تعیین امام در کلام اسلامی

شناسه ارزیابی نشده
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Heydari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۰۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث تعیین امام است. "تعیین امام" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تعیین امام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

فرضیه‌های مختلف شیعه نسبت به تعیین امامت

نظریه اهل سنت نسبت به تعیین امامت

ادله اهل سنت مبنی بر نپذیرفتن نص و نصب الهی در تعیین امامت

  • اشکال اول: اهل سنت معتقدند بر اساس آیۀ ﴿وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ[۱۴] و آیۀ ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ[۱۵]، مشورت به امور تعلق گرفته و یکی از امور اساسی و مهم جامعۀ اسلامی تعیین رهبری حکومت است بنابراین با توجه به این دو آیه، تعیین امامت و رهبری چون جزء امور اساسی جامعۀ اسلامی شمرده شده و فقط به واسطۀ مشورت کردن محقق می‌‌شود[۱۶].
  • به این اشکال پاسخ‌های مختلفی داده شده است از جمله:
  1. از جملۀ ﴿فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ[۱۷] استفاده می‌شود شورای مورد نظر در آیه آن است که یک نفر در میان آنان، حق تصمیم‌گیری داشته باشد، در حالی که در شورای تعیین رهبری، هیچ‌ کدام حق تصمیم‌گیری ندارند؛ چون هیچکدام از مشاورین هنوز حاکم نشدند که بتوانند تصمیم بگیرند و از طرفی اگر قائل شویم یک نفر تصمیم گیرندۀ آخر است با مشورتی که اهل سنت آن را حجت می‌‌دانند منافات دارد زیرا با توجه به آیه زمانی که معتقد شویم یک نفر تصمیم آخر را می‌‌گیرد، دیگر نظر مشاورین اعتباری ندارد، درواقع این جمله از آیه در جهت نقض مدعیان مشورت در مسئلۀ تعیین امامت است، چراکه تأیید می‌‌کند در جمع مشاورین یک نفر باید حرف آخر را بزند نه اینکه نظر تمام مشاورین اعمال شود[۱۸].
  2. اگر قائل شویم این آیات دلالت بر مشورت کردن در امور امامت می‌‌کند، پس چرا چگونگی آن را پیامبر اکرم(ص) بیان نکرده‌اند؟ در حالی که موضوعاتی با ارزش کمتر توسط پیامبر بیان شده است[۱۹].
  3. اصل در مشورت آن است که مشاور به انسان مشورت بدهد، نه اینکه برای انسان تصمیم‌گیری کند، به عبارتی مشاور، تصمیم‌ساز است نه تصمیم‌گیر[۲۰].
  4. اگر انتخاب امامت بر پایه مشورت است؛ چرا در جریان خلیفه اول و دوم چنین مشورتی اعمال نشد[۲۱].
  5. اگر تعیین امام فقط از طریق مشورت حاصل می‌‌شود، چرا رسول خدا(ص) در هیچ سخنی به این موضوع اشاره نکرده و حدود آن را مشخص ننموده‌اند؟ همچنین چرا شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان در سخنان آن حضرت وجود ندارد[۲۲].
  6. اگر تعیین امام، بر پایۀ مشورت است چرا افرادی که شایسته شرکت در شورای رهبری‌اند مشخص نیستند و در میان خود عامه، در ویژگی‌های آنها اختلاف وجود دارد؟ چنانکه در مصداق اعضای شورا، که از حل و عقد هستند، در بین آنها اختلاف وجود دارد، زیرا عده ای مصداق حل و عقد را فقها و برخی دیگر اهل سیاست و عده ای هم مجاهدانی که در میدان‌های نبرد جهاد کرده‌اند می‌‌دانند[۲۳].
  1. خلافت ابوبکر اجماعی نیست، زیرا بنی‌هاشم و گروهی از مهاجران و انصار چنین خلافتی را نپذیرفتند[۲۵].
  2. مخالفت نکردن با گفتار یا رفتار کسی، ملازم با قبول آن گفتار یا رفتار نیست[۲۶].
  3. اجماعی که عامه می‌گویند، بر فرض محقق شدنش حجت نیست، زیرا اجتماع افرادی که هر کدام به تنهایی ممکن است خطا کنند موجب حجّیت و مصونیت از خطا نمی‌شود[۲۷].
