سوره صافات در علوم قرآنی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

سی و هفتمین سوره قرآن و چهل و پنجمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوعات توحید، آفرینش و تدبیر جهان، احوال قیامت و داستان برخی از پیامبران. نامگذاری این سوره به صافات به خاطر کلمه «صافات» است که در نخستین آیه این سوره نازل شده است. کلمه «صافات» جمع صافه است و صافه نیز جمع صاف با تشدید است و مراد از این کلمه، جماعتی است که افراد آن در صفی منظم قرار داشته باشند[۱]. در تفسیر قمی در ذیل آیه ﴿وَالصَّافَّاتِ صَفًّا[۲] آمده که منظور ملائکه و انبیایند.

دومین سوره‌ای است که با سوگند آغاز می‌شود. خدای تعالی به این سه طایفه، «صافات»، «زاجرات» و «تالیات» در این سوره سوگند خورده است. شاید مراد از «صافات و زاجرات و تالیات» سه طایفه از ملائکه باشند که مأمور نازل کردن وحی بودند و مسیر وحی را از مداخله شیطان ایمن می‌کردند و آن را به پیغمبران و یا خصوص پیامبر اسلام محمد (ص) می‌رساندند.

تعداد آیات آن به نظر قاریان کوفه ۱۸۲ آیه است. ۸۶۶ کلمه و ۳۹۰۳ حرف دارد.

موضوعات این سوره مشتمل است بر: توحید و آفرینش و تدبیر زمین و آسمان، فرشتگان، احوال قیامت و شرح حال بندگان مخلص خدا و نتیجه اعمال نیک آنان و برشمردن رفتار و سرنوشت کافران، پشیمانی و ندامت کافران و ملامت کردن یکدیگر که موجب اغوا و گمراهی همدیگر شده‌اند در قیامت. بخش‌هایی از داستان انبیاء مانند نوح، ابراهیمرؤیای صادقه او درباره قربانی کردن فرزندش اسماعیلموسی، هارون، الیاس و ال‌یاسین، لوط (ع) و داستان شگفت‌انگیز رفتن یونس (ع) در دل نهنگ و نجات او به خاطر ذکر. یونس از مسبحین (تسبیح گویان) بود.

آنچه قرآن کریم از تسبیح او حکایت کرده این است که می‌فرماید: ﴿فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ[۳]، ﴿سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ[۴]. در قرآن چنین سلامی به احدی غیر از حضرت نوح (ع) داده نشده که این قدر وسیع باشد.

در خاتمه سوره بیانی آمده است که به منزله خلاصه‌گیری از غرض سوره است، یعنی تنزیه خدا. و سلام بر بندگان مرسل و حمد خدای تعالی در برابر رفتار نیکی که با ایشان کرده است.

سوره صافات به ۶ بخش قابل تقسیم است:

آیات ۱- ۱۱

آیات ۱۲- ۷۱

آیات ۷۲ - ۱۱۳

آیات ۱۱۴ - ۱۳۲

آیات ۱۳۳ - ۱۴۸

آیات ۱۴۹ - ۱۸۲.

افتتاح و اختتام سوره از طریق بیان توحید الهی و محاجه با مشرکین اشتراک معنایی متکامل دارد.

امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) گزارش می‌کند که آن حضرت فرمود: این ستارگان که در آسمان است، شهرهایی است مانند شهرهایی که در زمین است[۵]. ازاین رو، احتمال حیات در ستارگان و سیارگان دیگر را می‌‌توان از آن نتیجه گرفت. در مجمع البیان در ذیل آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ[۶] فرموده است: بعضی‌ها گفته‌اند: یعنی از ولایت علی (ع) بازخواست می‌شوند - نقل از ابی سعید خدری -. این روایت را شیخ طوسی هم در امالی خود به سند خود از انس بن مالک از رسول خدا (ص) آورده و در کتاب عیون از حضرت علی و از حضرت رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده و در تفسیر قمی آن را از امام (ع) روایت کرده است.

در کتاب خصال از امیرالمؤمنین (ع) آورده است که رسول خدا (ص) فرمود: بنده خدا در روز قیامت قدم از قدم برنمی‌دارد تا از چهار چیز بازجویی شود از عمرش که در چه کاری تباه کرد. از جوانی‌اش که در چه کاری به سر برد. از مالش که از چه راهی کسب کرد و در چه راهی خرج کرد و از محبت ما اهل بیت. در تفسیر قمی در ذیل جمله ﴿ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[۷] می‌فرماید: قلب سلیم، قلبی است که خدا را دیدار می‌کند در حالی که به جز خدای عزو جل کسی دیگر در آن نباشد.

معروف‌ترین آیات سوره

  1. ﴿إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[۸]،
  2. ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ[۹]،
  3. ﴿إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ[۱۰]،
  4. ﴿وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ[۱۱].[۱۲]

سی و هفتمین سوره قرآن کریم

صافّات در ترتیب مصحف سی و هفتمین سوره قرآن است که پس از سوره یس و پیش از سوره صجای گرفته و در ترتیب نزول، مطابق روایت مشهور عطا از ابن عباس، که مورد اعتماد محققانی چون طبرسی است، با احتساب سوره حمد پنجاه و ششمین سوره است که پس از سوره انعام و پیش از سوره لقمان نازل شده است[۱۳]. سوره صافّات مکی است و از نظر همه قاریان ۱۸۲ آیه دارد، جز قاریان بصره که شمار آیات آن را ۱۸۱ دانسته‌اند[۱۴]. خاستگاه این اختلاف، جایگاه دو آیه در این سوره است:

  1. همه قاریان تا ﴿احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ[۱۵] در پایان آیه ۲۲ را آیه‌ای مستقل شمرده‌اند؛ اما قاریان بصره آن را تا ﴿إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ، یعنی مجموع آیات ۲۲ و۲۳ را یک آیه به شمار آورده‌اند.
  2. همه قاریان، عبارت ﴿وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ[۱۶] را آیه‌ای مستقل به شمار آورده‌اند، جز ابوجعفر یزید بن قعقاع از قاریان ده‌گانه و اهل مدینه که آن را با آیه بعدی یک آیه شمرده‌اند[۱۷]. شمار کلمات این سوره ۸۶۰ و شمار حروف آن ۳۸۲۳ است[۱۸]. نام سوره از آیه نخست آن: ﴿وَالصَّافَّاتِ صَفًّا[۱۹] گرفته شده است؛ اما دلیلی نیست که این نامگذاری در عصر رسالت یا به دست پیامبر بوده است. ابن‌عاشور در باره علت نامگذاری این سوره به صافّات، با اینکه در سوره ملک نیز واژه صافّات آمده است، می‌گوید اولاً سوره ملک پس از این سوره نازل شده است. ثانیاً مراد از صافات در این سوره فرشتگان و در سوره ملک پرندگان است و از این‌رو نامگذاری این سوره به صافّات ترجیح یافته است[۲۰]. این نکته را هم باید افزود که در این سوره با سوگندی که به «الصافّات» ـ به شکل معرفه ـ یاد شده، صافّات اهمیت ویژه یافته است. سیوطی از جعبری نقل کرده که این سوره را سوره «ذبیح» هم خوانده‌اند[۲۱]؛ زیرا فقط در این سوره به قصه ذبح فرزند ابراهیم به دست وی اشاره شده است.

ویژگی سوره صافّات کوتاهی آیات و سرعت آهنگ و نواخت آن و کثرت و تنوع عرصه‌ها و مواضع درنگ و تنوع تصویرپردازی آن است.

برخی مفسران درباره پیوند این سوره با سوره قبلی (یس) با مقایسه موضوعات این دو سوره نکاتی را استنباط کرده‌اند که تنها با توقیفی دانستن ترتیب سوره‌ها می‌توان آنها را پذیرفت؛ مانند اینکه در پایان سوره یس از رخداد رستاخیز و قدرت خدای متعالی بر احیای دوباره مردگان و تحقق قطعی اراده خدا یاد شده و این سوره با بیان یگانگی خدا آغاز شده است؛ زیرا با واحد بودن خداست که هر چه را او اراده کند تحقق می‌یابد[۲۲].[۲۳]

فضای نزول سوره

از آیات سوره صافّات برمی‌آید که سوره در فضایی بسیار شدید و سنگین از نظر هجوم همه‌جانبه مشرکان مکه به پیامبر و مسلمانان و اندوه فراوان برخاسته از آن فشار، نازل شده است. این هجوم سنگین در جهت تبلیغ شدید ضدّ قرآن و پیامبر اکرم همچون تمسخر آیات الهی: ﴿وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ[۲۴]، سحر شمردن قرآن: ﴿وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ[۲۵] و شاعرِ مجنون (تحت تسخیر جن) خواندن پیامبر: ﴿وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ[۲۶] بوده است.

همچنین یادکرد پیامبران بزرگی چون نوح، ابراهیم و موسی و بیان رنج و اندوه برخی از آنها در راه انجام رسالتشان: ﴿وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ[۲۷]، در این سوره به روشنی فضای سنگین و سرشار از فشار و آزار و اندوه حاکم بر پیامبر و مؤمنان را نشان می‌دهد؛ نیز شرح قصه یونس و خارج شدن وی از میان قوم خود نیز می‌تواند اشاره به اوج فشارها و آزار‌رسانی به پیامبر و ناامیدی آن حضرت از هدایت قومش باشد. در چنین فضای سنگین فشار و آزار شدید روحی و جسمی، سوره صافّات بر پیامبر اکرم نازل شده و به شبهات و اتهامات مشرکان به قرآن و پیامبر پاسخ داده است.[۲۸]

غرض سوره

غرض اصلی سوره، همانند بسیاری از سور مکی قرآن، رد شبهات مشرکان در باره توحید و معاد و به گونه خاص رد نسبت داشتن فرشتگان و جن با خدا؛ همچنین بیان تهدید شدید کافران و مشرکان، همراه دلداری و آرامش‌بخشی به پیامبر و مؤمنان در شرایطی بسیار سخت و رنج‌آور از نظر روحی و جسمی، امیدبخشی به آینده‌ای روشن و نجاتبخش، و در عین حال اشاره به این حقیقت است که ابتلا و آزمون الهی در همه حال برای هر مؤمنی، بلکه هر انسانی وجود دارد.[۲۹]

