خوشخلقی در خانواده
مقدمه
سیره پیامبر اکرم (ص) میآموزد که مرد و زن، زندگی مشترک را با رفتاری نیکو طی کنند و از بودن باهم و زیستن در کنار هم لذت ببرند و یکدیگر را کامل نمایند و به سوی اهداف زندگیشان سلوک کنند؛ قرآن کریم نیز به مردان فرمان میدهد در هر حال با همسرانشان نیکرفتاری داشته باشند و ناملایمات زندگی آنان را به رفتاری دیگر نکشاند و حتی اگر زندگی مشترک به بنبست رسید و به هیچ وجه ادامه آن ممکن نگردید و کار به جدایی کشید، آنجا نیز با نیکرفتاری جدایی صورت پذیرد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا * فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ﴾[۱]، ﴿الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ﴾[۲].
قرآن کریم میآموزد که چون انسان همسر میگزیند، به نیکرفتاری هم متعهد میگردد؛ تشکیل خانواده و نیکرفتاری با همسر لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانکه عبد الرحمن بن اعین[۳] از امام صادق (ع) روایت کرده است که حضرت فرمود: «إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فَلْيَقُلْ أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ ﴿فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ﴾[۴]»[۵].
نیکرفتاری با همسر پیمانی است در ذات زندگی مشترک و چون کسی پذیرای پیوند مشترک شود، به رفتار نیک نیز متعهد میگردد و حق نقض این پیمان الهی را ندارد. تربیتشدگان مدرسه نبوی مکرر این پیمان را یادآور شدهاند تا مبادا از این پیمان غفلت شود. سخن نقل شده از حضرت رضا (ع) بیانگر این حقیقت است: «لَمَّا تَزَوَّجَ أَبُوجَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا (ع) ابْنَةَ الْمَأْمُونِ خَطَبَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ... زَوَّجَنِي ابْنَتَهُ عَلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُسْلِمَاتِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِمْسَاكٍ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٍ بِإِحْسَانٍ»[۶].
در آموزههای پیشوایان دین نیکرفتاری با خانواده چنان والامرتبه است که آثار و نتایج آن تنها به سامان دادن زندگی خانوادگی محدود نمیشود، بلکه آثار و نتایج روحی و روانی آن بر خود شخص و نیز در نظام تکوین درخور توجه است. حدیث امام صادق (ع) از این جمله است: «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ»[۷].[۸]
راه و رسم نبوی
رسول خدا (ص) به تمام معنا در زندگی خانوادگی نیکرفتار بود و خود میفرمود: «[أَلَا] خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي»[۹].
پیامبر نسبت به خانواده، بهترین رفتار را داشت، چنانکه خود اظهار میداشت: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي»[۱۰].
رسول خدا (ص) گذشته از آنکه با رفتار خود نسبت به همسرانش نیکرفتاری در خانواده را به پیروان خود میآموخت، با آموزههای مکرر خود تلاش میکرد تا رسوبات فرهنگ جاهلی و روابط و مناسبات خانوادگی برخاسته از آن را از ذهن و روح و روابط مسلمانان بشوید و آنان را با نیکرفتاری در خانواده آشنا سازد و تربیت نماید. آن حضرت به پیروان خود میفرمود: «فَإِنَّ خِيَارَكُمْ خِيَارُكُمْ لِأَهْلِهِ»[۱۱].
در اندیشه نبوی و در راه و رسم نیکوی آن پیامآور الهی، رفتار خانوادگی ترازویی دقیق در شناخت آدمی و میزانی روشن برای سنجش ارزشهای انسانی است. هرچه آدمی در مراتب انسانی و ایمانی بالاتر رود، خلق و خویش نیکوتر شود و به آن پیامآور زیباییها و نیکیها شبیهتر گردد؛ و همینگونه است نیکرفتاری خانوادگی، چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: «إِنَّ أَكْمَلَ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً، وَ خِيَارُكُمْ خِيَارُكُمْ لِنِسَائِهِمْ»[۱۲].
و نیز روایت شده است که آن حضرت فرمود: «إِنَّ أَكْمَلَ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ»[۱۳].
پیامبر اکرم (ص) در موارد متعدد به نیکرفتاری خانوادگی سفارش فرمود و تأکید ورزید. در حج بدرود در خطبه مهم و اساسی خود چنین فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِنِسَائِكُمْ عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيْهِنَّ حَقّاً... أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكِتَابِ اللَّهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ فِي النِّسَاءِ وَ اسْتَوْصُوا بِهِنَّ خَيْراً»[۱۴].
رسول خدا (ص) برای آنکه نیکرفتاری براساس بنیادی حقیقی جلوه یابد، پیروان خود را آگاه ساخت که تشکیل خانواده تعهد سپردن به خدای حاضر ناظر قاهر است و زن نزد مرد چون امانتی الهی است که لازم است حرمت او را پاس بدارد و او را چون امانتی گرانقدر احترام نماید و جز به نیکرفتاری با او رفتاری ننماید. روایت شده است که رسول خدا (ص) در جمع مسلمانان به پا خاست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يُوصِيكُمْ بِالنِّسَاءِ خَيْرًا إِنَّ اللَّهَ يُوصِيكُمْ بِالنِّسَاءِ خَيْرًا، إِنَّ اللَّهَ يُوصِيكُمْ بِالنِّسَاءِ خَيْرًا، فَإِنَّهُنَّ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَ عَمَّاتِکُمْ وَخَالَاتُكُمْ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَمَا یَعْلُو يَدَیْهَا الْخَيْطَ فَمَا يَرْغَبُ وَاحِدٌ مِنْهُمَا عَنْ صَاحِبِهِ حتَّى يَمُوتَا هَرَماً»[۱۵].
این شیوه بیان برای تأکید در رفتار نیک با همسر است، و مثال آوردن زن و شوهری از اهل کتاب و حفظ پیوند زناشویی در سختترین شرایط به گونهای که از شدت تنگدستی حتی به اندازه نخی دارایی ندارند و باهم به نیکویی زندگی میکنند، برای شدت مبالغه در نیکرفتاری در زندگی زناشویی تا هنگام مرگ است[۱۶].
رسول خدا (ص) در موارد متعدد پیروان خود را به رفتاری نیک با همسر خود و زندگی به دور از بدرفتاری فراخوانده و بر آن تأکید کرده است: «اسْتَوْصُوا بِالنِّسَاءِ خَيْراً»[۱۷].
اوصیای پیامبر نیز به تمام معنا در زندگی خانوادگی جلوه نیکرفتاری بودند و بدین امر سفارش مینمودند. امیر مؤمنان علی (ع) میفرمود: «أُوصِيكُمْ بِنِسَائِكُمْ»[۱۸].
امیر مؤمنان علی (ع) والاترین نمونه تربیتیافته مدرسه نبوی، در تمام دوران زندگی خانوادگیاش نیکوترین رفتار را با همسر جلوه بخشید و بدین راه و رسم تأکید مینمود. ابومخنف[۱۹] از عبدالرحمن بن جندب[۲۰] از پدرش روایت کرده است که علی (ع) در روز عید قربان خطبه خواند و پس از تکبیر مطالبی مهم فرمود و در آن خطبه یادآور شد: «وَ أَحْسِنُوا إِلَى نِسَائِكُمْ»[۲۱].
نیکرفتاری با همسر در راه و رسم پیشوایان دین دو وجه دارد. وجه نخست تعهدات الهی در نیکرفتاری با همسر است که این وجه ملازم تشکیل خانواده است و هر که به پیمان همسری متعهد میشود، به حرمت بانی و احترامگذاری نیز متعهد میگردد. به عنوان نمونه از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (ع) كَانَ يَتَزَوَّجُ... عَلَى أَنْ يَقُولَ... قَدْ زَوَّجْنَاكَ عَلَى شَرْطِ اللَّهِ»[۲۲].
وجه دوم آن اموری است که زن و مرد به عنوان اموری نیک در رفتار خانوادگی با یکدیگر قرار میگذارند و میپذیرند که با یکدیگر چنین رفتار نمایند، که این امور تابع روحیات و سلایق و فرهنگ و عادات است و تا آنجا که حریمی انسانی آسیب نبیند و مرزی از مرزهای دینی نشکند، این امور نیز در دایره نیکرفتاری اموری متعهدانه است. از امام صادق (ع) از پدر گرامیاش روایت کرده است که امیر مؤمنان علی (ع) میفرمود: «مَنْ شَرَطَ لِامْرَأَتِهِ شَرْطاً فَلْيَفِ لَهَا بِهِ فَإِنَّ الْمُسْلِمِينَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ إِلَّا شَرْطاً حَرَّمَ حَلَالًا أَوْ أَحَلَّ حَرَاماً»[۲۳].
اگر نیکرفتاری در این دو وجه پاس داشته شود، زندگی خانوادگی از آرامش و آسایش لازم، و راحت و برکت مطلوب بهرهمند میگردد، و رحمت الهی بر آن سایه میاندازد. امام صادق (ع) در این جهت فرموده است: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ»[۲۴].
نیکرفتاری رابطهای دوسویه و دوطرفه است، و تمام جلوههای رفتاری اعم از گفتار و کردار، و نشست و برخاست، و نگاه و احساس و... را دربر میگیرد، و هریک از زن و مرد در پرتو نیکرفتاری، به نیکرفتاری متقابل میدان میدهد و آن را پربار میسازد. اگر مرد انتظار نیکرفتاری از زن را دارد، جز در پرتو نیکرفتاری بدان دست نمییابد، چنانکه امام علی (ع) فرموده است: «وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَ الْفِعَالَ»[۲۵].
