، آیه ۱۱۴.
- ↑ الدر المنثور، ج ۵، ص۲۲۴.
- ↑ «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.
- ↑ البرهان، ج ۲، ص۱۲۵.
- ↑ الكشاف، ج ۱، ص۵۳۰.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۱، ص۲۶۸.
- ↑ كشف الأسرار، ج ۲، ص۵۷۳.
- ↑ تفسیر ابن كثیر، ج ۳، ص۲۱۱؛ البحر المدید، ج ۲، ص۹۴.
- ↑ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ زاد المسیر، ج ۱، ص۶۰۶؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۴۲۳.
- ↑ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ تفسیر ابن أبی حاتم، ج ۱۰، ص۳۳۱۳؛ المیزان، ج ۶، ص۲۵۲.
- ↑ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۳۵.
- ↑ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۶۱؛ تفسیر ابن كثیر، ج ۶، ص۳۷۵.
- ↑ صحیح مسلم، ج ۸، ص۲۹؛ کنزالعمّال، ج ۳، ص۳۴۵.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۳۵.
- ↑ البحر المدید، ج ۴، ص۴۳۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۳۱۴.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۵-۱۷.
- ↑ مواهب الرحمان، ج ۵، ص۱۱۷.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۵.
- ↑ «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
- ↑ تفسیر ابن كثیر، ج ۷، ص۳۶۴.
- ↑ «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ «و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند» سوره حدید، آیه ۱۹.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۵۸.
- ↑ «(بخشی از این غنیمتها) برای مستمندان مهاجری است که از خانهها و داراییهای خود، رانده شدهاند در حالی که بخشش و خشنودییی از خداوند را میجویند و خداوند و پیامبرش را یاری میکنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.
- ↑ «(بخشی از این غنیمتها) برای مستمندان مهاجری است که از خانهها و داراییهای خود، رانده شدهاند در حالی که بخشش و خشنودییی از خداوند را میجویند و خداوند و پیامبرش را یاری میکنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.
- ↑ تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۴۳۴.
- ↑ «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص۲۲۳.
- ↑ تفسیر ابن كثیر، ج ۷، ص۳۶۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰۸؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۳، ص۲۳۱.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ سوره نور، آیه ۴۷ و ۵۱.
- ↑ «از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۱، ص۹۲- ۹۳؛ التبیان، ج ۸، ص۳۲۹.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ «بر تو منّت مینهند که اسلام آوردهاند؛ بگو: برای اسلامتان بر من منّت ننهید، بلکه این خداوند است که بر شما منّت مینهد که شما را به ایمان رهنمون شده است، اگر راست میگویید» سوره حجرات، آیه ۱۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ «(بخشی از این غنیمتها) برای مستمندان مهاجری است که از خانهها و داراییهای خود، رانده شدهاند در حالی که بخشش و خشنودییی از خداوند را میجویند و خداوند و پیامبرش را یاری میکنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.
- ↑ «آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره عمران، آیه ۱۶-۱۷.
- ↑ «آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!» سوره عمران، آیه ۱۶.
- ↑ خراسانی، لطفالله، مقاله «صدق»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷، ص ۱۷۷.