مضامین سوره

سوره با سه سوگند آغاز می‌شود. هدف از این سوگندها ساماندهی به عقیده صحیح به توحید و یگانگی خدای متعالی و پاکسازی آن از شائبه‌های شرک در تمام اَشکال آن است. یکی از مظاهر شرک در روزگار جاهلیت این بود که عرب می‌پنداشت میان خدا و فرشتگان یا جن نسبت خویشاوندی وجود دارد و میان خداوند و جن ازدواجی صورت گرفته و نتیجه آن ولادت فرشتگان بوده است[۳۰]. آنان فرشتگان را مؤنث و دختران خدا می‌شمردند و سوره صافّات در مقام رد و انکار این پندارها بر آمده است و از همین رو سوره با اشاره به طوایفی از فرشتگان آغاز می‌شود که وحی را بر پیامبر نازل و شیاطین را از تصرف در آن دور و وحی را با مصونیت بر پیامبر تلاوت می‌کنند[۳۱]: ﴿وَالصَّافَّاتِ صَفًّا * فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا * فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا * إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ[۳۲] به دنبال آن و پس از توجه دادن به خلقت آسمان‌ها و آراستن آسمان دنیا (: نزدیک‌تر) به زینت ستارگان، سخن از شیاطین سرکش و عصیانگر به میان می‌آید که با شهاب‌های فروزان سنگباران می‌شوند تا به ملأ اعلی نزدیک نشوند و به استراق سمع نپردازند.[۳۳] یادکرد از آراستن آسمان‌ با ستارگان در اینجا زمینه‌سازی برای رد پندار عرب جاهلی درباره ارتباط شیاطین با آسمان‌ها و آگاهی از اخبار آینده است که احیاناً می‌توانسته‌اند این اخبار را در اختیار برخی انسان‌ها قرار دهند. بی‌تردید شهاب فروزانی که شیاطین را از آسمان و شنیدن اخبار آن دور می‌کند، چیزی جز شهاب‌سنگ‌هایی است که امروزه دانشمندان آنها را رصد می‌کنند و از فرود آمدن آنها به سمت زمین خبر می‌دهند[۳۴]. آیات ۱۱ - ۷۰ به موضوع معاد و انکار آن از سوی مشرکان می‌پردازند. خدای سبحان در این آیات ابتدا پیامبر را مخاطب ساخته می‌گوید: از مشرکان بپرس آیا آفرینش آنها، که از مقداری گل چسبنده آفریده شده‌اند، دشوار‌تر است یا آفرینش این جهانِ باعظمت؟ بنابراین انکار توحید و معاد از مشرکان سخت مایه تعجب است و آنان دعوت تو و آیه‌‌‌های روشنی را که در این باره برای آنان آورده‌ای به سخریه گرفته‌اند و قرآن را سحر آشکار می‌خوانند و زنده شدن دوباره خود و پدرانشان را بعید می‌پندارند: ﴿وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ * أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ[۳۵] در ادامه با تأکید بر وقوع معاد با بیانی محکم، تصویری روشن و مبسوط از حال مشرکان و گونه‌های عذاب‌هایی که در انتظار آنان است ترسیم می‌کند و در مقابل، حال بندگان مؤمن و مخلَص خدا و نعمت‌هایی را که در جهان آخرت از آن برخوردارند وصف می‌کند. هشدار این آیات در وهله نخست به مشرکانی است که بدون علم از سران و پیشوایانشان در کفر و شرک پیروی می‌کنند و از همین رو در این آیات دو گفت‌وگو میان پیشوایان و پیروان مشرک و میان مؤمن اهل بهشت با همنشین کافرش بازگو شده است. در گفت‌وگوی نخست، مشرکان پس از مرگ، ناگهان خود را در برابر جزای اعمال می‌بینند و همه ظالمان را با همسرانشان[۳۶] یا همنشینان مشرکشان که انسان‌ها و شیاطین‌اند[۳۷] و معبودهای باطلشان در محلی گرد آورده، سپس آنان را به سمت آتش بزرگ شعله‌ور سوق می‌دهند. در آن صحنه برخی مشرکان به برخی دیگر می‌گویند: این شما بودید که از هر سو و به شیوه‌های گوناگون نزد ما می‌آمدید و ما را به انکار توحید و تکذیب پیامبر ترغیب می‌کردید. اکنون باید عذاب ما را هم عهده‌دار شوید؛ اما گمراه کنندگان، گناه کفر به پیامبر را به خود گمراه شوندگان نسبت می‌دهند و در عین پذیرش گمراه‌گری خودشان می‌گویند ما بر شما چنان سلطه‌ای نداشتیم که شما را مجبور کنیم. شما نباید از ما پیروی می‌کردید! و خدا تأکید می‌کند که همه آنان با هم عذاب خواهند شد: ﴿فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ[۳۸] آیات بعدی جرم مشرکان را که مستوجب دریافت عذاب دردناک است، سرباززدن از پذیرش توحید و شاعرِ مجنون خواندن پیامبر می‌داند و پیامدهای این انکار از جرم‌های مشرکان است؛ اما تأکید می‌کند که پیامبر فقط حق را آورده و آنچه آورده، تصدیق پیامبران پیشین است: ﴿بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ[۳۹] در گفت‌وگوی دوم، یکی از مؤمنان برخوردار از نعمت‌های بهشتی از همنشین کافرش در دنیا خبر می‌دهد که تلاش می‌کرده با ایجاد تردید، او را از تصدیق پیامبر بازدارد؛ اما او با تبعیت نکردن از وی اکنون اهل بهشت شده است و همنشین مشرکش میان آتش انبوه دوزخ دیده می‌شود: ﴿قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ * يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ * أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ * قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ * فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ[۴۰] البته رستگاری و نجات از عذاب خدا را مرهون نعمت و لطف پروردگار خود می‌خواند: ﴿وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ[۴۱] در میان دو گفت‌وگوی یادشده به ترسیم حال بندگان مخلَص خدا و نعمت‌هایی پرداخته است که در عالم آخرت از آن بهره‌مند می‌شوند: روزیِ ممتاز، انواع میوه‌ها، باغ‌های پرنعمت، نشستن روی تخت‌‌‌های روبه‌روی هم، شراب زلال و سفید و لذت‌بخش که نه فسادآور است نه مست‌کننده و زنان عفیف و فراخ‌چشم، نعمت‌هایی‌اند که در این بخش سوره به آنها اشاره شده است.[۴۲] در آیه ۶۲ سوره با پرسشی تأمل‌برانگیز و هشدار دهنده، نعمت‌های اهل بهشت را با درخت زَقّوم که پاداش و نصیب ستمگران در عالم آخرت است مقایسه کرده، سپس میوه زقوم را وصف می‌کند: ﴿أَذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ[۴۳]. بهره اهل جهنم انباشتن شکم‌هایشان از میوه درخت زقوم است که از بن دوزخ می‌روید. میوه زقوم به سر‌‌‌های مارهای تاجداری تشبیه شده است که عرب بارها آن را دیده بود و وحشت‌زده از آن می‌گریخت، یا گیاهی بدبو و زشت به نام «رئوس الشیاطین»[۴۴]: ﴿إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ[۴۵] در آیات ۶۹ - ۷۰ به پیروی از راه نیاکانشان اشاره می‌کند که از عوامل مهم انحراف و گمراهی آنان است. پیروی آنان در حالی بود که به انحراف آنان باور داشتند: ﴿إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ * فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ[۴۶]