اهمیت نیکرفتاری در مدرسه نبوی تا بدان پایه است که در آموزههای پیامبر اکرم (ص) و اوصیای آن حضرت تعابیری سخت تهدیدکننده نسبت به نقص نیکرفتاری با همسر و فرزندان آمده است، چنانکه از امام کاظم (ع) روایت شده است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَيْسَ يَغْضَبُ لِشَيْءٍ كَغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ»[۲۶].
با اصل قرار گرفتن نیکرفتاری در زندگی خانوادگی است که رضایت الهی حاصل میشود و برکات حاصل از آن، مرد و زن را دربر میگیرد[۲۷].
پرسش مستقیم
خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر
چگونگی شکلگیری و استمرار یک زندگی ایدئال و سالم، بر پایه رفتار دوسویه زن و شوهر استوار است. اگر آنان ارتباطی مطلوب و رفتاری خوب و پسندیده با یکدیگر داشته باشند از همان آغاز خانوادهای سالم شکل میگیرد و تا زمانی که این رویه ادامه یابد خانواده نیز به سبک و سیاق پسندیده استمرار خواهد یافت. بنابراین اخلاق خوب و حسن سلوک و خوشرفتاری، هم در پیریزی و هم در استمرار درست خانواده و زندگی مشترک دخیل است. اکنون مباحثی را در زمینه این ویژگی خوب و پسندیده همسران مطرح خواهیم کرد. در آغاز به اهمیت و جایگاه خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر و سپس به آثار و برکات آن اشاره خواهیم کرد. آنگاه برخی از مصادیق و شیوههای خوشرفتاری همسران را برمیشماریم.
اهمیت و جایگاه خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر
خوشاخلاقی از فضایل و کمالات انسانی است. گرچه انسان با مایهای از خلقوخویی ویژه از مادر زاده میشود و برخی ویژگیهای والدین را همراه خود دارد به باور بسیاری از صاحبنظران اخلاق و تعلیم و تربیت انسان در هر حال استعداد تغییر تحول و رشد و تکامل را داراست[۲۸]. البته مقدار و چگونگی این تحولات در افراد به سبب تفاوتهای فردی بسیار متفاوت و متنوع است. بنابراین، همه کوشش انسان، باید از سویی به تقویت یا ایجاد ویژگیهای خوب و رفتارهای پسندیده موجود و تضعیف و قلع و قمع ویژگیها و رفتارهای ناپسند معطوف باشد. از سوی دیگر باید بکوشد ویژگیهای خوب را در عمل به کار گیرد و با دیگران رفتاری پسندیده و مطلوب داشته باشد تا از این راه خصال نیک در وی راسخ شود و به صورت ملکات اخلاقی درآید. اما به راستی «خوشخلقی» به چه معناست؟ اگرچه در نگاه نخست خوشاخلاقی به نوعی پایه و اساس خوشرفتاری و حسن سلوک است، در عمل و اغلب با قدری با مسامحه، خوشاخلاقی را همان حسن سلوک و خوشرفتاری میدانند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش را از سخن زیبایی که به پیامبر اسلام(ص) منسوب است، بتوان برداشت کرد. آمده است که حضرت درباره تفسیر حسن خلق فرمودهاند: «معنا و تفسیر خوشخلقی این است که اگر دنیا به انسان روی کرد راضی و خشنود باشد و اگر دنیا به او روی نکرد خشمگین و ناراحت نشود»[۲۹].
به بیان حکیمانه حضرت وقتی انسان در اثر یافتن برخی صفات و کمالات انسانی به درجاتی از رضا و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی برسد، دیدگاهی درست درباره خود، دنیا، سرنوشت و دیگر امور مییابد و در قبال آنچه به وی روی میکند، رفتاری درست و به دور از کژی و انحراف خواهد داشت. خوشاخلاقی و خوشرفتاری یکی از بهترین موضوعهای مباحث اخلاقی و تربیتی است که در آیههای شریف قرآن و سخنان اهلبیت جایگاهی بس عظیم و آثار و برکاتی بسیار دارد[۳۰]. البته، پرداختن به بحث خوشخلقی و بیان جایگاه و آثار و برکات آن از حوصله این نوشتار خارج است. به همین سبب، تنها به مواردی محدود از سخنان رسول خدا و اهلبیت(ع) در این باره به ویژه در جهت خوشاخلاقی با همسر و دیگر اعضای خانواده اشاره میکنیم:
- امام زینالعابدین(ع) از قول جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) چنین فرمودهاند: «روز قیامت چیزی باارزشتر و سنگینتر از خوشاخلاقی در ترازوی اعمال بندگان قرار نمیگیرد»[۳۱]. خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران که البته در اجتماع انسانی و برخورد و ارتباط با دیگران نمود مییابد، بزرگترین سرمایه انسانی و کالایی بس گرانبها و ارزشمند است. این متاع ارزشمند از دیدگاه مربیان بشریت، یعنی پیامبران الهی نیز مخفی نمانده است آن بزرگواران پیش از هرکس خود بدان زیبنده بودند و از آن به منزله بهترین زمینه و تأثیرگذارترین ابزار برای مقاصد الهی و انسانی خویش و تربیت نفوس انسانی بهره میبردند ایشان پیروان خویش را به اخلاق و رفتار خوب و پسندیده دعوت و تشویق و تحریص میفرمودند.
- حضرت امیرالمؤمنین(ع) از زبان پیامبر اسلام(ص) درباره خوشخلقی چنین نقل میکنند: «روز قیامت جایگاه کسانی از شما به من نزدیکتر خواهد بود که از دیگران خوشاخلاقتر باشد و با خانوادهاش بهترین رفتار را داشته باشد»[۳۲].
- همچنین نقل شده است که رسول خدا(ص) بهترین ایمان را تنها از آنِ انسانهای خوشاخلاق میدانند. امیرمؤمنان(ع) از زبان رسول گرامی اسلام(ص) فرمودهاند: «بهترین شما از نظر ایمان کسانیاند که بهترین اخلاق را داشته و با خانوادهشان از همه مهربانتر باشند و من از همه شما با خانوادهام مهربانترم»[۳۳]. مقامات و درجاتی که در این سخنان حکیمانه آمده است، نشان اهمیت خوشخلقی و خوشرفتاری و آثار و برکاتی است که برای زندگی فردی و همچنین زندگی اجتماعی انسان و جامعه انسانی در پی دارد. البته آثار مثبت خوشاخلاقی و خوشرفتاری در خانواده در قیاس با دیگر نهادهای اجتماعی، به مراتب بیشتر، عمیقتر و مهمتر است؛ چراکه استحکام و دوام جامعه انسانی به استحکام پایههای آن است و خانواده اصلیترین و اساسیترین پایه جامعه انسانی است استحکام خانواده نیز به شدت به اخلاق خوش و رفتار پسندیدهای وابسته است که میان زن و شوهر و در نتیجه، همه اعضای خانواده حاکم خواهد بود. موفقیت و رستگاری یک خانواده به نوع برخوردی بسته است که یک مرد با همسرش یا زن با شوهرش دارد. مطالعهای ساده درباره زندگی خانوادهها از قدیم تاکنون روشن خواهد ساخت که در اثر خوشرفتاری دوسویه زن و شوهر در خانواده، برکات بیشماری از آنها برجای مانده است. در برابر، رفتارهای ناپسند و زننده همسران با هم آثار و پیامدهایی سوء را به یادگار گذاشته است.
- اهمیت این مسئله زمانی آشکارتر میشود که ببینیم رسول گرامی اسلام(ص) در روایت یادشده، خوشخلقی با خانواده را بهترین نوع ایمان به خداوند دانستهاند و کسانی را که چنین ویژگیها و رفتارهای نیکی داشته باشند، همنشین خویش در قیامت معرفی کردهاند. ایشان ادب و تواضع زن را در برابر شوهر دارای چنان آثار و برکات فوقالعادهای میدانند که فرمودهاند: «اگر سجده انسان برای انسان جایز بود، حتما امر میکردم زن بر شوهرش سجده کند»[۳۴]. البته خوشرفتاری مصداق روشن ادب است.
- بارها در روایتها از رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده است که جهاد زنان، خوب همسرداری آنهاست. اصبغ بن نباته از حضرت امیرالمؤمنین(ع) چنین نقل کرده است: خداوند تعالی جهاد را بر مرد و زن واجب کرده است. البته جهاد مردان هزینه کردن دارایی خود در راه خدا و همچنین فدا کردن جان خویش در راه اوست. اما جهاد زنان عبارت است از صبر و تحمل در برابر اذیت و آزاری است که از شوهر میبینند و خودداری از حسادت ورزیدن به دیگران؛ و بنابر نقلی دیگر جهاد زنان عبارت است از خوب شوهرداری[۳۵]. از مصادیق روشن تحمل و بردباری و نیز خوب شوهرداری، خوشرفتاری زن با شوهر است. در این صورت است که ارزش کار آن زن با جهاد در راه خدا برابر خواهد بود؛ به ویژه اگر زن شوهری بداخلاق و بدرفتار داشته باشد. تحمل چنین شوهری و خوشرفتاری با وی خود بالاترین جهاد و مبارزه خواهد بود. آری چنین همسران باارزشی به بیان پیامبر گرامی اسلام(ص) کارگزاران خداوندند و خداوند نصف اجر و پاداش شهدا را به آنان خواهد بخشید[۳۶].
