صلوات بر محمد و آل محمد در قرآن
صلوات جمع «صلاة» است. صلاة به معانی دعا، استغفار و ثنا آمده است. مقصود از صلوات خدا بر انبیا و صالحان، ستایش نیک و به نیکی یاد کردن از آنان است[۱]. برخی صلوات از ناحیه خدا را به مغفرت و رحمت و ثنا و کرامت و صلوات ملائکه را به دعای آنان معنا کردهاند[۲]. در روایتی از امام صادق (ع) قریب به همین مضمون نقل شده است[۳]. واژههای مورد استفاده در مدخل، «صلّ»، «صلوات»، «صلوا» و «یصلون» است[۴].
مقدمه
این عنوان اهمیت ویژهای در تعظیم شعائر دینی و توجه به تلاش پیامبر دارد. بدینجهت سلام و صلوات از نقاط برجسته فرهنگ دینی و شعاری مسلمانان محسوب میشود و نوعی ابراز وجود و کسب هویت و نشان دادن پیوند با پیامبر ختمی مرتبت و الگو قرار دادن او است. صلوات با دو تعبیر آمده، یکی سلام خدا یا به صورت کلی به همه انبیای مرسل است: ﴿وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ﴾[۵] و گاهی سلام به نبی خاص مانند یحیی و عیسی است: ﴿وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ﴾[۶] و گاهی این سلام خاص به پیامبر اسلام است: ﴿سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ﴾[۷]. و گاهی صلوات. این صلوات به جز سلام است: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ﴾[۸] و تنها درود خدا نیست، درود خدا و ملائکه و درخواست از مؤمنین است و گاهی خدا دستور میدهد که به هنگام کار خوب انسانها و به ویژه دادن صدقه بر آنها صلوات و درود و دعا بفرستد: ﴿وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ﴾[۹] که صلوات پیامبر برای آنان مایه آرامش است. از اینرو فلسفه صلوات، بیان یک فرهنگ و ادب و شیوه دعا و تربیت معنوی و شعائر دینی و تعیین مسیر و نشاط دینی است.
- ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۱۰]. نکته: خداوند و فرشتگانش بر پیامبر رحمت و درود میفرستند ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ﴾[۱۱] این پیام را میدهدکه مقام پیامبر (ص) آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود میفرستند، اکنون که چنین است شما نیز با این پیام جهان هستی هماهنگ شوید، “ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمان او تسلیم باشید ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۱۲] او یک گوهر گرانقدر عالم آفرینش است، و اگر به لطف الهی در دسترس شما قرار گرفته مبادا ارزانش بشمرید، مبادا ارج و مقام او را در پیشگاه پروردگار و در نزد فرشتگان همه آسمانها فراموش کنید، او یک انسان است و از میان شما برخاسته ولی نه یک انسان عادی، کسی است که یک جهان در وجودش خلاصه شده است[۱۳]. علامه طباطبایی مینویسد کلمه “صلاة” در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلات خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلات ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مؤمنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او. و در اینکه قبل از امر به مؤمنین که بر او صلوات بفرستید، نخست صلات خود و ملائکه خود را ذکر کرده، دلالتی هست بر اینکه صلوات مؤمنین بر آن جناب به پیروی خدای سبحان، و متابعت ملائکه اوست، از طریق شیعه و سنی هم روایت بسیار زیاد رسیده، در اینکه طریق صلوات فرستادن مؤمنین بر آن جناب، این است که از خدا بخواهند بر او و آل او صلوات بفرستد[۱۴].
- ﴿وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۱۵].
- ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۶].
- ﴿أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۱۷].
- ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۱۸].
نکات
درآیات فوق این محورها مطرح گردیده است:
- تأیید خداوند از عمل گروهی از عربهای بادیهنشین که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند ﴿وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ﴾[۱۹] به همین دلیل هیچگاه انفاق در راه خدا را غرامت و زیان، نمیدانند، بلکه با توجه به پاداشهای وسیع الهی در این جهان و سرای دیگر، این کار را وسیله نزدیکی به خدا ﴿وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ﴾[۲۰] و مایه توجه و دعای پیامبر (ص) که افتخار و برکت بزرگی است میدانند ﴿وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ﴾[۲۱] و انفاق در راه خدا و توابع آن را - که همان درود و دعای رسول خدا (ص) به خیر و برکت است - همه را وسیلههای تقرب به پروردگار میدانند. و خداوند این طرز فکر آنها را با تأکید فراوان تصدیق میکند و میگوید: آگاه باشید که این انفاقها به طور قطع مایه تقرب آنها در پیشگاه خداوند است ﴿أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ﴾[۲۲] و به همین دلیل خدا آنان را به زودی در رحمت خود فرو میبرد ﴿سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ﴾[۲۳]
- خداوند به رسول گرامیاش دستور میدهد که حتی در برابر انجام وظائف واجب باید از مردم تشکر و تقدیر کرد، و به آنها دعا کرد ﴿وَصَلِّ عَلَيْهِمْ﴾[۲۴] و مخصوصاً از طریق معنوی و روانی آنها را تشویق نمود، و کلمه - صَلِّ - از - صَلاة - و به معنای دعا است، و از سیاق استفاده میشود که مقصود از این دعا، دعای خیر به جان و مال ایشان است، همچنان که از سنت چنین به یادگار رسیده که آن جناب در برابر کسی که زکات میداده چنین دعا میکرده که: خدا به مالت خیر و برکت مرحمت فرماید. و در جمله ﴿إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ﴾[۲۵] کلمه “سکن” به معنای چیزی است که دل را راحتی و آرامش بخشد، و منظور این است که نفوس ایشان به دعای تو سکونت و آرامش مییابد و این خود نوعی تشکر از مساعی ایشان است، همچنان که جمله ﴿وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۲۶] مایه آرامشی است که دلهای مکلفینی که این آیه را میشنوند و یا میخوانند به وسیله آن سکونت مییابد. این آیه شریفه متضمن حکم زکات مالی است، که خود یکی از ارکان شریعت و ملت اسلام است، هم ظاهر آیه این معنا را میرساند و هم اخبار بسیاری که از طرق امامان اهل بیت (ع) و از غیر ایشان نقل شده است[۲۷]. جالب این که مأموران وصول مالیات موظف شدهاند از مردم تشکر کنند، و این دستور به عنوان یک حکم مستحبّ در برنامههای اسلامی روشنگر عمق جنبههای انسانی در این دستورها است.
- لطف و رحمت عمومی خدای متعال شامل همه افراد میشود، ولی درود و صلوات و رحمت خاص خدا برای شکیبایان و صابران است. ﴿أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ﴾[۲۸] خدا صابران را غرق در رحمت ویژه خود میکند و تشویق صابران از طرف خدا به ما این نکته تربیتی را میآموزد که در جامعه اسلامی، احترام خاصی برای افراد صابر و مقاوم قایل شویم.
- خداوند بر شما درود وصلوات، رحمت میفرستد، و فرشتگان او نیز - برای شما تقاضای رحمت میکنند- ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ﴾[۲۹] تا شما را از ظلمات -جهل و شرک و کفر - بیرون آورد و به سوی نور - ایمان و علم و تقوا - رهنمون شود ﴿لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ﴾[۳۰] چرا که او نسبت به مؤمنان رحیم و مهربان است ﴿وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۳۱] و به همین دلیل هدایت و رهبری آنها را بر عهده گرفته و فرشتگانش را نیز مأمور امداد آنها نموده است. (آری این آیه بشارتی است بزرگ برای همه سالکان راه حق و به آنها نوید میدهد که از جانب معشوق کششی نیرومند است، تا کوشش عاشق بیچاره به جایی برسد! آری! این رحمت خاص خداست که مؤمنان را از ظلمات اوهام و شهوات و وساوس شیطانی بیرون میآورد و به نور یقین و اطمینان و تسلط بر نفس رهنمون میگردد که اگر رحمت او نبود این راه پرپیچ و خم هرگز پیموده نمیشد[۳۲]. و علامه طباطبائی ذیل آیه مینویسند معنای جامع کلمه “صلاة” - به طوری که از موارد استعمال آن فهمیده میشود - انعطاف است، چیزی که هست این معنای جامع به خاطر اختلاف مواردی که به آن نسبت داده میشود مختلف میشود، و به همین جهت بعضی[۳۳] گفتهاند: صلات از خدا به معنای رحمت، و از ملائکه به معنای استغفار، و از مردم دعا است، لکن این را نیز باید دانست که هر چند صلات از خدا به معنای رحمت است، اما نه هر رحمت، بلکه رحمت خاصی که ذخیره آخرت برای خصوص مؤمنین است، و سعادت آخرتی آنان و فلاح ابدیشان، مترتب بر آن میشود، و بدین جهت است که به دنبال جمله مورد بحث علت صلوات فرستادن خدای تعالی را چنین بیان کرده: ﴿لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۳۴] صلوات میفرستد، تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد، چون او همواره نسبت به مؤمنین رحیم است[۳۵][۳۶].
رابطه سلام و صلوات
- سلام و درود ادبی انسانی به دیگران است. اما در جامعه دینی نوعی ارتباط و ایجاد پیوند است، به ویژه اگر با صلوات همراه باشد، که نوعی اقامه شعائر و حکایت از پیوند شخص با پیامبر را میکند. در این باره قرآن افزون بر آیاتی که دستور به سلام میدهد، مانند: ﴿وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ﴾[۳۷] ﴿وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ﴾[۳۸] ﴿وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[۳۹] ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ﴾[۴۰]؛ ﴿وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ﴾[۴۱] اما صلوات معنایی دیگر دارد و جایگاه و اهمیت ویژهای برای نشان دادن پیوند و همراهی دارد که به این دستور خاص اشاره شده است.
- ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۴۲]
- ﴿وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۴۳]
نکات
درود بر پیامبرهدف مشخصی دارد برای اینکه درود تکریم و اجلال وتعظیم است وآن درود وصلوتی که در آیه: ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۴۴] آمده است درود و صلوات مغفرت وتطهیر و اخراج مردم از ظلمات به سوی نور است، پس دو صلات و درود به یک معنی نیستند ". [۴۵] اما در حقیقت فلسفه و غایت صلوات بر پیامبر و مؤمنین با شعار درود بر پیامبر اعلام همبستگی است و در آیه صلوات بر پیامبر و مؤمنین است از صیغه جمع - عَلَیکمْ - وَ کٰانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً - استفاده میشود.[۴۶].