آیات ۷۵ - ۱۴۸ که بزرگ‌ترین بخش سوره را تشکیل می‌دهند، برای دلداری دادن به پیامبر و مؤمنان و اطمینان دادن به نصرت الهی از یک سو و انذار بیشتر و عبرت‌آموزی مشرکان از سوی دیگر، سرگذشت پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، موسی و هارون، الیاس، لوط و یونس و رفتار آنان با اقوام کافرشان را بازگو می‌کنند: نوح ما را ندا داد و در برابر قوم ستم‌پیشه‌اش از ما یاری‌طلبید و ما چه نیک به وی پاسخ دادیم. آنان را به طوفان گرفتار ساختیم و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ رها ساختیم. سپس تنها ذریه‌ او را باقی گذاشتیم و پیامش را میان امت‌های بعدی زنده نگاه داشتیم: ﴿وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ * وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ * وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الآخِرِينَ[۴۷] ابراهیم نیز پیرو آیین نوح بود[۴۸]. او پدر (عمو یا جد مادری)[۴۹] و قوم خود را از پرستش بت‌هایی که با دست خود می‌تراشیدند نهی کرد و در فرصتی مناسب تدبیری اندیشید و به قوم گفت من بیمارم و چون قومش از او دور شدند به سراغ بتان رفت و با قدرت تمام آنها را درهم شکست. قوم ابراهیم پس از آگاهی از ماجرا، آتش عظیمی برافروختند و خواستند برای او نیرنگی کنند؛ اما خدای متعالی ابراهیم را از نیرنگ آنان حفظ و آنان را مغلوب کرد: ﴿قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ * فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَسْفَلِينَ[۵۰] ابراهیم پس از نجات، از میان قوم خود هجرت کرد و از پروردگار خود فرزندانی صالح خواست. خدا به او پسری بردبار (اسماعیل)[۵۱] بخشید: ﴿وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ * رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ * فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ[۵۲] سپس ابراهیم در خواب دید که پسر خود را ذبح می‌کند و چون خواب خود را برای پسرش بازگفت و نظر او را درباره آن جویا شد، دریافتند که آن خواب فرمان خداست. پس هر دو تسلیم فرمان خدا شدند و هنگامی که ابراهیم فرزند خود را برای ذبح کردن به قربانگاه ‌برد، از جانب خداوند ندایی رسید که آنچه در خواب دیده، آزمونی آشکار برای او بوده، و او در این آزمون، موفق بوده است و سرانجام خداوند فرزند ابراهیم را با قربانی عظیمی باز خرید: ﴿قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ * وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ[۵۳] در آیات بعدی با اشاره به بشارت تولد اسحاق به ابراهیم و برکتی که خداوند در وی نهاده بود، از سرگذشت موسی و هارون و منتی که خدای متعالی بر آن دو و قومشان بنی‌اسرائیل نهاد و آنان را از اندوهی بزرگ رهانید منتقل شده است: ﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ[۵۴] خداوند بنی‌اسرائیل را یاری کرد و بر فرعون پیروز گردانید. سپس به موسی و هارون کتابی روشنگر عطا کرد و آن دو را به صراط مستقیم هدایت کرد: ﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۵۵] در ادامه به داستان الیاس اشاره می‌شود. او قومش را به رعایت تقوا دعوت و نسبت به پرستش بت بعل و رویگردانی از خدای احسن‌الخالقین که پروردگار آنان و نیاکانشان است سرزنش کرد؛ اما قوم وی او را تکذیب کردند و خداوند آنان را برای حساب و عذاب حاضر خواهد کرد: ﴿وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ * فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ[۵۶] پیامبر بعدی که از او یاد شده لوط است. خداوند خاندان لوط، به جز همسرش را نجات داد و قومش را هلاک ساخت: ﴿وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ * ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِينَ[۵۷] آخرین پیامبری که در این سوره از او یاد شده یونس است. او از میان قوم خود خارج شد و چون عبد فراری به سوی کِشتیِ پُر از مسافر و بار گریخت و در کشتی قرعه به نام وی افتاد و به دریا افکنده شد و در حالی‌که خود را نکوهش می‌کرد، ماهی‌ای او را بلعید. یونس در شکم ماهی تسبیح خدا گفت و در نتیجه خداوند او را نجات داد و دوباره او را رسول قومش کرد که بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر بودند. قومش ایمان آوردند و تا مدتی از مواهب زندگی برخوردار بودند: ﴿وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ * فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ[۵۸] نکته مشترک در همه این قصه‌ها آن است که خدای متعالی همه پیامبران یادشده را با رسالت الهی به سوی اقوامشان فرستاده و آنان قوم خود را به توحید و ایمان و تقوا فراخواندند؛ اما اقوامشان آنان را تکذیب کردند و در نهایت خداوند تکذیب کنندگان را هلاک کرد. یادکرد این قصه‌ها برای انذار و عبرت‌گیری مشرکان مکه است تا از عذاب الهی بهراسند و از تکذیب پیامبر باز ایستند. افزون بر این، در ذیل هر داستان‌ جز داستان لوط و یونس،‌خداوند خبر می‌دهد که پس از هلاک اقوامشان از آن پیامبران نامی نیک در میان نسل‌های بعد و آیندگان برجای خواهد نهاد و بر هر یک از این پیامبران سلام می‌فرستد و پاداش آنان را به نیکویی عطا کرده و در نهایت آنان را از بندگان مؤمن خود معرفی می‌کند؛ برای مثال، در باره ابراهیم می‌گوید: ﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الآخِرِينَ * سَلامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ * كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ[۵۹] قصه‌‌‌های یادشده در این سوره از جهات گوناگون برای پیامبر اکرم و مسلمانان هدایت‌بخش و برای مشرکان و تکذیب‌کنندگان دعوت پیامبر عبرت‌آموز و انذاردهنده‌اند. ورود و خروج به قصه و طرح آن نیز بسیار مهم و هدفدار است؛ برای مثال، در ذکر قصه ابراهیم به هجرت آن حضرت از سرزمین خود یاد می‌کند؛ آن‌گاه که ابراهیم بت‌های آنان را شکست و از آتش بزرگی که قومش برای وی افروخته بودند نجات یافت. سپس از فرزند بردباری یاد می‌شود که به او عطا شد و سپس حضرت ابراهیم با وی آزموده شد. طرح این موضوع، فشار شدید و هجوم همه‌جانبه مشرکان مکه به پیامبر و مؤمنان به وی در زمان نزول این سوره را تصویر می‌کند و ضمن این قصه خداوند راه رهایی پیامبر و مؤمنان از این آزار و فشار را هجرت آنان معرفی می‌کند.