- خوشخلقی و خوشرفتاری، یکی از معیارها و ملاکهای مهم و ضروری برای انتخاب همسر است. پیش از این[۳۷]، از سخنان و سیره مبارک رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بهره بردیم که توصیه فرمودند: «اگر خواستگار فرزندان شما افراد بداخلاقاند، با آنان وصلت نکنید»[۳۸]. این توصیهها و هشدارها از اهمیت فوقالعاده موضوع خوشاخلاقی و خوشرفتاری در ارتباطهای خانوادگی نشان دارد.
- امام جعفر صادق(ع) درباره اهمیت خوشاخلاقی با همسر فرمودهاند: «خدای مشمول رحمت خویش فرماید، مردی را که در برخورد با همسرش رفتاری نیکو داشته باشد»[۳۹].
- حسن ختام این بخش از بحث ما، کلام وحی است. خداوند در قرآن کریم به مؤمنان توصیه میکند با همسرانتان رفتاری خوب و نیکو همراه با انصاف و عدل داشته باشید:... با همسران خویش در زندگی باانصاف و خوشرفتار باشید و اگر شما را از آنان خوش نیامد و دلپسند شما نبودند، چهبسا چیزهایی که شما خوش نمیدارید و خدا در آن مصلحت فراوان برای شما مقرر فرموده است[۴۰]. همچنین به سبب اهمیت بسیار مسئله خوشرفتاری با همسر و تأثیر فراوان آن بر زندگی و آتیه اعضای خانواده، قرآن کریم توصیه میکند با همسران حتی در بدترین وضعیت، مانند طلاق و جدایی، ارتباطی آمیخته با مهر و محبت و خوشاخلاقی داشته باشید[۴۱].[۴۲].
آثار و برکات خوشرفتاری با همسر
گستره برکات خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر فراوان است؛ به گونهای که از تعیین حد و حصر آن معذوریم. آثار خوشخلقی نهتنها در همسران و زندگی کنونی آنان نمود و بروز دارد، بلکه این آثار خود را در نسلهای بعدی چون پدران، مادران، فرزندان، دوستان، استادان، شاگردان، همکاران، بلکه در همه جامعه اطراف انسان نشان خواهد داد. بررسی اینهمه، برای ما امکانپذیر نیست. ناچار از آن میگذریم و تنها به این بسنده میکنیم که با دیدی دیگر، برخی از این آثار به زندگی دنیایی و بعضی دیگر با زندگی اخروی همسران مربوط خواهد بود که به اختصار، قدری به این بحث خواهیم پرداخت.
آثار دنیایی
از مهمترین عوامل مؤثر در جهتدهی مثبت به زندگی زناشویی و ارتباط همسران خوشاخلاقی و خوشرفتاری آنان با یکدیگر است. اگر روابط زن و مرد خوب و پسندیده باشد، فضای حاکم بر خانواده فضایی همراه با آرامش خواهد بود و آثار و برکات بسیاری را برای همه اعضای خانواده در پی خواهد داشت؛ آثار و برکاتی چون:
۱. زندگی شیرین: به جرئت میتوان ادعا کرد که اغلب ناراحتیها، نگرانیها، درگیریها و مشکلات خانوادگی، محصول کجخلقیها و بدرفتاریهای دوسویه زن و شوهر است. نتیجه چنین اوضاع نامساعدی جز تلخکامی و ناکامی در زندگی برای همه اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر نخواهد بود. اما میوه پربار اخلاق نیک و رفتار خوب و پسندیده آن دو شیرینی و نشاط در زندگی است. آنان در سایه چنین ارتباط آمیخته با مهربانی و خوشاخلاقی و خوشرفتاری با یکدیگر برای خود و فرزندانشان فضایی آکنده از انس و الفت را به ارمغان خواهند آورد.
۲. دلبستگی به زندگی زناشویی: یک زندگی شیرین، با دلبستگی و دلدادگی دو انسان به یکدیگر آغاز میشود. بیشک آنان برای ادامه زندگی به همان اکسیر اعظم نیازمندند. برای حفظ این وضعیت، لازم است زن و شوهر رفتاری خوش و نیکو با هم داشته باشند؛ به ویژه توجه به این نکته اهمیت دارد که هر یک از زن و شوهر با تشکیل زندگی جدید، از خانواده خود جدا میشوند و الفتی دیرینه که بین ایشان و اعضای خانوادهشان به ویژه پدر و مادر وجود داشته است، اکنون کمی رنگ باخته است. حال هر یک موظف است جای خالی خانواده را برای دیگری پر کند؛ یعنی به گونهای با شریک زندگیاش برخورد کند که بخشی از احساس دوری از خانواده پدریرا در وی کم رنگ کند و آرامآرام دلبستگی به زندگی زناشویی و خانواده جدید را جایگزین دلبستگی گذشته کند. البته زنان به سبب برخی ویژگیها در این مسائل بیش از مردان حساساند و به همان اندازه نیاز بیشتری را در خویش احساس میکنند. آنان هنگامی به زندگی جدید خود دلگرم میشوند و بدان دل میبندند که با شوهرانی خوشخو و خوشرفتار روبهرو شوند. اگر چنین بود، به ویژه زن چنان وابسته و دلبسته شوهرش خواهد شد که دیگر نگران جدا افتادن از خانه پدری نیست[۴۳].
۳. استحکام و استمرار زندگی: تاروپود زندگی به رشتههای بسیار ریز و حساس مهربانی و عطوفت زن و شوهر و پیرو آنان فرزندان، سرشته شده است. استحکام بنیاد رفیع خانواده، زمانی ضمانت دارد که این تاروپودها در کنار هم قرار گیرند و آرامآرام به حبلی متین و زنجیری ناگسستنی بدل شوند. رفتار خوب همسران با هم، چنین اثر معجزهآسایی را در حیات مادی و معنوی انسان دارد و چونان انگیزهای نیرومند، آنان را به ادامه زندگی و رسیدن به تعالی معنوی سوق میدهد.
۴. انس و الفت: محبت، احترام و خوشرفتاری زن و شوهر موجب خواهد شد چنان انس و الفتی میان آنان برقرار شود که گویی زن و شوهر دو دوست و عاشق دلداده یکدیگرند. اگر این رفتارهای خوب بین زن و شوهر مدتی ادامه داشته باشد، آرامآرام این حالت در آنان ملکه میشود و بروز عشق، ارادت و دوستی بین آنان ناخودآگاه و گویا بیاختیار صورت میگیرد. در چنین فضایی البته محبت و دوستی روزبهروز بیشتر و عمیقتر خواهد شد و هرگونه دشمنی رخت برمیبندد و مجال بروز نخواهد داشت.
۵. نجات از فاصلهها و جداییها: اگر زن و شوهر در اثر رفتارهای خوب و اخلاق نیکو عاشق هم شوند و وجود خویش را بهطور کامل وقف یکدیگر کنند، بههیچروی دل در گرو دیگری نخواهند سپرد و یاد و چهره هیچ مرد و زنی غیر از همسرشان در خاطرشان زنده نخواهد شد و زنده نخواهد ماند. این از آنروست که هر یک با اخلاقی خوب و رفتاری پسندیده، همه وجود دیگری را تسخیر کرده و جایی برای دیگران باقی نگذاشته است. اهمیت فوقالعاده این مطلب زمانی برای ما آشکار خواهد شد که بدانیم بسیاری از پروندههای جدایی و طلاق در محاکم خانواده به همسرانی مربوط است که به کنترل خود و خواستهها و تمایلاتشان در این جهت موفق نشدهاند. این گروه از زنان و مردان در اثر بدخلقیها و سلوک نادرست خویش، تمایل و گرایش همسرشان را به خود کاهش دادهاند و راه را برای راهزنانی که در پی فرصت صید همسرانشاناند، باز گذاشتهاند. خوشاخلاقی درمانی برای این بیمهریها و جداییهای احتمالی خواهد بود.
۶. سلامت جسمی و روحی: امروزه بسیاری از انسانها به انواع بیماریهای جسمی و روحی گرفتارند که غالب این ناخوشیها، برخواسته از فشارهای روحی و روانی است[۴۴]. بدخلقیها و رفتارهای نادرست موجب ایجاد کینهها و کدورتها میان افراد، تداوم آن و در نتیجه، تنش درونی منفی در انسان میشود. در اثر این تنشها و در نتیجه فشارهای روحی و روانی، نظام گوارشی و عصبی انسان مختل میشود. استمرار این وضعیت نابهنجار، انسان را به انواع بیماریهای جسمی، روحی و روانی گرفتار خواهد ساخت. شاخه علمی «طب روانتنی» با مطالعه درباره همین امور پیدا شده است[۴۵].
بهترین راه برای پیشگیری از این بیماریها و کاهش فشارها و یکی از بهترین شیوهها برای کاهش تنش و فشارهای عصبی و روحی، خوشرفتاری با دیگران است. طبیعی است اگر ما با دیگران اخلاق و رفتار خوبی داشته باشیم، در وجودمان احساس آرامش میکنیم و درصد نفوذ عوامل ایجاد فشار اضطراب و درگیری را در وجودمان کاهش میدهیم. افزون بر این آنان نیز گزینههای خوبی را در رفتار با ما برخواهند گزید. خانواده، نظامی با مسئولیتی خطیر است و برای رسیدن به هدف متعالی خود و عمل به این مسئولیت نیازمند آرامش و دوری از هرگونه فشار روحی و روانی است. زن و شوهر خوشاخلاق وقتی رفتار خوب و پسندیدهای با هم داشته باشند، نخستین ثمره آن آرامش روحی و روانی است که برایند آن نصیب خود زوجین و سپس همه اعضای خانواده خواهد شد.