آیه صلوات
از آنجا که در آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۴۷]، ابتدا صلوات خدا و ملائکه بر پیامبر اکرم (ص) مطرح شده و سپس به مؤمنان دستور داده که بر آن حضرت صلوات بفرستند، آن را آیه صلوات نامیدهاند.
"صلوات" از ریشه "ص ل و" یا "ص ل ی" در لغت به معنای گرم کردن با آتش، عبادت مخصوص و دعا آمده است. صلوات از جانب خدا، رحمت و از جانب مؤمنان به معنی طلب رحمت است[۴۸].
برخی معنای "ص ل و" را توجه و انعطاف و معنای "ص ل ی" را ملازمت با آتش دانستهاند[۴۹]. در التحقیق معنای "ص ل و" (ناقص واوی) را عبادت مخصوص و آن را از لغت عبری دانسته که به لغت عرب راه یافته است و اصل معنای آن را در لغت عرب به معنای ثناءِ جمیل، ذکر کرده که شامل نماز و نیز، شامل درود و صلوات فرستادن بر پیامبر میشود. و "ص ل ی" (ناقص یایی) را به معنی عرضه شدن بر آتش دانسته و معنا کرده است[۵۰].
صلوات، کلمه کانونی یک میدان از مفاهیم در قرآن است که از طریق اتصال شبکهای معنای، ویژهای میدهد که فراتر از معنای مفرد آن نیست. صلوات به عنوان کلمه کانونی دارای ارتباط طولی باخدا (درخواست از خدا) و درود و رحمت فرستادن دارد و از جهت عرضی دارای ارتباط با فرد از یک سوی و پیامبر و آل پیامبر از سوی دیگر است. دیگر اضلاع آن عبارتند از عبادت، تقرب به خدا، دعا، ملائکه. در قرآن صلوات دارای بار مثبت است. صلوات با توجه به ارتباطش با شبکه مفهومی فوق، حکایت از یک مفهوم و عبادت دینی خاص به قصد قدردانی از پیامبر و آل پیامبر دارد؛ یعنی به قصد عبادت خدا، بر پیامبر اکرم و آل او درود فرستد و از خدا برای آنان درخواست رحمت ویژه بکند.
در تفسیر نمونه آمده است: این آیه، نخست میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيّ﴾، خداوند و فرشتگانش بر پیامبر، رحمت و درود میفرستند؛ مقام پیامبر (ص) آن قدر والاست که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده بر او درود میفرستند، اکنون که چنین است شما نیز با این پیام جهان هستی هماهنگ شوید و بر او درود بفرستید... تعبیر به ﴿يُصَلُّونَ﴾ به صورت فعل مضارع، دلیل بر استمرار است یعنی پیوسته خداوند و فرشتگان، رحمت و درود بر او میفرستند، رحمت و درودی پیوسته و جاودانی. در اینکه میان ﴿صَلُّوا﴾ و ﴿سَلِّمُوا﴾ چه فرقی است؟ مفسران بحثهای مختلفی دارند. آنچه با ریشه لغوی این دو کلمه و ظاهر آیه مناسبتر به نظر میرسد این است که: ﴿صَلُّوا﴾ امر به طلب رحمت و درود فرستادن بر پیامبر است، اما ﴿سَلِّمُوا﴾ یا به معنی تسلیم در برابر فرمانهای پیامبر گرامی اسلام است چنانچه در آیه ۶۵ سوره نساء آمده: ﴿ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾[۵۱]، مؤمنان کسانی هستند که به داوری تو، تن دهند و حتی در دل از قضاوتت کمترین ناراحتی نداشته باشند و تسلیم مطلق گردند. چنانچه در روایتی از امام صادق (ع) میخوانیم: ابوبصیر از محضرش سؤال کرد: منظور از صلوات بر پیامبر (ص) را فهمیدهایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود: منظور، تسلیم بودن در برابر او در هر کاری است[۵۲]؛ و یا به معنی سلام فرستادن بر پیامبر (ص) به عنوان «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ» و مانند آن میباشد، که محتوایش تقاضای سلامت پیامبر (ص) از پیشگاه خداست[۵۳].
در تفسیر المیزان آمده است: اینکه قبل از امر به مؤمنین مبنی بر صلوات پیامبر (ص)، نخست صلوات خود و ملائکه خود را ذکر کرده، دلالت میکند بر این که صلوات مؤمنین بر آن جناب به پیروی خدای سبحان و متابعت از ملائکه اوست[۵۴]. از این آیه برخی وجوب صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم (ص) را استفاده نمودهاند. البته فقهاء صلوات بر او در تشهد نماز را واجب دانسته و بدون آن، نماز را باطل میدانند مگر فراموش کند که در این صورت اگر محلش نگذشته برگردد و اگر گذشته بعد از نماز قضا کند و در این صورت سجده سهو هم واجب است و در موقع ذکر اسم مبارک او هم، باید صلوات فرستاد[۵۵].
برخی از مفسران اهل تسنن وجوب صلوات بر پیامبر را در تمامی عمر، یک بار قائل شدهاند و برخی وجوب آن را در هر مجلسی یک بار واجب دانستهاند و برخی نیز، گفتهاند هر گاه نام پیامبر برده شود صلوات واجب است[۵۶]. روایت شده که مردی یهودی به امیرمؤمنان عرض کرد: پیامبر شما افضل است یا پیامبران گذشته؟ و سپس گفت خدا به ملائکه دستور داد که به حضرت آدم سجده کنند و همه آنان سجده کردند پس حضرت آدم افضل است. امیرمؤمنان در جواب فرمود: این سجود عبادت و پرستش خدا و اعتراف به فضیلت آدم بود و خدا افضل از این را به پیامبر ما داده است، زیرا خدا و همه ملائکه، او و مؤمنان به طور مستمر بر پیامبر اکرم صلوات میفرستند و این برتر از فضیلت آدم است [۵۷]. در نتیجه پیامبر اکرم (ص) با این صلوات مستمر خدا و ملائکه، افضل از سایر پیامبران و ملائکه میباشد.
در روایتی از حضرت رسول (ص) آمده است: بخیلترین مردم کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات بفرستد. همچنین امام صادق (ع) فرمود: "سنگینترین عملی که روز قیامت در ترازوی اعمال گذاشته میشود، صلوات بر پیامبر و اهل بیت آن حضرت است"[۵۸]. از انس بن مالک از ابیطلحه روایت شده که گفت داخل شدم بر پیامبر اکرم (ص)، پس ندیدم هیچ روزی که مسرورتر و شادابتر از آن روز باشد و نه شخصی خوشبوتر از آن حضرت، پس عرض کردم: ای رسول خدا، ندیدم هرگز شما را خوشبوتر و پاکیزهتر و مسرورتر از امروز، فرمود: چرا چنین نباشد در حالی که جبرئیل همین لحظه از نزد من بیرون رفت و گفت: خداوند تعالی فرمود: کسی که بر تو یک صلوات بفرستد من در عوض آن، ده صلوات بر او میفرستم و ده گناه از او محو نمایم و ده حسنه برای او در پروندهاش بنویسم[۵۹].
بر اساس روایات بسیاری از جوامع روایی شیعه و اهل سنت، باید هنگام صلوات بر محمد (ص)، آل محمد نیز افزوده شود. سیوطی در تفسیر خود از بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، نسائی، ابنماجه و برخی دیگر نقل میکند که مردی به پیامبر (ص) گفت: سلام بر تو را میدانیم؛ اما صلوات بر تو چگونه است؟ پیامبر (ص) فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ». سیوطی افزون بر این حدیث، هجده حدیث دیگر را نقل کرده که همه آنها دلالت میکند هنگام صلوات، آل محمد نیز باید افزوده شود. به نقل ابنحجر در صواعق، پیامبر اکرم (ص) از اینکه مؤمنان بر او صلوات ناقص بفرستند و فقط بگویند: ﴿اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ﴾[۶۰]، نهی کرده و فرموده است: در صلوات بگویید: ﴿اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ﴾. روایات شیعه در این باره فراوان است [۶۱].
فخر رازی نیز در کیفیت صلوات، ذکر آل محمد را لازم دانسته است[۶۲]. در تفسیر مجمع البیان آمده است: ابوحمزه ثمالی گوید: سُدی و حمید بن سعد انصاری و برید بن ابیزیاد از عبدالرحمن بن لیلی از کعب بن عجزه برای من حدیث کردند که گفت وقتی این آیه نازل شد، گفتیم: ای رسول خدا، سلام بر شما را شناختیم پس صلوات بر شما چگونه است؟ فرمود: بگویید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»[۶۳].
از عبدالله بن مسعود روایت شده که گفت: هر گاه بر پیامبر (ص) صلوات فرستادید، پس صلوات خوب بر آن حضرت اهداء کنید چون مسلماً شاید این صلوات را به محضر آن حضرت برسانند. گفتند: پس ما را یاد بده که چگونه صلوات بفرستیم. گفت: بگویید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ رَسُولِ الرَّحْمَةِ اللَّهُمَّ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»[۶۴].
از ابوبصیر روایت شده که گفت از امام صادق (ع) از این آیه پرسیدم و گفتم: صلوات خدا بر پیامبر چگونه است؟ فرمود: ای ابومحمد، تزکیه و پاکیزه نمودن اوست در آسمانهای بلند. گفتم: شناختم صلوات خود را بر آن حضرت، پس تسلیم چگونه است؟ فرمود: آن تسلیم شدن و گردن نهادن برای اوست در کارها. پس بنا بر فرمایش امام صادق (ع) معنای قول خدا ﴿وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾ چنین است: گردن نهید به اوامر او و جدیت و کوشش کنید در طاعت و پیروی از او در تمام آنچه شما را به آن امر میکند [۶۵].