  4. اهل سنت اتفاق امت را اجماع می‌‌دانند، بر این اساس اگر یک نفر در امت با این اجماع مخالفت کند، اجماع از حجیت ساقط می‌‌شود در حالی که در زمان تعیین جانشینی پیامبر افرادی از امت مانند امیرالمؤمنین(ع) با این امر مخالف بود، بنابراین اجماع از حجیت ساقط می‌‌شود[۲۸].
  5. اگر ابوبکر به وسیلۀ اجماع خلیفه شده بود، پس چرا خلیفۀ دوم، دربارۀ چگونگی انتخاب خلیفۀ اول گفت: بیعت با ابوبکر شتاب‌زده انجام شد و بعد از این هر کس بخواهد از این طریق به خلافت برسد او را بکشید[۲۹].
  6. اجماع امت اسلامی درباره موضوعی، قابل دسترسی نیست؛ زیرا مردم افکار و دیدگاه‌های متفاوتی دارند و حصول چنین اجماعی ناممکن است از طرفی اگر چنین امری مقدور و قابل تحقق است چرا تاکنون چنین اجماعی از امت اسلامی دربارۀ یک مسئله یا رویداد در تاریخ ثبت نشده و به دست ما نرسیده است؟ با این وجود اگر در جامعه اسلامی در امری مانند تعیین امام امت اسلامی به اجماع نرسند، تکلیف مکلفان چه خواهد شد[۳۰].
  1. در تعریف بدعت اختلافی نیست اما آیا امامت مصداق بدعت و تعریف آن محسوب می‌‌شود؟ شیعه با ادلۀ نقلی اعم از کتاب و سنت نبوی معتقد است اصل امامت در قرآن و سنت نبوی وجود دارد و براین اساس برخداوند و پیامبرش لازم و واجب است که نسبت به این موضوع (رهبری امامان معصوم) به مردم اطلاع رسانی کنند. بنابراین وقتی مشخص شد مسئلۀ تعیین امامت جزء مبانی دینی استف اشکال بدعت به این موضوع اشکالی بی اساس است[۳۳].
  2. اثبات بدعت در مسئله تعیین امامت سبب فروپاشی مدعای اهل سنت مبنی بر بدعت در مسئلۀ تعیین امامت نیز می‌‌شود، چراکه وقتی شیعه با ادله متقن و مستند ثابت کرد مسئلۀ تعیین امامت جزء دین به حساب می‌‌آید، می‌‌توان ادلۀ بدعت را بر ضد مبانی اهل سنت به کار برد، به این صورت که وقتی تعیین امامت جزء دین اسلام محسوب شد بیرون کردن آن توسط اهل سنت یعنی بدعت در دین، زیرا آنان امری را که در دین وجود داشت را از دین خارج کردند[۳۴].
  3. قید عمد در بدعت باید لحاظ شود: درست است بدعت ادخال آنچه در دین نیست به دین یا اخراج آنچه در دین است، از دین است، اما بدعت با قید تعمد و عناد معنا و مفهوم پیدا می‌‌کند، به این معنی که شخصی با علم به دینی بودن یک مسئله‌ای بکوشد آن را غیر دینی عنوان کند یا با علم به اینکه از دین نیست، آن را جزء دین قرار دهد، بنابراین نمی‌توان هر امری را که در دین داخل و یا خارج شده است را بدعت نامید، چراکه اگر این معنا از بدعت (بدعتی بدون تعمد وعناد) در نظر اهل سنت بدعت صحیحی باشد باید معتقد شویم اکثریت قریب به اتفاق عالمان دینی اعم از شیعه و سنی در دین اسلام بدعت ایجاد کردند، چون بیشتر مباحث کلامی‌، فقهی و غیره میان عالمان یک مذهب اختلافی است، فقه اهل سنت خودش از چهار مذهب تشکیل شده که در یک مسئله و موضوع آرای متفاوتی از هر مذهب اظهار شده است که قطعاً یکی مطابق دین حقیقی است، اما نمی‌‌توان دیگر آراء را بدعت دانست؛ چراکه عالم دیگر بر حسب فرض نهایت تلاش خود را برای به دست آوردن احکام اسلامی به کار گرفته، هرچند که احکام درست را استخراج نکرده است ولی هیچ کس از علما اعم از سنی و شیعه معتقد نیست چنین امری بدعت در دین است. چنانکه اهل سنت خودشان از ابوهریره نقل کرده‌اند که خطا کار هنگام به دست آوردن احکام یک اجر و کسی که احکام را به درستی استخراج کند دو اجر در نزد خداوند دارد[۳۵].[۳۶]
  1. مقام عظیم رهبری و پیشوای جامعه اسلامی ‌را از عرش الهی به فرش خلافت بشری تنزّل داده‌اند.
  2. معتقد به عدالت صحابه شدند و ادّعا کردند هر کس که پیامبر اکرم(ص) را دید و به او ایمان آورد، عادل است.
  3. به اجتهاد صحابه تمسّک کرده، در حالی که هیچ شرطی از اجتهاد در آن رعایت نشده بود[۳۷].