۷. تربیت فرزندانی صالح: پدر و مادر مهربان، خوشاخلاق و خوشرفتار در عمل، بهترین و مناسبترین مربی برای فرزندانشان خواهند بود. آنان از همان دوران طفولیت فرزندان خود را با چنین فضای خوب و دلنشینی آشنا میکنند و روح و جان فرزندان را با خوبیها و فضایل اخلاقی و ملکات انسانی میآمیزند. این فرزندان شخصیتی محکم و پایدار دارند و فرداروز وقتی به عرصه اجتماع پا بگذارند، با هر نسیم مخالفی منحرف نخواهند شد. فرزندان نیز در آینده چونان والدینشان، پدر و مادری موفق برای فرزندانشان خواهند بود؛ چراکه رفتار خوب و همراه با مهر و محبت، خوشخلقی و نیکرفتاری پدر و مادرشان، الگویی بسیار مناسب برای آنان در بزرگسالی خواهد بود.
۸. عمر طولانی: یکی از بهترین و مهمترین برکات خوشخلقی و خوشرفتاری، از جمله خوشاخلاقی با همسر، طولانی شدن عمر انسان است. عمر طولانی نعمتی است که هر انسان عاقلی خواستار آن است. به همین دلیل، از مهمترین دعاهای مؤمنان درخواست عمر طولانی از خداوند است. شاید بتوان به جرئت ادعا کرد که برایند انس و الفت، آرامش و اطمینان قلبی، کاهش فشارهای روحی و روانی و سرانجام سلامت جسمی و روحی زن و شوهر که نتیجه خوشاخلاقی آنهاست، عمر طولانی و به تأخیر افتادن مرگهای ناگهانی و زودهنگام است. امام جعفر صادق(ع) درباره تأثیر خوشرفتاری در افزایش عمر انسان فرمودهاند: «نیکی به دیگران و خوشاخلاقی موجب عمران و آبادانی بلاد و افزایش عمر انسان است»[۴۶]. آن امام بزرگوار همچنین درباره ارتباط میان خوشاخلاقی با همسر و اعضای خانواده و افزایش عمر میفرمایند: «هرکس با اهل و عیالش خوشرفتار باشد و در حق آنان نیکی کند، خداوند بر عمرش میافزاید»[۴۷].
۹. افزایش رزق و روزی: در منابع روایی از امامان معصوم(ع) بسیار نقل شده است که یکی از اسباب افزایش و فراوانی رزق و روزی انسان، خوشخلقی است. اقتضای دیدگاه توحیدی ما به روابط میان پدیدههای عالم چنین است که گسترش و کاهش رزق انسان به دست توانای روزیده تواناست. اوست که برای هر کس در هر موقعیتی بنا به مصالحی مقداری معین از روزی را مقرر فرموده و برای تحقق آن در همان شرایط ابزار و اسبابی را نیز تدارک دیده است. البته این انسان است که زمینه مقرر شدن رزق خود را فراهم میسازد. گسترش و فراوانی یا کاهش روزی نخست به انتخاب خودمان و نیات و رفتارمان است و سپس و بنابر اختیار و انتخاب خودمان، از سوی خداوند مقرر شده و برای ما تدارک خواهد شد. خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران از جمله اموری است که در این رویداد بسیار تأثیرگذار است. کسانی که اخلاقی نیک و رفتاری پسندیده با دیگران داشته باشند، روزیده توانا برایشان گشایش و فراوانی در روزی را مقرر فرموده تا در زمان مقرر به آنان اعطا کند.
از میان خیل احادیثی که در این زمینه از آن بزرگواران نقل شده است، برای نمونه به این روایت از امام موسی بن جعفر(ع) اشاره میکنیم: هشام بن حکم میگوید: امام موسی بن جعفر(ع) فرمودند: «ای هشام،... بیشک خوشاخلاقی موجب عمران و آبادانی بلاد و افزایش رزق و روزی میشود»[۴۸]. شاید بتوان از این سخنان حکیمانه چنین برداشت کرد که اگر این رویه نیک و پسندیده با دیگران موجب افزایش رزق میشود، بیشک به کار بردن آن درباره خانواده، به ویژه همسر، به طریق اولی چنین تأثیری خواهد داشت. خوشاخلاقی با همسر و فرزندان موجب خواهد شد تا خداوند نظر رحمتی به آن خانواده داشته باشد و این خود نزول برکات و الطاف الهی را برای ایشان در پی خواهد داشت. پیداست که مقصود از رزق و روزی، تنها رزق مادی نیست، بلکه همه انواع آن، به ویژه رزقهای معنوی در دنیا و آخرت را نیز دربرمیگیرد.[۴۹].
آثار اخروی
خوشخلقی با اهل خانه و همسر، افزون بر آثار و برکات دنیوی، برای حیات اخروی انسان نیز سودمند است. با دقت در مطالبی که درباره اهمیت زندگی اخروی و نوع رابطه زندگی در دنیا و آخرت بیان کردیم. روشن شد که موفقیتهای انسان در زندگی دنیا، بیشک در سعادت اخروی انسان نیز تأثیرگذار خواهد بود. بنابراین، اگر انسان با خوشخلقی و خوشرفتاری با همسر از برکات آن در زندگی دنیایش بهرهمند شود، باید در انتظار آیندهای امیدوارکننده در زندگی اخرویاش باشد. در این بخش، به آثار و برکات اخروی خوشخلقی با همسران اشارهای مختصر خواهیم داشت.
۱. نجات از فشار قبر: گام نخست در حیات اخروی، عالم برزخ و زندگی در خانه قبر است. یکی از اموری که اغلب انسانها از آن وحشت دارند و حتی برخی از اولیای الهی نیز خوف از آن را در دل داشتهاند، تنهایی، غربت و فشار سهمگین قبر است. به همین سبب، آیههای نورانی قرآن و سخنان رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بسیار بدان توجه داده و راهکارهای نجات از آن را بیان فرمودهاند. در منابع تاریخی و روایی نقل شده است که گاه رسول خدا و اهلبیت(ع) نگران فشار قبر عزیزان خود بودند و برای رهایی آنان از این بلای سهمگین به خداوند پناه میبردند[۵۰]. از جمله اموری که موجب عذاب قبر، به ویژه فشار قبر است، بدخلقی و بدرفتاری با اهل خانه و همسر است. برای بیان اهمیت این مسئله، نقل این داستان عبرتآموز از سیره رسول خدا(ص) ضروری است.
سعد بن معاذ انصاری، از بزرگان انصار و اصحاب خاص رسول خدا(ص) بود که حضرت، به دلایل گوناگون برای ایشان احترامی ویژه قایل بودند. وفات ایشان که پس از جنگ احزاب و داوری بسیار درست و به جای ایشان درباره یهودیان مدینه رخ داد، موجب اندوه دوستان، به ویژه خانواده وی شده بود. رسول خدا(ص) به احترام وی در مراسم تشییع ایشان به گونهای ویژه حاضر شدند. امام جعفر صادق(ع) چگونگی حضور جد بزرگوارشان در تشییع جنازه سعد و رخدادهای هنگام تشییع و سخنان حضرت را چنین نقل فرمودهاند: به رسول خدا(ص) خبر دادند که سعد بن معاذ از دنیا رفته است. حضرت برخاستند و پیرو ایشان اصحاب نیز برخاستند. رسول خدا(ص)، درحالیکه بر در خانه ایستاده بودند به اصحاب امر فرمودند تا بدن سعد را غسل دهند. اصحاب بدن سعد را پس از حنوط و کفن بر تابوت نهادند. حضرت(ص) نیز درحالیکه نه عبایی بر تن داشتند و نه کفشی بر پای مبارکشان بود به همراه دیگران جنازه سعد را تشییع کردند؛ به گونهای که گاه سمت راست و گاه سمت چپ تابوت را میگرفتند و حمل میکردند. وقتی بدن سعد را به قبر رساندند و در قبر گذاشتند، حضرت(ص) خود داخل قبر شدند و بدن سعد را خود بر لحد قرار دادند و دفن کردند[۵۱] و خشتهای لحد را گذاشتند. همچنین از اصحاب آب و گل خواستند تا روزنههای بین خشتهای قبر را خودشان با دست مبارکشان پر کنند. سپس خاکهای روی قبرش را نیز مرتب کردند و فرمودند: «من میدانم که این قبر پس از مدتی مندرس میشود و از هم میپاشد، ولی خداوند دوست دارد بندهاش هر کاری را محکم و درست به انجام برساند. وقتی حضرت(ص) چنین با دقت تمام کار مرتب کردن قبر سعد را به پایان رسانیدند، مادر سعد]که حضور بابرکت رسول خدا(ص) در تشییع و اقدامات ایشان را دیده بود[، گفت: «ای سعد، بهشت بر تو گوارا باد». رسول خدا(ص) [با شنیدن این حرف برآشفتند و[فرمودند: «خاموش باش ای امسعد، بیشک هماکنون فشار قبر سعد را دربرگرفته است». حضرت(ص) برگشتند و مردم نیز بازگشتند و از رسول خدا پرسیدند: «شما درباره سعد و جنازهاش اقداماتی را انجام دادید که برای دیگران انجام ندادید. شما پابرهنه و بدون عبا در تشییع سعد حاضر شدید!» حضرت(ص) در پاسخ فرمودند: من از ملائکه که در تشییع سعد حاضر شده بودند و بدون عبا و پابرهنه او را تشییع کردند، پیروی کردم». اصحاب عرض کردند: «ما دیدیم که شما در تشییع، گاه سمت راست و گاه سمت چپ جنازه را میگرفتید». حضرت(ص) فرمودند: «دستانم در دستان جبرئیل بود. هرجا را که او میگرفت من نیز میگرفتم». اصحاب عرض کردند: «شما به غسل سعد امر فرمودید و سپس بر او نماز خواندید و خود وی را بر قبر گذاشتید و لحد بر او نهادید. اما در پایان فرمودید: فشار قبر سعد را دربر گرفته است! چرا؟» رسول خدا(ص) فرمودند: «برای اینکه سعد در منزل با اهل و عیالش بداخلاق بود»[۵۲]. این روایت نبوی(ص) برای مقصود ما بسیار روشن و گویاست. بنابر بیان پیامبر گرامی اسلام(ص)، یکی از بهترین راهکارها برای رهایی از این عذاب طاقتفرسا، دوری از بداخلاقی و روی آوردن به خوشاخلاقی و خوشرفتاری با اهل و عیال و اعضای خانواده است.