با توجه به آنچه که گذشت روشن میشود که صلوات بر پیامبر اکرم (ص) را باید با صلوات بر آل او همراه باشد و نیز افضلیت پیامبر اکرم بر سایر انبیا با صلوات مستمر خدا و ملائکه بر او روشن میشود.[۶۶]
ثنا بر پیامبر(ص)، اهلبیت(ع) و مؤمنان
صلوات جمع «صلات» و در لغت به معنای دعا، استغفار[۶۷]، تعظیم، رحمت، برکت[۶۸]، تبریک، تمجید و تزکیه آمده است[۶۹]. بیشتر لغتشناسان ریشه اصلی این ماده را «ص - ل - ی» دانستهاند[۷۰]؛ ولی برخی با این استدلال که جمع صلات «صلوات» و تثنیه آن «صلوان» است، ریشه این ماده را «ص - ل - و» شمردهاند[۷۱]. برخی دیگر این ماده را دارای دو ریشه مستقل از یکدیگر شمرده و گفتهاند «صلات» از ریشه «ص - ل - و» از لغت سریانی و آرامی گرفته شده[۷۲] و به معنای مطلق ثنای جمیل است؛ از جانب خدا باشد یا فرشتگان یا رسول خدا(ص) یا عموم انسانها و «صلات» از ریشه «ص - ل - ی» به معنای نزدیک و عرضه کردن بر آتش برای سوزاندن و کباب کردن است[۷۳]. صلات در اصطلاح فقه در دو معنا به کار رفته است:
- اقوال و اعمال خاصی که با قصد قربت انجام میشود و آغازش تکبیر و پایانش تسلیم است[۷۴] و از این رو به این عمل«صلات» گفته شده که دربردارنده دعا و ثناست[۷۵].
- دعا برای پیامبر(ص)[۷۶] و اهلبیت(ع) و دیگر مقربان الهی[۷۷]؛ همچنین به درود خاص بر پیامبر و اهلبیت آن حضرت(ع) نیز «صلوات» گفته شده و الفاظ ثنای یاد شده نزد امامیه و برخی عالمان اهل سنت کلماتاللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ یااللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ است[۷۸]؛ ولی بیشتر عالمان اهل سنت کلماتاللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ»[۷۹] یا اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلی ٰ آلِ مُحَمَّدٍ[۸۰] و تعبیرهایی دیگر را برای ادای صلوات بهکاربردهاند[۸۱]. در روایات و ادعیه منقول از معصومان(ع) برای صلوات اقسام و اوصافی همچون صلوات هموزن عرش الهی[۸۲]، صلوات پیوسته و باقی[۸۳]، بینهایت[۸۴]، طیّب و طاهر، تطهیرکننده، مبارک، بالنده، شریف و بافضیلت[۸۵]، بافضیلتتر، بهتر، زیباتر، کاملتر، پاکتر، تطهیرکنندهتر، بالندهتر، برتر[۸۶]، صلوات جامع همه صلواتهای جن و انس و دیگر مخلوقات خدا و صلواتی محیط بر همه صلواتهای پیشین و پسین خداوند[۸۷] ذکر شده است.
واژه «صلوات» و مشتقات آن در قرآن فراوان به کار رفتهاند که در برخی آیات، مراد از آن کنیسههای یهود یا عبادتگاه صابئیان یا محل نماز مسیحیان در سفرهاست[۸۸]؛ مانند﴿لَّهُدِّمَتْ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٌۭ وَصَلَوَٰتٌۭ﴾[۸۹] و در آیاتی دیگر مقصود عبادت مخصوص (نماز) است؛ مانند﴿وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾[۹۰] و در آیاتی نیز مراد از آن اصطلاح مورد بحث است که با تعبیرهایی گوناگون مانند﴿صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ﴾[۹۱]،﴿يُصَلِّى عَلَيْكُمْ﴾[۹۲] و ﴿وَصَلِّ عَلَيْهِمْ﴾[۹۳] بهکار رفته است.
صریحترین و مشهورترین آیه درباره صلوات آیه﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ﴾[۹۴] است که به «آیه صلوات» شهرت یافته است[۹۵]. قرآن کریم در این آیات از برخی مباحث صلوات مانند اهمیت صلوات، صلوات فرستندگان، شایستگان صلوات و برخی احکام فقهی این موضوع یاد کرده است.[۹۶]
ماهیت و مفهوم صلوات
قرآن کریم در آیاتی از صلوات خدا بر برخی بندگان خاص:﴿أُو۟لَـٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ﴾[۹۷] و صلوات خدا و فرشتگان الهی بر پیامبر اکرم(ص):﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ﴾[۹۸] و صلوات خدا بر مؤمنان سخن به میان آورده:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُ﴾[۹۹] و در برخی آیات نیز از صلوات پیامبر اکرم(ص) بر مؤمنان:﴿وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ أَلَآ إِنَّهَا قُرْبَةٌۭ لَّهُمْ﴾[۱۰۰] و صلوات مؤمنان بر پیامبر اکرم(ص) یاد کرده است:﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴾[۱۰۱] با توجه به صدور ثنای یادشده از سوی خداوند، فرشتگان، پیامبر اکرم و مؤمنان در این آیات، درباره مفهوم صلواتهای یادشده در روایات دیدگاههای متعددی در کلمات مفسران بیان شدهاند: امام صادق(ع) مراد از صلوات خدا را رحمت او و صلوات فرشتگان را تزکیه (ستودن) و صلوات مردم را دعا و طلب رحمت از جانب آنان دانسته است[۱۰۲]. در نقلی دیگر، مقصود از صلوات خدا بر پیامبر(ص) تزکیه و ثنای آن حضرت و مراد از صلوات فرشتگان مدح و ستایش آن حضرت و مقصود از صلوات مردم دعای آنان برای پیامبر و تصدیق و اقرار به برتری آن حضرت دانسته شده است[۱۰۳]. در حدیثی دیگر، معنای صلوات خدا بر پیامبر(ص)، تزکیه آن حضرت در آسمانها و پیراسته شمردن آن حضرت از هرگونه نقص و آفت آفریدگان دانسته شده و معنای صلوات مؤمنان بر پیامبر، پیراسته شمردن و معرفی آن حضرت است به اینکه خدا از هر نقصی که در آفریدگان است او را پیراسته دانسته، پس هرکس آن حضرت را بهگونهای دیگر معرفی و وصف نماید، بر او صلوات نفرستاده است[۱۰۴]. در روایتی از امام کاظم(ع) نیز صلوات بر پیامبر(ص) به معنای ماندن شخص بر عهد و پیمانی دانسته شده که وی با خداوند متعالی بسته و در آیه﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا۟ بَلَىٰ...﴾[۱۰۵] از آن یاد شده است[۱۰۶]. مفسران نیز صلوات خدا را به معنای رحمت او[۱۰۷]، رحمت و مغفرت او[۱۰۸]، رحمت و برکت[۱۰۹]، رحمت و رضوان او[۱۱۰] یا رحمت خاص خدا به مؤمنان و ضامن سعادت اخروی و رستگاری ابدی آنان تفسیر کردهاند[۱۱۱]. صلوات فرشتگان را نیز به معنای استغفار[۱۱۲] یا استغفار و دعا و طلب رحمت[۱۱۳] دانستهاند، از این رو برخی آیه ۵ سوره شوری را که در آن از استغفار فرشتگان برای اهل زمین یاد شده:﴿وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ...وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِى ٱلْأَرْضِ﴾[۱۱۴] [۱۱۵]، نیز آیات ۷ - ۸ سوره غافر را که از استغفار و دعای فرشتگان برای مؤمنان سخن به میان آورده است، مؤید این معنا شمرده[۱۱۶] و صلوات انسانها را دعا[۱۱۷] و استغفار برای پیامبر[۱۱۸] یا صلوات معروف بر پیامبر با جملات خاص دانستهاند[۱۱۹]. برخی، صلوات انسانها بر پیامبر(ص) را در درود لفظی منحصر ندانسته و گفتهاند هر کس، اعم از مؤمن یا غیرمؤمن و با اراده یا بیاراده یکی از سنتهای پیامبر را بیاموزد یا به آن عمل یا به آن استدلال کند یا سنت یادشده را بنویسد یا فضایل آن حضرت را بازگوید، در واقع بر آن حضرت صلوات فرستاده است[۱۲۰]. برخی نیز با استناد به آیه﴿أُو۟لَـٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌۭ﴾[۱۲۱] برآناند که صلوات غیر از رحمت است؛ زیرا در آیه یادشده افزون بر جدا ذکر شدن این دو، صلوات به لفظ جمع و رحمت مفرد یاد شده و تفاوت این دو آن است که صلوات عطیه و رحمت خاص خدا و رحمت عطیه و موهبت عام اوست. ایشان سپس صلوات در همه موارد را به معنای انعطاف و توجه دانسته و گفته است که مراد از صلوات خدا، توجه او به بنده با رحمت خویش و مراد از صلوات فرشتگان توجه آنان به سوی انسانها با واسطه شدن در رساندن رحمت و مراد از صلوات مؤمنان بازگشت بهسوی خدا و طلب رحمت است با عبودیت[۱۲۲].[۱۲۳]
جایگاه و اهمیت صلوات
صلوات بر مؤمنان به طور عام و بر پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت آن حضرت(ع) بهگونه خاص در قرآن و روایات جایگاه و اهمیت بالایی دارد. قرآن کریم در آیه ۴۳ سوره احزاب خداوند و فرشتگان را در شمار صلوات فرستندگان بر مؤمنان شمرده است:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُ﴾[۱۲۴]. و در آیه ۵۶ سوره احزاب افزون بر مؤمنان، خداوند و همه فرشتگان الهی در شمار ثناگویان پیامبر اکرم شمرده شدهاند:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴾[۱۲۵]. بر پایه روایات متعدد تفسیری، مراد از صلوات در آیه یادشده درود فرستادن بر پیامبر و اهلبیت آن حضرت است. ((ادامه مقاله، شایستگان صلوات) امام رضا(ع) صلوات در آیه یادشده را از نشانههای برگزیدگی پیامبر(ص) و اهلبیت آن حضرت(ع) برشمرد که خداوند در آیه۳۳ سوره آل عمران از آن سخن به میان آورده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحًۭا وَءَالَ إِبْرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمْرَٰنَ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ﴾[۱۲۶] [۱۲۷]. تعبیر﴿يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ﴾ که در قالب فعل مضارع آمده و نیز افتتاح جمله یادشده با جمله