همچنین در روایتی از حضرت امام رضا، فدیه ذبح عظیم[۶۰] در داستان ابراهیم و اسماعیل به قتل فرزند پیامبر، حسین بن علی به دست دشمنانش تأویل شده است[۶۱]. ذکر دو قصه لوط و یونس در این سوره نیز قابل توجه است؛ زیرا با دیگر قصه‌‌‌های این سوره تفاوتی آشکار دارند. در قصه لوط صرفاً به نجات آل‌لوط و عذاب و هلاک قوم لوط اشاره شده و این انذاری آشکار برای مشرکان مکه است تا از سرنوشت قوم لوط عبرت گیرند. در این بخش از آیات به مشرکان یادآوری می‌کند که سرزمین قوم لوط نیز در معرض مشاهده شماست و برای عبرت نگرفتن عذری ندارید[۶۲]؛ اما در قصه یونس سرگذشت خود یونس آمده و از قومش سخن به میان نیامده است. این قصه چنین تداعی می‌کند که خدای متعالی در عین حال که با بیان قصه یونس وضع بسیار دشوار پیامبر تحت آزار شدید مشرکان و یأس آن حضرت از ایمان آنان را به تصویر کشیده، با اشاره، شخص پیامبر را از هجرت زودهنگام از شهر مکه و خروج از میان قوم خود برحذر داشته است. توجه به این نکته و نیز ذکر هجرت ابراهیم این احتمال را پذیرفتنی می‌کند که رسول خدا پس از نزول این سوره صرفاً گروهی از مسلمانان تحت فشار مشرکان را به هجرت به حبشه سفارش کرده اما خود در مکه مانده است. در این صورت، شاید بتوان گفت نزول سوره صافّات احتمالاً باید اندکی پیش از هجرت مسلمانان به حبشه رخ داده باشد.