۲. بهرهمندی از پاداشهای اخروی در بهشت: انسان برای گذران زندگی و بقای حیات در دنیا و آخرت به الطاف الهی و بهرهمندی از نعمتهای خداوند نیازمند است. این نعمات و الطاف الهی به تناسب حیات دنیوی و اخروی وی متفاوت است. بسیاری از آیههای شریف قرآن، به ویژه آیات تبشیری[۵۳] و روایات معصومان(ع) بیانکننده کم و کیف نعمتهایی است که بندگان خوب خدا در زندگی اخروی و در مراتب گوناگون بهشت از آن بهرهمندند. البته این نعمتهای اخروی نتیجه و حاصل عملکرد آنان در دنیاست. یکی از عواملی که منشأ خیر برای انسان است و او را در بهشت جاودان جای میدهد و در نعمتهای خدادادی آن غرق خواهد ساخت، خوشخلقی و نیکورفتاری با دیگران به ویژه اهل خانه است. خوشاخلاقی موجب میشود آستانه تحمل و ظرفیت انسان بالا رود در نتیجه، بر سختیها و مرارتهایی که با زندگی دنیا همراه است صبر کند. بیشک خداوند از همه اینها آگاه است و نظر رحمتی به آن خواهد داشت و به آن اجر و پاداشی درخور و شایسته خواهد داد. امام صادق(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) درباره تأثیر خوشاخلاقی بر ورود مؤمنان به بهشت فرمودهاند: «مؤثرترین عامل ورود امت من به بهشت، رعایت تقوا و خوشاخلاقی است»[۵۴].
اکنون به برخی از برکات اخروی خوشاخلاقی و خوشرفتاری با همسر در آخرت اشاره میکنیم:
الف) پاداش صالحان: بخشهایی از حدیث شریف نبوی(ص)، معروف به حدیث حولا را پیشتر بیان کردیم. در بخشی از آن حدیث، پیامبر اسلام(ص) در مقام توصیههای اخلاقی و وظایف همسری به حولا درباره همسرش، نخست به تحمل بالای همسر ایوب پیامبر(ع) اشاره فرمودند؛ اینکه ایشان در برابر همه سختی و مرارتی که در روزهای بیماری شوهرش به مدت هجده سال، آنهم تنها و تنها برای رضای حضرت حق متحمل شدند، صبر کردند. سپس. خطاب به حولا فرمودند: ای حولا، سوگند به خداوندی که مرا به حق به پیامبری و رسالت مبعوث فرمود، هر زنی که در سختیها و راحتیهای شوهرش صبر و تحمل داشته باشد و از خواستهها و فرمانهای شوهرش پیروی کند، خداوند او را در قیامت با همسر ایوب پیامبر محشور خواهد کرد[۵۵].
سپس حضرت(ص) در پاسخ به حولا درباره وظیفه شوهر مقابل زن و تحمل و بردباری او هنگام سختیها و مرارتهای زندگی با همسرش فرمودند: برادرم جبرئیل پیوسته درباره رعایت حقوق زنان به من سفارش میکرد؛ تا جایی که من گمان کردم که مرد در مقابل رفتارهای همسرش، حتی حق گفتن «اُف» را نخواهد داشت. او (جبرئیل) به من خبر داده: «ای محمد درباره زنان از خدا بترس؛ چراکه آنان پناهندگان و... امانات خداوند نزد شمایند به همین سبب، بر ذمه شما حقوق واجبی دارند.... بنابراین به آنها مهر و شفقت داشته باشید و کدورتها را از دلهای آنان دور کنید تا در کنار شما قرار گیرند.... بر آنان سخت نگیرید و از ایشان خشمناک نشوید.»..[۵۶].
همچنین پیامبر خاتم(ص) درباره اجر و پاداش همسرانی که در برابر بداخلاقیهای همسرشان بردبار باشند فرمودهاند: هر مردی که بر بدخلقی همسرش صبر پیشه کند، پروردگار پاداشی را که به حضرت داوود(ع) به سبب صبرش در برابر بلایا و مصیبتهایش داده به وی عطا خواهد کرد. هر زنی که بر بدخلقی شوهرش بردبار باشد، خداوند به وی اجر و پاداشی مانند پاداشی که به آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) داده بود، عطا خواهد کرد[۵۷]. این سخنان، توصیهها و سفارشهای اخلاقی و حقوقی زمانی محقق و عملی میشود که زن و شوهر، نخست بستر و زمینهای مناسب از اخلاق و رفتاری نیک و پسندیده را در ارتباط زناشویی خویش فراهم سازند. پس از آن این توصیههای حکیمانه و تأثیرگذار محقق خواهد شد و در پی آن رفتار زن و شوهر روزبهروز بهتر خواهد شد. البته در چنین صورتی است که همسران از اجر و پاداش اخروی نزد خداوند بهره مند خواهند بود.
ب) پاداش روزهدار و جهاد کننده در راه خدا: رسول خدا(ص) در بخش دیگری از این حدیث، به اجر و پاداش اخروی همسرانی اشاره کردهاند که در برابر سختیهای زندگی و بداخلاقیهای یکدیگر بردبارند: «ای حولا، هیچ زنی بدزبانیهای همسرش را تحمل نمیکند و در برابر آن بردباری نشان نمیدهد؛ مگر آنکه خداوند در برابر هر کلمهای که میشنود، اجر و پاداش روزهدار و جهاد کننده در راه خدا را به وی عنایت خواهد کرد[۵۸].
ج) پاداش شهدا: پیش از این، در فرازی که درباره «پیشواز و بدرقه» داشتیم، روایتی از رسول خدا(ص) بازگفتیم که، صحابهای از خوشاخلاقیها و رفتارهای آکنده از عشق و علاقه همسرش با وی و انجام وظایف شوهرداری او نزد حضرت سخن گفت. حضرت درباره آن زن خوشاخلاق و وظیفهشناس فرمودند: «بیشک خداوند کارگزارانی دارد که همسر تو یکی از کارگزاران خداوند است و پاداشی برابر با نیمی از پاداش شهدا را دارد»[۵۹].
د) همنشینی با پیامبر(ص) در قیامت: حضرت امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اسلام نقل کردهاند که فرمودند: «نزدیکترین جایگاه شما در روز قیامت به من از آنِ کسانی است که با اهل و عیال و خانوادهاش خوشاخلاق باشد و وجودش برای آنان منشأ خیر باشد»[۶۰].[۶۱].
منابع
پانویس
- ↑ «ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بیگمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد * پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید» سوره طلاق، آیه ۱-۲.
- ↑ «طلاق (رجعی) دوبار است پس از آن یا باید به شایستگی (با زن) زندگی یا (او را) به نیکی رها کرد» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
- ↑ عبدالرحمن بن اعین بن سنسن شیبانی از اصحاب امام باقر و امام صادق (ع) است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۲۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۳۱۰-۳۱۲.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۲۹.
- ↑ «مرد هنگامی که زنی را به همسری خود درمیآورد باید بگوید: من به عهد و پیمانی که خداوند از من گرفته است اقرار میکنم [و آن عهد و پیمان این است:] یا به نیکویی زن را نگاه دارید یا [در صورت ناچاری]به نیکویی جدا شوید». تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۱۵ [«فِي الرَّجُلِ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ، قَالَ» آمده است]؛ الکافی، ج۵، ص۵۰۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۲۲۳؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۸۲؛ بحار الانوار، ج۱۰۴، ص۱۵۴؛ الحدائق الناضرة، ج۲۳، ص۲۸؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۶.
- ↑ «هنگامی که حضرت رضا (ع) با دختر مأمون ازدواج کرد، فرمود: [مأمون]دختر خودش را به همسری من درآورد و خدای عز و جل برای زنان مسلمان بر مردان مؤمن واجب کرده است که زنان را به نیکی نگاه دارند یا [در صورت ناچاری]به نیکویی جدا شوند». مکارم الاخلاق، ص۲۰۵؛ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۶۴.