اسمیه:﴿ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُ﴾ و حرف تأکید﴿ِانَّ﴾ نشان دهنده استمرار صلوات خدا و فرشتگان بر پیامبر اکرم(ص) و مؤکّد بودن این عمل است[۱۲۸]؛ همچنین ذکر نام﴿ٱللَّهَ﴾ در صلوات یادشده، از این رو که﴿ٱللَّهَ﴾ جامع همه صفات جمال و جلال الهی است به جای اسامی و اوصاف دیگر خداوند، نشان دهنده عظمت صلوات یادشده و شایستگان این صلوات است[۱۲۹]. امام صادق(ع) در پاسخ این پرسش که فرشتگان چگونه بر پیامبر اکرم(ص) صلوات میفرستند، در حالی که قرآن ازتسبیح پیوسته آنان در شب و روز یاد کرده است:﴿يُسَبِّحُونَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ﴾[۱۳۰] فرمود پس از آفرینش پیامبر اکرم(ص) خداوند به فرشتگان فرمان داد تا به مقدار صلوات بر آن حضرت از تسبیح خدای سبحان بکاهند، از این رو صلوات بر آن حضرت همانند ذکر تسبیحات چهارگانه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) از سوی آنان است[۱۳۱]. امام رضا(ع) نیز ذکر صلوات را همانند ذکرهای تسبیح و تهلیل و تکبیر خداوند شمرد[۱۳۲]. در روایات متعدد دیگر حضرت ابراهیم[۱۳۳] و همه رسولان الهی(ع)[۱۳۴] از ثناگویان بر محمد و آل محمد دانسته شدهاند. بر پایه روایتی از امام صادق(ع) فرمان یافتن مؤمنان به صلوات بر پیامبر اکرم(ص) در آیه ۵۶ سوره احزاب به جهت نیاز آن حضرت به صلوات آفریدگان و ثناگویی از سوی آنان نبوده است؛ زیرا پس از صلوات و تزکیه پیامبر از سوی خدا، آن حضرت به صلوات آفریدگان و تزکیه آنان نیازی ندارد، بلکه صلوات مؤمنان برای تقرب جستن خود آنان به خدا و افزایش فضل و کرامت آنان در نزد خدا بوده است[۱۳۵]. براساس حدیثی دیگر، پیامبر اکرم در پاسخ ۴۰ تن از یهودیان که قصد تکذیب آن حضرت را داشتند، خود را برتر از پیامبران پیشین شمرد و یکی از ادله برتری خود را آیه «صلوات» دانست که در آن خداوند بر آن حضرت درود فرستاده، در حالی که چنین ثنایی از سوی خداوند بر هیچ یک از پیامبران پیشین وجود ندارد[۱۳۶]. همچنین علی(ع) صلوات خداوند بر پیامبر اکرم(ص) را برتر از سجود فرشتگان بر حضرت آدم دانست؛ زیرا خداوند افزون بر ثنای خویش بر آن حضرت، همه فرشتگان و همه آفریدگانش را به صلوات بر آن حضرت تا روز قیامت فرمان داده است[۱۳۷]. برخی دیگر در تبیین این امر گفتهاند که صلوات بر پیامبر(ص) از این رو از سجده فرشتگان برتر است که اولاً سجده بر آدم یک بار و برای زمانی محدود بود؛ ولی صلوات بر پیامبر تا قیامت تداوم دارد. ثانیاً بر حضرت آدم تنها فرشتگان سجده کردند؛ ولی در صلوات بر پیامبر افزون بر فرشتگان، خدای سبحان و همه مؤمنان نیز مشارکت دارند[۱۳۸]. افزون بر این، بر پایه برخی روایات، سجده فرشتگان بر حضرت آدم به سبب وجود نور پیامبر اکرم و اهلبیت(ع) در صلب آدم بوده[۱۳۹] در حالی که صلوات بر پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) به جهت تعظیم خود این خاندان است.
امام رضا(ع) نیز مراد از «صلات» در آیه﴿وَذَكَرَ ٱسْمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ﴾[۱۴۰] را صلوات بر محمد و آل او پس از یاد خداوند از سوی بنده دانست[۱۴۱]. امام صادق(ع) نیز در روایاتی کامل شدن نماز را با صلوات بر پیامبر(ص) دانست و نماز تارک عمدی صلوات بر پیامبر را نماز نشمرد[۱۴۲] و فرمود چنین عبادتی او را به راه بهشت رهنمون نخواهد شد[۱۴۳]؛ نیز آن حضرت در تفسیر آیه﴿..لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًۭا﴾[۱۴۴] اهلبیت(ع) را کسانی دانست که در قیامت اجازه سخن گفتن به آنان داده میشود و سخن آنان در آن روز تمجید خدا و صلوات بر پیامبر(ص) و درخواست شفاعت برای پیروان این خاندان است[۱۴۵].[۱۴۶]
آثار و برکات صلوات
صلوات آثار و برکات فراوانی در دنیا و آخرت دارد. قرآن کریم در آیه ۴۳ سوره احزاب صلوات خدا و فرشتگان بر مؤمنان را خارج کننده آنان از تاریکیها به سوی نور و برخاسته از رحمت ویژه الهی به آنان دانسته است:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَكَانَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًۭا﴾[۱۴۷]. مراد از خروج مؤمنان از تاریکیها، خروج آنان از جهل به سوی معرفت خدا و از گمراهی به سوی هدایت یا از تاریکیهای آتش به سور نور بهشت است[۱۴۸]. برخی، مراد آیه را خروج مؤمنان از تاریکیهای گناهان به سوی نور طاعت[۱۴۹] یا خروج آنان از تاریکیهای فراموشی و غفلت از خدا به سوی نورِ یاد خدا دانستهاند[۱۵۰]. در آیهای دیگر صلوات پیامبر بر مؤمنان، مایه تقرب آنان به خدا و ورودشان به رحمت الهی شمرده شده است[۱۵۱]:﴿وَمِنَ ٱلْأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَـٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ أَلَآ إِنَّهَا قُرْبَةٌۭ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ﴾[۱۵۲]؛ همچنین در آیهای دیگر صلوات پیامبر(ص) بر مؤمنان مایه آرامش آنان بهشمار آمده است:﴿...وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۵۳]؛ زیرا در پرتو صلوات پیامبر، رحمت الهی بر دل و جان آنان فرود میآید. افزون بر این، آنان احساس میکنند که اگر در ظاهر اموالی را از دست دادهاند، در برابر، به دعا و ثنای پیامبر دست یافتهاند[۱۵۴]. در روایات نیز برای «صلوات» و درود فرستادن بر پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) برکات فراوانی ذکر شده است: رسول خدا(ص) صلوات در آیه ۵۶ سوره احزاب را از علم مکنون الهی دانست و فرمود هرکس پس از شنیدن نام من، صلوات فرستد، دو فرشته موکَّل بر من برای او آمرزش میطلبند و در صورت ترک صلوات، دو فرشته یادشده از خدا عدم آمرزش او را میخواهند و در هر مرتبه خدا و فرشتگان دیگر آمین میگویند[۱۵۵]. امام صادق(ع) نیز فرمود هرکس پس از نماز صبح و مغرب، پیش از تغییر دادن حالت بدن یا سخن گفتن با دیگران آیه صلوات را تلاوت کند و بر پیامبر و فرزندان او صلوات فرستد، خداوند ۱۰۰ حاجت دنیوی و اخروی او را برمیآورد[۱۵۶]. علی(ع) نیز صلوات بر پیامبر را وسیله دستیابی به رحمت الهی شمرد و با استشهاد به آیه صلوات، مؤمنان را به زیاد صلوات فرستادن بر پیامبر فرمان داد[۱۵۷]؛ همچنین امام صادق(ع) پس از تفسیر صلوات در آیه یادشده و چگونگی آن، پاداش چنین صلواتی را زدوده شدن همه گناهان، برخورداری از سرور پیوسته، استجابت دعاها، برآورده شدن حاجات، وسعت رزق و همنشینی با پیامبر در بهشت دانست[۱۵۸] و در روایتی دیگر آن حضرت، ضمن سفارش به صلوات فراوان، فرمودند کسی که یک بار بر آن حضرت صلوات فرستد، خداوند ۱۰۰۰ بار در میان ۱۰۰۰ صف از فرشتگان الهی بر او صلوات میفرستد و به سبب صلوات خدا و فرشتگان، همه آفریدگان خدا نیز بر او صلوات میفرستند[۱۵۹].[۱۶۰]
شایستگان صلوات
بر پایه آیات قرآن و روایات، برخی انسانها بهگونه خاص یا عام شایستگی ثنا و صلوات خدا، فرشتگان الهی و مؤمنان را دارند. شایستگان صلوات و چگونگی صلوات بر آنان بدین شرح است:
پیامبر و اهل بیت(ع)
قرآن کریم در آیه ۵۶ سوره احزاب از صلوات خدا و فرشتگان بر پیامبر اکرم(ص) یاد کرده و مؤمنان را به درود فرستادن بر آن حضرت فرمان داده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴾[۱۶۱]. علی(ع) فرمود از رسول خدا(ص) شنیدم که این آیه برای پس از قبض روح من نازل شده است[۱۶۲]، از این رو در روایتی آمده است که پس از قبض روح پیامبر(ص) و انجام غسل و کفن، اهل مدینه و اطراف آن گروه گروه بر آن حضرت وارد میشدند و پس از اینکه امیرمؤمنان آیه یادشده را تلاوت میکرد، بر آن حضرت صلوات میفرستادند[۱۶۳]. در سیره امام صادق(ع) نیز نقل شده که هنگام زیارت قبر رسول خدا(ص) این آیه را تلاوت و صلوات خداوند را برای آن حضرت از او طلب میکرد[۱۶۴] درباره چگونگی صلوات در آیه یادشده، در روایاتی پرشمار از طریق شیعه[۱۶۵] و اهل سنت[۱۶۶] به نقل از کعب بن عجزه آمده است که پس از نزول این آیه، اصحاب پیامبر چگونگی صلوات را از آن حضرت پرسیدند که آن حضرت آنان را به گفتن جملات﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ و بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ﴾ توصیه کرد. در روایتی دیگر، رسول خدا در پاسخ به پرسش یادشده، پس از سکوتی طولانی بهگونهای که اطرافیان آرزو کردند کاش چنین پرسشی نداشتند، آنان را به گفتن جملات﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ اَلنَّبِيِّ اَلْأُمِّيِّ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا...﴾[۱۶۷]. فرمان داد. این مضمون در روایات متعدد منقول از صحابه دیگر همچون ابن عباس[۱۶۸]، ابو سعید خدری[۱۶۹]، ابن مسعود انصاری[۱۷۰]، طلحة بن عبیدالله[۱۷۱]، زید بن خارجه[۱۷۲] و ابو حمید ساعدی[۱۷۳] آمده است.