از آیات ۱۴۹ تا پایان سوره به موضوع یادشده در آیات آغازین سوره بازمی‌گردد و با بیانی صریح‌تر این پندار مشرکان را رد و انکار می‌کند که فرشتگان دختران خدا هستند و خدا با جن نسبت دارد. در این آیات، خدای سبحان از پیامبر می‌خواهد از مشرکان بپرسد آیا دختران از آنِ خدا باشند و پسران (که به پندار شما بهترند) از آنِ شما؟ آیا شما شاهد مؤنث آفریده شدن فرشتگان بودید: ﴿فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ * أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ[۶۳] چه بد درباره خدا داوری می‌کنید که می‌پندارید خدا فرزندی دارد و فرشتگان دختران خدایند: ﴿مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ[۶۴] سپس با استدلالی محکم و هشداری همراه مهربانی و دلسوزی، مشرکان را از این باور نهی و وجود هرگونه نسبت میان خدا و جن را رد می‌کند و ساحت خدای متعالی را از این نسبت‌ها منزه می‌شمارد: ﴿وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ[۶۵] درباره فرشتگان نیز بیان می‌کند که هر یک نزد خدا مقامی معلوم دارد و پیوسته خدا را تسبیح می‌کند: ﴿وَمَا مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ * وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ * وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ[۶۶] در پایان سوره در تناسبی آشکار با آیات آغازین سوره، بار دیگر کافرانی را تهدید می‌کند که کتاب و پیام خدا را تکذیب می‌کنند که به زودی فرجام تکذیب خود را خواهند دانست: ﴿فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ[۶۷] و به پیامبر و مؤمنان وعده قطعی می‌دهد چنان‌که درباره همه پیامبران پیشین چنین اراده کرده و به ثبت رسیده است، حتماً از سوی خدا یاری خواهند شد و بر کافران غلبه خواهند کرد: ﴿وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ * وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ[۶۸] سه آیۀ پایانی سوره در حکم نتیجه‌گیری از معارف و بیان‌کننده غرض اصلی سوره‌اند. این آیات، خدای متعالی را با عنوان پروردگار عزت و غلبه‌ناپذیر معرفی کرده و بار دیگر ساحت او را منزه می‌شمارد، از نسبت دادن هر آنچه شایسته ذاتش نیست و مشرکان به او نسبت می‌دهند؛ همچنین سلامت و امنیت خدا را نثار همه رسولان الهی می‌کنند و از حمد خدایی سخن می‌گویند که پروردگار عالمیان است و این همه نعمت را به بشر ارزانی داشته است[۶۹]: ﴿سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۷۰] این سه آیه چنان نظم یافته‌اند که مؤمنان با تکرار آنها معنای توحید خالص را در دل خود رسوخ دهند و با قرائت آنها در خطاب به یکدیگر خداوند را تسبیح کنند[۷۱]. در روایات اهل‌بیت نیز بر این ویژگیِ سه آیه یادشده تأکید شده است. از پیامبر، امیرمؤمنان و امام باقر نقل شده که فرمودند هر کس می‌خواهد خداوند در روز قیامت پیمانه پاداش او را پُر و کامل کند، در پایان هر مجلسی این سه آیه را قرائت کند[۷۲].[۷۳]

فضیلت سوره

در روایت مشهور، ولی مرسل اُبَیّ بن کعب از رسول خدا آمده است که هر کس سوره صافّات را قرائت کند، در برابر هر جن و شیطان ۱۰ حسنه به او اجر داده می‌شود و شیاطین متمرد و سرکش از او دور گردند و از شرک پاک و مبرا گردد و دو فرشته نگهبانش در روز قیامت شهادت دهند که او به پیامبران ایمان داشته است[۷۴]؛ نیز حسین بن علا از امام صادق روایت کرده است که هر کس در هر روز جمعه سوره صافّات را قرائت کند، پیوسته از هر آفتی مصون و محفوظ می‌ماند و هر بلایی در زندگی دنیا در شبانه‌روز از او دفع می‌گردد و در دنیا روزی فراخ به او ارزانی می‌شود و از سوی هیچ شیطان مطرود از درگاه خدا و جبار ستمگری نسبت به مال و فرزند و جسمش به بدی‌ای مبتلا نمی‌شود و چون در شب یا روز آن (جمعه) از دنیا رود، خدای متعالی در قیامت او را شهید برمی‌انگیزد و با شهدا و همرتبه با آنان به بهشتش وارد می‌کند[۷۵] نیز کلینی و شیخ طوسی از سلیمان جعفری نقل کرده‌اند که گفت: امام ابوالحسن (موسی بن جعفر) را دیدم که به فرزندش قاسم فرمان داد بر بالین برادرش که در حال احتضار بود،‌سوره صافّات بخواند. هنگامی که به آیه ﴿فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ[۷۶] رسید، جوان از دنیا رفت. پس از تجهیز آن میت به امام گفتند که مرسوم است بر بالین محتضر سوره یس بخوانند؛ چرا شما به قرائت سوره صافّات فرمان دادید؟ امام فرمود فرزندم! اگر بر محتضری که جان دادن او سخت شده باشد سوره صافّات قرائت شود، خداوند راحتی او را تسریع می‌کند[۷۷] نسائی از عبدالله بن عمر نقل کرده که رسول خدا ضمن توصیه مکرر به ما درباره سَبُک خواندن نماز، در نماز جماعت سوره صافّات می‌خواند[۷۸] از این روایت برمی‌آید که برخی اصحاب پیامبر در نماز گاه سوره‌های طولانی می‌خواندند.[۷۹]