- ↑ «هرکس با خانوادهاش نیکرفتار باشد، خداوند بر عمرش بیفزاید». الکافی، ج۸، ص۲۱۹؛ الخصال، ج۱، ص۸۸؛ تحف العقول، ص۲۱۶ [از امام باقر (ع)]؛ وسائل الشیعة، ج۱، ص۳۹؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۵؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲۰، ص۲۴۹.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص۲۳۶.
- ↑ «[بدانید] بهترین شما کسی است که با همسرش نیکرفتارتر باشد، و من از همه شما با همسران خود نیکرفتارترم». کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۱۲۲؛ الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۶۱۰؛ جواهر الکلام، ج۳۱، ص۱۴۸. به صورت «خِيَارُكُمْ خِيَارُكُمْ لِنِسَائِكُمْ وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي»؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۴، ص۶۹؛ تاریخ اصبهان، ج۲، ص۷۵.
- ↑ «بهترین شما کسی است که با خانوادهاش بهترین رفتار را داشته باشد، و من بهترین رفتار را با خانوادهام دارم». سنن ابن ماجة، ج۱، ص۶۳۶؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۶۶۷؛ صحیح ابنحبّان، ج۹، ص۴۸۴؛ سنن الکبری، ج۷، ص۴۶۸؛ مکارم الاخلاق، ص۲۱۶؛ بدائع الصنائع، ج۲، ص۳۳۴؛ مجمع الزوائد، ج۴، ص۳۰۳؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۶۳۱؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۳۷۱؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۱۲۲.
- ↑ «همانا بهترین شما، بهترین [رفتارکننده] نسبت به خانوادهاش است». قرب الاسناد، ص۹۲؛ بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۶۸، ج۱۰۳، ص۲۲۴.
- ↑ «بیگمان کاملترین مؤمنان از نظر ایمان کسی است که نیکوترین اخلاق را داشته باشد، و بهترین شما، بهترین [رفتارکننده] نسبت به همسرش است». کتاب العیال، ج۲، ص۶۵۸؛ امالی الطوسی، ج۲، ص۶؛ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۶.
- ↑ «بیگمان کاملترین مؤمنان از نظر ایمان کسی است که نیکوترین اخلاق را داشته باشد، و مهربانترین کس به خانوادهاش باشد». کتاب العیال، ج۲، ص۶۶۰؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۱۱ [«إِنَّ مِنْ أَكْمَلِ الْمُؤْمِنِينَ» آمده است].
- ↑ «مردم، بیگمان زنانتان را بر شما حقی و شما را بر ایشان حقی است... شما ایشان را به عنوان امانت خدا برگرفتید و به موجب کتاب خدا به همسری خود حلال کردید، پس درباره زنان خود از خداوند بترسید و با آنان نیکرفتاری کنید». تحف العقول، ص۲۴؛ شرح ابن أبی الحدید، ج۱، ص۱۲۷؛ بحار الانوار، ج۷۶، ص۳۴۹-۳۵۰؛ و نیز نک: معانی الاخبار، ص۲۱۲.
- ↑ «بیگمان خداوند درباره زنان سفارش به نیکرفتاری، نیکرفتاری، نیکرفتاری کرده است؛ زیرا آنان مادران شما و دختران شما و عمههای شما و خالههای شمایند. بیگمان مردی از اهل کتاب با زنی ازدواج میکند و بیش از نخی دارایی ندارند، ولی هیچیک از آن دو از دیگری روی برنمیگرداند تا در پیری بمیرند». الآحاد و المثانی، ج۴، ص۳۹۴؛ المعجم الکبیر، ج۲۰، ص۲۷۴ [بدون «عَمَّاتِکُمْ» و «مَا تَعْلُقُ یَدَاهَا الْخَیْطَ» آمده است، و بدون «حتَّى يَمُوتَا هَرَماً»]؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶۴، ص۱۰۱ [«مِنْ أَهْلِ الْكِتَابَیْنِ» و «مَا یَعْلُقُ بَدَنَهَا الْحَبْطَ» آمده است]؛ مجمع الزوائد، ج۴، ص۳۰۲ [بدون «عَمَّاتِکُمْ» و «مَا تَعْلُقُ یَدَاهَا الْخَیْطَ» آمده است، و بدون «حتَّى يَمُوتَا هَرَماً»]؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۹۷ [بدون «عَمَّاتِکُمْ» و «مَا تَعْلُقُ یَدَاهَا الْخَیْطَ» آمده است، و بدون «حتَّى يَمُوتَا هَرَماً»]؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۳۷۴ [بدون«عَمَّاتِکُمْ» و «مَا یَعْلُقُ عَلَی یَدَیْهَا الْخَیْطَ» آمده است].
- ↑ فیض القدیر، ج۲، ص۳۱۹-۳۲۰.
- ↑ «وصیت مرا درباره نیکی کردن به زنان بپذیرید». مصنف ابن أبی شیبة، ج۴، ص۱۸۴؛ سنن ابن ماجة، ج۱، ص۵۹۴؛ کتاب العیال، ج۲، ص۶۶۱؛ سنن الکبری، ج۷، ص۲۹۵؛ المغنی لابن قدامة، ج۸، ص۱۲۶؛ المجموع فی شرح المهذب، ج۱۶، ص۴۴۶، ج۱۸، ص۲۳۶؛ عوالی اللآلی، ج۱، ص۲۵۵؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵۴؛ کنز العمال، ج۱۶، ص۲۳۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۵۱.
- ↑ «شما [مردان]را به [رفتار نیکو]با همسرانتان سفارش میکنم». امالی الطوسی، ج۲، ص۱۳۶؛ بحار الانوار، ج۷۷، ص۴۰۵.
- ↑ ابومِخْنَف لوط بن یحیی ازدی از اصحاب امام صادق (ع) و بزرگ راویان کوفه است. وی مورخی برجسته و کمنظیر بوده و تخصص ویژهای در حوادث عراق داشته است. ابومخنف تألیفات بسیاری داشته که متأسفانه آن تألیفات از بین رفته و جز بخشی اندک از آنها از طریق مورخانی چون طبری و ابو الفرج اصفهانی و ابن ابی الحدید معتزلی در آثارشان باقی نمانده است. از گرانقدرترین آثار او مقتل الحسین (ع) بوده است که اصل آن از بین رفته است ولی طبری قسمت عمده آن را در تاریخ خود در حوادث سالهای ۶۰ و ۶۱ هجری آورده است. ر. ک: محمد بن اسحاق الندیم، الفهرست، الطبعة الاولی، دار المعرفة، بیروت، ص۱۳۶-۱۳۷؛ رجال النجاشی، ص۳۲۰؛ السید مصطفی بن الحسین الحسینی التفرشی، نقد الرجال، الطبعة الاولی، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، ۱۴۱۸ ق. ج۴، ص۷۴-۷۵؛ أبو علی محمد بن اسماعیل الحائری، منتهی المقال فی احوال الرجال، الطبعة الاولی، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، ۱۴۱۶ ق. ج۵، ص۲۶۱-۲۶۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۱۳۶-۱۳۸؛ قاموس الرجال، ج۸، ص۶۱۵-۶۲۱؛ معجم الثقات، ص۱۵۷.
- ↑ عبدالرحمن بن جُندَب بن عبد الله فزاری از اصحاب امیر مؤمنان علی (ع) و گویا از جمله کسانی است که در پیکار صفین با حضرت بوده است. ر. ک: أبوالفضل نصر بن مزاحم المنقری، وقعة صفین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، افست مکتبة المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۳ ق. ص۲۳۲، ۳۱۹، ۵۲۸؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۹۰-۳۹۱.
- ↑ «با زنانتان نیکرفتاری کنید». کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۵۲۱؛ أبوجعفر محمد بن الحسن الطوسی، مصباح المتهجد، الطبعة الاولی، مؤسسة فقه الشیعة، بیروت، ۱۴۱۱ ق. ص۶۶۴؛ بحارالانوار، ج۹۱، ص۱۰۱؛ مستدرک الوسائل، ج۶، ص۱۵۸.
- ↑ «همانا علی بن حسین (ع) در هنگام ازدواج میفرمود: تو را با شرطی که خداوند تعیین کرده است به همسری خود در میآورم». الکافی، ج۵، ص۳۶۸؛ تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴۰۸؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۶۶، ۱۹۶؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۶۵.
- ↑ «هر که شرطی را از جانب زن خود بپذیرد باید به آن شرط وفا کند، مگر آن شرطی که حلالی را حرام و یا حرامی را حلال سازد». تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴۶۷؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۳۵۴، ج۱۴، ص۴۸۷، ج۱۵، ص۵۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۱۳۷؛ الحدائق الناضرة، ج۱۹، ص۳۲، ج۲۴، ص۵۳۷؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۱۸، ص۹۳، ج۲۱، ص۵۵.
- ↑ «خدا رحمت کند مردی را که روابط میان خود و همسرش را نیکو سازد». کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳؛ مکارم الاخلاق، ص۲۱۷؛ الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۶۱۰؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲۰، ص۲۴۵.
- ↑ «با زنان خوشگفتار و نیکوسخن باشید تا ایشان هم خوشکردار و نیکورفتار باشند». امالی الصدوق، ص۱۷۲؛ علل الشرایع، ج۲، ص۵۱۳؛ روضة الواعظین، ص۴۱۶؛ مکارم الاخلاق، ص۲۰۳؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۳؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲۰، ص۲۵۴.
- ↑ «خدای عزّوجلّ درباره هیچچیز چون زنان و کودکان به خشم نمیآید». الکافی، ج۶، ص۵۰؛ عدة الداعی، ص۷۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۰۲؛ بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۷۳؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲۱، ص۴۱۴.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص ۲۳۸-۲۴۴.