در روایات منقول از طریق شیعه، صلوات بر پیامبر(ص) تنها با ضمیمه کردن کلمه «آل» یاد شده و از صلوات بدون آن نهی شده است؛ از جمله در روایتی، شخصی از امام صادق(ع) از چگونگی صلوات در آیه ۵۶ سوره احزاب پرسید که آن حضرت در پاسخ، مؤمنان را به گفتن جملات﴿صَلَوَاتُُ اَللَّهِ وَ صَلَوَاتُُ مَلاَئِكَتِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمِيعِ خَلْقِهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ﴾ فرمان داد[۱۷۴]. در روایتی از امیرمؤمنان علی(ع) به نقل از رسول خدا(ص) نیز آمده است که آن حضرت مسلمانان را از صلوات ابتر نهی کرد و آنان را به درود فرستادن بر پیامبر و آل آن حضرت فرمان داد[۱۷۵]. در روایاتی دیگر رسول خدا کسانی را که اهلبیت را همراه با آن حضرت در صلوات یاد نکنند، از یافتن بوی بهشت محروم دانست[۱۷۶] و از بازگردانده شدن صلوات آنان خبر داد[۱۷۷] و فرمود صلوات اینان پس از پیچیده شدن، به صورتشان زده میشود[۱۷۸]. امام باقر(ع) نیز کسی را که تنها بر پیامبر(ص) درود فرستاد، از ستم به حقوق اهلبیت نهی کرد و او را به گفتن جملات﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ﴾ فرمان داد[۱۷۹]. مراد از اهلبیت پیامبر(ع) به نظر امامیه و بسیاری از اهل سنت[۱۸۰]، حضرت علی و فاطمه و فرزندان آنان است. ((اهلبیت) در بیشتر روایات منقول از اهلسنت نیز صلوات بر پیامبر همراه با صلوات بر اهلبیت نقل شده است؛ از جمله برخی از فقیهان اهل سنت در نگاشتههای خود بیش از ۵۰ صلوات منقول از پیامبر(ص) و برخی صحابه را نقل کردهاند که در همه این روایات صلوات بر آل پیامبر در کنار صلوات بر آن حضرت آمده است[۱۸۱]. در مقابل، در برخی روایات منقول از طریق اهل سنت از صلوات بر پیامبر(ص)[۱۸۲] یا صلوات بر پیامبر(ص) و همسران و فرزندان آن حضرت بدون ذکر «آل»[۱۸۳] یاد شده است:﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أزْواجِهِ وَ ذُرِیَّتِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ...﴾[۱۸۴]. که نشانههای جعل و تحریف در این روایات مشهودند؛ از جمله ذکر «آل» در «مشبّهٌ به» در این روایت:﴿كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ﴾. و روایات دیگرمنقول از اهل سنت، مانند﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ﴾[۱۸۵] نشان دهنده آن است که واژه «آل» در «مشبّه» - که صلوات بر پیامبر است - وجود داشته و از آن به جهت عدم حفظ راوی یا علل دیگر حذف شده است[۱۸۶]. برخی از عالمان اهل سنت حذف «آل» از این روایات را به جهت انگیزههای سیاسی، همچون تقیه و هراس از دولت اموی دانستهاند[۱۸۷].[۱۸۸]
مؤمنان
قرآن کریم مؤمنانی را که خداوند را بسیار یاد کرده و صبحگاهان و شامگاهان او را تسبیح میکنند، شایسته صلوات خداوند و فرشتگان الهی دانسته است:﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ ذِكْرًۭا كَثِيرًۭا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةًۭ وَأَصِيلًا * هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَكَانَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًۭا﴾[۱۸۹] امام صادق(ع) با استناد به آیه یادشده، صلوات بر مؤمن را جایز شمرد[۱۹۰]؛ همچنین بر پایه برخی روایات، مؤمنانی که بر پیامبر[۱۹۱] یا آل آن حضرت صلوات فرستند، فرشتگان یا خداوند و فرشتگان و همه آفریدگان خدا بر آنان صلوات میفرستند[۱۹۲].[۱۹۳]
صابران بر مصایب
قرآن در آیاتی کسانی را که بر مصیبتها صبر میکنند و هنگام رسیدن مصائب با گفتن جمله «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» مبدأ و معاد خود را از خدا و به سوی خدا میدانند بشارت داده و آنان را شایسته صلوات خداوند و از هدایت یافتگان شمرده است:﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِينَ * ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَـٰبَتْهُم مُّصِيبَةٌۭ قَالُوٓا۟ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ * أُو۟لَـٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌۭ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُهْتَدُونَ﴾[۱۹۴]. امام صادق(ع) با استشهاد به آیه یادشده فرمودند چنانچه بنده مؤمن در برابر هر چیزی که خداوند آن را به قهر میگیرد صبر کند، خداوند به او سه چیز عطا میکند که اگر یکی از آنها به فرشتگان عطا شود، آنان خشنود خواهند شد و یکی از آن سه چیز صلوات خداوند بر آنان است[۱۹۵].[۱۹۶]
انفاق کنندگان در راه خدا
خدای متعالی به پیامبر اکرم فرمان داده است تا زکات اموال مؤمنان را دریافت کند و بر آنان صلوات فرستد؛ زیرا دعای آن حضرت مایه آرامش آنان است:﴿خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾[۱۹۷]. طبق برخی نقلها هرگاه مؤمنان زکات اموالشان را به پیامبر میدادند آن حضرت دعا میکرد[۱۹۸] که خداوند به آنان و اموالشان خیر و برکت دهد[۱۹۹]، چنان که میفرمود:﴿اللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِمْ﴾(۳) و درباره أبن ابی الأوفی که زکاتش را به آن حضرت داد، به خدا عرض کرد﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى آلِ أَبِي أَوْفَى﴾[۲۰۰]. برخی مفسران، صلوات بر مؤمنان را منحصر در الفاظ یادشده ندانسته و برآناند که ثنای توصیه شده با الفاظی همچونبَارَکَ اللّهُ لَکَ یا آجَرَکَ اللّهُ و مانند آنها نیز رواست[۲۰۱]؛ همچنین در آیهای دیگر، قرآن کریم از عمل برخی عربهای بادیهنشین یاد کرده که اموال خود را برای تقرب به خدا و صلوات پیامبر(ص) در راه خدا انفاق میکنند:﴿وَمِنَ ٱلْأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَـٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ...﴾[۲۰۲]. سپس قرآن در ادامه آیه یادشده، انفاقهای آنان[۲۰۳] یا انفاق و صلوات پیامبر(ص)[۲۰۴] را سبب تقرب آنان به خدا و ورود آنان به رحمت الهی دانسته است:﴿أَلَآ إِنَّهَا قُرْبَةٌۭ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ﴾[۲۰۵].[۲۰۶]
احکام فقهی صلوات
صلوات بر پیامبر(ص)
فقیهان اسلامی درباره حکم فقهی صلوات بر پیامبر(ص) و نیز جایگاه گفتن آن آرایی دارند:
صلوات بر پیامبر در نماز
قرآن کریم در آیه ۵۶ سوره احزاب به مؤمنان فرمان داده است بر پیامبر(ص) صلوات فرستند:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا﴾[۲۰۷]. با توجه به امر «صَلُّوا عَلَیْهِ» در آیه، فقیهان درباره حکم فقهی صلوات اختلاف نظر دارند: مشهور فقیهان امامیه برآناند که صلوات بر پیامبر(ص) در دو تشهد نماز واجب است و برخی بر این حکم ادعای اجماع کردهاند[۲۰۸]. دلیل اینان آیه یادشده است که مؤمنان را به صلوات بر پیامبر فرمان داده است و امر بر وجوب دلالت دارد و چون به اجماع فقیهان این عمل در غیر نماز واجب نیست، پس باید در تشهد نماز واجب باشد[۲۰۹]. دلیل دیگر، روایات منقول از پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) است که در آنها نمازگزاران به صلوات بر پیامبر و آل او در نماز فرمان یافتهاند و نماز بیصلوات نامقبول دانسته شده است[۲۱۰]. دلیل دیگر، سیره آن حضرت است که در تشهد نماز بر خود و آل خویش صلوات میفرستاد و با توجه به سخن رسول خدا که مسلمانان را به تأسی به خویشتن در چگونگی برپاداشتن نماز فرمان داده[۲۱۱]، همگان باید در تشهد نماز بر پیامبر و آل آن حضرت صلوات فرستند[۲۱۲]. بیشتر فقیهان اهل سنت صلوات بر پیامبر را در تشهد نخست نماز مشروع ندانسته[۲۱۳]؛ ولی برخی از آنان صلوات را در آن مباح یا مکروه دانستهاند[۲۱۴]؛ اما در تشهد دوم، شافعی با استناد به آیه یادشده و نیز روایات و سیره پیامبر(ص) در این مورد، صلوات بر آن حضرت را واجب و در صورت ترک صلوات، اعاده نماز را لازم شمرده است[۲۱۵]. نظر احمد بن حنبل و دیدگاه صحیح میان فقهای حنبلی نیز با استناد به روایاتی از رسول خدا(ص) همین است[۲۱۶]. در مقابل، بیشتر فقیهان اهل سنت با استناد به روایاتی دیگر صلوات بر آن حضرت را در تشهد نماز واجب ندانسته یا آن را مستحب شمردهاند[۲۱۷].[۲۱۸]
صلوات بر پیامبر در غیر نماز