دیدگاه ابن قبه رازی درباره وجوب تعیین امام

برهان عدالت

برهان اضطرار

دیدگاه ابن قبه رازی درباره ملاک‌های تعیین امام

دلایل تعیینی بودن امامت از سوی خداوند

  • ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ[۶۰].
  • ﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ[۶۱].
  • ﴿وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا[۶۲].
  • ﴿كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ[۶۳].
  • ﴿وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ[۶۴].
  • ﴿وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ[۶۵].
  • ﴿تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ * وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ[۶۶].
  • ﴿أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا[۶۷].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع تعیین امام

منابع

پانویس

  1. شرح المقاصد، ج۵، ص۲۵۶؛ گوهر مراد، ص۴۷۷.
  2. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  3. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  4. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  5. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  6. الفصول المختاره، ص۳۰۰ـ ۳۰۳ ک مدخل کیسانیه.
  7. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  8. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۷-۱۰۸.
  9. المغنی، ج۱، ص۲۵۲ـ ۲۵۳.
  10. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  11. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  12. مقالات الإسلامیین، ج۱، ص۴۶، پاورقی؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۲۱.
  13. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ص ۶۹.
  14. «و آنان که (فراخوان) پروردگارشان را اجابت کرده‌اند و نماز را بر پا داشته‌اند و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.
  15. «و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  16. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۷-۱۰۸.
  17. «چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن » سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  18. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۷-۱۰۸.
  19. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۸-۱۱۰.
  20. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۸-۱۱۰.
  21. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۸-۱۱۰.
  22. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۸-۱۱۰.
  23. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۰۸-۱۱۰.
  24. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  25. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  26. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  27. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  28. ادب فنای مقربان، ج۳، ص۳۱۹.
  29. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  30. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  31. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  32. ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۷۰ - ۷۴.
  33. ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۷۰ - ۷۴.
  34. ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۷۰ - ۷۴.
  35. فتح الباری، ج ۱، ص ۶۳؛ کتب و رسایل و فناوی ابن تیمه، ج ۳۳، ص ۴۱.
  36. ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۷۰ - ۷۴.
  37. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۱۰-۱۱۴.
  38. ابن قبه رازی رازی، الأنصاف، ص۱۳۳.
  39. ابن قبه رازی رازی، المسألة المفردة فی الإمامه، ص۶۱.
  40. ابن قبه رازی رازی، نقض الأشهاد، ص۱۲۵.
  41. میرزایی، عباس، ابن قبه رازی، ص۱۳۸-۱۳۹.
  42. ابن قبه رازی رازی، المسألة المفردة فی الإمامه، ص۵۴ و ۶۱؛ همو، الانصاف، ص۱۳۳.
  43. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۲-۱۱۳.
  44. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۹۴-۹۵.
  45. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۳.
  46. میرزایی، عباس، ابن قبه رازی، ص۱۳۹-۱۴۰.
  47. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۶.
  48. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۱.
  49. ر.ک: ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۹ و ۱۱۶.
  50. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۷ و ۱۱۰.
  51. ر.ک: ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۳-۱۰۴ و ۱۱۵.
  52. ابن قبه رازی رازی، المسألة المفردة فی الإمامه، ص۶۲؛ همو، نقض الاشهاد، ص۱۲۱.
  53. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۰۹ و ۱۲۰.
  54. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۰.
  55. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۲.
  56. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۷.
  57. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۱۷.
  58. ابن قبه رازی رازی، نقض الاشهاد، ص۱۲۶.
  59. میرزایی، عباس، ابن قبه رازی، ص۱۴۱-۱۴۲.
  60. «محبّت امور مادی، در نظر مردم جلوه داده شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.
  61. «بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون‌طلبی در اموال و فرزندان است» سوره حدید، آیه ۲۰.
  62. «و انسان، همیشه عجول بوده است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
  63. «چنین نیست که شما می‌پندارید؛ بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید» سوره قیامه، آیه ۲۰.
  64. «و بیشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشی، ایمان نمی‌آورند» سوره یوسف، آیه ۱۰۳.
  65. «اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند» سوره انعام، آیه ۱۱۶.
  66. «اینها، شهرها و آبادی‌هایی است که قسمتی از اخبار آن را برای تو شرح می‌دهیم؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند؛ ولی آنها [چنان لجوج بودند که] به آنچه قبلاً تکذیب کرده بودند، ایمان نمی‌آوردند. این‌گونه خداوند بر دل‌های کافران مهر می‌نهد * و بیشتر آنها را بر سر پیمان خود نیافتیم؛ همانا اکثر آنها را فاسق و گنهکار یافتیم» سوره اعراف، آیه ۱۰۱-۱۰۲.
  67. «آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزیده است؟ آیا تو می‌توانی عهده دار هدایت او باشی؟ * آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟» سوره فرقان، آیه ۴۳-۴۴.
  68. اراکی، محسن، گفتگوی دو مذهب، ص:۱۲۷-۱۳۰.

الگو:امامت‌شناسی