- ↑ محمدمهدی النراقی، جامعالسعادات، ج۱، ص٢۶.
- ↑ «قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): إِنَّمَا تَفْسِيرُ حُسْنِ الْخُلُقِ مَا أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا يَرْضَى وَ إِنْ لَمْ يُصَبْهُ لَمْ يَسْخَطْ» (علی بن حسام الدین، کنزالعمال، حدیث ۵٢٢٩).
- ↑ روایات درباره خوشخلقی فراوان است. همچنین سیره پیامبر بزرگوار اسلام و اهلبیت(ع) مشحون از خوشاخلاقی و خوشرفتاری با دیگران است در این زمینه میتوان به کتب و منابع روایی معتبر مراجعه کرد؛ منابعی چون: کافی، به ویژه مجلدات ۱، ۲، ۵؛ من لا یحضره الفقیه به ویژه مجلدات ٢، ٣، ۴؛ تهذیب الأحکام، به ویژه مجلدات ۶، ۷؛ وسائل الشیعة به ویژه مجلدات، ۳، ۱۱، ۱۲، ۱۳؛ نهجالبلاغه؛ تحفالعقول؛ أمالی شیخ طوسی و شیخ مفید؛ خصال؛ و....
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۹۹).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١٧، ص۴٠٨؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص١۶٣.
- ↑ «عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): كَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَيْرَتِهِ. وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۹). این مضمون در نقلهای متعدد از رسول خدا(ص) و دیگر امامان معصوم چون امام صادق و امام موسی بن جعفر نقل شده است (ر.ک: محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۷؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٣٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۵، ص۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ۱۸، ٧۴، ۹۷ و...؛ ر.ک: تحف العقول، خصال، مکارم الأخلاق و...).
- ↑ «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ: إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي مَهْمُوماً قَالَتْ مَا يُهِمُّكَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ لَكَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ فَزَادَكَ اللَّهُ هَمّاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰).
- ↑ آغاز همین کتاب، فصل ۱، شاخصها و معیارهای انتخاب همسر، بخش «حسن خلق».
- ↑ رسول خدا(ص) به این مسئله مهم توصیه فرمودند که به دینداران خوشاخلاق همسر دهید: «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَوْماً وَ نَحْنُ عِنْدَهُ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ. قَالَ: قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ إِنْ كَانَ دَنِيّاً فِي نَسَبِهِ؟ قَالَ(ص): إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِنَّكُمْ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص٣٩۴). اما به بداخلاقها، حتی اگر از خویشان و آشنایان شمایند، همسر ندهید: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) أَنَّ لِي قَرَابَةً قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلُقِهِ سُوءٌ. قَالَ: لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٣؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص٢٣۴). نیز فرمودند: «بدترین دشمنان شما مؤمنان، همسران بداخلاق شمایند»: «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: أَغْلَبُ الْأَعْدَاءِ لِلْمُؤْمِنِ زَوْجَةُ السَّوْءِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۸۰)؛ و....
- ↑ «قَالَ الصَّادِقُ(ع): رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ مَلَّكَهُ نَاصِيَتَهَا وَ جَعَلَهُ الْقَيِّمَ عَلَيْهَا» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٠۴؛ رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۱۷).
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾ «ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا * فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا﴾ «ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بیگمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد * پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد اندرز داده میشود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری میگشاید» سوره طلاق، آیه ۱-۲.
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶۱.
- ↑ مردان بیشتر از زنان زیباطلباند و زنان بیش از مردان نیازمند محبت. به همین سبب هر یک باید نیاز دیگری را به گونهای نیکو پاسخ گوید؛ برای مثال زن باید خود را برای همسرش بیاراید. افزون بر این زیباییهای باطنی و معنوی نیز مهم است. خوشخلقی موجب میشود تا زن در نظر مرد زیبا و نیکو جلوه کند. همچنان که زن بدخُلق، در نظر شویش جلوهای زشت و ناپسند خواهد داشت. در برابر مرد باید نیاز شدید زن به عشق و محبت را به خوبی برآورده کند؛ به او عشق بورزد و محبت خود را در رفتار و گفتارش به خوبی جلوه دهد. مهرورزی مرد به زن مرد را در نظر همسرش زیبا و پسندیده جلوه خواهد داد. وقتی مرد خود را برای همسرش آماده و آراسته میکند؛ به او احترام میگذارد و خوشاخلاق است و رفتاری خوب و مناسب شأنش با وی دارد، در عمل، به همسرش نشان میدهد که عاشق اوست. بنابراین، خوشاخلاقی و خوشرفتاری، چه از سوی زن و چه از سوی مرد، آن دو را به هم نزدیکتر و دلبستهتر میکند و پیوند زناشوییشان را مستحکمتر میسازد و زندگی زناشویی بادوامتری را برایشان به ارمغان خواهد آورد. برای آگاهی بیشتر از اوضاع روحی و روانی زنان و مردان و تفاوتهای ایشان، ر.ک: مریم معینالاسلام، روانشناسی زن در نهجالبلاغه؛ سیدهادی حسینی و دیگران، کتاب زن؛ سید عبدالحامد مقدسنیان، روانکاوی زنان و مردان؛ علی صفایی حائری، روابط متکامل زن و مرد؛ محمدعلی سادات، راهنمای همسران جوان؛ و....
- ↑ فشار روانی و تنیدگی یا «Stress»، عبارت از حالتی است که در آن ارگانیزم در اثر وجود عوامل یا شرایطی (فیزیکی، شیمیایی، روانی و... طبیعی یا ماورای طبیعی) که مکانیسمهای حیاتی او را تهدید میکند، دچار عدم تعادل میشود (فرهنگ روانشناسی، ترجمه و تدوین هوشیار رزمآرا، واژه «Stress» و «فشار روانی»).
- ↑ طب روانتنی «Psychosomatic medecin» یک رشته طبی است که شامل کلیت جسم و روح انسان است. این نوع رشته علمی پزشکی از رشتههای جدید نیست و پیشینهای طولانی (از زمان بقراط حکیم، بلکه دورتر) دارد. این رشته پزشکی با در نظر داشتن مکانیسمهای فیزیکی، شیمیایی و فیزیولوژیک و با تکیه بر وابستگی نزدیکی که بر همه کنشهای ارگانیزم حاکم است، میکوشد حقایق وجود بشر را درک و هیجانها، عواطف و نقش آنها را در بروز برخی اختلالات عضوی با کنشی معلوم سازد. پژوهشگرانی که در این حوزه مطالعاتی انجام دادهاند معتقدند بیماری رویدادی است که در مجموعه روح و جسم ثبت شده و از عوامل متعددی مانند محیط جغرافیایی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... متأثر است؛ برای مثال، آنان دریافتند که برخی افکار و اندیشهها انسان را مضطرب میکند و حرارت بدن را بالا میبرد بسیاری از دلهرهها ناشی از طرز تفکر و گمانها و خیالات است که قسمتهای مختلف بدن انسان را دچار اختلال میکند. برخی از خاطرات گذشته موجب ترشح شیره معده میشود در مواردی آسم و آلرژی معلول کمبودهای عاطفی است... این متخصصان پیشنهاد میکنند برای درمان اینگونه مشکلات روانتنی از علم طب و رواندرمانی کمک گرفته شود (فرهنگ روانشناسی، ترجمه و تدوین هوشیار رزمآرا، ص۳۱۳، واژه «طب روانی»).
- ↑ «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۱۰۰).
- ↑ «عَنْ مُثَنًّى الْحَنَّاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): مَنْ صَدَقَ لِسَانُهُ زَكَا عَمَلُهُ وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۲۱۹).
- ↑ «عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْكَاظِمِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: يَا هِشَامُ! عَلَيْكَ بِالرِّفْقِ فَإِنَّ الرِّفْقَ خَيْرٌ وَ الْخُرْقَ شُؤْمٌ إِنَّ الرِّفْقَ وَ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص٣٩۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۱۱؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١١، ص٢٩۴). همچنین از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که فرمودند:«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: حُسْنُ الْخُلُقِ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۳۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶٨، ص٣٩۶؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج٨، ص۴۴۵).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۶۸-۳۷۶.
- ↑ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ أَحَدٌ؟ قَالَ: فَقَالَ(ع): نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَّ مَنْ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ! إِنَّ رُقَيَّةَ لَمَّا قَتَلَهَا عُثْمَانُ وَقَفَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلَى قَبْرِهَا، فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَدَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ قَالَ لِلنَّاسِ: إِنِّي ذَكَرْتُ هَذِهِ وَ مَا لَقِيَتْ فَرَقَقْتُ لَهَا وَ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ، قَالَ(ع): فَقَالَ(ص): اللَّهُمَّ هَبْ لِي رُقَيَّةَ مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَهَا اللَّهُ لَهُ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۳، ص٢٣۶).
- ↑ لحد به قسمت انتهایی قبر میگویند. وقتی قبر کنده و آماده شد، قسمت انتهای قبر، یعنی بخشی از دیواره کناره قبر که تقریبا پشت سر میت و مقابل قبله است کنده میشود و جایگاهی شبیه حفره درست میشود. به این حفره لحد گفته میشود. هنگام دفن، وقتی جسد میت بر قبر قرار گرفت، بدن او را از وسط قبر به آن جانب کشیده و درون آن حفره جای میدهند. قرار دادن میت در این قسمت را اصطلاحاً لحد یا دفن کردن مینامند. در این روایت آمده است که«فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) حَتَّى لَحَدَهُ وَ سَوَّى اللَّبِنَ عَلَيْهِ»؛ یعنی «رسول خدا(ص) خود وارد قبر شدند و سعد را دفن کردند و خشتها بر قبرش نهادند».