درباره صلوات بر پیامبر در غیر نماز نیز دیدگاههای فقیهان متفاوتاند: شماری از فقیهان شیعه و اهل سنت این عمل را واجب دانستهاند؛ لیکن برخی از پیروان این دیدگاه برآناند که در طول عمر یک بار واجب است و برخی آن را در هر مجلس یک بار واجب دانستهاند. برخی نیز گفتهاند هر گاه نام پیامبر برده شود، صلوات بر آن حضرت واجب است[۲۱۹]. برخی نیز بدون تعیین عددی خاص، صلوات یا فراوان صلوات فرستادن را واجب شمردهاند[۲۲۰]. دلیل وجوب به نظر برخی از اینان، آیه ۵۶ سوره احزاب است که مؤمنان را به صلوات بر آن حضرت فرمان داده است؛ با این استدلال که در آیه بهگونه مطلق مسلمانان به صلوات بر آن حضرت فرمان یافته و اطلاق یادشده غیر حال نماز را هم دربرمیگیرد[۲۲۱]. برخی دیگر صلوات بر پیامبر(ص) را شکر عملی مسلمان در برابر احسان آن حضرت دانسته[۲۲۲] و گفتهاند ترک صلوات هنگام شنیدن نام پیامبر(ص) به معنای برخورد مساوی هنگام شنیدن نام پیامبر با شنیدن نام دیگران است، در حالی که قرآن مؤمنان را از برخورد یکسان هنگام ذکر نام پیامبر با دیگران نهی کرده است:﴿لَّا تَجْعَلُوا۟ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَآءِ بَعْضِكُم بَعْضًۭا﴾[۲۲۳] [۲۲۴]. دلیل دیگر وجوب، روایات متعددی است که در آنها مؤمنان به صلوات فرستادن بر پیامبر هنگام شنیدن نام آن حضرت مأمور شدهاند، یا در آنها ترک کنندگان صلوات بر آن حضرت به کیفر الهی تهدید شدهاند؛ با این استدلال که امر به صلوات و وعید بر ترک آن در این روایات نشانه وجوب این عمل است[۲۲۵]. در مقابل، مشهور فقیهان امامیه[۲۲۶] و بسیاری از فقیهان اهل سنت[۲۲۷] وجوب صلوات را نفی کرده یا آن را مستحب شمردهاند. دلیل اینان افزون بر ادعای اجماع یا اتفاق بیشتر فقیهان متقدم و متأخر، لزوم پدید آمدن عسر و حرج در صورت وجوب صلوات، به ویژه صلوات فرستادن هنگام شنیدن همه اسامی، اوصاف و القاب آن حضرت، ذکر نشدن صلوات در بیشتر ادعیۀ دربردارنده نام پیامبر، فتوا ندادن فقیهان به وجوب صلوات در مواردی که نام آن حضرت در قرآن آمده و نیز ذکر نشدن صلوات در روایات مربوط به اذان و تعلیم ندادن آن به مؤذنان به سبب وجود نام پیامبر در اذان و اقامه است[۲۲۸]. برخی از پیروان قول به وجوب از این ادله پاسخ دادهاند[۲۲۹]. برخی دیگر با توجه به وجود روایات دلالت کننده بر وجوب صلوات و اتفاق فقیهان متقدم بر عدم وجوب، مقتضای احتیاط را فرستادن صلوات هنگام شنیدن نام پیامبر(ص) دانستهاند[۲۳۰].[۲۳۱]
صلوات بر غیر پیامبر(ص)
فقیهان اسلامی درباره جواز صلوات فرستادن بر غیر پیامبر اکرم(ص) از جمله آل او و دیگر مؤمنان، یا اختصاص آن به پیامبر(ص) دیدگاههای متفاوتی دارند: فقیهان امامیه[۲۳۲] و برخی عالمان اهل سنت[۲۳۳]، صلوات بر غیر پیامبر را بهگونه مستقل جایز شمردهاند. دلیل اینان نخست آیات قرآن است که در آنها خداوند بر غیر پیامبر صلوات فرستاده است:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُ﴾[۲۳۴]. امام صادق(ع) نیز با استشهاد به آیه ۴۳ سوره احزاب صلوات بر مؤمنان را جایز شمرده است[۲۳۵]. دلیل دیگر، سیره پیامبر(ص) است که در پاسخ به درخواست بانویی مبنی بر صلوات فرستادن بر وی و شوهرش، بر آنان صلوات فرستاد[۲۳۶]؛ نیز بر ابن أبی الأوفی که زکات اموالش را داده بود با کلمات ﴿اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى آلِ أَبِي أَوْفَى﴾[۲۳۷] و برای سعد بن عباده با کلمات﴿اَللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتكَ وَ رَحْمَتكَ عَلَى آلِ سَعْدِ بنِ عبَاده﴾[۲۳۸] صلوات فرستاد.
در مقابل، برخی عالمان اهل سنت صلوات بر غیر پیامبر را بهگونه مطلق جایز ندانسته یا برآناند که تنها همراه با صلوات بر آن حضرت رواست[۲۳۹]. دلیل اینان، نخست آیه ۶۳ سوره نور است که از یاد کردن نام پیامبر همانند یاد کردن نام دیگران منع کرده است؛ با این استدلال که اگر بر دیگران نیز صلوات فرستاده شود، لازمهاش یاد کردن از پیامبر و دیگران بهگونه یکسان است، در حالی که آیه یادشده ما را از این کار بازداشته است[۲۴۰]. دلیل دیگر آن است که صلوات، ثنای خاص و شعار برای مدح پیامبر اکرم است[۲۴۱] و برای دیگران باید غفران الهی را خواست:﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلْإِيمَـٰنِ﴾[۲۴۲] یا رضایت خدا را برای آنان درخواست کرد:﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحْسَـٰنٍۢ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ﴾[۲۴۳] [۲۴۴]. دلیل دیگر، روایتی منسوب به ابنعباس است که در آن تنها صلوات بر پیامبر اکرم(ص) جایز شمرده شده و برای دیگر مسلمانان به استغفار سفارش شده است[۲۴۵]؛ همچنین گفتهاند صلوات بر غیر پیامبر شعار روافض و اهل بدعت است که باید از آن پرهیز شود[۲۴۶]. در پاسخ از استدلال به آیه باید گفت قیاس کردن مورد بحث به آیه باطل است؛ زیرا آیه یادشده مسلمانان را از اینکه آن حضرت را تنها با نام «محمّد» و بدون القاب و کنیه صدا بزنند نهی کرده[۲۴۷] و آنان را به تعظیم و تکریم آن حضرت فراخوانده است و این معنا با تکریم و ثنای دیگران با لفظ صلوات منافات ندارد. شعار شدن صلوات برای ثنای پیامبر(ص) نیز دلیل منع کاربرد آن برای دیگران نیست. ضمن اینکه بر پایه روایات فراوان منقول از طریق شیعه و اهل سنت، ثنای یادشده تنها شعار برای رسول خدا نیست، بلکه برای پیامبر و آل آن حضرت شعار شده است، از این رو همانگونه که صلوات بر آل پیامبر(ع) همراه با صلوات بر آن حضرت جایز است، صلوات بر آنان بدون نام پیامبر هم جایز خواهد بود[۲۴۸]. استغفار و طلب رضایت خدا برای دیگران که در آیات ۱۰ سوره حشر و ۱۰۰ سوره توبه آمده نیز با صلوات فرستادن بر دیگران منافات ندارد. مؤید این امر آن است که با وجود آیات یادشده، خداوند خود در آیاتی دیگر بر غیر پیامبر صلوات فرستاده است[۲۴۹]. روایت منسوب به ابنعباس نیز تنها از طریق عکرمه نقل شده است که بسیاری او را از خوارج و غیر موثّق و کذّاب دانستهاند[۲۵۰] و بر فرض صحت، سخن ابنعباس حجیت ندارد؛ زیرا وی نه معصوم است و نه سخنش را به معصوم نسبت داده است[۲۵۱]. شعار روافض دانستن صلوات بر غیر پیامبر و اجتناب از همراه شدن با آنان نیز سخن باطلی است؛ زیرا اولاً رافضی نامیدن شیعیان نادرست و نسبت باطلی است که برخی از سنیان به شیعه دادهاند؛ زیرا شیعه هیچگاه راه و سنت پیامبر را ترک نکرده است. البته اگر مراد از رفض، ترک سقیفه و سیره سقفیان باشد، شیعه به آن افتخار میکند. ثانیاً صلوات یادشده برگرفته از آیات قرآن و سنت نبوی است که در آنها مکرر از صلوات بر غیر پیامبر بهگونه استقلال یاد شده است و ثالثاً لازمه پرهیز از شبیه شدن به روافض آن است که این افراد باید از انجام بسیاری از اعمال دیگر، همچون اقامه نماز و روزه و حج و زکات و عباداتی که شیعه انجام میدهد نیز بپرهیزند[۲۵۲].[۲۵۳]
صلوات بر زکات دهندگان
پیامبر اکرم فرمان یافت تا پس از گرفتن زکات، برای زکات دهندگان دعا کند؛ زیرا دعای او مایه آرامش آنان است:﴿وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ﴾[۲۵۴]. برخی، خطاب در آیه را ویژه پیامبر(ص) و افراد خاصی دانستهاند که آیه در باره آنان نازل شده است، از این رو دیگران را دربرنمیگیرد[۲۵۵]. برخی نیز حکم یادشده را دربرگیرنده پیامبر و حاکم اسلامی دانستهاند[۲۵۶]؛ ولی بسیاری آیه را عام دانستهاند که افزون بر پیامبر و حاکم اسلامی، شامل دیگران، از جمله فقیهان و گیرندگان زکات نیز میشود[۲۵۷]. برخی از فقیهان امامیه و اهل سنت این عمل را بر امام و حاکم اسلامی یا بر همه گیرندگان زکات واجب دانستهاند[۲۵۸]. دلیل وجوب، فرمان به صلوات در آیه است:﴿وَصَلِّ عَلَيْهِمْ﴾[۲۵۹]. افزون بر این، عمل یادشده بر واجب دیگر، یعنی گرفتن زکات عطف شده: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً﴾ که نشان تساوی حکم معطوف و معطوفٌ علیه است[۲۶۰]. در مقابل، مشهور فقیهان امامیه[۲۶۱] و بیشتر فقیهان اهلسنت[۲۶۲] این کار را مستحب شمردهاند. دلیل بر عدم وجوب، افزون بر اصل برائت[۲۶۳]، سیره پیامبر اکرم(ص) است که هنگام فرستادن معاذ برای گردآوری زکات، وی را به دعا برای زکات دهندگان مکلف نکرد[۲۶۴]. در توصیههای علی(ع) به گیرندگان زکات نیز با وجود بیان احکام و سنن پرشمار درباره گردآوری زکات، سخنی از سفارش مأموران به صلوات برای زکات دهندگان به میان نیامده است[۲۶۵]؛ همچنین دعا برای زکات دهندگان بر فقرا و مستحقان زکات واجب نیست. پس به طریق اولی بر امام و حاکم اسلامی واجب نخواهد بود[۲۶۶]. پیروان این نظریه، امر در آیه را بر استحباب حمل کردهاند[۲۶۷]؛ همچنین دعا برای پرداخت کنندگان زکات با هر تعبیری رواست[۲۶۸]؛ ولی برخی گفتهاند مستحب است با تعبیر «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فُلان» باشد؛ زیرا پیامبر با همین تعبیر برای زکات دهندگان دعا میکرد[۲۶۹]. در برابر، برخی با این استدلال که صلوات، ثنای خاص پیامبران الهی است، دعا برای زکات دهندگان را با واژه صلوات مکروه شمرده و دعاهای دیگری را بیان کردهاند[۲۷۰] که این نظریه از سوی فقهای امامیه و بسیاری از فقیهان اهل سنت مردود شمرده شده است[۲۷۱].[۲۷۲]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۰۰۶، «صلو».