منابع

پانویس

  1. المیزان.
  2. «سوگند به آن فرشتگان که نیک صف بسته‌اند» سوره صافات، آیه ۱.
  3. «پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام» سوره انبیاء، آیه ۸۷.
  4. «در میان جهانیان بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.
  5. تفسیر قمی.
  6. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
  7. «دلی پاک» سوره صافات، آیه ۸۴.
  8. «که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد» سوره صافات، آیه ۸۴.
  9. «پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند» سوره صافات، آیه ۱۵۹.
  10. «مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۱۶۰.
  11. «و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر که جایگاهی معیّن دارد» سوره صافات، آیه ۱۶۴.
  12. صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره صافات»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  13. مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۱۳.
  14. نک: التبیان، ج ۸، ص۴۸۰؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۱.
  15. «ستم‌پیشگان و همگونان ایشان و آنچه را به جای خداوند می‌پرستیدند گرد آورید و به راه دوزخ راهنمایی کنید» سوره صافات، آیه ۲۲.
  16. «و بی‌گمان می‌گفتند:» سوره صافات، آیه ۱۶۷.
  17. نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۱؛ جمال القراء، ج ۲، ص۵۳۹.
  18. نک: روض الجنان، ج ۱۶، ص۱۷۲.
  19. «سوگند به آن فرشتگان که نیک صف بسته‌اند» سوره صافات، آیه ۱.
  20. التحریر و التنویر، ج ۲۳، ص۵.
  21. نک: الاتقان، ج ۱، ص۱۵۷؛ نیز التفسیر الوسیط، ج ۱۲، ص۳.
  22. البحر المحیط، ج ۹، ص۸۹؛ برای آگاهی از احتمالات دیگر نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۱؛ روح المعانی، ج ۱۲، ص۶۳.
  23. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «صافات / سوره»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۷.
  24. «و چون نشانه‌ای (شگرف) ببینند به ریشخند می‌گیرند» سوره صافات، آیه ۱۴.
  25. «و می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره صافات، آیه ۱۵.
  26. «و می‌گفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.
  27. «و او و خانواده‌اش را از بلایی سترگ رهاندیم» سوره صافات، آیه ۷۶.
  28. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «صافات / سوره»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸.
  29. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «صافات / سوره»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸.
  30. نک: فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۲۹۸۱؛ التفسیر الحدیث، ج ۴، ص۲۳۵.
  31. المیزان، ج ۱۷، ص۱۲۱.
  32. «سوگند به آن فرشتگان که نیک صف بسته‌اند * آنگاه به آنها که (ابرها را) تند می‌رانند * و به آن خوانندگان (کتاب آسمانی) که نیک یادآوری می‌کنند * که بی‌گمان خدای شما یگانه است» سوره صافات، آیه ۴.
  33. ﴿إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ * رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ * إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ * وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ * لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلإِ الأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ * دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ * إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ «که بی‌گمان خدای شما یگانه است * پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار خاورها * ما آسمان نزدیک‌تر را به آرایه ستارگان، آراسته‌ایم * و (آن را) از هر شیطان سرکشی نیک نگاه داشته‌ایم * که به (گفتار) گروه (فرشتگان) فراتر گوش نمی‌توانند داد و از هر سو هدف (تیرهای شهاب) قرار می‌گیرند * تا دور شوند و آنان عذابی پایا خواهند داشت * مگر کسی که ربایشی ویژه کند که شهابی فروزان در پی‌اش می‌افتد» سوره صافات، آیه ۱۰.
  34. نک: المیزان، ج ۱۷، ص۱۲۵.
  35. «و می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست * گفتند: آیا چون ما بمیریم و خاک و استخوان شویم برانگیخته خواهیم شد؟» سوره صافات، آیه ۱۵ و ۱۶.
  36. التحریر و التنویر، ج ۲۳، ص۲۲.
  37. الکشاف، ج ۴، ص۳۹.
  38. «پس آنان در این روز در عذاب مشترکند» سوره صافات، آیه ۳۳.
  39. «(او دیوانه نیست) بلکه حقیقت را (با خود) آورده و پیامبران (پیشین) را راست دانسته است» سوره صافات، آیه ۳۷.
  40. «گوینده‌ای از ایشان می‌گوید: همانا مرا همدمی بود * (که) می‌گفت: آیا ت و نیز (رستخیز را) راستین می‌دانی؟ * آیا هنگامی که بمیریم و خاک و استخوان‌هایی شویم، کیفر خواهیم یافت؟ * می‌گوید: آیا شما (بر آن دوزخی) دیده‌ور هستید؟ * آنگاه، (خود) دیده‌ور می‌شود و او را در میانه دوزخ می‌بیند» سوره صافات، آیه ۵۱-۵۵.
  41. «و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضرشدگان (در دوزخ) بودم» سوره صافات، آیه ۵۷.
  42. ﴿إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ * فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ * فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ * عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ * يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ * بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ * لا فِيهَا غَوْلٌ وَلا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ * وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ * كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ «مگر بندگان ناب خداوند * که آنان را روزی شناخته‌ای است * میوه‌ها (ی بسیار)؛ و آنان را گرامی داشته‌اند * پروردگار کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند آنان را به (پاداش) ایمانشان راهنمایی می‌کند» * و آنچه کینه است از دل آنان می‌زداییم و برادروار بر اورنگ‌هایی روبه‌رو می‌نشینند * پیاله‌ای از شرابی روان بر آنان بگردانند؛ * (شرابی) درخشان، لذّت‌بخش نوشندگان؛ * نه سردردی در آن است و نه از آن مست می‌گردند * و نزد ایشان (زنانی) چشم فروهشتگانند درشت چشم‌اند * گویی آنان (در سپیدی)، تخم‌های فرو پوشیده پرندگان‌اند» سوره صافات، آیه ۴۰-۴۹.