- ↑ «عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: أُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ سَعْدَ بْنَ مُعَاذٍ قَدْ مَاتَ. فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ قَامَ أَصْحَابُهُ مَعَهُ فَأَمَرَ بِغُسْلِ سَعْدٍ وَ هُوَ قَائِمٌ عَلَى عِضَادَةِ الْبَابِ. فَلَمَّا أَنْ حُنِّطَ وَ كُفِّنَ وَ حُمِلَ عَلَى سَرِيرِهِ، تَبِعَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِلَا حِذَاءٍ وَ لَا رِدَاءٍ. ثُمَّ كَانَ يَأْخُذُ يَمْنَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً حَتَّى انْتَهَى بِهِ إِلَى الْقَبْرِ فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) حَتَّى لَحَدَهُ وَ سَوَّى اللَّبِنَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ يَقُولُ: نَاوِلُونِي حَجَراً نَاوِلُونِي تُرَاباً رَطْباً يَسُدُّ بِهِ مَا بَيْنَ اللَّبِنِ. فَلَمَّا أَنْ فَرَغَ وَ حَثَا التُّرَابَ عَلَيْهِ، وَ سَوَّى قَبْرَهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّهُ سَيَبْلَى وَ يَصِلُ الْبِلَى إِلَيْهِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَهُ. فَلَمَّا أَنْ سَوَّى التُّرْبَةَ عَلَيْهِ، قَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ: يَا سَعْدُ! هَنِيئاً لَكَ الْجَنَّةُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا أُمَّ سَعْدٍ! مَهْ! لَا تَجْزِمِي عَلَى رَبِّكِ! فَإِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ. قَالَ: فَرَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ رَجَعَ النَّاسُ فَقَالُوا لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَقَدْ رَأَيْنَاكَ صَنَعْتَ عَلَى سَعْدٍ مَا لَمْ تَصْنَعْهُ عَلَى أَحَدٍ. إِنَّكَ تَبِعْتَ جَنَازَتَهُ بِلَا رِدَاءٍ وَ لَا حِذَاءٍ. فَقَالَ(ص): إِنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ بِلَا رِدَاءٍ وَ لَا حِذَاءٍ فَتَأَسَّيْتُ بِهَا. قَالُوا وَ كُنْتَ تَأْخُذُ يَمْنَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ السَّرِيرِ مَرَّةً. قَالَ(ص): كَانَتْ يَدِي فِي يَدِ جَبْرَئِيلَ آخُذُ حَيْثُ يَأْخُذُ قَالُوا: أَمَرْتَ بِغُسْلِهِ وَ صَلَّيْتَ عَلَى جِنَازَتِهِ وَ لَحَدْتَهُ فِي قَبْرِهِ ثُمَّ قُلْتَ: إِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ. قَالَ(ع): فَقَالَ(ص): نَعَمْ، إِنَّهُ كَانَ فِي خُلُقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءٌ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص٣٨۴؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۴٢٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶، ص٢٢٠).
- ↑ مقصود از آیات تبشیری آن دسته از آیات قرآن کریم است که در آن خداوند به بندگان خود بشارت نعمتهایی را داده است که در آینده به دست خواهند آورد؛ نعمتهایی چون عفو و بخشش الهی، مراتب گوناگون بهشتیان، اطمینان و آرامش نظر به وجهالله، همنشینی با انبیای الهی، شهدا، صدیقین، صالحان، مراتب گوناگون بهشتیان، نعمتهای بهشتی چون: حوریان بهشتی، انواع میوهها، نهرهایی از عسل و شیر، مناظری زیبا و دلکش، چهرههای دلربای مؤمنان و خلاصه نعمتهایی که نه چشمی تاکنون آن را دیده و نه گوشی شنیده است. در برابر، آیات انذار آنهاست که خداوند با آن آیات بندگانش را به انواع عذاب ترسانده و هشدار داده است. به همین مناسبت، خداوند متعال پیامبران خود، به ویژه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و خود قرآن کریم را بشیر و نذیر معرفی کرده است (ر.ک:﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ﴾ «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹؛﴿وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «و آن (قرآن) را راستین فرو فرستادهایم و راستین فرود آمده است و تو را جز نویدبخش و بیمدهنده نفرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۵؛﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا﴾ «بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱؛﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵؛﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴾ «ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵؛ و...).
- ↑ «عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِيَ الْجَنَّةَ تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۱۰۰).
- ↑ «... يَا حَوْلَاءُ! مَا مِنِ امْرَأَةٍ صَلَّتْ صَلَاتَهَا وَ لَزِمَتِ بَيْتَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهَا ذُنُوبَهَا مَا قَدَّمَتْ وَ مَا أَخَّرَتْ. يَا حَوْلَاءُ! لَا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَهَا فَوْقَ طَاقَتِهِ وَ لَا تَشْكُوَهُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ لَا قَرِيبٍ وَ لَا بَعِيدٍ. يَا حَوْلَاءُ! يَجِبُ عَلَى المَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى زَوْجِهَا عَلَى الضَّرِّ وَ النَّفْعِ وَ تَصْبِرَ عَلَى الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ كَمَا صَبَرَتْ زَوْجَةُ أَيُّوبَ الْمُبْتَلَى صَبَرَتْ عَلَى خِدْمَتِهِ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا مَعَ الْحَامِلِينَ وَ تَطْحَنُ مَعَ الطَّاحِنِينَ وَ تَغْسِلُ مَعَ الْغَاسِلِينَ وَ تَأْتِيهِ بِكِسْرَةٍ يَأْكُلُهَا وَ يَحْمَدُ اللَّهَ وَ كَانَتْ تُلْقِيهِ فِي الْكِسَاءِ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى عَاتِقِهَا شَفَقَةً وَ إِحْسَاناً إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرُّباً إِلَيْه. يَا حَوْلَاءُ! وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَ رَسُولًا كُلُّ امْرَأَةٍ صَبَرَتْ عَلَى زَوْجِهَا فِي الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ وَ كَانَتْ مُطِيعَةً لَهُ وَ لِأَمْرِهِ حَشَرَهَا اللَّهُ تَعَالَى مَعَ امْرَأَةِ أَيُّوبَ(ع)...» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَخْبَرَنِي أَخِي جَبْرَئِيلُ، وَ لَمْ يَزَلْ يُوصِينِي بِالنِّسَاءِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنْ لَا يَحِلَّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَقُولَ لَهَا أُفٍّ! يَا مُحَمَّدُ! اتَّقُوا اللَّهَ فِي النِّسَاءِ فَإِنَّهُنَّ عَوَانٍ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ عَلَى أَمَانَاتِ اللَّهِ مَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ فُرُوجِهِنَّ بِكَلِمَةِ اللَّهِ وَ كِتَابِهِ مِنْ فَرِيضَةٍ وَ سُنَّةٍ وَ شَرِيعَةِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ(ص) فَإِنَّ لَهُنَّ عَلَيْكُمْ حَقّاً وَاجِباً لِمَا اسْتَحْلَلْتُمْ مِنْ أَجْسَامِهِنَّ وَ بِمَا وَاصَلْتُمْ مِنْ أَبْدَانِهِنَّ وَ يَحْمِلْنَ أَوْلَادَكُمْ فِي أَحْشَائِهِنَّ حَتَّى أَخَذَهُنَّ الطَّلْقُ مِنْ ذَلِكَ فَأَشْفِقُوا عَلَيْهِنَّ وَ طَيِّبُوا قُلُوبَهُنَّ حَتَّى يَقِفْنَ مَعَكُمْ وَ لَا تَكْرَهُوا النِّسَاءَ وَ لَا تَسْخَطُوا بِهِنَّ وَ لَا تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا بِرِضَاهُنَّ وَ إِذْنِهِنَّ...» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الْأَجْرِ مَا أَعْطَاهُ دَاوُدَ(ع) عَلَى بَلَائِهِ وَ مَنْ صَبَرَتْ عَلَى سُوءِ خُلُقِ زَوْجِهَا أَعْطَاهَا مِثْلَ ثَوَابِ آسِيَةَ بِنْتِ مُزَاحِمٍ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص٢۴٧). همچنین از ایشان در حدیثی دیگر نقل است که فرمودند:«مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ مَرَّةٍ يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ(ع) عَلَى بَلَائِهِ» (ابیمحمد حسن بن ابی الحسن الدیلمی، أعلام الدین، ص۴١٩؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، ثواب الأعمال، ص۲۸۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص٣۶٧).
- ↑ «يَا حَوْلَاءُ! مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَحَمَّلُ مِنْ زَوْجِهَا كَلِمَةً إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ كَلِمَةٍ مَا كَتَبَ مِنَ الْأَجْرِ لِلصَّائِمِ وَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۵٢).
- ↑ «فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ لِلَّهِ عُمَّالًا وَ هَذِهِ مِنْ عُمَّالِهِ لَهَا نِصْفُ أَجْرِ الشَّهِيدِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰).
- ↑ «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبارالرضا، ج۲، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۸۷؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص١۵٣).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۷۶-۳۸۴.