- ↑ همان.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷ - ۸، ص ۵۶۸.
- ↑ فرهنگ قرآن، واژه «صلوات».
- ↑ «و درود بر پیامبران» سوره صافات، آیه ۱۸۱.
- ↑ «و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.
- ↑ «و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ تفسیر نمونه ج۱۷، ص۴۱۵.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۵۰۸.
- ↑ «و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ «بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ «و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «و دعاهای خیر پیامبر میشمارند» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «و برای آنها (به نیکی) دعا کن» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ «که دعای تو (مایه) آرامش آنان است» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ «و خداوند شنوایی داناست» سوره بقره، آیه ۲۲۴.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۹، ص۵۱۳.
- ↑ «بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است» سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)-» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ «تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ «و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج۳، ۶۱۸.
- ↑ روح المعانی، ج۲۲، ص۴۳.
- ↑ «تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان ج۱۶، ۴۹۳.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۵۸.
- ↑ «و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.
- ↑ «و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.
- ↑ «دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»» سوره یونس، آیه ۱۰.
- ↑ «درود بر شما به شکیبی که ورزیدهاید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.
- ↑ «بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک میآورند؟» سوره نمل، آیه ۵۹.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ الرسول الاعظم قرانیاً، ص ۳۱.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۵۱۳.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۳۰۰؛ مفردات، ص۴۹۰.
- ↑ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۲۸.
- ↑ التحقیق، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۵.
- ↑ «سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.
- ↑ بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۷.
- ↑ المیزان، ج۱۶، ص۳۳۸.
- ↑ اطیب البیان، ج۱۰، ص۵۲۳.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۲۳۳.
- ↑ بحار الانوار، ج۱۰، ص۲۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۹.
- ↑ الدر المنثور، ج۵، ص۲۱۶.
- ↑ آیههای نامدار، ص۹۳.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۱۸۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۷، ص۱۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۹۱، ص۸۸.
- ↑ مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۹.
- ↑ محققیان، رضا، مقاله «آیه صلوات»، دانشنامه معاصر قرآن کریم
- ↑ العین، ج ۷، ص۱۵۴، «صلو»؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۴۶۴، «صلا».
- ↑ المصباح، فیومی، ج ۱، ص۳۴۶؛ تاج العروس، ج ۱۹، ص۶۰۷، «صلی».
- ↑ مفردات، ص۴۹۰-۴۹۱، «صلا».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۰۰؛ مفردات، ص۴۹۰، «صلی».
- ↑ العین، ج ۷، ص۱۵۳.
- ↑ واژههای دخیل، ص۲۹۳ - ۲۹۴.
- ↑ التحقیق، ج ۶، ص۲۷۲-۲۷۵، «صلی».
- ↑ جامع المقاصد، ج ۲، ص۶؛ معجم لغة الفقهاء، ص۲۷۵.
- ↑ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۳۷۷.
- ↑ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۳۸۷.
- ↑ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۹۹.
- ↑ الاقناع، ج ۱، ص۱۲۷؛ جواهر الکلام، ج ۷، ص۶؛ ج ۱۰، ص۲۶۲.
- ↑ المجموع، ج ۳، ص۴۶۴؛ معجم لغة الفقهاء، ص۲۷۵.
- ↑ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۱۷۴؛ حاشیة رد المحتار، ج ۱، ص۱۳.
- ↑ المجموع، ج ۳، ص۴۶۴؛ کشاف القناع، ج ۱، ص۴۳۱.
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای۴۷؛ اقبال الاعمال، ج ۲، ص۹۲.
- ↑ المزار الکبیر، ص۲۲۰؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۴۱.
- ↑ المزار الکبیر، ص۵۸۳-۵۸۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص۵۱۲.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص۱۲۱؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ اقبال الاعمال، ج ۱، ص۱۴۱؛ بحار الانوار، ج ۹۹، ص۲۲۱.
- ↑ اقبال الاعمال، ج ۲، ص۹۱؛ المصباح، کفعمی، ص۶۷۴.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۷۱؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۵.
- ↑ سوره حج، آیه ۴۰.
- ↑ سوره بقره، آیه ۳. ﴿وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱرْكَعُوا۟ مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ﴾«و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید» سوره بقره، آیه ۴۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ الذریعه، ج ۲، ص۴۳۷؛ التجلی الاعظم، ص۳۳-۳۴.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۷۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ معانی الاخبار، ص۳۶۸؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۱۹۶.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۶؛ نور الثقلین، ج ۴، ص۳۰۰.
- ↑ بحار الانوار، ج ۹۱، ص۷۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۴۵.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
- ↑ معانی الاخبار، ص۱۱۶؛ بحار الانوار، ج ۹۱، ص۵۴.
- ↑ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۸۴؛ اضواء البیان، ج ۸، ص۲۴۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۱۶۷.
- ↑ التفسیر الوسیط، زحیلی، ج ۳، ص۲۰۸۶.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۲۳۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۳۲۹.
- ↑ نک: فتح القدیر، ج ۴، ص۳۴۵؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۲۹.
- ↑ تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۳۳؛ البحر المحیط، ج ۲، ص۴۱۹.
- ↑ «نزدیک است که آسمانها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش میخواهند؛ آگاه باشید که بیگمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است» سوره شوری، آیه ۵.
- ↑ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۳، ص۶۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۴.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۱۹۸؛ التفسیر الوسیط، طنطاوی، ج ۱۱، ص۲۲۱.
- ↑ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۱۵۷؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۲۹، ۳۳۸.
- ↑ فتح القدیر، ج ۴، ص۳۰۳.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۲۳۸.
- ↑ التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۲۳۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۷.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۳۶۱.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۷۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ «خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره عمران، آیه ۳۳.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص۲۰۸-۲۱۳؛ تحف العقول، ص۴۲۷-۴۳۳.
- ↑ حاشیة رد المحتار، ج ۱، ص۵۶۰؛ نمونه، ج ۱۷، ص۴۱۶.
- ↑ اشراقات من الصلاه، ص۴۳-۴۴.
- ↑ «شب و روز (خداوند را) به پاکی ستایش میکنند در حالی که سستی نمیورزند» سوره انبیا، آیه ۲۰.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸۲، ص۹۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۲۹-۳۳۰.
- ↑ الامالی، صدوق، ص۱۳۲؛ عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص۲۶۵.
- ↑ علل الشرایع، ج ۱، ص۳۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۱۹۴.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۵۲۴؛ بحار الانوار، ج ۸۳، ص۲۸۹.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸۷، ص۸۲؛ الصحیفة الصادقیه، ص۲۱۰.
- ↑ الاحتجاج، ج ۱، ص۵۵-۵۹؛ بحار الانوار، ج ۱۶، ص۳۲۷-۳۳۰.
- ↑ بحار الانوار، ج ۱۶، ص۳۴۲-۳۴۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۳۳.
- ↑ کفایة الطالب، ج ۲، ص۱۸۰؛ التجلی الاعظم، ص۲۰۵.
- ↑ بحار الانوار، ج ۲۶، ص۳۲۶-۳۲۷؛ کنز الدقائق، ج ۱، ص۳۵۸.
- ↑ «و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد» سوره اعلی، آیه ۱۵.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۴۹۴-۴۹۵؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۰۱.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۱۸۳؛ تهذیب، ج ۲، ص۱۵۹.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۴۹۵؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص۴۰۸.
- ↑ «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبا، آیه ۳۸.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸، ص۴۱؛ البرهان، ج ۵، ص۵۷۰.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۷۸.