  43. «آیا برای پذیرایی، این بهتر است یا درخت «زقّوم»؟» سوره صافات، آیه ۶۲.
  44. معانی القرآن،‌ ج ۲، ص۳۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ‌ص ۳۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۸۶.
  45. «بی‌گمان آن درختی است که در ژرفای دوزخ می‌بالد * شکوفه‌اش چون سر اهریمنان است * دوزخیان از آن می‌خورند و شکم‌ها را از آن می‌انبارند» سوره صافات، آیه ۶۴-۶۶.
  46. «به راستی آنان پدران خود را گمراه یافتند * و در پی آنان شتافتند» سوره صافات، آیه ۶۹-۷۰.
  47. «و همانا نوح ما را ندا می‌کرد و ما نیکو پاسخگو بودیم * و او و خانواده‌اش را از بلایی سترگ رهاندیم * و تنها فرزندان او را باقی گذاردیم * و در میان آیندگان از وی (نامی نیکو) بر جای نهادیم» سوره صافات، آیه ۷۵-۷۸.
  48. مجمع البیان،‌ ج ۸، ص۷۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۶۱.
  49. التبیان، ج ۴، ص۱۷۵؛ المیزان، ج ۷، ص۱۶۲.
  50. «گفتند: برآورده‌ای (پر آتش) برایش بسازید و او را در آتش افکنید * و خواستند نیرنگی در کار او کنند اما ما آنان را فروتر نهادیم» سوره صافات، آیه ۹۷-۹۸.
  51. مجمع البیان، ج ۸، ص۷۱۱؛‌ تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۱۰،‌ ص۳۲۲۰.
  52. «و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد * پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش! * پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۹۹-۱۰۱.
  53. «تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم * بی‌گمان این همان آزمایش آشکار بود * و به قربانی سترگی او را بازخریدیم» سوره صافات، آیه ۱۰۵-۱۰۷.
  54. «و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم * و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم» سوره صافات، آیه ۱۱۴-۱۱۵.
  55. «و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.
  56. «و نیز الیاس از پیامبران بود * و (یاد کن) آنگاه را که به قوم خود گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟ * پس او را دروغگو انگاشتند از این رو آنان را (در دوزخ) حاضر می‌گردانند» سوره صافات، آیه ۱۲۳ و ۱۲۴ و ۱۲۷.
  57. «و نیز لوط از پیامبران بود * (یاد کن) آنگاه را که ما او و تمام خانواده‌اش را رهانیدیم * جز پیرزنی را که در میان بازماندگان (در عذاب) بود * آنگاه دیگران را از میان برداشتیم» سوره صافات، آیه ۱۳۳-۱۳۶.
  58. «و او را به سوی یکصد هزار (نفر) یا بیشتر فرستادیم * آنگاه آنان ایمان آوردند و ما آنها را تا مدّتی بهره‌مند گرداندیم» سوره صافات، آیه ۱۴۷-۱۴۸.
  59. «و در میان آیندگان از وی (نامی نیکو) بر جای نهادیم * درود بر ابراهیم * این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم * بی‌گمان او از بندگان مؤمن ما بود» سوره صافات، آیه ۸۱.
  60. ﴿وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ «و به قربانی سترگی او را بازخریدیم» سوره صافات، آیه ۱۰۷.
  61. البرهان، ج ۴، ص۶۱۹.
  62. ﴿وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ * وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ «و شما پگاهان بر (ویرانه‌های) آنها می‌گذرید * و (نیز) شباهنگام؛ پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره صافات، آیه ۱۳۷-۱۳۸.
  63. «از آنان بپرس آیا دختران از آن پروردگار توست و پسران از آن آنان؟ * آیا ما فرشتگان را مادینه آفریدیم و آنها گواه بودند؟» سوره صافات، آیه ۱۴۹-۱۵۰.
  64. «چگونه داوری می‌کنید؟» سوره صافات، آیه ۱۵۴.
  65. «و میان او و پریان، خویشی نهادند و بی‌گمان پریان می‌دانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر می‌آورند * پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند» سوره مؤمنون، آیه ۱۵۸-۱۵۹.
  66. «و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر که جایگاهی معیّن دارد * و ماییم که صف‌زدگانیم * و ماییم که (خداوند را) به پاکی می‌ستاییم» سوره صافات، آیه ۱۶۴-۱۶۶.
  67. «آنگاه، آن (کتاب آسمانی) را انکار کردند و به زودی خواهند دانست» سوره صافات، آیه ۱۷۰.
  68. «و درباره بندگانی که فرستاده‌ایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است * که آنان یاری شده‌اند * و بی‌گمان تنها سپاه ماست که پیروز است» سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۳.
  69. نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۷۲۲.
  70. «پاکا که پروردگار توست آن پروردگار پیروزمند، از آنچه وصف می‌کنند * و درود بر پیامبران * و سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره انعام، آیه ۱۸۰-۱۸۲.
  71. نک: من و حی القرآن، ج ۱۹، ص۲۲۷.
  72. الکافی، ج ۲، ص۴۶۹؛ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۳۲۵؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۴۴۰.
  73. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «صافات / سوره»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۳۸.
  74. نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۱.
  75. نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۱.
  76. «اینک از ایشان بپرس آیا آنها در آفرینش سخت‌ترند یا آنان که ما آفریده‌ایم؟ ما آنها را از گلی چسبناک آفریده‌ایم» سوره صافات، آیه ۱۱.
  77. الکافی، ج ۳، ص۱۲۶؛ تهذیب، ج ۱، ص۴۲۷.
  78. تفسیر ابن کثیر، ج ۷، ص۳.
  79. طیب حسینی، سید محمود، مقاله «صافات / سوره»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۴.