- ↑ «اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۱۶۷؛ روح المعانی، ج ۲۲، ص۴۳.
- ↑ روح المعانی، ج ۲۲، ص۴۳.
- ↑ المیزان، ج ۱۶، ص۳۲۹.
- ↑ جامع البیان، ج ۵، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۰.
- ↑ «و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ «از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ نمونه، ج ۸، ص۱۱۸-۱۱۹.
- ↑ مجمع الزوائد، ج ۷، ص۹۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۵۲-۳۵۳.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸۳، ص۹۵-۹۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۱۰۰-۱۰۱.
- ↑ الکافی، ج ۸، ص۱۸-۱۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۴۱.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸۳، ص۹۶؛ ج ۹۱، ص۵۹؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۱۹۷.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۴۹۲؛ ثواب الاعمال، ص۱۵۴.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۰.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ الکافی، ج ۱، ص۴۵۱؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۵۲۵.
- ↑ الکافی، ج ۱، ص۴۵۰؛ الامالی، مفید، ص۳۱.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص۵۵۲؛ کامل الزیارات، ص۵۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۸، ص۱۷۹؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۱۹۷.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۶، ص۲۷؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص۱۶.
- ↑ مسند احمد، ج ۴، ص۱۱۹؛ المستدرک، ج ۱، ص۲۶۸.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۲، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۵۱۷.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۶، ص۲۷؛ سنن نسائی، ج ۳، ص۴۹.
- ↑ سنن نسائی، ج ۳، ص۴۷؛ جامع البیان، ج ۲۲، ص۵۴.
- ↑ سنن نسائی، ج ۳، ص۴۸؛ جامع البیان، ج ۲۲، ص۵۳.
- ↑ مسند احمد، ج ۱، ص۱۹۹؛ سنن نسائی، ج ۳، ص۴۹.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۱۸؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص۱۷.
- ↑ معانی الاخبار، ص۳۶۸؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۱۹۶.
- ↑ بحار الانوار، ج ۵، ص۲۰۹؛ ج ۹۰، ص۱۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۰۷.
- ↑ الامالی، صدوق، ص۲۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۰۳.
- ↑ نک: مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۵۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص۴۸۸.
- ↑ فضائل اشهر الثلاثه، ص۱۱۵؛ بحار الانوار، ج ۹۴، ص۸۱.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۴۹۵؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۰۲.
- ↑ الکافی، ج ۱، ص۲۸۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۱۸۲.
- ↑ شفاء السقام، ص۴۰۷-۴۱۵.
- ↑ سنن نسائی، ج ۳، ص۴۷؛ جامع البیان، ج ۲۲، ص۵۴.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۱۸؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص۱۷.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۱۸؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص۱۷.
- ↑ صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۱۸ - ۱۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص۳۸.
- ↑ التجلی الاعظم، ص۲۹۹-۳۰۰.
- ↑ سبل السلام، ج ۱، ص۱۹۳.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۱.
- ↑ «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید * اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۳.
- ↑ سبل السلام، ج ۱، ص۱۹۳.
- ↑ سنن ابن ماجه، ج ۱، ص۲۹۴؛ مسند احمد، ج ۳، ص۴۴۶.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۳۳۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۵، ص۴۶۸.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۳.
- ↑ «و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۵-۱۵۷.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۹۲-۹۳؛ الجواهر السنیه، ص۱۱۸.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۳.
- ↑ «از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۴۰۰.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۳۷۷.
- ↑ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۲۰۰؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۸.
- ↑ تقریب القرآن، ج ۲، ص۴۵۵.
- ↑ «و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۱، ص۷؛ التفسیر الوسیط، طنطاوی، ج ۶، ص۳۸۹.
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.
- ↑ سوره توبه، آیه ۹۹.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۴.
- ↑ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۳، ص۲۳۲؛ جواهر الکلام، ج ۱۰، ص۲۵۴.
- ↑ ریاض المسائل، ج ۳، ص۴۶۳.
- ↑ مسالک الافهام، ج ۱، ص۲۰۸؛ ریاض المسائل، ج ۳، ص۴۶۳- ۴۶۴.
- ↑ بحار الانوار، ج ۸۲، ص۲۷۹؛ مسالک الافهام، ج ۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۳، ص۲۳۳؛ مسالک الافهام، ج ۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
- ↑ المجموع، ج ۳، ص۴۶۰؛ المغنی، ج ۱، ص۵۷۶-۵۷۷.
- ↑ المجموع، ج ۳، ص۴۶۱.
- ↑ الام، ج ۱، ص۱۴۰-۱۴۱؛ المجموع، ج ۳، ص۴۶۵، ۴۶۷.
- ↑ المغنی، ج ۱، ص۵۷۹ - ۵۸۰.
- ↑ المبسوط، ج ۱، ص۲۹-۳۰؛ المغنی، ج ۱، ص۵۸۰؛ المجموع، ج ۳، ص۴۶۷.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۴.
- ↑ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۷؛ مستند الشیعه، ج ۵، ص۳۳۶-۳۳۷.
- ↑ الاستذکار، ج ۲، ص۳۱۹؛ سبل الهدی، ج ۱۲، ص۴۱۲.
- ↑ مسالک الافهام، ج ۱، ص۲۰۴؛ سبل الهدی، ج ۱۲، ص۴۱۱-۴۱۲.
- ↑ سبل الهدی، ج ۱۲، ص۴۱۱؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۱۳۳.
- ↑ سوره نور، آیه ۶۳.
- ↑ کنز العرفان، ج ۱، ص۱۳۳.
- ↑ کنز العرفان، ج ۱، ص۱۳۳؛ سبل الهدی، ج ۱۲، ص۴۱۶-۴۲۱.
- ↑ نک: الحدائق، ج ۸، ص۴۶۰؛ مستند الشیعه، ج ۵، ص۳۳۶.
- ↑ المبسوط، ج ۱، ص۲۹-۳۰؛ المجموع، ج ۳، ص۴۶۷.
- ↑ الحدائق، ج ۸، ص۴۶۱؛ مستند الشیعه، ج ۵، ص۳۳۷-۳۳۸.
- ↑ الرسائل الاحمدیه، ج ۱، ص۱۸۱.
- ↑ الحدائق، ج ۸، ص۴۶۰؛ مستند الشیعه، ج ۵، ص۳۳۸.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۵.
- ↑ زبدة البیان، ص۱۸۲ - ۱۸۳؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۱۳۹.
- ↑ الاستذکار، ج ۲، ص۳۲۴؛ عمدة القاری، ج ۲۲، ص۳۰۹.
- ↑ سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ بحار الانوار، ج ۹۱، ص۷۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۴۰۲-۴۰۳.
- ↑ مسند احمد، ج ۳، ص۳۹۸؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۳۴۲.
- ↑ احکام القرآن، ج صاص، ج۳، ص۲۰۰؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۸.
- ↑ مسند احمد، ج ۳، ص۴۲۱؛ سنن ابی داود، ج ۲، ص۵۱۵.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۲۷۳؛ مواهب الجلیل، ج ۱، ص۳۳؛ اعانة الطالبین، ج ۴، ص۳۹۱.
- ↑ الاستذکار، ج ۲، ص۳۲۴؛ مواهب الجلیل، ج ۱، ص۳۳.
- ↑ مواهب الجلیل، ج ۱، ص۱۳۳.
- ↑ سوره حشر، آیه ۱۰.
- ↑ سوره توبه، آیه ۱۰۰.
- ↑ مواهب الجلیل، ج ۱، ص۳۳.
- ↑ فتح الباری، ج ۸، ص۴۱۱؛ کشاف القناع، ج ۱، ص۴۳۲.
- ↑ المجموع، ج ۶، ص۱۷۲؛ مواهب الجلیل، ج ۱، ص۳۳.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷، ص۲۷۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۳۲۲.
- ↑ زبدة البیان، ص۱۸۳.
- ↑ ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَمَلَـٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَكَانَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًۭا﴾«اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
- ↑ تهذیب الکمال، ج ۲، ص۲۸۱-۲۸۴؛ دلائل الصدق، ج ۱، ص۱۹۱ - ۱۹۲.
- ↑ اشراقات من الصلاه، ص۴۶۷.
- ↑ اشراقات من الصلاه، ص۴۶۸.
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۶.
- ↑ سوره توبه، آیه ۱۰۳.
- ↑ مسالک الافهام، ج ۲، ص۲۲؛ غنائم الایام، ج ۴، ص۲۱۸.
- ↑ نک: الحدائق، ج ۱۲، ص۲۵۰.
- ↑ مسالک الافهام، ج ۲، ص۲۲.
- ↑ جامع المقاصد، ج ۳، ص۳۷؛ روح المعانی، ج ۱۱، ص۱۴.
- ↑ الخلاف، ج ۲، ص۱۲۵؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۲۲۸.
- ↑ کنز العرفان، ج ۱، ص۲۲۸.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۳۲۴؛ الحدائق، ج ۱۲، ص۲۵۰ - ۲۵۱.
- ↑ المغنی، ج ۲، ص۵۱۰؛ المجموع، ج ۶، ص۱۶۹؛ مواهب الجلیل، ج ۳، ص۱۰۶.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۳۲۴؛ الحدائق، ج ۱۲، ص۲۵۰.
- ↑ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۳۲۴؛ المجموع، ج ۶، ص۱۶۹؛ المغنی، ج ۲، ص۵۱۰.
- ↑ الحدائق، ج ۱۲، ص۲۵۰ - ۲۵۱.
- ↑ المغنی، ج ۲، ص۵۱۰؛ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۳۲۴.
- ↑ المجموع، ج ۶، ص۱۶۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۵، ص۳۲۴.
- ↑ المجموع، ج ۶، ص۱۶۹؛ منتهی المطلب، ج ۸، ص۳۱۲.
- ↑ المجموع، ج ۶، ص۱۶۹؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۴۲۰.
- ↑ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۴۱۹؛ نیل الاوطار، ج ۴، ص۲۱۷.
- ↑ همین مقاله، صلوات بر غیر پیامبر(ص)
- ↑ صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «صلوات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۸۸.